جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شوخي هاي پيامبر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب شوخي هاي پيامبر




    با سلام


    پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) شوخي مي كرد ولي به جز سخن حق چيزي نمي گفت.(1)

    زيد بن اسلم مي گويد: زني با پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلم) در مورد شوهرش سخن گفت
    پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند: هماني كه در چشمش سفيدي است گفت نه در چشمش سفيدي نيست، پس از آن براي شوهرش گفته پيامبر را نقل كرد شوهرش گفت مگر نمي بيني سفيدي چشم من بيشتر از سياهي آن است.(2)

    پيرزني از انصار به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) عرض مي كند از خداوند براي من بهشت را طلب كن.

    حضرت فرمودند: پيرزن داخل بهشت نمي شود. پيرزن اندوهگين شد.

    پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) خنديدند و فرمودند: مگر نشنيده اي قول خداوند را در مورد بهشتيان كه ما آنان را به ابداع آفريده ايم و دوشيزگان داشته ايم.
    [يعني زنان بهشتي به صورت جوان و دوشيزه وارد بهشت مي شوند](3)

    پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به پيرزني از قبيله اشجع فرمود: اي اشجعيه! پيرزن داخل بهشت نمي شود.
    بلال او را ديد كه گريه مي كند به پيامبر مطلب را عرض كرد پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود سياه نيز داخل نمي شود هر دو نشستند و مشغول گريه شدند عباس آنان را ديد و به پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) مطلب را عرض كرد.

    حضرت فرمود: پيرمرد نيز داخل نمي شود، سپس حضرت آنان را فراخواند و آنان را دلداري داد و فرمود: خداوند آنان را به بهترين شكل در روز قيامت مي آورد و داخل بهشت مي شوند به صورت جوان نوراني و فرمود اهل بهشت جوانان بدون مو و سرمه كشيده اند.(4)
    جد خالد قسري زني را بوسيد، زن به پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) شكايت كرد، حضرت او را احضار كردند، او به كار خود اعتراف كرد و گفت اگر او هم مي خواهد قصاص كند و مرا ببوسد من آماده ام، پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) و اصحاب آن حضرت تبسم نمودند و فرمودند ديگر اين كار را نكن.
    گفت نه، به خدا قسم ديگر نمي كنم. پيامبر از او گذشتند.(5)

    امام صادق عليه السلام از اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پيرزن بي دنداني را ديدند و به او فرمودند پيرزن بي دندان داخل بهشت نمي شود.
    پيرزن گريه كرد.
    پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند چرا گريه مي كني؟ گفت من دندان ندارم پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) خنديدند و فرمودند با اين حالت داخل بهشت نمي شوي.(6)

    ------------------------

    پي نوشت ها:

    1- بحار الانوار 16 / 294
    مناقب: كان صلّي الله عليه و آله يمزح و لا يقول إلا حقّا.
    2- بحار الانوار 16 / 294
    مناقب: زيد بن أسلم: قال [صلّي الله عليه و آله و سلّم] لأمرة وذكرت زوجها: أهذا الذي في عينييه بياض؟
    فقالت لا ما بعينيه بياض، و حكت لزوجها فقال أما ترين بياض عيني أكثر من سوادها.
    3- بحار الانوار 16/295
    مناقب: و قالت عجوز من الأنصار للنبي (صلي الله عليه و آله و سلم) ادع الله لي بالجنة فقال (صلي الله عليه و آله و سلم) إن الجنة لايدخلها العجوز، فبكت المرأة فضحك النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) و قال أما سمعت قول الله تعالي: «إنا أنشأناهن إنشاءا فجعلناهن أبكارا»(واقعه/35-36)
    4- بحار الانوار 16/295
    مناقب: و قال للعجوز الأشجعية، يا أشجعية لاتدخل العجوز الجنة فرآها بلال باكية فوصفها للنبي (صلي الله عليه و آله و سلم) فقال و الأسود كذلك مجلسا بيكيان فرآهما العباس فذكرهما له فقال و الشيخ كذلك ثم دعاهم و طيب قلوبهم و قال ينشئهم الله كأحسن ما كانوا و ذكر أنهم يدخلون الجنة شباب منورين و قال إن اهل الجنة جرد مرد ملحلون.
    5- بحار الانوار 16/295
    قبّل جد خالد القسري امرأة فشكت إلي النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) فأرسل إليها فأعترف و قال إن شائت إن تقتص فلتقتص فتبسم رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و أصحابه و قال أولا تعود فقال: لا والله يا رسول الله فتجاوز عنه.
    6- بحار الانوار 16/298
    نوادر راوندي: بإسناده عن جعفر بن محمد (عليه السلام) قال علي (عليه السلام) بصر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) امرأة عجوزا درداء فقال أما إنه لايدخل الجنة عجوزا درداء فبكت فقال (صلي الله عليه و آله و سلم) لها ما يبكيك فقالت يا رسول الله إني درداء فضحك رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و قال لاتدخلين الجنة علي حالك.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۱:۵۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 9


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود