صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620

    مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با توجه به نزدیک شدن ماه شریف ذیحجه و عید غدیرخم به نظرم آمد تایپیکی با عنوان «مناقب علوی در منابع اهل سنت »ایجاد نمایم .سعی ما بر این است که مناقب حضرت امیر «علیه السلام»را ابتداءازکتب صحیح اهل سنت «صحیح بخاری و مسلم»،
    سپس از کتب سنن«ترمذی،نسایی،ابی داود،ابن ماجه،بیهقی»ومسانیدی«همچون مسند احمد»و مستدرک حاکم وجوامع«همچون جامع الاحادیث سیوطی»و معاجم«چون معاجم طبرانی»ومصنفات و رجال وطبقات و تواریخ «همچون تاریخ الاسلام ذهبی»،بیاوریم.


    از دوستان عزیز هم دعوت می شود که در این بحث شرکت کنند منتهی برای زیبا شدن مطالب اگر هر عنوان را در یک پست قرار دهند بهتر به نظر می رسد علاوه بر اینکه ذکر دقیق سند ضروری می باشد.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ در ساعت ۲۱:۴۶
    مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    1- صحیح بخاری :
    «ابی عبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن بردزبه الجعفی البخاری متوفی سنة256ه».
    بخاری با اینکه دل خوشی از امام علی «علیه السلام» ندارد وشاهد ش آن است که وی بر خلاف اهل سنت در بحث خلافت قائل به تثلیث است نه تربیع«اهل سنت معتقدند خلفای بعد از رسول خدا «صلی الله علیه وآله» چهار نفر بوده اند ولی وی از امام علی «علیه السلام»نامی به میان نمی آورد[1]وی همچنین عثمان را بر امام مقدم می دارد»[2]ولی با این حال مناقبی را ذکر می کند که قابل توجه است.

    الف:علی نفس پیامبر «صلی الله علیه وآله»است.

    بخاری در دو موضع این منقبت را ذکر می کند
    1- در باب «عمرةالقضاء»:
    ...وقالَ«صلی الله علیه وسلم» لِعَلِيٍّ: أَنْتَ مِنِّي وَأَنَا مِنْكَ.

    2-در باب «مَنَاقِبِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الْقُرَشِيِّ الْهَاشِمِيِّ أَبِي الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ»:
    وَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِيٍّ«أَنْتَ مِنِّي وَأَنَا مِنْكَ» وَقَالَ عُمَرُ تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» وَهُوَ عَنْهُ رَاضٍ.

    که در واقع این روایت بیان آیۀ شریفۀ مباهلهفَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ »هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:" بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
    که در این آیه خداوند متعال امام علی «علیه السلام» را نفس پیامبر«صلی الله علیه وآله» قرار داده است.

    ----------------------------
    [1] . الف:عَنْ ابْن وَهَب عَنْ یونس عَنْ ابن شهاب قالَ: عاشَ أبوبکر بَعْدَ أن اسْتَخلفَ سِنین وأشهُرا ً وعُمَر عَشَرَسنین حَجّها کلها وعُثمان إثنتَیْ عشرَة سَنة حَجّها کلها إلا سنتَیْن ومُعاویَة عشرین سَنة إلا أشهُرا ً حجّ حجّتین ویزید ثلاث سَنوات وأشهُرا ًو...ترجمه: ......: ابوبکر۲سال وچندماه خلیفه شدو عمر ۱۰سال خلیفه شد وهرسال هم به حج رفت وعثمان ۱۲سال خلیفه شدوبه جزدوسال هرسال به حج رفت ومعاویه ۲۰ سال چندماه کمترخلیفه شد و دوبار به حج رفت و یزید هم سه سال وچندماه خلیفه شدو...«تاریخ الأوسط للبخاری٬طبع حلب٬ جلد ۱ صفحه۱۱۰».
    ب: وُلِیَ أبوبکر سَنتَیْن وستّة أشهرووُلِیَ عُمَر عشرسنین وستةأشهر وثمانیةعشریوما ً ووُلِیَ عثمان ثِنتَی عشرة سنة غیراثنیْ عشریوما ً وکانتْ الفِتْنة خمْس سنین ووُلِیَ معاویة عشرین سنة ووُلِیَ یزیدبن معاویة ثلاث سنین وأشهر.ترجمه: ابوبکر ۲سال و۶ماه وعمر۱۰ سال و۶ماه و۱۸روز وعثمان ۱۲روز کمتراز ۱۲سال خلافت کردند وفتنه هم ۵ سال طول کشید و معاویه ۲۰ سال ویزیدهم ۳سال وچندماه خلیفه شدند.«تاریخ الأوسط ٬طبع حلب ٬ جلد۱ صفحه۱۱۰».
    درروایت اول اصلا ً امام علی «علیه السلام»راجزء خلفاء بعدازپیامبر«صلی الله علیه وآله» به حساب نمی آورد ودرروایت دوم تعبیری بسیارزشت بکارمی برد ودوران حکومت امام «علیه السلام»را به دوران فتنه تعبیرمی کند.

    [2] .عن ابن عمر: قال: کنّا فی زمن النبی (صلی الله علیه وآله) لانَعْدِلُ بأبی بکرأحدا ً٬ ثمّ عمر ٬ ثمّ عثمان! ثمّ نترُکُ أصحاب النبی(صلی الله علیه وآله) لانفاضِلُ بینهم.ترجمه: ما در زمان رسول خدا«ص» هیچ کس را همسان ابوبکر قرار نمی دادیم و بعد از او عمر و بعد از او عثمان !وبعدازاینها بقیه ی صحابه رسول خدا«ص»را رهامی کردیم و معتقد بودیم همۀ آنان باهم برابرند.«صحیح البخاری کتاب المناقب ٬باب مناقب عثمان٬ ح3630،چاپ دارالمعرفة،چهار جلدی».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ در ساعت ۲۲:۴۴
    مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام
    و تشکر از صدرا گرامی


    شهادت پيامبر (ص) درباره علی ع

    «رسول خدا (ص) در روز خيبر فرمود:اين پرچم را به مردى خواهم داد كه خداوند و پيامبرش را دوست مى‏دارد و خدا و پيامبر او را دوست مى‏دارند،و خداوند اين دژ را به دست او مى‏گشايد.

    پس مردم آن شب را در اين زمينه با هم صحبت مى‏كردند و از هم مى‏پرسيدند پيامبر (ص) پرچم را به چه كسى خواهد داد؟
    و چون صبح شد مردم گرد پيامبر جمع شدند و هر كدام اميدوار بودند كه پرچم به او داده شود،پيامبر فرمود:على بن ابى طالب كجاست؟
    گفتند يا رسول الله او از درد چشم رنج مى‏برد.

    فرمود: كسى را بفرستيد بيايد.
    پس على را آوردند،پيامبر آب دهان به چشمانش ماليد و دعا كرد و او شفا افت‏به طورى كه گويى اصلا دردى نداشته است.
    پس پرچم را به على داد،و على عرض كرد يا رسول الله،آيا با آنها بجنگم تا مثل‏ما مسلمان شوند،
    پيامبر فرمود:پيش از جنگيدن پيكى نزد آنان بفرست و بعد آنها را به اسلام دعوت كن و آنان را از حق خداوند بر ايشان آگاه ساز.
    به خدا سوگند هر گاه خداوند فردى را به وسيله تو هدايت كند بهتر است از شتران سرخ‏مويى كه مال تو باشند و تو آنها را در راه خدا انفاق كنى‏» (3) .
    على پرچم به دست لشكر را رهبرى مى‏كند.
    بر خلاف اصول و مقرراتى كه بايستى در جنگها مراعات شود،او پيشاپيش لشكر مى‏رود.
    سلمة بن اكوع مى‏گويد:«به خدا سوگند او با پرچم بيرون شد در حالى كه نفس مى‏زد و بسرعت گام برمى‏داشت.و من در پى او حركت مى‏كردم تا اينكه پرچمش را در زير آن دژ در تلى از سنگها فرو برد،يهوديى از بالاى آن دژ اطلاع يافت،گفت تو كيستى؟گفت منم على بن ابى طالب،يهودى گفت:شما برتريد اما به عنوان وحى به موسى نازل نشده است!سلمه مى‏گويد على برنگشت تا اين كه خداوند به دست وى آن دژ را فتح كرد» (4) .
    سلمه مى‏گويد:مرحب يهودى در حالى كه رجز مى‏خواند و مبارز مى‏طلبيد به جانب على آمد پس،على ضربتى بر او وارد كرد كه سر او را شكافت و او را از پا در آورد و باعث فتح قلعه شد (5) از ابى رافع خادم رسول الله نقل شده است كه او گفت:
    به همراه على بن ابى طالب-موقعى كه رسول خدا او را با پرچم خود گسيل داشت-بيرون رفتيم وقتى كه به نزديك قلعه رسيد،اهل آن قلعه بيرون شتافتند،على با آنان به جنگ پرداخت،مردى از يهود ضربتى بر او حواله كرد سپر على از دستش افتاد و او دست‏به درى كه نزديك دژ بود برد و آن را به جاى سپر خود به كار برد،آن در در دست وى بود تا جنگ پايان گرفت.هفت نفر كه من هم هشتمين آنها بودم سعى كرديم كه آن در را از اين رو به آن رو كنيم نتوانستيم‏» (6) .



    3-صحيح بخارى ج 5 ص 171 و صحيح مسلم ج 15 ص 178-179.
    4-سيره ابن هشام،ج 2 ص 335.
    5-مستدرك حاكم ج 3 ص 28-29.
    6-سيره ابن هشام،ج 2 ص 335.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۶:۲۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    بسیاری از فضائل و مناقبی را که شیعیان درباره علی بن ابیطالب نقل می‌کنند دارای سند و مدارک واقعی است که در کتابهای صحیح و مورد اطمینان اهل سنت هم نوشته شده است و نه تنها از یک راه بلکه از راه‌ها و سندهای گوناگون نقل شده است که دیگر جایی برای دودلی باقی نمی‌ماند. بسیاری از اصحاب، روایتهای بی‌شماری را در فضائل امام علی نقل کرده‌اند تا آنجا که ابن حنبل می‌گوید:

    « هیچ یک از اصحاب رسول خدا، دارای آنقدر فضائل زیاد نیست جز علی بن ابیطالب» ( مستدرک حاکم ج 3 ص 107- مناقب خوارزمی ص 3 و 19 – تاریخ الخلفا سیوطی ص 168 – صواعق المحرقه ص 72 – تاریخ ابن عساکر ج 3 ص 63 شواهد التنزیل حسکانی حنفی ج 1 ص 19)

    قاضی اسماعیل و نسایی و ابوعلی نیشابوری هم می گویند: « روایتهایی با سندهای درست در حق هیچیک از اصحاب نیامده است، جز آنچه در حق علی (ع) آمده است.» ( ریاض النظره طبری ج2 ص 82 – صواعق المحرقه ابن حجر ص 118 و ص 72)

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۰:۱۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    الإتقان في علوم القرآن

    جلال الدين السيوطي

    النوع الثمانون في طبقات المفسرين

    ...

    أما الخلفاء فأكثر من روى منهم عليّ ابن أبي طالب والرواية عن الثلاثة نزرة جدًا وكان السبب في ذلك تقدم وفاتهم كما ا ذلك هو السبب
    في قلة رواية أبي بكر رضي الله عنه لحديث ولا أحفظ عن أبي بكر رضي الله عنه في التفسير إلا آثارًا قليلة جدًا لا تكاد تجاوز العشرة‏.‏

    وأما عليّ فروى عنه الكثير وقد روى معمر عن وهب بن عبد الله عن أبي الطفيل قال‏:‏ شهدت عليًا يخطب وهويقول‏:‏ سلوني فوالله لا تسألون عن شيء إلا أخبرتكم وسلوني عن كتاب الله فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم أبليل نزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل وأخرج أبونعيم في الحلية عن ابن مسعود قال‏:‏ إن القرآن أنزل على سبعة أحرف ما منها حرف إلا وله ظهر وبطن وإن عليّ بن أبي طالب عنده من الظاهر والباطن‏.
    وأخرج أيضًا ن طريق أبي بكر بن عياش عن نصير بن سليمان الأحمسي عن أبيه عن عليّ قال‏:‏ واله ما نزلت آية إلا وقد علمت فيم أنزلت إن ربي وهب لي قلبًا عقولًا ولسانًا سئولًا‏


    وأما ابن مسعود فروى عنه أكثر مما روى عن عليّ وقد اخرج ابن جرر وغيره عنه أنه قال‏:‏ والذي لا إله غيره ما نزلت آية من كتاب الله إلا وأنا أعلم فيمن نزلت وأين نزلت ولوأعلم مكان أحد أعلم بكتاب الله مني تناله المطايا لأتيته‏.‏

    وأخرج أبونعيم عن أبي البحتري قال‏:‏ قالوا لعليّ‏:‏ أخبرنا عن ابن مسعود قال‏:‏ علم القرآن والسنة ثم انتهى وكفى بذلك علمًا‏


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    بخاری و حدیث منزلت

    وی در دو جا حدیث منزلت را نقل می کند:

    1-در باب مناقب امام علی «علیه السلام» که در این باب حدیث را به صورت کامل نیاورده.

    حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ سَعْدٍ قَالَ سَمِعْتُ إِبْرَاهِيمَ بْنَ سَعْدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ :

    «قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِيٍّ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى»[1].

    2-باب غزوۀ تبوک که ادامۀ روایت«الا انه لیس نبی بعدی» را آورده است.

    حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ شُعْبَةَ عَنْ الْحَكَمِ عَنْ مُصْعَبِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ إِلَى تَبُوكَ وَاسْتَخْلَفَ عَلِيًّا فَقَالَ أَتُخَلِّفُنِي فِي الصِّبْيَانِ وَالنِّسَاءِ قَالَ :

    «أَلَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَيْسَ نَبِيٌّ بَعْدِي وَقَالَ أَبُو دَاوُدَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ الْحَكَمِ سَمِعْتُ مُصْعَبًا»[2].


    [1]. صحیح البخاری ،باب مناقب علی بن ابی طالب القرشی الهاشمی ابی الحسن رضی الله عنه،حدیث،3639،ج2،چاپ دارالمعرفة،باشراف محمد بنیس.

    [2]. همان،باب،غزوةتبوک،ج2،حدیث4 322.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۶ در ساعت ۲۲:۳۷
    مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    مناقب امام علی «علیه السلام»در صحیح مسلم
    ابی الحسین مسلم بن الحجاج القشیری النیشابوری «م261ه»در کتاب صحیح خود که به گفتۀ ابو نعیم اصفهانی«ما تحت أدیم السماءکتاب اصح من کتاب مسلم »کتابی صحیحتر در زیر آسمان از این کتاب نیست دربارۀ امام علی «علیه السلام»روایاتی را بیان نموده است که بیان می شود:

    1- علی «علیه السلام» جزو اهل بیت پیامبر «صلی الله علیه وآله» و مصداق بارز آیۀ تطهیر است.

    باب: في فضائل أهل بيت النبي «صلى الله عليه وسلم»
    عن عَائِشَة: خَرَجَ النَّبِيُّ «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»[1]. پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم صبحگاهي از حجره خارج شد، در حالي که بر روي دوش او پارچه‏ اي از پشم خياطي نشده بود. حسن بن علي بر او وارد شد، او را داخل کسا کرد؛ آن‏گاه حسين وارد شد، او نيز در آن داخل شد. سپس فاطمه وارد شد، او را نيز داخل آن کرد، بعد علي وارد شد او را نيز در آن داخل نمود؛ آن‏گاه اين آيه را تلاوت کرد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيراً».

    2- امام علی«علیه السلام» نفس پیامبر «صلی الله علیه وآله وسلم» ومحبوب خدا و رسولش است و منزلت او در نزد پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله»همچون منزلت هارون نسبت به موسی است .

    حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ - وَتَقَارَبَا فِى اللَّفْظِ - قَالاَ حَدَّثَنَا حَاتِمٌ - وَهُوَ ابْنُ إِسْمَاعِيلَ - عَنْ بُكَيْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِى وَقَّاصٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِى سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلاَثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَلَنْ أَسُبَّهُ لأَنْ تَكُونَ لِى وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ ،
    1- سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِى بَعْضِ مَغَازِيهِ فَقَالَ لَهُ عَلِىٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِى مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نُبُوَّةَ بَعْدِى ».

    2- وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ « لأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ». قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ « ادْعُوا لِى عَلِيًّا ». فَأُتِىَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِى عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إِلَيْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ.

    3-وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ ( فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ « اللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلِى »[2].
    معاويه به سعد امر کرد که چه چيزي مانع شده است که تو ابوتراب علي (عليه‏ السلام) را دشنام نمي‏دهي؟ سعد در جواب معاويه سه چيز را ذکر مي‏کند که اگر یکی از آنها را می داشت برای او از شتران سرخ مو بهتر بود.1- حدیث منزلت در حق او 2-اوخدا ورسولش را دوست می دارد و خداو رسولش نیز او را دوست دارند3-علی «علیه السلام» جزو اهل پیامبر «صلی الله علیه وآله» است و او نفس پیامبر است.


    [1] .صحیح مسلم،باب فضایل اهل بیت،ح6155،چاپ دارالفکر،تک جلدی،ص1207.

    [2] .همان،باب فضائل علی بن ابی طالب رضی الله عنه،ح6111،ص1198.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۲:۱۱
    مناقب علوي«عليه السلام» در منابع اهل سنت
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    علی بن ابیطالب در روز احد
    در روز احد همانروز یکه بسیاری از کسانی که بعدها خلیفه مومنین شناخته شدند فرار کردند. شخصی استادگی کرد در برابر کفار و زخمهای بسیاری برداشت تا جایی که جبرئیل بر رسول خدا نازل شد و در شان این جوان چنین فرمود:
    المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - ص 148
    لا فتى إلا علي ولا سيف إلا ذو الفقار
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - پاورقى ص 91
    لا فتى إلا علي ولا سيف إلا ذو الفقار
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    البداية والنهاية - ابن كثير - ج 4 - پاورقى ص 54
    لا سيف إلا ذو الفقار لا فتى إلا علي .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 291
    لا سيف إلا ذو الفقار ، لا فتى إلا علي " .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    كشف الخفاء - العجلوني - ج 2 - ص 363
    لا سيف إلا ذو الفقار ولا فتى إلا علي
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    الموضوعات - ابن الجوزي - ج 1 - ص 381
    لا سيف إلا ذو الفقار ولا فتى إلا على
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    البداية والنهاية - ابن كثير - ج 7 - ص 293
    لا سيف إلا ذو الفقار ولا فتى إلا علي "
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    وقعة صفين - ابن مزاحم المنقري - ص 315
    لا سيف إلا ذو الفقار ، ولا فتى إلا علي
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 38
    لا سيف إلا ذو الفقار ولا فتى
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 1 - ص 240
    لا سيف إلا ذو الفقار : ولا فتى إلا على
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 12
    لا سيف إلا ذو الفقار ولا فتى إلا علي
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    البداية والنهاية- دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان||
    ينابيع المودة لذوي القربى- |دار الأسوة للطباعة والنشر||
    كشف الخفاء- دار الكتب العلمية - بيروت||
    الموضوعات- المكتبة السلفية - المدينة المنورة||
    وقعة صفين- المؤسسة العربية الحديثة للطبع والنشر والتوزيع – القاهرة
    المناقب- مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    فتح خیبر

    برای فتح خیبر رسول خدا ابتدا ابوبکر را با گروهی فرستاد شکست خوردند و فرار کردند.
    سپس عمر بن خطاب را با گروهی فرستادند و همان شد که قبلا شده بود.

    سپس حضرت رو به مردم کردند و چنین فرمودند:
    نيل الأوطار - الشوكاني - ج 8 - ص 55
    فإن هذه الغزوة هي التي قال فيه صلى الله عليه وآله وسلم : لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله ، فتطاول الناس لها فقال : ادعوا لي عليا فأتي به أرمد فبصق في عينيه ودفع إليه الراية ففتح الله عليه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 185
    يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله فتطاولنا لها فقال ادعو إلى عليا رضي الله عنه فاتى به أرمد فبصق في عينه ودفع الراية إليه ففتح الله
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 5
    يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يفتح الله على يديه فقاموا يرجون لذلك أيهم يعطى فغدوا وكلهم يرجو ان يعطى فقال أين على فقيل يشتكي عينيه فأمر فدعى
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 5 - ص 195
    فقال لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله أو يحبه الله ورسوله قال فاتيت عليا فجئت به أقوده وهو أرمد حتى اتيت به رسول الله صلى الله عليه وسلم فبسق في عينية فبرأ وأعطاه الراية وخرج مرحب فقال قد علمت خيبر انى مرحب * شاكي السلاح بطل مجرب إذا الحروب أقبلت تلهب فقال على انا الذي سمتني أمي حيدره * كليث غابات كريه المنظره أوفيهم بالصاع كيل السندرة قال فضرب رأس مرحب فقتله ثم كان الفتح على يديه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    سنن ابن ماجة - محمد بن يزيد القزويني - ج 1 - ص 45
    وسمعته يقول " لأعطين الراية اليوم رجلا يحب الله ورسوله " ؟
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 302
    . وسمعته يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله . قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لي عليا
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    فضائل الصحابة - النسائي - ص 16
    أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله أو قال يحبه الله ورسوله فدعا عليا وهو أرمد ففتح الله على يعني يديه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    السنن الكبرى - البيهقي - ج 6 - ص 362
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لأعطين الراية أو ليأخذن الراية غدا رجل يحبه الله ورسوله أو قال يحب الله ورسوله يفتح الله عليه فإذا نحن بعلى رضي الله عنه وما نرجوه فقالوا هذا على فأعطاه رسول الله صلى الله عليه وسلم الراية ففتحها الله
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    السنن الكبرى - البيهقي - ج 9 - ص 107
    يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يفتح الله على يديه فبات الناس يدوكون أيهم يعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله صلى الله عليه وسلم كلهم يرجو أن يعطاها فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم أين علي بن أبي طالب قالوا يا رسول الله هو يشتكى عينيه فأرسل إليه فبصق في عينه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 6 - ص 150
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله فلما كان الغد دعا عليا وهو أرمد فتفل في عينيه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    عمدة القاري - العيني - ج 14 - ص 213
    قال سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يفتح الله على يديه فقاموا يرجون لذلك أيهم يعطى فغدوا وكلهم يرجو أن يعطى فقال أين علي فقيل يشتكي عينيه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    عمدة القاري - العيني - ج 17 - ص 243
    قال لأعطين الراية غدا أو ليأخذن الراية غدا رجل يحبه الله ورسوله يفتح عليه فنحن نرجوها فقيل هاذا علي فأعطاه ففتح عليه .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    المصنف - ابن أبي شيبة الكوفي - ج 8 - ص 520
    ثم إن رسول الله ( ص ) أرسلني إلى علي فقال : ( لأعطين الراية اليوم رجلا يحب الله ورسوله أو يحبه الله ورسوله )
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    كتاب السنة - عمرو بن أبي عاصم - ص 594 - 595
    قال : لأعطين الراية اليوم رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله يفتح الله على ‹ صفحه 595 › يديه ، فدعا عليا فعقد له الراية فسار علي رضي الله وتلقاه مرحب فقتله وفتح الحصن .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    السنن الكبرى - النسائي - ج 5 - ص 46
    قال لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله أو قال يحبه الله ورسوله فدعا عليا وهو أرمد ففتح الله على يعني يديه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    خصائص أمير المؤمنين (ع) - النسائي - ص 49
    وسمعته يقول يوم خيبر : لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله فتطاولنا إليها ، فقال ادعوا إلى عليا ،
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مسند أبي يعلى - أبو يعلى الموصلي - ج 1 - ص 291
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله على يده قال فغدا الناس إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم كلهم يرجو أن يعطيه الراية قال أين علي بن أبي طالب
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    صحيح ابن حبان - ابن حبان - ج 15 - ص 377 - 378
    قال لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه قال فبات الناس ليلتهم أيهم يعطاها فلما مطرف الناس غدوا على رسول الله صلى الله عليه وسلم كلهم يرجو أن ‹ صفحه 378 › يعطاها فقال أين علي بن أبي طالب
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    المعجم الكبير - الطبراني - ج 6 - ص 152
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم خيبر لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه فبات الناس يذكرون ليلتهم أيهم يعطي فلما أصبحوا غدوا على رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أين علي
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    الاستيعاب - ابن عبد البر - ج 2 - ص 787
    قال لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله قال فجئت به أقوده أرمد فبصق النبي صلى الله عليه وسلم في عينيه ثم أعطاه الراية فخرج مرحب يخطر بسيفه فقال * قد علمت خيبرا أني مرحب * شاكي السلاح بطل مجرب * إذا الحروب أقبلت تلهب * فقال علي رضي الله عنه * أنا الذي سمتني أمي حيدرة * كليث غابات كريه المنظره * أوفيهم بالصاع كيل السندرة * ففلق رأس مرحب بالسيف وكان الفتح على يديه
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    التمهيد - ابن عبد البر - ج 2 - ص 218
    أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يفتح الله على يديه فذكر أن الناس طمعوا في ذلك فلما كان من الغد قال أين علي
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    الدرر - ابن عبد البر - ص 198
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله ليس بفرار يفتح الله عز وجل على يديه فلما أصبح دعا عليا
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 13 - ص 186
    فقال لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ، ويحبه الله ورسوله ، كرارا غير فرار ; فدفعها إلى أمير المؤمنين عليه السلام .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص 98 - 99
    ان رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : يوم خيبر لأعطين الراية غدا رجلا يفتح الله على يديه يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله ( 1 ) قال : فبات الناس يدوكون ‹ صفحه 99 › ليلتهم أيهم يعطاها فلما أصبح الناس غدوا على رسول الله ( ص ) كلهم يرجوا ان يعطاها فقال : أين علي بن أبي طالب
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    المواقف - الإيجي - ج 3 - ص 626
    ما بعث أبا بكر وعمر إلى خيبر فرجعا منهزمين ( لأعطين الراية اليوم رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله كرارا غير فرار ) وأعطاها عليا
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    كنز العمال - المتقي الهندي - ج 13 - ص 121
    بعث أبا بكر فسار بالناس فانهزم حتى رجع إليه وبعث عمر فانهزم بالناس حتى انتهى إليه ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله يفتح الله له ، ليس بفرار ، فأرسل إلي فدعاني
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي - ج 6 - ص 465
    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم خيبر لأعطين الراية غدا رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله فأعطاها عليا وهو أرمد فقال علي : أقاتلهم حتى يكونوا مثلنا فقال أنفذ على رسلك حتى تنزل بساحتهم ثم أدعهم إلى الإسلام وأخبرهم بما عليهم من حق الله تعالى فوالله إلخ
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    نيل الأوطار|الشوكاني|8|1255|مصادر فقهى مستقل|||1973||دار الجيل - بيروت - لبنان||
    مسند احمد|الإمام احمد بن حنبل|1|241|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار صادر - بيروت - لبنان||
    صحيح البخاري|البخاري|4|256|مصادر حديث سنى - فقه|||1401 - 1981 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع||طبعة بالأوفست عن طبعة دار الطباعة العامرة بإستانبول
    صحيح مسلم|مسلم النيسابوري|5|261|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار الفكر - بيروت - لبنان||طبعة مصححة ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة
    سنن ابن ماجة|محمد بن يزيد القزويني|1|273|مصادر حديث سنى - فقه|تحقيق وترقيم وتعليق: محمد فؤاد عبد الباقي||||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع||
    سنن الترمذي|الترمذي|5|279|مصادر حديث سنى - فقه|تحقيق وتصحيح : عبد الرحمن محمد عثمان|الثانية|1403 - 1983 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||سنن الترمذي وهو جامع الصحيح
    فضائل الصحابة|النسائي||303|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان||
    السنن الكبرى|البيهقي|6|458|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار الفكر||
    السنن الكبرى|البيهقي|9|458|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار الفكر||
    مجمع الزوائد|الهيثمي|6|807|مصادر حديث سنى - فقه|||1408 - 1988 م||دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان||طبع بإذن خاص من ورثة حسام الدين القدسي مؤسس مكتبة القدسي بالقاهرة
    عمدة القاري|العيني|14|855|مصادر حديث سنى - فقه||||بيروت - دار إحياء التراث العربي|دار إحياء التراث العربي||
    عمدة القاري|العيني|17|855|مصادر حديث سنى - فقه||||بيروت - دار إحياء التراث العربي|دار إحياء التراث العربي||
    المصنف|ابن أبي شيبة الكوفي|8|235|مصادر حديث سنى - عام|تحقيق وتعليق : سعيد اللحام|الأولى|جماد الآخرة 1409 - 1989 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||طبعة مستكملة النص ومنقحة ومشكولة ومرقمة الأحاديث ومفهرسة / راجعه وصححه وأشرف على إخراجه : مكتب الدراسات والبحوث في دار الفكر
    كتاب السنة|عمرو بن أبي عاصم||287|مصادر حديث سنى - عام|بقلم : محمد ناصر الدين الألباني|الثالثة|1413 - 1993 م||المكتب الإسلامي - بيروت - لبنان||
    السنن الكبرى|النسائي|5|303|مصادر حديث سنى - عام|دكتور عبد الغفار سليمان البنداري وسيد كسروي حسن|الأولى|1411 - 1991 م||دار الكتب العلمية بيروت - لبنان||يطلب من : دار الكتب العلمية بيروت - لبنان / ص . ب : 9424 / 11 تلكس : Le Nasher 41245 / هاتف : 366135 - 815573
    خصائص أمير المؤمنين (ع)|النسائي||303|مصادر حديث سنى - عام|تحقيق وتصحيح الأسانيد ووضع الفهارس : محمد هادي الأميني||||مكتبة نينوى الحديثة - طهران||
    مسند أبي يعلى|أبو يعلى الموصلي|1|307|مصادر حديث سنى - عام|حسين سليم أسد||||دار المأمون للتراث||
    صحيح ابن حبان|ابن حبان|15|354|مصادر حديث سنى - عام|شعيب الأرنؤوط|الثانية|1414 - 1993 م||مؤسسة الرسالة||
    المعجم الكبير|الطبراني|6|360|مصادر حديث سنى - عام|تحقيق وتخريج : حمدي عبد المجيد السلفي|الثانية ، مزيدة ومنقحة|1405 - 1985 م||دار إحياء التراث العربي||
    الاستيعاب|ابن عبد البر|2|463|مصادر حديث سنى - عام|علي محمد البجاوي|الأولى|1412|بيروت - دار الجيل|دار الجيل||
    التمهيد|ابن عبد البر|2|463|مصادر حديث سنى - عام|مصطفى بن أحمد العلوي ,‏محمد عبد الكبير البكري||1387|المغرب - وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية|وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية||
    الدرر|ابن عبد البر||463|مصادر حديث سنى - عام|||||||
    شرح نهج البلاغة|ابن أبي الحديد|13|656|مصادر حديث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهيم||||مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع||
    نظم درر السمطين|الزرندي الحنفي||750|مصادر حديث سنى - عام||الأولى|1377 - 1958 م||||
    المواقف|الإيجي|3|756|مصادر حديث سنى - عام|عبد الرحمن عميرة|الأولى|1417 - 1997م|لبنان - بيروت - دار الجيل|دار الجيل||
    كنز العمال|المتقي الهندي|13|975|مصادر حديث سنى - عام|ضبط وتفسير : الشيخ بكري حياني / تصحيح وفهرسة : الشيخ صفوة السقا||1409 - 1989 م||مؤسسة الرسالة - بيروت - لبنان||
    فيض القدير شرح الجامع الصغير|المناوي|6|1031|مصادر حديث سنى - عام|تصحيح أحمد عبد السلام|الأولى|1415 - 1994 م||دار الكتب العلمية - بيروت||
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود