جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سند میخواهم درباره نفرین مردم کوفه بوسیله امام حسین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    چند سند میخواهم درباره نفرین مردم کوفه بوسیله امام حسین




    چند سند میخواهم درباره نفرین امام حسین به مردم کوفه، که در آن امام حسین فرمود خداوند شما را به مختار مبتلا کند. لطفا سندها از کتابهای قدیمی باشد.

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام .

    هنگام اعزام حضرت على اكبر به ميدان جنگ و در موقع شهادتش حسين بن على عليه السلام دو نفرين عمومى خطاب به لشكريان كوفه و يك نفرين خصوصى ، خطاب به عمر سعد ايراد نموده اند؛ بدين توضيح كه هنگام ميدان رفتن على بن الحسين ، پدر ارجمندش در حالى كه سيل اشك از چشمانش جارى مى شد، محاسن مبارك را به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت :
    اللهم اشهد على هولاء فقد برز اليهم اشبه الناس برسولك محمد صلى الله عليه و آله خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشقنا الى رؤ ية نبيك نظرنا اليه .
    (بارالها بر اين مردم گواه باش ، جوانى كه در صورت و سيرت و گفتار شبيه ترين مردم به پيغمبرت (درود خدا بر او و خاندانش باد) بود، به جنگ آنان رفت ؛ پرودگارا ما هرگاه به ديدن پيامبرت مشتاق مى شديم به اين جوان نگاه مى كرديم ).
    آنگاه چنين نفرين نمود:
    - اللهم فامنعهم بركات الارض ، و فرقهم تفريقا، و مزقهم تمزيقا، واجعلهم قددا، و لا ترض الولاة عنهم ابدا، فانهم دعونا لينصرونا ثم علينا يقاتلونا... .
    (خدايا! اين مردم (ستمگر) را از بركات زمين محروم و به تفرقه و پراكندگى ، مبتلا بگردان . صلح و سازش از ميان آنان و فرمانروايانشان بردار كه ما را با وعده يارى و نصرت ، دعوت نمودند، سپس به جنگ با ما برخاستند...).
    و آنگاه كه حضرت على اكبر خواست از خيمه ها جدا شود، امام عليه السلام بر عمر سعد بانگ زده و چنين نفرين نمود:
    - مالك ؟ قطع الله رحمك كما قطعت رحمى كما قطعت رحمى ، و لم تحفظ قرابتى من رسول الله صلى الله عليه و آله ، و سلط عليك من يذبحك على فراشك .(161)
    (تو را چه شده است ؟
    خدا رحم و قرابت تو را قطع كند (و در ميان قوم و خويشت ، منفور و مطرود گردى ) همانگونه كه تو قرابت و خويشاوندى مرا قطع نموده و حرمت قرابت مرا با پيامبر صلى الله عليه و آله حفظ نكردى و خداوند كسى را بر تو مسلط گرداند كه در ميان رختخوابت سر از تنت جدا كند)
    .
    چون در بالين فرزند عزيزش نشست ، چنين گفت :
    - قتل الله قوما قتلوك ! يا بنى ما اجراهم على الله و على انتهاك حرمة رسول الله ، على الدنيا بعدك العفا .(162)
    (خدا بكشد مردم ستمگرى را كه تو را كشتند، فرزندم ! اينها چقدر به خدا و هتك حرمت رسول او جرى شده اند، پس از تو خاك بر سر دنيا!).
    - بعد لقوم قتلوك ، و من خصمهم يوم القيامة فيك جدك و ابوك .(163)
    (دور باد از رحمت خدا گروهى كه تو را به قتل رسانيدند و در روز رستاخيز دشمن آنان جدت و پدرت باد).
    اين نفرين را امام عليه السلام در بالين حضرت (قاسم بن حسن )، آنگاه كه با بدن قطعه - قطعه ، به روى خاك افتاده بود، ايراد نموده است . پيكر فرزند برادرش را به سوى خيمه ها حمل نمود و در ميان خيمه شهدا و در كنار جنازه فرزندش على اكبر قرار داده ،
    سپس اين چنين نفرين نمود:
    - اللهم احصهم عددا، و لا تغادر منهم احدا، و لا تغفر لهم ابدا .(164)
    (خدايا! همه آنان را گرفتار بلا و عذاب خويش بگردان و كسى را از آنان باقى نگذار و هيچگاه مشمول مغفرت خويش قرار مده ).
    نفرينهاى شخصى
    - مالك ! ذبحك الله على فراشك سريعا عاجلا، و لا غفرلك يوم حشرك و نشرك ، فوالله انى لارجو ان لا تاكل من بر العراق الا يسيرا .(165)
    امام عليه السلام قبل از شب عاشورا پيشنهاد ملاقات با (عمرسعد) نمود و اين ملاقات با تشريفاتى انجام پذيرفت و آن حضرت ، عمر سعد را موعظه و نصيحت نمود كه در بخش اتمام حجت خصوصى ، اشاره نموديم و در پايان چون امام عليه السلام سكوت عمر بن سعد را مشاهده نمود از وى روى گرداند و چنين فرمود: (مالك ذبحك الله على فراشك ...).
    (فرزند سعد! چرا اين قدر در راه شيطان پافشارى مى كنى ؟! خدا هر چه زودتر در ميان رختخوابت تو را بكشد و در قيامت گناه تو را نبخشد، اميدوارم كه از گندم عراق نخورى مگر به اندازه كم ( يعنى عمرت كوتاه باد)).
    - (اللهم حزه الى النار).(166)
    (خدايا! او را به سوى آتش بكش ).
    هنگام نزديك شدن عده اى از لشكريان به خيمه ها، مردم به نام (عبد الله بن حوزه ) جلو آمد و با صداى بلند گفت : (اءفيكم حسين ؟؛ آيا حسين بن در ميان شماست ؟). يكى از ياران آن حضرت در حالى كه به امام اشاره مى نمود، گفت : اين است حسين ، چه مى خواهى ؟
    او به امام گفت : (ابشر باالنار!!، بر تو باد مژده آتش !!).
    امام پاسخ داد دروغ مى گويى ، من به سوى خداى كريم و بخشنده و مطاع مى روم ، تو كيستى ؟
    گفت : (ابن حوزه ). در اينجا بود كه امام عليه السلام او را نفرين نمود: (اللهم حزه الى النار).
    (خدايا! او را به سوى آتش بكش ).
    (ابن حوزه ) از نفرين امام خشمناك شده و بر اسب خويش سوار گرديد و بر آن تازيانه زد، اسب به سرعت حركت نمود و ابن حوزه در اثر سرعت اسب ، به زمين افتاد ولى پايش در ركاب ، گير كرد، اسب رم نمود و او را به اين طرف و آن طرف كشاند و بالاخره به سوى خندقى كه در آن آتش روشن شده بود، كشاند و بدن مجروح و نيمه جان ابن حوزه به گودال افتاد و در ميان آتش سوخت امام با ديدن اين جريان ، سر به سجده نهاد و براى استجابت نفرينش ، سجده شكر به جاى آورد.(167)
    - اللهم اقتله عطشا، و لا تغفر له ابدا .(168)
    (خدايا! او را با تشنگى بميران و هيچگاه نيامرز).
    يكى از لشكريان عمر به نام (عبدالله بن حصين ازدى ) با صداى بلند خطاب به حسين بن على عليه السلام چنين گفت : (يا حسين ! اين آب فرات را مى بينى كه همانند آسمان سبز و شفاف است ، ولى به خدا نخواهيم گذاشت حتى يك قطره از آن به گلويت تا از تشنگى بميرى !!).
    در اينجا امام را نفرين كرد كه : (اللهم اقتله عطشا، و لا تغفر له ابدا).
    (بلاذرى (نقل مى كند كه (ابن حصين ) به مرض عطش ‍ مبتلا گرديد و هر چه آب مى خورد، سيراب نمى شد تا به هلاكت رسيد و بدينگونه نفرين امام درباره او مستجاب گرديد.
    الحمد لله الذى استجاب دعاء وليه على عدوه ، و جعلنا من اوليائه و شيعته .
    با پايان يافتن بخش پيام دعا و نفرين امام عليه السلام ، (پيام عاشورا) نيز به پايان مى رسد، ولى مطالب زيادى از جمله ادعيه و مناجات امام كه بخش زيبايى از پيامهاى فرزند رسول خدا را تشكيل مى دهد، به محل ديگر و مجموعه بزرگى موكول مى گردد.
    اين مجموعه در شب جمعه ، 15 شهر رجب المرجب 1417 مطابق با 9آذرماه 1375 صورت اختتام پذيرفت .
    پايان
    --------------------------------------
    پاورقى ها:
    161- مقتل مقرم / 257 - 258. خوارزمى /2 30 - 31. ارشاد 238. لهوف 238. لهوف / 99.و طبرى 6 / 256.
    162- مقتل خوارزمى 2 / 31.
    163- ارشاد مفيد / 239.
    164- مقتل مقرم / 265.
    165- مقتل خوارزمى 1 / 245.
    166- انساب الاشراف 3 / 191. مقتل خوارزمى 1 / 431 و كامل ابن اثير 4 / 27.
    167- مقتل خوارزمى 1 / 249. انساب الاشراف 3 / 191. كامل 4 / 27 و تاريخ ابن عساكر / 256.
    168- انساب الاشراف 3 / 181.

    از مدينه تا کربلا همراه با سيدالشهداء امام حسين عليه السلام

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...notepad&id=150

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۴:۵۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود