فهم ديني بايد هماهنگ با مراد شارع باشد و خلوص آن به اين است كه گذر زمان، موجب دور شدن از ملاك ياد شده نباشد.



بنابراين تا آن جا كه پيشرفت زمان و توان علمي بشر، موجب تاباندن نور بيشتر بر معارف ديني و زمينه‏سازي فهم دقيق‏تر مرادات شارع شود؛ بايد با آن هماهنگ شده واز نقصانات پيشين دور گشت.



اما همواره چنين نيست كه هر تحولي در زمانه داراي چنين نقشي باشد؛ خصوصا اين كه تحولات جامعه بشري همه از سنخ تحولات معرفتي نيست و همه تحولات هم رو به بالا و تعاملي نيست.


بنابراين نمي‏توان دربست در فهم ديني تابع زمان بود و نه مي‏توان به طور كلي از زمان فاصله گرفت؛

بلكه اساسا بايد فهم ديني را براساس احكام عام و ثابت معرفت‏شناختي و متدلوژي خاص و معيارهاي داده شده در متن دين تنظيم كرد
و از پيشرفت‏هاي علمي زمان - كه با آن معيارها سازگار است - استفاده كرد و رهيافت‏هاي ناهماهنگ با آن را كنار نهاد.