جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وهابي بودم!!! اما به عشق امام وانقلاب شيعه شدم

  1. #1
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367

    وهابي بودم!!! اما به عشق امام وانقلاب شيعه شدم




    وهابي بودم!!! اما به عشق امام وانقلاب شيعه شدم
    وهابي بودم!!! اما به عشق امام وانقلاب شيعه شدم

    اسم اصلي من سام شاين است
    که در پاسپورتم همين اسم آمده ولي اسم اسلامي ام شيخ صالح است. من در بانکوک به دنيا آمدم و ۴۹ سال دارم.
    پدر و مادر و اجدادم همگي شافعي مذهب بودند و هنوز هم هستند، من هم شافعي بودم حتي در جواني به دليل جذابيت مذهب وهابي و اين که دوست داشتم فعاليت هاي جدي در زمينه اسلامي داشته باشم، وهابي شدم ولي هر چه جلوتر رفتم ديدم توخالي تر از آن چيزي است که براي جوانان پرشور و مجاهد مسلمان مطرح مي کنند. همسرم هم شافعي مذهب و اهل يکي از شهرهاي جنوبي تايلند بود. وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد همه ما به فکر فرو رفتيم که چه چيزي در مذهب شيعه است که موجب مي شود پيرمردي مثل امام خميني با دست خالي انقلاب کند و پيروز شود. ما مشغول مطالعه و تحقيق بوديم، البته حتي زماني که من وهابي بودم و در دانشگاه درس مي خواندم و اهل مبارزه و تحقيق و فعاليت اجتماعي و سياسي بودم، من و دوستانم هميشه عکس امام خميني را در جيب لباس مان داشتيم و به ايشان عشق مي ورزيديم.

    «روز ارتحال امام (ره) شيعه شدم»


    وقتي امام رحلت کرد، دقيقا روزي که من و همسرم از طريق اخبار خارجي تلويزيون شنيديم که امام خميني از دنيا رفت، دنيا روي سرمان خراب شد، اين خبر خيلي ما را تکان داد. فکر کرديم هيچ راه ديگري نيست و خط و راه امام خميني که درست ترين راه اسلام در زمان ماست را بايد ادامه دهيم و بايد امروز تصميم بگيريم که با امام و خط و فکر و راه او باشيم و همان روز من و همسرم شيعه شديم. بعد من به ايران آمدم حدود ۱۲ سال اين جا بودم و در مدرسه عالي امام خميني قم فوق ليسانس علوم قرآني گرفتم. وقتي شيعه شدم دخترم «فدا» هنوز کوچولو بود، ايشان الان در سال چهارم رشته روابط بين الملل در دانشگاه بانکوک تحصيل مي کند، پسرم اسلم مترجمي زبان انگليسي مي خواند و دخترم زهرا که روز ميلاد حضرت فاطمه(س) در قم به دنيا آمد، کلاس پنجم ابتدايي است. بچه هاي من دوران کودکي شان را ايران بودند، اين جا درس خواندند و به خاطر همين فارسي را خوب مي دانند و خلاصه ايراني شدند.

    «فعاليت هاي اسلامي در بانکوک»


    الان من حسينيه اي در بانکوک دارم که امام جماعت آن جا هستم و ما آن جا فعاليت هاي گسترده اسلامي داريم. مديريت يک سايت اسلامي را بر عهده دارم و مجري و تهيه کننده يک برنامه تلويزيوني در کانال محلي به نام «الحق» هستم که براي مسلمانان تايلند برنامه پخش مي کند. مثلا ما فرمايشات رهبري را هم زمان ترجمه يا زيرنويس مي کنيم. تا دو سال پيش با شبکه انگليسي زبان پرس تي وي هم همکاري داشتم و به زودي در رشته معارف اسلامي که به تازگي در يکي از دانشگاه هاي دولتي تايلند، تاسيس شده تدريس خواهم کرد و فعاليت هاي خيلي گسترده ديگري که در زمينه اسلام داريم.

    «امام رضا(ع) پدر معنوي ماست»


    شما پس از مدت ها دوباره به ايران سفر کرده ايد و زائر حضرت رضا(ع) در مشهد شده ايد. از زيارت تان برايمان بگوييد؟
    مي دانيد که اين احساس گفتني نيست. ۵ سال از آخرين زيارت من گذشته و من در تمام اين ۵ سال انتظار مي کشيدم و دلتنگ حضرت رضا(ع) بودم. زماني که در قم تحصيل مي کردم ۴ بار به زيارت ايشان آمدم و اين پنجمين زيارت است. آن شب که به حرم رفتم از حضرت خجالت کشيدم که چطور ۵ سال بر من گذشته و من به زيارت نيامده ام. اين بار هم که آمدم به دعوت خودشان آمدم چون تحمل دوري ايشان برايم سخت شده بود. من مثل خيلي از مسلمانان ديگر که دور از ايران زندگي مي کنند، ايران را خانه دوم خودم و حضرت رضا(ع) را پدر معنوي خودم مي دانم. وقتي شيعه شدم پدرم به من پشت کرد اما من حديثي را شنيده ام که پيامبر(ص) مي فرمايد: «من و علي پدران اين امت هستيم. « من چنين حسي را نسبت به امام رضا(ع) دارم. شما به من گفتيد ۵ سال زمان طولاني نيست. ولي اگر به اين حرف تان دقيق تر فکر کنيد، مي بينيد واقعا اين طور نيست و ۵ سال زمان کمي نيست. ما هر چه هم گناه مرتکب شده باشيم به در حرم امام رضا(ع) که مي رسيم هنوز اذن دخول نخوانده، چشم مان پر اشک مي شود و از گناهانمان پشيمان مي شويم و همين به نظر من نشانه اين است که حضرت اجازه ورود به حرم شان را به ما داده اند و ما مي توانيم دوباره پيش ايشان برويم و در آغوش پدر معنوي مان قرار بگيريم. من در مدرسه اي تحصيل کرده ام که اسم امام خميني روي آن است و موسسش مقام معظم رهبري است و شنيده ام هزينه اش از امام رضا(ع) است به همين دليل حس مي کنم که من با پول امام رضا(ع) علم ياد گرفته ام و ايشان هم که پدر ماست، پس هر کاري که بتوانم بايد براي ايشان انجام دهم. آن شب که خدمت حضرت رسيدم دعايي کردم و به ايشان گفتم من بعد از مدت ها به ايران و به زيارت شما آمده ام، خودتان مرا به قم و خواهرتان حضرت معصومه(س) برسانيد.

    آدرس مطلب کاملتر
    اينجا



    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۵:۰۵
    وهابي بودم!!! اما به عشق امام وانقلاب شيعه شدم

  2. صلوات ها 13


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود