صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خلفای دیگر مانند حضرت علی سخنان حکمت آمیز و کرامت داشتند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    آیا خلفای دیگر مانند حضرت علی سخنان حکمت آمیز و کرامت داشتند؟




    آیا خلفای دیگر مانند حضرت علی سخنان حکمت آمیز و کرامت داشتند؟ این سخنان و حکمت ها در کدام کتاب هست؟ مثلا سخنان حضرت علی در نهج البلاغه هست. حکمتها و کرامات او در کتابهای زیادی هست. آیا ابوبکر و عم و عثمان هم سخنان حکیمانه داشتند؟ کرامت داشتند؟ اگر نداشتند چرا اهل سنت اصرار می کنند که از ایشان تبعیت کنند. خب اینها هم مثل بقیه مردم اند اگر این چیزها را نداشته باشند.

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    سجده
    نوشته
    90
    حضور
    6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    512

    چشمک لولا علی لهلک عمر




    با سلام به دوستان

    یکی از اساتید ما می فرمود یک وقتی عربستان تحت فشارهای زیاد قرار گرفت که چرا شیعیان اینقدر منابع قوی دارند و ما از خلفای به حق خود!!! هیچ نداریم لذا علمای آنها معجم هایی از خلفای خویش چاپ کردند استاد ما می فرمود من از آنجا که می دانستم به زودی اینها جمع می شود یک دوره از آن را تهیه کردم و برای خنده هر از گاهی آنها را می خواندم .

    عمر ابن خطاب در یک زمانی الاغ فروش بوده لذا کلمات گهربار زیادی در زمینه انواع الاغها دارد!!
    و....


    به علاوه این معجم ها به جزوه های کوچک بسیار شبیه تر بود تا کتاب خلفا !! مثلا کلمات عمر در حدود 50 صفحه بود که پس از چند ماهی با اعتراض برادران اهل تسنن همه آنها جمع آوری شد و حتی الان در کتابخانه های اهل تسنن هم پیدا نمی شود!!!

    لولا علی لهلک عمر
    این جمله ای است که به کرات از خود عمر نقل شده

    یا مهدی ادرکنی

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161




    بديهي است كه درمقابل درياي بيكران كرامات وفضايل اهل بيت مخالفان نيز براي بستن دهان طرفداران خودوشكستن انحصار فضايل مربوط به اهل بيت براي بزرگان خود فضيلت تراشي كنند ،مهم نيست كه ايافضايلي براي آنان نقل شده يانه بلكه مهم صحت وسقم اين فضايل است ،بيشتراين جعليات درزمان معاويه است اوابتدا به فضيلت تراشي درباره خلفاي ثلاثه اقدام كرد ولي پس ازاينكه ميدان رابازديد شروع به
    جعل احاديث درمدح خودش ودرذم حضرت علي(ع) واولادش نمود ويکي ازنمونه هاي آن «ثمره بن جندب» است که معاويه چهارصدهزاردرهم ازبيت المال به او دادتادرميان مردم شام سخنراني کندو ضمن آن بگويد آيات:
    وَ مِنَ النَّاسِ مَن ي عْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُاللّهَ عَلَى مَا فِيقَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ** وَ إِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِد َفِيِهَا وَي ُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَاللّهُ لاَيُحِبّ ُالفَسَادَ (12) درباره حضرت علي نازلشده !
    وآيه: وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ (13) درباره ابن ملجم نازل شده
    لذاكراماتي براي خلفاي ثلاثه وخود معاويه نقل شده كه اگر ماشبيه آن رابراي اهل بيت بگويم متهم به غلو ميشويم
    كرامات ابابكر:
    شیخ عبدالرحمن صفوری، ازعلمای شافعی برجسته اهل سنت در کتاب نزهة المجالس در ج 2، ص 184 می گوید
    عن أنس بن مالک قال: جاءت امرأة من الأنصار فقالت: یا رسول الله! رأیت فی المنام کأن النخلة
    التی فی داری وقعت، وزوجی فی السفر. فقال: یجب علیک الصبرفلن تجتمعی به أبدا. فخرجت المرأة باکیة فرأت أبابکر، فأخبرته بمنامها و لم تذکر له قول النبی صلی الله علیه و سلم، فقال: إذهبی فإنک تجتمعین به فی هذه اللیلة. فدخلت إلی منزلها و هی متفکرة فی قول النبی صلی الله علیه و سلم و قول أبی بکر، فلما کان اللیل و إذا بزوجها قد أتی، فذهبت إلی النبی صلی الله علیه وسلم و أخبرته بزوجها، فنظر إلیها طویلا فجاءه جبرئیل و قال: یا محمد! الذی قلته هو الحق، و لکن لما قال الصدیق إنک تجتمعین به فی هذه اللیلة استحیا الله منه أن یجری علی لسانه الکذب، لأنه صدیق فأحیاه .
    یک روز یک خانمی آمد پیش نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و عرض کرد که من دیشب خوابی دیدم وحشتناک: دیدم در حیاتمان یک درخت تنومند خرما هست و شکست و این افتاد در دامن من،‌ همسرم هم در سفر است و من نگرانم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: تسلیت می گویم، همسرت در سفر از دنیا خواهد رفت و تو بیوه خواهی شد. این زن هم نالان و گریان آمد بیرون و در بین راه، جناب ابوبکر را دید. می گوید به او نگفتم که به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابم را تعریف کردم، گفتم جناب ابوبکر، همچنین خوابی دیدم. ایشان فرمود: امشب شوهرت به خانه تو خواهد آمد و با تو همبستر خواهد شد. زن آمد خانه و فکر کرد و سخن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را با سخن ابوبکر مقایسه کرد. یک موقع دید در می زنند و درب را باز کرد و دید که شوهرش است. می گوید فردا رفتم خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گفتم شما در مورد خواب من اینگونه گفتید و ابوبکر اینگونه گفتند. جبرئیل نازل شد و گفت ای محمد! آنچه که گفته بودی که او کشته می شود، حق بود و ایشان مرده بود، ولی وقتی جناب ابوبکر به آن زن گفت که شما با شوهرت در رختخواب خواهید خوابید و خداوند هم حیا کرد که سخن ابوبکر دروغ از آب درآید، چون او صدیق است و خداوند هم شوهرت را زنده کرده به احترام ابوبکر.
    صفوری در همان صفحه ، ( و جردانی در مصباح الظلام ج2 ص 25) از نسفی نقل می کند که :
    ذکر النسفی إن رجلا مات بالمدینة فأراد النبی ( ص ) أن یصلی علیه فنزل جبریل وقال : یا محمد لا تصل علیه ، فامتنع فجاء أبو بکر فقال : یا نبی الله صل علیه فما علمت منه إلا خیرا ، فنزل جبریل وقال : یا محمد صل علیه ، فإن شهادة أبی بکر مقدمة علی شهادتی.
    نسفی می گوید : مردی در مدینه فوت کرد . پیامبر خواستند که بر وی نماز بخوانند که جبرئیل نازل شد و فرمود : ای محمد ، بر او نماز نخوان !!! پیامبر هم از نماز خواندن امتناع کرد . سپس ابوبکر آمد و گفت : ای رسول خدا ، بر او نماز بخوان که من غیر از خوبی از او چیزی ندیدم. پس جبرئیل نازل شد و فرمود : ای محمد ، بر او نماز بخوان که شهادت ابی بکر بر شهادت من مقدم است .
    مطلب خود را در مورد جناب ابی بکر ، با بیان کرامتی از ایشان در هنگام مرگ ایشان ، به پایان می رسانم.

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۱:۰۸

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    در برخی از کتب اهل سنت آمده است که :
    فقد روی أن أبا بکر رضی الله عنه لما حضرتی الوفاة قال لمن حضره إذا أنامت وفرغتم من جهازی فاحملونی حتی تقفوا بباب البیت الذی فیه قبر النبی صلی الله علیه وسلم فقفوا بالباب وقولوا السلام علیک یا رسول الله هذا أبو بکر یستأذن فإن أذن لکم بأن فتح الباب وکان الباب مغلقا بقفل فأدخلونی وادفنونی وإن لم یفتح الباب فأخرجونی إلی البقیع وادفنونی به فلما وقفوا علی الباب وقالوا ما ذکر سقط القفل وانفتح الباب وسمع هاتف من داخل البیت أدخلوا الحبیب إلی الحبیب فإن الحبیب إلی الحبیب مشتاق.
    روایت شده که زمانی که ابابکر در حال احتضار بود ، به کسانی که در کنار وی بودند گفت : زمانی که من رحلت کردم و شما از انجام غسل و تکفین من فارغ شدید ، من را به سمت در خانه ای که رسول خدا ( صلی الله علیه ( و آله)و سلم در آن دفن شده است بیرید . پس پشت در بایستید و بگویید : السلام علیک یا رسول الله . این ابابکر است که اجازه وارد شدن می خواهد. پس اگر به شما اجازه داده شد و قفل در باز شد ، پس من را وارد آنجا کنید و در آنجا دفن کنید . و اگر در باز نشد ، من را به بقیع ببرید و در آنجا دفن کنید.
    زمانی که حاضرین ، پشت در ایستادند و همان جملات را گفتند ، قفل در باز شد و ندایی از درون خانه آمد که : حبیب (ابابکر ) را به نزد حبیب(رسول الله)آوردید که حبیب (رسول الله) مشتاق دیدن حبیب (ابابکر ) است .
    تفسیر فخر رازی ج21 ص 87 ، السیره الحلبیه ج3 ص 493 ، تاریخ الخمیس ج2 ص 264 ، اخبار الدول ( هامش الکامل فی التاریخ ) ج1 ص 200 ، نزهه المجالس ج2 ص 198 ، کنزالعمال ج12ص 538 ، تاریخ مدینه الدمشق ج30 ص 436.
    کرامات عمر
    در مورد کرامات جناب عمر در کتب اهل سنت ، می توان کتابی جداگانه تالیف کرد .
    الغرض ما به اندک کراماتی در اینجا اکتفا می کنیم .
    عمر بن خطاب در مدینه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه بود و آیات قرآن را می خواند؛ نا گهان سه مرتبه گفت: «یا ساریه الجبل»، همه متحیر ماندند که چه اتفاقی افتاده؛ بعد از نماز از او پرسیدند که چه شد وسط خطبه این چنین گفتی؟ گفت: در حین خطبه خواندن، نگاهی کردم به ملکوت زمین و زمان، دیدم لشکری را که برای فتح نهاوند فرستادیم، دشمنان از 4 طرف می خواهند محاصره کنند و آنها را از بین ببرند، فرمانده شان ساریه بود، او را صدا زدم که بیائید به طرف کوه و از یک طرف با دشمن بجنگید، تا آنها از 4 طرف حمله نکنند؛ آنها هم آمدند به سمت کوه و جنگیدند. بعد از 3 ماه که لشکر آمد به مدینه، سؤال کردیم که آیا این قضیه را شما هم دیدید؟ گفتند: بله، در فلان روز در بیابان نهاوند بودیم که صدای عمر در فضا طنین انداز شد و همه لشکر هم صدای او را شنیدند و او از مدینه صدا زد: «یا ساریه الجبل»، و اگر صدای عمر نبود، همه از بین رفته بودیم و این پیروزی هم نصیب اسلام نمی شد.
    میزان اعتبار این روایت در نزد اهل سنت بسیار زیاد است به طوری که ابن حجر در الاصابه ج3 ص 5 در مورد این روایت می گوید : اسناده حسن .
    و ابن تیمیه در دقائق التفسیر ج2 ص 140 در ضمن فضایل عمر بیان می کند و آن را قبول دارد .
    این روایت ، جزء قطعیات اهل سنت است و ما به مدارکی مختصر از کتب اهل سنت درباره این روایت اشاره می کنیم.
    کنزالعمال ج12 ص 571 ( روایت را صحیح می داند ) ، کشف الخفاء ج2 ص 380 - 381 ، تفسیر فخر رازی ج21 ص 88 ، تاریخ مدینه الدمشق ج 20 ص 24 و ج44 ص 336 ، اسدالغابه ج2 ص 224 ، البدایه و النهایه ج7 ص 147 ، المغنی ( ابن قدامه ) ج 10 ص 552.
    رود نیل طغیان کرده بود و خانه های مردم در حال نابود شدن بود. به نزد عمر بن خطاب آمدند که : ای خلیفه رسول الله! به داد ما برس که خانه هایمان رفت. عمر بن خطاب گفت: یک سفالی برای من بیاورید؛ سریع برای او آوردند و با دست مبارکش بر روی آن سفال نوشت: ایها النیل! إن کنت تجری بأمرالله، فاجر؛ و إن کنت تجری بأمری فلا حاجة بنا إلیک. اگر به امر خداوند جاری می شوی، پس جاری شو و اگر به امر خودت جاری می شوی، ما کاری نداریم هر کاری می کنی بکن.
    بعد از آن، این رودخانه دیگر طغیان نکرد و مردم از طغیان رود نیل راحت شدند.

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    تفسیر فخر رازی ج21 ص 88 ، کنز العمال ج12 ص 561 ، قتوح الشام ج2 ص 69 ، معجم البلدان ج5 ص 335 ، البدایه و النهایه ج1 ص 29 ، السیره الحلبیه ج3 ص 140 ، تاریخ الخلفا ( سیوطی ) فصل کرامات عمر ص 125 ، العظمه ( ابن حیان اصفهانی ) ج4 ص 1424 ، تاریخ المدینه ( ابن شبه ) پاورقی ج2 ص 753 ( تحقیق : فهیم محمد شلتوت ) .
    فخر رازی در تفسیر خود ، برای عمر بن خطاب فضایلی دیگری هم نقل می کند :
    وقعت الزلزلة فی المدینة فضرب عمر الدرة علی الأرض وقال : اسکنی بإذن الله فسکنت وما حدثت الزلزلة بالمدینة بعد ذلک.
    روزی در مدینه زلزله شدیدی آمد ، عمر شلاق خود را بر زمین کوبید و گفت: أسکنی بإذن الله
    . آرام باش به اذن خدا، زمین هم آرام شد؛ بعد از آن،‌ در مدینه دیگر زلزله نیامد.
    تفسیر فخر رازی ج21 ص 88
    و در ادامه می گوید :
    وقعت النار فی بعض دور المدینة فکتب عمر علی خزفة : یا نار اسکنی بإذن الله فألقوها فی النار فانطفأت فی الحال.
    یکی از خانه های مدینه آتش گرفت و سرایت کرد به بخش أعظمی از خانه های مدینه. عمر بر کوزه ای نوشت: یا نار أسکنی بإذن الله. ای آتش به اذن خدا ساکن و خاموش شو، و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساکت و خاموش شد
    ولي از آنجا كه سخن حكمت آميز ديگر مثل كرامت تراشي نيست كه كسي مبلغي بگيرد وكرامتي بسازد لذادرايم ميدان يگر علي عليه السلام وديگر امامان يكه تاز ميدانند واين خود گواهي است براينكه كرامات اهل بيت مثل سخنان حكمت آميزاست وساختگي نيست وديگران اگركراماتشان ساختگي نيست پس سخنان حكمت آميزشان كجاست



  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31674

    شاد الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقا




    با سلام

    پس من هم يه چندتا فضيلتي بگم


    ابن حجر مکی (عالم متعصب سنی) در کتاب « صواعق المحرقة » آورده است که پیامبر (ص) فرمود:
    انا مدینة العلم و ابوبکر اساسها و عمر حیطانها و عثمان سقفها و علی بابها
    یعنی من شهر علم هستم و ابوبکر اساس آن٬ عمر دیوار آن٬ عثمان سقف آن و علی (ع) در آن است!

    (نميدونم كدوم شهر ديوار و سقف داشته كه اين دوميش باشه ؟ )
    در برخی کتب هم علمای اعلام به آن اضافه کرده اند که:
    و معاویة حلقتها !!!
    (و معاویه حلقه در آن است).


    در حدیث دیگری آمده است که پیامبر (ص) فرمود: اگر علم عمر در یک کفه ترازو قرار گیرد و علم تمامی مردم روی زمین در کفه دیگر٬ علم عمر سنگین تر خواهد بود.
    (در يك حديث هم مي فرمايند اگر گناه تمام جن و انس رو در يك كفه ي ترازو بزارن و گناه اين دو نفر رو در يك كفه باز هم گناه اين دو بر گناه جميع مردم عالم سنگيني مي كنه )


    ابن حــــــزم و ابن تیمیـــــه هم نوشتــند که:
    « علمی که عمر بن خطاب داشت چند برابر علم علی علیه السلام بود و گفتار آنانکه علی را اعلم می دانند باطل است و کسی که در این مسأله با ما مخالفت کند یا جاهل است و یا بی حیا که دروغگویی و جهلش آشکار می باشد ».


    موسی جار الله هم نوشت که:
    « عمر افقه اصحاب به قرآن و سنت نبوی است ».

    (پس چرا اين همه ميگفت لولا علي لهلك عمر ؟؟ )


    « أبوبكر وعمر سیدا كهول أهل الجنة»
    ابوبكر و عمر سيد پيران اهل بهشت هستند .
    (ظاهرا فراموش كردند كه بهشت پيرمرد نداره )










    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    music and movies
    نوشته
    127
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    215



    چطور جرات می کنید به یاران رسول خدا توهین کنید . واقعا تا الان فکر کردید که این بزرگواران چه خدمات بزرگی برای اسلام و رسول خدا کرده اند؟
    در تمام فرقه ها و مذاهب حتی در فرقه های شیطانی توهین و .... رد شده و نادرست است ( البته مثل اینکه شیعه این سخن در موردش صدق نمی کنه )
    تا الان دیدید که یک مسلمان سنی به یکی از امامان شما توهین کند؟ دلیل آن احترام به اهل بیت رسول الله و .... است
    شما هم تهمت زدن رو به گناهاتون اضافه نکنید
    ختی اگر فرض رو بر بدی این اصحاب گذاریم باز هم چه سودی حاصل شما میشود؟
    همیشه شه یه حداقل احترام رو قایل شید که تو اون دنیا پشیمون نشید
    توهین صواب نداره پس پرهیز کنید از یه ضرر احتمالی
    از مدیر سایت هم خواهش میشه اگر نیت بر اتحاد مسلمانان داره رسیدگی کنه وگرنه که بحثی نیست و نیت سایت از سازندگی خارج میشه
    همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها

    پرستش به مستیست در کیش مهر برونند زین حلقه هشیارها

    کشیدم در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها

    چه فرهادها مرده در کوه ها چه حلاج ها رفته بر دارها

  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    پس با این حساب زیارت عاشورا هم کلا باطله و هیچ ثوابی نداره چون کلا توهین به اصحاب پیامبره

    لعنت خدا بر اولی و دومی و سومی
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    music and movies
    نوشته
    127
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    215



    جددی می گید در مورد زیارت عاشورا؟ توش توهین کرده؟ به خدا من نمی دونستم
    من تا الان فکر می کردم که یه موضوع دینی یا کلام الهی یا ... توشه که می خونید و گریه می کنید
    عجب !!!
    اگه اینطوره که شما میگید که خدارو شکر که تا الان این توهین ها رو نخوندم
    حالا پس چرا موقع خوندنش با غم همراهش می کنید و جنبه ی روحانی .... بش میدید؟ خوب اصلا این چه کاریه کتاب و بزار زمین و هرچی فهش بلدید با هم هماهنگ کنید و لذتشو ببرید
    الله اکبر
    همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها

    پرستش به مستیست در کیش مهر برونند زین حلقه هشیارها

    کشیدم در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها

    چه فرهادها مرده در کوه ها چه حلاج ها رفته بر دارها

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    نقل قول نوشته اصلی توسط shela نمایش پست ها
    چطور جرات می کنید به یاران رسول خدا توهین کنید . واقعا تا الان فکر کردید که این بزرگواران چه خدمات بزرگی برای اسلام و رسول خدا کرده اند؟
    در تمام فرقه ها و مذاهب حتی در فرقه های شیطانی توهین و .... رد شده و نادرست است ( البته مثل اینکه شیعه این سخن در موردش صدق نمی کنه )
    تا الان دیدید که یک مسلمان سنی به یکی از امامان شما توهین کند؟ دلیل آن احترام به اهل بیت رسول الله و .... است
    شما هم تهمت زدن رو به گناهاتون اضافه نکنید
    ختی اگر فرض رو بر بدی این اصحاب گذاریم باز هم چه سودی حاصل شما میشود؟
    همیشه شه یه حداقل احترام رو قایل شید که تو اون دنیا پشیمون نشید
    توهین صواب نداره پس پرهیز کنید از یه ضرر احتمالی
    از مدیر سایت هم خواهش میشه اگر نیت بر اتحاد مسلمانان داره رسیدگی کنه وگرنه که بحثی نیست و نیت سایت از سازندگی خارج میشه


    کاربر عزیز سوء تفاهم نشه بین توهین و لعن تفاوت قائل شوید.

    بله نباید توهین شود قران نیز اشاره کرده لا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبو الله عدوا بغیر علم ؛ انعام،108

    دشنام ناسزا و توهین از دیدگاه قران مردود است و هیچ شیعه و سنی حق ندارد یکدیگر را دشنام و ناسزا دهند و توهین کنند.

    ولی در قران مسأله ای به نام لعن داریم . لعن یعنی دوری از رحمت الهی؛
    الا لعنةالله علی الظالمین؛ هود،18.

    اولئک یلعنهم الله و .... بقره،159.

    ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره؛احزاب،57.


    طبق آیات فوق و ایات دیگری که مجال آوردن همه انها در اینجا نیست . لعنت از سوی خدا، ملائکه و... به ظالمین ،کفار ، منافقین واذیت کنندگان پیامبر (ص) و ... صورت گرفته است.

    آنچه در زیارت عاشورا میخوانید لعن ظالمین است و نه دشنام و توهین . حال هرکسی که میخواهد مصداق این ظلم باشد از رحمت الهی به دور باد. لعن نیز مورد تأیید قران است .

    اگر لعن ظالمین نباشد انسان در دل کم کم فعل آنها در نظرش خوب جلوه میکند و به تدریج که منکر برایش معروف شد در عمل نیز مانند انها میگردد . و حتی نسبت به فعل ظالمین دیگر بی تفاوت میشود و این درست آن چیزی است شیطان به دنبال آنست و در صدد رواج آن در جامعه انسانی است.

    بنابر این در لعن ظالمین و کفار اثرات تربیتی مهمی وجود دارد که نباید از آن غافل شد .و موضوع را بدون شناخت صحیح صرف یک احساس غلط بررسی کرد.
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  20. صلوات ها 11


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود