صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734

    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب




    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب

    شمه ای از آثار وجودي و نقش ارزنده
    آيت الله شهيد دستغيب(رحمت الله علیه )



    این مقاله، نوشته حضرت آيت الله سيدعلي اصغر دستغيب در شرح حال شهيد محراب حضرت آیت الله دستغيب(رحمت الله علیه ) می باشد.


    به سهولت امكان پذير نيست كه انسان مقامات و مدارج معنوي مردان خدايي همچون آيت الله شهيد حاج سيّد عبدالحسين دستغيب(رحمت الله علیه) را درك نمايد تا چه رسد به اينكه به زبان يا به قلم آورد؛ لذا در اين مقاله كوتاه تنها به بحث پيرامون گوشه اي از آثار وجودي آن بزرگوار و نقش ارزنده اي كه در اصلاح و تربيت نفوس ايفا نموده اند اكتفا مي كنيم.
    سخن از عالم عامل و عارف كاملي است كه در تعريف جامع حضرت امام راحل(رحمت الله علیه) از ايشان به عنوان «معلّم اخلاق و مهذّب نفوس و مرشد مردم» ياد گرديده است. از همان دوران كودكي به مراقبه و تهذيب نفس و فراگيري علوم ديني اشتغال داشته و در نه سالگي با رحلت پدر بزرگوارشان نخستين آثار و علائم تأييدات الهي با اقبال و توجّه قلوب اهل ايمان به سوي ايشان ظاهر گشته و پس از گذراندن دوره مقدمات و سطح جهت تكميل تحصيلات به نجف اشرف هجرت نموده و مورد توجه و علاقه خاص اساتيد بزرگ فقه و اصول و اخلاق و عرفان قرار گرفته اند.

    آيت الله شهيد دستغيب(رحمت الله علیه) در مراجعت به شيراز به ارشاد مردم پرداخته و چه بسيار نفوس مستعدّي كه در پرتو انوار الهي و انفاس قدسيه آن بزرگوار مراحلي پيمودند و تكامل يافتند. كمتر فردي از طالبان حق و سالكان الي الله در خطّه شيراز مي توان يافت كه از محضر ايشان خصوصا" يا عموما" كسب فيض ننموده باشد، چه از بيان شيرين و دلچسب او و چه از قلم روان و پرفيضش. از نخستين نمونه هاي آن: كتاب صلاة الخاشعين، و نمونه ديگر كتاب گناهان كبيره و قلب سليم مي باشد.

    قابل توجه آنكه با وجود مراتب و مقامات علمي و معنوي همواره از حضور در مجامعي كه كمترين شبهه مطرح شدن وي را داشت اجتناب مي ورزيد و از كسب شهرت به شدت برحذر بود. كساني كه از نزديك حالات ايشان را شاهد بوده اند بر مشابهت روحيه وي و امام راحل(ره) گواهند. تنها در زماني كه احساس وظيفه و مسؤوليت مي فرمود بالاخص در رابطه با امر به معروف و نهي از منكر از هيچگونه تلاش دريغ نمي ورزيد.
    سابقه مبارزات آن بزرگوار به شيوه اجداد طاهرينش از هنگامي بود كه اساس دين را با روي كار آمدن رضاخان در خطر ديد؛ لذا در منابر و سخنرانيها مردم را از توطئه ها آگاه مينمود به ويژه در مورد كشف حجاب كه از نخستين برنامه هاي ضد اسلامي و زمينه ساز نشر منكرات و مفاسد در سطح جامعه و در نهايت نفوذ و سلطه هرچه بيشتر اجانب و بيگانگان بر همه شؤون ميهن اسلامي بود به شدت مخالفت و اعتراض مي فرمود.

    در اواخر سال 41 هنگامي كه نخستين اعلامه رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي از قم شهر قيام بدست آيت الله دستغيب(رحمت الله علیه) رسيد، خود شاهد بودم كه چگونه آثار تصميم و اراده در چهره معظم له آشكار گرديد و در همان هنگام تا زماني كه شربت شهادت نوشيد، لحظه اي آرام نگرفت و در يك كلام ميتوان گفت او در تمام اين مدت فاني في الله و ذوب در امام خميني(رحمت الله علیه) بود. حركت خود را دقيقا" با كم و كيف حركت امام تنظيم نموده از هرگونه تندروي يا كندروي بر حذر مي داشت و در حقيقت مفاد اين جمله پر محتواي معصوم(علیه السلام) را شعار مي دارد كه: «المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق».
    بعضي پيشنهاداتي مي دادند كه معنايش پيشي گرفتن از امام بود و برخي محافظه كاري و حركت كُند را توصيه مي نمودند، و به هيچيك اعتنايي نمي فرمود.
    مكرّر يادآور مي شد هر كس مي خواهد بداند هر گاه امام زمان(علیه السلام) ظهور فرمايند، نسبت به آن حضرت چه موضعي خواهد داشت ببيند الآن نسبت به نايب بر حقّش امام خميني(رحمت الله علیه) چگونه است. خلاصه آنكه از مدافعين واقعي و جدّي ولايت فقيه بود.
    خودش مي فرمود: هنگامي كه در مجلس بررسي نهايي قانون اساسي ديدم بني صدر خبيث در رابطه با ولايت فقيه كه اساس نظام الهي جمهوري اسلامي است آن هتّاكي ها را نمود برخود واجب دانستم به دفاع از ولايت فقيه برخيزيم و مطالبي را از تريبون مجلس بيان نمايم. آيت الله شهيد دستغيب(رحمت الله علیه) به همان اندازه كه نسبت به مقام امامت و رهبري تولّي داشت نسبت به همه كساني كه خالصانه و براي خدا به امام راحل تأسّي جسته و حقيقتا" پيروي مي كردند مهر مي ورزيد و حمايت و ترويج مي نمود.

    ازجمله در رابطه با رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي _مد ظله العالي_ هنگامي كه رئيس جمهور بودند مي فرمود:
    «چيزي كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميده ام اين است كه فردي است خدايي، هوي پرست نيست، مقام نمي خواهد، قدرت نمي خواهد بدست بگيرد، امتحان خودش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است، در هر پُستي كه بوده امتحان خودش را داده است، كسي كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه ها برود در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ مقامي براي خودش قائل نيست، به عين مثل رهبر عظيم الشأن. امام فرموده به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينكه رهبر بگوييد. آقاي خامنه اي هم اين جوري است، مقام نمي خواهد، مقام بر روي او اثر نمي گذارد».

    در جريان جنگ تحميلي و بسيج نيروهاي خالص به جبهه و تأمين امكانات و تداركات براي رزمندگان وقتي جوانها را مي ديد كه از همه چيز منقطع و به خداي خود پيوسته اند، و در حال هجرت به سوي جهاد و شهادت هستند مي فرمود:
    «جان من به قربان اين جوانان باد، معنوياتي را كه ما سالهاي طولاني به دنبالش بوده ايم، اين رزمندگان و بسيجيان عزيز در مدّت كوتاهي تحصيل مي نمايند».

    بدين ترتيب طبيعي است كه استكبار جهاني و مزدوران جنايت كار آن به شدت نسبت به شخصيت آيت الله دستغيب حسّاس بوده و سرانجام ايشان را همچون اجداد طاهرينش به شهادت رساندند، غافل از اينكه شهادت آن بزرگوار خط و راهش را روشنتر و پرپيروتر نموده و مي نمايد.

    منبع:www.dastgheib.ir

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیت الله دستغیب (ره)


    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب


    بسم الله الرحمن الرحیم
    انّا لله و انّا الیه راجعون

    شهادت برای فرزندان اسلام و ذریه پیامبر عظیم الشأن – صلی الله علیه و آله – و اولاد فاطمه – علیها سلام – و یادگاران حسین – سلام الله علیه – در راه هدف و اسلام عزیز و قرآن كریم، چیزی غیر عادی و پدیده ای غیر معهود نیست.
    ملت بزرگ اسلام از محراب مسجد كوفه تا صحرای افتخار آمیز كربلا و در طول تاریخ پردازش سرخ تشیّع، قربانیانی ارزشمند به اسلام عزیز و فی سبیل الله تقدیم نموده و ایران شهادت طلب هم از این پدیده سعادتمند، مستثنی نیست و انقلاب اسلامی گوش و چشمش پر از این شهیدان حسین گونه است. ملت عزیز ما در روز رستاخیز با سرافرازی در پیشگاه مقدس خدای بزرگ و پیامبران و اولیا عظیم الشأن، صف های طولانی از شهیدان در راه دفاع از حق عرضه می دارد، از علمای اعلام و ائمه ی جمعه و جماعت تا فداكاران و سربازان در جبهه های دفاع از حریم مقدس اسلام.
    پیامبر بزرگ اسلام كه بر امم دیگر حتی به سقط، مباهات می كند، مطمئن هستیم به فداكاری این عزیزان جبهه و پشت جبهه و این شهیدان محراب و منبر و در صف جماعات و در داخل مسجدها و بیمارستان ها مباهات می فرماید. و چه بهتر و گواراتر كه با شهادت این فرزندان اسلام و ذریه ی طاهره بر افتخارات آن بزرگوار در روز عرض اعمال، هر چه بیشتر بیفزاییم. عزیزان و نور چشمان ما در جبهه های جنوب و غرب هر روز با سركوبی اشرار امریكایی و عقب راندن و به جهنم راندن و به جهنم فرستادن جنود شیطان برای اسلام سربلندی و عظمت خلق می نمایند. به طوری كه تاب تحمل این پیروزی ها را از امریكاییان خارج و داخل، منافق و منحرف، سلب نموده و بر جنون و وحشیگری های آنان افزوده است.
    شما فرضاً شهید بهشتی را گناهكار بدانید، شهدای دیگر مثل شهید مدنی و شهید دستغیب كه جز تربیت محرومان و هدایت مردم گناهی نداشته اند، با چه انگیزه ای شهید می كنید. شما به گمان خود اگر اینان را به جرم وفاداری به اسلام و طرفداری از محرومان و مظلومان مستحق قتل بدانید، اطفال معصومی كه در گهواره جای دارند و زبان باز نكرده اند چه گناهی دارند؟ جز آن كه اطفال مسلمانانی هستند كه مخالف سلطه ی امریكا به جان و مالشان می باشند.
    امروز، روز جمعه و نماز و عبادت، دست جنایتكار امریكاییان یك شخصیت ارزشمند كه مربی بزرگ و عالمی عامل كه گناهش فقط تعهد به اسلام بود، از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزه های علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند.
    حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج سید عبدالحسین دستغیب را كه معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود با جمعی از همراهانشان به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و ابر جنایتكار زمان ایفا كردند، به گمان آن كه به ملت رزمنده ی ایران آسیب رسانند و آنان را در راه هدف به سستی بكشند. این كوردلان نمی بینند كه در هر شهادتی و در هر جنایتی ملت متعهد به اسلام و كشور، مصمم تر و در صحنه حاضرترند؟ اینان پس از بمباران شهرها در جنوب و غرب و قتل عام های فجیع مردم بی پناه، فریاد جنگ جنگ تا پیروزی را نشنیدند كه ملت وفادار، شهادت را در راه خدا با آغوش باز پذیرا هستند؟ یا می خواهند شكست های لشكر كفر را و آتشی كه به جان دوستان و اربابانشان از پیروزی رزمندگان ایران افتاده است با خون این مردان خدا فرو نشانند؟
    اینك سزاوار است اصحاب نظر و ارباب تحلیل در این شرارت ها و جنایت ها فكر كنند كه انگیزه ی آن كه در هر پیروزی و دنبال هر شكست حزب بعث امریكایی، یك جنایت بزرگ از این منافقان و منحرفان واقع می شود، چیست. از باب اتفاق نمی شود باشد كه دنبال پیروزی آبادان جنایتی واقع و دنبال فتح بستان باز جنایت و امروز به دنبال فتح عظیم در غرب و شكست مفتضحانه دشمنان اسلام، این جنایت بزرگ واقع شد.
    آیا این ها همه بنا به اتفاق است یا حساب شده و دیكته شده عمل می شود؟
    آیا ما این بزرگان، علما و معلمان ارزشمند را برای جبران شكست آمریكا در منطقه و صدام امریكایی در جبهه ها از دست می دهیم؟ رحمت خداوند بر این مجاهدان عظیم الشأن كه شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه می كند و ننگ و نفرت بر امریكای جنایتكار و دست نشاندگان و هواداران آن.
    اینجانب این ضایعه بزرگ و فاجعه اسفناك را بر حضرت مهدی – ارواحنا له الفدا – و ملت شجاع ایران و اهالی معظم استان فارس و خانواده ی آن شهید تسلیت می گویم و به پیشگاه مقدس پیامبر اسلام، این فداكاری های ملت اسلام و مجاهدات قشرهای مختلف ایران را تبریك عرض می كنم و برای خاندان این شهید پر افتخار از خداوند تعالی توفیق صبر و بردباری و سلامت طلب می نمایم. سلام بر مجاهدان بزرگوار اسلام و درود بر رزمندگان غرب و جنوب و تهنیت بر نیروهای نظامی و مردمی پیروزی آفرین در جبهه ی غرب.
    از خداوند تعالی پیروزی نهایی لشكر اسلام را بر قدرت های شیطانی مسئلت می نمایم.

    والسلام علی عبادالله الصالحین
    روح الله الموسوی الخمینی

    منبع: صحیفه نور

    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۸۹/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۹:۱۳
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  5. صلوات ها 14


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    پيام مقام معظم رهبری در شهادت آيت الله شهيد دستغيب (رحمت الله علیه)

    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب


    در رابطه با شهادت آيت الله دستغيب از سوي آیت الله خامنه اي(مدظله العالی) پيامي به اين شرح خطاب به مردم استان فارس فرستاده شد:

    يا أيّتها النفس المطمئنّة
    ارجعي الي ربّك راضية مرضية
    فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي

    مردم دلير و مقاوم فارس، برادران و خواهران انقلابي شجاع، آيت الله حاج سيد عبدالحسين دستغيب اين روحاني مبارز و پرهيزكار به دست جنايتكاران و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب شهيد شد و شما بيش از هر كس مي دانيد كه او شخصيت مغتنم و ارزشمند براي عالم اسلام بود. آنان كه از سوابق زندگاني اين شهيد بزرگوار آگاهند مي دانند كه او از نخستين كساني بود كه پرچم تبليغ انقلاب اسلامي را در سخت ترين شرايط در استان فارس برافراشت و بر معابر و مجامع نام امام امت را بر زبان جاري ساخت، با دستگاه ظلم و جور به مبارزه برخاست. اين چهره پارسا و پرهيزكار در بهترين بخش از عمر پربركتش بي اعتنا به زخارف دنيوي همت و نيروي خود را در راه استقرار حاكميت الله صرف كرد و به ياد خدا دلخوش بود كه «الا بذكر الله تطمئن القلوب». چهره معظّم و دوست داشتني اين مرد خدا محبوبترين چهره در ميان مردم فارس و مورد احترام عميق مردم در سراسر ايران بود. روح بي كينه و صفاي باطن و لحن روحاني او گرمي بخش دل مردم بود و مردمي كه او را صميمانه دوست داشتند به شخصيت والاي اين روحاني مبارز و متقي احترام مي گذاشتند. هفتاد سال زندگي همراه با طهارت و تقوا و سالها صرف عمر در راه اسلام و انقلاب از اين مرد بزرگوار چهره اي ساخته بود مورد علاقه و احترام مردم.
    چنين مردي از سلاله پاك پيامبر و از خدمتگزاران صادق و فداكار اسلام و از ياران باوفا و مهربان امام و امت امروز در شيراز همراه تني چند از ياران و شاگردان خويش در راه اسلام و قرآن به شرف شهادت نائل آمد.
    شهادت اين عالم رباني و سيد بزرگوار سند ديگري است بر پليدي و ناپاكي روح و ماهيت رسواياني كه بقاي خود را در فناي مردان خدا مي جويند، اما هرچه بيشتر در اين راه گام بر مي دارند رسواتر مي شوند و صفوف مردم را در جهت حفظ دست آوردهاي انقلاب و ادامه راه شهيدان مستحكمتر مي كنند. خفاشاني كه چشم ديدن پيروزيهاي امت شهيدپرور ايران را ندارند زهر حقد و كينه خود را با كشتن چهره هاي محبوب و مردمي به كام انقلابيون مي ريزند تا كام دشمنان خلق خدا را شيرين كنند امّا جز خسران دنيا و آخرت نصيبي نخواهند برد.
    اطمينان دارم كه شهادت اين مرد خدا همچون زندگي پرافتخارش براي اسلام و انقلاب اسلامي ايران خير و بركت به همراه خواهد داشت؛ چرا كه همه ما را در ادامه راهي كه برگزيده ايم مصمّم تر مي كند. تا راه اسلام در پيش روي ماست دشمن حقيرتر از آن است كه بتواند ما را از اين سير الهي منحرف سازد.
    شهادت اين مرد ميدان تقوا و مبارزه را به مردم شهيدپرور ايران خصوصا" به اهالي غيور فارس و فرزندان و بازماندگان و شاگردان آن شهيد تسليت و تبريك مي گويم. سلام بر همه شهيدان اسلام!

    سيد علي خامنه اي

    منبع:www.dastgheib.ir

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    ای کاش جواب سوالات نکیر و منکر رو بتونم بدم
    نوشته
    777
    حضور
    15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    22
    گالری
    90
    صلوات
    5927



    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب

    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب

    ای جوان! اگر گناه برایت پیش آمد٬ از طرفی فشار شهوت و از طرف دیگر سقوط از آدمیت و هلاکت در جهنم٬ ای جوانی که می‌ترسی٬ می‌لرزی٬ می‌بینی٬ یک‌جا فشار شهوت٬ یک‌جا راه جهنم. بگو یا الله و پناه به خدا ببر. اگر در آن حال اشکت ریخت٬ قیمتی می‌شود اگر در آن حال بیچارگی فشار گناه یکدفعه داد بزنی به حال زار خودت٬ دردت دوا می‌شود ولی اگر زورش به خودش نرسید می‌شود عمرسعد. این بدبخت با اینکه می‌دانست کشتن حسین (ع) به جهنم رفتن است ولی زورش به خودش نرسید. این بدبخت یک بار الله و خدایا تو به دادم برس نگفت٬ از دست نفسم به تو پناه می‌برم٬ نگفت و...
    دعای حزین بعد از نماز شب خیلی خوب است. خدا همه را موفق بدارد. آخرهای مفاتیح است. خدایا! به دادم برس. خدایا!‌سگ نفس به من حمله می‌کند و می‌خواهد مرا به گناه بکشاند اگر این حال در آدمی پیدا گردد خدا هم یار و یاورش می‌شود و نخواهد گذاشت به گناه آلوده گردد.



    روایتی دارد که از رسول خدا (ص) خواستند آقا! اسم اعظم را یاد ما دهید. فرمود: «اقطع عن غیره و قل یاالله» دل از غیر خدا ببر و بگو یا الله تا بدانی غیر از خدا همه عاجزند. باورت نمی‌شود٬ یک سری به گورستان برو. مال پانصد سال قبل٬ صد سال قبل. درالسلام از هزار سال قبل و از قبرستان‌های قدیم شیرازی است. آن‌قدر کدخداها و سرهنگ‌ها در آن‌جا خوابیده‌اند همه نوع و همه صنف. کسانی بودند که دعوی‌ها داشتند٬ قلدری‌ها می‌کردند٬ رفتند جای اصلی. پس الان که روی خاک هستی٬ گول نخور. تو هم به زودی به آن‌جا می‌روی. این همه من من نگو. تو ضعیف و ذلیل هستی٬ دل ببر از همه و بگو یا الله.

    منابع:تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف-کتاب شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر،--کتاب یادواره شهید آیت الله دستغیب

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آنان که ره عشق گزیدند همه
    در کوی حقیقت آرمیدند همه


    http://revayatefabric.ir

  9. صلوات ها 6


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب

    شهيد آيه الله سيد عبدالحسين دستغيب در شب عاشوراي 1292 شمسي در شهر شيراز ، در يك خانوادة روحاني پاي به عرصه وجود گذاشت. اين تولد مبارك در خانه اي محقر در يكي از كوچه هاي قديمي شيراز، كنار بازار مرغ كه امروز « خيابان احمدي » ناميده مي شود ، صورت گرفت. ولادت او در شب عاشورا ، سبب گرديد كه به « عبدالحسين» مسمي شود و حياتش مصداق بارزي از نام شريفش گردد.

    پدرش سيد محمد تقي فرزند ميرزا هدايت ا... مرجع بزرگ فارس بود كه به هنگام تولد فرزندش در كربلا بسر مي برد. شهيد دستغيب در سن 12 سالگي از نعمت داشتن پدر محروم گرديد و از همان تاريخ سرپرستي مادر، سه خواهر و دو برادر خويش را بعهده گرفت. خاندان دستغيب از خاندان هاي اصيل و شريف استان فارس و شيراز است كه سابقه اي 800-700 ساله دارد و از اين سلسله رجال ، دانشمندان بزرگ ، ادباء و خطباي شايسته اي برخاسته اند. اين خاندان با 33 واسطه به حضرت امام سجاد عليه الصلوه و السلام مي رسد .

    دانلود سخنرانی های شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    معلم اخلاق و مهذب نفوس



    نويسنده:دکتر عباس خامه یار





    تاريخ معاصر ايران ماندگاري و شكوه خود را مديون چهره‌هائي است كه حيات پربار خويش را صرف تربيت و هدايت مردم و جهت‌دهي حركت‌هاي مردمي كردند و تحولات عظيمي را موجب شدند و سرانجام با شهادت خويش، بر پيمان با خداي خود مهر تصديق زدند. به ويژه آنكه اينان عمدتاً كساني هستند كه به علت دوري از نام و شهرت، براي نسل‌هاي سوم و چهارم ناشناخته مانده و زندگي پر ثمر آنها آن گونه كه بايد مورد واكاوي و شناخت قرار نگرفته است.
    آيت‌الله شهيد دستغيب از جمله اين شخصيت‌هاست كه به رغم عمري مجاهدت خالصانه و تاثيرگذاري عميق بر تاريخ انقلاب و برخورداري از جايگاه عظيمي كه امام راحل بديشان دادند، يعني «معلم اخلاق و مهذب نفوس» بودن، آن گونه كه بايد شناخته نشده و مورد تكريمي شايسته مقام خود قرار نگرفته است.
    سابقه مبارزات آن شهيد بزرگوار به هنگامي باز مي‌گردد كه با روي كار آمدن رضاخان، اساس دين به مخاطره افتاد و ايشان با سخنراني‌هاي روشنگرانه خود به هدايت مردم پرداخت، ليكن مبارزات آشكار و جدي ايشان از زماني آغاز شد كه در اواخر سال 41، امام نخستين اعلاميه خود را عليه رژيم ستمشاهي صادر كردند. هنگامي كه اين اعلاميه به دست شهيد دستغيب رسيد، عزم خود را براي همراهي با امام، جزم كرد و از آن لحظه تا هنگام شهادت، دمي از پاي ننشست و آرام نگرفت.
    او پيوسته از تندروي پرهيز مي‌كرد بر خط تعادل حركت را پيش مي‌برد، از همين روي همواره با كمترين هزينه‌هاي انساني، بيشترين نتايج را به دست مي‌آورد. تنها ملاك و ميزان او براي مبارزه، حركت در مسير و خط امام بود و همواره بر اين نكته تاكيد داشت كه: «اگر مي‌خواهيد بدانيد مواضع افراد در قبال امام زمان (عج) چه خواهد بود، به مواضع آنها در برابر امام خميني دقت كنيد.» جمله معروف: «من اطاع الخميني فقد اطاع الله» را بسياري از شهيد به ياد دارند. وي با آنكه از مقامات علمي و عرفاني بالائي برخوردار بود، در محضر امام همچون مريدي در برابر مراد خويش، با فروتني تمام مي‌نشست و هرگز جز منويات امام، به مسئله‌اي نمي‌پرداخت.
    شهيد دستغيب مدافع سرسخت ولايت فقيه بود و در مجلس خبرگان قانون اساسي با تمام توان خويش براي تثبيت و تصويب اين اصل كوشيد و در برابر هتاكي‌هاي بني‌صدر نسبت به اين اصل به شدت اعتراض كرد. او در عين حال كه پيروان ولايت فقيه را گرامي مي‌داشت، با هر كسي در هر مقامي كه در جهت مخالف امام حركت مي‌كرد، به مبارزه بي‌امان مي‌پرداخت و در اين راه هيچ مصلحتي جز رضاي خدا را در نظر نمي‌گرفت.
    در جريان جنگ تحميلي و بسيج نيروهاي مخلص براي جبهه‌ها و تامين امكانات براي رزمندگان، تلاشي پيگير و مستمر داشت و همواره بر خلوص نيروهائي كه در عنفوان جواني راه صد ساله را يك شبه طي مي‌كردند و به فيض عظيم شهادت نائل مي‌شدند، غبطه مي‌خورد.
    شهيد دستغيب به شدت از گروهك‌ها و گروه‌گرائي تبري مي‌جست و همواره طرفداران آنها را به بازگشت به آغوش اسلام و انقلاب تشويق مي‌كرد، ليكن خفاشان شب از نور گريزانند و گم‌كردگان وادي حيرت را به سرزمين هدايت راهي نيست و سرانجام هم همان‌ها بودند كه محبت پدرانه او را نسبت به خلق خدا و دلسوزي عميقش را براي هدايت جوانان تاب نياوردند و با نشان دادن چهره كريه و خوفناك خود، او و همراهان صديقش را به شهادت رساندند تا به خيال خام خود، غبار بر چهره خورشيد بپاشند، غافل از آنكه خون شهداي انقلاب، همچون سيلي عظيم، بنيان آنان را از جا خواهد كند و روز به روز بر شكوه اين مردان مرد و مجاهدين راه حق افزوده خواهد شد و براي شبكوران جز خذلان و تباهي ارمغاني نخواهد داشت.
    نشريه شاهد ياران در پي معرفي و تجليل از شهداي انقلاب اسلامي در سراسر بلاد اسلامي و در جهت روشنگري در باره شهدائي كه به واسطه زهد بسيار از بيان مبارزات و مجاهدت‌ها و حتي طرح نام خويش پرهيز داشتند، اين بار با تلاش فراوان به معرفي چهره‌اي مي‌پردازد كه انقلاب اسلامي، به ويژه در خطه فارس، بسيار مديون فداكاري‌ها و خون دل خوردن‌هاي اوست، اميد آنكه اين مجموعه گامي باشد در جهت شناختن و باز شناساندن چهره اين شهيد گرانمايه.
    منبع: ماهنامه شاهد ياران53_54 ،فروردين وارديبهشت

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    بسم الله الرحمن الرحيم
    پيشنهاد شد كه در رابطه با يادواره شهيد معظم حجه‌الاسلام و المسلمين مرحوم آقاي حاج سيد عبدالحسين دستغيب (قدس سره) كلمه‌اي بنويسم:
    ياد اين شهيد در دل عاشقان فضيلت و ملت وفادار ايران زنده است. مسجد و محراب و منبر شيراز نغمه ملكوتي اين شهيد راه اسلام را از ياد نمي‌برند، درس‌هاي انسان‌ساز ايشان كه در قلب انسان‌هاي متعهد غوغا برپا مي‌كرد، جاويدان است.
    دستغيب در دست غيب‌نشينان ملكوت سپرده شد و در آغوش رفيق اعلي آرميد، او نمرده كه زندگاني جاويد در جرگه پرده‌نشينان قدس و عاشقان لقاء‌الله يافت.
    از خدا بي خبراني كه همت بر قتل اين رهبران فضيلت و رهروان به سوي محبوب گماشته‌اند، با فضيلت و حق‌طلبي مخالفند، اينان گمان مي‌كنند كه با اين حركات غير انساني مذبوحانه، در صف عاشقان شهادت و سوختگان در راه پيوستن به لقاء‌الله شكافي پيدا مي‌شود. اينان طعم ايمان به غيب و عشق به محبوب را نچشيده و شب‌پرگاني هستند كه از وصل آفتاب گريزانند و مردگاني هستند به صورت زندگان كه با اعمال وحشيانه خود مي‌خواهند سد راه حقيقت كنند و اسلام عزيز را به خيال فاسد خود به تباهي كشند.
    خداوند قادر اسلام بزرگ را فرو فرستاده و حفظ و نگهباني آن را تضمين فرموده است. از خداوند تعالي رحمت براي شهيدان خصوصاً اين شهيد معلم اخلاق و مهذب نفوس و مرشد مردم خواستار و براى بازماندگانش صبر و اجر مسألت مي‌نمايم.
    و السلام علي عبادالله الصالحين
    هشتم ربيع‌الأول 1402
    روح الله الموسوي الخميني
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    منبع:‌ صحيفه نور. جلد 15. ص 253-252. 20/9/1360

  14. #8

  15. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    شهید دستغیب در آئینه توصیف دوستان و یاران

    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب










    ازبهترین علما ومربیان حقیقی جامعه

    مرحوم آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
    دست خیانتکار استعمار بار دیگر یکی از بهترین علماء و خدمتگزاران به اسلام و مربیان و معلمان حقیقی جامعه را ترور کرد و سید جلیل و عالم زاهد و عابد مجاهد حضرت آیت‌الله دستغیب را به شهادت رسانید. صفحه درخشان دیگری در تاریخ شهدای اسلام باز شد. این جنایت‌ها و ترورها در این موقعیت حساسی که اسلام و جامعه ما با دسائس خائنانه استعمار و حملات بی رحمانه کفار و عمال آنها روبروست، هرچند دلیل بر این است که عوامل ضد انقلاب داخلی با عواملی خارجی متحد و جز ضدیت با اسلام و استقلال کشور و ایجاد هرج و مرج و آشوب و ارعاب، قصدی ندارند، اما علی رغم مقاصد شوم آنها، این جنایات، ملت به پا خاسته ایران را ثابت قدم‌تر و در دفاع از اسلام کوشاتر می‌نماید.
    شهادت آن مرحوم را به محضر والای حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداء و علمای اعلام و مخصوصا جامعه روحانیت و مردم رشید و متعهد فارس و خاندان محترم دستغیب تبریک و تسلیت عرض نموده، علو درجات آن عالم شهید و سایر شهدای اسلام را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.
    پیوسته درراه خدمات دینی وتهذیب اخلاقی مؤمنین بود

    مرحوم آیت‌الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    شهادت پر افتخار مرحوم مغفور عالم ربانی و مجاهد فی سبیل‌الله آیت‌الله آقای حاج سید عبدالحسین دستغیب طاب ثراه که عمر پر برکت خویش را پیوسته در راه خدمات دینی و ارشاد و تهذیب اخلاق مؤمنین صرف نموده و از هیچ کوششی در به ثمر رسانیدن اهداف عالیه اسلامی، دریغ ننمودند، موجب تاثر و تاسف عمیق می‌باشد.
    این حادثه مولمه و ضایعه جبران‌ناپذیر را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنا فداء و عموم ملت مسلمان ایران، خاصه حضرات آقایان علمای اعلام و حجج اسلام استان فارس دامه برکاتهم و بازماندگان محترم آن مرحوم و اهالی غیور آن سامان تسلیت و تبریک عرض نموده، علو درجات آن شهید راه حق و توفیقات عموم خدمتگزاران به اسلام و مذهب اهل‌بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام را از درگان ربوبی، مسئلت می‌نماید.
    عمری را درراه ترویج مبانی واحکام مقدس اسلام صرف کرد...

    مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبدالله شیرازی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    با اندوه و تاثر شدید، شهادت جانگداز عالم ربانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید عبدالحسین دستغیب را به حضرت ولی عصر حجت ابن‌الحسن العسگری ارواحنا له الفدا و به جامعه روحانیت و ملت شریف و مسلمان ایران به خصوص به اهالی محترم فارس تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم. شهادت آن سید جلیل القدر که عمری را در راه ترویج مبانی و احکام مقدس اسلام و قرآن کریم و مبارزه با ظلم و استعمار سپری کرد، گو اینکه برای حوزه‌های علمیه و جامعه روحانیت غیر قابل جبران و باری است سنگین، اما این جنایت فجیع به وسیله سرسپردگان و عوامل جنایتکار خارجی بار دیگر عمق دشمنی آنان را به اسلام و مسلمین و به خصوص به روحانیت به اثبات رسانید و این خود، نشانه دیگری از ضعف و زبونی دشمنان اسلام است، اما وعده خدا حق است و به زودی ان‌شاءالله تعالی شاهد پیروزی‌های نهائی ملت مسلمان ایران در همه شئون خواهیم بود.
    مرگ در بستر برای شخصیتی چون او کم بود

    شهید آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    دشمنان زخم خورده و زبون اسلام و نوکرهای مزدور، منافقانی که به واسطه انقلاب کبیر و خونین اسلامی ایران، خود را در پرتگاه سقوط و نابودی می‌بینند، در صدد برآمدند انتقام خود را از ناشرین فرهنگ اسلام پس بگیرند و این بار نیز یکی از درخشنده‌ترین چهره‌های عالم اسلام و انقلاب، آیت‌الله حاج سید عبدالحسین دستغیب را ناجوانمردانه در شیراز به شهادت می‌رسانند.
    شهادت این عالم ربانی و سید بزرگوار را به ساحت قدس حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه، محضر مبارک آن حضرت و به پیشگاه ملت ایران خاصه مردم غیرتمند فارس، تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم. این سیه‌روزان چه کور خوانده‌اند و چه مذبوحانه تلاش می‌کنند. اینان نمی‌دانند انسان‌های شریفی چون آیت‌الله دستغیب که با بیان و انفاس کلام قدسیه‌شان بساط طاغوت‌ها و جهانخواران را به آتش کشیده‌اند، مسلم است که جوشش و حرارت خونشان بنیان این دون صفتان را به آتش خشم ملت خواهد سوزاند.
    ای امام!
    ملت ما در مکتب حسین (ع) این مسئله را به خوبی دریافته است که مرگ در بستر، برای شخصیتی چون آیت‌الله دستغیب کم بود و او می‌بایست چون اجداد گرامیش مظلوم‌وار در خون خویش غوطه‌ور گردد و با نثار خون خود، دین جدش را یاری نماید و به قافله افتخار آفرین شهیدان راه اسلام بپیوندد و به زندگی ابدی دست یابد. ملت ما می‌داند که این سید پاک و عالم بزرگوار که با قلبی مملو از خلوص و ایمان، عاشقانه از حریم مقدس انقلاب اسلامی و اسلام دفاع می‌نمود، نه تنها نباید با شهادت این بزرگان ذره‌ای به خود یاس و نومیدی راه دهند، بلکه باید در جهت پاسداری از خون شهیدان و دستاوردهای انقلاب و تداوم آن مصمم و قاطع‌تر گردند. آن هدف متعالی که مورد نظر همه ما بوده و می‌باشد، همانا بقاء اسلام است و انقلاب و همه ما آمادگی برای چنین مسائل داشته و داریم و مطمئنیم که وعده الهی که همانا پیروزی حق علیه باطل است نزدیک است و ان نصرالله للقریب.
    فرزند رشید مبارز و متعهد اسلام

    مرحوم آیت الله حاج عبدالرحیم ربانی شیرازی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    مردم محترم و مبارز شیراز! خرابکاران وابسته به شرق و غرب که هر روز بر ابراز دشمنی و خصومت نسبت به جمهوری اسلامی ایران می‌افزایند و مردان متعهد اسلام ما را بعضی شهید و برخی را با شایعه‌سازی می‌خواهند منزوی سازند، این بار جنایت خود را با شهید نمودن یکی از فرزندان رشید مبارز و متعهد به اسلام، حضرت آیت‌الله حاج سید عبدالحسین دستغیب قدس سره که عمری را در خدمت به مذهب و مردم بود، به ثبوت رساندند. اینها فکر نمی‌کنند که ترور نمی‌تواند امتی را که در صحنه سیاست و شهادت حضور دائمی دارد از میدان به در ببرد.
    من این ضایعه اسفبار را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) و نایب ارجمندش امام خمینی و خانواده معظم ایشان و شما مردم مسلمان بیدار تسلیت عرض می‌نمایم. امید است که در تشییع معظم‌له همگی حضور فعال پیدا نموده با بزرگداشت ایشان چه در تشییع و چه در مجالس ختم، در تعظیم روحانیت و شعائر دینی بیفزائید.
    او دستی از غیب برای سعاد ت مردم فارس بود

    مرحوم آیت الله حاج شیخ علی مشکینی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    پس از سلام به روان پیامبران و شهیدان تاریخ، خالص‌ترین درود خود را به روح عارف الهی دانشمند اسلامی، مفسر پر ارج، معلم اخلاق، شهید راه حق آیت‌الله دستغیب اهدا می‌کنم. او بهترین طرزی از زندگی را برگزید و خدایش نیز بهترین راه را برای مرگش انتخاب نمود. روح عظیم وی پیوسته در جهان دیگر بود تا آنگاه که به آرزویش رسید. نام گرامیش عبدالحسین بود به این لحاظ که عمرش را در خدمت هدف حسین (ع) گذراند.
    بی تردید بگویم که شهید دستغیب دستی از غیب بود که برای سعادت ملت فارس حضور یافته بود و به وسیله ایادی پلیدی، دو باره آن دست غیب شد. او مغزی مملو از دانش و قلمی آکنده از ایمان و روحی سرشار از عرفان و دلی مالامال از عشق به الله داشت. شهادت او به دین الهی رونق و عظمت و به مسلمین، قیام و حرکت و به دشمنان و مسببین، نفرت و ذلت بخشید.
    آری وجود یک روحانی مبارز در یک منطقه، خفاش صفتان را اجازه حضور و ایادی شیطان بزرگ را اجازه وسوسه و ظهور و هوی‌پرستان ضد اسلام را فرصت حرکت و توطئه گران خائن را رخصت فعالیت نمی‌دهد. همه انبیاء چنین بودند و بدین جهت از روز نخست لبه تیز شمشیر شیاطین و طاغوتیان به سوی رهبران طریقه توحید بوده است.
    اینجانب روان مقدس آیت الله شهید دستغیب را به عظمت یاد می‌کنم و به حال وی غبطه می‌خورم و اینک او را در حضور اولیاء الهی زنده می‌بینم و شهادتش را به امام عظیم امت و اهالی محترم فارس و بازماندگان عزیزشان تبریک و تسلیت می‌گویم.
    خون مقدس او خط سرخ تشیع را رنگین‌تر می‌کند

    آیت الله العظمی حاج شیخ حسین نوری همدانی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    محضر مبارک رهبر کبیر انقلاب عظیم اسلامی ایران، حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی دام‌ظله العالی. دشمنان کینه‌توز و مخالفان زبون انقلاب اسلامی و جیره خواران منافق که موجودیت ضد خلقی خود را به طور کلی از دست رفته و در پرتگاه نابودی کامل می‌بینند، با کمال تاسف، یکی از تابناک‌ترین چهره‌های انقلاب اسلامی، آیت‌الله حاج سید عبدالحسین دستغیب را در شیراز به شهادت رسانیدند. شهادت این عالم ربانی و مجاهد خستگی‌ناپذیر و مهذب اخلاق و مربی جامعه را که با خون مقدس خویش، خط سرخ تشیع را رنگین‌تر و پیشرفت انقلاب را سریع‌تر می‌سازد، به ساحت مقدس حضرت بقیه الله ارواحنا فداء و به پیشگاه مبارک آن حضرت و به ملت شهید پرور ایران، به ویژه مردم غیور و سلحشور خطه فارس و به خاندان محترم دستغیب تبریک و تسلیت عرض می‌نماید و آمادگی خویش را جهت پیمودن چنین راه پرافتخاری اعلام می‌دارد. اطمینان کامل هست که با ریخته شدن خون این عزیزان، وعده الهی که پیروزی حق بر باطل است تحقق می‌گیرد.
    انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

    او و دلسوخته‌گانی که پروانه‌وار احاطه‌اش کرده بودند، به آرزوی خود رسیدند

    مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سیداحمدخمینی
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    برای مرد بزرگی چون شهید آیت‌الله مجاهد مرحوم آقای سید عبدالحسین دستغیب قدس سره‌الشریف و همراهان دلباخته‌اش شهادت بزرگ‌ترین افتخار و مرگ در بستر عادی بسیار کوچک بود. آن عارف ربانی و عالم متقی و دلسوختگانی که پروانه‌وار ایشان را احاطه کرده بودند، به شهادت عشق می‌ورزیدند و به معشوق خود رسیدند، ولی جنایتکاران خود فروخته و مزدوران آمریکایی با این جنایت هولناک آشکارترین سند سرسپردگی خود را نسبت به ارباب جهانخوار خود ارائه دادند و طرفداری آنها را از دشمنان اسلام به اثبات رساندند. اینان آیا با ترور این مردان پاک الهی آن هم با آن طرز دلخراش، جز نفرت ابدی و خشم توده‌های محروم چه بهره‌ای می‌توانند ببرند و چه طرفی می‌توانند ببندند؟ انا لله و انا الیه راجعون. من این مصیبت جانگداز را به جناب مستطاب عالی و اخوان محترم و خاندان جلیل آن شهید بزرگوار و سایر خانواده‌های داغدار تبریک و تسلیت عرض نموده سلامتی و شکیبائی برای آنان از خدای تعالی مسئلت می نمایم.
    پیام تسلیت به حجت‌الاسلام و المسلمین سید هاشم دستغیب به مناسبت شهادت آیت‌الله دستغیب
    منبع: ماهنامه شاهد یاران53_

  16. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    جلوه‌هایی از سلوک اجتماعی شهید دستغیب
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب






    گفت و شنود شاهد یاران با حجت‌الاسلام و المسلمین محمد مشکین فام


    بین عرفان ومبارزه، جمع کرده بودند...
    زندگی و مرگ مردان خدا آکنده از آنات معنوی و شادابی است که حضور دائمی در محضر خداوند به آن لطف و جلای خاصی می‌بخشد. این احوالات برای کسانی که دلبسته زخارف جهان هستند درک ناشدنی است و لذا به جای تلاش برای تعالی روح به استهزای این مردان مرد می‌پردازند. در این گفتگوی خواندنی در باره این جنبه از شخصیت شهید دستغیب از زبان یکی از یاران صمیمی ایشان نکات جالبی را می‌خوانیم.
    به نظر شما نقطه آغازین ورود شهید دستغیب به عرصه مبارزات که تا واپسین لحظات عمر ایشان ادامه داشت و ایشان را تبدیل به رهبر مبارزات در استان فارس کرد، کی و کجا بود؟
    درباره شهید دستغیب از ابعاد مختلف می‌توان صحبت کرد، اما دو بعد در زندگی ایشان بسیار برجسته هستند. یکی بعد عرفانی و سیر و سلوک و عبودیت و خداپرستی و دیگری بعد مبارزات سیاسی است. این نکته را هم ذکر کنم که این دو با یکدیگر تنافی ندارند. اگر کسی وارد عرصه سیر و سلوک شد، البته اگر اهل کامل باشد، زمانی که وظیفه ایجاب می‌کند، باید وارد عرصه مبارزات شود. حضرت امام بهترین الگو هستند. بُعد معنوی محفوظ، اما وظیفه بر همه چیز غالب است. حضرت امام فرمودند: «اگر کسی به این بزرگواران کاری نداشت، در عالم معنوی و سیر و سلوک خودشان بسیار راحت بودند، منتهی وظیفه حکم می‌کند که انسان وارد این عرصه شود.» و لذا خودشان هم با آن علم و فقاهت و زهدی که داشتند، زمانی که احساس وظیفه کردند، وارد میدان شدند و کار را شروع کردند. حضرت امام در دوران مرحوم آیت‌الله بروجردی، این وظیفه را بر دوش خود احساس نکردند و تا زمان رحلت آیت‌الله حکیم هم همین طور.
    زمانی که امام نهضت را آغاز کردند، شهید دستغیب هم احساس وظیفه کردند که وارد این عرصه شوند. نفس امام، نفس الهی بود. ایشان مرد الهی است. لذا آن نفس الهی که شروع شد، در شیراز ابتدا مرحوم آیت‌الله نجابت، اول مرد توحید و عرفان و استاد عرفان شهید دستغیب، متوجه شدند که مجموعه شرایط قیام در امام وجود دارد و لذا ایشان با پیروی از امام و با همکاری شهید دستغیب، این حرکت را در فارس شروع کردند.
    در 48 سال پیش، سوای تبلیغاتی چون «شاه سایه خداست» و «سلطنت موهبتی است الهی که...» که در قانون اساسی مشروطه آمده، در اثر ناآگاهی مردم، شاه یک جور جنبه تقدس هم برای خودش پیدا کرده بود و بحث سیاسی در مساجد مساوی با عدم عدالت بود. به قول امام اگر می‌خواستند بگویند یک روحانی، عادل نیست، می‌گفتند سیاسی است. مردم آن دوره را با حالا مقایسه نکنید. طرز فکرها این گونه بود و فقط در سایه زحمات امثال شهید دستغیب بود که مردم فارس توانستند به تدریج افکار امام را درک و نسبت به واقعیت‌های سیاسی و جور و ستم دستگاه، آگاهی پیدا کنند.
    استان فارس در اثر همین مجاهدت‌ها در همه مقاطع مبارزات خوب درخشید. در قیام 15 خرداد فقط در چند شهر تظاهرات شد و شهید دادیم که یکی شیراز بود. شعار ما این بود: «شب‌های جمعه مسجد جمعه». شهید دستغیب زمانی وارد میدان شد که غیر از مخالفت‌های آشکار رژیم، روحانیون درباری و طرفدار رژیم هم کارشکنی‌های عجیب می‌کردند. این طور نبود که روحانیون، معتقد به شهید دستغیب باشند. البته من مصلحت نمی‌بینم خیلی از مسائل را باز کنم. خداوند ستار است. برنامه‌هائی که شهید دستغیب با مشورت آقای نجابت می‌ریختند و اجرا می‌کردند، موجب پیشبرد نهضت بود. قبل از 15 خرداد تقریبا همه رژیم را قبول داشتند و حقیقتا کمتر کسی درک و شناخت شهید دستغیب را داشت. هنوز هم 15 خرداد پیش نیامده بود که رژیم مفتضح شود. نهضت فارس عمدتا به دوش شهید دستغیب بود و خون دل‌ها خورد، زندان‌ها رفت و تبعیدها شد.
    جوان‌ها امروز متوجه بعضی از نکات نیستند و بسیاری از مسائل تاریخی باورشان نمی‌شود، یکی هم این نکته که ساواک در ذهن همه جا انداخته بود که از هر سه نفر، دست کم یک نفر ساواکی است و لذا همه باور کرده بودند که ساواک از کوچک‌ترین مخالفت با رژیم هم مطلع خواهد شد و دیگر کسی جرئت نداشت مبارزه کند، اما شهید دستغیب انصافا این فضا را شکست.
    مبارزات شهید دستغیب پس از نهضت سال 42 امام به چه شکلی بود؟
       
    به شکل سخنرانی‌های تند و گسترده. ذره‌ای ترس و واهمه در جان این مرد وجود نداشت. لبه تیز حمله شهید دستغیب هم خود شاه بود، نه ادارات و استانداری‌ها. حضرت امام هم این طور بودند. همه می‌خواستند حملات را به سمت نخست‌وزیر و دیگران سوق بدهند، ولی امام صراحتاً همه چیز را متوجه شخص شاه می‌کردند. شهید دستغیب در بحث‌های امر به معروف و نهی از منکر، همواره علیه اشکالات اجتماعی صحبت می‌کرد. آن روزها حتی در ذهن مقدسین هم چیزی به اسم حکومت اسلامی مطرح نبود. خود حضرت امام هم تا سال 42 در این مورد صحبتی نفرمودند، اما در این سال پس از آنکه به زندان رفتند، این مطلب را عنوان فرمودند، به خصوص در نجف و از سال 48. یکی از ویژگی‌های شهید دستغیب این بود که مردم قلباً ایشان را بسیار دوست می‌داشتند، لذا در ماه‌های رمضان و محرم صحن مسجد به آن بزرگی همیشه پر بود.
    رمز این محبوبیت چیست؟
    هم در روایات داریم و هم قرآن می‌فرماید که هر کس برای خدا باشد، خدا برای اوست. محبوبیت شهید دستغیب به واسطه سلوک ایشان بود. شهید دستغیب دائما رفتار و گفتار خود را می‌کاوید که خلاف دستور خدا نباشد و از خودبینی و خودپرستی به دور باشد. شهید دستغیب فنای در الله و پیوسته در جستجوی رضای او بود. قرآن می‌فرماید که خداوند تبارک و تعالی متولی صالحین است. متولی نام شهید دستغیب نیز خداوند تبارک و تعالی است. ایشان همه چیز را برای خدا می‌خواست و لذا خداوند نامش را در قلوب زنده نگاه خواهد داشت. جریان‌های معنوی کاری به اسباب ظاهری ندارند. او حساب خود را با خدایش صاف کرد و لذا همه با او صاف بودند. محبوبیت قلبی مردم نسبت به شهید دستغیب عجیب بود. هنوز هم هست.
    خاندان شهید دستغیب سابقه 700 ساله دارند. در محبوبیت این خاندان همین قدر بس که هر جا، مجلس، شورا و جاهای دیگر کاندیدا شوند، رای می‌آورند. مردم هنوز به شهید دستغیب علاقه دارند و هر کس قوم و خویش دور ایشان هم هست، همین که ثبت‌نام می‌کند، رای می‌آورد. مسئله‌ای که ما در زندگی همه اولیا و حتی ائمه معصومین می‌بینیم، بحث اتهامات است. شاید علت اصلی آن هم این است که افراد، افق فکری و فهم آن را ندارند و به جای اینکه بر اساس دستورات اسلام، فعل مومنین را حمل بر صلاح کنند، چون خودشان تنگ و تاریک و ترش هستند، شروع می‌کنند به متهم کردن. این وضعیت قبلا هم بوده، حالا هم هست. شهید دستغیب هم از این دایره بیرون نبود و ایشان را متهم به صوفی و درویش بودن می‌کردند.
    خاطرم هست که در 21 رمضان، جمعیت در مسجد جامع موج می‌زد و ایشان بر منبر فرمود: «من درویش و صوفی نیستم. خدا لعنت کند صوفیه و دراویشی را که در مقابل معصوم می‌ایستادند.» بعد از خرداد 42 شایعه انداختند که سید عبدالحسین دستغیب از انگلیسی‌ها پول گرفته! در بهمن 56 و 57 ساواک تعبیر «سید حرام‌خور» را بر سر زبان‌ها انداخته بود. اتهامات همیشه الی ماشاءالله متوجه بزرگان دین بوده و هست و ایشان را هم به صوفی و درویش بودن متهم می‌کردند، در حالی که خودش صراحتا بر منبر گفت که نیستم. مسئله از میدان به در کردن بزرگان و مبارزان بود.
    شهید دستغیب مبارزات را شروع کرد، این اتهامات هم که متوجه او بود و مردم هم که غالبا هیچی حالیشان نبود. حالا ایشان چقدر باید خون دل خورده باشد که بعد از یکی دو سال مبارزه بتواند مردم را بیدار کند، آن طور که در 16 خرداد 42 ریختند در خیابان‌ها و 4، 5 شهید هم دادد. نفس رحمانی این بزرگوار بود، وگرنه چرا جز در قم و تهران، در جای دیگری قیام نشد؟
    شهید دستغیب دائما در احوال خود مراقبه می‌کرد و نوک سوزنی هوای نفس و منیت در ایشان نبود. شهید جباری، محافظ ایشان نقل می‌کرد بسیاری از اوقات حتی نان هم در خانه نبود. بارها به ایشان گفتیم شما مراجعه کننده زیاد دارید. اجازه بدهید از اداره قند و شکر چند کارتن قند بخریم، ولی ایشان اجازه نمی‌داد و می‌گفت همان‌طور که مردم با کوپن جنس می‌خرند، ما هم به اندازه کوپن خودمان می‌خریم و فرقی با آنها نداریم. حتی استفاده طبیعی و ساده از مقام خودش را هم اجازه نمی‌داد.
    مرحوم آقای نجابت بعد از شهادت ایشان فرمودند: «یک روز شهید دستغیب پیغام داد بیائید که با شما کار دارم.» شب ساعت 11 بود که رفتم. ایشان گفتند:‌ «می‌خواهم با شما مشورت کنم. قصد دارم از امامت جمعه و مجلس خبرگان استعفا بدهم.» سئوال کردم: «چرا؟» فرمودند: «به اخلاص نزدیک‌تر است.» چیزهائی که برای دیگران آرزوست. شهید دستغیب می‌خواست کنار بگذارد و بدش می‌آمد و آن را مانع می‌دید. مرحوم نجابت گفته بودند: «بله، اگر انسان بیفتد و بمیرد، به اخلاص خیلی نزدیک‌تر است، اما این دست ما نیست. این هم وظیفه است و باید انجام داد.» و نگذاشته بودند.
    ما کجائیم در این بحر تفکر، این بزرگواران کجا هستند؟ آنها می‌خواستند هیچ چیز نداشته باشند و هیچ چیز از آنها نماند و مسائل اعتباری پشیزی برایشان ارزش نداشت، بلکه مزاحم ایشان بود و ما گرفتار چه مسائلی هستیم. قسم خوردن مکروه است، ولی من والله قسم می‌خورم که میل حقیقی شهید دستغیب این بود که کاش امام جمعه نبود و دنبال سیر و سلوک و عبودیت خودش بود. من مطمئنم که امام هم چنین تفکری داشتند. شاهد من هم اینکه در سال 58 مرحوم آیت‌الله آشیخ عباس قوچانی، وصی مرحوم آیت‌الله قاضی به ایران آمدند. ایشان در نجف با امام بسیار مأنوس بودند. امام در مکتب معرفت، حکیم بودند. ایشان هم همین طور بودند. ایشان آمدند دیدن آیت‌الله نجابت. بعد به تهران به دیدار حضرت امام رفتند. آیت‌الله نجابت می‌فرمودند: «آشیخ عباس فرمودند همین که وارد محضر حضرت امام شدم، ایشان فرمودند: خوش به حالتان! شما راحتید، ولی ما گرفتار شده‌ایم.»، یعنی امام مسئله مبارزه با امریکا و این مشغله‌ها را برای خود گرفتاری می‌دانستند. افق روح و جان و قلب و سودای این بزرگواران متعلق به جای دیگری است. خصیصه بارز شهید دستغیب این بود که مسئله‌ای به نام «شخص»، «خود» و «من» ابدا در ایشان وجود نداشت.
    و از تعبد عجیب ایشان نیز نکته‌ای را نقل کنم. شهید محمد حسین نجابت در جبهه بود و برای پدرش نامه نوشت که آبادان خیلی گرم است. مقداری آبلیمو و شکر بفرستید که برای رزمنده‌ها شربت آبلیمو درست کنیم. آیت‌الله نجابت 2000 شیشه آبلیمو تهیه کردند. به دو تن شکر نیاز داشتیم. بنده مامور شدم شکر را تهیه کنم. رفتم پهلوی شهید دستغیب و گفتم به دو تن شکر نیاز داریم، مجانی هم نمی‌خواهیم و پول می‌دهیم. شکر در بازار سیاه کیلوئی 32 ریال بود و اداره قند و شکر می‌داد کیلوئی 22 ریال. به ایشان گفتم نامه‌ای بدهید. می‌خواهم بروم شکر بگیرم برای جبهه. پول هم می‌دهیم. موقعی بود که امام فرموده بودند که اگر از من هم توصیه نامه‌ای آوردند، آن را دیوار بکوبید. شهید دستغیب گفتند یک متنی بنویس و نوشتم که برای جبهه این مقدار شکر نیاز داریم. شهید دستغیب زیر نامه نوشتند: باسمه‌تعالی جناب آقای مشکین فام مورد تائید است، ولی ننوشتند شکر بدهید یا ندهید. وقتی نامه را بردم اداره قند و شکر، خواندند و گفتند نیم ساعتی کار دارد و پشت سر من زنگ زدند به شهید دستغیب که حاج آقا! حالا شکر بدهیم یا ندهیم؟ تعبد ایشان در این حد بود. خدا رحمتشان کند.
    یک موقع آیت‌الله سید محمد علی دستغیب نامه‌ای را دادند به من و گفتند این را بدهید به آقای نجابت. آیت‌الله دستغیب محضر مرحوم آیت‌الله قاضی، مرحوم آیت‌الله انصاری و مرحوم آیت‌الله خوانساری، یعنی سه تن از اولیای خدا را درک کرده بودند، اما مرحوم آیت‌الله نجابت بی تردید استاد عرفان ایشان بودند. جواب نامه را شهید دستغیب در پاکتی گذاشته بودند که روی آن اسم خودشان بود. آن را خط زده و نوشته بودند آیت‌الله نجابت. من گفتم زشت نیست؟ چون آقای نجابت استاد ایشان بود. آیت‌الله سید محمد علی دستغیب گفتند: «اتفاقا من به آقا گفتم ایشان گفتند پاکت یک ریال است چرا بیهوده اسراف کنیم؟ آقای نجابت هم مرا خوب می‌شناسند و می‌دانم که اصلا بدشان نمی‌آید.» ببینید چقدر باریک بین بودند که حتی یک ریال را اسراف نمی‌کردند.
    در فروردین سال 42 وقتی که در قم آن فاجعه روی داد، شهید دستغیب در شیراز چه واکنشی نشان دادند؟
    سخنرانی‌های مفصل و مکرر کردند. آن موقع دستگاه تکثیر نبود و ما کاربن می‌گذاشتیم و دستی می‌نوشتیم. اعلامیه از قم آمد که امسال مسلمین عید ندارند. این را شهید دستغیب به ما دادند و ما حدود 90 تا کپی و پخش کردیم. البته مردم هنوز در اوج بیداری نبودند. فرق خرداد 42 با بهمن 57 در همین است. در خرداد 42 نهضت فراگیر نبود و مردم هنوز آگاه نبودند. چیزی به نام حکومت اسلامی در ذهن هیچ کس نبود. 15 خرداد مردم فقط می‌گفتند که مرجعشان را گرفته‌اند و آنها باید قیام کنند. حتی بحث شکست رژیم و انقلاب هم نبود. هیچ از این خبرها نبود. سر جانشان می‌گفت که باید قیام کنند. حضرت امام که از خرداد 42 این همه تعریف کردند و گفتند خرداد 42 را بشناسید و من برای همیشه 15 خرداد را عزای عمومی اعلام می‌کنم،
    به خاطر آن جنبه الهی بود که در جان مردم بود.
    به تبعیدهای شهید دستغیب هم اشاره بفرمائید.
    در خرداد 42 رنجرها به خانه شهید دستغیب آمدند، ولی نتوانستند ایشان را بگیرند. بعد از دو سه روز ایشان خودش را معرفی کرد و ایشان را بردند به تهران. 15 خرداد تمام شد و روزنامه اطلاعات هم در تیراژهای ده هزار و صدهزار چاپ شد. رژیم 15 خرداد را می‌گفت شورش کور. همه جا آرام شد، ولی شهید دستغیب آرام نمی‌گرفت و به هر مناسبتی اعتراضات خود را بیان می‌کرد. همین سبب شد که دوباره دستگیر شوند. سه بار ایشان را شبانه از منزلشان بردند. بار سوم در سال 56 در زندان بودند و با زحمات و مصائب زیادی بالاخره آزاد شدند.
    بار آخر روزی که قرار بود ایشان آزاد شود، آزمون استاندار فارس به یکی از روحانیون زنگ زد و گفت: «فلانی! به آقای دستغیب بگو برای من آخوندبازی در نیاور. من خودم آخوندزاده هستم. به شرطی آزاد می‌شوی که بالای منبر نروی.» شهید دستغیب گفت: «خیلی خب!» ایشان آن شب آزاد شد و فردا شب رفت بالای منبر! وقتی ایشان احساس وظیفه می‌کرد، دیگر چیزی مانعش نمی‌شد. حتی خبر آمده بود که قرار است یکی از ارتشی‌ها ایشان را با تیر بزند. ایشان بالای منبر صحبت‌هایش را که تمام کرد، گفت: «آقایان ! من هیچ واهمه‌ای ندارم. ممکن است تیری هم در برود و بخورد به سینه من. هیچ مشکلی نیست.» ایشان آرام و قرار نمی‌گرفت و رژیم هم دائما ایشان را تبعید می‌کرد.
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    مدرسه‌سازی شهید دستغیب بسیار بارز است. در این باره هم به نکاتی اشاره کنید.
    ایشان مجتهد تام بود و اجازه اجتهاد از مراجع بزرگ داشت و بنابراین بدیهی است که باید در این زمینه فعال می‌بود. روحانی یک وظیفه اصلی دارد و آن هم اینکه باید فقه آل‌محمد (ص) را رها نکند. این مطلبی است که علمای شیعه در طول 14 قرن برایش خون دل خوردند و جان دادند، اما آن را حفظ کردند، لذا این وظیفه روحانیت است و درس و فقه را نمی توان رها کرد. این حکومت اسلامی و احکام آن از کجا آمده؟ از همان کتب فقهی که علمای ما خون دل خوردند و سر دار رفتند و آنها را نوشتند، لذا وظیفه روحانی فقط فقه و مکتب اسلام است، بنابراین با اینکه مشکلات فراوانی بر سر راه بود، ولی ایشان با دست خالی و با توکلی حیرت‌انگیز این مدارس را ساخت. مدرسه حکیم مخروبه بود و ایشان واقعاً با دست خالی آن را ساخت. مدارس دیگر را هم همین‌طور. شاگردان ایشان و آیت‌الله نجابت در همه جا شاخص و بارز هستند. کاروان حج 300 تا روحانی دارد، 250 تا مال مدارس این دو بزرگوار است. روحانی نمره اول حج سال گذشته از فارس و از همین مدرسه‌ها بود. این امتحان را سازمان حج و زیارت می‌گیرد و ربطی به جائی ندارد که بگوئیم پارتی‌بازی شده. امتحاناتی که طلاب ما در قم می‌دهند، صدی نود قبولی می‌دهیم، جاهای دیگر صدی ده، یعنی طلاب مدارس این بزرگواران این جور سطح علمی‌شان بالاست. من خودم مدتی مسئول دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم بودم. هنوز سراغ ندارم یکی از روحانیون خودمان برای تدریس بیاید و اسم حق‌الزحمه بیاورد. معنویتی که در این بزرگواران بود، در شاگردانشان هم هست.
    قبل از انقلاب در این مدارس رساله‌های عملیه امام خمینی هم توزیع می‌شد؟
    بی تردید، یعنی نوارهای سخنرانی‌های امام از طریق دوستان به دست ما می‌رسید. اولین اعلامیه تند حضرت امام این بود که: «تقیه حرام است و اظهار حقایق، واجب. ولو بلغ ما بلغ» طلاب همین مدارس بودند که این اعلامیه را بردند و در همه جای شهر زدند. رساله امام در آن سال‌ها جلد نداشت و به اسم ایشان نبود. اعلامیه‌ها و نوارهای امام (ره) از طریق این مدارس به دست همه می‌رسید. متقابلا نوارهای سخنرانی شهید دستغیب را هم به قم می‌فرستادیم. شب 16 خرداد جلوی منزل شهید دستغیب چه کسانی زخمی شدند و رنجرها آنها را با سر نیزه زدند؟ حاج علی آقا حسینی. او کیست؟ شاگرد مرحوم آیت‌الله نجابت.
    نظریه ولایت فقیه در حوزه موافقین و مخالفینی داشت. آیا شهید دستغیب تعبداً این نظریه را قبول کرده بودند یا از لحاظ علمی هم به آن رسیده بودند؟
    فهمشان این بود. بحث ولایت فقیه از قدیم مورد اختلاف بوده. اینکه فقیه تا چه اندازه اختیارات دارد؟ آیا فقط در امور حسبیه اختیارات دارد؟ آیت‌الله دستغیب در مسائل سیاسی بی تردید تابع آیت‌الله نجابت بودند، لذا شب‌های جمعه که می‌خواستند صحبت کنند، صبح روز قبلش حتما با آیت‌الله نجابت مشورت می‌کردند و جلسه داشتند. آیت‌الله نجابت در سال 57 کتابی نوشتند با عنوان «ولایت مطلقه فقیه» و با ادله اجتهادی آن را اثبات کردند. این کتاب را آیت‌الله نجابت در تقابل با آرای آیت‌الله شریعتمداری نوشتند و چون او فقیه و مرجع بود، لذا باید مطلب قوی و محکمی می‌نوشتند. تازه در سال 64 بود که قضیه مطلق بودن ولایت فقیه مطرح شد و ائمه جمعه پشت قضیه را گرفتند.
    شهید دستغیب در این گونه مسائل قطعا تابع آیت‌الله نجابت بود و لذا مسئله ولایت فقیه، فهم ایشان بود و بیش از اینها هم بود. بنابراین نظریه «ولایت مطلقه فقیه» در سال 64 برای همه مطرح شد، ولی 7 سال پیش‌تر مرحوم آقای نجابت مطلب محکمی نوشتند و کتابش هم چاپ شد و شهید دستغیب هم گفتند «خیلی خوب است، فقط سنگین است، علمیتش خیلی بالاست».
    شهید دستغیب نظرش این بود که امام سیر عرفانی‌اش کامل است و خدای تبارک و تعالی ایشان را برای هدایت خلق موظف کرده است. برخورد ایشان نسبت به حضرت امام خیلی عجیب بود. ایشان با وجود اینکه خودش مجتهد و رکن نهضت فارس بود، در قبال حضرت امام به اندازه نوک سوزنی برای خود شأنی قائل نبود.
    امام در 12 بهمن 57 به ایران آمدند و ما 14 بهمن در تهران بودیم و صبح رفتیم مدرسه رفاه و امام را زیارت کردیم. شهید محمد حسین نجابت نقل می‌کرد که عصر روحانیون آمده و در اتاقی نشسته و منتظر امام بودند. شهید دستغیب خسته شد و آمد به اتاق دیگری و شروع کرد به راه رفتن. اتفاقا امام وارد شدند. شهید دستغیب خم شد که دست امام
    را ببوسد. لذا جمله‌ای که از شهید دستغیب هست که: «من اطاع الخمینی فقد اطاع‌الله» از سر جانش بیرون ریخته است، یعنی یک جمله الهی است.
    ظاهرا ایشان معتقد بودند که وقتی مرجعیت با یک فقیه است، مراجع دیگر نباید دخالت کنند و بحث امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را مطرح کرده بودند. درباره این بحث حضور ذهن دارید؟
    این کاری به شهید دستغیب ندارد. جامعه رهبر می‌خواهد. جامعه را نمی‌شود رها کرد و یک کسی باید این بار را بردارد. وقتی کسی این وظیفه را به عهده گرفت، این وظیفه از بقیه ساقط است، لذا وقتی امام مثلا فرمودند که شرکت در انتخابات تکلیف است، حالا اگر مجتهدی آمد و گفت به نظر من تکلیف نیست، او دیگر از عدالت ساقط است. حق ندارد در این مورد صحبتی کند، چون جامعه را یک نفر دارد اداره می‌کند و تعیین تکلیف هم کرده، لذا این بحث راجع به شهید دستغیب نیست، بلکه یک بحث کلی است.
    آیا در سال، 56 پس از شهادت حاج آقا مصطفی مراسمی برگزار شد؟
    خبر شهادت ایشان سری آمد، ولی در بسیاری از نقاط ایران سخنرانی‌هائی انجام شد و مجالسی را گرفتند تا چهلم که در قم جریان کشتار آن سه نفر پیش آمد.
    شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) ، سومین شهید محراب
    درباره مخالفت شهید دستغیب با جشن هنر شیراز هم مطالبی را بیان کنید.
    ایشان از 6 ماه قبل از برگزاری جشن هنر شروع کرد به مخالفت کردن با جشن هنر، آن هم نه یک بار که چندین بار و رژیم مصمم شد ایشان را بگیرد. خدا دانشجویان را خیر بدهد، شبانه رفتند در سرای مشیر را آتش زدند. این اعتراضات و سخنرانی‌های شهید دستغیب باعث شد که رژیم عقب بنشیند.
    از مبارزات ایشان در سال 57 چه خاطراتی دارید؟
    هنوز شاه بود که ایشان بالای منبر می‌گفت: «به چه مناسبت اگر شاه دستور داد ما باید اجرا کنیم ؟ ما دستور می‌دهیم شاه اجرا کند.» رهبری، هماهنگی و همه کارها با ایشان بود. ارتشی‌ها با ایشان ارتباط داشتند و سربازان را تشویق می‌کردند که به پادگان‌ها بر نگردند.
    ایشان چگونه به امامت جمعه منصوب شدند؟
    حضرت امام از سال 42 از ایشان شناخت داشتند. در سال 48 هم که شهید دستغیب به نجف رفته و دو سه ماهی در درس امام شرکت داشتند و شناخت امام از ایشان عمیق‌تر شده بود. در شیراز کسی شناخته شده‌تر از ایشان نبود.
    شما پس از سال‌ها که از شهادت ایشان می‌گذرد، چه تفسیری از کلیت شخصیت ایشان دارید؟
    شاخصه کل حیات مرحوم آیت‌الله شهید دستغیب در مسئله عبودیت و مبارزه با نفس ایشان است. کم افرادی را داریم که دنبال این موضوع باشند. حضرت امام در پیامی فرمودند: «این احتیاج به ریاضت دارد.» و بعد فرمودند: «بگذارم و بگذرم». باباطاهر می‌فرماید: «به هر الفی الف مردی برآید.» به هر هزار سالی یک مرد پدید می‌آید. اساس و محور شخصیت و مقام شهید دستغیب در مسئله عبودیت اوست، یعنی تعبد عام به تمام مسائل شرعی و واجبات و ترک همه مکروهات و انجام مستحبات و اینکه در تمام 24 ساعت نفس خود را می‌کاوید و مهار می‌کرد. منش حضرت امام هم همین گونه بود. فرق ایشان با سایر مراجع در چه بود؟ در این بود که حضرت امام وقتی به حوزه آمدند که درس بخوانند، از اول حواسشان به خودشان بود که نفسانیت و انانیت، ایشان را نگیرد. نفس باید مهار باشد، لذا در زندگی حضرت امام از همان اول جوانی، نمونه زیاد می‌بینیم.
    شهید دستغیب هم همواره برای او و به یاد او بودند و این لازمه‌اش مجاهده عظیم و خون خوردن و صبر زیاد است و معلوم است که وقتی فردی در تمام عمر در مقام عبودیت و بندگی پایدار باشد، مقام بلندی می‌یابد. اساس حیات جاودان شهید دستغیب این است که خود را در راه خدا فانی کرد و لذا خداوند تبارک و تعالی به ایشان حیات ابدی داد. مسائل دیگر دنیا همه جنبی هستند. من یادم هست که هنگام ساخت مسجد جامع، خود ایشان در آنجا عملگی می‌کرد. شال سبزش را به کمر می‌بست و بیل می‌زد. آنجا مخروبه‌ای بیش نبود و ایشان بدون اینکه به یک نفر رو بزند و یا به پولداری مراجعه کند، مسجد را ساخت.
    زمان شاه، ماه رمضان بود و استاندار به مسجد جامع آمد. یک نفر به ایشان گفت آقای استاندار تشریف آورده‌اند. داریم از زمان شاه حرف می‌زنیم نه از حالا. ایشان خیلی خونسرد بالای منبر گفت: «حالا یک کاغذی دست من داده‌اند که آقای استاندار آمده‌اند. آقای استاندار باید هم بیاید مسجد. در مسجد باید شهردار و سپور کنار هم بنشینند.» از کسی ابائی نداشت. یک نفر محراب مسجد جامع را ساخت. بعد به بنا گفت بنویس که سازنده کیست. شهید دستغیب نگذاشت. گفت: «اگر برای خدا کرده‌ای که خدا می‌داند. چرا می‌خواهی اسمت باشد؟» چون خودش این جور بود. ایشان وقت و عمر و جانش را در راه خدا فنا کرد و لذا جاودانه شد.
    از نماز جمعه‌های ایشان خاطراتی را نقل کنید.
    در کل ایران دو نماز جمعه خیلی اهمیت پیدا کرد. یکی نماز جمعه شهید دستغیب در بعد معنوی و نماز جمعه آقای رفسنجانی در بعد سیاسی. کم می‌شد که خطبه‌های نماز جمعه ایشان خالی از نام امام باشد. شهید با همه صلح کل بود، ولو با مخالفانش. ایشان با مرحوم آقای مدنی و مرحوم آقای صدوقی رابطه صمیمی داشت.
    ایشان در مقطعی در دوران ریاست جمهوری در اول از بنی‌صدر حمایت کردند، در حالی که قبلا در مجلس خبرگان رفتارهایشان عدم رضایت از بنی‌صدر را نشان میداد. بعد هم در خطبه‌های نماز جمعه انتقادهای متعددی را نسبت به بنی‌صدر داشتند. جمع این موارد چگونه ممکن بود؟
    ما موظفیم به ظاهر حکم کنیم. یک نفر آمده و برای ریاست جمهوری کاندیدا شده و در آن مقطع هم باطن خود را بروز نداده است. در یک جمع‌بندی ظاهری، شهید دستغیب فرمودند به او رای بدهید. در مجلس خبرگان قانون اساسی، شهید دستغیب روی مسئله ولایت فقیه خیلی پافشاری می‌کرد و با برخی از علمای آن مجلس هم اختلاف نظر داشت. یکی از علما گفته بودند حالا راجع به حضرت امام قبول، بعد از ایشان چه می‌شود؟ که ایشان به نقل از قرآن گفته بود اگر این آیه را بردیم، مثل آن را جایگزین می‌کنیم.
    البته بعد که بنی‌صدر افکار خود را بروز داد، شهید دستغیب از منتقدین جدی او شد و حتی یک بار با هماهنگی شهید صدوقی و شهید مدنی، سه نفری به تهران و نزد امام رفتند و گفتند که بودن بنی‌صدر به صلاح نیست و دلایل خود را اقامه کردند و امام فرمودند الان وقتش نیست. این طبیعی است که بر اساس اعمالی که از فرد سر می‌زند، مواضع انسان هم فرق می‌کند.
    و سخن آخر؟
    ایشان بعد از تهجد و سحرخیزی و اذان صبح، زیاد پیاده‌روی می‌کرد. در اسلام مستحب است که شارب کوتاه باشد و یادم هست که ایشان شارب خود را به رغم طعنه برخی، بسیار کوتاه نگاه می‌داشت. مؤمن وقتی به فهمی می‌رسد، قضاوت اطرافیان نمی‌تواند در رای او تغییر ایجاد کند. مؤمن به خاطر مردم، فهم خود را تغییر نمی‌دهد و دیگران نمی‌توانند او را گول بزنند. غرضم از این حرف، فهم علمی است، نه خشک مغزی و استبداد. ایشان بر اساس روایات به این نتیجه رسیده بود که شارب باید کوتاه باشد. اگر می‌خواست دنبال فکر مردم عادی برود، همه چیز خراب می‌شد و به هم می‌ریخت. مؤمن روی فهمش می‌ایستد و ثبات رای دارد. عند ذکر الصالحین تنزل الرحمه. ذکر صالحین، رحمت را نازل می‌گرداند.
    خداوند به شما توفیق بدهد.
    منبع: ماهنامه شاهد یاران53_


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود