صفحه 1 از 27 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    چشمک آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!





    آيا دوازده مهدي خواهد آمد؟!!!

    شيخ طوسى در كتاب (الغيبة) از جماعتى ، ايشان از بوزفرى ، او از على بن سنان موصلى ، او از على بن حسين ، او از احمد بن محمد بن خليل ، او از جعفر بن محمد مصرى ، او از عمّ خود حسن بن على ، او از پدرش ، او از جناب امام جعفر صادق (ع) ، او از پدرانش ، ايشان از اميرالمؤمنين روايت كرده ، آن حضرت فرمود كه : رسول خدا در شبى كه وفات نمود ، به من فرمود : يا ابا الحسن ! صحيفه اى و دواتى حاضر كن . پس دوات و صحيفه حاضر كردم . آن حضرت وصيّت خود را فرمود تا اينكه بدين موضوع رسيد كه : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از ايشان دوازده مهدى . پس تو يا على اوّلين دوازده امامى .
    و حديث را ذكر نمود تا اينكه گفته كه : امامت را امام حسن عسكرى (ع) به پسرش م ح م د كه مستحفظ شريعت و از جمله آل محمّد (ص) است ، تسليم مى كند ، و ايشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه قائم (ع) را اجل دريافت ، آنگاه امر را به پسرش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد اند ، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است .



    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۰:۵۶

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام به دوست عزیز
    متن روایت بدین مضمون است:
    «أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سُفْيَانَ الْبَزَوْفَرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سِنَانٍ الْمَوْصِلِيِّ الْعَدْلِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِصْرِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ ذِي الثَّفِنَاتِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ الزَّكِيِّ الشَّهِيدِ عَنْ أَبِيهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي كَانَتْ فِيهَا وَفَاتُهُ لِعَلِيٍّ ع يَا أَبَا الْحَسَنِ أَحْضِرْ صَحِيفَةً وَ دَوَاةً فَأَمْلَأَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَصِيَّتَهُ حَتَّى انْتَهَى إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ سَيَكُونُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ مِنْ بَعْدِهِمْ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ الِاثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً سَمَّاكَ اللَّهُ تَعَالَى فِي سَمَائِهِ عَلِيّاً الْمُرْتَضَى وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الصِّدِّيقَ الْأَكْبَرَ وَ الْفَارُوقَ الْأَعْظَمَ وَ الْمَأْمُونَ وَ الْمَهْدِيَّ فَلَا تَصِحُّ هَذِهِ الْأَسْمَاءُ لِأَحَدٍ غَيْرِكَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي عَلَى أَهْلِ بَيْتِي حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ وَ عَلَى نِسَائِي فَمَنْ ثَبَّتَّهَا لَقِيَتْنِي غَداً وَ مَنْ طَلَّقْتَهَا فَأَنَا بَرِي‏ءٌ مِنْهَا لَمْ تَرَنِي وَ لَمْ أَرَهَا فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي-فَإِذَا حَضَرَتْكَ الْوَفَاةُ فَسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِيَ الْحَسَنِ الْبَرِّ الْوَصُولِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِيَ الْحُسَيْنِ الشَّهِيدِ الزَّكِيِّ الْمَقْتُولِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ ذِي الثَّفِنَاتِ عَلِيٍّ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُوسَى الْكَاظِمِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ عَلِيٍّ الرِّضَا فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الثِّقَةِ التَّقِيِّ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ عَلِيٍّ النَّاصِحِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ الْفَاضِلِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين»‏

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۳:۵۹
    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    آنچه که به صورت خلاصه در رابطه با این روایت عرض می شود این است بر فرض صحت سند این روایت « چون در سلسله این روایت مجاهیل وجود دارند که موجب خدشه برسند است،همچنین روایت از طریق عامه است» روایت می گوید بعد از حضرت حجت«عجل الله تعالی فرجه الشریف»، دوازده مهدی وجود دارد نه امام.و معلوم است مهدی در اینجا به معنای لغوی مراد است.بنابراین اثبات امامت دیگری نمی کند.
    علاوه بر اینکه این روایت خبر واحد است و خبر واحد در مباحث اعتقادی حجت نمی باشد .یعنی با یک خبر نمی توان یک اصل اعتقادی درست نمود ویا به وسیلۀ آن با اصلی مخالفت نمود.
    شیخ مفید در کتاب اوائل المقالات ص:122 می فرمایند:«ولا یجوز ان یقطع بخبر الواحد فی الدین».مخصوصا در این باب «تعدادائمه»که روایات متعدد بر خلاف آن وجود دارد «همانند روایات رجعت»لذا خبری شاذ در مقابل مشهور است بنا براین به قسمت آخر آن اعتنایی نمی شود.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۱ در ساعت ۰۸:۴۵
    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    سلام و درود.

    شهيد صدر در مورد اين وصيت فرمودند كه الين وصيت راويان معتبر دارد ( به كتاب تاريخ ما بعد الظهور ص 640 و 641 رجوع كنيد )


    علی بن سنان مجهول نيست بلكه در مورد آن هر دو فرقه اختلاف نظر دارند

    دوست عزيز ، بنا به اين روايت كه راويان آن نيز ائمة هستند و رسول
    عن ابي الحسن موسى (ع) قال دخل رسول الله ص المسجد فاذا جماعة قد طافوا برجل فقال ما هذا فقيل علامة فقال وما
    العلامة فقالوا له اعلم الناس بانساب العرب ووقائعها وأيام الجاهلية والاشعار العربية فقال النبي ص ذلك علم لايضر من جهله
    ولاينفع من علمه ثم قال النبي ص إنما العلم ثلاثة آية محكمة أو فريضة أو سنة قائمة وما خلاهن فهو فضل . الكافي ج 1 ص 32 باب صفت العلم
    از ابى الحسن موسى(ع) فرمودند : رسول الله (ص) وارد مسجد شدند و ديدند كه مردم بر شخصى جمع شده اند
    سپس فرمودند : اين چيست ؟
    گفتند : علامة
    فرمودند : علامه يعنى چى ؟
    به رسول الله (ص) گفتند : عالمترين مردم به نسب (علم رجال) و وقائع عرب و اشعار عربي ميباشد
    رسول الله (ص) فرمودند : اين علم اگر كسى از أن جاهل باشد ضررى ندارد و كسى كه هم أن را بداند نفعى نخواهد كرد ،
    سپس فرمودند كه : علم سه تاست : أيه محكم و فريضه و سنه قائمه و غير از اينها زيادى ميباشد و در أن نفعى نيست
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۹/۰۹/۲۱ در ساعت ۲۰:۴۶

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها
    سلام و درود.
    شهيد صدر در مورد اين وصيت فرمودند كه الين وصيت راويان معتبر دارد ( به كتاب تاريخ ما بعد الظهور ص 640 و 641 رجوع كنيد )
    علی بن سنان مجهول نيست بلكه در مورد آن هر دو فرقه اختلاف نظر دارند
    سلام و درود فراوان بر دوست عزیز
    کسی شک در وصیت پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» به امیر المومنین «علیه السلام» ندارد. بحث در قبول ذیل روایت بود که مطالبی عرض شد.
    مجهول کسی است که شخصیت او مشخص نباشد وما متوجه کلام شما نشدیم که هردو فرقه بر سر او اختلاف دارند، این اختلاف برای چیست؟
    البته این نکته باید عرض شود معنای ضعف روایت الزاما به معنای دور انداختن روایت نمی باشد بلکه به این معنا است که اگر روایتی به مضمون آن وجود نداشت و با محتوای روایات دیگر مخالف بود کنار گذاشته می شود اما اگر روایاتی به مضمون آن وجود داشت به عنوان متابعات و شواهد از آن استفاده می شود.ودر برخی موارد عمل اصحاب جابر ضعف سند نیز می باشد همچنان که ممکن است حدیثی صحیح السند باشد اما اصحاب از آن اعراض نمایند که موجب وهن و سستی روایت می شود.

    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    [QUOTE=sosme;68174]سلام و درود.
    دوست عزيز ، بنا به اين روايت كه راويان آن نيز ائمة هستند و رسول
    عن ابي الحسن موسى (ع) قال دخل رسول الله ص المسجد فاذا جماعة قد طافوا برجل فقال ما هذا فقيل علامة فقال وما
    العلامة فقالوا له اعلم الناس بانساب العرب ووقائعها وأيام الجاهلية والاشعار العربية فقال النبي ص ذلك علم لايضر من جهله
    ولاينفع من علمه ثم قال النبي ص إنما العلم ثلاثة آية محكمة أو فريضة أو سنة قائمة وما خلاهن فهو فضل . الكافي ج 1 ص 32 باب صفت العلم
    از ابى الحسن موسى(ع) فرمودند : رسول الله (ص) وارد مسجد شدند و ديدند كه مردم بر شخصى جمع شده اند
    سپس فرمودند : اين چيست ؟
    گفتند : علامة
    فرمودند : علامه يعنى چى ؟
    به رسول الله (ص) گفتند : عالمترين مردم به نسب (علم رجال) و وقائع عرب و اشعار عربي ميباشد
    رسول الله (ص) فرمودند : اين علم اگر كسى از أن جاهل باشد ضررى ندارد و كسى كه هم أن را بداند نفعى نخواهد كرد ،

    سپس فرمودند كه : علم سه تاست : أيه محكم و فريضه و سنه قائمه و غير از اينها زيادى ميباشد و در أن نفعى نيست[/QUOTE]


    متوجه ربط این مطلب با عنوان بحث نشدم

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۱ در ساعت ۲۲:۲۸
    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    درود دوباره گرامي
    غرضم از روايتي كه در ادامه آوردم ارتباطش با علم رجال و اهميت آن بود كه البته خودم شك دارم بهش...هم از حيث صحيح بودن ترجمه هم مستند بودنش
    منظورم از اختلاف بر سر افراد هم اختلاف بر سر مجهول بودن يا نبودنه...نميدونم اطلاع كافي ندارم.

    راستي ديدم شما لفظ جماعه رو boldكرديد اگر منظور شما اين است كه رواياتى را كه با جماعة شروع ميشوند غلط است كه اين گويا نظر صحيحي نيست. زيرا شما عملا با اين استدلالتون بسيارى از روايات را نابود كرده ايد . براى نمونه اين روايت كه همه فقها به دنبال اين روايت هستند :

    الغيبة للطوسي 395 ذكر أمر أبي الحسن علي بن محمد السمرى

    و أخبرنا جماعة عن أبي جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه قال حدثني أبو محمد الحسن بن أحمد المكتب قال كنت بمدينة السلام في السنة التي توفي فيها الشيخ أبو الحسن علي بن محمد السمري قدس سره فحضرته قبل وفاته بأيام فأخرج إلى الناس توقيعا نسخته :
    بسم الله الرحمن الرحيم يا علي بن محمد السمري أعظم الله أجر إخوانك فيك فإنك ميت ما بينك و بين ستة أيام فاجمع أمرك و لا توص إلى أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة التامة فلا ظهور إلا بعد إذن الله تعالى ذكره و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القلوب و امتلاء الأرض جورا و سيأتي شيعتي من يدعي المشاهدة ألا فمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كذاب مفتر و لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم قال فنسخنا هذا التوقيع و خرجنا من عنده فلما كان اليوم السادس عدنا إليه و هو يجود بنفسه فقيل له من وصيك من بعدك فقال لله أمر هو بالغه و قضى فهذا آخر كلام سمع منه رضي الله عنه و أرضاه

    به هرحال متشكر
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۱:۵۴

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام و تشکر از دوست عزیزم
    النته علم رجال و درایه جایگاه ویژه ای در میان فریقین دارد و بدون آنها نظر دادن در بارۀ روایات مشکل است.لذا داخل در علوم بیهوده نیست.
    در باب جهل به راوی همین که یک شخص دارای اوصاف مختلفی شود «مثلا از او با یک اسم یاد نکرده باشند »که شخصیت واقعی او تشخیص داده نشود داخل در مجاهیل می شود و اگر اسمی از او در کتب رجال نباشد شخص مبهم می شود .باز از شما متشکرم.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ در ساعت ۰۷:۵۷
    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مذهبی
    نوشته
    39
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17

    دوازده مهدی بعد از امامان علیهم السلام




    با سلام خدمت برادران عزیز صدرا

    در روایت های از رسول خدا نقل است که اگر حدیث شاهدی از قرآن و سنت دارد آن را اتخاذ کنید و همچنین روایت های صحیح السند بر عدم نهی کلام اهل بیت می باشند به شرح زیر می باشند.
    روایت اول:أحمد بن محمد بن خالد البرقي، عن محمد بن اسماعيل، عن جعفر بن بشير، ( عن أبي الحصين ) عن أبي بصير، عن أبي جعفر (ع) أو عن أبي عبد الله (ع) قال : لا تكذبوا الحديث إذا أتاكم به مرجئي ولا قدري ولا حروري ينسبه إلينا فانكم لا تدرون لعله شئ من الحق فيكذب الله فوق عرشه
    احادیث را تکذیب نکنید حتی اگر مرجعی یا قدری یا حروری آن را به ما نسبت دهد . زیرا شما نمی دانید ، شاید که در آن چیزی از حق باشد و شما با این کارتان خداوند را بر فوق عرشش تکذیب می کنید
    المحاسن لأحمد بن محمد بن خالد البرقى ج 1 ص 230 . علل الشرائع ج 2 ص 395
    احمد بن محمد بن خالد الرقی : ثقه . رجال النجاشی ص 76 شماره 182
    محمد بن اسماعیل : ثقه . رجال النجاشی ص 330 شماره 893
    جعفر بن بشیر : ثقه . رجال النجاشی ص 119 شماره 304
    ابو الحصین زحر بن عبد الله الاسدی : ثقه . رجال النجاشی ص 176 شماره 465
    ابو بصیر یحیی بن القاسم : ثقه . رجال النجاشی ص 441 شماره 1187
    روایت دوم:محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن جميل بن صالح، عن أبي عبيدة الحذاء قال : سمعت أبا جعفر (ع) يقول : والله إن أحب أصحابي إلي أورعهم وأفقههم وأكتمهم لحديثنا وإن أسوأهم عندي حالاً وأمقتهم للذي إذا سمع الحديث ينسب إلينا ويروى عنا فلم يقبله إشمأز منه وجحده وكفَّر من دان به وهو لا يدري لعل الحديث من عندنا خرج وإلينا اسند، فيكون بذلك خارجا عن ولايتنا
    بخدا سوگند كه محبوبترين یارانم نزد من باورع ترین آنها و فقيه ترین آنها و حديث را نهان دارترین آنها است . و بدترين و مبغوض ترين اصحابم نزد من ، كسى است كه هرگاه حديثى را شنود كه بما نسبت دهند و از ما روايت كنند، آنرا نپذيرد و بدش آيد و انكار ورزد و هر كه را به آن معتقد باشد تكفير كند . در صورتيكه او نميداند، شايد آن حديث از ما صادر شده و بما منسوب باشد، و او بخاطر انكارش از ولايت ما خارج می شود. مصدر: الكافي ج 2 ص 223 . مختصر بصائر الدرجات ص98 . وسائل الشيعة (آل البيت) ج27 ص 87 . مستدرك الوسائل ج1 ص80
    محمد بن یحیی : ثقه . رجال النجاشی ص 353 شماره 946
    احمد بن محمد : ثقه . خلاصة الاقوال الحلی ص 61
    الحسن بن محبوب : ثقه . الفهرست الطوسی ص 96 شماره 162
    جمیل بن صالح : ثقه . رجال النجاشی ص 127 شماره 329
    ابو عبیدة الحذاء : ثقه . رجال النجاشی ص 170 شماره 449
    روایت سوم:عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحسين بن سعيد ومحمد بن خالد البرقي عن عبد الله بن جندب عن سفيان بن السمط قال : قلت لابي عبد الله (ع) جعلت فداك يأتينا الرجل من قبلكم يعرف بالكذب فيحدث بالحديث فنستبشعه فقال أبو عبد الله (ع) يقول لك اني قلت الليل انه نهار والنهار انه ليل قلت لا قال فان قال لك هذا اني قلته فلا تكذب به فانك انما تكذبني
    به امام صادق (ع) گفتم : فدایتان شوم ، شخصی از نزد شما می آید که به کذب و دروغ گویی معروف است و از شما حدیث روایت می کند و ما نسبت به او اکراه داریم . پس امام صادق (ع) فرمود : آیا می گوید که من گفته ام شب روز است و یا روز شب است ؟ گفتم : خیر . فرمود : حتی اگر گفت که من آن را گفته ام ، آن را تکذیب نکن که اگر تکذیب کنی بدرستی که مرا تکذیب کرده ای. مصدر: مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سليمان الحلي ص 76 وفي طبعة أخرى ص 234

    احمد بن محمد بن عیسی : ثقه . خلاصة الاقوال الحلی ص 61
    الحسین بن سعید : ثقه . رجال الطوسی ص 355 شماره 5257
    محمد بن خالد البرقی : ثقه . رجال الطوسی ص 363 شماره 5391
    عبد الله بن جندب : ثقه . رجال الطوسی ص 340 شماره 5059
    سفیان بن السمط : ثقه . رجال الطوسی ص 220 شماره 2926

    بنده این مطلب را گذاشتم که بدانید وصیتی که شما درج کردید به قرآن منافات ندارد و همچنین سنت رسول خدا برای نوشتن وصیت تاکید کرده است لذا سند واحدی که فرمودید درست! ولی در مقابل آن خبر معارضی نداریم و اتخاذ کردن به روایت وصیت صحیح است چون خلاف قرآن و سنت نیست و آیا وصیتی غیر از آن دارید که معارض این وصیت باشد؟؟ و بهتره دقت کنید که قرائن زیادی هستند در کتب شیعه که این وصیت را تایید می کنند ولی متاسفانه بدون اینکه به سمت قرائن رجوع کنید فورا روایت را تکذیب و تضعیف می کنید. پس خواهشن قبل از اینکه روایتی را تکذیب و تضعیف کنید در مورد آن تحقیق کنید.
    صدرا
    با سلام به دوست عزیز
    متن روایت بدین مضمون است:
    «أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سُفْيَانَ الْبَزَوْفَرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سِنَانٍ الْمَوْصِلِيِّ الْعَدْلِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِصْرِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ ذِي الثَّفِنَاتِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ الزَّكِيِّ الشَّهِيدِ عَنْ أَبِيهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي كَانَتْ فِيهَا وَفَاتُهُ لِعَلِيٍّ ع يَا أَبَا الْحَسَنِ أَحْضِرْ صَحِيفَةً وَ دَوَاةً فَأَمْلَأَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَصِيَّتَهُ حَتَّى انْتَهَى إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ سَيَكُونُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ مِنْ بَعْدِهِمْ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ الِاثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً سَمَّاكَ اللَّهُ تَعَالَى فِي سَمَائِهِ عَلِيّاً الْمُرْتَضَى وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الصِّدِّيقَ الْأَكْبَرَ وَ الْفَارُوقَ الْأَعْظَمَ وَ الْمَأْمُونَ وَ الْمَهْدِيَّ فَلَا تَصِحُّ هَذِهِ الْأَسْمَاءُ لِأَحَدٍ غَيْرِكَ يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي عَلَى أَهْلِ بَيْتِي حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ وَ عَلَى نِسَائِي فَمَنْ ثَبَّتَّهَا لَقِيَتْنِي غَداً وَ مَنْ طَلَّقْتَهَا فَأَنَا بَرِي‏ءٌ مِنْهَا لَمْ تَرَنِي وَ لَمْ أَرَهَا فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي-فَإِذَا حَضَرَتْكَ الْوَفَاةُ فَسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِيَ الْحَسَنِ الْبَرِّ الْوَصُولِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِيَ الْحُسَيْنِ الشَّهِيدِ الزَّكِيِّ الْمَقْتُولِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ ذِي الثَّفِنَاتِ عَلِيٍّ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُوسَى الْكَاظِمِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ عَلِيٍّ الرِّضَا فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الثِّقَةِ التَّقِيِّ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ عَلِيٍّ النَّاصِحِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ الْفَاضِلِ فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفَظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ) فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِينَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسَامِيَ اسْمٌ كَاسْمِي وَ اسْمِ أَبِي وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِيُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين»‏


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط sosme نمایش پست ها

    آيا بعد از امام زمان(عج)دوازده مهدي خواهد آمد؟!!!:gig:


    :gig:
    با سلام

    چندين روايت ديگر با همين مضموني كه شما هم اشاره كرده ايد،در منابع روايي ما آمده است:

    * شیخ حسن بن سلیمان ( متوفای ۸۰۲ ) در کتاب مختصر بصائر الدّرجات ( سعد بن عبدالله اشعری ) آورده است:

    عن الإمام الصادق (ع) قال:إن منا بعد القائم (ع) اثنى عشر مهديا من ولد الحسين (عليه السلام):همانا از ما بعد از قائم(ع) دوازده مهدى از فرزندان حسین(ع) می باشند .(1)

    شیخ طوسی در کتاب الغیبة آورده است :
    « محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیریّ عن ابیه ، عن محمد بن عبدالحمید ومحمّد بن عیسی ، عن محمّد بن الفضیل ، عن أبی حمزة ، عن أبی عبدالله (ع) فی حدیث طویل ـ « أنه قال : یا أبا حمزة إنّ منّا بعد القائم أحد عشر مهدیّاً من ولد الحسین » .(2)

    نكته قابل توجه در مورد اين روايات اين است كه همه آنها از لحاظ سند ضعيفند:

    سند حدیث منقول از امام صادق(ع)معلوم نیست . زیرا مؤلف مختصر البصائر آن را از سیّد علی بن عبدالحمید متوفای ۷۶۰ ﻫ به اسنادی که آن سید نقل کرده ، روایت نموده است . اسناد مذکور که در دسترس ما نیست ، تا بدانیم همه آن ها ثقه هستند یا غیر ثقه . بنابراین سخن قطعی درباره سند حدیث ممکن نیست .

    حديثي كه شيخ طوسي آورده است هم نیز از نظر سند ضعیف است . زیرا برخی از راویان آن از نظر علمای رجال از این قرار است : محمد بن عبدالحمید مجهول است . محمد بن عیسی مشترک بین ثقه و مجهول و تشخیص آن دو مشکل است . محمد بن فضیل هم مجهول است.
    ابن حمزه مشترک بین ابی حمزه ثمالی که ثقه ، وابی حمزه بطائنی که ضعیف وکذّاب وفتنه گر می باشد.

    از نظر دلالت هم بر این معنی دلالت می کند ، که بعد از امام زمان (عج) یازده انسان هدایت یافته ( مهدی ) که همگی از فرزندان امام حسین (ع) می باشند ، می آیند . این حدیث با دو حدیث قبلی از نظر تعداد آن ها تعارض دارد . زیرا آن دو بر دوازده نفر ، اما این یکی بر یازده نفر تأکید دارد .

    بررسی کلّی همه احادیث مزبور
    احادیث مزبور ، صرف نظر از وضعیت سندی آن ها که نوعاً ضعیف وغیر معتبر است ، از جهت دلالت به عنوان احادیثی شاذ و غیر قابل قبول تلقّی می شود . زیرا بنا بر احادیث مشهور ، بعد از شهادت امام زمان (عج) زمانی برای حکومت معمولی و متعارف صالحان نمی ماند .

    طبق احادیث مسلّم شیعه ، بعد از شهادت امام زمان (عج) دوره رجعت است . پس از آن قیامت کبری اتفاق می افتد . لذا برخی از علمای شیعه احادیث مزبور را بر فرض صحّت بر دوران رجعت حمل نموده‌اند . پس مقصود از دوازده یا یازده مهدی همان ائمه هدی(عليهم السلام)می‌باشد ، که بعد از ظهور امام زمان و شهادت آن حضرت ، جهت انتقام گرفتن از قاتلانشان ، آن هم به مدت کوتاه ( چهل روز ) قیام می کنند.

    شیخ مفید در آخر کتاب الارشاد ، پیرامون احادیث مذکور می فرماید :

    « ولیس بعد دولة القائم (عج) لأحد دولة إلّا ما جاءت به الروایة من قیام ولده إن شاء الله ذلک ، ولم یرد به علی القطع والثبات ، واکثر الروایات انّه لن یمضی مهدی الأمة الّا قبل القیامة بأربعین یوماً ، یکون فیها الفرج ( الهرج ) و علامات خروج الاموات وقیام السّاعة للحساب والجزاء :

    بعد از دولت حضرت قائم (عج) برای کسی دولتی تشکیل نمی شود . مگر آن چه این روایت بر آن دلالت می کند ، که فرزند ( فرزندان ) او اگر خدا بخواهد قیام می کند . البته این روایت به صورت قطعی ثابت نیست».

    اکثر روایات بر این معنی دلالت می کند ، که حضرت مهدی (عج) نمی رود ، مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در آن فرج ( و بنا بر روایت بحار هرج ومرج ) صورت می گیرد ، و علائم خروج اموات وقیام قیامت برای حساب وکتاب آشکار می شود.
    (2)

    علّامه مجلسی پس از نقل اخبار مذکور در بحار الانوار ، « باب خلفاء المهدی و اولاده » ، درباره دلالت وتأویل آن احادیث می نویسد: هذه الاخبار مخالفة للمشهور . وطریق التأویل(توجيه) أحد وجهین:

    راه اوّل: این که مراد از دوازده مهدی « هدایت شده » همان پیامبر اکرم(ص)وسایر امامان به استثنای امام زمان(عج) است . به این معنی که ملک آن ها ( در هنگام رجعت ) بعد از امام زمان خواهد بود . قبل از این گذشت ، که جناب حسن بن سلیمان ( مؤلف مختصر البصائر ) آن حدیث را به همه ائمه ( دوازده گانه ) تأویل نموده وقائل به رجعت امام زمان بعد از وفات شده است . با این تأویل می توان بین برخی از اخبار مختلف که درباره مدّت ملک آن حضرت وارد شده است ، جمع کرد.

    راه دوم : این است که آن دوازده مهدی از اوصیاء امام زمان (عج) ، هدایت گران خلق در زمان ائمه:در هنگامه رجعتند . زیرا زمان نمی تواند خالی از حجّت باشد ، اگر چه اوصیاء انبیاء :نیز حجج هستند والله اعلم ».(4)

    پي نوشتها:
    1- مختصر بصائر الدرجات ص49 . بحار الأنوار ج 53 ص 148 . منتخب الانوار المضیئة ص 353
    2- بحار الأنوار ، ج‏53، ص: 145.
    3- ارشاد شيخ مفيد،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،ج2ص529.
    4- بحارالانوار،ج53،ص148.
    آيا بعد از دوازده امام ؛دوازده مهدى هست؟!!!
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 27 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود