صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایآيا معجزه يك قانون علمي است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66

    ایآيا معجزه يك قانون علمي است؟




    با سلام به دوستان
    سوالی داشتم وآن نکه ایآيا معجزه يك قانون علمي است؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحیم

    معجزه یک خرق عادت است پس باید خارج از عقول بشری باشد.
    البته ممکن است با پیشرفت علم بشری برخی معجزات تا حدودی قابل بررسی باشند
    لیکن قدر مسلم با عقول مردم ان زمان غیر ممکن می نماید.
    البته بسیاری از معجزات به هیچ عنوان با هیچ علمی قابل بررسی نیست.

    یا حق
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    سوالی داشتم وآن اینکه آيا معجزه يك قانون علمي است؟


    سؤال خوبی است. خیر معجزه قانون علمی نیست. ولی حاصل معجزات که در عالم ماده ظاهر می شود، در چارچوب قوانین عالم ماده پیش می رود، چرا که خداوند آسمانها و زمین را بر اساس حکمتش آفریده است، و حکمت خداوند باطل نشدنی است (سوره 67):

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾
    بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست (۱)

    الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿۲﴾
    همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده (۲)

    الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾
    همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى (۳)

    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿۴﴾
    باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد (۴)

    وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ﴿۵﴾
    و در حقيقت آسمان دنيا را با چراغهايى زينت داديم و آن را مايه طرد شياطين [= قواى مزاحم] گردانيديم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده كرده‏ايم (۵)

    از این آیات می توان اینگونه نتیجه گرفت که عالم ماده یکی از آسمانهاست، چرا که آسمانها طبقه طبقه معرفی شده اند، سپس به آسمان دنیا به صورت مجزا اشاره شده است.

    همچنین اشاره شده است که در آفرینش خداوند خلل و بی نظمی وجود ندارد. آفرینش خداوند شامل همه آسمانها می شود؛ نه فقط آسمان دنیا. به همین دلیل، حاصل معجزه که در عالم ماده آشکار می شود، در چارچوب قوانین ماده حرکت می کند، چرا که اگر غیر از این باشد، نظم آسمان دنیا به هم می ریزد و خلل و بی نظمی ایجاد می شود.

    به بیان دیگر، عالم ماده باید ظرفیت حاصل معجزه را داشته باشد... در غیر این صورت محال عقلی رخ داده است. مثلاً علم امروز می گوید اگر فضا - زمان شکافته شود، امکان طی الارض وجود دارد. البته این یک تئوری است، معلوم نیست حتماً اینطور باشد. پس با فرض صحت این تئوری، در معجزه طی الارض تخت بلقیس، فضا - زمان هم شکافته شد، چرا که لازمه رخ دادن این امر بود.

    ولی نکته ظریفی اینجا وجود دارد... فقط حاصل معجزه است که در چارچوب عالم ماده پیش می رود. علت معجزه در عالم ملکوت ریشه دارد. به همین دلیل علم هیچگاه نمی تواند دریابد که آن بنده بزرگوار چگونه با دست به ظاهر خالی تخت را جا به جا کرد. ولی روند جا به جایی تخت (از لحظه ای که ظاهراً بی دلیل آغاز شد به بعد) با علم مادی قابل پیگیری است.

    در واقع، تخت به خاطر شکافت فضا - زمان جا به جا نشد، بلکه فضا - زمان شکافت چون اراده بر این بود که تخت جا به جا شود. دقت کنید.

    البته من کارشناس نیستم. به همین دلیل از کارشناسان محترم تقاضا دارم که پاسخ حقیر را ارزیابی کرده، صحت یا عدم صحت آن را اعلام کنند.

    با تشکر فراوان
    یا حق
    امام صادق (ع) می فرمایند:

    قَوْمٌ یَزْعَمونَ أنّی إمامُهُمْ، وَاللّهِ ما أنَا لَهُمْ بِإمامٍ لَعَنَهُم اللّهُ کُلّ ما سَتَرْتُ سِتْرا هَتَکوهُ، أقولُ: کذا وکذا، فَیَقولون: اِنّما یَعْنی کذا وکذا. اِنَّما أَنَا إمامُ مَنْ أطاعَنی.
    گروهی خیال می کنند که من امام آنها هستم، به خدا قسم من امام آنها نیستم، نفرین خدا بر آنها باد. [زیرا] هر گاه رازی را پنهان می کنم آنها آشکار می کنند، من می گویم: چنین و چنین است و آنها می گویند چنین و چنان اراده کرده است. همانا من امام کسی هستم که از من پیروی کند.

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    بسمه تعالی
    با سلام و تشکر از شما
    اعجاز در لغت به سه معنا آمده است:
    1- فوت و از دست دادن
    2- ناتوان یافتن
    3- ناتوان نمودن
    که در محل بحث معنای سوم مراد است و در اصطلاح طبق تعریف مرحوم طریحی صاحب مجمع البحرین« المعجز الامر الخارق للعاده المطابق للدعوی المقرون بالتحدی» یعنی معجزه امری است خارق العاده که مطابقت با ادعای نبوت داشته و همراه با تحدی است.
    معجزه فعل الهى است كه به دست نبىّ جارى ميشود و ديگران از آوردن مثل آن عاجز هستند چرا که تحقق آن با اسباب عادی ممکن نیست بلکه به وسیله اسباب غیر عادی است که از تجربه بشر خارج است و نمی توان با آن علومی که بشر به دست آورده آن را توجیه کرد. اما از قانون علیت هم خارج نیست لکن علیت در معجزه علت غیر عادی است که اين نشانه خداوند است بين خدا و بندگان كه بدانند اين شخص فرستاده خدا است مانند عصاى موسى عليه السّلام که اژدها گردید و سحر سحره فرعون را بلعید، و زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام و ساير معجزات كه به انبياء عليهم السّلام اعطاء شده است.بنابراین معجزه قانون علمی نیست (اگر علم را تجربه بدانیم) چرا که تحقق آن با اسباب عادی ممکن نیست اما قانون علت و معلول بر آن حکمفرماست.(درسنامه علوم قرآنی،تفسیر اطیب)
    تشکر


    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ در ساعت ۲۲:۱۷

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما معجزه قانونی علمی است منتها خارج از مسیر جریان عادی و طبیعی.




    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل نمایش پست ها
    با سلام به دوستان
    سوالی داشتم وآن نکه ایآيا معجزه يك قانون علمي است؟
    با سلام و تشکر

    در پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته ضروری است:

    1- معجزه نه نافی قانون علیت است و نه آن را نقض و استثناء می کند، بلکه خرق ناموس طبیعت است. فرق است میان خرق قانون علیت و خرق ناموس طبیعت.

    2- معجزه نه آن است که چیزی از غیر راه علت اصلی (نظام علی و معلولی) پدید آمده باشد بلکه آنچه از غیر مسیر و جریان عادی و طبیعی بوجود آمده است، معجزه نام دارد.

    به بیان بهتر: معجزه خارج شدن امری است از جریان عادی بنحوی که دخالت ماوراء الطبیعه در ان آشکار باشد.

    با این بیان در پیدایش معجزه، علتی بجای علت دیگر نمی نشیند بلکه این مطلب که بین علت و معلول یک نوع رابطه حقیقی و تخلف ناپذیر برقرار است (توسط همۀ علوم و دانشها) پذیرفته شده است ولی مسئله معجزه بدین گونه توجیه می گردد که: علل واقعی اشیاء برای بشر که می خواهد با علم و تجربه (بعنوان قوانین علمی بشری) به آنها برسد همواره مجهول است و تنها خداوند آگاه بر علتهای واقعی اشیاء است (قوانین علم حقیقی) و بشر فقط قادر است بوسیله تجربه و آزمایش به یک سلسله تقارنات و ارتباطات (عادی علمی) دسترسی پیدا می کند و بیجا آنرا رابطه علیت می پندارد.

    3- روی این حساب معجزه امری است که از غیر مسیر عادی که بشر تنها مسیر پیدایش آن امر پنداشته است پدید می آید.(1)

    از اینرو بنا به تحقیق فوق، معجزه نیز یک قانون علمی است اما نه صرفاً از ان جمله قوانین علمی بشری که از مسیر عادی و طبیعی تجربه و ازمایش بدست امده باشد بلکه یک قانون علمی است که به اراده الهی در چارچوب نظام علی و معلولی و از غیر مسیر جریان عادی و طبیعی، با ویژگیهای زیر محقق می شود:

    اول) برای اثبات ادّعـاى نـبوّت و به عنوان سند نبوّت اقامه مى گردد.
    دوم) قابل تعلیم و تعلم نبوده، بلكه موهبتى الهى است كه خداوند آن را علامت نبوّت قرار داده است.
    سوم) مـغـلوب هـيـچ عـامـلى نـمـى شـود؛ نـه عـامـل طـبـيـعـى مـى تـوانـد مـعـجـزه را بـاطـل و اثـرش را زايـل نـمـايـد يـا جـلويـش را بـگـيـرد و نـه عـامـل غـيـر طـبـيـعى.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ___
    1) استاد مطهری، مرتضی، آشنائی با قرآن، ج 2، ص 143 و 144.
    2) نرم افزار گنجینه معارف، مباحث تکمیلی عقاید، ج 2، مبحث اعجاز، انتشارات مرکز تحقیقات سپاه، با اندکی تغییر.


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۰۸/۱۸ در ساعت ۲۳:۳۶ دلیل: فونت
    ایآيا معجزه يك قانون علمي است؟

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    باسلام وتشکر از کارشناسان بابت جواب های خوبشان
    براي پاسخ به پرسش فوق به دو بُعد رابطه معجزه با قانون مي‌پردازيم.

    الف. معجزه و قانون علمي:

    با صرف نظر از اينكه در فلسفه علم در جهان امروز قانون علمي داريم يا نه، قانون علمي دو ويژگي اساسي دارد:
    اول آنكه قانون قاعده‌اي قابل تكرار است. دوم آنكه برگرفته از تجربه است از اين رو علم تجربي به شمار مي‌آيد.
    معجزه قانونمند است اما قانون علمي (به معناي علم تجربي) نيست. يعني معجزه با قوانين علوم تجربي يك وجه مشترك دارد كه قانونمندي است اما چند تفاوت اساسي با آنها دارد:
    1. معجزه توسط انسان‌هاي ديگر قابل تكرار نيست و اصلاً معجزه بودن معجزه به آن است كه ديگران از آوردن مثل آن عاجز باشند، اما قانون علمي تجربه‌اي قابل تكرار است.
    2. منشأ معجزه الهي است در حالي كه قانون علمي از تجربه انساني اخذ مي‌شود.
    3. معجزه كاري بر خلاف قانون طبيعي عادي است هر چند كه خود تابع قانون عليت است و نفي علت نمي‌كند. (همانطور كه در ادامه مي‌آيد) اما قانون علمي بر طبق روند عادي طبيعت است.

    ب. معجزه و قانون عليت:
    در اينجا لازم است نخست معجزه را مفهوم‌شناسي كنيم سپس عناصر اصلي آن و رابطه آن با مقولات ديگر مثل عليت، كرامت و سحر روشن شود.
    ماهيت معجزه و تفاوت آن با امور خارق العاده ديگر

    مقدمه: (تاريخچه)
    در طول تاريخ هميشه بشر با اعمال خارق العاده‏اي روبرو مي‏شده، كه از برخي انسانها هويدا شده است.
    اين اعمال خارق العاده هميشه اعجاب و تحسين بشر را بر انگيخته و گاه موجب ايمان او به كسي يا چيزي و يا بي ايماني او شده است.

    پيامبران الهي از اين اعمال خارق العاده به عنوان آيه و معجزه ياد مي‏كردند و ديگران را به مبارزه براي آوردن مثل آن (تحدّي) دعوت مي‏كردند و آن را شاهد صدق نبوت خويش مي‏شمردند. امّا در مقابل اين مردان حق طلب، كساني بودند كه اعمال خارق العاده‏اي انجام مي‏دادند كه سحر ناميده مي‏شد. و گاهي امر بر مردم مشتبه مي‏گشت كه كداميك حق است. و لذا مخالفان اديان الهي به پيامبران تهمت سحر مي‏زدند.
    تاريخ دقيقي از اولين معجزه در دست نيست امّا مي‏دانيم كه پيامبران الهي معمولاً معجزه داشته‏اند به طوري كه مردم از هر پيامبر جديدي معجزه مي‏طلبيدند.


    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ در ساعت ۰۰:۰۳
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    ازجواب های خوبتان ممنونم ولی باز هم برایم سوال پیش آمده وهنوز نکات مبهمی در زمینه معجزه دارم وآن این که براستي ماهيت معجزه چيست؟ و چه تفاوتي با كرامت و سحر دارد؟ممنون می شوم جواب این سوال رو هم بهم بدید.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    نقل قول نوشته اصلی توسط سائل نمایش پست ها
    ازجواب های خوبتان ممنونم ولی باز هم برایم سوال پیش آمده وهنوز نکات مبهمی در زمینه معجزه دارم وآن این که براستي ماهيت معجزه چيست؟ و چه تفاوتي با كرامت و سحر دارد؟
    باسلام مجدد به سائل عزیز وتشکر برای سوالهای خوبتان.در جواب به سوال شما باید نکاتی مهم عرض کنم که انشاءالله خوب مطالعه بفرمایید.
    معجزه و واژه‏هاي قرآني آن:
    قرآن كريم واژه «آيه» و «بيّنه» و «برهان» و «سلطان» را در مورد امور خارق عادت و معجزات پيامبران بكار برده است. و از واژه «معجزه» در اين مورد استفاده نكرده است امّا اصطلاح رايج و مشهور در اين مورد واژه «معجزه» است.
    ما در اين نوشتار ابتدا معاني لغوي و اصطلاحي اين واژه‏ها را مورد بررسي قرار مي‏دهيم:
    اول: معناي لغوي واژه‏ها:
    الف: «آيه»:

    واژه «آيه» در لغت به معناي «علامت و نشانه» است و آن چيز ظاهري است كه ملازم با چيز غير ظاهري است.80
    و برخي لغويين گفته‏اند: آيه چيزي است كه مورد توجه و قصد به سوي مقصود واقع مي‏شود. و وسيله‏اي براي رسيدن به مقصود است.81
    قرآن كريم واژه «آيه» را در مورد معجزات انبياء به كار برده است. مثال:
    «بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ»82
    «بلكه گفتند خوابهاي شوريده است، [نه‏] بلكه آن را بر بافته، بلكه او شاعري است. پس همان گونه كه براي پيشينيان هم عرضه شد، بايد براي ما نشانه‏اي [ معجزه‏اي ] بياورد.»
    «وَرَسُولاً إِلَي‏ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِنرَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُفِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّهِ...»83
    «و [او را به عنوان‏] پيامبري به سوي بني اسرائيل [مي‏فرستد، كه او به آنان مي‏گويد:] در حقيقت من از جانب پروردگارتان برايتان نشانه [ معجزه ] آورده‏ام. من از گِل براي شما [چيزي‏] به شكل پرنده مي‏سازم آنگاه در آن مي‏دمم، پس به اذن خدا پرنده‏اي مي‏شود.»
    ب: «بيّنه»:
    واژه «بيّنه» در لغت به معناي «دليل واضح» آمده است چه عقلي يا محسوس باشد.84
    برخي لغويين گفته‏اند كه (از ريشه بين) معني حقيقي آن انكشاف و وضوح بوسيله جداكردن و تفريق است و «آيه» «بيّنه» بمعني امري است كه كشف شده و از بين امور عادي جدا شده است.85
    قرآن كريم در مواردي از معجزات انبياء تعبير به «بيّنه» كرده است. مثال:
    «وَإِلَي‏ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَا لَكُمْ مِن إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبَّكُمْ هذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً»86
    «و به سوي [قوم‏] ثمود، صالح، برادرشان را [فرستاديم‏] گفت: اي قوم من، خدا را بپرستيد، براي شما معبودي جز او نيست، در حقيقت براي شما از جانب پروردگارتان دليلي آشكار آمده است. اين ماده شتر خدا براي شماست كه پديده‏اي شگرف است.»
    «أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ»87
    «آيا خبر كساني كه پيش از شما بودند: قوم نوح و عاد و ثمود و آنانكه بعد از ايشان بودند [و] كسي جز خدا از آنان آگاهي ندارد، به شما نرسيده است. فرستادگانشان دلايل آشكار برايشان آوردند.»
    ج: «برهان»:
    واژه «برهان» در لغت به معناي بيان - حجت و وضوح آن مي‏آيد.88
    و برخي لغويين بر آنند كه اصل كلمه «برهان» مصدر بَرَه به معني «ابيض» است. و به هر كلام روشني كه ابهام ندارد و امر واضحي كه خفاء ندارد، گويند. برهانان (قصص/ 32) به معني دو امر روشن و دو آيه واضح (دو معجزه) براي اثبات دعوت حضرت موسي (ع) است.89
    واژه «برهان» به معناي «دليل» هم مي‏آيد كه يك اصطلاح منطقي است90 و خارج از معناي لغوي است.
    قرآن كريم در برخي موارد واژه «برهان» را در مورد معجزات انبياء به كار برده است.
    براي مثال در سوره قصص پس از آنكه عصاي موسي (ع) و يد بيضاء را مطرح مي‏كند مي‏فرمايد:
    «فَذَانِكَ بُرْهَانَان مِن رَّبِّكَ إِلَي‏ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ»91
    «اين دو [نشانه‏] دو برهان از جانب پررورگار تو است [كه بايد] به سوي فرعون و سران [كشور] او [ببري‏]»
    و در سوره نساء مي‏فرمايد:
    «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِن رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً»92
    «اي مردم در حقيقت براي شما از جانب پروردگارتان برهاني آمده است و ما به سوي شما نوري تابناك فرو فرستاده‏ايم.»
    مفسران دو احتمال در مورد كلمه «برهان» در اين آيه مطرح كرده‏اند، يكي قرآن و ديگري پيامبر(ص).93 و اين در حالي است كه قرآن معجزه پيامبر اسلام (ص) است.
    د: «سلطان»:
    سلطان از نظر لغوي به معناي تسلط قهري است و به دليل و حجت نيز سلطان گويند چون بر قلوب افراد مسلط مي‏شود.94 قرآن كريم در برخي آيات تعبير «سلطان» را در مورد معجزه به كار برده است. مثال:
    «قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَي‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ...»95
    «پيامبرانشان به آنها گفتند درست است كه ما بشري همانند شما هستيم ولي خداوند بر هر كس از بندگانش بخواهد (و شايسته ببيند) نعمت مي‏بخشد (و مقام رسالت عطا مي‏كند) و ما هرگز نمي‏توانيم معجزه‏اي جز به فرمان خدا بياوريم.»96
    هـ : «معجزه»:

    اين واژه از ريشه «عجز» است. و لغويين معاني و استعمالات متعددي براي آنشمرده‏اند:
    1. برخي ريشه اين لغت را به معناي «تأخر از چيزي» مي‏دانند و از اين رو در مورد آخر و پشت هر چيزي به كار مي‏رود.97
    2. گروهي از لغويين اصل اين لغت را به معناي «ضعف» مي‏دانند.98 لغت «عاجز» از همين معناست و به زنان كهن سال نيز «عجوز» گويند.
    3. برخي لغويين آن را به معناي فوت چيزي (از دست رفتن) مي‏دانند.99
    4. برخي لغويين آن را به معناي «يافتن ضعف در ديگري» دانسته‏اند.100
    5. برخي لغويين آن را به معناي «ايجاد ضعف در ديگري» دانسته‏اند.101
    نتيجه:به نظر مي‏رسد كه ريشه اصلي لغت «عجز» همان «ضعف» است كه مقابل قدرت است. و اين ضعف داراي مراتبي است. و به همين لحاظ است كه به زنان كهن سال عجوز گويند چون ضعيف شده و طراوت و تحرك و زايش خود را از دست داده‏اند و به مؤخّر و پشت انسان نيز «عَجُز» گويند چون كه پست و ضعيف است و اعجاز ايجاد عجز يا يافتن عجز در ديگران است.

    ادامه دارد...


    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ در ساعت ۰۰:۱۷
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    در قرآن كريم لغت «معجزه» به معناي اصطلاحي (عمل خارق العاده كه گواه نبوت باشد) يافت نشد امّا در موارد متعددي اين لغت به شكل‏هاي گوناگون به كار رفته است.
    مثال: «عجوز» (هود/ 72 و صافات/ 135) كه مقصود همان ضعف و عجز در توليد فرزند است.
    «أعجزت» (مائده/ 31) كه مقصود همان ضعف و نفي اقتدار است.
    «معاجزين» (سبأ/ 38) كه استمرار حالت عجز است.
    «معجزي اللّه» (توبه/ 2) كه مقصود آن است كه خدا ضعيف نمي‏شود.
    «معجزين» (انعام/ 134 - فصلت/ 31 - نور/ 57 - عنكبوت/ 22)
    «ليعجزه» (فاطر/ 44) كه مقصود ايجاد عجز است.
    «اَعجاز» (قمر/ 20 - حاقه/ 7) كه مقصود ريشه‏هاي درخت خرماست كه بعد از كنده شدن از زمين حالت محروميت از مواد غذايي پيدا مي‏كند.
    نكته اول: «اعجاز» به هر صورت كه باشد ملازم با تأثير و تسلط و تفوق و حكومت است.102
    نكته دوم: جالب اين است كه لغت «معجزه» در روايات اهل بيت(ع) به معناي اصطلاحي به كار رفته است و لذا معلوم مي‏شود كه اين لغت از زمان ائمه(ع) كاربرد داشته و به جاي «آيه» به كار مي‏رفته است.

    براي مثال به اين روايت توجه كنيد:
    عن الصادق(ع): «المعجزة علامة للّه لا يعطيها الاّ انبياءه و رسله و حججه ليعرف به صدق الصادق من كذب الكاذب»103
    «معجزه علامتي الهي است كه آن را به غير از انبياء و رسولان و حجت‏هاي خويش عطا نمي‏كند تا بوسيله آن راستگوئي راستگويان از دروغگوئي دروغگويان باز شناخته شود.»
    دوم: معناي اصطلاحي معجزه:
    بحث معجزه حد اقل در چهار علم تفسير، علوم قرآن، اصول و كلام مطرح شده است.
    به برخي از قدماء نسبت داده شده كه آن را جزئي از علم اصول مي‏دانستند. (مثل شيخ طوسي و طبرسي)104
    برخي ديگر آن را در علم كلام (عقايد) مطرح مي‏كنند. (مثل خواجه طوسي و علامه حلي در تجريد الاعتقاد، صاحب نثر طوبي و ملا فتح اللّه كاشاني)105
    و بعضي مفسران آن را در لابلاي تفسير قرآن و به مناسبت معجزات انبياء مطرح كرده‏اند (مثل علامه طباطبائي در الميزان و آية الله طيب در اطيب البيان و...)106
    امّا گروهي نيز آن را در علوم قرآن مطرح كرده‏اند (مثل سيوطي
    در الاتقان و آيت اللّه معرفت در التمهيد)107
    ما در اين نوشتار بر آن نيستيم كه جايگاه حقيقي اين بحث را مطرح كنيم امّا شايد طرح مبحث اعجاز در علوم مختلف به جهت ابعاد گوناگون اين بحث باشد. كه هر گروهي از زاويه‏اي خاص بدان نظر كرده‏اند.
    و از آنجا كه اين بحث در علوم مختلف طرح شده، تعريفهاي متفاوتي نيز از آن ارائه شده كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‏كنيم:
    1. خواجه طوسي (ره) معجزه را اينگونه تعريف كرده‏است:
    «راهشناخت راستگوئي پيامبر اين است كه بدست او معجزه‏اي ظاهر شود و آن عبارت است از ثبوت چيزي كه معتاد نباشد و يا نفي چيزي كه معتاد باشد در صورتي كه خرق عادت بوده و مطابق ادعا واقع شود.»108
    و سپس علامه حلي در شرح اين كلام چندين شرط را مقرر مي‏كند:
    الف: امت شخص معجزه‏گر از آوردن مثل آن عاجز باشند.
    ب: معجزه از طرف خدا يا با امر او باشد.
    ج: معجزه در زمان تكليف باشد.
    د: معجزه بعد از ادعاي نبوت ظاهر شود و در زمان معجزه‏گر، مدعي نبوت ديگري نباشد.109
    و: آن عمل خارق عادت باشد.

    2. سيوطي در الاتقان معجزه را اينگونه تعريف كرده است: «امر خارق عادتي كه همراه با تحّدي و سالم از معارضه باشد.»110
    3. آيت اللّه خوئي (ره) در تعريف معجزه مي‏نويسد:
    «معجزه چيزي است كه مدعي منصب الهي مي‏آورد به طوري كه خرق عادت (خرق نواميس طبيعت) باشد و ديگران از آوردن مثل آن عاجز بوده تا شاهد صدق ادعاي آن منصب الهي باشد.»
    و سپس ايشان چند شرط را براي صدق ادعا مشخص مي‏سازد:
    الف: امكان صادق بودن ادعا باشد (محال عقلي نباشد، مثلا ادعاي خدائي نكند).
    ب: آنچه مي‏گويد بر طبق آن انجام دهد.
    ج: عمل او از مقوله سحر و علوم دقيقه (غريبه) نباشد.
    د: تحّدي (مبارزه طلبي) كند.111

    4. علامه طباطبائي (ره) در تعريف معجزه مي‏فرمايد:
    «معجزه عبارت است از امري خارج عادت كه دلالت كند ما وراء طبيعت در طبيعت و امور مادي تصرف كرده است. و اين به آن معنا نيست كه معجزه مبطل امر عقلي و ضروري است.112
    ايشان در جاي ديگر مي‏نويسد:
    «معجزه» يا آيه معجزه (بر حسب اصل تسميه) چنانكه از لفظش پيداست امر خارق العاده‏اي است كه براي اثبات حق و مقارن با تحّدي (دعوت به مقابله) تحقق پيدا مي‏كند... معجزه هر چه بوده باشد و به هر شكل و صورتي اتفاق بيفتد بالاخره امري است خارق العاده، و بيرون از نظام علل و معلولات و اسباب و مسبباتي كه عادتاً ما با آنها اُنس گرفته‏ايم و آنها را مي‏شناسيم.»113

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ در ساعت ۰۰:۲۳
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    5. ايجي كه از متكلمان اهل سنت است در تعريف معجزه مي‏نويسد:
    «معجزه بر حسب اصطلاح در نزد ما عبارت است از آنچه بوسيله آن قصد شود كه راستگوئي مدعي نبوت را ظاهر كند.»
    و سپس هفت شرط براي معجزه قرار مي‏دهد: كار خداباشد - خارق عادت باشد - كسي‏نتواند با آن معارضه كند - بدست مدعي نبوت انجام شود - موافق ادعاي او باشد - معجزه او را تكذيب نكند (بر خلاف ادعاي او سخن نراند) - معجزه قبل از ادعاي نبوت نباشد.114
    6. استاد مصباح يزدي مي‏نويسد:
    «معجزه عبارت است از: امر خارق العاده‏اي كه با اراده خداي متعال از شخص مدعي نبوت ظاهر شود و نشانه صدق ادعاي وي باشد.115

    7. برخي از نويسندگان در مورد معجزه نوشته‏اند:
    «دليلي كه براي صدق پيامبر در ادعايش آورده مي‏شود، معجزه نام دارد و آن عبارت است از تغيير در وجود - كوچك يا بزرگ - كه قوانين طبيعي را كه از طريق حس و تجربه بدست مي‏آيد به مبارزه مي‏طلبد.116
    نقد و بررسي:
    بررسي همه تعاريف و نقد آنها از حوصله اين نوشتار خارج است امّا مي‏توان گفت كه برخي از تعاريف ناقص و برخي ديگر قابل نقض بود. (جامع و مانع نبود) در اينجا به پاره‏اي از اشكالات آنها اشاره مي‏كنيم:
    1. يكي از شرايطي كه علامه حلّي در كشف المراد بيان كرده بود اين بود كه:
    مدعي نبوت ديگري در زمان او نباشد. تا معلوم شود كه معجزه از او صادر شده است. در حالي كه برخي پيامبران همزمان بوده‏اند مثل حضرت ابراهيم و لوط، پس ممكن است كه هر دو معجزاتي داشته‏اند.
    2. در تعريف‏هاي علامه طباطبائي (ره) از معجزه قيدهاي ديگري هم لازم بود مثل اينكه «معجزه مغلوب واقع نمي‏شود - ديگران از آوردن مثل آن عاجز باشند و...»
    3. در تعريف ايجي آمده بود كه «معجزه كار خدا باشد.»
    در حالي كه اين عين ادعائي است كه معجزه مي‏خواهد آن را اثبات كند كه لازمه آن صدق نبوت است. پس نمي‏تواند خود اين مطلب شرط معجزه باشد.
    و از طرف ديگر گفته بود كه معجزه راستگوئي (صدق) نبوت را ظاهر مي‏كند در حالي كه معجزه منحصر به اثبات ادعاي نبوت نيست بلكه هر منصب الهي (مثل امامت) را نيز اثبات مي‏كند.
    جمع بندي و نتيجه‏گيري:
    معجزه (آيه، بيّنه، برهان) عبارت است از چيزي (كار - سخن - شي‏ء) كه اين ويژگي‏ها و عناصر را داشته باشد:
    الف: خارق عادت باشد. يعني قوانين عادي طبيعت را نقض كند.
    البته معجزه به معني انجام محال عقلي نيست بلكه ارتكاب محال عادي است و نيز معجزه به معني شكستن قانون عليت نيست چرا كه تحت قانون عليت عام است و فقط علت آن امري غير مادي است.
    ب: از مدعي منصب الهي و پس از ادعاي آن واقع شود.
    پس اگر چيز خارق عادت قبل از ادعاي نبوت واقع شده باشد نمي‏تواند دليل ادعاي نبوت باشد. و نيز اگر كار خارق عادت بدون ادعاي منصبي از مناصب الهي واقع شود كرامت خوانده مي‏شود و معجزه اصطلاحي نيست.
    پ: همراه با تحّدي و مبارزه طلبي باشد؛ يعني ديگران را دعوت كند كه مثل آن را بياورند.
    ت: مغلوب واقع نشود و ديگران نيز از آوردن مثل آن عاجز باشند.
    يعني مثل سحر و اعمال مرتاضان و... نباشد كه تحت تأثير اراده قوي‏تر نقض مي‏شود. و يا از بين مي‏رود.
    ث: براي اثبات اموري باشد كه غير ممكن نباشد.
    پس معجزه نمي‏تواند براي اثبات محال عقلي (مثل ادعاي خدائي) يا محال نقلي (مثل ادعاي نبوت بعد پيامبر اسلام(ص)) باشد.
    ج: از امور شر نباشد كه موجب ضرر به ديگران شود چون با هدف معجزه (هدايت) سازگار نيست.
    چ: معجزه گواه صدق مدعي باشد.
    يعني آنچه كه ادعا شده همان واقع شود. براي مثال اگر ادعا كرده، كور را شفا مي‏دهد به جاي آن كر شفا پيدا نكند و نيز آن معجزه، آورنده خود را تكذيب نكند. مثلا به سخن آيد و بگويد اين مدعي دروغگو است.

    به عبارت ديگر در معجزه سه حيثيت و جهت وجود دارد:
    اول: جهت معجزه‏گر است (كه بايد مدعي منصب الهي و تحدّي كننده و... باشد و هدف او هم اثبات امر محالي نباشد.)
    دوم: جهت خود معجزه است. (كه بايد خارق عادت بوده و گواه صدق ادعا باشد و از امور شرّ هم نباشد.)
    سوم: جهت مردمي كه براي آنها معجزه صورت مي‏گيرد (كه بايد از آوردن مثل آن معجزه ناتوان باشند.)

    ادامه دارد...


    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ در ساعت ۰۰:۲۵
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از يك مسيحى كمتر نباشيم!
    توسط سادات در انجمن حکایات و توصیه های اخلاقی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۱۹, ۱۸:۲۸
  2. فضيلت فقر و عاقبت نيك آن‏
    توسط sorkh91 در انجمن احادیث معصومین (ع)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۰۷, ۱۵:۳۳
  3. ✍عمليات در محور كرخه - دزفول✦دومين عمليات غير كلاسيك محدود✦
    توسط افلاکیان در انجمن عملیات ها و یادمان های دفاع مقدس
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۱۳, ۲۲:۲۱
  4. يك بهانه گير را ارشاد كنيد...!!!
    توسط alex در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۴, ۱۷:۳۸
  5. يك كشف جالب در مورد حروف مقطعه قرآن
    توسط sshr در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۱۸, ۰۰:۱۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود