صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت زن و مرد در قدرت تعقل

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339

    تفاوت زن و مرد در قدرت تعقل




    چرا زنان در علوم استدلالي و مسائل خشك عقلاني به پاي مردها نمي رسند ولي در ادبيات و نقاشي و شعر و سياسي مسائلي با ذوق و احساسات مربوط است دست كمي از مردها ندارند؟
    پاسخ:
    یکی از تفاوت های غیر قابل انکار بین زن و مرد تفاوت از حیث قوای عقلانی و عاطفی است. مقصود از عقل، عقل نظری است چرا که در عقل عملی، نه تنها زنان ضعیف‏تر از مردان نمی‏باشند، بلکه گاهی بر آن ها غلبه می‏نمایند. عقل تئوریک و تحلیل‏گر و فرضیه‏باف و فلسفه‏پرداز و عقل سیاسی ـ اجتماعی در مردان، دامنه و قدرت بیش تر و گسترده‏تر دارد. عقل خشک ریاضی و تفکر محض نظری، در صنف مردان بیش از زنان فعال است، ولی عقل عملی که به کمال و صعود انسان ها مربوط است، در مورد مرد و زن مساوی است.
    اگرچه دنیای عقلی و دنیای شهودی و عاطفی زنان متفاوت است، ليکن این مسأله دخالتی در ارزشگذاری انسانی ندارد . عقل عملی که به کمال و صعود انسانی مربوط است، در مرد و زن مساوی است، قیاس و استقرا و حل معادلات ریاضی و چیدن صغرا و کبرا، یک فن است، نه یک ارزش انسانی.
    اينكه مرد در این جهت با نوع زن متفاوت است و کمیت چنین نیرویی درآن دو یکسان نيست، هرگز به معنی کسر شأن یکی و قدر قیمت دیگری نیست، به ویژه که در درک حیات و کمال معرفت الهی و رشد اخلاقی و اراده که همه به عقل عملی مربوط است، زن و مرد مساوی‏اند. درک برخی حقایق لطیف عاطفی و شهودی برای زنان آسان‏تر از مردان است و در این نوع ادراکات، زنان حتی قوی‏ترند.
    به هر حال یکی از تفاوت های بین زن و مرد در زمینه قوای عقلانی است که روان‏شناسان هم به این مسأله توجه داشته‏اند.
    یکی از تفاوت هایی که حضرت علی(ع)، در بیان حد عقلی بین زن و مرد به آن اشاره داشته‏اند ، بيان نواقص‏العقول بودن زنان است که حضرت در خطبه 80 نهج البلاغه به این مسأله توجه داشته‏اند . همان طور که گفتیم منظور از این نقص به معنای نقص ارزشی نیست، بلکه در عرصه مسایل خشک عقلانی و نظری زنان نسبت به مردان ضعیف‏تر هستند. ضعف و نقصان زنان در این مسأله به بالندگی و تکامل زنان در عرصه‏های ارزشی هیچ گونه آسیب جدی وارد نمی‏نماید.

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۸۹/۱۰/۰۵ در ساعت ۲۰:۵۵
    تفاوت زن و مرد در قدرت تعقل
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    با توجه به جسمانیه الحدوث بودن نفس انسانی که معنایش برخواستن بعد مجرد انسان از متن جسم است : ( یوم تبدل الارض غیر الارض ) و با توجه به تفاوت اجمالی جسم زن و مرد در ارتقاء وجودی بعد معنوی این اختلاف محفوظ می ماند تا جایی که احکام عالم کثرت از آن برداشته شود که ظاهرا این امر فقط در مقام قلب قابل تحقق است چراکه مقام عقل در عین بساطت به نحوی تکثر را می پذیرد . لذا برای اکثری انسانها این تفاوتها باقی خواهد ماند .
    موفق در پناه حق

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    به کتاب و فکر علاقمندم
    نوشته
    274
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1372



    با توجه به جسمانیه الحدوث بودن نفس انسانی که معنایش برخواستن بعد مجرد انسان از متن جسم است : ( یوم تبدل الارض غیر الارض ) و با توجه به تفاوت اجمالی جسم زن و مرد در ارتقاء وجودی بعد معنوی این اختلاف محفوظ می ماند تا جایی که احکام عالم کثرت از آن برداشته شود که ظاهرا این امر فقط در مقام قلب قابل تحقق است چراکه مقام عقل در عین بساطت به نحوی تکثر را می پذیرد . لذا برای اکثری انسانها این تفاوتها باقی خواهد ماند .
    موفق در پناه حق





    لطفا متن مورد نظر خود را به فارسی روان و سلیس ترجمه نمایید
    ویرایش توسط zahra : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۲:۳۳

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra نمایش پست ها
    لطفا متن مورد نظر خود را به فارسی روان و سلیس ترجمه نمایید
    سلام
    بعضی دوستان درخواست روان سازی نموده اند
    نفس انسان ( یا همان روح البته کمی بین این دو فرق است روح شانی از شوون نفس انسان است ) در سیر صعودی از جسم آغاز می شود . به عبارت دیگر نفس انسانی در ابتدا جسم است همانطور که قرآن کریم آغاز خلقت انسان را از خاک و در بیان مراحل تکونش در جنین از خون بسته دانست . این جسم در رشد و ارتقاء وجودیش در مرحله ای خاص دارای بعد مجرد یا همان روح ( که در ابتدا یک وجود مجرد مثالی و برزخی است ) می گردد . این یعنی اینکه روح انسانی از ارتقاء وجودی جسمش تکون می یابد . قرآن هم می فرماید : ثم انشاناه خلقا آخر . در یک خلقت دیگر ( معنوی ) او را می آفرینیم .
    همین برخاستن روح یا بعد معنوی انسان از متن جسمش باعث می شود او تمام خصوصیات جسم را در مرتبه بالاتری حائز باشد . و این است منشا تفاوتهای روحی و فکری و غیره شخصی .
    زن و مرد بر همین پایه با هم اختلاف دارند .
    این وجود برزخی مثال یا روح که الان ویژگیهای جسم زنانه و جسم مردانه را به نحوی دیگر داراست در ارتقاء وجودیش می تواند به مرتبه عقل نائل آید . مرتبه عقل مرتبه برداشته شدن کثرات مثالی است با این حال تکثراتی را می پذیرد که متناسب با مقام و مرتبه عقل است . همین کثرت پذیری کم باعث می شود حتی در این مقام هم زن و مرد یکسان نباشند .
    تنها جایی که حکم کثرت بطور کلی برداشته می شود و بین زن و مرد تفاوتی نمی ماند مقام قلب است که در آن خبری از کثرات عقلی هم نیست و وجود محض است .
    اما و اما
    با کمال تاسف اکثری 99 درصد انسانها در حیات مادی خود به تجرد و کمال عقلی نمی رسند تا چه رسد به تجرد مافوق عقل که در آن اختلافات کلا برداشته می شود
    لذا اختلاف زن و مرد در ادراکات و ویژگیها بر این مبناهای ذکر شده قابل فهم می شود .
    اما به حسب ارتباط زن و مرد با یکدیگر مرد در زن تنزل می یابد و زن در خارج به نحو تولد فرزند لذا به جهت دوری از مقام کثرت مرد از کثرات دورتر و زن نزدیکتر است و این یک نشانه تکوینی در اختلاف نوع ادراکات مرد و زن برای ماست اگر نخواهیم متن واقع را انکار کنیم .
    موفق در پناه حق


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    عقل جنبه ای و کارکردی از نفس مجرد انسان است از این جهت گویند : النفس فی وحدتها کلّ القوا و این عقل گاهی به مسائل کلی و انتزاعی می پردازد که به آن عل نظری گویند و گاهی به مسائل محسوس تر و اجتماعی و .... می پردازد که به آن می گویند عقل عملی.
    این عقل چه از بُعد نظری و چه از بُعد عملی میان زن و مرد مشترک است و هیچ تفاوتی ندارد. نفس انسان از جهت مجرد بودنش و بسیط بودنش نسبت به ماده ، میان زن و مرد مشترک است و اساس تفاوت از مرکب بودن و دارای اجزاء بودن ناشی می شود ، لذا نفس و روحی که مجرد و بسیط است ، چطور میان دو انسان متفاوت خواهد بود.
    لذا تفاوت نفس میان انسان ها ، تفاوت ماهوی نیست ، بلکه تفاوت در شدت و ضعف است که این تفاوت هم ربطی به جنسیت و زن و مردی ندارد ، بلکه میان هر دو انسانی تفاوت نفس از جهت کمّی و شدت و ضعف هست.

    *************

    ابتدا نکته ای از بیانات آیت الله جوادی آملی را نقل می کنیم تا در پست های بعد به موضوع اصلی بپردازیم ؛

    « شئون نظري و عملي انسان »

    انسانيت انسان، دو جناح و دو شأنِ جدا از هم دارد و كمال انسان در پرتو كامل‏شدن جناح نظر، و جناح عمل است؛ بلكه عمل دل و قلب، هدف است و كار عقل نظر كه انديشه و تفكر است، ابزار است.
    توضيح؛ روح چون مجرد است، هر يك از شئون عالي آن نيز مجردند؛ اما بين اينها حجابهاي نوري است و احياناً حجابهاي غيرنوري هم تنيده مي‏شود. آن قدر ميان شئون روح، حجاب است و به اندازه‏اي اين حجابها دقيق و رقيق‏اند كه پي بردن به اصل حجاب و دقت و رقّت آن، كار آساني نيست. در اينجا مَثَلي حسي بيان مي‏شود تا از آن به ممثّل عقلي برسيم؛ آنگاه با آيات قرآني، آن ممثّل را تبيين مي‏كنيم تا روشن گردد كه ميان شئون نفس، حجابهاي دقيق و رقيقي هست.

    مردي حضور امام صادق‏صلوات الله عليه مشرّف شد و دليل توحيد عالم را پرسيد و آن حضرت به استعداد ظرفيت آن مرد از برهان نظم مدد گرفت؛ بدين صورت كه در دست كودكي تخم‏مرغ بود و امام صادق(عليه‌السلام) او را احضار و تخم‏مرغ را به سائل عطا كرد و فرمود: اين يك محفظه‏اي است كه دو دريا در اوست: درياي طلاي گداخته و درياي نقره گداخته و آب شده، اما چنان منظّم تعبيه شده است كه هيچ يك از اين دو دريا با ديگري ممزوج نمي‏شود؛ با آنكه هر دو مايع و روان هستند؛ نه جامد و آرام و نيز در محدوده‏اي تنگ به سر مي‏برند؛ اما بين آنها حجابي بسيار ظريف و رقيق است. اين حجاب ظاهراً نازك‏تر و رقيق‏تر و كم‏حجم‏تر و ضعيف‏تر از اين دو مايع است، اما ذات اقدس الهي چنان اين دو درياي بسته را منظم نگهداشته است كه هيچ‏يك به ديگري سرايت نمي‏كنند و آن پوشش نازك، مانع امتزاج آنها گرديده است(1).

    اما ممثّل عقلي، آن است كه انسان شأني به نام «عقل نظر» دارد كه با آن مي‏انديشد و شأن ديگري به نام «عقل عمل» دارد كه با آن شأن مي‏پذيرد. آيات قرآني و روايات هم دو طايفه‏اند؛ زيرا آيات و روايات، مفسّر انسان‏اند و انسان هم داراي اين شئون است؛ ازاين‏رو آيات بايد اين شئون را به انسان تفهيم كنند.
    بخش نظر، عهده‏دار بينش و انديشه و تفكر است و بخش عمل هم عهده‏دار پذيرش، كوشش، گرايش، جذبه و... است. هر كاري به عمل باز مي‏گردد و هر فكري به نظر رجوع مي‏كند و ميان اين دو شأن، حجابي بسيار دقيق است كه نمي‏گذارد بلافاصله نظر به عمل انجامد. درنورديدگان حجابهاي مادي و حجابهاي نوري كه در مناجات شعبانيه مي‏خوانند: «حتي تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلي معدن العظمة»(2)، نظر و عمل را به يك سطح رسانده‏اند و در نتيجه، عمل آنان عين قدرت و قدرت آنها عين علم است؛ در عين حال كه دو مفهوم‏اند، يك حقيقت دارند.

    انسانهاي اوحدي، هم عليم و هم قديرند و علمشان با قدرت و قدرتشان با علم همراه است و كسي كه به اين مقام مي‏رسد، ديگر جداري ميان انديشه و كوشش او نيست؛ خواه زن باشد چون فاطمه زهراسلام الله عليها يا مرد باشد مانند علي بن ابي‏طالب(عليه‌السلام) و هر كسي به آن مقام والا راه نيافت، همواره ميان نظر و عمل او حجابي رقيق است و هرچه پايين‏تر آيد، اين فاصله بيشتر مي‏شود.


    منبع : زن در آینه جلال و جمال / آیت الله جوادی آملی

    ادامه دارد..............

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۳:۲۱
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    (بررسی محتوای روایت و اثبات مغالطه در آن و جعلی بودنش)


    به جمله ی منسوب به حضرت علی(ع) در نهج البلاغه اشاره شد که در مورد خانم ها مثلا فرموده اند : النساء نواقص العقول.

    بعد عده ای در جهت توجیه روایت برآمده و سه پاسخ داده اند:

    1.عده ای گفته اند منظور از عقل در این خطبه ، عقل نظری است و نه عقل عملی.

    2.عده ای گفته اند منظور زنان شرکت کننده در جنگ جمل خصوصا عایشه و اطرافیان اوست و کلیت به تمام زنان جهان ندارد.

    3. عده ای هم با تمسک به بعضی آیات و کتب لغت ، نقص در این خطبه را به تفاوت معنی کرده اند و گفته اند نواقص العقول در اینجا به معنی متفاوت العقول است.

    اما به یاری خدا در اینجا با دو شیوه ی علمی بررسی محتوایی و نقد سندی ثابت خواهیم کرد که این عبارت در نهج البلاغه ، از مولانا علی بن ابی طالب نیست و عبارتی جعلی و منسوب به حضرت است. در این پست محتوای خطبه را بررسی کرده و مغالطه ای آشکار و مخالف با کلام شیعی را از آن هویدا خواهیم کرد که امکان ندارد امام معصوم در کلامش دچار چنین مغالطه و خطایی شود.
    و در پست بعد سند روایت را بررسی می کنیم.ان شا الله

    *************************

    قبل از طرح اشکال یک مقدمه ی کوتاه را عرض می کنم :

    آیا غیر از این است که در اندیشه ی شیعه ملاک ایمان ، اطاعت از خداست.یعنی خود اعمالی که ما انجام می دهیم موضوعیت ندارند و هدف نیستند و تعیین کننده ی ایمان و ارزش هم نیستند.آنچه که به اعمال ما ارزش خوب و بد می دهد و موجب تاثیر در ایمان ما می شود اطاعت از امر خداوند است نه خود کار ما.


    فلذا جایی که خدا امر به روزه گرفتن کند ، بر ما واجب است روزه بگیریم و اینجا ایمان در روزه گرفتن است.و جایی که خداوند امر به روزه نگرفتن کند در آنجا روزه گرفتن حرام است و ایمان ما در روزه نگرفتن است.
    مثلا روزه گرفتن در ماه رمضان موجب ایمان است و از آن طرف روزه نگرفتن در عید قربان موجب ایمان است.پس ملاک ایمان اطاعت امری خداست.مقیّد بودن به شرع و دستورات اسلام است.
    یا مثلا امر خداست که اگر روزه گرفتن در ماه رمضان برای بیمار ضرر دارد نباید بگیرد.اینجا چون امر برای این فرد روزه نگرفتن است ، نگرفتن روزه برای او عین ایمان است و اتفاقا خلاف شرع و امر خدا اگر روزه بگیرد موجب تزلزل در ایمان است.


    فکر می کنم کاملا روشن باشد مطلب فوق که دلیلش چیست.چون به طور کلی دین و دستورات خداوند آمده و سیستم خلقت ایجاد شده برای رشد و تعالی ما.حال چه شده که خلقت و امر دین در خانم ها موجب نقص ایمان شده؟


    حالا با این مقدمه عبارت را ببنید؛


    معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان، نواقص العقول، نواقص الحفوظ، فأما نقصانُ ايما نهِنَّ فَقُعُود هن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن، و اما نقصان عُقُولهن فَشَهادةُ امرأتين منهُنَّ كشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حُظُوظهن فمواريثهن على الانصاف من مواريثِ الرجال
    فاتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهن على حذر و لا تطيعوهن فى المعروف حتى لا يطمعن فى المنكر»



    در عبارت موارد نقص زنان را اشاره کرده و بعد دلیلش را ذکر کرده. ببینید دلیل نقص ایمان خانم ها را چه گفته :


    معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان، نواقص العقول، نواقص الحفوظ، فأما نقصانُ ايما نهِنَّ فَقُعُود هن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن،


    گفته چون به خاطر ایام حیض ، نماز و روزه شان ناقص می شود پس ایمانشان ناقص است.


    حال با مقدمه ی فوق سوال اینجاست ، این نماز نخواندن و روزه نگرفتن در آن ایام که به امر خداست و به تبعیت از شرع دین انجام می شود این خود مایه ی ایمان است یا نقص ایمان؟؟؟


    ملاک و هدف خود نماز و روزه است یا اطاعت امر خدا؟؟؟مگر خود نماز و روزه موضوعیت دارد که کم و کاست آن که طبق دستور دین انجام شود موجب نقص در ایمان گردد؟


    مثل همان بیماری که روزه گرفتن برایش ضرر دارد و به امر خدا نباید در ماه رمضان روزه بگیرد و همین روزه نگرفتن او موجب ایمان اوست.


    اینجا هم چون خانم ها بنا به امر خدا و دین در آن ایام روزه نمی گیرند و نماز نمی خوانند این خود ناشی از ایمان به خدا و امر خداست و اتفاقا موجب قوت ایمان است.



    پس عبارت اساسا با تفکر شیعی و اسلامی مشکل دارد و حاوی مغالطه است.
    و چون حکمت و بیان فاخر معصوم بری از این مغالطات و خطا هاست می توان فهمید که این عبارت جعلی است.این هم دلیلی دیگر علاوه بر ضعف سند و مشکل عبارت.و چون بخشی از یک عبارت یک تکه و به هم پیوسته حاوی مغالطه و اشکال عقلی باشد کل آن زیر سوال می رود.


    فکر نمی کنم دیگر دلیلی مانده باشد برای دفاع از این عبارت.

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۳:۱۹
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    ادامه ی مطالب...
    (بررسی سند این روایت منصوب به حضرت علی)



    اما طبق سیری که در بالا عرض کردیم ، اینک می رسیم به بررسی دوم و مساله ی دوم که همان بررسی سند این روایت است.پس سوال اساسی این پست این است که :


    روایت منصوب به حضرت علی در نهج البلاغه ، از حیث سند چگونه است؟



    برای توضیح این مساله از آنجا که ممکن است دوستانی که به تاپیک تشریف می آورند ، با علمدرایه الحدیث و علم رجال و بررسی سند روایت آشنایی نداشته باشند یک توضیح خیلی کوتاه عرض می کنم به قدری که کفاف تفهیم ادامه ی مطلب ما را بکند.
    به طور کلی هر حدیث و روایت منقول از حضرات معصومین(ع) را در چهار دسته طبقه بندی می کنند.که البته خود این چهار دسته هم به طبقاتی تقسیم می شود.این چهار دسته اینگونه است ؛



    1.صحیح : سند متصل + همه راوی ها امامیه ی ثقه
    2.حسن: سند متصل + راویان امامیه باشندولی حد اقل یک نفر یا چند نفر از راویان ثقه نباشد
    3.موثّق : سند متّصل + حد اقل یک یا چند نفر از راویان غیر امامیه ی ثقه باشند.
    4.ضعیف : به این دسته که عمده اش را مرسل می گند ، هر نوع افتادگی در سند یا تضعیف راوی از حیث وثاقت.



    توضیح : سند متصل یعنی تک تک افراد از کسی که ما از او می خوانیم تا امام معصوم ، مشخص باشد.فرد مجهول الهویه ای بین سلسله ی راویان نباشد و یا اینکه در خود سند جای نام یک یاچند نفر از راویان خالی نباشد.
    منظور از امامیه هم شیعه ی 12 امامی است.و منظور از ثقه بودن معمولا عدالت و مورد اطمینان بودن و صادق بودن است.فلذا افرادی مثل زراره یا محمد بن مسلم ، امامیه ی ثقه هستند.و برای غیر امامیه ی ثقه هم مثلا می شه الفکونی را مثال زد و ... .که اینها در کتب رجالی بحث می شه.


    به توضیحات فوق این را هم اضافه کنیم که ما یک سری سند قدیمی و اصلی داریم که تقریبا اکثر کتب روایی جدید از اینها نقل کرده اند.بعضیشون هم از دفترچه های حدیث راویانی بوده بنام اصول که احادیث و روایات 400 تاش مانده که معروف هستند به اصول اربعه معه.مثل اصول محمد بن یعقوب کلینی که اول غیبت کبری فوت کرده یا مثلا صدوق اول.
    و از جمله این کتب اصلی همان کتب اربعه ی شیعه هست.



    ***********************


    حالا با جستجو در منابع اصلی در مورد روایت مدّ نظر که در نهج البلاغه منصوب به حضرت علی نقل شده به اسناد ذیل بر می خوریم؛(منابع زیر تازه بعضیشون عین روایت منقول در نهج البلاغه نیست و فقط بخشیش شبیه اون روایت است.)


    1.وسائل الشیعه/ج2/ص344-باب تحریم صلاه و صیام و نحوهما علی الحائض.بنده که سند متصلی در این نقل ندیدم.بنظر مرسل است.اگر سند متصلی در این نقل هست بفرمایید اشخاصش را بررسی کنیم.


    2.بحار/ج30/ص7/تتمه ی کتاب فتن و محن که این خودش از کشف المحجه لثمره المهجه ی سیدبن طاووس نقل کرده و سید بن طاووس هم از محمد بن ابراهیم نقل کرده و محمد بن ابراهیم هم از رسائل علی بن ابراهیم.علی بن ابراهیم اگر اشتباه نکنیم یکی از اساتید کلینی بوده.فلذا خودش که به حضرت نمی رسیده.علاوه بر اون ما چیزی بنام رسائل علی بن ابراهیم نمی شناسیم.و مرسل است.


    3.ارشاد القلوب/ج1/ص192 که این خودش از حذیفه بن الیمان عن رسول الله نقل کرده.ولی در خود کتاب نوشته که این حدیث مرفوع است و حذیفه همچین چیزی در مورد فرموده ی رسول خدا شنیده ولی سند و اشخاص مشخصی نداره که برسه به خود رسول خدا که از خود حضرت شنیده باشه.


    4.خصائص الائمه/ص97 که این از نوفل البکالی نقل کرده تا حضرت علی که این خود از سید رضی نقل شده.مرسل.


    5.غرر الحکم/باب نساء/4 که خودش گویا از نهج البلاغه نقل کرده.مرسل.


    6.اختصاص/ص 176-بنده سند متصل ندیدم.به علاوه اشخاصش هم باید دقیق بررسی شود.


    7.خصال ج 2/ص 378 - بنده سند متصل ندیدم.به علاوه اشخاصش هم باید دقیق بررسی شود.


    8.کافی/ج5/ص 322 که این مشخصا (عن من ذکره ) داره یعنی افتادگی در سند.سند متصل نیست و قطعا مرسل است.


    9.نهج ص 373-14 که این هم به بیان ماضی ضعیف است.


    این اسنادی که برای این روایت منصوب به حضرت در نهج البلاغه مطرح است و هیچ کدام سند صحیحی ندارند.
    دوستان مدافع صحت این روایت ،این منابع و منابع احتمالی دیگری که برای این روایت ممکن است باشد را بررسی کرده و اگر سند صحیحی پیدا کردند حتما ما را هم در جریان قرار بدهندتا بررسی کنیم.ممنونم.


    ***********************


    بنده برای کسانی که از قوت سند این روایت دفاع می کنند منابعی هم برای پیگیری سند روایت معرفی می کنم ، اگر برای این روایت سند صحیحی پیدا کردند بفرمایند تا ما هم استفاده کنیم.و حتما ممنون خواهیم شد.


    منابعی برای کمک به مدافعان سند روایت منصوب به حضرت علی در نهج البلاغه:



    1.مستدرک نهج البلاغه - علامه محمودی
    2.اسناد و مدارک نهج البلاغه - آقای دشتی(می شه جلد حدودا 11 مجموعه ی آشنایی با نهج البلاغه)


    برای رجوع به کتبی که در ضعف سند این روایت بررسی هایی انجام داده اند هم می توانید رجوع کنید به :



    1.زن از دیدگاه اسلام / مهدی نصیری/کتاب صبح(البته این را خودم ندیده ام ولی وصفش را شنیده ام)
    2.آثار استاد علی اکبر غفاری صفت


    ***********************


    اما یک بحث سومی هم هست و آن اینکه گیریم سند این روایت هم ضعیف باشد.مگر تنها مولفه ی صحت یک حدیث یا روایت و تنها فاکتور مورد بررسی در صحت حدیث و روایت سند آن و بررسی سند آن است؟


    در جواب این سوال می گوییم که ؛ خیر.فاکتور های دیگری هم هست از جمله مطابقت با اصول عقلی-کلامی و هم مطابقت با آیات قرآن کریم و ... که چنان که در مباحث قبلی تاپیک هم اشاره ها و بحث هایی داشتیم که هیچ آیه ای از قرآن نمی یابیم در تایید مضمون این روایت.به علاوه نقص در ایمان خانم ها به خاطر ایام خاص ماهانه که نماز نمی خوانند و ... با عدل الهی سازگار نیست.چنان که در نقل پست قبل از آیت الله جوادی آملی رد چنین پنداشتی به اثبات رسید.


    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۳:۱۸
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    در برتری اجمالی جنس مرد بر زن جای هیچ بحثی نیست به دلیل قرآن که فرمود :
    الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض
    که این تفضیل را تفضیلی تکوینی الهی می شمرد و صدق کلام حق در خارج هم کاملا روشن است
    لذا نیازی به توجیه کلام امیر مومنان نیست
    حضرت حق فرموده اند
    البته مفهومش این نیست که زن موجودی ناچیز است نه . بلکه زن هم بواسطه برخورداری از استعدادهای انسانی بسیار بسیار باعظمت است اما در قیاس با مرد نباید حقایق تکوینی را انکار کرد
    شما ببینید 124 هزار پیامبر از مردان آمده و تنها تعدادی انگشت شمار از زنان به کمال مطلوب انسانی رسیده اند و این خود برهانی تکوینی است و برهانهای تکوینی روشن دیگر که نیاز به بیان ندارد
    عقل به معنای بعد وحدت گرا و کلی نگر حقیقت انسانی در مرد فوق عقل زن است
    حتی نیازی نیست جای دوری بروید . در مجالس سری به جمعهای زنانه و مردانه بزنید ببینید در کدام بحث کلی نگر و کدام جزئی نگر است . کدام میل به من دارد کدام میل به ما .
    من متعجبم چطور این امور بر بعضی ها مشتبه می شود در حالیکه دهها نشانه در پیش روی ماست
    موفق در پناه حق


  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    فرمودید:

    که این تفضیل را تفضیلی تکوینی الهی می شمرد و صدق کلام حق در خارج هم کاملا روشن است


    پاسخ:

    اگر این قیومیت ، قیومیت تکوینی بود ، باید هر مردی در هر زمان و شرایطی بر هر زنی تفوق می بافت. در حالی که بارز ترین نمونه ها چه در معصومین و چه در غیر معصومین گواه روشنی علیه این مساله است ، چنان که نه تنها مرد های غیر معصوم ، که حتی مرد های معصوم پیامبر به جز رسول گرامی اسلام نه در تکوین و نه در تشریع به گرد وجود عصمة الله الکبری حضرت صدیقه ی کبری نمی رسند.
    و در غیر معصومین هم ، وقتی وجود مردانی را با زنان غیر معصومی چون حضرت خدیجه ، حضرت زینب ، و حتی کسیانی خیلی پایین تر مثل بانو امین اصفهانی و حُسنیِه شاگرد امام صادق و فضّه ندیمه ی حضرت زهرا می سنجیم تکوینا هم آنها بالاتر اند.
    و اساسا اگر این تکوین را به وجود بر گردانید که دیگر اصلا بحث تفاوت ماهوی مطرح نیست و اگر به نفس برگردانید که آنوقت با اثبات حرکت جوهری خود تکوین نفس هم لحظه به لحظه در تحول و تغییر صعودی یا نزولی است و ثابت نیست.

    *******************************

    فرمودید:

    شما ببینید 124 هزار پیامبر از مردان آمده و تنها تعدادی انگشت شمار از زنان به کمال مطلوب انسانی رسیده اند و این خود برهانی تکوینی است و برهانهای تکوینی روشن دیگر که نیاز به بیان ندارد
    عقل به معنای بعد وحدت گرا و کلی نگر حقیقت انسانی در مرد فوق عقل زن است


    پاسخ :

    میان دایره ی ولایت و امامت تفاوت است. ولایت آن حقیقت تکوینی درک حقایق چه کلی و چه جزئی است ، ولی امامت و پیامبری یک مسئولیت اجرائی است که بر گردن عده ای از صاحبان ولایت نهاده شده.
    لذا به صرف تعداد افرادی که مسئولیت اجتماعی رهبری جامعه را به عهده گرفته اند ، نمی توان حکم به برتری تکوینی آنها داد. نهایا یک برتری اجتماعی و اعتباری خواهد بود که هیچ ملاک ارزش گذاری حقیقی نیست.

    *******************************

    فرمودید:

    حتی نیازی نیست جای دوری بروید . در مجالس سری به جمعهای زنانه و مردانه بزنید ببینید در کدام بحث کلی نگر و کدام جزئی نگر است . کدام میل به من دارد کدام میل به ما .


    پاسخ:

    این استقراء ناقص شما هیچ دلیل موجهی برای اثبات مدعای شما نیست. چنان که در طول تاریخ در شرق و غرب خانم ها همیشه محبوس و محروم بوده اند مگر موارد و جاهای معدود ، این شرایط موجب شده تا استعدادهایشان آن طور که باید شکوفا نشود و در طول تاریخ هم ظهور همچون مردان را نداشته باشد.
    چنان که در خیلی زمینه ها ، دیدیم که خانم ها پس از رشد اجتماعی و ورود به آن عرصه ها موفق تر هم بودهاند.

    اتفاقا اگر بنا به استقراء ناقص است ، ما الان آقایانی داریم و می شناسیم که تصور مطالب عمیق فلسفی و کلی برایشان ممکن نیست ، تا چه رسد به تصدیقش.
    ولی در همین دانشگاه رشته ی فلسفه ، استاد حکمت مشاء ما خانم دکتری است که انصافا اگر از اساتید فلسفه ی مرد دیگر بالاتر نباشد پایین تر هم نیست ، پا به پای آقایان تئوری پردازی ، تحلیل ، تدقیق و نتیجه گیری فلسفی می کند.
    لذا این امور جنسیت محور نیست و اتفاقا من تعجب می کنم که چطور با وجود این همه مصداق ناقض کلام برتریت تکوینی مرد بر زن ، باز بر این ادعای موهوم پایدارید.

    *******************************


    و اما در مورد آیه ی :

    الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض


    پاسخ:

    الحق پاسخ این مصادره به مطلوب بعضی دوستان از این آیه برای اثبات برتری تکوینی مرد نسبت به زن را آیت الله جوادی آملی به قوت تمام داده اند که جایی برای بیان ما نیست:

    قيموميّت مرد بر زن

    « شبهه ديگر، قيمومت و معناي آيه ﴿الرجال قوّامون علي النساء﴾(3) است. بايد دانست آنجا كه زن و مرد به عنوان دو صنف مطرح مي‏شود، هرگز مرد قَوّام و قيّم زن و نيز زن تحت قيمومت مرد نيست؛ بلكه قيمومت در مورد رابطه زن و شوهر است.
    وانگهي، اين قوّام بودن نيز نشانه كمال و تقرّب به خدا نيست؛ چنان‏كه در وزارتخانه‏ها، مجامع و... افرادي به نام مدير، مسئول و كارگزار، قوّام ديگران‏اند، اما اين مديريت، فخر معنوي نيست؛ بلكه مسئوليتي اجرايي و تقسيم كار است و ممكن است مرئوس خالصانه‏تر از قيّم كار كند و ارزش كار او بيشتر و نزد خدا مقرّب‏تر باشد.
    قوّام بودن مربوط به مديريت اجرايي است؛ زيرا قرآن مي‏فرمايد: ﴿الرّجالُ قوّامون علي النّساء بما فضّل الله بعضهم علي بعضٍ وبما أنفقوا من أموالهم﴾(1). توانايي مرد در مسائل اجتماعي و شمّ اقتصادي و تلاش او براي تحصيل مال و تأمين نيازهاي منزل و اداره زندگي بيشتر است و چون مرد مسئول تأمين هزينه زندگي است، سرپرستي داخل منزل هم با اوست و اين سرپرستي مزيتي و فضيلتي براي مرد نيست؛ بلكه كاري اجرايي و وظيفه است؛ يعني روح قيّوم و قوّام بودن، وظيفه‏مندي است؛ پس قرآن كريم نمي‏گويد كه زن در فرمان مرد است؛ بلكه مي‏فرمايد: مرد وظيفه سرپرستي زن و منزل را به عهده دارد.

    اگر اين آيه به صورت تبيين وظيفه تلقي شود و نه اعطاي مزيت، آنگاه روشن مي‏شود كه جمله ﴿الرّجال قوّامون علي النساء﴾ به معناي «يا أيّها الرّجال كونوا قوّامين» است؛ يعني اي مردها! به امر خانواده قيام كنيد؛ همان‏طور كه در مسائل قضايي مي‏فرمايد: ﴿كونوا قوّامين بالقسط شهداء للَّهِ﴾(2). به ديگر سخن، تعبير ﴿الرّجال قوّامون علي النساء﴾ جمله‏اي خبري است، ولي روح آن انشاست؛ يعني اي مردها! قوّام منزل و سرپرست آن باشيد و كارها را در بيرون انجام دهيد و اداره زندگي را در منزل به عهده بگيريد؛ زيرا آسايش و آرامش زندگي مرد، در خانه است؛ چنان‏كه قرآن مي‏فرمايد: ﴿ومن اياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لِتسكنوا إليها﴾(1) و تعبير روايي «ليأوي إليها» نيز تبيين همين تعبير قرآني است(2).

    اسلام دو حكم الزامي را در كنار هم ذكر مي‏كند؛ از سويي به زن دستور تمكين به شوهر مي‏دهد و از طرف ديگر، به مرد دستور كارپردازي و سرپرستي زن را مي‏دهد و اين هر دو، بيان وظيفه و جريان امور خانواده است و هيچ يك، نه معيار فضيلت است و نه موجب نقص. »


    منبع : زن در آینه ی جلال و جمال - آیت الله جوادی آملی

    موفق و موید
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۷:۳۶
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله العظم ومنتظرانش

    برادر بزرگوار آنچه از برتری مرد به زن در دین گفته شده همانا برتری جسمی و ولایت معنوی مرد نسبت به زن است .

    جناب طارق مفصل بحث علمی در این زمینه را داشتند ولذا بنده وارد آن نمیشوم اما مستدلات این ادعا حاضرند . اگرافرادی از اقایان متبحر در علوم فلسفه- منطق - فقه - تفسیر قرآن - حدیث - عرفان _ علوم بلاغت - علوم تربیتی - علوم اجتماعی - حکمت - روانشناسی دینی - و فلسفه ی ادیان یارای مباحثه را دارند بسم الله ... در جلسات پرسش و پاسخ عملا" از عهده بر آمده ام وهمچنین بسیار ی دیگر از دوستان خانم هم از عهده بر آمده اند
    در ضمن بنده یکی از چندین خانم وشاید کمترین آنها باشم که در این علوم شاید بیشتر از خیلی از آقایان وقت گذاشیم وکتبا" از علماء به نام ؛ اجازه ی تدریس داریم ودر دانشگاه هم مشغول به تدریس وهمزمان در حال کسب تعلیم هم هستیم . البته یاد آور شوم بنده به شخصه تا 24 سالگی هم بیسواد بودم و فقط 5 کلاس درس خواده بودم .تقریبا" همه ی ما خانمهای فعال در زمینه ی علوم انسانی هم خانواده هایی با تربیت اسلامی وانشاءالله موفق را اداره میکنیم

    به هرحال دوستان نیز زیادند که از نظر عقلی ودرک از خیلی از آقایان پیشی گرفته اند . اکنون جولانگاه عقول عرصه ی رقابت است و خانمها ی زیادی این عرصه را در می نوردند . فقط متاسفانه یک ضعف در خانمها جلوه میکند ان هم ضعف اراده ی بعضی از ایشان در مقابل دستورات اختصاصی شرع مقدس برای قشر بانوان از قبیل اطاعت و رعایت حجاب و.... میباشد .

    البته که بنده قصد اعلام برتری یک گروه انسانی بر دیگری را ندارم بلکه فقط میخواهم ذهن برخی آقایان معطوف به واقعیت مطلب باشد که انسان به واسطه ی انسانیت میتواند در هر دسته از انسانیت (زن یا مرد ) کمال را هدف خود قرار دهد و اصل هم پیدا کردن هدف واستقامت در این راه است که خداوند در وجود هر دو گروه قرار داده است
    اگر 124 هزار پیامبر مرد بودند شاید یکی از دلایلش کم ظرفیتی سایر مردان بوده که به واسطه ی همان برتری های تکوینی که فرمودید این بار رسالت را بر خانمها گران میدیدند و طاقت نمیآوردند و یک خانم هم به دلیل ظرافت جسمانی و روحی از این بار سنگین دچار خسارتهایی میشد لذا خداوند این مسئولیت سنگین رسالت را به اهلش داد . البته رسالت که یک مسئولیت است با عقل که یک خصیصه ی انسانی است از زمین تا آسمان تفاوت دارد . مگر اینکه شما به ایات قران هم سلیقه ای اکتفا کنید . وگرنه جندین بار در قرآن امده که ما شما را از نفس واحده و از یک جنس افریدیم وجز در تقوا بر یکدیگر برتری ندارید .
    رسول ( آقا)علاوه بر برخورداری از خرد توانایی جسمانی و توانایی برخورداری از موقعیت اجتماعی هم داشته .

    اما در میان بانوان شما چطور میخواهید نقش مادران این رسولان و یا سرآمدها ی این خاندان(پیامبران) از زنانشان را در نظر نگیرید ؟ زینب(س) فاطمه (س) خدیجه(س) پیامبر و امامان بزرگوارمان جز افتخار بر عقول ایشان واعمال ایشان هم چیزی را گفته اند؟ زینب (س) عقیله ی بنی هاشم نام داشته وکسی نتوانست در مقابل استدلالهای منطقی او کلامی بگوید.
    .................................................. ............................... حق یارتان .................................................. ..................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۲:۵۳

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود