جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734

    شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس




    شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس

    شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس


    در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های کمیابی وجود دارند که تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید کمال کورسل نیز از آن گل‎های نادری است که به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معرکه دفاع مقدس پرپر شد.

    یک نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و کم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراکش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراکش رفت و مسلمان شد.

    شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس

    محال بود زیر بار حرفی برود که برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نکند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را که به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌کردند. یکی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا کرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست که بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
    بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان کورسل " با دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یکی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود کانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "کجا می‌ری؟ " گفت: "دعای کمیل " ژوان گفت: "دعای کمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
    چون پدرش مراکشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا کرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
    هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای کمیل ".
    گفتند: "حالا که دعای کمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
    یک روز بچه‌های کانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند که بر مُهر سجده می‌کند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
    وقتی از "ژوان " پرسید: "کی تو رو شیعه کرد؟ " او جواب داد: "دعای کمیل علی(ع) ".
    گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
    "مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
    گفت: "پس چی؟ "
    ـ "هرچی دوست داری "
    گفت: "کمال "
    چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب کرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی که هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
    مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌کنید ".
    بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار کانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
    کتابخانه کانون، بسیار غنی بود. "کمال " هم معمولاً کتاب می‌خواند. به خصوص کتاب‌های شهید مطهری.
    خیلی سؤال می‌کرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌کرد و به خوبی برایش می‌ماند.
    یک روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
    ـ "برو پی کارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی کنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
    رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "کارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت کردم. بنا شده برم عراق. از راه کردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
    مسعود گفت: "تو که فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم که داری، معلومه ایرانی نیستی!
    خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت کردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
    ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌کرد.
    اجازه نمی‌داد یک دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد کسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
    خیلی راحت می‌گفت: "من کار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید که چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه کنم. "
    یک کتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه کرد.

    همیشه دوست داشت یک نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
    یک روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند که آقا پایش را کرده توی یک کفش که من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌کند.
    مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
    گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
    مسعود هم گفت: "این زنی که تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌کند. "
    هرچه توجیهش کردند، فایده نداشت.
    "مسعود " یاد جمله‌ای از کتاب حضرت امام افتاد که توصیه کرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
    رفت کتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
    جمله را که خواند، کتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فکر کرد و فکر کرد. بعد از چند دقیقه سکوت گفت: "باشه ".
    خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
    هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
    یک روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
    مسعود گفت: "حق نداری " .
    گفت: "باید برم ".
    مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
    گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
    فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یک هفته نشده بود که خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.

    شهید کمال کورسل فرانسوی گلی در گلستان شهدای دفاع مقدس

    از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نکرد، ولی هرروز یک‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
    چقدر راحت این قوس صعودی را طی کرد، چقدر سریع.
    کمال، آگاهانه کامل شد و در یک کلام، بنده خوبی شد.
    یکی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "کمال کورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یک دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!

    کمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!




    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  2. صلوات ها 20


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    452
    حضور
    14 روز 15 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2996



    سلام خدمت سلیله الزهرا
    خواستم هم از شما تشکر کنم هم اینکه بپرسم می دونین مزار این شهید کجاست؟

    قسم به وعده شیرین من یمت یرنی

    که ایستاده بمیرم به احترام علی(ع)

    --------------------------------------------------

    تمام لذت عمرم در این است


    که مولایم امیر المومنین(ع) است

  5. صلوات ها 3


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط gunmakers نمایش پست ها
    خواستم هم از شما تشکر کنم هم اینکه بپرسم می دونین مزار این شهید کجاست؟
    در قطعه 18 ردیف 2 شماره 176 گلزار شهدای بهشت زهرا
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    آدم چی متونه بگه ؟ فقط اسممون شیعه است
    آدم به این انسانهای بزرگ غبطه میخوره
    کمال جان شفیع ما در قیامت باش
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    452
    حضور
    14 روز 15 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2996



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلیلة الزهراء نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم



    در قطعه 18 ردیف 2 شماره 176 گلزار شهدای بهشت زهرا
    سلام
    جناب سلیلة الزهراء خیلی ممنونم از اطلاعاتی که دادین انشاء الله هم توفیق پیدا کنم که به مزار این شهید عزیز برم هم اینکه از ایشون درس بگیرم

    قسم به وعده شیرین من یمت یرنی

    که ایستاده بمیرم به احترام علی(ع)

    --------------------------------------------------

    تمام لذت عمرم در این است


    که مولایم امیر المومنین(ع) است

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    452
    حضور
    14 روز 15 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2996



    نقل قول نوشته اصلی توسط delete نمایش پست ها
    آدم چی متونه بگه ؟ فقط اسممون شیعه است
    آدم به این انسانهای بزرگ غبطه میخوره
    کمال جان شفیع ما در قیامت باش
    خدا واقعا کمکمون کنه ان شاء الله هممون عاقبت بخیر بشیم این خیلی مهمه که آخر چی میشیم

    قسم به وعده شیرین من یمت یرنی

    که ایستاده بمیرم به احترام علی(ع)

    --------------------------------------------------

    تمام لذت عمرم در این است


    که مولایم امیر المومنین(ع) است

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3

    آرامگاه شهيد كمال كورسل




    نقل قول نوشته اصلی توسط gunmakers نمایش پست ها


    خدا واقعا کمکمون کنه ان شاء الله هممون عاقبت بخیر بشیم این خیلی مهمه که آخر چی میشیم
    سلام.مزار اين شهيد عزيز در گلزار شهداي بهشت زهراي تهران نيست. اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي علي بن جعفر شهر مقدس قم دفن شده است. من ديروز توفيق داشتم براي اولين بار بر سر مزار ايشان بروم.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    452
    حضور
    14 روز 15 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2996



    نقل قول نوشته اصلی توسط ياور313 نمایش پست ها
    سلام.مزار اين شهيد عزيز در گلزار شهداي بهشت زهراي تهران نيست. اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي علي بن جعفر شهر مقدس قم دفن شده است. من ديروز توفيق داشتم براي اولين بار بر سر مزار ايشان بروم.

    پس آدرسی که جناب سلیله الزهراء فرستادن اشتباهه ؟
    چون من هر موقع رفتم بهشت زهرا یادم رفته آدرس رو ببرم

    قسم به وعده شیرین من یمت یرنی

    که ایستاده بمیرم به احترام علی(ع)

    --------------------------------------------------

    تمام لذت عمرم در این است


    که مولایم امیر المومنین(ع) است

  17. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود