صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نفی صفات خداوند در نهج البلاغه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41

    نفی صفات خداوند در نهج البلاغه




    در خطبه اوّل نهج البلاغه از اميرالمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: «وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ; كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست و كمال اخلاص، نفى صفات از خداست». چگونه مى توان گفت كه كمال توحيد و يگانگى او، در گرو نفى صفات از اوست؟!!!

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخالف نمایش پست ها
    در خطبه اوّل نهج البلاغه از اميرالمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: «وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ; كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست و كمال اخلاص، نفى صفات از خداست». چگونه مى توان گفت كه كمال توحيد و يگانگى او، در گرو نفى صفات از اوست؟!!!
    سلام
    هستی شناسی عرفانی وجود را به پنج لایه که هر لایه تجلی و بسطی است از لایه قبل تقسیم می کند:
    مقام ذات --->> مقام احدیت
    --->> مقام واحدیت--->> عالم عقل (جبروت) --->>عالم برزخ (ملکوت) --->>عالم ماده (ملک)
    مقام ذات مقامی است که هیچ اسم و رسمی ندارد و مشهود هیچ عارف و معلوم هیچ عالمی نمی شود و این سخن ائمه علیهم السلام که ما عرفناک حق معرفتک اشاره به عجز آنها از درک و فهم
    این مقام دارد.
    مقام احدیت اشاره به ذات است با ملاحظه اسماء و صفات اما نه به نحو انبساط و ذات و صفات عین هم هستند بدون تمایز و
    مقام واحدیت مقام بسط و اسماء و صفات است که به تحلیل عقلی هر صفتی غیر از صفت دیگر است.
    این کلام نورانی مولا علی علیه السلام اشاره به معرفت به مقام احدیت است.


    ویرایش توسط کمال : ۱۳۸۸/۰۸/۲۱ در ساعت ۱۶:۳۲ دلیل: افتادگی متن

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    14
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    نقل قول نوشته اصلی توسط کمال نمایش پست ها
    سلام
    هستی شناسی عرفانی وجود را به پنج لایه که هر لایه تجلی و بسطی است از لایه قبل تقسیم می کند:
    مقام ذات --->> مقام احدیت
    --->> مقام واحدیت--->> عالم عقل (جبروت) --->>عالم برزخ (ملکوت) --->>عالم ماده (ملک)
    مقام ذات مقامی است که هیچ اسم و رسمی ندارد و مشهود هیچ عارف و معلوم هیچ عالمی نمی شود و این سخن ائمه علیهم السلام که ما عرفناک حق معرفتک اشاره به عجز آنها از درک و فهم
    این مقام دارد.
    مقام احدیت اشاره به ذات است با ملاحظه اسماء و صفات اما نه به نحو انبساط و ذات و صفات عین هم هستند بدون تمایز و
    مقام واحدیت مقام بسط و اسماء و صفات است که به تحلیل عقلی هر صفتی غیر از صفت دیگر است.
    این کلام نورانی مولا علی علیه السلام اشاره به معرفت به مقام احدیت است.


    اگر اینگونه است چرا خداوند شما دارای اسما و صفات گوناگون است؟؟

    طبق نوشته های شما اگر این کلام امام علی اشاره به مقام احدیت داشت هباشد چرا برای اثبات مقام احدیت دیگر صفات را باید نفی کرد؟؟

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخالف نمایش پست ها
    اگر اینگونه است چرا خداوند شما دارای اسما و صفات گوناگون است؟؟
    تنوع اسماء و صفات به اعتبار رنگارنگ بودن تجلیات و نمود وجود است
    و هر کدام از این تجلیات با توجه به ظرفیت وجودی خویش گوشه ای و نمی از آن دریای بیکران را نشان می دهد
    پس تکثری اگر هست از طرف تجلیات یعنی طرف قابل است اما فاعل با توجه به بساطت محض و بحتی که دارد هیچ تکثری در آن قابل فرض نیست.

    طبق نوشته های شما اگر این کلام امام علی اشاره به مقام احدیت داشت هباشد چرا برای اثبات مقام احدیت دیگر صفات را باید نفی کرد؟؟
    اگر منظورتان از اثبات
    معرفت یافتن و شهود و رؤیت باشد دلیل نفی روشن است
    چون این مقام این اقتضا را دارد و تا انسان مشرک به شرک اسمائی و صفاتی باشد هنوز توحیدش کامل نیست
    در این مقام ذات و اسماء و صفات در هم مندمج اند برای درک این مطلب کافی است نگاهی به خودتان و علمتان بیاندازید شما از علمتان قابل تفکیک نیستید و علمتان از شما
    تنها به تحلیل عقلی است که علم را می شود از عالم تفکیک کرد و تصوری از آن به دست داد و الا در عالم خارج چنین تفکیکی محال است.


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27



    نقل قول نوشته اصلی توسط کمال نمایش پست ها

    هستی شناسی عرفانی وجود را به پنج لایه که هر لایه تجلی و بسطی است از لایه قبل تقسیم می کند
    ..
    1- مقصود شما از "هستی شناسی عرفانی" چیست؟ یا، کیست؟
    2- واژه "وجود"، در عبارت "وجود را به پنج لایه که هر لایه.." اشاره به وجود چیست؟ وجود خدا، یا وجود هر موجودی؟
    3- وجود خدا لایه لایه است؟


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    منظور از نفی صفات انکار صفات نیست. منظور این نیست که مثلاً بگوییم خداوند رحمن نباشد یا غیره. بلکه منظور این است که سالک متوجه شود خداوند ذاتی واحد و به دور از هر تکثر است. پس خداوند رحمن است، و رحمن بودن او عین قاهر بودن اوست. همه این اسماء عین همند. اول، آخر، ظاهر، باطن، همه و همه تجلی یک ذات واحدند.

    نفی صفات یعنی این صفات را جدای از هم نبینیم. یعنی معتقد به خدای رحمن و رحیم نباشیم. بلکه به خدای رحمنِ رحیم معتقد باشیم. بین این دو فرقی بسیار بزرگ هست.

    با تشکر فراوان
    یا حق
    امام صادق (ع) می فرمایند:

    قَوْمٌ یَزْعَمونَ أنّی إمامُهُمْ، وَاللّهِ ما أنَا لَهُمْ بِإمامٍ لَعَنَهُم اللّهُ کُلّ ما سَتَرْتُ سِتْرا هَتَکوهُ، أقولُ: کذا وکذا، فَیَقولون: اِنّما یَعْنی کذا وکذا. اِنَّما أَنَا إمامُ مَنْ أطاعَنی.
    گروهی خیال می کنند که من امام آنها هستم، به خدا قسم من امام آنها نیستم، نفرین خدا بر آنها باد. [زیرا] هر گاه رازی را پنهان می کنم آنها آشکار می کنند، من می گویم: چنین و چنین است و آنها می گویند چنین و چنان اراده کرده است. همانا من امام کسی هستم که از من پیروی کند.

  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخالف نمایش پست ها
    در خطبه اوّل نهج البلاغه از اميرالمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: «وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ; كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست و كمال اخلاص، نفى صفات از خداست». چگونه مى توان گفت كه كمال توحيد و يگانگى او، در گرو نفى صفات از اوست؟!!!
    سلام
    ادامه خطبه را نیاورده اید وگرنه خود حضرت دلیل را بیان فرموده اند :
    در ادامه می فرمایند : لشهاده کل صفه انها غیر الموصوف و شهاده کل موصوف انه غیر الصفه فمن وصفه سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثناه و من ثناه فقد جزاه ...
    چون هر صفتی گواهی می دهد که غیر موصوف است و هر موصوفی شهادت می دهد که غیر صفت است
    می بینیم که منظور از صفت آن صفتی است که دیگری به خدای تعالی نسبت دهد یا در مورد او بپندارد وگرنه خود خدای متعال خود را وصف نمود و کسی منکر آن اوصاف نمی تواند بشود
    در روایات هم داریم که :
    انت کما اثنیت علی نفسک
    تو چنانی که خود وصف کرده ای
    منظور از توصیف در اینجا توصیف لفظی نیست بلکه علم به صفت است چون ما هم اگر خدای تعای را توصیف کنیم و لو با الفاظ قرآنی صرفا از جهت لفظی بین این توصیف شباهت وجود دارد وگرنه از لحاظ ادراک و علم به وصف باز هم جز خدای تعالی و بندگان مخلَص آنرا نمی توانند بفهمند .
    از کلمه سبحانه هم (که اشاره هست) همین مطلب فهمیده می شود که منظور از صفه و توصیف صفتی است که ما بپنداریم یا به زبان آوریم است چه اینکه هرکسی به اندازه خود خدا را توصیف می کند ( حتی با الفاظ قرآنی ) و این درحالیستکه خدا اندازه ندارد .
    خلاصه اینکه توصیفی که ما از خدا داریم بواسطه محدودیت وجودی ما اندازه دارد و چیزی که اندازه دارد قابل نفی از ذات الهی هست پس توصیف به خود خدای متعال منحصر می شود که حقیقت وصف که عین ذات اوست را درک می کند پس منظور از صفت صفت محدودی است که خلق می پندارند نه مطلق صفت و توصیف
    بیانات دیگر هم می تواند باشد
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخالف نمایش پست ها
    در خطبه اوّل نهج البلاغه از اميرالمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: «وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ; كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست و كمال اخلاص، نفى صفات از خداست». چگونه مى توان گفت كه كمال توحيد و يگانگى او، در گرو نفى صفات از اوست؟!!!
    با سلام خدمت شما دوست عزيز وتشكر از سوال خوب ومفيد شما
    متكلمين از ديرباز در مورد صفات خداوند مواضع مختلفي گرفته اند
    اما نظر متكلمين اماميه بر اين بود كه خداوند داراي صفات است و صفات خدا عين ذات اوست و آيات و احاديث مختلف بر اين مدعا شهادت ميدهند
    در واقع صفات خداوند در مصداق يك چيز و آن عين ذات اوست ولي در مفهوم با يكديگر تفاوت دارند
    اما در مورد اين حديث و توضيح آن برخي ازعلما فرموده اند كه منظور نفي صفات به صورت غيريت است و اگر ما صفات خدا را عين ذات او ندانيم(مانند صفات مخلوقين)آنگاه براي ذات خداوند قرين قرار داده ايم و براي خدا اجزاء در نظر گرفته ايم ودر نتيجه خدا براي كمال خود به اين صفات نياز دارد(يعني به غير)و اين با توحيد نميسازد
    بلكه كمال توحيد در اين است كه خدا واحد و أحد است و ذات خداوند به غير خود نياز ندارد و حضرت در ادامه به همين مطلب اشاره ميكنند و مي فرمايند:
    لشهاده کل صفه انها غیر الموصوف و شهاده کل موصوف انه غیر الصفه فمن وصفه سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثناه و من ثناه فقد جزاه ...

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    چه بحث خوبیه،خیلی سوال دارم
    اما نظر متكلمين اماميه بر اين بود كه خداوند داراي صفات است و صفات خدا عين ذات اوست و آيات و احاديث مختلف بر اين مدعا شهادت ميدهند

    یعنی صفات خبری هم عین ذات خدا هستن؟؟؟؟
    شاید منظور این حدیث همین باشه که مثلا صفات خبری جزو ذات نیست،باید نفیش کنیم
    تازه این حدیث هم از امام علی هستش:
    کمال توحید در این است که بدانیم صفات خدا عین ذات اوست




    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  18. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    یعنی صفات خبری هم عین ذات خدا هستن؟؟؟؟ شاید منظور این حدیث همین باشه که مثلا صفات خبری جزو ذات نیست،باید نفیش کنیم تازه این حدیث هم از امام علی هستش: کمال توحید در این است که بدانیم صفات خدا عین ذات اوست

    سلام علیکم جمیعا

    برای انسانی که اولین مراتب کمال برای سنگین است شناخت رابطه ذات و صفات حضرت حق چه فایده ای دارد ؟

    5 لایه توصیف شده تا سومین لایه یعنی صفات واحدیت مربوط به انسان است.

    یعنی مسیر تعالی و کمال انسانی به مرتبت سوم ختم میشود و السلام.

    هر موقع به خط سوم رسیدید دنبال ارتباط و ذات خدا بروید والا دانستنش چه دخلی به حالمان دارد ؟


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۰۲/۱۶ در ساعت ۰۱:۱۷
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود