صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راه رسیدن به خدا و تهذیب نفس

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    مطلب راه رسیدن به خدا و تهذیب نفس




    نکته هاي اخلاقي از کلام امام راحل

    مثل قلب مثل طائری است که دائماً از شاخه ای به شاخه ای پرواز می کند، مادامی که درخت آرزوی دنيا و حبّ آن در قلب برپاست، طائر قلب بر شاخه های آن متعلق است و اگر به رياضات و مجاهدات و تفکر در عواقب و معايب آن و تدبّر در آيات و اخبار و حالات اوليای خدا قطع اين درخت را نمود قلب ساکن و مطمئن می شوبه کمالات نفسانيه که از آن جمله حصول حضور قلب به همه مراتب آن است ممکن است بشودد و موفق .(1)
    يکی از مسائلی که توجه به در همه عبادات ضروری است، داشتن حضور قلب و مراعات آن است. علمای اخلاق به اين نکته اشاره فرموده اند که حضور قلب در نماز (به عنوان يکی از ارکان قبولی) ابتداء به دو طريق حاصل می شود:

    اول : فراغت وقت

    و اين امر زمانی حاصل می شود که سالک اوقاتش را تقسيم نموده و برنامه ريزی وقتی داشته باشد. پس هرگاه امور خود را بر روی نظم قرار دهد و در بين تقسيم اوقات، وقت نماز را هميشه در اول قرار دهد و به گونه ای عمل کند که موقع نماز از لحاظ وقت در فراغت باشد در اين صورت تا اندازه ای حضور قلب حاصل می شود. پس اگر نماز را در آخر وقت بجا آورد، خوف قضا شدن دارد. بنابراين حضور قلب بدست نمی آيد و اگر در بين وقت انجام دهد در فکر دنيا و کارهای دنيايی خواهد بود و در اين صورت هم فراغت حاصل نمی شود.

    ویرایش توسط سایه خورشید : ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۴:۲۱ دلیل: فونت

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    یکی از راهایی که میتونیم حضور قلب در نماز رو بدست بیاریم اینه که
    هرکاری خواستیم بکنیم اول ببینیم آیا رضایت خدا در این کار هست یا نه اگه دیدیم خدا این کار رو دوست داره نیت قربت بگیریم و آن کار رو انجام بدیم اگه فرد در طول روز مراقب کارهاش باشه و به این توجه داشته باشه که خدا داره میبیندش(ان الله بصیر بالعباد)این باعث میشه که توی نماز هم حواسش به خدا باشه ولی اگه در طول روز همش به چیزهای متفرق فکر کنه این باعث میشه توی نمازهم همش فکر و ذهنش مشغول اون افعال باشه
    هرچیزی بیشتر ذهن ما رو به خودش مشغول کنه همون چیز باعث میشه خیلی از حضور قلب هامون رو از دست بدیم


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    بايد ذهن را از افكار آشفته و پراكنده و جسم را از خوردنيهاي شبه ناك و حرام دور نگاه داشت.

    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    من احساس می کنم قدم اول برای همه اینها این است که ما عاشق خدا باشیم .اگه عاشق خدا باشیم بقیه ی مراحل هم خودشون به مراتب جور میشن . باید خدا رو بشناسیم تا بتونیم عاشقش بشیم . اون موقع هست که تشنه میشیم . بعد که تشنه شدیم خودشون همه چیز رو برامون درست می کنن. باید تشنه شد ............


  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    خود سازی از نگاه امام خمینی و جمعی از عرفا


    در تعریف علمای اخلاق و عارفان بالله، خودسازی عبارت است از شناخت نفس، به طوری که انسان در این شناخت، بتواند خود را از حیوانیت و صفات و ملکات آن رهانیده و به عالم نور و انسانیت داخل کند. پس به طورکلی شامل دو مرحله می‌شود:
    اول: دفع رذایل و صفات زشت اخلاقی که از آن تعبیر به تخلیه می‌شود دوم: آراسته شدن به صفات نیک اخلاقی و فضایل پسندیده انسانی که از آن به عنوان تحلیه یاد می‌شود.
    اینک باید بدانیم منظور از شناخت نفس چیست که در کلمات ائمه از آن به انفع‌المعارف یاد شده است؟ آیا همین‌که انسان گرسنه شد و دانست که باید در پی غذا رود تا گرسنگی خود را رفع کند و یا تشنه شد و فهمید که باید در پی آب باشد و یا برای سلامتی خود در پی دکتر و یا برای دفع غضب خود در پی انتقام باشد، برای نفس‌شناسی کافی است و آیا حقیقتاً می‌توان گفت کسی که به دنبال علم آن رفته و فهمیده است که برای این مخلوق الهی یعنی انسان غیر از این جسم خاکی، روحی ملکوتی است که ماندگار و پاینده می‌باشد به شناخت نفس دست یافته. با تتبّع و گشت و گذار در آثار علمای این علم که حقیقتاً به معرفتی از آن دست یافته‌اند معلوم می‌شود که در نظر ایشان شناخت نفس چیز دیگری است.
    ادامه دارد ....

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    مرحوم عالم عامل حاج ملااحمد نراقی (قدس سره) در اوایل کتاب معراج‌السعاده در این باب چنین می‌فرمایند:
    «و اما شناختن خود، موجب شوق در تحصیل کمالات و صفات عالیه و تهذیب اخلاق و باعث دفع رذایل می‌شود و آن به این علت است که چون آدمی حقیقت و جوهرة وجود خود را شناخت و دانست که ذات او چیزی است از عالم ملکوت که به این عالم جسمانی آمده به این فکر افتد که چنین جوهر شریفی را عبث و بیهوده به این عالم نفرستاده‌اند بدین سبب به تحصیل فوائد تعلق نفس به بدن برمی‌آید و اما شناختن نفس نه به این معناست که گوئی خود را شناخته‌ام و به حقیقت خود رسیده‌ام در حالی که شناخت تو از خود، چیزی جز سر و روی و چشم و گوش و پوست و گوشت نباشد و از باطن خود فقط همین شناسی که چون گرسنه شوی در پی غذا روی و چون تشنه شوی در پی آب و چون خشمناک شوی در صدد انتقام برآیی و غیره و این شناخت نفس نباشد و به این شناختن کلید سعادت را نشاید که در این شناخت تو با حیوانات برابری و از چه روی خدا تو را بر دیگر مخلوقاتش برتری بخشید و فرمود: و فَضَّلْنا هُم عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقْنا تَفْضیلاً»

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    .....ادامه

    حال که فهمیدیم شناخت نفس چیزی فراتر از شناخت مادیات بدن است، باید بدانیم منظور از آن چیست و ما در این نوشتار در پی آن هستیم که چگونه می‌توان به معرفت نفس دست یافت و مراحل و روش‌های آن را درک کرد. حضرت امام خمینی در بیان اجمالی شناخت نفس می‌فرمایند: «بدانکه انسان اعجوبه‌ای است دارای دو نشئه و دو عالم: نشئه ظاهرة ملکیه دنیویه که آن بدن او است و نشئه باطنة غیبیة ملکوتیه که از عالم دیگر است و نفس او، که از عالم غیب و ملکوت است، دارای مقامات و درجاتی است که به طریق کلی گاهی تقسیم کرده‌اند آنرا به هفت قسمت، و گاهی به چهار قسمت و گاهی به سه قسمت و گاهی به دو قسمت و از برای هر یک از مقامات و درجات آن جنودی است رحمانی و عقلانی که آن را جذب به ملکوت اعلی و دعوت به سعادت می‌کنند و جنودی است شیطانی و جهلانی که آن را جذب به ملکوت سفلی و دعوت به شقاوت می‌کنند و همیشه بین این دو لشکر جدال و نزاع است و انسان میدان جنگ این دو طایفه است. اگر جنود رحمانی غالب شد انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلک ملائکه منخرط، و در زمرة انبیا و اولیا و صالحین محشور است، و اگر جنود شیطانی و لشکر جهل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است و در زمرة شیاطین و کفار و محرومین محشور است»
    .......ادامه دارد


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    .....ادامه

    از این رو، حضرت امام خمینی (سلام‌الله علیه) در کلمات و بیانات و سفارشات خود بارها و بارها سفارش به اصلاح نفس و تزکیه نموده و مؤمنین را به آن طریق راهنمائی فرموده‌اند از آنجمله در شرح حدیث جنود عقل و جهل فرمود:
    «باید دانست اگر انسان از خود غفلت کند و درصدد اصلاح نفس و تزکیة آن بر نیاید و نفس را سرخود بار آورد هر روز، بلکه هر ساعت بر حجابهای آن افزوده شود و از پس هر حجابی، حجابی بلکه حجبی برای او پیدا شود تا آنجا که نور فطرت بکلی خاموش و منطفی شود و از محبت الهیه در آن اثری و خبری باقی نماند بلکه از حقتعالی و آنچه به او مربوط است... متنفر گردد و ریشه عداوت حق ـ جلّ و علا و مقربان درگاه مقدس او در قلبش محکم و مستحکم گردد تا آنجا که به کلی درهای سعادت بر او بسته شود و راه آشتی با حقتعالی و شفعاء ـ علیهم‌السلام‌ ـ منسدّ گردد و مخلّد در ارض طبیعت گردد که باطن آن در عالم دیگر جلوه کند و آن خلود در عذاب جهنم است»3
    باید دانست، معرفت نفس، راهی است برای معرفت رب به این معنا که از طریق شناخت نفس می‌توان خدا را شناخت و به حقیقت دست یافت. بنابراین توضیحات و تفصیلات ما این علم را به نحوی و با موضوعی خاص از علوم دیگر جدا ساختیم زیرا علمای فن برای تمایز علوم از یکدیگر، برای هر علمی موضوعی تعیین کرده‌اند و علت طبقه‌بندی علوم را یکی شناخت علوم و دیگری سهولت در امر تعلیم و آموزش عنوان کرده‌اند. بر اساس تئوری و مدل ارسطو در تقسیم‌بندی علوم، علم اخلاق که مشتمل است بر بایدها و نبایدهای زندگی، در قسمت حکمت عملی قرار گرفته، بی‌آنکه او بخواهد در این زمینه بر تزکیه‌ن
    و خودسازی تأکید کند. سخن در باب اینکه بخواهیم بدانیم این علم جزو کدام دسته از علوم قرار می‌گیرد به درازا می‌کشد و نیز برای بحث در این رابطه فایده‌ای مترتب نیست پس بهتر است بگذریم و صحبت را به وقتی دیگر موکول کنیم.
    ادامه دارد......

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    حال می‌خواهیم بدانیم جایگاه خودسازی در اسلام چیست و این علم در چه مرتبه و پایه‌ای قرار می‌گیرد. این مطلب را تحت عنوان حدیثی از امام کاظم بیان می‌کنیم: عن ابی الحسن موسی(ع) قال: دَخَل رَسول‌الله(ص) المَسجِدَ فَاذِاً جَماعَة قَد اَطافُوا بِرَجُلٍ. فقال: ماهذا؟ فقیل: علّامه. فقال: وَ ماالعلاّمه؟ فقالوا له: اَعْلَمُ النّاس بانِسابِ العَرب و قائمِها و ایّام الجاهِلیة و الأشعار العَرَبیّه. قال: فقال النبی صلی‌الله علیه و آله: ذاکَ علمٌ لایضُرُّ من جهله و لاینفَع من عَلِمه ثم قال النبی(ص): انما العِلْمُ ثَلاثه: آیةٌ مُحکمَه؛ او فریضة عادِلَه، او سُنَّة قائمه و ما خَلا هُنَّ فَهُو فَضلٌ. 4
    ترجمه امام موسی بن جعفر فرمود: پیغمبر به مسجدی داخل شد جماعتی را مشاهده فرمود که اطراف مردی دور می‌زنند فرمود: این چیست؟ گفته شد: علامه است. فرمود علامه چیست؟ گفتند به او داناترین مردم به انسان عرب و وقایع آن و روزگار جاهلیت و اشعار عربی است. پیغمبر فرمود: این علمی است که از ندانستن او ضرر و زیانی نرسد و از دانستن آن فایده‌ای همانا علم در سه چیز است: آیه محکمه، فریضة عادله، سنت قائمه و غیر از اینها زیادت است»

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    حضرت امام خمینی در شرح این حدیث در بیان آن سه علم فرموده‌اند:
    «آیه محکمه عبارت است از علوم عقلیه و عقاید حقه و معارف الهیه و فریضه عادله عبارت است از علم اخلاق و تصفیة قلوب و سنت قائمه عبارت است از علم ظاهر و علوم آداب قالبیه... و اما دلیل بر آنکه فریضة عادله راجع به علم اخلاق است توصیف فریضه است به عادله. زیرا که خُلق حَسَن، چنانچه در آن علم مقرّر است، خروج از حد افراط و تفریط است و هر یک از دو طرف افراط و تفریط مذموم و عدالت که حد وسط و تعدیل بین آنهاست، مستحسن است... پس عادله بودن فریضه دلالت کند بر آنکه آن منطبق بر علم اخلاق است»5
    پس، از این حدیث و احادیث دیگر جایگاه علم اخلاق و جویندگان این علم مشخص می‌شود. کما قال رسول‌الله(ص): مَن سَلَک طَریقاً یَطلبُ فیه عِلماً سَلَکَ الله به طریقاً اِلی الجَنَّة6 خلاصه کلام آنکه؛ این علم از علوم پایه‌ای اسلامی است که برای رسیدن به حقایق علوم دیگر باید آن را آموخت و عمل کرد تا به معنای و یُزَکّیهِم و یُعَلِّمُهُم الکِتابَ والحِکْمَةَ7 دست یافت در پایان این مقدمه اشاره‌ای می‌کنم به کلام عارف ربانی آیت‌الله میرزا جواد ملکی تبریزی در رساله لقاء الله ایشان می فرماید:


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۱۰, ۲۳:۰۵ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود