صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با دخالتهاي مادر شوهرم چه كنم؟ ( مشاوره بدين لطفا)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    12
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    94

    با دخالتهاي مادر شوهرم چه كنم؟ ( مشاوره بدين لطفا)




    سلام و خسته نباشيد و تشكر از سايت خوبتون

    لطفا اين موضوع را با موضوعات ديگر ادغام نكنيد .

    اين نوشته ي من نيست ؛ مشكل يكي از دوستانم هست كه به او قول دادم با راهنمايي كارشناسان و دوستان فهيمم در اين سايت راهنمائيشون كنم.

    قبل از ازدواج گفته بود كه يكي يدونه فرزند مذكر خانواده است و بايد از مادر تنهاش مراقبت كنه ، من هم قبول كردم كه بعد از ازدواج با مادرش زندگي كنم.
    حالا چند ماهي از ازدواجمون مي گذره و بهانه گيريهاي مادر شوهر م هر روز بيشتر ميشه ، به من كه عروسشم حسادت مي كنه و وقتي نيستم در غيابم از من بدگويي مي كنه .
    مادرش خيلي حساسه و ترسم از اينه كه اگر به همسرم فشار بيارم كه خانه اي مستقل از مادرش برام مهيا كنه مادرش افسرده بشه و يا خداي نكرده دق كنه و اونوقت سرزنش اطرافيان و عذاب و وجدان خودم ....
    راهنمائيم كنيد لطفا ....

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    ممنونم از اعتماد شما
    یکی از معضلات در زندگی های زن و شوهر جوان دخالت های والدین آنها است. در درجه اول در این زندگی ها زن و شوهر باید بدانند که یک زندگی مستقل دارند و هسته و مرزهای زندگی آنها با زندگی دیگران حتی والدین به هم نریزد.
    اگر عروس و مادرشوهر تناسب های اخلاقی و شخصیتی با هم ندارند بودن در کنار هم بدون مرز، حرمت ها را از بین می برد.
    از سویی دیگر رها کردن مادری که همه تکیه گاه و وجودش تنها فرزندش است به ویژه این که از اول شرط کرده اند.
    بنابراین بهتر است برای تفکیک مرزها
    1- به تدریج عمل کنید (خیلی ملایم یدون این که او حساس شود)
    2- پیشنهاد جدا کردن مرزها از سوی شما مطرح نشود با برنامه جوری جلو روید که مادر شوهر این پیشنهاد دهد مثلا از کسی که قبولش دارد مانند خواهر یا دوستش به شکل غیر مستقیم کمک بگیرید.
    3- جداشدن مرزها به تدریج باشد یک دفعه نباید جدایی مرزها اتفاق بیفتد بهتر است ابتدا در خانه مشترک باشید ولی مجزا یعنی لزوم ندارد صبحانه شام و ناهار را با هم خورد
    4- مراقب روحیه شوهرتان هم باشید ایشان از دو سو در فشار است و مجبور است دل هر دو را به دست آورد و جداکردن مادر از او می تواند نشاط او را هم کم کند.
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 16


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    181
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    959



    این شرطی بوده که خودتان هم از اول قبول کرده اید ...

    آیا راههای دیگر را هم امتحان کرده اید ؟

    تنها چند ماه از ازدواج شما گذشته .... شما می توانید با نوع برخورد و رفتارتان کم م در دل مادر شوهرتان جا باز کنید ... مادران بسیار به رفتار عروس و داماد ها حساس هستند ... در این میان عروس ها بیشتر مشکل دارند ... طوری برخورد کنید که تصور کنند دخترشان هستید نه عروس .. مهربان باشید و بدانید محبت جای دوری نمی رود ...

    حداقل یک سالی رفتار عالی داشته باشید .. بعد اگر نشد و دیدید که براستی با شما خوب نیستند آن وقت می توانید موضوع را با مهربانی به شوهرتان منتقل کنید ...

    انشالله موفق می شوید دل ایشان را بدست بیاورید
    -= مهدی جان -==- در انتظارتم =-

    که شد محرم ... و ... یاد مظلوم کربلا که تا قیام قیامت پابرجاست

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهيان نور نمایش پست ها
    بايد از مادر تنهاش مراقبت كنه

    سلام امکان ازدواج برای مادر وجود ندارد؟
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهيان نور نمایش پست ها
    به من كه عروسشم حسادت مي كنه
    به نظرم شما نباید روی این مسئله حساسیت بیش از حدداشته باشید زیرا این یک امر طبیعی هست ، به خاطر اینکه تا حالا شوهرتون فقط به ایشون توجه می کرده ولی از وقتی با شما ازدواج کرده شاید توجشون شده یک سوم ، پس اولین قدم اینه که روی این مورد زیاد حساسیت نشان ندهید و آنرا طبیعی بدانید
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  11. صلوات ها 15


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    کنکاش
    نوشته
    250
    حضور
    12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1650



    سلام

    همسر بر ادر خانم منم این مشکلو داره !!
    در جواب دوستم محمد 1353 هم عرض کنم که تجربه نشون داده به این اسونی هم نیست!

    میدونین چرا؟ به این دلیل که حسادت یه نقص و رذیله هست و اینگونه افراد مثل مادر شوهر خواهرمون به این سن که رسیده هنوز به شدت حسادت رو با ذاتش داره حمل میکنه!!
    حالا بماند که چقدر خودش از این نقص رنج میکشه
    مادر شوهر شما از یکطرف ترس از تنهایی و پیری خود را دارد و از طرفی اخلاق ناجورش مانع جذب شما میشود و گر نه با کمال میل همونجا خدمتشونو هم میکردید!
    فرموده جناب حامی بهترین راهه تا کمتر جو خونواد مشوش شده و این تغییر هم کمتربرای شوهر محترم و مادرشوهر دوست داشتنی! قابل احساس باشه--من الله توفیق



  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیایش سبز نمایش پست ها
    سلام امکان ازدواج برای مادر وجود ندارد؟

    بله این گزینه را من از قلم انداختم اگر چنین امکانی هست حتما زمینه را فراهم کنید البته گاهی در ظاهر رد می کنند و خجالت می کشند ولی از خداشونه سر و سامون بگیرند. از بزرگی از فامیل بخواهید مقدمه چینی کند.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    12
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    94



    سلام و تشكر از راهنمائيهاي دكتر حامي عزيز و دوستان خوبم

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    379
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2419

    شناخت و درک




    این دیگر آخرش بود که یک ساعت مطلب تایپ کنی به لطف داره برق همه اش بپرد!

    ممکن است توضیح دهید نحوه ی زندگی دوست تان به چه صورت است؟ آخر از متن پیام من احساس کردم عروس خانم با مادر شوهر در یک منزل ساکن هستند در حالی که آن چه این روزها بیشتر مرسوم است زندگی در دو طبقه ی جداگانه است؛ که به طبع اگر در دو طبقه ی جداگانه باشد میزان این دخالت ها را تا حدود زیادی می توان کاهش داد.


    اما نکته ای را که لازم می دانم به طور کلی در این جا بیان کنم تاکید بر درک مادر شوهر توسط عروس خانم می باشد.

    ببینید همه ی ما والدینی داریم که از کودکی با آن ها بزرگ شده ایم همه ی این والدین در کلام و رفتارشان نقص هایی دارند اما ما به این نقص ها عادت کرده ایم و آن ها را همین گونه که هستند پذیرفته ایم و در عین حال آن ها برایمان بهترین پدر و مادر دنیا می باشند.

    دوره ی نوجوانی را تصور کنید که نوجوان به یک باره در برابر برخی رفتارهای والدین حساس شده، طغیان می کند، گلایه می کند و می خواهد والدین ش تغییر کنند؛ او از این که پدر یا مادرش خشن، یک کلام، عصبی، غرغرو، و ... هستند گلایه مند می شود اما پس از مدتی ( در بیشتر خانواده ها) پدر و مادرش را با همین اخلاق ها می پذیرد و دوست شان دارد، چرا؟

    چون مثلاً نگاه می کند می بیند پدرش وقتی خشن می شود که احساس می کند فرزند دارد خودش را توی دردسر می اندازد؛ پس این خشونت پدر ناشی از محبت اوست که این گونه آن را بروز می دهد. وقتی فرزند این را دریافت می آموزد که یا نحوه ی عملکردش را تغییر دهد یا محبت پدرش را در عین همان خشونتش دریابد.


    حالا عروس خانم وارد خانواده ای می شود که هیچ شناختی از آن ها ندارد، او هم در گام اول باید سعی کند نسبت به اخلاق پدر شوهر و مادر شوهرش شناخت پیدا کند. و پس از شناخت علل رفتارها و کلام آنان را دریابد. پس از این شناخت و درک به راحتی می تواند از برخی از رفتارها که موجب تحریک مادرشوهر و اختلاف می گردد اجتناب کند و برخی رفتارهای آنان را نیز بدون این که ناراحت شود بپذیرد.

    عموماً عروس خانم ها و آقا دامادها با یک نگاه ایده آل وارد خانواده ی جدید می شوند، در حالی که باید بپذیریم همه ی انسان ها یک سری نقص هایی دارند.
    نیستـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــم

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهيان نور نمایش پست ها
    و وقتي نيستم در غيابم از من بدگويي مي كنه .
    سلام ، این یک بلایی خانمانسوز هست علی الخصوص اگر شنونده نسبت به غایب شناخت کامل نداشته باشد. چند بار هم گریبانگیر خودم شده ولی نگران نباشید بالاخره باطل از میان خواهد رفت و آنچه می ماند حق است :

    أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ﴿۱۷﴾
    [همو كه] از آسمان آبى فرو فرستاد پس رودخانه‏هايى به اندازه گنجايش خودشان روان شدند و سيل کف بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا كالايى در آتش مى‏گدازند هم نظير آن کف برمى‏آيد خداوند حق و باطل را چنين مثل مى‏زند اما کف بيرون افتاده از ميان مى‏رود ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين [باقى] مى‏ماند خداوند مثلها را چنين مى‏زند (۱۷)

    این بدگویی در غیاب مانند کفی می ماند که روی حق و خیر رو به طور موقت می پوشاند ولی بالاخره از بین خواهد رفت ، تجربه نشون می ده که این مشکل در طی زمان و بدست آوردن شناخت از شما حل خواهد شد ، فقط باید صبر کنید


    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۱۱/۱۴, ۲۱:۲۲ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود