جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مختار چند تا زن داشت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    مختار چند تا زن داشت؟




    مختار چند تا زن داشت؟ چرا ؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام
    آنچه بنده یافتم از زنان مختار



    زمانی که مصعب اسیران را به قتل رساند، زنان مختار را احضار کرده و به ام ثابت، دختر سمرة بن جندب گفت: عقیده ات درباره ی مختار چیست؟
    ام ثابت گفت: من چنان می گویم که تو درباره ی او می گویی.
    مصعب او را آزاد کرد. عمره، دختر نعمان بن بشیر انصاری را گفت: تو چه می گویی؟

    عمره گفت: خدا او را رحمت کند، او بنده ی صالح خدا بود. 1
    مصعب او را به زندان انداخت و به برادر خود عبدالله بن زبیر نامه نوشت که این زن را عقیده بر آن است که مختار پیامبر بوده است.
    عبدالله در جواب نوشت: او را بکش. پس یکی از ماموران مصعب، عمره را با سه ضربه به قتل رساند، در حالی که او فریاد می زد و می گفت: یا ابتاه. آنگاه مصعب امر کرد دست های مختار را جدا کرده و با میخ به دیوار مسجد کوبیدند و هم چنان باقی بود تا این که حجاج آمد و به آن دست ها نگاه کرد و از آن پرسش نمود. به او گفتند که دستان مختار است، پس دستور داد آن ها را از دیوار جدا کرده به پایین آوردند.
    2

    1) کامل، ابن اثیر، ج 2، ص 274



    (2 همان، ج 4، ص 275.

    ***************************

    مصعب، مختار را كشت و زنان او را آورده وگفت بايد از مختار بيزاري بجوييد. همه آنان به استثناء دو نفر بيزاري جستند؛ ولي آن دو نفرگفتند: ما از مردي كه اعتقاد به خدا داشت، روزه مي گرفت، نماز شب مي خواند، خونش را در راه خدا و رسول او وكشتن قاتلين فرزند رسول خدا و پيروانش ريخت و قلبهايي را خنك كرد، بيزاري نمي جوييم. مصعب نامه اي به عبدالله ابن زبير نوشت و حرف آن دو زن را منعكس نمود. عبدالله پاسخ داد كه اگر از عقيده خود برگشتند، آزادند و اگر برنگشتند آنها را بكش. مصعب آنان را در مقابل برق شمشير قرار داد. يكي از آنها بيزاري جست؛ ولي ديگري حاضر به بيزاري نگرديد و گفت: شهادت نصيب من است و من آن را رها نمي كنم. مي دانم كه كشته مي شوم، و پس از آن به بهشت مي روم و نزد رسول خدا و اهل بيتش شرفياب مي شوم. به خدا سوگند! من فرزند هند را قبول نمي كنم و علي را ترك نمي نمايم... بار الها! گواه باش كه من پيرو پيغمبر تو و فرزند دختر او و اهل بيت و از شيعيان او هستم. مصعب او را احضاركرده و به قتل صب، او را شهيد نمود.( 1)

    1-شيعه و زمام داران خودسر، صص 186 - .187
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۱۵ در ساعت ۰۱:۵۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 8


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۴:۰۹ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود