صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخگويي به پرسشهاي اخلاقي (چرا نباید برای همه دعا کنیم؟)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932

    پاسخگويي به پرسشهاي اخلاقي (چرا نباید برای همه دعا کنیم؟)




    من دختری 23 ساله هستم، دو هفته است که پسری به من ابراز علاقه کرده است و من امروز او را دیدم ... او به من دست زد ... من دختری خدا ترس و معتقد هستم و الان دارم از شدت گناه و عذاب وجدان دیوانه می شوم. از همین الان توبه کردم و استغفار گفتم ... و می شود راههای توبه به من بگوید و این کار من چه حکمی دارد؟ تو رو خدا بگین چیکار کنم که خدا منو ببخشه ... « نماز شب بخوانم ... روزه بگیرم ... چه کنم؟

    از این که پرسشگر خدا جویی با ما در ارتباط است خدا را شاکریم، و امیدواریم بتوانیم پاسخ گوی مناسبی برای حس اعتماد شما باشیم.

    «غفلت»
    پرسشگر گرامی بیان نداشته اید دو هفته ای قبل که این پسر به شما ابراز علاقه نموده است، واکنش شما به این درخواست چه بوده است و چه روش و منشی را در پیش گرفته اید؟ اما به نظر می رسد ایشان یک نوع چراغ سبزی را از شما دریافت کرده اند، و این چراغ سبز عاملی برای عبور ایشان از حدود عرفی و دینی شده است. اگر چه این فرد به جای عبور از خیابان به حریم عابر پیاده نیز تعدی نموده است. به هر صورت این اتفاق نامیمون رخُ داده است. باید درس مناسبی از این اتفاق برگیریم تا در زندگی اهل عبرت باشیم.
    چون گرفتى عبرت از گرگ دنى--- پس تو روبه نیستى شیر منى‏
    عاقل آن باشد که عبرت گیرد از--- مرگ یاران در بلاى محترز
    یک غفلت، بی توجهی عامل اصلی و مشکل ساز برای شما گشته است. از این رو همواره توجه داشته باشید که احساسات و نیازهای روحی و روانی را فرد باید با دور اندیشی هدایت و کنترل نماید، و الا در زندگی با مشکلات فراوانی بر خورد خواهد نمود.
    گوش را اکنون ز غفلت پاک کن--- استماع هجر آن غمناک کن‏

    «علاقه بود؟!»
    دختران که برخی مواقع کلمات، ادب و طرز رفتار پسران را نسبت به خود مشاهده می کنند، فریب این نوع دلنوازی ها را می خوردند؛ غافل از این که این نوع افراد برای رفع نیازهای خود به این دختران رو می آورند. در حال حاضر شما یک نمونه از این افراد را خود دیده اید. این به شما نشان می دهد که منظور از علاقه این پسر و امثال آنها چیست؟ گمان نکنید اینان فرهاد زمانه هستند و شما را شیرین پنداشته اند؟ بلکه آنها به دنبال شیرینی شهوات خود هستند و بس.
    عشقهایى کز پى رنگى بود--- عشق نبود عاقبت ننگى بود
    که از او اندر گریزى در خلا--- استعانت جویى از لطف خدا

    «عذاب وجدان»
    چون ز بند دام باد او شکست---نفس لوامه بر او یابید دست‏
    این ملامت گری حکایت از روح حیاء و عفت در شما دارد، که از این جهت شایسته و بایسته است به شما تبریک بگوئیم. این که بلافاصله از اتفاق افتاده ناراحت شده اید این ملاک و نشانی خوبی برای عفت و پاکی شما دارد. اما عذاب وجدان و یا نفس لوامه که شما را به ملامت گری کشانده است، اگر تا حدی باشد که شما را از تکرار بی احتیاطی دور گرداند لازم و نشان از سلامت روح شما دارد. اما اگر بیش از حد بخواهید خود را سرزنش کنید، نه تنها این کار پسندیده نیست، و هیچ فایده ی بر آن مترتب نیست، بلکه نامطلوب است و شما را از زندگی الهی دور می گرداند. در ضمن مقداری زمان لازم است، تا حال و هوای شما از اتفاق افتاده فاصله بگیرد. از نوشته ای شما بر می آید که احتمال این اتفاق و آن هم به این صورت را اصلاً نمی دادید؛ بنابراین باید جهت توجه خود را به این سمت هدایت کنید، و درس بگیرید که دیگر با رفتار خود امکان اعمال این گونه را نسبت به خود اصلاً اجازه ندهید، و اگر ایشان بدون رضایت شما به این کار اقدام کرده اند از این جهت چیزی بر گردن شما نیست.

    «توبه ی شما»
    لازم نیست برای توبه روزه بگیرید یا نماز شب بخوانید. اگر چه نماز شب برای اهل ایمان و برای بندگان خدا لازم است. همین مقدار که از کار پیش آمده در دل خود احساس پشیمانی می کنید، و عزم خود را جزم کرده اید که دیگر با احتیاط قدم بردارید و متانت خود را حفظ کنید، توبه در حق شما تحقق یافته است و شامل این آیه ی شریفه می شوید: «قل یا عبادی الـّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله انّ الله یغفر الذنوب جمیعاً انّه هو الغفور الرّحیم، بگو ای بندگان من که اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند ناامید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (سوره زمر/ آیه 53)
    من غریبم از بیابان آمدم--- بر امید لطف سلطان آمدم
    بوی لطف او بیابانها گرفت--- ذره های ریگ هم جانها گرفت
    خدا وعده ی بخشش به همگان داده است از جمله به شما. بنابراین خود را ببخشید و با عزمی جزم به سمت خدا حرکت کنید، و خدا را شکر کنید که شما را آگاه گردانید، و پرده از حقیقت درخواست این جوان غوطه ور در شهوت برداشت. یادمان باشد اهل دنیا رفتار و گفتارشان این گونه است، و اهل آخرت اهل غیرت و انسانیت اند.

    حدیث پایانی:
    امام علی -علیه السلام- می فرماید:
    «سزاوار است که خردمند از مستی ثروت ومستی قدرت ومستی دانش ومستی ستایش ومستی جوانی پرهیز کند ؛ زیرا هر یک از این مستیها بادهای پلیدی دارد که عقل را می رباید و وقار را از بین می برد».( میزان الحکمه/ج 5/ ص 332 )

    سید مصطفی علم خواه
    ویرایش توسط سادات : ۱۳۹۱/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۹:۳۶
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  2. صلوات ها 28


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    چیکار کنم که امید و حوصله زندگی کردن پیدا کنم؟ دعا، نماز، ذکر، قرآن می خونم ولى امیدم برنمیگرده؟
    با سلام به پرسشگر گرامی. از این که به ما اعتماد نموده و سوال خود را با ما در میان گذاشته اید از شما متشکریم. امیدواریم پاسخ گوی مناسبی برای این اعتماد شما باشیم.

    «مدرسه ی زندگی»
    اگر به جهان پیرامون خود نگاه کنیم، خواهیم دید دنیا مدرسه ی زندگی است. درس هایی می دهد که در کودکی، نوجوانی و جوانی از آن بی خبر بودیم. اما به مرور تجارب گرانقدری را به ما می آموزد و انتقال می دهد. اگر دقت کنیم، خواهیم دید دنیا محل فراز و نشیب است. اگر این مطلب را به خوبی درک کنیم، آن وقت است که احساس هایی همچون ناامیدی، غم و اندوه از صفحه ی زندگی بشر رَخت بر خواهد بست. منتهی ما توجهی به حقیقت دنیا نداریم.
    به این مثال دقت کنید: برخی تا لیوانی را که تا نصف در آن آب است می بینند، می گویند نصف این لیوان خالی است. عده ای دیگر می گویند نصف آن پُر است. افرادی نیز هستند به پُری لیوان دقت دارند و در آن هنگام از خالی بودن آن نیز غفلت نمی کنند. این اشخاص افراد واقع بینی هستند. نه منفی بافی می کنند و نه مُثبت اندیش و خیال باف هستند.



    که هر دوی این نگاه ها تک بُعدی است، اما قسم سوم واقع بین و واقع نگرانه است. با این توضیحات روشن می شود که ما نیز باید در دینا هم خوبی ها و ناخوشی ها، کودکی و پیری، سلامتی و بیماری و همه و همه چیز را با هم نگاه کنیم. در این صورت در زندگی امیدمان و انگیزهایمان واقعی، تنظیم و به اندازه می شود. نه بیش از اندازه اهل آرزو های طول و دراز می شویم و نه زانوی غم بغل می گیریم و راکد و نشسته می شویم.


    اگر ما نیز با دنیا آن طور که است و واقعیت دارد، نگاه کنیم و روبرو شویم بسیاری از ناامیدی ها و نگرانی ها، تبدیل به امید و آرامش می شود. آن وقت است که به آینده خوش بین خواهیم بود و با این دید امید در ما شکل می گیرد و اهل حرکت و تلاش خواهیم شد.
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    لازم است به برخی از ویژگی های دنیا و واقعیات آن اشاره کنیم:
    1.مشکلات در آن دائمی نیست. توجه به این مطلب در مشکلات توان افراد را افزایش می دهد. در این صورت در غم و اندوه آن آدمی چشم به راه گشایش است. این نگرش و توجه امید را به ارمغان می آورد، و پنجره ای جلوی دیدگان انسان می گشاید که همیشه در مشکلات می توان به آن چشم امید دوخت.
    گرم و سردش نو بهار زندگى است--- مایه‏ى صدق و یقین و بندگى است
    ز آن که زو بستان جانها زنده است--- این جواهر بحر دل آگنده است
    2. بیشتر اتفاقات در دنیا عام و فراگیر است، و یا لااقل عده زیادی را در بر می گیرد. به طور نمونه زلزله ای اتفاق بیافتد عده ای در آن جان خود را از دست می دهند. توجه به این مورد توان ما را در مشکلات بالا می برد. چرا که متوجه می شویم مشکلات فقط در خانه ی ما را نزده است، و فقط در کنار ما ننشسته است. این عمومیت و فراگیر بودن عاملی برای توان افزائی ما در زندگی و مشکلات است، که در ضمن آن امید و حرکت در ما شکل می گیرد.
    3. دنیا همان طور که خود محدود است، مشکلات آن نیز همین گونه است. توجه به فانی بودن و امید به جهان باقی نیز خود امید را در انسان پرفروغ می سازد و شعله ای خاموش امید را به روشنائی می کشاند.
    در مسائل زندگی گام هایی لازم است به ترتیب برداریم تا به نتیجه ی مطلوب برسیم.

    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932




    «گام اول»
    در هر اتفاقی به نظر می رسد گام اول باید علت شناسی آن موضوع و مسئله باشد. در غیر این صورت به راهکار عملی، نظری دقیق و کارشناسانه نخواهیم رسید. از این رو لازم است که اطلاعات بیشتری در مورد شما پرسشگر گرامی داشته باشیم. از این رو در صورت تمایل اطلاعات دقیق تری برای ما ارسال کنید، تا پاسخ دقیق تری ارائه دهیم.
    چرا که ناامیدی و کم حوصله گی علل گوناگونی می تواند داشته باشد و هر کدام از آنها نیز شیوه ای خاص خود را می طلبد.
    به طور مثال باید بدانیم این مسئله از چه موقعی در شما پدید آمده و منشأ آن چیست؟ آیا مشکل مالی دارید؟ یا در غربت زندگی می کنید؟ یا در سن و سال کهنسالی به سر می برید و به خاطر برخی مسائلی هم چون کم شدن توان و انرژی در این سنین امید و حرکت در زندگی شما کم رنگ شده است؟
    مسئله ی شما به هر صورتی که باشد با اندیشه و فکر بر روی مطالب ذکر شده بسیار می تواند مفید فائده باشد.


    «گام دوم»
    بعد از علت شناسی، قدم بعدی اصلاح نگرش در افراد است. چرا که بین نگرش و احساساتی همچون امید و تلاش رابطه ی مستقیمی وجود دارد. منظور از نگرش نوع دیدن خود، اطرافیان، و جهان هستی است. هنگامی افراد امید را از کف می دهند و رفتار هدفمند در زندگی ندارند، مطمئناًً پای یک فکر ناکارآمد در میان است، که باید آن فکر را شناسائی و اصلاح و تغییر داد. با تغییر آن است که افراد احساس مناسبی و واقع بینانه ای به خود و محیط پیرامون خود خواهند داشت.
    به نظر می رسد پرسشگر ما احساس و توان حرکت را در زندگی در خود نمی بیند، و یا از یک مسئله ای احساس نارضایتی دارد. به آن مسئله و اتفاقی که زندگی شما را مختل کرده است، برخورد واقع بینانه ای کنید. اگر آن عامل را می شود حذف کرد، با کمک گرفتن از دیگران و صبر آن علت را کنار بگذارید. آری صبر در زندگی هر فردی لازم و بلکه ناچار از آن است. از این رو امام علی -علیه السلام- فرمودند:«همانا دین داران را نشانه هایی است که با آنها شناخته می شوند : ... صبر و حوصله داشتن ...».( میزان الحکمه/ج 4/ ص 199).
    اگر آن مسئله یک امر طبیعی و لازمه ی زندگی است با آن برخوردی واقعی کنید. به طور مثال اگر با پیری این حالت در شما ایجاد شده است، با آن کنار بیاید و واقعیت آن را بپذیرید. آیات قرآن به دوران پیری اشاره نموده است«اللَّهُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ الْعَلیمُ الْقَدیر؛ خدا همان کسى است که شما را آفرید در حالى که ضعیف بودید سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشید و باز بعد از قوّت، ضعف و پیرى قرار داد او هر چه بخواهد مى‏آفریند، و دانا و تواناست»(روم/54).
    خود پذیرش دوران پیری و طبیعی بودن آن می تواند آرامش و امید را برای بزرگانی که این دوران را سپری می کنند، بسیار کار آمد باشد. در ضمن نگرش واقع بینانه در مسن سالی این می تواند باشد که فرد بپذیرد سنی را سپری نموده است، اما تجارب گران قدری را با خود دارد و دارای وقار و متانت و سنگینی است که در جوانی جای آن خامی بوده است.
    امام علی -علیه السلام- در این باره به خوبی اشاره فرموده اند:« وقار پیری، نزد من دوست داشتنی تر از خرّمی جوانی است».( میزان الحکمه/ج 6/ص 105)
    امام صادق -علیه السلام- نیز بیان جالبی دارند که اگر به آن دقت کنیم، ما نیز آن را تصدیق خواهیم کرد:«[در روزگاران گذشته ]موی [سر و ریش] مردم سفید نمی شد. ابراهیم - علیه السلام- موی سپیدی در محاسن خود دید، عرض کرد: پروردگارا! این چیست؟ خداوند فرمود : این وقار است. عرض کرد: پروردگارا! بر وقار من بیفزای». (میزان الحکمه/ج 6/ص 105)


    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    «راه کار دیگر»
    به خود تلقین کنید و باورتان را به این سمت جهت بدهید و خود را شبیه اهل امید و تلاش در آورید. در روایات این توصیه و راهکار عملی در مورد افرادی که بردبار نیستند به چشم می خورد «اگر بردبار نیستى، وانمود کن که بردبارى؛ زیرا کمتر کسى است که خود را شبیه گروهى کند و بزودى یکى از آنان نشود . (نهج البلاغة / حکمت 207). این روایات یک مطلب کلی را دارد به افراد متذکر می شود، و آن این که خود را به یک روشی آراستن و نزدیک نمودن انسان را به آن گونه در می آورد. در روایت دیگر اشاره ی وجود دارد و از آن می توان چنین نتیجه گرفت که بدون وادار کردن خود به کاری دست یافتن به آن را دور دست و دست نیافتنی معرفی می کند« کسى که خود را به بردبارى وادار نکند، بردبار نشود». (غرر الحکم / 4965)


    «افکار»
    از افکار مزاحم امید دوری کنید و اندیشه های واقع بینانه را در ذهن خود پرورش دهید. چرا که افکار منفی مزاحم رویش امید و حرکت هستند. تا هنگامی که خدا هست، یاری و توجه او وجود دارد. آری خدا با اهل تقوا است« وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقین؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است»(توبه/36). تا خدا هست و همه چیز در ید قدرت او است جای امید و حرکت فقط است، فقط.


    «عبادت»
    خدای متعال ریشه تمام امیدواری انسان است, راهکار رسیدن به این امیدواری نیز عبادت است. هر عبادتی اثری دارد. هر کس شناخت او از خدا و عبادت بهتر و بیشتر باشد، بهره ی بیشتری از طاعت می برد. اما باید دقت نمود که گاهی یک نگرش و فکر نادرست باعث می شود از طاعت آن طور که باید و شاید، بهره گیری نکینم.
    در ضمن حتماً همین دعا و نماز از نگرانی های بیشتر شما را دور نگه داشته است. اگر به مطالب بیان شده در قرآن در مورد دنیا و فانی بودن و از موقتی بودن آن دقت کنید و فکر کنید حتماً پر امیدتر و بانشاط تر زندگی را سپری خواهید کرد.


    حدیث پایانی:
    امام صادق -علیه السلام- می فرماید:« از دو خصلت بپرهیز: بیتابی و تنبلی؛ زیرا اگر بیتاب و کم حوصله باشی، بر حقّ شکیبایی نکنی و اگر سست و تنبل باشی، حقّی را نپردازى». (میزان الحکمه/ ج3 /ص 486)



    سید مصطفی علم خواه
    http://amoozeh.ir/1811470.htm






    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    موقع صبر در هنگام سختیها و مشکلات چه باید کرد؟ خودمان را با چه سرگرم کنیم که این سختی طاقتمان را طاق نیاورد؟ کلا چگونه صبر کنیم و صبر چیست؟


    برای اینکه در فراز و نشیب زندگی دارای آرامش همراه با تلاش باشیم و درون مان دائماً آماج طوفان ها نگردد، امور زیر بسیار لازم و توجه به آنان ضروری است:
    1.واقع گرایی: یکی از عوامل مهم در افزایش توان بردباری و یکی از مهارتهای لازم برای مقابله با فشارهای روانی، شناخت واقعیت های موجود درباره ی سختی های زندگی در دنیا است. از این رو باید بپذیریم که دنیا محل مشکلات و حوادث است. این پذیرش و این دید به دنیا انتظارات ما را تنظیم می کند. چرا که اگر دنیا را محلی برای رسیدن به خواسته هایمان بپنداریم، در صورت نرسیدن به آن کنترل خود را از دست می دهیم و به عصبانیت و خشم خود را پیوند می زنیم.
    بنابراین در ابتدا لازم است که شکل واقعی دنیا را بپذیریم. یکی از کلیدهای اصلی رضایت از زندگی و توان افزائی و صبر در این نگرش نهفته است. بنابراین توجه به این که دنیا خواستگاه مشکلات است، انسان را از جهت روانی آماده و صبر را در آدمی نهادینه می سازد.
    فکر آن باشد که بگشاید رهى--- راه آن باشد که پیش آید شهى‏
    بدانید که زندگی شما به عنوان یک واقعیت خارجی، آن قدر تلخ و گزنده نیست؛ آنچه آن را تحمل ناپذیر و بسیار تلخ جلوه می دهد، تصورات و انتظاراتی است که از دنیا و زندگی داریم و اکنون آنها را بر آورده شده نمی بینید و به همین جهت ناراضی و کم صبر می شویم.
    به این مثال دقت کنید: اگر در یک میهمانی یک لیوان چای داغ برای ما بیاورند، ما از این نوشیدنی انتظار یک نوشیدنی خُنک را نداریم و از این رو از داغ بودن آن، نالان و ناراحت نمی شویم؛ بلکه اگر آن را سرد بیابیم، معترض می شویم؛ چون انتظاری که از چای داریم، بر آورده نشده است. روایات فراوانی این مطلب را به ما گوش زد می کنند و این دید و بینش را می خواهند در ما نهادینه سازند، که انتظارات خود را نسبت به دنیا تغییر و واقعی کنید.
    پیامبر خدا-صل الله علیه و اله و سلم- می فرماید:«هر کس چیزی را طلب کند که آفریده نشده، خود را به زحمت انداخته و چیزی نصیب او نمی گردد».(جامع الخبار/ص517). در ادامه روایت حضرت آن چیزی را که خلق نشده و مردم به دنبال آن هستند را بیان می کند و آن را«راحتی در دنیا»بر می شمارند.
    خداوند متعال به داوود - علیه السلام- وحى فرمود: اى داوود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم، اما مردم آنها را در پنج چیز دیگر مى جویند؛ از این رو آنها را نمى یابند . . . آسایش را در بهشت قرار دادم، اما آنها آسودگى را در دنیا مى جویند از این رو آن را نمى یابند.( میزان الحکمه/ ج1/ص 304 ).


    2. توجه به پایان پذیری و محدود بودن دنیا توان انسان را در مشکلات افزایش می دهد. چرا که این نگرش عاملی می شود تا مشکلات را همیشگی نپندارد، و این باور فرد را با انگیزه می سازد که با صبر و امید در زندگی حرکت کند. سختی های دنیا اگر چه محدود هستند، اما در ضمن همیشگی و در طول حیات در دنیا نیز نیستند. آری در دل این مشکلات آسایش نیز نهفته است« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً؛ به یقین با (هر) سختى آسانى است»(شرح/5).
    توجه به این واقعیت که با هر سختی آسانی است، با هر فرازی، نشیبی وجود دارد، عاملی است که نور امید، توان صبر و تلاش برای حرکت را در زندگی و مشکلات در وجود انسان روشن کرده و روشن نگاه می دارد. بنابراین یکی از عوامل دیگر که از واقعیات دنیا است، پایان پذیری بودن مشکلات آن است. توجه به این واقعیت برای افزایش توان بسیار موثر است، و خوش بینی راه نسبت به آینده در دل انسان ایجاد می کند و با این خوش بینی فرد اقدام به اعمال و رفتار مناسب می نماید و چنین شخصی هرگز دچار افسردگی نخواهد شد.
    شخص از نیازمندی خود به حضرت صادق-علیه السلام- شکایت کرد. حضرت در پاسخ وی فرمود:« بردبار باش که به زودی خداوند، فرج تو را خواهد رساند».(کافی/ج2/ص250).
    صبر و ایثار و سخاى نفس و جود---باد داده کان بود اکسیر سود



    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۷
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932




    3.پذیرش موقعیت: آیا تا به حال افرادی که در مشکلات بی تابی کرده و سخن به شکایت بر می گشایند را دیده اید؟ آیا با این روش مشکلات آنها حل می شود و یا گره ای بر کار خود می اندازند؟ به راستی در این موقع چه باید کرد؟
    یکی از مواردی که در مشکلات باید مورد توجه قرار داد، پذیرش موقعیت است، که خود این عاملی می شود که فرد توانش را افزایش دهد و به جای بی تابی کردن، توان تاب آوردن در مشکلات در او ایجاد شود و با فکر و اندیشه، مشورت و مشاوره، توکل و توسل راهی برای عبور از این مانع ایجاد شده بیابد.
    از طرف برخورد حذفی با مشکل نباید به کار گرفت چرا که نتیجه ی معکوس خواهد داد؛ اما مدیریت کردن موقعیت های ناخوشایند، می تواند به کاهش تنیدگی و گذر سالم از دوران ناخوشایند، کمک کند. چرا که بسیاری از مسائل پیش آمده در زندگی نیاز به زمان دارد، تا از مسیر از زندگی ما کنار روند و حذف کردن آن قبل از زمان رسیده کاری بیهوده و مشکل آفرین خواهد بود.
    امام على -علیه السلام- به خوبی به این مطلب اشاره می فرماید :« همانا گرفتاریها را نهایتى است که ناگزیر در آن جا پایان مى پذیرند. پس، هرگاه یکى از شما گرفتار مصیبتى شد، باید در برابر آن سر خود را پائین بیاورد [تسلیم و شکیبا باشد ]تا بگذرد؛ چه، هرگاه گرفتاریها روى آورند، چاره اندیشى، آن ها را نا خوشایندتر مى گرداند».(میزان الحکمه/ج2/ص161)


    4.تفسیر: به نظر شما اسوه ی صبر یعنی حضرت زینب –سلام الله علیها- چگونه توانست بر مشکلات فائق آید؟ با دقت به مطالب زیر عامل صبر حضرت را می توان دریافت.
    هر موقعیت ناخوشایندی، توسط انسان، ارزیابی می گردد. این ارزیابی ها تأثیر مستقیمی برفشار روانی حاصل از موقعیت دارد. اگر موقعیت ناخوشایند را مثبت بنگریم و یا دارای بار مثبت بدانیم، قابل تحمل خواهد بود. اما اگر آن را منفی ارزیابی کنیم، از کنترل ما خارج و غیر تحمل می گردد. در حقیقت، ما آن گونه که حوادث را تفسیر می کنیم، به آن واکنش نشان می دهیم. به بیان دیگر، حوادث، تعیین کننده نیستند؛ بلکه تفسیر ما از موقعیت ناخوشایند است که در کاهش یا افزایش تنیدگی و فشار روانی، تعیین کننده است. بنابراین، ما به وسیله ی تفسیرهایمان می توانیم موقعیت های ناخوشایند را کنترل و مدیریت کنیم، و توان خود را بالاببریم.
    حضرت زینب- سلام الله علیها- در پاسخ یزید لعین هنگامی که از حضرت در باره ی حادثه ی کربلا سوال کرد، حضرت فرمود:« ما رأیت إلا جمیلا؛ چیزی جز زیبایی ندیدم». البته توضیح این مطلب جایش در این جا نیست اما می توان اشاره داشت که اهل ایمان چون همه چیز را از سوی خدا می دانند همه چیز را خیر، خوب و در رشد کمال و انسان سازی چون می بینند. بر این اساس است که این نگرش صبر و توان آنها را بسیار افزایش می دهد. بنابراین ما هم باید تفسیر مناسبی از مسائل در زندگی داشته باشیم. چرا که مشکلات بر اساس علم و حکمت خداوند شکل می گیرد و از آن جا که خداوند خیر است و رشد و کمال بندگان را می خواهد عموماً این مشکلات در این جهت هستند.


    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    5.کاهش دل دادگی: فقدان و از دست دادن دل داشته ها از حوادث تلخی است که موجب تنیدگی می گردد. انسان به آن چه دارد، هم احساس تعلق پیدا می کند و هم نسبت به آنها دلبسته می شود. از این رو است که اگر مالی و چیزی را که نسبت به آن احساس تعلق و مالکیت داریم را از دست دهیم، بی تابی نموده و زبان شکایت باز می کنیم.
    اما اگر در زندگی توجه داشته باشیم، مالک سرزمین وجود ما خدا است در سختی ها غم و اندوه تبدیل به رضا و تسلیم خواهد شد. در این موقع خواهیم دانست: مواردی که از دست ما رفته امانت بوده نه این که مال ما بوده است. آن چرا داده اند پس گرفته اند. نه این که از ما گرفته اند. این که گمان کنیم از ما گرفته اند حس مالکیت ما را نشان می دهد، از این رو دچار غم و اندوه می شویم.
    امام علی –علیه السلام- می فرماید:«مال، امانت است».(غررالحکم/ح8327).
    در حقیقت، مالک اصلی خداست---این امانت، بهر روزی نزد ماست
    باور و نگرش که همه چیز از خدا است اگر در کسی شکل بگیرد، و به آن ایمان پیدا کند، یقیناً صبر و رضا در او تحقق خواهد گرفت.


    6.کنترل اِسنادی: اِسناد یعنی تعیین این که منشأ امور، چه کسی است و چه کسی آن را هدایت و برنامه ریزی کارها را در دست دارد. برای انسان، خیلی مهم است که بداند آن چه را می بیند، از چه منبعی صادر شده و به چه کسی منسوب است. این که چه کسی مورد منشأ کارها است، نقش زیادی در کاهش یا افزایش فشارهای روانی دارد. برای انسان، خیلی مهم نیست که چه اتفاق افتاده؛ مهم تر از آن، این است که بداند چه کسی این کار را انجام داده است. اگر سختی ها را تصادفی بدانیم، آنها ما را نگران می سازد و رهزن صبر و بردباری ما می شود. اگر بدانیم و باور داشته باشیم که سختی های زندگی، بر اساس مقدرات خدای که رحیم، علیم و حکیم است، پیش آمده، بدون شک، این باور، فشار روانی را کم و قابل تحمل می کند« ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیم؛ هیچ مصیبتى رخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت مى‏کند و خدا به هر چیز داناست».(تغابن/11).

    7. با توضیحات ذکر شده می توان دریافت که یکی از عوامل مهم در افزایش تحمل و توان خویشتن داری توجه به خدا، قدرت او و یاری اوست. از این رو ایمان خود را با دوری از گناه، انجام فرامین الهی، تلاوت قرآن و خواندن نماز افزایش دهیم، تا صبر ما نیز افزایش یابد. بهترین دل کاری که در مشکلات بلکه قبل از مشکلات باید انجام داد، توجه به خالق هستی بخش است«الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آنها کسانى هستند که ایمان آورده‏اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد».(رعد/28)
    در مشکلات دست به دعا بودن را فراموش نکنید« قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ؛ بگو: «پروردگارم براى شما ارجى قائل نیست(توجهی نمی کرد) اگر دعاى شما نباشد»(فرقان/77).
    منبع جهت مطالعه بیشتر؛
    رضایت از زندگی/عباس پسندیده/ ناشر دارالحدیث.( در این نوشتار از این کتاب استفاده شده است).


    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۷
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    چه چیزی باعث می شود که اسم خاصی از پروردگار در دل آدمی متجلی شود؟


    در پاسخ نکات ذیل قابل دقت است :
    1- هر موجودی متناسب با نوع ظرفیت و آثار و خصوصیات و قابلیت آن مظهر قسمتی از اسما و صفات خداوند متعال است .

    2- در بین همه موجودات عالم انسان تنها موجودی است که جامع جمیع اسمای الهی و مظهر همه اسما و صفات و کمالات حق تعالی و کون جامع است . خداوند در قران کریم به این موضوع تصریح کرده آنجا که می فرماید : و علم آدم الاسماءکلها (بقره – 31)

    3- جامع جمیع اسما و صفات الهی بودن انسان به حسب قوه و شانیت است نه به صورت فعلیت
    . به عبارت دیگر انسان این ظرفیت و شانیت و قوه و استعداد را دارد که به مرحله ای از کمال برسدکه همه اسما و صفات الهی در او تجلی و ظهور پیدا کند چنانچه این مطلب در مورد انبیا و اولیا صدق می کند و آنها با بندگی کامل و عبودیت خالصانه و تسلیم محض حق بودن و با مجاهدت و عبادت مظهر همه کمالات و مجلای همه اسما و صفات الهی شده اند و پیروان راستین آنها نیز با تبعیت و اطاعت کامل از انها به اندازه ظرفیت خود جامع این کمالات شده اند .

    4- در بسیاری از انسانها به خاطر تقصیر در بندگی و ارتکاب گناهان و بر طرف نکردن موانع موجود بر سر راه نیل به کمال و سرباز زدن از مجاهدت همه این شان و قوه به فعلیت نمی رسد و در نتیجه نمی توانند جامع همه کمالات و اسما و صفات الهی گردند و تنها چند اسم و یا صفت در آنها به فعلیت می رسد و ظهور می یابد .

    5- ظهور اسمی خاص در درون انسان و ظهور آن مربوط به شرایط خاص درونی و روحی و توجه خاص به اسمی خاص از اسمای الهی و سنخیت یافتن با آن و ایجاد بستر و زمینه مناسب باطنی برای پذیرا شدن و استقبال آن اسم خاص است . مثلا کسی که طالب علم و دانش است مجموع شرایط درونی و روحی او را به سمت اسم علیم می کشاند و زبان حال و یا قال ذکرش یا علیم می شود و اسم علیم در او ظهور می یابد و با استقرار این حالت و تمکن این اسم در روح و درونش عالم می گردد و یا کسی که تشنه هدایت است و احساس می کند در بیابان دنیا گم شده و در ظلمات آن سر گشته و حیران است و به دنبال راهنما و هادی می گردد ذکر او یا دلیل و یا هادی است و همه وجودش این اسم شریف را صدا می کند و با تمکن این اسم در جان و باطنش مظهر اسم یا هادی می گردد و کسی که به علم طب بسیار علاقه دارد با تلاش فراوان در این راستا مظهر اسم یا طبیب خواهد شد .


    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۳ در ساعت ۱۴:۲۸
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    چگونه ذهن خود را از رفتن به سوی نامحرم باز داریم؟


    «فکر»
    فکر آن باشد که بگشاید رهى--- راه آن باشد که پیش آید شهى‏
    گاهی شده است که چشم خود را به منظره ی زیبای دوخته ایم و فارغ از خوب و بد روزگار به اُفاق های دور و دراز نظر می کنیم. اما این حالت در ما زیاد به طول نمی انجامد و احساس می کنیم آشفته حالیم! مقداری که تأمل می کنیم متوجه می شویم که ذهن در حال پردازش درس و دانشگاه و آینده است. این امر عامل ایجاد احساس نامطلوب و سرسبزی اطراف ما را مانند فصل پاییز به صورت خزان به ما نشان می دهد.
    از این اتفاق چند مطلب را می خواهیم نتیجه بگیریم:


    1. فکر و ذهن به اموری که برای ما موضوعیت دارند، توجه می کنند.
    اگر یک مسئله ای برای ما خیلی مهم جلوه کند، درون ما به آن مشغول می شود و فکر ما در خلوت و جلوت به آن می پردازد. بنابراین اگر چه اصل گرایش به جنس مکمل در انسان وجود دارد، اما باید توجه داشت اگر تمام ظرف زندگی فرد معطوف به آن شود، در کوزه همان تراود که در اوست.
    2. افکار همان گونه که شادی برانگیز هستند، می توانند زندگی با صفا را برآشفته سازند. وقت گذاری روی یک اندیشه گاهی انسان را به خطا رفتن، درست تصمیم نگرفتن و عجولانه رفتار کردن می کشاند. برای این که حال و آینده ی خود را روشن ببینیم و صحیح پی ریزی کنیم، باید واقع بین باشیم. برای واقع بین بودن توجه به این که فکر کردن در مورد دیگران در این موقعیت و شرایط چه ارمغانی برای شما خواهد داشت؟ آیا مشکلی از شما را حل خواهد کرد؟ آیا زندگی بهتری را برای شما رقم خواهد زد؟
    پاسخ با اندیشه و اندیشه ی روشن بخش در این امور خود عامل مهمی برای دیدن واقعیت در این مقطع مهم از زندگی است. حدیث پیامبر خدا -صلى الله علیه و آله- در این زمینه بسیار راه گشا است« اندیشیدن، مایه حیات دل شخص با بصیرت است و همان گونه که اگر شخصِ چراغ به دست در تاریکیها در پرتو نور [چراغ] راه رود، بخوبى خود را نجات مى دهد و کمتر درنگ و توقف مى کند». ( بحار الأنوار / 92/17/17)
    خانه‏ى سر جمله پر سودا بود--- صدر پر وسواس و پر غوغا بود
    باقى اعضا ز فکر آسوده‏اند--- و آن صدور از صادران فرسوده‏اند
    «قلب»
    به نظر دقیق تر توجهات و تمرکزهای ما از دل آغاز می شود و به سوی فکر سرازیر می گردد. قلب هنگامی که به یک چیزی مشغول شد، آنگاه است که ذهن به آن موضوع می پردازد. بنابراین باید مراقب باشیم، هر چیزی را وارد دل خود نکنیم، تا خود مشغولی که نه تنها لازم نیست، بلکه مُخرب جوانی، استعدادها و تحصیل است، در درون ما ایجاد نشود.
    چگونه می توان راه دل را کنترل نمود؟
    الف. هنگامی که انسان به یک چیزی چشم دوخت و آن را دید، دل مشغولی قلب نیز رقم می خورد. چشم و دیده پنجره ی قلب آدمی است. بنابراین اگر چشم چیزی و کسی را دید، پنجره ی قلب شخص نیز بسوی او گشوده می شود. خود بِکرات این مسئله را تجربه نموده ایم. دوستمان، همکلاسی مان و فامیلان لباسی و یا طلائی خریده اند که تا چشم مان به آن افتاد، بلافاصله خواستیم آن را داشته باشیم. دقیقاً از همین جا بود که دل مشغولی ما کلید می خورد. از این رو است که شاعر به خوبی سروده است:
    بسازم خنجری نیشش ز پولاد--- زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
    ب. آدمی در کودکی دل به بازی و اسباب بازی می دهد، در نوجوانی و جوانی دل او احساس دل دادگی می کند، در پیری به مال و آرزوی عمر زیاد دل خود را می سپارد. دل آدمی در زندگی مشغول است. به نظر می رسد که اگر دل به دل دار حقیقی سپرده شود، چون شعاع این دل دادگی بسی بزرگ است، تمام دل را مُسخر خود می کند و جای برای دل مشغولی انسان در زندگی نمی گذارد. نه این که در این صورت انسان دیگران را نمی خواهد، نیازهایش را پاسخ نمی گوید و به تلاش دست نمی زند، نه! بلکه هر چیزی اگر مزاحم این عشق الهی خواست بشود و این پاکی را از انسان برباید، آدمی با دقت نیازهای خود را تعدیل و پاسخ می گوید.
    اگر فیلم حضرت یوسف-علیه السلام- را در خاطر داشته باشید، زلیخائی که عاشق یوسف بود، هنگامی که فهمید خدا کیست؛ او خالق زیبائی یوسف و عشق یوسف است، دیگر یاد یوسف او را به خود مشغول و او را آزار نمی داد اگر چه یوسف را دوست می داشت. زلیخا در یافته بود که عطش دل را تنها خدا پاسخ گو است. اگر ما هم توجه ی قلبی خدا را به خدا معطوف کنیم، ما هم عاشق جمال و جلال الهی می شویم، آن وقت سر خواهیم داد: خدای کاری بکن تمام جان ما و لحظه لحظه ی وجود ما به یاد تو باشد.
    آخر از روزن ببیند فکر تو--- دل گواهى مى‏دهد زین ذکر تو
    http://amoozeh.ir/1823931.htm
    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۵ در ساعت ۱۱:۰۰
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۱, ۱۶:۴۲
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۰/۰۲, ۰۳:۳۰
  3. انگار توفيق طلبه شدن را ندارم (لطفا راهنمايي كنيد)
    توسط بنده ی خدا در انجمن موفقیت و موانع
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۵, ۱۳:۴۱
  4. مصاحبه هايي ناب درباره شيخ رجب علي خياط ره
    توسط گمنام در انجمن تاریخچه عرفان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۱/۱۷, ۱۸:۵۲
  5. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۰۴, ۲۲:۲۵

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود