صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسيحيت : قران و تحريف كتاب مقدس

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350

    مسيحيت : قران و تحريف كتاب مقدس




    بخش اول :

    مقدمه :
    در نوشته هاي مختلف و در مباحثات ميان مسيحيان و مسلمانان معمول اين است كه وقتي استناد به ايات كتب مقدسه چون تورات و انجيل پيش مي ايد معمولا دوستان مسلمان با گفتن اينكه كتابقدس تحريف شده است از قبول مطالب اين كتب طفره رفته و آن را معتبر نميدانند و البته وقتي دلايل اين ادعا پرسيده ميشود دوستان مسلمان پاسخي در خور عقل و مستند به شواهد تاريخي و يا ارائه اصل متون ندارند و البته به پيشگويي در باره آمدن محمد و حتي امامان شيعه در كتب يهود و مسيحيان استناد ميكنند.
    اساسا اعتقاد به تحريف انجيل و تورات و نسبت دادن آن به قران بخودي خود نفي راي قران و رد صحت قران به عنوان كتاب آسماني و وحي بودن آن است
    با اينكه پذيرش ادعاي تحريف انجيل و تورات بي اساس و در كل خطاست و ما در بحث تحريف كتاب مقدس به آن پرداختيم اما در اين جستار سعي بر اين است كه موضوع تحريف كتب مقدسه از دل ايات قران بيرون كشيده شده و غلط بودن تحريف كتابمقدس از منظر قران اشكار شود.
    اغلب دوستان مسلمان از آنجا كه آشنايي كافي به متن قران ندارند در اين خطا وارد شده و راه گفتگو را بر خود و ديگران ميبندند گرچه چنين طرز فكري در باره متون مقدس هر مذهبي نوعي توهين به پيروان آن مذهب است با اين حال بررسي اين ادعا اشكار كننده بسياري مطالب است كه اميدوارم به علت كثرت شواهد خسته كننده نباشد

    ****تذكر مهم:

    الف ) اين جستار بر گرفته ازكتاب مشكوه صدق است كه نويسنده آن مفتي اهل بيت المقدس كه به كيش مسيحي گرويده بود و به زبان عربي و نزديك به سيصد سال پيش نگاشته شده است – نام نويسنده به دليل ترس از عواقب آن بر وي و خانواده اش ذكر نگرديده است – اين كتاب در اواخر قرن هيجدهم به فارسي دري ترجمه و در سال 1901 در لاهور پنجاب ( قبل از جدا شدن پاكستان و هند ) توسط شركت بوك سوسايتي منتشر شده است كه نام مصحح و مترجم نيز به دليل هراس قيد نگرديده است كه براي حفظ امانت در اخذ مطالب لازم به توضيح بود
    ب ) چون اصل كتاب و قران مورد اشاره و تفاسير مربوطه همه چاپ سنگي بوده اند لذا در هنگام بررسي متوجه شدم شماره آيات با نسخه هاي ديگر قران و تفاسير مغايرت دارد لذا براي عزيزاني كه كنجكاو بوده و مايلند ايات را مطابقت دهند توصيه ميشود اولا از نسخه هاي نرم افزاري استفاده نموده و پس از يافتن آيه در حد اكثر 10 آيه جلوتر يا پس از آن شماره در سوره مربوطه – بقيه مطالعه را بر اساس ادرس يافت شده خويش دنبال نمايند – با سپاس


    1 – سوره بقره ايات 42 :
    وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ{42}

    ترجمه ايه 42 : و نپوشيد حق را به باطل و پنهان كنيد حق را و شما ميدانيد

    تفسير امام فخر رازي – جلد اول صفحه 465:
    يهود در برابر سخنان محمد شبهه وارد نموده و مطالب تورات را مشوش ميساختند تا مردم را گمراه كنند و در وجه دوم آيه سعي داشتند معاني واقعي آيات تورات را پنهان نموده و معاني ديگر را بيان كنند

    تفسير بيضاوي جلد اول صفحه 76 :
    لبس به معني خلط مي باشد و شخص را مجبور ميكند چيزي به عمل آورد كه مثل ديگري باشد و معني اين است كه حق را كه بر شما فرو فرستاده شده است بباطلي كه آن را اختراع مينمائيد مي آميزيد و آن را مي پوشانيد به نوعي كه تميز دادن مابين ان دو محال است و وجه دوم ايه اين است كه آنان ممنوع شده بودند از اينكه مردم را با آميخته ساختن حق براي آن كس كه آن را شنيده بود گمراه سازند يعني حق را به باطل و به پنهان ساختن مي اميزيد و ميپوشيد و جه سوم اينكه ميدانيد پس كارتان به غايت مكروه است

    تفسير جلالين جز اول صفحه 9 :
    حقي را كه من بر شما فرو فرستادم بباطلي كه به آن عوض ميكنيدش مخلوط ميسازيد و حق را يعني شناختن محمد را ديده و دانسته پنهان ميداريد

    ملاحظه:
    همانطور كه مي بينيد قران به وضوح بر عدم تحريف تورات اشاره كرده و آن را فرستاده شده به حق مي نامد و در همه افعال مربوط به تلبسوا و تكتموا - فعل مضارع استفاده كرده و به يهوديان زمان محمد نهيب زده و انان را از تغيير معاني منع ميكند به عبارت ديگر محمد و قران حقانيت تورات موجود در ميان يهوديان مدينه را پذيرفته و اما بر عمل يهوديان سخت معترض است كه معاني را بر خلاف آنچه هست مي خوانند و اين نشان ميدهد كه يهود و پدران انان در حفظ و امانت داري تا زمان محمد كاملا وفادار بوده اند
    بر هر خواننده منصف و آگاهي روشن است كه تا زمان محمد بيش از 2500 سال از نگارش اوليه تورات گذشته بود و تورات و ديگر كتب در ميان مردم دنيا مشهور گشته و به تواتر موجود بوده است


    2 – سوره بقره ايه 75 :
    أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ{75}

    ترجمه آيه : آيا پس طمع داريد كه بگروند براي شما و به تحقيق بودند پاره اي از ايشان كه ميشنيدند كلام خدا را پس تغيير ميدادند از بعد آنكه يافته بودند آنرا و انها ميدانستند

    تفسير بيضاوي جلد اول صفحه 91 :
    در تفسير اين آيه وجوه بسيار است كه خلاصه بيان ميشود كه محمد و اصحابش طالب آن بودند كه يهود مدينه به اسلام مقيد شوند اما پس از ورود محمد به مدينه يهود را به اسلام دعوت كرد اما يهود روي بر گرداندند و وي را تكذيب كردند و انگاه خداي تعالي اين ايه را فرو فرستاد - در قول فريق منهم منظور مومنين زمان محمد است و معني ان اين است كه كلام تورات كه در نعت محمد است را شنيده و سپس آن را عوض ميكنند و بعد آن را تفسير ميكنند و خود آنان ميدانند كه از افترا زنندگان هستند

    ملاحظه :
    انطور كه باز ديده ميشود مراد عدم تغيير تورات در زمان محمد بوده كه وي گمان ميكرد نعت ( پيشگويي و مژده در حق محمد ) در تورات موجود بوده اما يهود با قصد طمع و فريب معني و تفسير آن را عوض ميكردند و در هر صورت چه درست و چه نادرست منظور تحريف در معني و تفسير است و نه در كلام و مطالب تورات


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    بخش دوم:

    3 – سوره بقره آيه 101 :
    وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ{101}

    ترجمه آيه : و چون امد ايشان را رسولي از نزد خدا تصديق كننده مر آنچه را با ايشان است اندختند گروهي از آنانكه داده شدند كتابرا كتاب خدا پس پشت هاشان گويا ايشان نميدانند

    تفسير امام فخر رازي جلد اول صفحه 634 :
    انچه كتاب مقدس به انان داده شده بودند انداختند تورات بود پس چگونه آن را به پشت انداختند در حاليكه به آن متمسك بودند چون نعت محمد در آن ديدند پس تورات را واگذاردند و دانسته آن را رد كردند پس دانسته ميشود كه اين قوم از صحت نبوتش آگاه بودند و اگر چه ميدانستند انكار نمودند

    تفسيير جلالين جز اول صفحه 16 :
    رسول من عند الله يعني محمد و الكتاب يعني تورات و انچه كه انداختند انچه در ايمان اوردن بر پيامبر و غيره مندرج در آن كتاب را و گويا ايشان نميدانند با اينكه كتاب خداست

    ملاحظه:
    باز ملاحظه ميشود كه يهود انچه را گمان ميرفت بر صحت نبوت محمد است آن را انكار مي نمودند و نه اينكه آن در كتاب ايشان نبود و يا آن مطلب را از كتاب خارج كنند – پس بر هر صاحب بصيرتي روشن ميشود كه تورات در دست يهود در زمان محمد بدون تحريف بوده و خود قران به آن استناد ميكند و آن را كناب الله مي داند


    4 – سوره بقره ايه 159
    إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ{159}

    ترجمه آيه :بدرستيكه انانكه پنهان ميكنند آنچه را فرو فرستاد خدا از كتاب و مي خرند به آن بهاي اندكي آنهايند كه نميخورند در شكمهايشان مگر آتش و سخن نكند ايشان را خدا روز رستاخيز و پاك نكند ايشان را و مرايشان را است شكنجه پر درد

    تفسير امام فخر رازي جلد دوم صفحه 132 :
    قول اول در اين ايه اين است كه ابن عباس گويد اين ايه در خصوص روساي يهود مثل كعب ابن اشرف و كعب ابن اسد و مالك ابن سيف و يحيي ابن اخطب و ابوياسر ابن اخطب فرود آمد چون ايشان از اتباعشان هدايا ميگرفتند و چون محمد مبعوث شد ترسيدند مبادا آن منفعتشان قطع شود پس ايشان مژده و نعت آمدن محمد را مخفي داشتند و قول تورات را كتمان نمودند و البته اين قول چنان مقبول نيست چون تا ان زمان تورات و نوشته ها به تواتر ذكر گرديده بودند
    قول دوم اين است كه آنان معني و الفاظ آيات تورات را عوض يا پنهان ميداشتند كه نزديك به حقيقت است

    تفسير جلالين جز اول صفحه 28 :
    آنانكه پنهان ميكنند از تورات نعت محمد را و ايشان يهود ميباشند و ميخرند به آن بهاي اندك از دنيا كه ان را به عوض آن ابتياع خود مي گيرند پس ان را ظاهر نميكنند زيرا ايشان مي ترسند كه مبادا ( آن بها ) از ايشان بگذرد مال ايشان آتش خواهد بود

    ملاحظه:
    آنچه از تفسير اين دو آيه استنباط ميشود اين است كه اولا تحريف تورات و انجيل به خاطر نهايت شهرت و تواتر در ايات قران و ميان مردم محال است و دوم اينكه گروهي به خاطر منافع خويش ايات را در معني يا در لفظ و يا در قرائت كتمان مينموده اند و اين نشان از عدم تحريف كتاب تورات و يا انجيل در زمان حيات محمد است

    5 – سوره آل عمران آيه 70 :
    يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ{70}

    ترجمه آيه : اي اهل كتاب چرا كافر شديد به آيات خدا و شما گواهانيد

    تفسير امام فخر رازي جلد 2 صفحه 708 :
    اولا مراد از اين ايات مربوط به نعت محمد در تورات و انجيل است ثانيا ايشان ( يهود ) به خود تورات كافر بودند زانرو كه آن را تحريف مينمودند و ايات نعت محمد را انكار مينمودند و انتم تشهدون به اين مفهوم است كه ايشان در حضور عوام قوم خود و مسلمانان اين را انكار ميكردند كه تورات و انجيل مشتمل بر ايه هاي نعت محمد است و در خلوت خود به آن شهادت ميدادند و نظير همين ايه (( تَبْغُونَهَا عِوَجاً وَأَنتُمْ شُهَدَاء )) سوره آل عمران آيه 99 است ميخواهيد آن را كج و شما گواهانيد

    ملاحظه :
    همانطور كه ميبينيد نه فقط محمد به گمان خود نعت خود را در تورات مي پنداشته است بلكه به نكوهش در مورد اهل كتاب به عدم تحريف تورات و انجيل شهادت ميدهد ايا اين چنين موضعي از قران در برابر انجيل و تورات در صورتي كه كمترين احتمال تحريف در متن آن باشد منطقي به نظر مي ايد؟

    6 – سوره آل عمران آيه 78 :
    وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ{78}

    ترجمه آيه :
    و بدرستيكه از ايشان هر آينه پاره اي در مي پيچند زبانهاي خود را به كتاب تا پندارند او را از كتاب و نيست او را از كتاب و ميگويند او را از نزد خداست و نيست او را از نزد خدا و ميگويند بر خدا دروغ و آنها ميدانند

    تفسير امام فخر رازي جلد دوم صفحه 720 :
    اين ايه در خصوص يهود نازل شده و اينكه يهود موقع خواندن تورات و اياتي كه نعت محمد را ميرساند پيچيدن عبارت از خم كردن چيزي و آنرا از راستي به كجي مايل نمودن است و با پيچيدن زبان به مفهوم تحريف در حركات اعراب در لفظ ميباشد و همينطور آوردن شبهه و يا مطالب ديگر از كتاب تا مفهوم آن اولي را به سوال يا شبهه از بين ببرد

    تفسير در جلالين جز اول صفحه 64 :
    و به درستيكه از ايشان يعني از اهل كتاب هر آينه پاره ايست يعني طايفه مثل كعب ابن اشرف كه در مي پيچند زبان هايشان به كتاب يعني آنها را در خواندن آن از آنچه فرو فرستاده شده است كج مي سازند به آنچه تحريف نمودند از نعت نبي و مثل آن تا پندارند او را يعني آنچه محرف شده است از كتاب كه خدا آن را فرو فرستاده است و نيست او از آن و ميگويند بر خدا دروغ و آنها ميدانند كه ايشان دروغگويند

    ملاحظه : در اين آيه هم نظير آيه اول نه فقط به علت حقانيت تورات به آن استناد ميشود و همينطور به صحت و سلامت آن بلكه صريحا از كساني كه معاني را با پيچيدن زبان و جابجا كردن اعراب و حروف به هنگام خواندن شديدا نكوهش شده و آنان يعني طايف كعب ابن اشرف به دروغ گويي متهم ميشوند – حال اگر چنين نبود و تورات قبل از آن تحريف شده بود چه لزومي به اين نكوهش يهود زمان محمد است لذا بر هر خواننده منصف روشن است كه اصل كتاب موجود مورد تائيد قران است و نكوهش بر كساني است كه آن را ميخوانند و در معني و تفسير آن دست برده و عوض ميكنند


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    بخش سوم:
    7 – سوره آل عمران آيه
    وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ{187}

    ترجمه آيه : و چون گرفت خدا پيمان آنان را كه داده شدند كتابرا تا بيان كند او را براي مردم و تا نپوشند آن را پس انداختند او را پس پشت هايشان و خريدند به آن بهاي اندك پس بد است آنچه ميخرند

    تفسير امام فخر رازي جلد 3 صفحه 168 :
    تفسير اين است كه امتهاي موسي و عيسي به اراده اذيت رساندن به محمد آن دلايلي را كه در تورات و انجيل در اثبات نبوت وي مندرج است مخفي ميداشتند و آنها را تحريف مي نمودند و يا تاويلات فاسده نسبت به آنها ذكر ميكردند و مراد از نهي و كتمان اين است كه ايشان نبايد تاويلات فاسده و شبهات مانعه در آن داخل سازند

    تفسير جلالين جز اول صفحه 78 :
    خدا عهدي با اهل اسرائيل در تورات بست كه آن كتابرا بديشان داد تا آن را به مردم بيان كنند و تا نپوشند آنرا و يا تا نپوشيد ( دو قرائت ) پس آن را رد نمودند و ندانستند آن را بلكه عوض آن قيمت كمي از اتباع خود ميگرفتند بسبب رياستي كه بر ايشان در علم داشتند پس آن را پوشانيدند از اين ترس كه مبادا آن چيز از دستشان برود پس اين خريد ايشان بد است

    ملاحظه :
    همكانطور كه ميبينيم محمد و قران هيچ طعني را در سالم ماندن تورات و انجيل به اهل كتاب نميزنند و ايشان را اهل كتاب خطاب ميكند و نميگويد كه تورات همان نيست كه به موسي نازب شده و يا انجيل كه به عيسي نازل شده بلكه نكوهش ميكند آن دسته از يهود زمان نبي را كه به خاطر اندكي پول و رياست دست به كتمان ويا عوض كردن معني مي برند تا منافع خود را در طايفه خويش حفظ كنند
    و علاوه بر آن قران براي اثبات نبوت محمد به تورات و انجيل متمسك شده از آن شهادت ميطلبد و مگر ميشود از كتابي كه در آن دستبرده شده است شهادت طلبيد بر يك ادعاي حق ؟ و اين دليلي است بر عدم تحريف تورات و انجيل از منظر قران

    8 - سوره نسا آيه 46 :
    مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً{46}

    ترجمه آيه : از انانكه يهودي شدند ميگردانند كلام را از جاي هايش و ميگويند شنيديم و نافرماني كرديم و بشنو جز شنونده و مهلت ده ما را پيچيدني به زبانهايشان و طعنه زدني در دين و اگر كه آنها گفتند كه شنيديم و فرمان برديم و بشنو و بنگر ما را هر اينه بود بهتر مر ايشان را و درست تر و ليكن لعنت كرد ايشان را خدا بسبب كفرشان پس نميگروند مگر اندكي

    تفسير امام فخر رازي جلد سوم صفحه 337 :
    بر تفسير جمله يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ دو راي يا دو مذهب است يكي از انها اين است كه لفظ را به لفظ ديگر تبديل ميكردند چنانكه اسم ربعه ( ميانه قد ) را در تورات تحريف نموده به جاي آن ادم طويل را مينهادند كه اين مقرون به واقعيت نيست چون در كتابي كه فرد فرد حروف و كلمات آن به نهايت تواتر مشهور در مشرق و مغرب رسيده باشد پس ميگوييم شايد گفته ميشود ان گروه اندك و آن گروه كه از كتاب واقفند به نهايت كم بودند لذا بر اين تحريف قادر شدند و راي دوم اين است كه مراد از تحريف داخل ساختن شبهه باطله و تاويلات فاسده مي باشد و گردانيدن لفظ از معني صحيح اش به معني باطل به وجه حيله هاي لفظي ميشود و اين به راي صحيح تر است

    تفسير جلالين جز اول صفحه 228 :
    يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ يعني آن را از جايش كه خدا آن را نهاده است ميگردانند يا از حيثيت لفظ كه آن را مهمل كنند ي انكه صورتش را تغيير ميدهند و يا از حيثيت معني كه مقصود ديگر مياورند و به موضعي كه جاي آن نباشد
    جاري ميكنند

    ملاحظه :
    در اين ايه كاملا هويداست كه خود قران چه نوع از تحريف را مد نظر دارد يعني عوض كردن كلمات از جا هايشان لذا دو نتيجه ميتوان گرفت اول اينكه كلمات تا آن موقع سر جايشان بوده و قران به صحت آن اعتبار ميدهد و دوم اينكه يهود براي تحريف به هنگام خواندن ان به جاي اصل كلمات را تبديل ميكردند و نه اينكه حروف يا كلمات و يا جملات را در كتاب خود عوض كنند


    9 – همين جمله در سوره مائده آيه 13 :
    فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظّاً مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ{13}

    ترجمه آيه : ُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ – ميگردانند سخني را از جاي هايش

    تفسير امام فخر رازي جلد 3 صفحه 598 :
    يعني بعد از آنكه خدا ان را در جاي هايش نهاده است يعني فرايض را واجب ساخته و حلالش را حلال و حرامش را حرام گردانيده است - مفسرين گفته اند كه مردي و زني از روساي خيبر زنا كرده بودند و سزاي زنا در تورات سنگسار شدن است پس يهود سنگسار نمودنشان را مكروه داشتند به سبب شرافتشان پس گروهي را به نزد رسول خدا فرستادند تا بپرسند كه وي بر آن دو زاني چه فتوايي ميدهد چون زنا كرده بودند و گفتند اگر شما را سنگسار نمودنشان مامور سازد پس ابا نكنيد و ميپذيريد – پس چون از رسول ان سوال را پرسيدند جبرائيل حكم سنگسار را فرود آورد ايشان از قبول كردن آن ابا نمودند – پس جبرائيل بدو گفت ابن صوريا را در ميان خود و ايشان قرار ده – پس رسول گفت آيا جواني بي ريش سفيد رنگ صاحب يك چشم را كه ساكن فدك هست و او را ابن صوريا ميگويند ميشناسيد – گفتند بلي و او عالمترين يهود است كه بر روي زمين مي باشد و راضي شدند كه وي داور باشد پس رسول به وي گفت ترا به خدايي كه جز او هيچ خدايي نيست كه او دريا را براي موسي منشق ساخت و كوه سينا را بر بالاي شما بر افراشت و شما را نجات داد و آل فرعون را غرق نمود و كتاب خدا را و حلالش و حرامش زا بر شما فرو فرستاد قسم ميدهم كه ايا در آن ( يعني تورات ) سنگسار كردن شخصي را كه زنا كرده است مي باشد؟ - ابن صوريا گفت بلي – و عوام يهود بر وي حمله كردند پس ابن صوريا به انان گفت ترسيدم كه اگر دروغ گويم مبادا عذاب بر ما نازل شود – انگاه رسول خدا بر آن دو زنا كار فتوا داد و نزد دروازه مسجدش سنگسار شدند چون آن چيز فاش شده بود پس ميگوئيم كه معني يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ اين است كه تازيانه زدن را به جاي سنگسار كردن نهادند

    ملاحظه :
    در تفسير اين دو ايه قبلي يعني يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ سه صورت براي تحريف محتمل است اول اينكه تحريف يعني تبديل لفظ به لفظ ديگر دوم اينكه تاويل فاسد و سوم اينكه پوشيدن و پنهان داشتن كلمه يا جمله – مورد اول غير محتمل است به لحاظ تواتر و شهرت انجيل و تورات تا زمان محمد كه در قبل توضيح ان رفت و انچه امام رازي در اندازه قد حضرت آدم بيان نمودند يك شوخي بيش نيست نظير سخنان عوام در سبقت مرغ يا تخم مرغ و از سوي ديگر در كجاي تورات در باره قد حضرت آدم چيزي نوشته شده است كه مورد منازعه باشد و اين يك شوخي عاميانه بيشتر ميماند تا بحثي كلامي در اعتبار متوني چون تورات و وجه دوم و سوم به هيچ وجه نشان از تحريف تورات يا انجيل ندارد چرا كه تاويل فاسد يا پنهان كردن در قول و حاشيه يك متن موضوعيت دارد و نه در اصل مطلب و اين نيز شاهدي ديگر بر عدم تحريف انجيل و تورات است



  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    بخش چهارم :
    10 – سوره مائده آيه 43 :
    وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ{43}

    ترجمه آيه : و چگونه حكم ( ح به فتح به معني داور ) كنند ترا و نزد آنهاست تورات كه در آنهاست حكم خدا پس بر مي گردند از بعد اين و نيستند آنها گروندگان

    تفسير امام فخر رازي جلد 3 صفحه 600 :
    بيان تعجب آميز از اينكه رسول خدا را داور مي گيرند بر فتوار بر زناكار در حاليكه حكم ان در تورات نزد خود ايشان است و اين از روي عناد و غلطشان بوده است چون در پي فرصتي بودند تا سنگسار نكنند و همينطور برگشتنشان از حكم محمد كه از جانب خدا بود تا او و رسالتش را باطل شمارند

    تفسير جلالين جز اول صفحه 117 :
    اظهار تعجب نه از روي عدم معرفت راستي بلكه به چيزي بود كه برايشان سهل مي بود تا از نوشته حق بر كتاب خويش عناد كنند كه در آن هدايت و روشني از گمراهي و بيان احكام است

    ملاحظه :
    در اين ايه سه مطلب روشن است اول اينكه شهادت ميدهد كه توراتي كه نزد يهوديان بود حكم خداست و اين شهادت هر سخني را كه در باره تحريف تورات باشد خاتمه مي دهد چرا كه از آن به حكم الله ياد ميكند – دوم اينكه اين كتاب تورات كه در ميان يهود بود حكم خدا و هدايت و روشني است لذا يهود بي نياز از داور ساختن غير هستند سوم اينكه يهود محمد را داور نساختند مگر اينكه اميد داشتند كه حكمي آسانتر از تورات را به انان نشان دهد كه چنين نشد
    نظر هر خواننده آگاه را به باز خواني حكمي كه عيساي مسيح در باره مريم مجدليه كه وي را نيز به جرم زنا گرفته بودند جلب ميكنم تا حكم خدا بر شما اشكار شود به اينكه عيساي مسيح حكمي ندارد جز به محبت و فيض و در اين باب محمد چيزي بيش از انچه يهود در دست داشتند يعني تورات چيزي براي عرضه نداشت پس سزا بود كه خود وي به ايمان در تورات و انجيل بسنده ميكرد و به عرضه آئيني جديد خاتمه ميداد

    11 – سوره مائده ايه 47
    وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ{47}

    ترجمه آيه: و بايد حكم كنند اهل انجيل به آنچه فرو فرستاد خدا در آن و آنكه حكم نكند به آنچه فرو فرستاد خدا پس آنها ايشانند فاسقان

    تفسير امام فخر رازي جلد سوم صفحه 607
    اينكه گفته شود به چه وجه جايز باشد كه مامور شوند به آنچه در انجيل مي باشد بعد از نزول قران ميگوئيم كه جواب بر چند قسم است اول اينكه اول اينكه به الفاظ يعني ادله اي كه بر نبوت محمد كه اين قول محكم است – دوم اينكه حكم كنند به آنچه در قران است از آيات منسوخ قران – سوم اينكه اينكه ايشان را منع ميكند از تحريف نمودن آنچه در انجيل است از تغيير دادن آن مثل آنچه يهود ميكردند و معني احكام را پنهان ميداشتند و اهل انجيل بايد در خواندن آن امين باشند

    ملاحظه :
    در اين آيه هم به وضوح ديده ميشود كه انجيل در زمان محمد دست نخورده بوده و محمد نصيحت ميكند و ميترساند اهل انجيل را كه در خوانده آن امانت دار باشند چرا كه اگر انجيل تحريف شده ميبود ديگر امانت داري در آن چه مفهومي داشت
    پس اولا انجيل از شائبه هر تحريفي سالم است و دوم اينكه متن آن در صورت امانتداري قابل اعتماد است و مسيحيان موظف هستند در آن بكوشند

    12 - سوره جمعه آيه 5
    مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ{5}

    ترجمه آيه : مثل آنانكه باركرده شدند تورات را پس برنداشتند آنرا مانند مثل خري است كه بر ميدارد كتابها را به دست مثل گروهي كه تكذيب كردند آيات خدا را و خدا هدايت نميكند گرئه ستمكاران را

    تفسير امام فخررازي جلد 8 صفحه 204
    خدا اين مثل را زد بر آنان كه بر عمل نمودن به تورات و ايمان اوردن بر رسول و مقصود اين است كه چون به تورات عمل نكردند مثل خر شدند چرا كه اگر عمل مينومدند البته منفعت مي يافتند و در نعت رسول شبهه ها نمي آوردند بار كرده شدن به معني مكلف به انجام تورات بودن است و قائمماندن در آن و چون عمل نكردند مثل خر از كتب بي بهره ماندند و اهل معني گفته اند كه منظور از معني آين ايه آن است كه مثل كسي است كه معاني را داند و به آن عمل نكند و از آن برگشته گويي به ان نيازي ندارد

    تفسير جلالين جز 2 صفحه 238
    پس مكلف به عمل نمودن بر ان گشتند پس برنداشتند آنرا – عمل ننمودند بر نعت محمد و بوي ايمان نياوردند مثل خري كه كتابها را بردارد و به آن عمل نكند و هيچ منفعت از ان نميابد مثل گروهي كه تكذيب كردند آيات خدا دا كه ان آيات محمد را تصديق ميكرد

    ملاحظه :
    به وضوح روشن است كه يهوديان زمان محمد نظير پدرانشان به تورات ايمان اوردند و در سالم نگهداشتن آن به همان صورتي كه نازل شده بود امين بودند چون به خري تشبيه شدند كه كتاب ها را حمل ميكنند ولي از محتواي آن منفعتي نمي يابند زيرا خري كه كتابي را حمل ميكند نه ميتواند به ان چيزي اضافه كند يا كم كند پس به تورات هيچ آسيبي نرسيده بود واي اينكه محمد را تكذيب كردند از تفسير و معني آنان از تورات بود و نه متن آن و چه دليلي محكتر از اين كه تورات تحريف نگرديده بود و صد البته واعجبا كه محمد انتار داشت يهود كه چون خر از درك كتاب خود يعني تورات عاجز بوده مي بايست كه كتاب محمد را درك كند و اينكه خرها چگونه در رديف قوم ظالمين قرار ميگيرند كه تنها جرمشان خر بودن است


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    بخش پنجم:
    13 – سوره انعام ايه 21
    الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ{20} وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ{21}

    ترجمه آيه : آنانكه دادهيمشان كتاب ميشناسند آنرا چنانكه ميشناسند پسرانشان را آنانكه زيان رسانيدند بخودهايشان پس آنها نميگروند

    تفسير امام فخر رازي جلد 4 صفحه 21 و 22
    ظاهر اين ايه اقتضا ميكند كه در آن علمي كه نسبت به نبوت محمد داشتند مانند علمي است كه به پسرانشان داشتند و در اين امر سوالي استه كه در انجيل و تورات در باره آخر زمان پيغمبري پديد خواهد امد كه مردم را به حق دعوت كند و ديگر آنكه علاوه بر آن زمان و مكان و نسب و صفت و خاصه و شكلش را هم معين ميسازد اين هر دو محال است چه در اينصورت بايد يهود و نصارا ضرورت داشتند كه نبوت محمد را بپذيرند در حاليكه جمع عظيمي را به دروغ نسبت دادن خطاست چون ميدانيم كه انجيل و تورات به اين شيوه تفصيل هاي تام نداردو تحريف هاي قبل از ان هم باطل است چرا كه تا آن زمان اينچنين تفصيل هاي تام در كتابيكه تا به اهل مشرق و مغرب رسيده بود ممتنع بوده است و يا اينكه گفته شود يهود و نصارا انچنان كه پسران خود ميشناختند محمد را نشناختند كه اينقول هم باطل است و غرض حق چنين نيست لذا منظور اين است كه با عنايت به اينكه اهل تورات و انجيا اهل برهان و دليل بودند و چون ظهور معجزات بر حقانيت رسول شهادت ميدادند كه او رسولي از جانب خداست

    ملاحظه :
    همانطور كه ديده ميشود امام فخر رازي نيز در اين چند نكته با ما هم نظر است - اول كه تا زمان محمد تحريفي بر انجيل و تورات وارد نشده چرا كه در مشرق و مغرب و به تواتر مشهور بوده است – دوم اينكه صفات و مشخصات و زمان و مكان محمد در تورات و انجيل موجود نبوده است – سوم اينكه بر خلاف آيه 5 از سوره جمعه كه يهود را چون خر مي پندارد در اين آيه آنها را اهل برهان و دليل مينامد – چهارم اينكه يهود و نصارا معجزات بر رسول را مشاهده نموده بودند كه البته اين بر عكس نظر ايات ديگر در قران است ( در كتاب ماخوزه و در فصل مجزا مشروحا بررسي شده است كه در اين جستار منعكس نيست – رجوع كنيد به 1 – سوره انعام آيه 37 و سوره الاعراف آيه 203 و سوره رعد آيه 7 و سوره عنكبوت ايه 50 : و گفتند چرا فرو فرستاده نشد بر او آيات از پروردگارش – بگو – بدرستيكه آيات نزد خداست و جز اين نيست كه منم بيم كننده آشكار – و همينطور بقيه آيات كه نشان از عدم داشتن معجزه توسط محمد را دارند ) لذا به نظر ميرسد امام رازي در معني و تفسير اين آيه و تضاد آن با آيات ديگر درمانده و لذا نقل معنا از ديگران ميكند

    14 – سوره يونس آيه 94
    فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ{94}

    ترجمه آيه : پس اگر باشي در شك از آنچه در شك از آنچه فرو فرستاديم بسويت پس بپرس آنانرا كه ميخوانند كتابرا پيش از تو به تحقيق آمد ترا در حق از پرئردگارت پس مباش از شك كنندگان

    تفسير امام فخر رازي جلد 5 صفحه 28 و 29
    در تفسير اين آيه وجوهي چند است گروهي ميگويند خطاب ايه به خود نبي است و گروهي ديگر ميگويند خطاب به ديگران است و البته خطاب در ظاهر به خود نبي است و در قول است كه در زمان نبي مردم بر سه دسته بودند انانكه نبي را تصديق ميكردند انان كه نبي را تكذيب ميكردند و انان كه در وي شك داشتند پس خدا ايشان را خطاب قرار داده است پس به اين صورت است كه اي انسان اگر در آنچه به محمد نازل شده شك داري پس به اهل كتاب مراجعه كن تا صحت نبوتش را مدلل سازند – و در اينكه با كدام گروه از اهل كتاب بايد رجوع شد اختلاف است كه محتملا گروه گروندگان به اسلام است چون عبدالله ابن سلام و عبدالله ابن صوريا و تميم داري و كعب الاحبار – و بعضي گويند منظور همه اهل كتابند خواه مسلمان و خواه كفار – و اگر گفته شود كه كتب تحريف شده است و چگونه به آن اعتماد كرد گوئيم كه ايشان ايات نعت نبي را پنهان ميداشتند پس ميتوان آيات را بر قويترين دليل صحت نبيوت محمد صلم يافت – البته گروهي كه خطاب را به خود نبي دانسته اند اين است كه محمد از بني بشر بوده و خيالات تشويش دهنده و افكار مضطرب سازنده از جايزات است بر قلب وي و اين خيالات دفع نميگرديد جز به آوردن دليل و مقرر كردن بينات تا از قلب نبي دور شود تشويش ها

    تفسير بيضاوي جلد اول صفحه 505
    پس هر اينه نزد ايشان ( اهل كتاب ) محقق است و در كتابشان ثابت مي باشد بر حسب قصص آن و همچنين بر علمي كه اهل كتاب داشتند در برانگيختن نبي انطوري كه نتوان بر آن شك كرد

    تفسير جلالين جز اول صفحه 305
    اي محمد پس اگر در شك باشي در آنچه بر تو فرستاديم بسويت فرضا از قصص بپرس آنانرا كه ميخوانند تورات را پيش تو پس ان ثابت است نزد ايشان و ايشان ترا از حقيقت آن خبر خواند داد

    ملاحظه :
    همانطور كه از تفسير اين آيه آشكار است كه اين آيه قران بر دوش مفسران آن سنگيني ميكند كه اهل كتاب را بر محمد حكم و داور ساخته است زانرو كه محمد در اصل نبوت خويش شك و ترديد دارد و براي رفع آن نيازمند تائيد اهل كتاب است لذا سعي در ايجاد معاني مجزي دارند اما انچه مسلم است دو نكته محوري است كه اولا تورات و انجيل به شهادت قران از تحريف در امان بوده اند و دوم اينكه يهود و نصارا حتي در زمان نبي هم از هر گونه وفاداري و حتي اگر برخلاف منافع آنان بوده كوتاهي نكردند و اينگونه جايگاه داوري در ترديد هاي محمد در رسالتش را دارند

    خاتمه :
    بر همه دوستان مسلمان لازم است كه به راي قران كه كتاب آسماني آنان است عنايت تام و شايسته نموده و از داوري هاي دور از شان كتب خود و ديگران خودداري كنند چرا كه نسبت تحريف به تورات و انجيل نه فقط بر خلاف اعتبار ديني اين كتب است كه در بر دارنده صحت و سلامت خود قران است كه ورود و استدلال بر تحريف انجيل و تورات نشستن بر شاخ و بريدن بن است كه نتيجه اي جز سقوط در استدلال و منطق در بر ندارد
    با سپاس


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    بخش اول :

    مقدمه :
    در نوشته هاي مختلف و در مباحثات ميان مسيحيان و مسلمانان معمول اين است كه وقتي استناد به ايات كتب مقدسه چون تورات و انجيل پيش مي ايد معمولا دوستان مسلمان با گفتن اينكه كتابقدس تحريف شده است از قبول مطالب اين كتب طفره رفته و آن را معتبر نميدانند و البته وقتي دلايل اين ادعا پرسيده ميشود دوستان مسلمان پاسخي در خور عقل و مستند به شواهد تاريخي و يا ارائه اصل متون ندارند و البته به پيشگويي در باره آمدن محمد و حتي امامان شيعه در كتب يهود و مسيحيان استناد ميكنند.
    اساسا اعتقاد به تحريف انجيل و تورات و نسبت دادن آن به قران بخودي خود نفي راي قران و رد صحت قران به عنوان كتاب آسماني و وحي بودن آن است
    با اينكه پذيرش ادعاي تحريف انجيل و تورات بي اساس و در كل خطاست و ما در بحث تحريف كتاب مقدس به آن پرداختيم اما در اين جستار سعي بر اين است كه موضوع تحريف كتب مقدسه از دل ايات قران بيرون كشيده شده و غلط بودن تحريف كتابمقدس از منظر قران اشكار شود.


    باسلام
    جناب سینا !ادوست عزیز قبل از نوشتن این مطالب لطفا کمی تحقیق کنید و بعد از ان مطلق سخن بگوید!!


    دلایل تحریف کتاب مقدس (۱): گم‌شده‌های عهد قدیم

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۲) : اسفار بی نام و نشان

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۳): تورات‌های متناقض

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرس‌های بدون مرجع

    .
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ در ساعت ۰۴:۳۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    468
    حضور
    1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1619



    قران مي فرمايد :
    اي اهل كتاب اگر تورات شماها تحريف نشده .............پس آن را بياوريد تا برايتان بخوانم اگر راستگو هستيد

    قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
    خدایا,سحر خیز مدینه را برسان

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    با سلام
    جناب آقاي رضا
    گمان ميكنيد من خودم نميتوان تاپيك هاي موجود را بخوانم كه براي من نزديك به 50 موضوع فرستاديد
    اگر در رد يا نقد مطلب من سخني داريد بيان كنيد مثل اين است كه من هم بشما بگويم قبل از اينكه پاسخي بدهيد برويد يك بار قران و يك بار كتابمقدس را بخوانيد
    اين چه منطقي است كه شما داريد
    اين تاپيك ها كه اغلب در همه سايتها كپي شده هستند پر است - شما عادت داريد خودتان شرح دهيد و خودتان هم نقد كنيد؟ چند تا از تاپيكها نوشته مسيحيان يا يهوديان هست؟ اينكه من سوال يك مسلمان را بخوانم و جواب مسلمان ديگري را بشنوم چه سودي براي من مسيحي دارد؟
    اگر نقدي بر مطلب مشخص در تاپيك داريد بفرمائيد و در ضمن منبع و ماخذ تان كتب ديني يا تاريخي معتبر باشد نه تاپيك هاي دوستان و هم فكرانتان-
    يا بنا را بر نقد علمي قرار دهيد و يا انتظار پاسخ نداشته باشيد - با زيادي ادرس دادن تاپيك هم اين حقير را دنبال نخود سياه نفرستيد - ممنون
    و الحال اين سه چيز باقی است:
    ايمان و اميد و محبت
    اما بزرگتر اينها محبت است
    ((( پولس رسول )))

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    با سلام
    جناب آقاي رضا
    گمان ميكنيد من خودم نميتوان تاپيك هاي موجود را بخوانم كه براي من نزديك به 50 موضوع فرستاديد
    اگر در رد يا نقد مطلب من سخني داريد بيان كنيد مثل اين است كه من هم بشما بگويم قبل از اينكه پاسخي بدهيد برويد يك بار قران و يك بار كتابمقدس را بخوانيد
    اين چه منطقي است كه شما داريد
    اين تاپيك ها كه اغلب در همه سايتها كپي شده هستند پر است - شما عادت داريد خودتان شرح دهيد و خودتان هم نقد كنيد؟ چند تا از تاپيكها نوشته مسيحيان يا يهوديان هست؟ اينكه من سوال يك مسلمان را بخوانم و جواب مسلمان ديگري را بشنوم چه سودي براي من مسيحي دارد؟
    اگر نقدي بر مطلب مشخص در تاپيك داريد بفرمائيد و در ضمن منبع و ماخذ تان كتب ديني يا تاريخي معتبر باشد نه تاپيك هاي دوستان و هم فكرانتان-
    يا بنا را بر نقد علمي قرار دهيد و يا انتظار پاسخ نداشته باشيد - با زيادي ادرس دادن تاپيك هم اين حقير را دنبال نخود سياه نفرستيد - ممنون

    باسلام
    جناب سینای عزیز سخن از نقد تخصصی است!!
    نه اینکه به دایره عقل خود رجوع کنیم !و دیگران را متهم کنیم!

    در مورد مطالب از کتاب مقدس بنده کتابهایی را از کلیساهای معتبر دریافت کردم که جای شک و شبهه ای نباشد !وقبل از زدن تاپیک و گذاشتن مطالب به درستی کتابها را مقایسه کردم تا همانند بی خردان ظلمی به ادیان آسمانی نکرده باشم!

    دوست گرامی از لطف شما متشکرم که یاد آور شدید که قرآن را یکبار دیگر بخوانم!
    اما به شما اطمینان میدهم که کتاب شما را بارها و بارها خوانده ام !
    دوست گرامی نقد علمی به دل مینشیند!
    شما مسلمانان را متهم کردید که بدون دلیل و برهان دست به نقد زاده اند !در مورد تثلیث و تحریف!!؟و...!
    بنده مطالبی با منبع ارائه دادم تا قبل از سیاه کردن صفحات جواب گو باشید!!

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۱): گم‌شده‌های عهد قدیم

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۲) : اسفار بی نام و نشان

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۳): تورات‌های متناقض

    دلایل تحریف کتاب مقدس (۴): آدرس‌های بدون مرجع


    ولی گویا شما دوست گرامی بدون تحقیق علمی مطالبی را ارائه دادید که در صحت آنها بنده با مشکل روبرو شدم و از شما توضیح خواستم!
    آیا این دور از انتظار است!؟
    یا علی ع

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ در ساعت ۰۶:۱۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    بخش اول :

    مقدمه :
    در نوشته هاي مختلف و در مباحثات ميان مسيحيان و مسلمانان معمول اين است كه وقتي استناد به ايات كتب مقدسه چون تورات و انجيل پيش مي ايد معمولا دوستان مسلمان با گفتن اينكه كتابقدس تحريف شده است از قبول مطالب اين كتب طفره رفته و آن را معتبر نميدانند و البته وقتي دلايل اين ادعا پرسيده ميشود دوستان مسلمان پاسخي در خور عقل و مستند به شواهد تاريخي و يا ارائه اصل متون ندارند و البته به پيشگويي در باره آمدن محمد و حتي امامان شيعه در كتب يهود و مسيحيان استناد ميكنند.
    اساسا اعتقاد به تحريف انجيل و تورات و نسبت دادن آن به قران بخودي خود نفي راي قران و رد صحت قران به عنوان كتاب آسماني و وحي بودن آن است
    با اينكه پذيرش ادعاي تحريف انجيل و تورات بي اساس و در كل خطاست و ما در بحث تحريف كتاب مقدس به آن پرداختيم اما در اين جستار سعي بر اين است كه موضوع تحريف كتب مقدسه از دل ايات قران بيرون كشيده شده و غلط بودن تحريف كتابمقدس از منظر قران اشكار شود.
    اغلب دوستان مسلمان از آنجا كه آشنايي كافي به متن قران ندارند در اين خطا وارد شده و راه گفتگو را بر خود و ديگران ميبندند گرچه چنين طرز فكري در باره متون مقدس هر مذهبي نوعي توهين به پيروان آن مذهب است با اين حال بررسي اين ادعا اشكار كننده بسياري مطالب است كه اميدوارم به علت كثرت شواهد خسته كننده نباشد

    ****تذكر مهم:

    الف ) اين جستار بر گرفته ازكتاب مشكوه صدق است كه نويسنده آن مفتي اهل بيت المقدس كه به كيش مسيحي گرويده بود و به زبان عربي و نزديك به سيصد سال پيش نگاشته شده است – نام نويسنده به دليل ترس از عواقب آن بر وي و خانواده اش ذكر نگرديده است – اين كتاب در اواخر قرن هيجدهم به فارسي دري ترجمه و در سال 1901 در لاهور پنجاب ( قبل از جدا شدن پاكستان و هند ) توسط شركت بوك سوسايتي منتشر شده است كه نام مصحح و مترجم نيز به دليل هراس قيد نگرديده است كه براي حفظ امانت در اخذ مطالب لازم به توضيح بود
    ب ) چون اصل كتاب و قران مورد اشاره و تفاسير مربوطه همه چاپ سنگي بوده اند لذا در هنگام بررسي متوجه شدم شماره آيات با نسخه هاي ديگر قران و تفاسير مغايرت دارد لذا براي عزيزاني كه كنجكاو بوده و مايلند ايات را مطابقت دهند توصيه ميشود اولا از نسخه هاي نرم افزاري استفاده نموده و پس از يافتن آيه در حد اكثر 10 آيه جلوتر يا پس از آن شماره در سوره مربوطه – بقيه مطالعه را بر اساس ادرس يافت شده خويش دنبال نمايند – با سپاس


    1 – سوره بقره ايات 42 :
    وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ{42}

    ترجمه ايه 42 : و نپوشيد حق را به باطل و پنهان كنيد حق را و شما ميدانيد

    تفسير امام فخر رازي – جلد اول صفحه 465:
    يهود در برابر سخنان محمد شبهه وارد نموده و مطالب تورات را مشوش ميساختند تا مردم را گمراه كنند و در وجه دوم آيه سعي داشتند معاني واقعي آيات تورات را پنهان نموده و معاني ديگر را بيان كنند

    تفسير بيضاوي جلد اول صفحه 76 :
    لبس به معني خلط مي باشد و شخص را مجبور ميكند چيزي به عمل آورد كه مثل ديگري باشد و معني اين است كه حق را كه بر شما فرو فرستاده شده است بباطلي كه آن را اختراع مينمائيد مي آميزيد و آن را مي پوشانيد به نوعي كه تميز دادن مابين ان دو محال است و وجه دوم ايه اين است كه آنان ممنوع شده بودند از اينكه مردم را با آميخته ساختن حق براي آن كس كه آن را شنيده بود گمراه سازند يعني حق را به باطل و به پنهان ساختن مي اميزيد و ميپوشيد و جه سوم اينكه ميدانيد پس كارتان به غايت مكروه است

    تفسير جلالين جز اول صفحه 9 :
    حقي را كه من بر شما فرو فرستادم بباطلي كه به آن عوض ميكنيدش مخلوط ميسازيد و حق را يعني شناختن محمد را ديده و دانسته پنهان ميداريد

    ملاحظه:
    همانطور كه مي بينيد قران به وضوح بر عدم تحريف تورات اشاره كرده و آن را فرستاده شده به حق مي نامد و در همه افعال مربوط به تلبسوا و تكتموا - فعل مضارع استفاده كرده و به يهوديان زمان محمد نهيب زده و انان را از تغيير معاني منع ميكند به عبارت ديگر محمد و قران حقانيت تورات موجود در ميان يهوديان مدينه را پذيرفته و اما بر عمل يهوديان سخت معترض است كه معاني را بر خلاف آنچه هست مي خوانند و اين نشان ميدهد كه يهود و پدران انان در حفظ و امانت داري تا زمان محمد كاملا وفادار بوده اند
    بر هر خواننده منصف و آگاهي روشن است كه تا زمان محمد بيش از 2500 سال از نگارش اوليه تورات گذشته بود و تورات و ديگر كتب در ميان مردم دنيا مشهور گشته و به تواتر موجود بوده است

    بعضى از مفسران بزرگ از امام باقر (عليه السلام ) در شاءن نزول نخستين آيات مورد بحث چنين نقل كرده اند كه : ((حيى بن اخطب ، و كعب بن اشرف ، و جمعى ديگر از يهود، هر سال مجلس ميهمانى (پر زرق و برقى ) از طرف يهوديان براى آنها ترتيب داده مى شد، آنها حتى راضى نبودند كه اين منفعت كوچك به خاطر قيام پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از ميان برود، به اين دليل (و دلائل ديگر) آيات تورات را كه در زمينه اوصاف پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بود تحريف كردند،
    اين همان ((ثمن قليل )) و بهاى كم است كه قرآن در اين آيه به آن اشاره مى كند.
    سود پرستى يهود به دنبال پيمانى كه خداوند از يهود گرفته بود، و از جمله آن پيمان ، ايمان به پيامبران الهى و اطاعت فرمانهاى او بود،

    در سه آيه مورد بحث به نه بخش از دستوراتى كه به يهود داده شده اشاره مى كند.
    نخست مى فرمايد به آياتى كه بر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نازل شده ايمان بياوريد، آياتى كه هماهنگ با اوصافى است كه در تورات شما آمده است (و آمنوا بما انزلت مصدقا لما معكم ).
    قرآن مصدق كتابى است كه نزد خود شما است ، يعنى بشاراتى را كه تورات و پيامبران پيشين به پيروان خود دادند كه بعد از ما پيامبرى با چنين اوصاف ظهور خواهد كرد و كتاب آسمانيش داراى اين ويژگيها است اكنون كه مى بينيد صفات اين پيامبر و ويژگيهاى قرآن كاملا منطبق بر بشاراتى است كه در كتب شما آمده و هماهنگى همه جانبه با آن دارد چرا به آن ايمان نمى آوريد؟!.
    سپس مى گويد: شما نخستين كسى نباشيد كه به اين كتاب آسمانى كفر مى ورزيد و آن را انكار مى كنيد (و لا تكونوا اول كافر به ).
    يعنى اگر مشركان و بت پرستان عرب ، كافر شوند زياد عجيب نيست عجيب كفر و انكار شما است ، آنهم به عنوان پيشگامان و نخستين مخالفان ، چرا كه هم از آنها بااطلاعتريد، و اهل كتابيد و در كتب آسمانى شما اين همه بشارات درباره ظهور چنين پيامبرى داده شده ، و به همين دليل قبل از ظهورش شما نخستين مناديان او بوديد، چه شد كه بعد از اين ظهور بجاى اينكه نخستين مؤ منان باشيد نخستين كافران شديد؟.

    آرى بسيار از يهوديان اصولا مردمى لجوجند، و اگر اين لجاجت نبود بايد آنها خيلى زودتر از ديگران ايمان آورده باشند.
    در سومين جمله مى گويد: شما آيات مرا به بهاى اندكى نفروشيد و آن را با يك ميهمانى ساليانه معاوضه نكنيد (ولا تشتروا باياتى ثمنا قليلا).
    بدون شك آيات خدا را با هيچ بهائى نبايد معاوضه كرد، چه كم باشد و چه بسيار، ولى اين جمله در حقيقت اشاره به دون همتى اين دسته از يهود است كه به خاطر منافع اندكى همه چيز را بدست فراموشى مى سپردند، و آنها كه تا آن روز از مبشران قيام پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و كتاب آسمانى او بودند، هنگامى كه منافع خويش را در خطر ديدند اين بشارتها را انكار كردند و آيات تورات را تحريف نمودند، چرا كه در صورت آشنائى مردم به حقيقت ، كاخ رياست آنها فرو مى ريخت .
    اصولا اگر تمام اين جهان را به كسى بدهند تا يكى از آيات الهى را انكار كند به راستى بهاى كم و اندكى است ، زيرا اين زندگى سرانجام نابود شدنى است و سراى آخرت ابدى و جاودانى است تا چه رسد كه انسان بخواهد، اين آيات الهى را فداى منافع ناچيزى كند.

    و در چهارمين دستور مى گويد: تنها از من بپرهيزيد (و اياى فاتقون ) از اين نترسيد كه روزى شما قطع شود و از اين نترسيد كه جمعى از متعصبان يهود بر ضد شما سران قيام كنند، تنها از من يعنى از مخالفت فرمان من بترسيد.
    در پنجمين دستور مى فرمايد: ((حق را با باطل نياميزيد)) تا مردم به اشتباه بيفتند (و لا تلبسوا الحق بالباطل ).
    و در ششمين دستور از كتمان حق نهى كرده مى گويد: ((حق را مكتوم نداريد در حالى كه شما مى دانيد و آگاهيد)) (و تكتموا الحق و انتم تعلمون ). هم كتمان حق ، جرم و گناه است ، و هم آميختن حق و باطل كه هر دو از نظر نتيجه ، يكسان مى باشند، حق را بگوئيد هر چند به زيان شما باشد، و باطل را با آن نياميزيد هر چند منافع زودگذرتان به خطر بيفتد.
    و بالاخره هفتمين و هشتمين و نهمين دستور را به اين صورت بازگو مى كند: ((نماز را بپا داريد زكات را ادا كنيد، و (عبادت دستجمعى را فراموش ننمائيد) با ركوع كنندگان ركوع نمائيد (و اقيموا الصلوة و آتوا الزكاة و اركعوا مع الراكعين ). با اينكه دستور اخير اشاره به مساءله نماز جماعت است ، ولى از ميان تمام افعال نماز تنها ركوع را بيان كرده و مى گويد: با ركوع كنندگان ركوع كنيد اين تعبير شايد به خاطر آن باشد كه نماز يهود مطلقا داراى ركوع نبود، اين نماز مسلمانان است كه يكى از اركان اصلى آن ، ركوع محسوب مى شود.
    جالب اينكه نمى گويد: نماز بخوانيد، بلكه مى گويد اقيموا الصلوة (نماز را بپا داريد) يعنى تنها خودتان نماز خوان نباشيد بلكه چنان كنيد كه آئين نماز در جامعه انسانى برپا شود، و مردم با عشق و علاقه به سوى آن بيايند.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ در ساعت ۰۶:۴۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود