صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350

    مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )




    بخش اول :
    بی شک یکی از آموزه هایی که اغلب مورد بحث و تردید قرار میگیرد معاد ( روز بازپسین ) و به تبع آن بهشت و جهنم است . در این صفحه سعی بر گردآوری تعالیم مربوط به جهنم و ریشه یابی این آموزه الهیاتی است . امید است که با همکاری دوستان تعالیم مختلف ادیان و استدلالات منکرین وجود جهنم منعکس شده و موجب تضارب آرا و افزایش آگاهی خوانندگان این صفحه گردد.

    هاویه یا جهنم کلماتی نسبتا نو در الهیات هستند این کلمات و اموزه ها در متن کتب مقدسه یهود یافت نمی شوند چرا که در میان انبیا یهود هیچگاه سخنی از زندگی پس از مرگ در میان نبوده است. برای بررسی بیشتر و بهتر لازم است کمی در باره جهان بینی رایج در تورات بیان نماییم.

    در این زمینه تعالیم تورات شباهت زیادی با تعالیم اسلامی دارد چرا که عمده کارشناسان بررسی کننده متون دینی معتقد به کپی برداری ازاد قران از متون تورات هستند که تفاوت های این دو را نیز به موقع بیان خواهیم کرد.

    بر اساس تصویری که تورات از جهان هستی به ما میدهد زمین بر پهنای صاف گسترده شده که با آبهای ازاد ( اقیانوس ها و دریاها ) محدود شده است خورشید هر روز از مشرق طلوع ( متولد ) و در مغرب غروب ( مرگ ) می کند – مرکز دنیا اورشلیم سماوی ( سرزمین موعود ) است خیمه ای را تصور کنید که ستون مرکزی آن در معبد سلیمان ( قدس الاقداس ) در اورشلیم ( در اسلام کعبه در شهر مکه ) برپا شده است . و سقف و دیواره خیمه به شکل مخروطی ( در اسلام به شگل نیمه گنبد ) افراشته شده است ستون این خیمه که نادیدنی است مسیر بالا و پائین رفتن فرشتگان خدا است و در قسمت فوقانی این خیمه عرش خدا قرار دارد . برای رسیدن به عرش خدا باید از آسمانهای پنجم و ششم گذشت جایی که محل سکونت پریان و فرشتگان است . اسمانهای اول و دوم و سوم در زیر زمین قرار دارند که به ترتیب دنیای مردگان – دنیای جن و ارواح شریر و در نهایت منزل گاه موعود ابلیس است.

    ستارگان از سقف این خیمه اویزان هستند آنها گلوله های منور و آتشین هستند که خدا برای تزئین سقف خیمه استفاده کرده است تا بازرگانان در تاریکی شب راه خود را گم نکنند و تعداد محدودی از این ستارگان به فرمان خداوند ( نظیر خورسید – ماه – زهره – مریخ ) در حال حرکت هستند و بقیه ثابت هستند خداوند ضمن هدایت و نظم دادن به این ستارگان حرکت ابرها را نیز کنترل میکند – اگر دیواره این خیمه به خواست خداوند سوراخ شود باران می بارد – کوه ها همچون میخ ها و ستون هایی سقف آسمان را نگه داشته و حرکت آنها موجب زلزله میشود گاهی اوقات یکی از ستاره ها به طرف زمین سقوط میکنند اما خدا همیشه مواظب است که همه انها روی زمین سقوط نکنند و موجب ویرانی زمین نشوند چرا که اسمان عرش خدا و زمین پا انداز اوست به همین دلیل خدا نسبت به کسانی که بر زمین فساد میکنند خشمناک میشود و آنان را مجازات میکند – و کسانی که عدالت را بجا آورند و از دستورات او اطاعت کنند پاداش میدهد انسانها پس از مرگ دفن شده و به عالم مردگان نزول میکنند تنها دریچه ای که به سوی اسمان وجود دارد همان قدس الاقداس در وسط معبد سلیمان در شهر اورشلیم است ( در اسلام کعبه در شهر مکه ) و فرشتگان برای رفت و آمد ناچار از این راه عبور میکنند و در این نقطه زمین به اسمان میرسد لذا این مکان مقدس است . در اسلام ابتدا این راه در اورشلیم بود و محمد از این راه به معراج رفت اما بعدا با انتقاد و تمسخر یهودیان قبله عوض شد و کعبه جایگزین قدس الاقداس شد – در خاتمه جهان خورشید و سایر ستارگان تاریک شده و به زمین سقوط خواهند کرد و مردگان از گور های خود خارج شده و ترس و وحشت همه جا را خواهد گرفت . (( برای روان بودن این تصور از ذکر آیات خود داری نمودم ))

    بر این اساس اگر انسانی میمرد به هاویه که محل سکونت و آرمیدن مردگان بود میرفت و انسانها اگر کار ثوابی که همان اطاعت از فرامین خدا بود انجام میدادند پاداش ان که برکت خدا بود در همین زندگی دنیایی خود میدیدند و چیزی بنام قیامت در کار نبود.
    این طرز فکر در میان قوم یهود و تا حدود 250 سال قبل از مسیح اعتقاد غالب بود اما در این زمان اتفاقی افتاد که قوم یهود را به تفکر و چالش کشید.

    قوم یهود پس از باز گشت از اسارت بابل که آن را مدیون کورش هخامنشی پادشاه ایران میدانستند معبد خود را با هدایای پادشاه ایران دوباره بنا کردند اما با شکست ایران از روم منطقه شرقی مدیترانه تماما به حاکمیت یونان در آمد و فرمانداران نظامی یونان بر ان حاکم بودند.

    این نوع از حقارت و فرمانبری از یونانی ها که بت پرست بودند موجب شورشهایی میشد که همواره سرکوب میشدند یکی از این شورشها قیام مذهبیونی به نام مکابیها بود آنان افرادی مذهبی و کاملا متعصب بودند که از نظر قوانین شرعی افرادی پایبند محسوب میشدند –اما قبل از مکابیها شورشهای دیگری که با شعار های دینی همراهی میشد که در جهت رهایی یهود بود و در مدتی کوتاه به سختی و با کشتار زیاد سرکوب می شد – این وقایع سوالی ایجادمی کرد که اگر این افراد عادل بودند و برای خدا جنگ کردند و مزد اطاعت خود از خدا را نگرفتند آیا با پدران خود که برای خدا جنگ نکرده بودند و غالبا نسبت به خدا نافرمان هم بودند با هم یکسان خواهند بود؟ پس باید جایی دگر به این موضوع رسیدگی شود زیرا عدالت خدا با بدان و نیکان یکسان عمل نمیکند.

    لذا اعتقادی دیگر شکل گرفت که همه در آن یک نظر و هم رای نبودند یک گروه از روحانیون یهودی که صدوقیان نامیده میشدند و کار آنان کتابت و نسخه برداری از تورات و سایر متون دینی و تعلیم آنها بود منکر معاد و فرشتگان و موجودات غیبی بودند و گروهی دیگر از روحانیان که فریسی نامیده میشدند و عمده کار آنها کهانت و دعا بود بر نظریه زندگی پس از مرگ و وجود فرشتگان و عالم غیب معتقد شدند.
    برای اینکه از بحث هاویه و جهنم دور نشویم این بحث را در این قسمت خاتمه داده و به ریشه های آموزه جهنم می پردازیم.

    در مبحث قبلی به دو مسئله اشاره کردیم اول اینکه همه مردگان به دنیای زیر زمین می رفتند ( عالم مردگان ) و دوم اینکه پس از قیام مسلحانه مکابیها یک سوال الهیات یهود را به چالش کشید که آیا انسانهای خوب و بد همه در یک جا و ان هم در عالم اموات ساکن میشوند و این برخلاف عدالت است.
    لذا این تصور و انتظار پیش آمد که افراد گناهکار که در این دنیا بدون کیفر می مانند لازم است در آن دنیا تنبیه شوند

    و افراد نیکوکار که در این دنیا پاداش خود را نگرفته اند باید در آن دنیا پاداش دریافت کنند اما چگونه؟
    یهودیان قبل از آنکه در الهیات و تعلیمات دینی با کلمه جهنم آشنا شوند با خود جهنم آشنا بودند.
    در سالهایی که قوم بنی اسرائیل به رهبری موسی از مصر خارج شدند و راه اورشلیم را در پیش گرفتند – همان شهری که خدا به آنان وعده داده بود – چهل سال در راه بودند بطوری که از همه قوم فقط یک نفر و آن هم یوشع ابن نون وارد سرزمین موعود شد و همه آنها پس از نافرمانی های بسیار که بر علیه موسی نمودند از دیدن ارض موعود محروم شده و در بین راه چه در جنگ و چه به مرگ طبیعی مردند.

    فاصله مصر تا اورشلیم تا این حد دور نیست که چهل سال طول کشد اما قوم بنی اسرائیل برای رسیدن به ارض موعود ناچار بودند بسیاری از مناطق را دور زنند یا متوقف شوند و یا بجنگند چرا که قبایل ساکن در این مناطق اجازه عبور به قوم بنی اسرائیل را نمی دادند.

    مشکل ترین قسمت راه در مراحل پایانی راه بود چرا که این قسمت در اشغال بخشی از سامریان بود که بت پرست بودند و آنان به این راحتی حاضر به ترک اراضی خود نبودند لذا قوم بنی اسرائیل که گاها در جنگ ها بسیار ضعیف میشد بناچار با اقوام نزدیک خود صلح میکرد تا بتواند تجدید قوا کند این گونه صلح گاهی به ماه ها سکونت قوم می انجامید و جوانان بنی اسرائیل شدیدا در محدودیت آداب و رسوم خود بودند و باید از گناه به دور میماندند اما وقتی با جوانان بت پرست و همسایه خود دوست میشدند و در مراسمات آنها که معمولا با باده گساری و بی بندباری همراه بود شرکت می کردند و کم کم از یهوه خدای اسرائیل رو گردان شده و به بت پرستی رو می آوردند و این خود موجب کاهش توان قوم و انگیزه رسیدن به سرزمین موعود می شد.

    این اتفاقات پی در پی برای قوم بنی اسرائیل پیش می آمد تا اینکه سران قوم تصمیم گرفتند چنین روابطی را برای همیشه پایان دهند وحشتناک تر اینکه جوانانی که به بت پرستی روی می آوردند گاها در مراسمات دینی بت پرستان شرکت می کردند که بسیار کفر آلود و غیر قابل تحمل بود.

    در این مراسمات بغیر از بساط میگساری و شهوت رانی مراسمات دیگری به عنوان عبادت و پرستش بت ها انجام میشد و در آن قربانی برای خدایان انجام میگرفت- کسانی که از بت ها حاجتی مطالبه میکردند و یا گمان میکردند حاجت خود را از بت ها دریافت کرده اند گاها فرزندان خود را در این مراسم قربانی میکردند – برای آنکه مادران فریاد و ناله فرزندان خود را نشنوند و یا مادرن شیون و زاری نکنند خادمه های بتکده با صدای بلند اواز و وردهای پرستشی برای بت ها می خواندند و خادمان دیگر بر طبل ها و سنج های پر صدا می کوبیدند و برای آنکه دود و بوی بد سوختن بچه ها را حس نکنند آتش های بسیار با وسایل خوش بو کننده روشن میکردند و این بو ها در هم می آمیخت .
    در این مراسم ها عده ای با رقص های وحشیانه از خود بی خود شده و برای بت ها نبوت کرده و مطالبه قربانی های بیشتر و یا اعمالی سرشار از فحشا و بی بندباری می کردند و این دقیقا در تضاد کامل با اعتقادات دینی بنی اسرائیل بود.

    تمامی این مراسم بین قبایل بت پرست مشترکا در محلی به نام وادی گهنون انجام میشد دره گهنون در بیست و پنج کیلومتری جنوب اورشلیم ( بیت المقدس ) واقع است

    لذا بزرگان بنی اسرائیل تصمیم گرفتند آنان را قتل عام نموده و برای اینکه دیگر قبایل بت پرست نتوانند این معبد را احیا کنند آنجا را ویران نموده و به محلی برای سوزاندن حیوانات مرده – ضایعات کشاورزی و زباله ها تبدیل نمودند.


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350




    با گذشت چندین سال این دره ( وادی گهنون – دره جهنم ) به محلی بسیار بد بو – پر از مردار جانوران – محل سوزاندن زباله ها – جایی که اتش آن خاموش نمیشد – متعفن و پر از حیوانات موذی و مواد و اجساد کرم افتاده و غیر قابل تحمل تبدیل شده بود

    اگر افرادی برای رسیدن به اورشلیم که این وادی بر سر راه آنان بود بناچار کیلومتر ها راه خود را دور کرده و از مسیری دیگر عبور میکردند بسیاری از جزامیان که از شهر ها ترد میشدند به آنجا میرفتند و دزدان و قاتلین برای فرار از دست ماموران و تعقیب کنندگان به سمت این دره متواری می شدند جزامیان و مترودین از مانده زباله ها و یا غذا هایی که افراد خاص حمل زباله به آنجا می اوردند ارتزاق نموده و در کل بدترین جایی بود که میشد تصور کرد.

    با آنچه که گفته شد کم کم مردم وقتی کسی را لعن میکردند و یا قصد تحقیر داشتند برای طرف مقابلشان این مکان را برای مجازات آرزو میکردند و این اعتقاد بوجود آمد که بدکاران پس از مرگ به جایی بدتر یا مثل گهنون خواهند رفت.
    اینگونه بود که کلمه گهنون ( در عبری و معادل آن جهنم در زبان عربی ) با سایر خصوصیات آن وارد ادبیات شعری – پرستشی و محاوره ای مردم شد . وادی سایه موت در مزمور بیست و سوم داوود یکی از نمونه های کارکرد گهنون در ادبیات دینی قوم یهود است .

    (( خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم شد .... چون در وادی سایه موت نیز راه روم نخواهم ترسید ....... مزمور 23 داوود ))
    به هنگام شروع ماموریت عیسی مسیح گهنون ( جهنم – دوزخ – هاویه ) به همراه خصوصیات دره گهنون - که اشاره آن رفت - بطور کامل وارد لغتنامه باور های مردم شده بود که در اناجیل بارها از آن یاد شده و توصیف تکامل یافته آن را میتوان در مکاشفات یوحنای رسول دید.
    امروزه این آموزه را در همه ادیانی که به نوعی به معاد و روز حسابرسی اعتقاد دارند میتوان یافت – خصوصیاتی نظیر آتش سوزنده – غیر قابل تحمل – دائم با جانورانی ترسناک و تهوع آور – غذای بسیار بد بو و بد مزه از مردار از خصوصیات مشترک جهنم در این ادیان است.

    هدف از نگارش این مکتوب :
    هدف من از نوشتن این جستار بیان یک واقعیت از هزاران واقعیتی است که ما با آنها روبرو هستیم ولی چون خواستگاه اصلی این کلمات را نمیدانیم در نهایت دچار خطا و گمراهی میشویم به عنوان مثال وقتی مردم یهود در آن دوره کلمه جهنم را میشنیدند این کلمه برای آنان قابل فهم و لمس بود میدانستند منظور گوینده چیست و خود گوینده هم میدانست در مورد چه چیزی سخن میگوید – اما در مورد ما چه میتوان گفت ؟ یقینا نه کسانی که در مورد جهنم و بهشت سخن می گویند درک درستی از این وازه ها دارند و نه ما که شنونده آنها هستیم توان فهم واقع بینانه ای داریم – در مورد کلمه بهشت انحراف بیش از جهنم است – در انجیل پاداش مومنین و نیکوکاران فردوس به معنی ملکوت خداست ملکوت خدا نیز اصطلاحی قابل درک بود ملکوت خدا ( پادشاهی خدا ) برای مردم یادآور پادشاهی دوران طلایی داوود و فرزندش سلیمان بود که در حکومت آنان به کسی ستم نمیشد و اگر میشد حاکم دادگر حق مظلوم می ستاند – نعمت و ثروت و امنیت و صلح حکمفرما بود و مردم در آرامش به کسب و کار خویش مشغول بودند هنر و نوآوری و سازندگی رونق داشت مردم به مناسبتهای مختلف جشن های باشکوه برپا می کردند گروه نوازندگان و ترانه سرایان برای خداوند – پادشاه – سرداران و قهرمانان و محبوبان خود می سراییدند و رقص و شادی از خصوصیات بارز آن بود

    لذا وقتی عیسی مسیح میگفت ای پدر آسمانی ما ... ملکوت تو بیاید ....و یا ما را در آزمایش میاور و از شریر رهایی ده .... خود او میدانست در باره چه موضوعی سخن میگوید و مردم هم همان مفهوم و منظور او را درک میکردند اما وقتی این اصطلاحات وارد الهیات سایر اقوام میشد که پیش زمینه فکری – تاریخی و فرهنگی یهود را نداشتند دچار انحراف شده و انچه باید موجب امید به آینده – صلح بین مردم با مردم و مردم با خدا و نیکی آنان با هم نوعان میشد به جنگ ها – تنفر – کشتار و تجاوز می انجامید و خدا پرستی به شرک تبدیل میشد و بت پرستی جای خدا پرستی را می گرفت.

    وقتی الهیات یهودی و مسیحی را با الهیات اسلامی مقایسه میکنیم به میزان این اختلاف بیشتر پی می بریم – و تفاوت برداشت به حدی زیاد است که تقریبا بر تمام بنیاد های دینی سایه انداخته است.

    برای کسی که در فرهنگ و تعالیم عربی - اسلامی رشد کرده و ساختار های فکریش در این دین شکل گرفته است وقتی سخن از فرزند خدا به میان می آید بلافاصله در فکر وی پدر – مادر – آمیزش جنسی ( در بهترین وجه ایمان یعنی معجزه بکرزایی ) متصور می شود در حالیکه ریشه فکری آن نزد یهود و مسیحیان بسیار متفاوت است . یا وقتی سخن از نبوت است بلافاصله در ذهن یک مسلمان فرشته ای بنام جبرئیل ظاهر میشود که مدام در حال بالا و پائین رفتن است تا وحی را از خدا به پیامبر برساند در حالیکه برای یک یهودی و مسیحی نبی تعریف و مشخصه ای کاملا مغایر با این طرز فکر دارد و وقتی سخن از نبوت است در ذهن یک مسلمان جملاتی مجسم میشوند که از دهان خدا خارج شده و توسط جبرئیل به عنوان پیک و محمد به عنوان مامور ابلاغ به مردم اعلام میشود در حالیکه در بین یهودیان یا مسیحیان چنین باوری نه فقط شرک آلود بلکه نوعی حماقت محسوب میشود.
    آنچه در این بازار کج فهمی ها بیش از هر چیزی آزار دهنده است تمامی این سو برداشت ها به لحاظ عدم امکان توجیه به موضوع تحریف تورات و انجیل منتهی میشود و تمام در ها به سوی یک تعامل سازنده بسته میشود.
    منتظر نظرات و انتقادات دوستان هستم - با سپاس


  4. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    با سلام
    در صورت نياز به توضيح بيشتر سوال خود را در همين تاپيك بيان نمائيد
    با سپاس
    و الحال اين سه چيز باقی است:
    ايمان و اميد و محبت
    اما بزرگتر اينها محبت است
    ((( پولس رسول )))

  5. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    اصولا مباحث مرتبط با معاد مثل جهنم در مسیحیت شباهت هایی زیادی به یهودیت دارداگر چه اعتقاد به قيامت و بهشت و جهنم در اديان ابراهيمي از ضرورت برخوردار است، ليكن برخي از فرقه هاي يهود در معاد و فراگير بودن آن انكار و ترديد كرده اند. فرقة صدوقيان آن را انكار مي نمايند، ديگران در فراگير بودن آن ترديد روا مي دارند و مي گويند: بيسوادان و آناني كه از تورات بهره اي ندارند، بار ديگر زنده نخواهند شد. نيز گفته اند: آنان كه خارج از ارض مقدس فلسطين مدفونند، بهره اي از قيامت نخواهند داشت. ديگران گفته اند: خداوند پيش از قيامت در زير زمين نقبي مي زند و اجساد آنان را به ارض موعود مي آورد و در آن جا زنده مي شوند.
    از جمله اعتقاد آنان در مورد معاد و بهشت و جهنم:
    ـ هر كه با هر كفني كه دفن شده است، در فرداي قيامت با همان كفن محشور مي شود.
    ـ همه حتي آناني كه در دنيا از نقايص جسماني برخوردارند، در قيامت كامل محشور مي شوند.
    ـ لذت دنيا، مانع لذت بهشت و رنج دنيا، موجب وصول به بهشت است.
    ـ در قيامت الياس پيامبر مأمور برپايي قيامت است.
    ـ بهشت جاي لذت هاي مادي نيست.
    ـ در قيامت خدا و بزرگان بني اسرائيل داوري مي كنند.
    ـ معاد هم جسماني است و هم روحاني، ليكن تنها روح كيفر مي بيند.
    ـ نيكوكاران در بهشت مخلدند و بدكاران از جهنم رهايي مي يابند، جز برخي كه مرتكب گناهان خاصي مانند زناي محصنه شده باشند. برخي گفته اند: اين ها هم در جهنم جاودان نيستند، بلكه پس از دازده ماه به موجودي ديگر تبديل مي شوند.
    ـ بهشت هفت طبقه دارد و هر چه بالا رود، براي آناني كه كارهاي خوبشان بيشتر است.
    ـ جهنم هفت طبقه دارد و هر چه پايين تر برود، جاي افراد بدتر است.
    ـ ختنه نشده وارد بهشت نمي شود و ختنه شده وارد جهنم نخواهد شد، مگر كسي كه خيلي بد باشد.
    ـ آتش جهنم بر دانشمندان تورات اثر نمي كند.
    ـ همه در فرداي قيامت محكوم مي شوند، جز قوم يهود.
    ـ روز شنبه جهنميان استراحت مي كنند و عذاب نمي بينند.
    همان طور که گفته شد؛ عقيده مسیحیت در مباحث فرجام شناسی بسیار به قوم يهود نزدیک است، جز اين كه: مسيحيان به زندگاني روحاني در قيامت معتقدند، نه جسماني.
    ـ پس از مرگ داوري خصوصي و جزئي در مورد اعمال بشر به عمل مي آيد و داوري كلي و نهايي در قيامت است.
    ـ كليساي كاتوليك مي گويد: كساني كه پس از قيامت در برزخ تصيفه شوند، وارد جهنم نمی شوند و به بهشت مي روند و بهشت دريافت محضرت خداوند است. كساني كه شايسته اين پاداش نيستند، به جهنم مي روند.
    ـ كليساهای پروتستان نيز اين عقيده را دارند، جز دوره برزخ را.
    براي اطلاع بيشتر به اين كتاب ها مي توانيد مراجعه كنيد:
    1ـ گنجينه اي از تلمود، ص 351 به بعد؛
    2ـ دايره المعارف فارسي، واژة قيامت؛
    3-هفت آسمان (فصل نامة اديان و مذاهب) شمارة 22، ص 67.
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۸۹/۱۱/۱۵ در ساعت ۲۰:۰۳

  6. صلوات ها 4


  7. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    برای کسی که در فرهنگ و تعالیم عربی - اسلامی رشد کرده و ساختار های فکریش در این دین شکل گرفته است وقتی سخن از فرزند خدا به میان می آید بلافاصله در فکر وی پدر – مادر – آمیزش جنسی ( در بهترین وجه ایمان یعنی معجزه بکرزایی ) متصور می شود در حالیکه ریشه فکری آن نزد یهود و مسیحیان بسیار متفاوت است . یا وقتی سخن از نبوت است بلافاصله در ذهن یک مسلمان فرشته ای بنام جبرئیل ظاهر میشود که مدام در حال بالا و پائین رفتن است تا وحی را از خدا به پیامبر برساند در حالیکه برای یک یهودی و مسیحی نبی تعریف و مشخصه ای کاملا مغایر با این طرز فکر دارد و وقتی سخن از نبوت است در ذهن یک مسلمان جملاتی مجسم میشوند که از دهان خدا خارج شده و توسط جبرئیل به عنوان پیک و محمد به عنوان مامور ابلاغ به مردم اعلام میشود در حالیکه در بین یهودیان یا مسیحیان چنین باوری نه فقط شرک آلود بلکه نوعی حماقت محسوب میشود. آنچه در این بازار کج فهمی ها بیش از هر چیزی آزار دهنده است تمامی این سو برداشت ها به لحاظ عدم امکان توجیه به موضوع تحریف تورات و انجیل منتهی میشود و تمام در ها به سوی یک تعامل سازنده بسته میشود.
    سلام
    بر اساس آموزه های دین اسلام مهمترین عامل سعادت و کمال انسان ایمان و عمل صالح است . هرچند در منابع دین اسلام بیش از ادیان دیگر معارف تبین شده است اما تاکید بر عمل صالح بخصوص برای عوام که اهل معارف و فراگیری دقیق آن نیستند مشهود است .
    هرکس که در وادی حقیقت قدم گذاشت می فهمد که دین اسلام چقدر دقیق و ارزشمند مسیر کمال انسانی را تعیین فرموده است . یک عارفی که در مقام نظر حقیقت را شناخت خود را بیش از پیش نیازمند به اخلاق الهی و عمل صالح می یابد .
    پس برای عموم افراد این اخلاق و عمل شایسته است که کارساز و موثر می باشد هرچند معارف را به نحو اجمال فراگرفته و معتقد شده باشند بلکه اهل معرفت نیز پس از طی مراتب علمی باز به وادی عمل می آیند و خود را به اوج می رسانند .
    تعبیرات قرآنی و کلام پیامبر ص و اهل بیت ع هرچند در بسیاری موارد در حد فهم مخاطبینشان تنزل یافته است اما همین تعبیرات شورانگیز برای به حرکت درآوردن انسانهای حقیقت جو کافی است . لذا شاهدیم که امت اسلام بیش از امتهای دیگر در میدان عمل و پایبندی به دین باقی مانده و به حسب روایات پرهیزگاران این امت صدها برابر بیشتر از پرهیزگاران امتهای دیگر است .
    البته تاسف بر نازل بودن معارف دین در نزد عموم مسلمین قابل تقدیر است اما فراموش نکنیم همین اندازه شناخت اصول هم برتر از معرفت و شناخت امتهای دیگر بوده و آثار عملی قوی تری بر آن مترتب شده است .
    البته کسی که با اخلاص در میدان عمل و اخلاق گام بردارد به توفیق الهی خیلی زود پرده های بی خبری از جلوی چشم دلش برداشته می شود و همه آن حقایق از توحید تا معاد را در افقی بس برتر خواهد یافت هرچند طریق معرفت نیز بر جویندگانش بسته نیست و می توان با زحمت و رنج در وادی علم خیلی زودتر به تصحیح و ارتقاء معرفت نسبت به مبدا و معاد اقدام کرد .
    بنده وجود مصادیق ملموس برای معارف و حقایق ماورایی را موثرتر از تشریح و تفصیلی که در دین شریف اسلام از این مسائل وجود دارد نمی دانم ضمن اینکه مصادیق مادی راه را برای درک حقایق مجرد از توحید تا معاد طولانی تر می کند . این مفاهیم نیزدر نظر عموم پیروان ادیان مسیحیت و یهودیت به نحو بالفعل مورد توجه نیست بلکه مخصوص زمان خاصی بوده و چه بسا اکثر مسیحیان و یهودیان از ریشه معنایی این الفاظ بی خبر باشند .
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  8. صلوات ها 3


  9. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    با سلام و احترام
    اگر چه در انجیل های موجود صراحتا به جهنم اشاره شده
    " تمام بدکاران را جمع خواهد کرد و آن ها را در کوره آتش خواهد افکند، جایی که گریه و دندان ساییدن خواهد بود.آن گاه پارسایان در جاودانی همچون خورشید خواهند درخشید.(متی 13:41و 49)
    اگر دستت ، پایت و چشمت تو را می لغزاند،آن را دور انداز زیرا برای تو بهتر آن است که با دو دست و دو پا و دو چشم در آتش دوزخ افکنده شوی.( متی18: 8-9)
    با توجه به نقش تربیتی این آموزه ها در جلوگیری از ظلم و طغیان انسان مسیحی، با نگاهی ساده به آنان که به نام مسیح در سراسر دنیا به ظلم و غارت می پردازند ، متاسفانه به این نکته می رسیم که نگاه خدامحورانه در فرازهایی از انجیل هم اکنون به نگاهی اومانیستی بر اساس منافع زود بازده تبدیل شده است، فلذا اثر تربیتی برای این فقرات نمی توان تصور نمود.

  10. صلوات ها 2


  11. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    با سلام
    سو استفاده ابزاري از دين همواره و در همه اديان وجود دارد - به قول بزرگي :
    با دين يا بي دين - انسانهاي خوب كارهاي خوب و انسانهاي بد كار هاي بد ميكنند - اما براي اينكه انسانهاي خوب كارهاي بد كنند نياز به دين دارند
    با سپاس
    و الحال اين سه چيز باقی است:
    ايمان و اميد و محبت
    اما بزرگتر اينها محبت است
    ((( پولس رسول )))

  12. صلوات


  13. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما اجمالی در تفاوت اسلام با ادیان دیگر (یهود و مسیحیت)




    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    وقتی الهیات یهودی و مسیحی را با الهیات اسلامی مقایسه میکنیم به میزان این اختلاف بیشتر پی می بریم – و تفاوت برداشت به حدی زیاد است که تقریبا بر تمام بنیاد های دینی سایه انداخته است.

    با سلام

    جناب سینا 178

    بسیار جای خرسندی است که به این حقیقت اعتراف دارید اما ایا هیچگاه شده به علت آن بیندیشی؟ اینکه
    چرا اینهمه تفاوت؟

    دوست عزیز؛ مگر اسلام عزیز و دانشمندان مسلمان چیزی غیر از این را می گویند؟ حرف ما مسلمانان هم در اینست واقعاً تفاوت بسیار است؟ می دانی از کجا تا کجا؟

    تفاوت از زمین است تا اسمان ... چون معارف اسلام همان وحی الهی و کلام خداوند است که تحریف نشده اما معارف و بقول شما الهیات یهودی و مسیحی دست نوشته های بشری و کلام تحریف شده زمینی هاست.

    یک فرقی هم ما و شما داریم؟ فرق ما و شما در این قبیل مسائل این است که شما فقط طرح مسأله می کنید و ما علاوه بر طرح مسأله دلایل و علل آن را هم ذکر می کنیم.

    اجمالاً عرض می کنم:

    آیا گمان نمی کنی که دلیل اینهمه تفاوت، به همان مطلبی باز می گردد که اسلام و قرآن بر آن تصریح می کند، انحراف و تحریف اساسی و بنیادینی که در ادیان الهی گذشته (یهود و مسیحیت) رخ داده است؟

    آیا نمی خواهید بپذیرید که تاریخ مصرف الهیات یهودی و مسیحی به سر آمده و این همه اصرار بر زنده نگهداشتن معارف عاری از وحی الهی و دست نوشته های ساختگی بشری، نه در جهت برنامه های حیات دنیا راهگشاست و نه می تواند پله کانی برای صعود و پرواز به سوی آسمان باشد؟

    آیا وقت آن نرسیده که بپذیرید از یهود و مسیحیت تنها پوسته و ظاهری بیش باقی نمانده و نه تنها حکومت ها برای حقیقت دین و آموزه های یهود و مسیحیت، شأن و جایگاه و ارزشی قائل نیستند بلکه این مهم در دلهای مردم نیز جایگاه خود را از دست داده، و تنها و تنها اسمی از مسیحی و یهودی باقی مانده
    و در باطن بطور رسمی، روح و معنویتی در زندگی فردی افراد بشر هم به چشم نمی خورد؟

    مگر نه آنست که دنیای امروز اعم از حکومت ها و مردم از فقدان روح معنویت و دینداری به شدت رنج می برند؟ و حتی بزرگان مسیحیت نیز، حلقۀ گمشدۀ دنیای امروز و مشکل اساسی بشر غرق شده در خواسته های نفسانی و مادیات را قطع ارتباط با معنویت و توحید می داند؟

    در پایان گفتنی است: گذشته از اینکه نتیجه و برداشت شما واقعی است و حقیقتاً بین الهیات مسیحی و یهودی و الهیات اسلامی تفاوت بسیار است؛ اما باید بیفزایم که در اصل مقایسه، مقایسۀ نادرستی است؟ اسلام کجا و ادیان تحریف شدۀ سابق کجا؟ این گذشته از اکمال و تمامیت دین اسلام است که ادیان گذشته از داشتن این امتیاز محرومند.

    البته این اختلاف شدید از این نوع مقایسه امری بدیهی و طبیعی است زیرا بین دین آسمانی و تحریف نشده اسلام با ادیان آسمانی اما تحریف شده یهود و مسیحیت گذشته از دیگر وجوه تمایز و برتری های دین اسلام بی شک؛

    تفاوت از زمین تا آسمان است ...

    البته مصادیق انحرافات و تحریفات یهودیت و مسیحیت در جای خود بسیار بحث شده و انتقادات مطرح گردیده که این مطلب را به زمان و مکان خود حوالت می دهم.

    بقول شاعر، جناب سینا 178 عزیز ...

    من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتگو کردم/ تو خواه پند بگیر و خواه ملال ...
    مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )

    موفق باشید ...

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ در ساعت ۲۰:۵۹ دلیل: فونت
    مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )

  14. صلوات ها 4


  15. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    نجوم - فيزيك - الهيات - مكانيك
    نوشته
    538
    حضور
    3 روز 5 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    350



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    با سلام:gol:

    جناب سینا 178

    بسیار جای خرسندی است که به این حقیقت اعتراف دارید اما ایا هیچگاه شده به علت آن بیندیشی؟ اینکه چرا اینهمه تفاوت؟

    دوست عزیز؛ مگر اسلام عزیز و دانشمندان مسلمان چیزی غیر از این را می گویند؟ حرف ما مسلمانان هم در اینست واقعاً تفاوت بسیار است؟ می دانی از کجا تا کجا؟

    تفاوت از زمین است تا اسمان ... چون معارف اسلام همان وحی الهی و کلام خداوند است که تحریف نشده اما معارف و بقول شما الهیات یهودی و مسیحی دست نوشته های بشری و کلام تحریف شده زمینی هاست.

    یک فرقی هم ما و شما داریم؟ فرق ما و شما در این قبیل مسائل این است که شما فقط طرح مسأله می کنید و ما علاوه بر طرح مسأله دلایل و علل آن را هم ذکر می کنیم.

    اجمالاً عرض می کنم:

    آیا گمان نمی کنی که دلیل اینهمه تفاوت، به همان مطلبی باز می گردد که اسلام و قرآن بر آن تصریح می کند، انحراف و تحریف اساسی و بنیادینی که در ادیان الهی گذشته (یهود و مسیحیت) رخ داده است؟

    آیا نمی خواهید بپذیرید که تاریخ مصرف الهیات یهودی و مسیحی به سر آمده و این همه اصرار بر زنده نگهداشتن معارف عاری از وحی الهی و دست نوشته های ساختگی بشری، نه در جهت برنامه های حیات دنیا راهگشاست و نه می تواند پله کانی برای صعود و پرواز به سوی آسمان باشد؟

    آیا وقت آن نرسیده که بپذیرید از یهود و مسیحیت تنها پوسته و ظاهری بیش باقی نمانده و نه تنها حکومت ها برای حقیقت دین و آموزه های یهود و مسیحیت، شأن و جایگاه و ارزشی قائل نیستند بلکه این مهم در دلهای مردم نیز جایگاه خود را از دست داده، و تنها و تنها اسمی از مسیحی و یهودی باقی مانده و در باطن بطور رسمی، روح و معنویتی در زندگی فردی افراد بشر هم به چشم نمی خورد؟

    مگر نه آنست که دنیای امروز اعم از حکومت ها و مردم از فقدان روح معنویت و دینداری به شدت رنج می برند؟ و حتی بزرگان مسیحیت نیز، حلقۀ گمشدۀ دنیای امروز و مشکل اساسی بشر غرق شده در خواسته های نفسانی و مادیات را قطع ارتباط با معنویت و توحید می داند؟

    در پایان گفتنی است: گذشته از اینکه نتیجه و برداشت شما واقعی است و حقیقتاً بین الهیات مسیحی و یهودی و الهیات اسلامی تفاوت بسیار است؛ اما باید بیفزایم که در اصل مقایسه، مقایسۀ نادرستی است؟ اسلام کجا و ادیان تحریف شدۀ سابق کجا؟ این گذشته از اکمال و تمامیت دین اسلام است که ادیان گذشته از داشتن این امتیاز محرومند.

    البته این اختلاف شدید از این نوع مقایسه امری بدیهی و طبیعی است زیرا بین دین آسمانی و تحریف نشده اسلام با ادیان آسمانی اما تحریف شده یهود و مسیحیت گذشته از دیگر وجوه تمایز و برتری های دین اسلام بی شک؛

    تفاوت از زمین تا آسمان است ...

    البته مصادیق انحرافات و تحریفات یهودیت و مسیحیت در جای خود بسیار بحث شده و انتقادات مطرح گردیده که این مطلب را به زمان و مکان خود حوالت می دهم.

    بقول شاعر، جناب سینا 178 عزیز ...

    من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتگو کردم/ تو خواه پند بگیر و خواه ملال ...مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )

    موفق باشید ...:gol:


    با سلام
    جناب صديق
    نميدانم آيا عصباني هستيد يا تالار گفتگو را با صف نماز جمعه يا ميتينگ سياسي اشتباه گرفته ايد
    اگر يك فحش خواهر و مادر هم اضافه ميكرديد كارتان بي عيب مي بود
    با اينكه قبلا هم در ساير مباحث برادرانه به شما تذكر دادم كه به اعتقادات ديگران بايد احترام گذارد متاسفانه در همين تاپيك به كررات كلماتي چون انحراف - تحريف و آن هم به شكل شعاري بكار برديد كه صد البته نشان از عدم توانايي شما در ارائه سند و استدلال در تقابل است
    پس لطف نموده شرط بلاغ را براي خودتان نگه داريد و در ازاي آن كمي ادبيات محترمانه ياد بگيريد
    با سپاس
    و الحال اين سه چيز باقی است:
    ايمان و اميد و محبت
    اما بزرگتر اينها محبت است
    ((( پولس رسول )))

  16. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    25
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط sina178s نمایش پست ها
    با سلام
    جناب صديق
    نميدانم آيا عصباني هستيد يا تالار گفتگو را با صف نماز جمعه يا ميتينگ سياسي اشتباه گرفته ايد
    اگر يك فحش خواهر و مادر هم اضافه ميكرديد كارتان بي عيب مي بود
    با اينكه قبلا هم در ساير مباحث برادرانه به شما تذكر دادم كه به اعتقادات ديگران بايد احترام گذارد متاسفانه در همين تاپيك به كررات كلماتي چون انحراف - تحريف و آن هم به شكل شعاري بكار برديد كه صد البته نشان از عدم توانايي شما در ارائه سند و استدلال در تقابل است
    پس لطف نموده شرط بلاغ را براي خودتان نگه داريد و در ازاي آن كمي ادبيات محترمانه ياد بگيريد
    با سپاس
    به به جناب سینای خودمون،سلام، چطوری بچه لندن. بازم که گرد و خاک کردی، جناب صدیق الممالک و ناراحت کردی!
    راستی مستر، شما مگه مطالعه تطبیقی بین الهیات مسیحی و اسلام داری ، اگه هست ارائه کن، فرصت خوبیه برای مقایسه و هویدا شدن نقاط ضعف، بسم الله لوتی.
    ویرایش توسط پرهام : ۱۳۸۹/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۷:۵۶
    گوهر جام جم از کان جهان دگر است
    تو تمنا ز گل کوزه گران میداری؟

  17. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۴/۲۰, ۲۳:۳۹ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود