صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620

    دعوت تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا




    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا

    برخى همواره براى فراموشى حادثه عظيم تاريخى«خواسته یا ناخواسته»كوشيده ‏اند. گروهی ازعلماى عامّه در كتاب‏ها و نوشته‏ هايشان، شيوه ‏هاى گوناگونى را به کار برده اند تا مانع حيات و جاودانى واقعه عاشورا و عزادارى سيّدالشهداء «عليه السلام »شوند.که نمونه‏ هايى از اين شيوه ‏ها به اطلاع دوستان می رسد:

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۱۶ در ساعت ۲۲:۴۳
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    1-شيوه عرفان و تصوّف[1]
    شيخ عبدالقادر گيلانى، از علماى اهل سنّت و شیخ طریقۀ قادری است كه قبر او در بغداد به عنوان زيارتگاه معروف است. او اشكالى كه به اهل سنّت مى‏شود را مطرح مى‏كند و مى‏گويد:
    «قد طعن قوم على من صام هذا اليوم العظيم وما ورد فيه من التعظيم وزعموا أنّه لا يجوز صيامه لأجل قتل الحسين بن علي رضى اللَّه عنهما فيه. وقالوا: ينبغي أن تكون المصيبة فيه عامّةً لجميع الناس لفقده فيه، وأنتم تتّخذونه يوم فرح وسرور وتأمرون فيه بالتوسعة على العيال والنفقة الكثيرة والصدقة على الفقراء والضعفاء والمساكين وليس هذا من حق الحسين رضى اللَّه عنه على جماعة المسلمين»[2].
    بعضى به اهل سنّت اشكال كرده‏اند كه چرا روز عاشورا را روزه مى‏گيرند. اين كار صحيح نيست؛ چرا كه در اين روز حسين بن على رضى اللَّه عنهما به شهادت رسيده‏ و سزاوار است روز مصيبت تمامى مسلمانان باشد و شما كه اهل سنّت هستيد، چرا اين روز را روز سرور و فرح قرار داده‏ايد و مردم را به برپايى مجالس سرور و پوشيدن لباس نو و خوردن غذاهايى كه متناسب عيد است دعوت مى‏كنيد ...؟

    آن گاه چنين پاسخ مى‏دهد:
    وهذا القائل خاطئ ومذهبه قبيح فاسد ، لأن الله تعالى اختار لسبط نبيه صلى الله عليه وسلم الشهادة في أشرف الأيام وأعظمها وأجلها وأوقعها [ أرفعها ] عنده ، ليزيده بذلك رفعة في درجاته وكراماته مضافة إلى كرامته ، وبلغه منازل الخلفاء الراشدين الشهداء بالشهادة ، ولو جاز أن نتخذ يوم موته [ يوم ] مصيبة لكان يوم الاثنين أولى بذلك إذ قبض الله تعالى نبيه [ محمدا ] صلى الله عليه وسلم فيه ، وكذلك أبو بكر الصديق!!!رضي الله عنه قبض فيه؟!
    اشكال كننده به اشتباه رفته و اعتقادش قبيح و فاسد است؛ زيرا خداوند متعال شهادت را براى سبط پيامبر«صلى اللَّه عليه وآله»در اشرف و اعظم و اجل و رفیعترین ایام برگزيده است تا به واسطۀ این امر بر درجات معنوی و کرامات او علاوه بر آنچه که داشت بیفزاید واو را به منازل و رتبۀ خلفای راشدین شهید برساند؟!!! و اگر قرار بود که روز موت او را روز مصیبت بدانیم همانا روز دوشنبه اولی به این امر بودچه اینکه در این روز خداوند متعال پیامبرش را قبض روح نمودوهمچنین ابوبکر...
    «وفقد رسول الله صلى الله عليه وسلم وفقد أبي بكر رضي الله عنه أعظم من فقد غيرهما ، وقد اتفق الناس على شرف يوم الاثنين ، وفضيلة صومه وأنه تعرض أعمال العباد فيه . [ و ] كذلك يوم عاشوراء لا يتخذ يوم مصيبة ، ولأن يوم عاشوراء إن اتخذ يوم مصيبة ليس بأولى من أن يتخذ يوم فرح وسرور ...».
    وفقدان رسول خدا «صلی الله علیه وآله» و فقدان ابوبکر؟!!!!!!!!!! ...بزرگتر از فقدان دیگران است در حالی که مردم اتفاق دارند بر شرافت روز دوشنبه چه اینکه روزه در آن مستحب است و اعمال عباد دراین روزعر ضه می شود.و...همچنین روز عاشورا که به عنوان روز مصیبیت اخذ نمی شود و اگر اینگونه باشد اولی از این نیست که روز فرح و سرور باشد ...«چه اینکه عاشق به معشوق خود رسیده است».
    وشما خود قضاوت کنید براین نظر شیخ عبدالقادر گیلانی .البته ما نمی گوییم که وی محب اهل بیت «علیهم السلام» نبوده بلکه این سخن بی انصافی است چه اینکه وی و فرقۀ او در محبت اهل البیت «علیهم السلام»در میان اهل سنت سرآمدند.اما ظاهرا محبت دیگران وی را به این سخن عجیب سوق داده است.
    فتامل

    [1].این نوشتار از اثر استاد بزرگوار آیت الله میلانی«حفظه الله»اقتباس شده با تغییرات و اضافات و ملاحظه مجدد آدرس ها.

    [2].غنیة الطالبین،ص684،خلاصة عبقات الأنوار: السيد حامد النقوي،جلد : 4،ص246.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۰
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    2. شيوه تقدّس و پرهيزكارى‏

    در شيوه ديگر با ايجاد ترديد درباره قاتل امام حسين «عليه السلام »با اين راه به مبارزه برمى‏خيزند.
    غزالى در كتاب إحياء علوم الدين، از راه تقدّس و پرهيزكارى كوشيده تا عزادارى بر سيّدالشهداء «عليه السلام» را كم اهميت نشان دهد. او مى‏نويسد:
    «والتفصيل فيه أن كل شخص ثبتت لعنته شرعاً فتجوز لعنته كقولك. فرعون لعنه الله، وأبو جهل لعنه الله، لأنه قد ثبت أن هؤلاء ماتوا على الكفر وعرف ذلك شرعاً.
    فإن قيل: هل يجوز لعن يزيد، لأنّه قاتل الحسين أو آمر به؟
    قلنا: هذا لم يثبت اصلًا فلا يجوز أن يقال : إنه قتله ، أو أمر به ما لم يثبت فضلا عن اللعنة ، لأنه لا تجوز نسبة مسلم إلى كبيرة من غير تحقيق... فإن قيل : فهل يجوز أن يقال : قاتل الحسين لعنه الله ، أو الآمر بقتله لعنه الله ؟ قلنا : الصواب أن يقال : قاتل الحسين إن مات قبل التوبة لعنه الله لأنه يحتمل أن يموت بعد التوبة.
    إنما أوردنا هذا لتهاون الناس باللعنة وإطلاق اللسان بها. والمؤمن ليس بلعان فلا ينبغي أن يطلق اللسان باللعنة إلا على من مات على الكفر، أو على الأجناس المعروفين بأوصافهم دون الأشخاص المعينين. فالاشتغال بذكر الله أولى فإن لم يكن ففي السكوت سلامة».

    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    وی در باب آفات کلام در قسمت هفتم«باب لعن» آن می نویسد:
    وتفصیل مساله بدین صورت است که هرکس لعن او شرعا ثابت شده باشد لعن بر او جایز است مثل فرعون و ابوجهل؛ چون ثابت شده این افراد باحال کفر از دنیا رفته اند...وی سپس می گوید:اگر گفته شود:آیا جایز است لعن بر یزید، چون وی قاتل حسین«علیه السلام» است،یا اینکه امر به کشتن آنجناب نموده در پاسخ می گوییم:
    این امر اصلا ثابت نیست بنابراین جایز نیست که گفته شود او حسین«علیه السلام»را کشته یا دستور به قتل ایشان داده است،چه رسد به مساله لعن یزید .چون جایز نیست مسلمانی را به گناه کبیره ای نسبت دهیم بدون هیچ تحقیقی.
    وى در ادامه مى ‏گويد:آیا جایز است که گفته شود:قاتل حسین«لعنه الله»یا امر کننده به قتل حسین لعنه الله؟در جواب می گوییم:صواب این است که گفته شود قاتل حسین«علیه السلام»اگر قبل از توبه مرده باشد مشمول لعنت است ولی احتمال دارد که توبه نموده باشد
    بنابراين، لعن قاتل سيّدالشهداء عليه السلام جايز نيست!
    إنما أوردنا هذا لتهاون الناس باللعنة وإطلاق اللسان بها. والمؤمن ليس بلعان فلا ينبغي أن يطلق اللسان باللعنة إلا على من مات على الكفر، أو على الأجناس المعروفين بأوصافهم دون الأشخاص المعينين.
    غزالی در پایان سخنانش می نویسد:
    ما این مطالب را آوردیم به خاطر اینکه مردم مسالۀ لعن را سبک می شمارند «وبه راحتی دیگران را لعن می کنند»در حالی که انسان مؤمن لعن کننده نیست.بنابراین لعن جایز نیست مگر بر کسی که بر حال کفر مرده باشد یا عناوین کلی را در نظر بگیریم«مثل عنوان ظالم،و بگوییم لعنت خدا بر ظالمین»ولی در مورد افراد نمی توان چنین سخنی راگفت.
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نتیجه نهایی:
    فالاشتغال بذكر الله أولى فإن لم يكن ففي السكوت سلامة.
    به راستى كه ذكر خداوند متعال از اين سخنان سزاوارتر است.اگر نگوییم در سکوت سلامت «دنیا و آخرت» قرار دارد.؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    يعنى ميان ذكر «لا إله إلّااللَّه» و يا لعن بر قاتل امام حسين عليه السلام، «لا إله إلّااللَّه» گفتن ثوابش بيشتر است.

    احیاءعلوم الدین،ج3ص121الی126.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۰ در ساعت ۲۱:۵۱
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    3- شيوه تكذيب‏ شیوه ای عجیب

    سومين شيوه،تكذيب حادثۀعاشوراست شاید امری عجیب باشد اماابن تيميّه مبارزه خود را با اين شيوه سر گرفته است و مى ‏گويد يزيد، هرگز قاتل امام حسين «عليه السلام» نبوده و او هيچ گاه همسران و وابستگان امام را اسير نكرده و اين حرف‏ها دروغ است؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!.
    وى اين گونه مى ‏نويسد:
    «إنّ يزيد لم يأمر بقتل الحسين باتّفاق أهل النقل ولكن كتب إلى ابن زياد أن يمنعه عن ولاية العراق والحسين رضي اللَّه عنه كان يظنّ أنّ أهل العراق ينصرونه ... فقاتلوه حتّى قتل شهيداً مظلوماً رضي اللَّه عنه. ولمّا بلغ ذلك يزيد أظهر التوجّع على ذلك وظهر البكاء في داره.
    ولم يسب له حريماً أصلًا؟!!، بل أكرم أهل بيته وأجازهم حتّى ردّهم إلى بلدهم »1.
    همانا يزيد به كشتن سيّدالشهداء«عليه السلام» امر نكرده و همه علما (كه شامل راويان و تاريخ نگاران مى‏شوند) بر اين مطلب اتّفاق نظر دارند. فقط يزيد به ابن زياد نامه‏اى نوشت كه تو از برپايى حكومت حسين رضي اللَّه عنه در عراق جلوگيرى كن.حسین «علیه السلام»گمان می نمود که اهل عراق او را یاری خواهند کرد ...
    آنها با حسين بن على رضي اللَّه عنه به جنگ برخاستند تا او را مظلومانه به شهادت رساندند و چون خبر به يزيد رسيد، اظهار ناراحتى كرد و گريست. او هرگز خاندان سيّدالشهداء را به اسارت نبرد؛ بلكه آنان را اكرام و احترام كرد تا به شهر و ديارشان برگشتند.»!

    خلاصه:سيّدالشهداء شهيد است و مظلومانه نيز شهيد شده و عبارت «رضى اللَّه عنه» نيز براى ايشان بايد به كار برد؛ لكن يزيد قاتل امام حسين «عليه السلام »نيست. او خانواده سيّدالشهداء را اسير نكرده است.


    --------
    1.منهاج السنة،ج4ص274.



    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۹/۲۹ در ساعت ۲۳:۲۶
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    به یاد دارم چند سال پیش در یکی از همایشات سالانه که علمای شیعه و سنی در آن شرکت می کنند بحث لعن یزید پیش آمد و با کمال ناباوری دیدم که یکی از آقایان سلفی که در جلسه حضور داشت عصبانی شد و همین سخنان را گفت و منکر قاتل بودن یزید شد.
    و جالب این بود که گفت امام زین العابدین«علیه السلام» با یزید هم پیاله شد و با هم غذا خوردند؟!!!!!!!!!! البته وقتی این جریانات را تعریف می نمود گریه نیز می کرد یکی از آقایان به کنایه گفت اگر یزید امام حسین«علیه اسلام» را به شهادت نرسانده ! چرا گریه می کنی؟

    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    تجلی عناد ابن تیمیه گمراه با اهل بیت«علیهم السلام»
    وى در ادامه مى‏ افزايد:
    ليس ما وقع من ذلك بأعظم من قتل الأنبياء ... وقتل النبي أعظم ذنباً ومصيبةً؛[1].
    مصيبت و گناه قتل حسين بن على از قتل انبياى الهى بالاتر نيست ... و قتل پيامبر بزرگ‏ترين گناه و مصيبت است.
    وی در جای دیگر می گوید:
    «...لكن قتله ليس بأعظم من قتل من هو أفضل منه من النبيين والسابقين الأولين ومن قتل في حرب مسيلمة وكشهداء أحد والذين قتلوا ببئر معونة
    ...لکن کشته شدن حسین«علیه السلام» بزرگتر از کشته شدن کسانی که افضل از او بودند - همچون انبیاء و کسانی که سابق در اسلام بودند! وکسانی که در جنگ با مسیلمة!! ودر جنگ احد! ودر بئر معونه!کشته شدند- نمی باشد!!!!!!!!!!.
    «یعنی مقام ومنزلت این شهدا،در نزد این مرد کور عنود ازمقام ومنزلت امام حسین «علیه السلام»که سیدا شباب اهل الجنة است بالاتر است و مصیبت شهادت آنها بالاتر از مصیبت شهادت آن حضرت است واین بسی مایۀ تعجب است».

    [1]. منهاج السنه،ج4ص505.موسسة قرطبة
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۲:۰۷
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620




    وكقتل عثمان وقتل على لا سيما والذين قتلوه أباه عليا كانوا يعتقدونه كافرا مرتدا وإن قتله من أعظم القربات بخلاف الذين قتلوا الحسين فإنهم لم يكونوا يعتقدون كفره وكان كثير منهم أو أكثرهم يكرهون قتله ويرونه ذنبا عظيما لكن قتلوه لغرضهم كما يقتل الناس بعضهم بعضا على الملك!!!!!. [1]


    همچنین کشته شدن حسین«علیه السلام»بزرگتر از کشته شدن عثمان!! وعلی«علیه السلام»نمی باشد.
    مخصوصا از این جهت که کسانی که علی«علیه السلام» را کشتند معتقد بودند او کافر و مرتد است«تعوذبالله»و کشتن او از اعظم قربات به خداوند است به خلاف حسین«علیه السلام»که مردم اعتقادی به کفر«نعوذبالله»او نداشتند«واعجبا از این همه عناد و هتاکی» و کثیری از آنها بلکه اکثرشان از کشتن او کراهت داشتند و آن را گناهی بزرگ می شمردند ولیکن حسین«علیه السلام» را کشتند به خاطر غرضی؟؟؟؟ همچنان که برخی از مردم برخی دیگر را می کشند بخاطر ملک «و حکومت و امور دنیا»!!!!!!!!!!!!!

    پس در نزد این مرد عنود شهادت امام حسین«علیه السلام»آنچنان امر مهمی نبوده وکشتن او به خاطر دنیا طلبی امام حسین«معاذالله» بوده است.چون دنیای امام حسین«علیه السلام»بادنیای آنها تعارض نمود و آنها به ناچار او را کشتند.به همین راحتی».


    [1].همان،ص560
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۲:۱۲
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 13 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    جلوه‏اى از حقايق‏

    همان گونه كه گذشت، مدعيان عرفان و تصوّف گرايان به گونه ای به مبارزه با حادثۀ عاشورا پرداخته ‏اند. عبدالقادر گيلانى شیخ طریقت قادریةكه مبتكر اين شيوه است، نزد اهل تسنن بسيار گرامى به شمار مى ‏رود. با اين وجود هيچ گاه حقيقت مخفى نمانده و حقايق بر قلم و گفتار برخى از علماى اهل سنت جارى شده و اين شيوه مبارزه كردن را رد كرده ‏اند.

    ابوالفرج عبد الرحمن بن علی الجوزى «م:597» كه از دانشمندان بزرگ عامه است، در اين باره مى‏ نويسد:
    «باب في ذكر عاشوراء:
    قد تمذهب قوم من الجهال بمذهب أهل السنة، فقصدوا غيظ الرافضة، فوضعوا أحاديث في فضل عاشوراء، ونحن برآء من الفريقين»[1]
    اين كارها را (يعنى برگزارى جشن و مجالس سرور و شادى در ايام عاشورا) گروهى از ناصبيان انجام مى ‏دهند تا به واسطه اين اعمال شيعيان را آزار دهند.
    حتّى آنها براى اين كارها احاديثى جعل مى ‏كنند. ما از هر دو گروه (يعنى هم گروه نخست كه عزاداران باشند و هم گروه دوم كه مجالس سرور در روز عاشورا برپا مى ‏كنند) اعلام بى ‏زارى مى ‏كنيم.

    مناوى كه يكى ديگر از دانشمندان سنى است، در ردّ اين ديدگاه به نقل از مجدالدين فيروزآبادى (صاحب قاموس) مى ‏نويسد:
    «ما يروى في فضل صوم يوم عاشوراء والصلاة فيه والانفاق والخضاب والأدهان والإكتحال، بدعة ابتدعها قتلة الحسين رضي اللَّه عنه. وفي القنية للحنفية الإكتحال يوم عاشوراء لما صار علامة لبغض أهل البيت وجب تركه»[2]؛
    آن چه كه در فضيلت روزه روز عاشورا و نماز، انفاق، خضاب كردن، روغن زدن و سرمه كشيدن در آن روز بيان شده است، بدعتى است از بدعت‏هاى قاتلين امام حسين«رضى اللَّه عنه»ودر کتاب قنیه آمده: سرمه كشيدن در روز عاشوراچون نشانه‏ اى است بر دشمنى با اهل بيت«عليهم السلام» واجب است ترک شود.

    اينان كسانى را كه معتقدند روز عاشورا عيد است و درباره آزردن اهل بيت و شيعيانشان حديث جعل كرده ‏اند، به عنوان «نواصب» و دشمنان اهل بيت عليهم السلام خوانده ‏اند.



    [1]. الموضوعات، لابن الجوزي: 2/ 199.

    [2]
    . فيض القدير: 6/ 306. دار الكتب العلمية بيروت - لبنان الطبعة الاولى 1415 ه - 1994 م
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۹:۱۵
    تلاش‏هاى نافرجام براى فراموشى حادثۀ کربلا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود