صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه ای مفصل بر واقعه ی عاشورا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    219
    حضور
    3 روز 1 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    717

    شبهه ای مفصل بر واقعه ی عاشورا




    بسم رب الحسین
    التماس دعا دارم از بزرگواران در این ایام.

    شبهه ای از طریق ایمیل برای من فرستاده شده؛ هر چند مغلطه بودن قسمتهاییش بر من واضح هست اما جواب کاملی رو میخواستم بهش داده بشه تا هم بنده استفاده کنم و هم احیانا اگه این ایمیل به تعداد افراد زیادی فرستاده بشه، بتونن جوابش رو در اینجا از طریق سرچ پیدا کنن. هدف شبهه چند چیز هست؛ یکی باور های مذهبی به طور عام و یکی مورد خاص واقعه ی عاشورا و ...


    من عین متن رو میذارم و از اساتید پیشاپیش متشکرم.



    داستان کربلا حقیقت یا افسانه

    نخست در مورد بی آبی ، وضعیت بیابانی و عطش حسین و یارانش:
    همانطور که میدانید جنگی که در روز عاشورا رخ داده در نزدیکی رود فرات بوده. در هیچ کجای کره زمین نمی توانید سرزمینی در کنار یک رود را بیابید که صحرا و بیابان بی آب و علف باشد، مگر رودی که از میان کوهستان می گذرد. همه در درازای تحصیلمان خوانده ایم که در کنار رودخانه ها جلگه و زمین های حاصل خیز به وجود می آید. واقعیت این است که اطراف فرات را نیز مانند سایر رودخانه ها، جلگه ها و زمین های حاصل خیز تشکیل میدهد و کربلا نیز سرزمینی سرسبز است.
    به عکس زیر که نقشه پوشش طبیعی عراق است توجه کنید:

    منطقه کربلا را بنگرید، اینجا همان صحرای جهنمی کربلا است؟
    از آن گذشته در چنین مناطقی به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمین را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد و دست رسی به آب آسان تر از آن چیزیست که به ذهن می رسید. تنها با کندن ۴ یا ۵ متر از زمین می توان به آب رسید. در منطقه اهواز یکی از مشکلات ساخت و ساز همین سفره های زیرزمینی است که کاملا زیر شهر با فرا گرفته اند. ۷۲ نفر نتوانسته اند یک گودال ۴ متری حفر کنند؟
    از طرفی بر طبق گفتار شیعیان این رویداد در تابستان و هوای گرم و جهنمی رخ داده ولی با مراجعه به این سایت و وارد کردن تاریخ ۱۰ ام محرم سال ۶۱ هجری قمری در قسمت Islamic Calendar در می یابید که عاشورا در روز چهارشنیه ۲۱ مهر ماه بوده است.البته ۲۱ مهر نیز هوای کربلا آنچنان خنک نیست ولی آن تابستان جهنمی هم که شیعیان میگویند نیست. اکنون می گویند شرایط آب و هوایی ۱۴۰۰ سال پیش با امروز فرق دارد. نخست اینکه در یک پریود ۱۴۰۰ ساله آن تغییر آب و هوایی که در ذهن مسلمانان است نمی تواند رخ دهد و دوم اینکه اگر هم تغییری باشد مطمئنا هوا خنک تر نشده بلکه دما بالاتر هم رفته است. یعنی ۱۴۰۰ سال پیش نسبت به امروز خنک تر بوده.
    اما یک نکته ی جالب دیگر
    در داستان هایی که از واقعه ی عاشورا گفته شده اشاره ای به گرسنگی نگردیده ، یعنی کاروان حسین مشکل گرسنگی نداشته است. مسلما کاروان برای سیر کردن خود علف نمی خورده. پس این کاروان نیز مانند سایر کاروان ها حیوانات اهلی به همراه خود داشته که با مشکل گرسنگی مواجه نشود، مثلا گوسفند یا بز، برای رفع تشنگی نیز میتوانستند از شیر همین حیوانات اهلی استفاده کنند. در ضمن شتر نیز همراه آنها بوده ، عرب ها که به خوردن شیر شتر علاقه ی بسیار دارند ، میتوانستند از شیر شتر ها نیز استفاده کنند.
    باز هم نکته ای دیگر، سه نقل قول در مورد مقبره حسین:
    هارون الرشید را در حالى پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدرى را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر براى زوار، و سایه‏بانى براى آنان قطع کنند. (تاریخ‏الشیعه،محمد حسین المظفری، ص ۸۹، بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۳۹
    قبر شریف آن حضرت مورد تعرض‏و دشمنى متوکل عباسى قرار گرفت.او به توسط گروهى از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دستریس نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد.. (اعیان الشیعه،ج ۱،ص ۶۲۸،تراث کربلا،ص ۳۴;بحارالانوار،ج ۴۵،ص ۳۹۷)
    سال ۲۳۶ متوکل دستور داد که قبر حسین بن على و خانه‏هاى‏اطراف آن و ساختمانهاى مجاور را ویران کردند و امر کرد که جاى قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیرى کردند. (همان)
    از این دست نقل قول ها بسیار است که تنها به سه مورد اشاره کردم. در بیابان بی آب علف و صحرای جهنمی کشت و کار کرده اند و بذر افشانده اند؟
    پس با این همه موارد چگونه حسین و کاروانش از تشنگی و گرمای هوا رنج دیده اند؟ آیا مذهب عقلی را که فکر که می کند نمی رباید؟
    دوم هرمله و گردن علی اصغر:
    این داستان علی اصغر هم از آن افسانه های جالب عاشوراست که تنها ذهن گنگ و مسخ شده یک مسلمان می تواند باورش کند.
    داستان از این قرار است:
    حسین به علت عطش فراوان که در پست قبلی اشاره کردم عطشی در کار نبوده ، فرزند شیرخوارش را در بغل گرفته و جلوی سپاه میرود و میگوید دست کم به این طفل آب بدهید.از آن طرف (سپاه یزید) شخصی به نام حرمله که گویا تیرانداز قابلی بوده تیری را به قصد گلوی نوزاد رها کرده و او را می کشد، یا شهید می کند یا هر چه شما بگویید. در ظاهر تراژدی واقعا دردناکیست ولی با کمی تامل مطالبی دال بر خرافی و غیر واقعی بودن این داستان می ابیم.
    نخست آنکه نوزاد شیرخوار و چندین ماهه اصلا گردنی به آن صورت که ما تصور می کنیم ندارد.اگر دقت کنید سر نوزاد به بدنش چسبیده است،دلیلش هم آن است که هنوز استخوان و عضلات گردن چنان رشد نکرده اند که وزن سر را تحمل کنند.
    پس تیر حرمله به کجا خورده است؟
    تنها در یک صورت می توان گردن نوزاد را تا حدودی دید، در صورتی که سر کودک به پشت برگشته و به سمت زمین آویزان شود. هیچ دیوانه ای چنین کاری با بچه اش نمی کند زیرا مطمئنا در این حالت نخاع کودک صدمه خواهد دید.
    دوم آنکه فاصله دو سپاه در هنگام نبر معمولا ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر بوده است. اگر قهرمان تیراندازی المپیک با آن کمان های مجهز و مدرن را نیز بیاوریم نمیتواند از آن فاصله گردن کودک که هیچ حتی پدر کودک را نشانه بگیرد و به هدف بزند.شاید با دراگانوف نیز چنین کاری دشوار باشد چه رسد به تیر و کمان.
    سوم آنکه برای چه حرمله نوزاد را نشانه گرفته؟ در تمام جنگ ها مهمترین شخص فرمانده سپاه است. حرمله باید حسین را می زده نه نوزاد را. کدام عقل سالمی چنین چیزی را می پذیرد؟ حرمله فرمانده سپاه را ول کرده و نوزاد را از پای درآورده؟ اگر به قول مسلمانان واقعا هوا جهنمی بوده مگر این حرمله مازوخیسم داشته که در آن شرایط، جنگ را کش بدهد و خودش را بیشتر اذیت بکند؟
    در جایی مسلمانی گفت حضرت کودک را در دست گرفته و نزدیک سپاه رفته تا صدای او را بشنوند، در این صورت باید یه عقل حضرت شک کرد که هم خودش و هم فرزندش را اینگونه به خطر انداخته. او که فک و فامیل وحشی خود را بهتر می شناخته.
    چهارم که از همه نیز جالبتر است آن است که اصلا کودک چند ماهه چه نیازی به آب دارد؟ نوزاد چندین ماهه شیر می نوشد و نه آب و مادرش میتواند به نوزاد شیر بدهد و تشنگی او را بر طرف سازد. در ضمن شیر آن حیوانات اهلی که پیشتر گفتم نیز موجود بوده.
    آیا مذهب ذهنی را که فکر می کند نمی رباید؟
    سوم، ابوالفضل رفته آب بیاره:
    این داستان آب آوردن ابوالفضل بی سر و ته ترین افسانه عاشوراست. به اندازه ای این داستان مسخره ساخته شده که گمان می کنم با یک بار مرور آن دیگر نیازی به تجزیه نباشد.
    داستان از این قرار است که آقا ابوالفضل که مسلمانان ماشین شان را بیمه ایشان می کنند برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند. حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.
    لطفا یکی برای من توضیح بدهد که حضرت چگونه مشک را از دستی که قطع شده میگیرد؟ آیا حضرت از اسب پیاده شده و می رود مشک را که همراه دست قطع شده اش روی زمین افتاده بر می دارد و دوباره سوار اسب می شود و می رود؟
    دوباره که آن یکی دستش قطع می شود چه کار می کند؟ آیا حضرت باز از اسب پیاده شده و می رود به سراغ دست افتاده و دولا شده و مشک را با دندان می گیرد؟ آیا در این میان که هی حضرت از اسب پیاده و دوباره سوار می شده اند کسی نبوده ایشان را بکشد؟
    یا اصلا هیچ کدام از اینها رخ نداده و پیش از آنکه دست مبارکشان را قطع کنند، حضرت بر اساس مهارت هایشان مشک را به هوا پرتاب کرده اند با آن یکی دست گرفته اند و به دنبال آن دوباره مشک را به هوا پرتاب کرده و این بار با دندان می گیرند؟ مگر حضرت هنرمند سیرک بوده؟
    اصلا دست حضرت چگونه قطع شده؟ از مچ؟ از آرنج؟ از کتف؟ با چه چیز قطع شده؟ شمشیر؟ خاطرم هست در یک مراسم مذهبی در محرم روضه خوان گفت با کمان به سوی دست حضرت نشانه رفته اند و دست را قطع کرده اند. مگر کمان های آن ها تبر پرتاب می کرده است؟
    خون ریزی شدید ناشی از قطع شدن دست در این میان کشک بوده؟ آیا حضرت به خاطر حضرت بودنشان چند لیتر بیشتر از انسان های معمولی خون داشته اند که در میانه راه به دلیل کم خونی نمرده اند یا دست کم از هوش نرفته اند؟
    به راستی مذهب عقلی را که فکر می کند نمی رباید؟
    این تنها سه نمونه از افسانه های عاشورا بود. به داستان غسل کردن قاسم نیز اشاره ای نکردم زیرا برخی از مسلمانان خود این داستان رو قبول ندارند. از این دست افسانه ها بسیار است. امیدوارم بیاموزیم که تنها عقل و اندیشه خود را میزان قرار دهیم.



  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    431
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2202



    به نام خدا داستان این است

    کد:
    این داستان علی اصغر هم از آن افسانه های جالب عاشوراست که تنها ذهن گنگ و مسخ شده یک مسلمان می تواند باورش کند.
      داستان از این قرار است:
     حسین به علت عطش فراوان که در پست قبلی اشاره کردم عطشی در کار نبوده ، فرزند شیرخوارش را در بغل گرفته و جلوی سپاه میرود و میگوید دست کم به این طفل آب بدهید.از آن طرف (سپاه یزید) شخصی به نام حرمله که گویا تیرانداز قابلی بوده تیری را به قصد گلوی نوزاد رها کرده و او را می کشد، یا شهید می کند یا هر چه شما بگویید. در ظاهر تراژدی واقعا دردناکیست ولی با کمی تامل مطالبی دال بر خرافی و غیر واقعی بودن این داستان می ابیم.
     نخست آنکه نوزاد شیرخوار و چندین ماهه اصلا گردنی به آن صورت که ما تصور می کنیم ندارد.اگر دقت کنید سر نوزاد به بدنش چسبیده است،دلیلش هم آن است که هنوز استخوان و عضلات گردن چنان رشد نکرده اند که وزن سر را تحمل کنند.
     پس تیر حرمله به کجا خورده است؟
     تنها در یک صورت می توان گردن نوزاد را تا حدودی دید، در صورتی که سر کودک به پشت برگشته و به سمت زمین آویزان شود. هیچ دیوانه ای چنین کاری با بچه اش نمی کند زیرا مطمئنا در این حالت نخاع کودک صدمه خواهد دید.
     دوم آنکه فاصله دو سپاه در هنگام نبر معمولا ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر بوده است. اگر قهرمان تیراندازی المپیک با آن کمان های مجهز و مدرن را نیز بیاوریم نمیتواند از آن فاصله گردن کودک که هیچ حتی پدر کودک را نشانه بگیرد و به هدف بزند.شاید با دراگانوف نیز چنین کاری دشوار باشد چه رسد به تیر و کمان.
     سوم آنکه برای چه حرمله نوزاد را نشانه گرفته؟ در تمام جنگ ها مهمترین شخص فرمانده سپاه است. حرمله باید حسین را می زده نه نوزاد را. کدام عقل سالمی چنین چیزی را می پذیرد؟ حرمله فرمانده سپاه را ول کرده و نوزاد را از پای درآورده؟ اگر به قول مسلمانان واقعا هوا جهنمی بوده مگر این حرمله مازوخیسم داشته که در آن شرایط، جنگ را کش بدهد و خودش را بیشتر اذیت بکند؟
     در جایی مسلمانی گفت حضرت کودک را در دست گرفته و نزدیک سپاه رفته تا صدای او را بشنوند، در این صورت باید یه عقل حضرت شک کرد که هم خودش و هم فرزندش را اینگونه به خطر انداخته. او که فک و فامیل وحشی خود را بهتر می شناخته.
     چهارم که از همه نیز جالبتر است آن است که اصلا کودک چند ماهه چه نیازی به آب دارد؟ نوزاد چندین ماهه شیر می نوشد و نه آب و مادرش میتواند به نوزاد شیر بدهد و تشنگی او را بر طرف سازد. در ضمن شیر آن حیوانات اهلی که پیشتر گفتم نیز موجود بوده.
       آیا مذهب ذهنی را که فکر می کند نمی رباید؟
    شبهه ای مفصل بر واقعه ی عاشورا


    امام حسین علیه السلام در روز عاشورا می آید بر در خیمه می ایستد خطاب می کند به خواهر بزرگوارش: «یا اُختاه! ایتینی بِوَلَدِیَ الرَضیع حَتی اُوَدِعَهُ؛ طفل شیرخوار مرا بیاور برای اینکه می خواهم با او هم وداع و خداحافظی بکنم» (لهوف با ترجمه ص 117). با این که مادر این طفل در آنجا حیات دارد، ولی اباعبدالله میخواهد ثابت بکند که قافله سالار بعد از من زینب است، لذا به خواهرش خطاب میکند. زینب (س) میرود طفل شیرخوار اباعبدالله را می آورد. حسین علیه السلام به چهره این طفل نگاهی می کند. چند روز است که مادرش (سیراب نبوده است) و زن، طبق معمول وقتی یک ناراحتی پیدا بکند دیگر پستانش شیر نمیدهد چه رسد به اینکه چند شبانه روز هم سیراب نبوده است. خود به خود در این طفل أبا عبدالله (ع) آثار گرسنگی و تشنگی پیداست حسین (ع) که کانون محبت است این طفل را میگیرد برای اینکه ببوسد.
    دشمن به یکی از افراد لشگر خودش فرمان میدهد که ببین چه هدف خوبی پیدا کردی، اگر بتوانی مهارت به خرج بدهی نشانه کنی. میگوید چه را نشانه کنم؟ میگوید کودک را. طفل همانطور که در دست ابا عبدالله است، یک وقت میبیند مثل مرغ سر بریده دارد دست و پا می کند. ولی حسین (ع) آن کوه وقار، کاری که میکند مشتهایش را پر از خون میکند و می پاشد به طرف آسمان: «هَونٌ عَلَیَ اَنَهُ بِعَینِ الله» در راه رضای حق است و چشم حق دارد می بیند، دیگر بر حسین ناگوار نیست.

    جاهای قرمز شده جواب سوال شما هست البته لازم به ذکر است بعضی از مداحان متاسفانه برای اینکه در روضه ها جو را عوض کنند یا به عبارتی اشک بیشتری در بیاورد بعضی چیزها اضافه میکنند که این کار باعث سو استفاده دشمنان میشود که علما هم در این باره نظر هایی دارند که این چند روز هم نمونه هاش در این سایت گفته شده مثل قمه زنی لخت سینه زدن

    ویرایش توسط iran masood : ۱۳۸۹/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۳:۳۰

  5. صلوات ها 19


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    باسلام


    پیش از پرداختن به پاسخ تذکر نکته ای ضروری به نظر می رسد.
    ما مسلمانان افتخار داریم که پیامبر مان به خلقی نیکو آراسته شده است.1 بر این اساس خداوند، توسعۀ اسلام را نیز مرهون خوش خلقی های آن حضرت می داند. 2 و در پی آن ما مسلمانان نیز مأمور شدیم که حتی به بت های مشرکان هم توهین ننماییم.3
    واقعه و شهادت امام حسین (ع) و یاران آن حضرت از بدیهیات، مسلمات و معلومات تاریخ است که با تواتر و سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسل بعد رسیده است و تا به حال کسی حتی دشمنان نیز آن را انکار ننموده است.
    این حادثه نقش به سزایی در حیات و رشد و گسترش اسلام داشته و همچون چراغ پر نوری در جلو راه امت اسلامی نور افشانی کرده است. امام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری (س) به عنوان سفیران با کفایت کربلا با روایت صادقانه خود دشمن را رسوا و دست های پلیدی را که قصد نابودی درخت اسلام را داشتند برملا کردند تا جایی که بنی امیه بدرستی احساس کرد با کشتن امام حسین (ع) جز خواری و نکبت و شکست چیزی بدست نیاورده است.
    به همین دلیل حکومت بنی امیه و ایادی آن که از روشن گری این چراغ هدایت متضرر می شدند از همان ابتدا، از راه های مختلف، سعی در خاموش کردن آن نمودند که تحریف و وارد کردن بعضی از مطالب انحرافی و خلاف در روایات این حماسه بزرگ، یکی از این اقدامات بود. و متأسفانه باید بگوئیم تا حدی هم در این راه موفق شدند.

    امروز نیز تاریخ و یاد آن حماسه بزرگ الگوی همه ملت های آزادی خواه در سراسر جهان است و جهانیان روز بروز با ابعاد وجودی این نهضت بیشتر آشنا می شوند و از آن درس می گیرند.
    از آنجایی که همه زیبایی ها و افتخارات این نهضت از آن اسلام و بویژه مذهب تشیع است، طبیعی است دشمنان اسلام و تشیع در صدد مشوش کردن این واقعه بزرگ بر آیند و تمامی امکانات خود را در این راه به کار گیرند.

    با توجه به آنچه گفته شد لازم است وقایع این حماسه بزرگ را با دقت تمام مورد کنکاش قرار داده تا بتوانیم توطئه دشمنان اسلام و تشیع را بی اثر سازیم.
    حوادث تاریخی به ویژه اگر مهم و دارای ویژگی خاص و حسّاسیتی باشد، معمولاً از دستبرد تحریف و تغییرهای مغرضانه و جاهلانه در امان نخواهد بود،
    مسئلۀ عاشورا نیز از این قاعده مستثنا نیست، چه بسا تحریفاتی در بعضی از جزئیات این واقعه بزرگ بوقوع پیوسته است، از این رو می بینیم دانشمندان بزرگ شیعه و دوست داران و دلسوختگان شیعه همواره از دیر باز با این امر به مبارزه برخاسته اند و در این راستا کتاب ها و مقالاتی به نگارش در آورده ا ند یا سخنرانی ها و مصاحبه هایی انجام داده اند که در جهت روشن کردن اذهان جویای حقیقت بسیار مؤثر بوده است.

    از جمله آنان محدث نوری که در موضوع منبر کتابی به نام لؤلؤ و مرجان نگاشته و در آن به مسئلۀ تحریفات عاشورا پرداخته است.
    او صریحاً می‌گوید: امروز باید عزای حسین را گرفت اما در عصر ما برای حسین یك عزای جدیدی است كه در گذشته نبوده است و آن عزای جدید، برای این همه دروغ‌هایی است كه دربارۀ حادثۀ كربلا گفته می‌شود و هیچ كس جلوی این دروغ‌ها را نمی‌گیرد. به این مصیبت حسین بن ‌علی باید گریست نه برای شمشیرها و نیزه‌هایی كه در آن روز بر پیكر شریفش وارد شد.4
    استاد مطهری نیز در این زمینه سخنرانی هایی ایراد نمودند که در کتاب حماسۀ حسینی ایشان در جلد اول موجود است.
    او در این زمینه می فرماید:
    غالب جعلیاتی كه وارد شده است مقدمه گریز زدن بوده است؛ یعنی برای این که بشود گریزی زد و اشک مردم را جاری كرد یك جعل صورت گرفته و غیر از این چیزی نبوده است.5
    بنابر این، از این که در برخی از جزئیات حادثۀ عاشورا تحریفاتی صورت پذیرفته تردیدی وجود ندارد، اما آیا این بدان معنا است که هر چیزی که با مذاق عده ای خوش نیامد، جزو تحریفات است؟
    آیا با صرف استبعاد و استحسان از یک جریان مسلم تاریخی می شود آن را انکار نمود؟
    آیا تنها با ایجاد تردید و شک در بعضی از جزئیات حادثه کربلا می توان از زشتی جنایتی که یزید و یزیدیان مرتکب شدند، کاست.
    آیا نظیر محدث نوری و استاد مطهری و دیگران که خیرخواهانه در این مسیر قدم نهادند ما نیز با طرح مسئلۀ تحریف عاشورا در راستای خدمت به عدالت و حق و مبارزه با ستم، گام می نهیم یا انگیزه های دیگری را از این سخن ها دنبال می نماییم.
    بر این اساس با توجه به این که اصل تحریف ستیزی کار پسندیده ای است، اما بهتر است این کار نظیر سایر امور به صورت محققانه و کارشناسانه جهت رفع این مشکل صورت پذیرد.6
    باید توجه داشته باشیم که اصل کشته شدن امام حسین (ع) و اصحاب و یاران آن حضرت و جداکردن سرها از بدن هایشان و بالای نیزه قرار دادن آنها و در نهایت به اسارت بردن اهل بیت پیامبر، و ... از مسلّمات بوده و تردیدی در این رابطه وجود ندارد.7
    از جمله اموری که از مسلمات حادثۀ عاشورا است مسئلۀ تشنگی امام حسین (ع) و اهل بیت و یاران آن حضرت در روز عاشورا است.
    ما در این جا به عنوان نمونه تنها یکی از مواردی را که مورّخ اهل سنت (طبری) به آن اشاره نموده و دال بر سخت گیری در مسئلۀ آب است بیان می کنیم: "عبیدالله بن زیاد در نامه ای به عمر بن سعد نوشت : ای عمر بن سعد! بین حسین و اصحابش و آب حایل شو، نگذار حتی یک قطره آب بنوشند ... وقتی که این نامه رسید، عمر بن سعد، عمرو بن حجاج را با پانصد نفر سواره مأمور کرد تا مانع برداشتن آب از فرات شوند تا مبادا قطره ای از آب بخورند.
    و شخصی به نام عبد الله بن ابى حصين الأزدي به امام حسین می گوید: يا حسين، ... به خدا سوگند از این آب نمی خوری تا تشنگی از دنیا بروی که امام (ع) او را نفرین نمود."8

    با توجه به توضیحاتی که ارائه گردید و نکته هایی که بیان شد نیازی به وارد شدن به جزئیات پرسش و پاسخ آن نیست اما باز هم سعی می نماییم به طور خلاصه اشاره ای به پرسشتان داشته باشیم.
    1.کربلا در نزدیکی رود فرات نیست بلکه به طور مستقیم حدود پانزده کیلومتر با هم فاصله دارند، بله نهر کوچکی از فرات منشعب است که از نزدیکی های آن جا می گذرد و به آن نهر علقمه می گویند و چون این نهر از رود فرات جدا می شود گاهی مجازاً به آن فرات هم گفته می شود.
    بنابر برخی از نقل ها اصحاب امام تا شب عاشورا از آن نهر آب می گرفتند حتی برخی از آن آب غسل نمودند، اما در روز عاشورا محاصره تنگ تر و سخت گیری ها بیشتر شد بر این اساس بعد از شب عاشورا هیچ آبی نبود در این صورت اگر آب نباشد، یعنی برای هیچ کس آب نیست بچه یا بزرگ.

    اما این که آیا غذا بود یا نه و یا فرصت پختن غذا بود یا خیر بر فرض پذیرش این، باز هم غذا غیر از آب است و (بر فرض این که با تشنگی زیاد بتوان از غذا خورد) چه بسا این موجب تشنگی بیشتری شود. بعلاوه که تحمل گرسنگی آسانتر از تحمل تشنگی است. براین اساس چون تشنگی و تحمل آن بسیار سخت و طاقت فرسا بوده است ذکری از گرسنگی به میان نیامده است.

    2. بر فرض پذیرش این که آب در حد چهار یا پنج متر عمق زمین وجود داشته باشد –- شما صورتی را فرض کنید که تعداد محدودی با خانواده در محاصرۀ شدید و سخت دشمن باشند، دشمنی که از گرفتن آب از نهر جلوگیری می کند طبعاً از حفر چاه نیز به طور جدی تر ممانعت خواهد نمود، علاوه بر این که زمین کربلا ماسه زار است و کندن آن بسیار سخت و هرچه از آن حفر کنید دوباره پر می شود و این کار بسیار مشکل است.
    در عین حال با هر زحمتی هم که بود اصحاب امام (ع) چاه کندند هم چنان که ابن زیاد در نامه اش به عمر سعد به آن اشاره می کند و می گوید: اما بعد، به من خبر رسید که حسین و بچه هایش آب می خورند و چاه حفر نمودند ... زمانی که نامه ام به تو رسید تا می توانی آنها را از کندن چاه ممانعت کن و بر آنها سخت بگیر و اجازه نده که از آب فرات قطره ای بنوشند ... .9


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۰۴:۵۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521




    3. با بیان این که "دهم محرم سال شصت و یک هجری در چه فصل و ماهی از سال شمسی قرار داشت و درجۀ حرارت آن در چه اندازه ای بود"، در صدد اثبات چه چیزی هستید آیا می خواهید بگویید اصلاً تشنگی در کربلا نبود و آنان تشنه نبودند که دشمنانشان (عبد الله بن ابى حصين الأزدي که در بالا به آن اشاره شد و دیگران) غیر از این می گویند، شما فرض کنید در نقطه ای معتدل نظیر شمال ایران، تعدادی در محاصرۀ شدید دشمن، در رفت و آمد، نگرانی، کارزار و جنگ باشند، اما هیچ آبی نداشته باشند تشنگی و عطش آنها را به زانو در نخواهد آورد؟
    حال اگر حضور اطفال و کودکان خردسال را نیز به این جمع اضافه کنید در صورت بهانۀ آب گرفتن اطفال را در نظر بگیرید چه وضعیتی پیش خواهد آمد!!


    اما سه نقل قولی که در مورد مقبرۀ امام حسین گفتید اینها هیچ منافاتی با هم ندارند بلکه قابل جمع هستند به علاوه که چه کسی ادعا کرده کربلا، سرزمینی بایر بوده است. حتماً شنیده اید که گفته اند دشمنان برای شهادت رساندن حضرت عباس، پشت نخل ها کمین کرده بودند.
    اما در عین حال به علت فاصلۀ نسبتاً دور با فرات خیلی آباد هم نبود گرچه درختانی در اطراف وجود داشت.
    ابن زیاد در نامه اش به حرّ می نویسد: به مجردى كه فرستادۀ من بر تو وارد شد و نامه مرا تسليم كرد كار را بر حسين (ع) دشوار ساز و او را در سرزمينى فرودآور كه آب و گياهى در آن نباشد و متوجه باش به فرستاده خود دستور دادم، همواره با تو باشد و از تو دور نشود تا از نزديك شاهد اعمال تو بوده و نحوۀ رفتار تو را در بازگشت به من اطلاع دهد.10
    به علاوه ممکن است یک سرزمین در یک یا چند سال بایر باشد اما در سالهای بعد با احداث نهر یا قنات یا چاه از آن حالت اولیه خارج شود.
    آیا زمینی که در کنار نهری قرار داشته باشد ممکن نیست کسی با سرمایه و مخارجی آن آب را به سوی آن زمین هدایت و آن را کشت نماید؟


    اما در مورد حضرت علی اصغر تذکر دو نکته لازم به نظر می رسد.
    الف. اصل کشته شدن علی اصغر (شیرخوار) در کربلا به دست دشمن.
    ب. در مورد کیفیت به شهادت رسیدن آن حضرت.
    اما در مورد شهادت ایشان کسی تردید نکرده و همین مقدار در اثبات خبث و شقاوت دشمنان اهل بیت کافی است.
    ولی در مورد چگونگی شهادت آن حضرت سخنان مختلفی است و ما در این مستنداً به نقل یک سخن بسنده می نماییم.
    وقتى أصحاب امام حسین و تمام نزديكانش به شهادت رسيدند و جز پسرش علىّ زين العابدين (ع) و فرزند شيرخواره به نام عبد اللَّه كس ديگرى نزد او باقى نمانده و تنها شد آن حضرت نزد درب خيمه آمده و فرمود:
    اين طفل را به من دهيد تا با او وداع كنم! پس او را غرق بوسه ساخته در حالى كه مى‏فرمود: اى پسركم واى بر حال اين قوم وقتى حضرت محمّد (ص) با آنان مخاصمه كند!.
    گويند: ناگهان تيرى بيامد و بر بالاى سينه آن طفل نشسته و او را كشت 11
    ، پس امام (ع) از اسب به زير آمده و با غلاف شمشير قبرى كند و او را دفن كرد آن گاه برخاسته و اين اشعار را سرود:

    همه كافر شدند و در گذشته از ثواب خداوند؛ ربّ جنّ و انس چشم پوشيده بودند.
    در گذشته علىّ و فرزندش حسن كه از طرف مادر و پدر كريم بود را به قتل رساند.
    همگى از ايشان به خشم آمده و گفتند: الحال بر حسين يورش برده خونش بريزيم.
    واى بر آن اراذل مردم كه همه را براى أهل دو حرم مكّه و مدينه گرد آوردند.12
    شما نیز ظاهراً که منکر اصل مسئله و کشته شدن او نشدید نهایت این که در کیفیت کشته شدنش استبعاد کردید ما همین را غنیمت می شماریم.
    در این جا چند پرسش را مطرح می نماییم و این به معنای این نیست که بخواهیم ثابت کنیم که تیر به سینه آن طفل نخورده و به گلویش خورده بلکه در صدد بیان این مسئله هستیم که با صرف تحلیل خام عقلی نمی شود وقایع تاریخی را اثبات یا نفی نمود.
    مگر بارها امام حسین (ع) و برخی از صحابه جهت موعظه به دشمن نزدیک نشدند و در تیر رس دشمن قرار نگرفتند؟
    مگر امام با عمر سعد با هم جلسه نداشتند؟
    اگر امام حسین (ع) برای اتمام حجت برای سیراب کردن علی اصغر آن قدر به دشمن نزدیک شود که صدای آن حضرت را بشنوند این بعید است؟
    آیاشما بعید می دانید دشمن خونخوار و کینه توزی که برای نشان دادن هر چه بیشتر بغض و دشمنی خود بعد از اتمام چنگ بر بدن امام حسین(ع) و یارانش اسب می تازد و خیمه ها را غارت و آتش می زند ، زنان و کودکان را بی رحمانه کتک می زند در همین راستا برای آزار هر چه بیشتر امام حسین (ع)، نخست فرزند شیرخوار او را را به قتل برساند و به خیال خام خود بعد از این ضربه روحی شدید ضربه به امام (ع) ضربه جسمی را هر چه دردناک تر بر ایشان وارد آورد؟

    اما در مورد قطع شدن دست حضرت عباس و گرفتن مشک با دست دیگر.
    حتماً می دانید که در آن زمان جنگجویان زره می پوشیدند که آنها را از ضربات شمشیر محافظت کند بنابر این بعید می شود تصور کرد که دستان آن حضرت در یک لحظه کاملاً قطع شده و افتاده باشد بعلاوه آن حضرت سوار بر اسب بوده و از زین و بدن اسب به عنوان تکیه گاهی برای نگه داشتن مشک آب برای چند لحظه می توانسته است کمک بگیرد و پس از ضربت مشک را با دست سالم بگیرد . بنا براین اگر کمی دقت کنیم پاسخ بسیاری از اشکالات معلوم است.
    برای آگاهی بیشتر، نک: نگرشی عرفانی، فلسفی و کلامی به: شخصیت و قیام امام حسین(ع)، نوشتۀ قاسم ترخان.

    1-
    قلم، 4، وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ.
    2- آل عمران، 159، فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏.
    3- انعام، 108، وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ.
    4- تحریفات عاشورا 1.
    5- تحریفات عاشورا 2.
    6-
    برای اطلاع بیشتر در صورت تمایل در این زمینه به نمایه های "عاقلانه یا عاشقانه بودن کارهای امام حسین در روز عاشورا" شمارۀ 4456، "مظلومیت امام حسین و چگونگی ترسیم آن" شمارۀ 4459 و "صلح امام حسن و قیام امام حسین" شمارۀ 629 مراجعه نمایید.
    7-
    برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب های " ابو حنيفه احمد بن داود دينورى، اخبار الطوال، مهدوى دامغانى، محمود، ص 277، تهران، نشر نى، چاپ چهارم، 1371ش"؛ ابن اعثم كوفى، الفتوح، محمد بن احمد مستوفى هروى ، ص 884، باب حسين بن على (ع) در كربلا، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1372ش.؛ عز الدين على بن اثير، الكامل، حالت، ابو القاسم و خليلى، عباس، ج ‏11،ص 148، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش و ... مراجعه نمایید.
    8-
    طبري، أبو جعفر محمد بن جرير، تاريخ الأمم و الملوك (تاريخ‏الطبري)، محمد أبو الفضل ابراهيم ، ج ‏5، ص 412، بيروت، دار التراث ، ط الثانية، 1387 هـ ق/1967 م.
    9-
    أبو محمد أحمد بن اعثم الكوفى، کتاب الفتوح، شيرى، على، ج ‏5، ص 91، بيروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1411 هـ ق /1991 م.
    10- مفید، ارشاد، ساعدى خراسانى، محمد باقر، ص 432، اسلاميه، تهران، چاپ اول، 1380 ش‏.‏
    ‏ 11- (حتى وقع في لبة الصبي فقتله) "لبة الصبي" جایی است که گردنبند در آن قرار می گیرد (بالای سینه و نزدیک گردن).
    12 طبرسی، احمد بن علی، احتجاج ، جعفرى،‏ ج ‏2، ص 99، 168، اسلاميه، چاپ تهران‏، چاپ اول، 1381 ش.‏

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۳:۵۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 20


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    169
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    727



    پاسخ جامع و کوبنده بود
    متشکریم
    الحمدلله الذي جعلنا من المتسكين بولايه اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام
    الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليه السلام


  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    باسلام اشکالهای مطرح شده بغیر ازیکی دو اشکال بقیه ازروی عناد می باشد وارزش جواب نداردولی ازباب اینکه اگر جواب داده نشود اشکال کننده فکر می کند شبهاتی کرده و تمام تشیع رازمینگیر کرده لذا بعضی از آنان راجواب میدهیم

    اولا:کسی ادعانکرده که کربلابیابانی خشک وبی آب وعلف است که به صورت اب وتاب اشکال شده بلکه کربلاازنظرآبی بسیار پرآب است وعلت تشنگی اهل بیت امام حسین علیه السلام حائل شدن لشکر دشمن بین خیمه های آنان وشریعه بوده است وپیشنها دچاه کندن نیز اول به ذهن شما نرسیده بلکه هر کس در آن موقعیت قرار بگیرد اولین چیزی که به ذهنش می رسد چاه کندن است واتفاقا یاران باوفای امام حسین علیه السلام نیز چنین کاری کردند وشب عاشوراهمگی ازآب چاه حفرشده
    غسل شهادت کردند ودرمقاتل هم آمده واگر مستشکل عزیز به خود زحمت می داد ومقاتل رامی خواند شبهه رااین طورمطرح می کردکه چرابرای غسل آب بود ولی برای خوردن نبود،آنوقت جواب داده میشد که آب چاه بسیار شور بوده وقابل خوردن نبوده است.
    ثانیا:باز اگر زحمت میکشیدیدومقاتل رامی دیدید که حادثه کربلادر پاییزبوده ونیازی به زحمت محاسبه شما نبود لذا کسی ادعانکرده که جریان کربلادرتابستان بوده که شما بادلیل ردکنید بلکه حادثه کربلادرپاییز بوده که پاییز کربلاروزهای داغ وشبهایی سرد دارد.
    ثالثا:اشکال جریان حضرت علی اصغر وحضرت عباس علیهماالسلام ناشی ازعدم مطالعه مستشکل است.
    رابعا:اینکه درزمان متوکل آب بوده که مرقدمطهرراشخم زدندو کاشتند پس درکربلاهم آب بوده نیزروشن است ودراولاجواب داده شد که کسی ادعانکرده که کربلازمینی بی آب وعلف بوده بلکه برعکس فراوانی آب بوده ولی دشمنان بین آب واهل بیت حائل شده بودند
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۱۰:۳۴ دلیل: تغییر فونت

  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    431
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2202



    باتشکر از تمام عزیزان البته لازم به ذکر است که این دوستانی که شبهه را مطرح میکنند باید به عقل کمشان روجوع کنند وببیند که این واقع مال چه زمانی است آیا تاکونون کسی به این شبهه ها نرسیده و این دوستان به این کشف علمی دست بافتند و شبهه مطرح میکنند آیا عالمانی که سال ها علم میآموختند 80 سال عمر خود را سر علم آموزی گذاشتند این شبهه های بیهوده را نمیفهمیدند و باز در شیعه بودن خود پافشاری داشتند ما عالمان بزرگی داریم چرا اینها که 80 یا 90 سال فقط تحقیق میکردند نگفتند و شیعه را رد نکردند واقع کربلا را رد نکردند ولی دشمنان شیعه با چند کتاب خواندن واقعا کربلا را زیر سوال میبرند عجب؟؟؟؟

    واقعا آدم ناراحت میشه دشمنان ما انقدر بیفکر و کم عقل هستند خدا هدایتشان کنند.

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه -ورزش - کشاورزی
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    31



    با سلام خدمت عزیزان :
    من هم از حرف های مداحان محترم و بعضی روضه خوانها حرفهای ضد ونقیض در مورد وقایع عاشورا زیاد میشنوم. اگر امکان دارد دوستان منابع و کتب معتبر قابل استناد تاریخی بصورت فایل pdf جهت دانلود وبمنظور تحقیق و مطالعه دقیق معرفی بنمایند فکر کنم شبهات و تناقضات رفع و موارد شفاف گردند.

    با تشکر
    امام صادق (ع)فرمودند:

    ***وقتی نام پیامبر(ص)برده شد بسیار صلوات بفرستید زیرا هرکس یک صلوات بر آن حضرت بفرستد،حق تعالی (جل واعلی) هزار صلوات بر او میفرستد و هزار صف از ملایکه و نیز همه مخلوقات بر او صلوات می فرستند. ***
    اصول کافی ج4-ص249

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    خداشناسی-لهوف
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    83

    چرااااااااااااااااا




    سوالی دارم چرا به جای اب از شیر شتر استفاد نکردند؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۶:۴۹
    حسین ذکر شب اول قبرمه

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    10
    حضور
    2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    38



    سلام
    از دوستان خواهش میکنم دقیق تر وکامل تر پاسخ شبهه ی گفته شده را بفرمایند
    ممنون
    التماس 2آ

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود