صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه رستگار نشدن ولد زنا با عدل الهی می سازد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    چگونه رستگار نشدن ولد زنا با عدل الهی می سازد ؟




    باتوجه به وجود روایات متعدد در مورد رستگار نشدن ولد الزنا آیا این گونه روایات با عدل الهی منافات ندارد وآیا به جبر منتهی نمی شود؟

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    با سلام


    در باره ولد الزنا احادیث مختلفی در ابواب فقهی و کتب روایی وجود دارد که علماء ودانشمندان اسلام همه آنها را قبول نکرده اند. بلکه تعدادی از آنها را قبول کرده اند و البته در تفسیر آنها احتمالاتی مطرح شده است:
    1- این روایات به نحو قضایای خارجیه اند 1 به این معنا که این دسته از روایات اشاره به افراد خاصی در خارج دارند.

    2- این روایات به نحو قضایای حقیقیه اند به این معنا که ولدالزنا چه آنهایی که در عالم خارج اند و چه آنهایی که وجودشان فرض می شود، اینگونه هستند و البته این موجب جبر نمی شود چون هیچ منعی وجود ندارد که در عالم حقیقت و واقع این گونه باشد که ولد الزنا با اختیار خودش کارهایی انجام دهد که منجر به جهنم رفتن او شود.

    3- این روایات می خواهند بگویند که: نوعا چنین اشخاصی با اختیار خودشان وارد جهنم می شوند چون آمادگی بیشتری برای ارتکاب معاصی دارند همان طوری که فرزند بزرگ شده در خانواده بی مبالات به احکام شرع، بیشتر در معرض گناه قرار دارد و در واقع استعداد بیشتری برای روی آوردن به گناه در او وجود دارد.

    علامه مجلسی (ره) در بحار الانوار در ذیل روایت ابن ابی یعفور که می فرماید: ولد الزنا اگر کار خوبی بکند جزاء داده می شود و اگر مرتکب کار بدی گردد عقاب می شود، می گوید: این خبر موافق با آن چیزی است که در بین امامیه مشهور است و آن این که ولد الزنا مثل سایر مردم
    مکلف به اصول و فروع دین می باشد و اگر اسلام را اظهار نماید، بر او احکام مسلمین جاری می گردد و بر طاعات او ثواب و بر معاصی او عقاب داده می شود گر چه به صدوق و سید مرتضی و ابن ادریس(ره) نسبت داده شده است که عقیده شان این استکه :" ولد الزنا کافر است و لو این که کفر را اظهار نکند"،
    اما این قول با اصول مذهبشیعه سازگاری ندارد چون ولد الزنا با اختیار خودش کاری را انجام نداده است کهمستحق عقاب باشد و بدین جهت عذاب او ظلم و جور است
    (و الله لیس بظلام للعبید).

    و اما اخباری که در این باب وارد شده است باید توجیه شود و یکی از توجیهات این است که روایات حمل می شوند به جایی که ولد الزنا با اختیار خودش کاری را انجام دهد که سبب کفرش گردد و چون کافر شده وارد بهشت نمی گردد اما تا مادامی که این کفر را اظهار نکند به کفرش حکم نمی شود 2و این نزدیک به همان چیزی است که ما بیان کردیم یعنی روایات از یک واقعیت خارجی گزارش داده اند پس اگر در روایت آمده که کشتی حضرت نوح سگ و خوک را حمل کرد اما ولد الزنا را حمل نکرد.3 نه بدین معناست که آنها آمدند و آن کشتی آنها را حمل نکرد بلکه به این معناست که آنها با اختیار خودشان نیامدند که سوار کشتی شوند.
    و همین طور است روایاتی که بیان می کنند پی کننده شتر حضرت صالح(ع) ولد الزنابوده است 4و یا قاتل حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) هر دو ولد الزنا بوده اند.5
    و یا روایاتی که بیان می دارند ولد الزنا سه علامت دارد که یکی از آنها داشتن بغض اهل بیت(ع) است.6و این یعنی نوعا ولد الزنا در عالم خارج و واقع در مسیر خلاف قرار می گیرد و دوستدار اهل بیت(ع) نخواهد گشت، اهل بیت(ع) پاک بودند و محبت آنها در دلهای پاک می نشیند و اما ولد الزنا نوعا با اعمال سوء اختیاری خود، دل ناپاک برای خود فراهم می نماید و از این جهت محبّ اهل بیت(ع) نخواهد شد و از همین باب است محرومیت آنها از پاره ای از مناصب اجتماعی و معنوی مثل امامت جماعت و مرجعیت تقلید و .. که مفاد بعضی از روایات می باشد.7
    و یقینا حرمان از این مناصب غیر از حرمان از نجات در روز قیامت است مثلا یک فرد نابینا نمی تواند متولی بعضی از مناصب باشد. یا انسانی که خیلی فراموش کار است نمی تواند قاضی شود،
    حتی اگر در زندگی خود مرتکب کمترین گناهی نشده باشد، و داشتن حافظه خوب از شرایط نصب قاضی است.
    اما این محرومیت ها ربطی به سعادت و شقاوت شخص ندارد و همین طور است حال ولد الزنا و شاهد ما این است که در همان روایات ولد الزنا در کنار مجنون و جذامی و ... قرار گرفته است با این که کسی با اختیار خودش دیوانه یا جذامی نمی شود.

    زنازادگی علاوه بر این که نقایص روحی و درک را موجب می گردد، از نظر اجتماعی هم یک نوع منقصت محسوب می شود و خوش نامی را در پی ندارد زیرا از یک طرف زنا زاده محصول یک عمل ننگین است و از طرف دیگر در طول تاریخ زنا زاده ها کارنامه قابل قبولی را به نمایش نگذاشته اند و این مسلم است که در تصدی بعضی از مناصب، شخص باید از ویژگیها و صفاتی که موجب تنفر و دوری مردم می گردد بدور باشد و لو این که آن ویژگیها بدون اختیار بر او تحمیل شده باشند.
    اگر گفته شود او که گناهی را مرتکب نشده است؟
    در جواب می گوئیم نظام عالم بر مبنای اسباب و مسببات طراحی شده است، کسی که نابینا می شود یقینا عوامل ارثی یا محیطی و... در این نقص دخالت داشته اند که در اکثر موارد از حیطه اختیار او خارج بوده است.
    عوامل زیادی در نقص یا کمال فرزند دخالت دارد که در کتب مربوطه بدان پرداخته شده است و در اسلام هم دستورات زیادی برای جلوگیری از این نواقص و مشکلات، وارده شده است که مثلا زمان و مکان انعقاد نطفه چگونه باشد، مادر در دوران حمل از چه غذاهایی استفاده کند و....
    در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که فرمود:«ممراز تا هفت نسل پاک نمی شود. گفته شد که ممراز چیست؟ حضرت فرمود: فرزندی که ثمره ازدواج با مال حرام باشد»8
    و در باب تاثیر غذای حرام در روحیات انسان روایات 9و داستانهای زیادی در کتب روایی و
    تاریخی ذکر شده است که در این بین داستان شریک بن عبدالله نخعی خواندنی می باشد.10



    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    البته باید توجه داشت که هیچ یک از اینهایی که مطرح شد به عنوان علت تامه نیستند یعنی این گونه نیست که راه بسته باشد و اصلا برای ولد الزنا امکان رستگاری وجود نداشته باشد که اگر این بود، تکلیف به او معنا نداشت در حالی که همان طوری که بیان شد، فرزند زنا مکلف به اصول و فروع دین می باشد، بلکه ما گفتیم که عوامل محیطی و ارثی و دیگر عوامل می توانند تاثیر زیادی در انتخاب رفتار خاصی داشته باشند اما در عین حال انسان را مجبور به ارتکاب یک عمل خاصی نمی کنند و این انسان در تمام مراحل حیات خود، می تواند بر عوامل ارثی و محیطی فائق آید و در مسیر صحیح قرار گیرد و لذاست که به طاعات او ثواب داده می شود و به معصیتش عقاب.

    نتیجه این که برای پذیرش روایات منقوله در کتب روایی ملاکهایی وجود دارد که یکی از آنها صحت سند روایت می باشد و دیگری عدم معارضه متن روایت است با آیات قرآن و اصول مسلم اسلام و در باره روایاتی که در باب زنازاده (ولد الزنا) وارده شده است بر فرض پذیرش سند، باید بگوئیم که علمای شیعه و اصحاب به دسته ای از آنها به جهت مخالفت با اصول مذهب و آیات قرآن عمل نکرده اند و از آنها اعراض کرده اند و یا اگر عمل کرده اند از روایت همان را قصد کرده اند که ما تبیین کرده ایم.

    به عنوان مثال روایاتی را که گفته اند ولد الزنا وارد بهشت نمی گردد در صورتی کهمعنایش این باشد که و لو این که او از اهل اطاعت پروردگار باشد باز روانه جهنم میشود، طرد کرده اند چون با این آیه قران که می فرماید :
    «و لا تزر وازرة وزر اخری، هیچ بار برداری بار (گناه) دیگری را بر نمی دارد»11، سازگاری ندارد و لذاراهی برای پذیرش آن وجود ندارد مگر آن که همان توجیهی را بپذیریم که بیان آنگذشت.

    1منظور از قضایای خارجیه، گزاره هایی هستند که ناظر به مصادیق خارجیه اند مثل همه آنهایی که در مدرسه هستند کوشا می باشند در مقابل قضایای ذهنیه و حقیقیه که موضوع در اولی فقط در ذهن وجود دارد و در دومی موضوع اعم است از موجود فعلی و موجودی که وجودش فرض می شود ولی این که اصلا وجود پیدا نکند.

    2 بحار الانوار ج 5 ص 282 باب 12.

    3 بحار ج 5 ص 287 باب 12 و ج 11 ص 336 و باب 3 و ...

    4 بحار ج 5 ص 287 باب 12 و ج 11 ص 336 و باب 3 و ...

    5 مجمع البیان ج 6 ص 504.

    6 وسایل الشیعه ج 12 ص 283 باب تحریم اغتیاب المومن- بحار ج 27 ص 145 باب 5* و ج 72 ص 280 باب 71.

    7 وسایل الشیعه ج 8 ص 321 باب وجوب کون الامام بالغا...،کافی ج 3 375 باب من تکره الصلاة خلفه، من لا یحضره الفقیه ج 1ص 378 باب الجماعة و...،تهذیب الاحکام ج 3 ص 26، استبصار ج 1 ص 422.

    8 بحار ج 74 ص 417 و ج 100 ص 16.

    9 کافی ج 5 ص 225.

    10 او از فقهای قرن دوم هجری بود و قضاوت و تعلیم فرزندان مهدی بن منصور خلیفه عباسی را نپذیرفت اما دعوت شام مهدی را اجابت نمود و همین غذای حرام باعث شد که هم قضاوت در دستگاه ظلم و جور را بپذیرد و هم تعلیم فرزندان مهدی عباسی را.
    ر.ک: مروج الذهب ج 2 حالات مهدی عباسی- داستان راستان شهید مطهری ج 1 ص 129.

    11 سوره های انعام، آیه 164- اسراء، آیه 15- فاطر، آیه 18- زمر، آیه 7.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    به کتاب و فکر علاقمندم
    نوشته
    274
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1372



    با تشکر از توضیحات جناب رضای گرامی.
    برخی از روایاتی که ذکر نموده اید به مبحث «عدل الهی و مجازات نسل » که در تاپیک جدایی گفتگو می شود کمک می کند.
    اگر زحمتی نیست انجا هم تشریف بیاورید.

    البته ولد زنا دو گروهند گروهی که والدها یشان با اختیار مرتکب خلاف شدند و گروه دوم ولد زنایی که والده اش مورد تجاوز بوده . که من شدیدا موافق سقط درمانی در ولدزنای ناشی از تجاوز جنسی هستم
    انشاء الله در فرصت مناسب که در مورد سقط بحثی خواهم داشت. مفصلتر خواهم نوشت.

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما پاسخ به سؤالی در خصوص رابطۀ ولدالزنا با رستگاری و اشکالی به عدل الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط آرزومند نمایش پست ها
    باتوجه به وجود روایات متعدد در مورد رستگار نشدن ولد الزنا آیا این گونه روایات با عدل الهی منافات ندارد وآیا به جبر منتهی نمی شود؟
    با سلام و تشکر



    درباره فرزند نامشروع (ولدالزنا) از دو ديدگاه سخن مى‏ توان گفت:

    1) ديدگاه كلامى:
    2) ديدگاه حقوقى و احكام شرعى:

    در این مجال با توجه به سؤال پرسشگر محترم، از انجائیکه در ديدگاه کلامی معمولاً به اين گونه مسائل پرداخته مى ‏شود، ما نیز صرفاً از زاویۀ کلامی موضوع را در قالب پاسخ به 3 سؤال بررسی می کنیم:

    سؤال اول) وضعیت ولدالزنا در سیر مراتب کمال چگونه است:
    1) مى‏ تواند مانند ديگران مراتب كمال انسانى را طى كند؟
    2) اصلاً نمى‏ تواند؟
    3) طى مراتب كمال براى او ممكن، ولى مشكل‏تر است؟

    مشهور متكلمين، به وجه سوم، پاسخ مثبت مى ‏دهند.

    سؤال دوم) آيا اين نقصان براى فرزند نامشروع ظلم از ناحيه خداوند به او نيست؟

    پاسخ متكلمين مركب از دو جزء است: اولاً: ظلمى اگر هست از ناحيه زناكار است نه خداوند. ثانيا: ترازوى عدالت الهى براى هر كس به حسب افعال اختيارى او و استعدادهاى ذاتى او است و عمل نيك از او (كه طى مراحل كمال براى او مشكل‏تر است) چه بسا بيش از همان عمل از ديگران پذيرفته شود و گناه او نيز به همان دليل كمتر از ديگران عذاب داشته يا زودتر بخشيده مى‏ شود. تولد از زنا درست مانند تولد ناقص‏ الخلقه است. چگونه اگر فرزند با دست فلج متولد شود امكانات جسمى او كمتر از ديگران است ولى به هرحال مى‏تواند راه تكامل را طى كند و در فعاليت‏هاى مادى و معنوى به درجات قابل توجهى برسد كه حتى برخى از افراد سالم به دليل تنبلى يا سستى به آن نمى‏ رسند، فرزند نامشروع نيز مى‏تواند با تلاش و پشتكار و امداد از خداوند متعال به كمال مادى و معنوى برسد.

    اگر بخواهیم موضوع را بشکافیم گفتنی است: در فرزند ولدالزنا و نامشروع، به دليل وضعيت خاص انعقاد نطفه، يك جنين از راه غيرمشروع، در حالیکه شدیداً متأثر از روحيه حاكم بر مادر است پديد می آید. چنين فرزندي, نوزاد متولد شده از راه گناه, گرايش هاي قوي تري نسبت به گناه دارد و اين به دليل سنن و قوانين متناسب بر عالم مادي است كه يك سلسله علل و عوامل در موجودي اثر گذاشته و آن موجود نيز از اين سلسله علل و عوامل اثر مي پذيرد. اما در عين حال, در ميان موجودات خاكي, انسان از ساختار و ويژگي خاصي برخوردار است و آن نيز به دليل تركيب حقيقت انساني است كه معجوني از اين سو جسم و آن سو يعني روح مي باشد.

    مكانيزم وجود آدمي به صورتي تعبيه شده است كه مي تواند در مقابل يك سلسله علل و عوامل در اين دنيا مقاومت كرده و از آنها متأثر نگردد بلكه جلوي روند تأثيرگذاري آنها را بگيرد. به دليل وجود آگاهي, انتخاب, آزادي و اراده در آدمي, وي مي تواند علي رغم قرار گرفتن در يك فشار مستقيم از علل و عوامل مادي و فرامادي, مقاومت كرده و روند اثرگذاري آنها را خنثي نمايد. يك فرد زنازاده مي تواند با تعميق آگاهي و انتخاب راه درست و عمل بر طبق آن برخلاف جرياني حركت نمايد كه والدين او, براي او به وجود آورده اند, بلكه مقابله با اين جريان طبيعي مقاومت زيادي مي خواهد و سختي هاي فراواني را فرا روي انسان قرار مي دهد ولي خداوند متعال به دليل همين فشارها, اجر كسي را كه برخلاف روند عمومي خويش به سوي صلاح و اصلاح تغيير داده دوچندان خواهد كرد.

    سؤال سوم) اگر فرد زنازاده به دليل اثرگذاري گناه آلود والدين خويش جبرا" به سوي گناه فرو مي غلطيد آيا مجازات او معني داشت؟

    كيفر الهي در جايي مطرح است كه در مقابل انسان راه خوب و بد وجود داشته و او توانايي بر انتخاب و عمل به يكي از دو طرف را داشته باشد تا بتواند مورد مؤاخذه قرار گيرد. پس همين كه نسبت به فرزند زنازاده بحث جزا و كيفر مطرح مي شود, دليل است بر اين حقيقت كه وي داراي اراده و اختيار بوده و مي توانسته مسير خويش را تغيير دهد. بنابراين, تولد نوزاد از راه غيرمشروع خلاف نظام عالم مادي نبوده و از اين رو برخلاف عدل الهي نيست, وجود آزادي و اراده و آگاهي در فرد زنازاده اي به اقتضاي سنن حاكم بر وجود آدمي است و اين خود از عدل الهي به شمار مي رود, كيفر فرد زناكاري كه علي رغم وجود اختيار و آگاهي مي توانسته راه خود را تغيير دهد و نداده است نيز در چارچوب عدل الهي است.


    در صورتیکه مایل به بحث حقوقی و شرعی ان هم هستید بفرمایید تا نکات آن پیوست شود.


    ... موفق باشید


    منبع: نرم افزار پرسمان.

    چگونه رستگار نشدن ولد زنا با عدل الهی می سازد ؟

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    سخن حق - مطالعه-نوشتن
    نوشته
    887
    حضور
    23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    در فرزند ولدالزنا و نامشروع، به دليل وضعيت خاص انعقاد نطفه، يك جنين از راه غيرمشروع، در حالیکه شدیداً متأثر از روحيه حاكم بر مادر است پديد می آید. چنين فرزندي, نوزاد متولد شده از راه گناه, گرايش هاي قوي تري نسبت به گناه دارد و اين به دليل سنن و قوانين متناسب بر عالم مادي است .
    سلام و درود برجناب مستطاب استاد صدیق و کاربران محترم

    استاد با توجه به این بخش از مطالب عنوان شده توسط جنابعالی استنباط حقیر بدینگونه است :

    اولاً اینکه بدلیل همین سنن حاکم بر عالم ماده و گرایش ذاتی این افراد به سوی گناه عدل الهی ایجاب می کند که در برخورد با این افراد این مسئله در نظر گرفته شود!
    و با توجه به اینکه علارغم وجود اختیار در این افراد به دلیل سنن حاکم بر عالم ماده کار دشواری پیش رو دارند!!!!

    دوماً اینکه این افراد در صورت موفقیت و قرار گرفتن در راه حق و حقیقت اجر و پاداشی متناسب با سختی مسیری که طی نموده اند دریافت می کنند!!

    آیا این برداشت حقیر از مطالب جنابعالی صحیح است !!!

    یا علی
    قضاوت :
    به نام خالق عشق ،* به نام تجلي عشق (انسان) ، *به نام دلتنگي و بي قراري عاشق ،* به نام پذيرنده ي عشق (انسان) ،* به نام خاكي كه عشق در آن بارور شد (انسان)، *به نام آنكه بار آسمان ها و زمين را بدوش مي كشد(انسان) ،* و به نام عشق و همه ي عشق آفرينان
    «قضاوت»
    «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    157
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    436

    عدل الهی و ولدالزنا




    نقل قول نوشته اصلی توسط سید مهران نمایش پست ها
    باتوجه به وجود روایات متعدد در مورد رستگار نشدن ولد الزنا آیا این گونه روایات با عدل الهی منافات ندارد وآیا به جبر منتهی نمی شود؟
    به نظرم این مطلب صحیح نمی باشد چرا که با اختیار و آزادی آدمی سازگار نیست؛ از طرفی در طول تاریخ انسانهای زیادی بوده اند که با اینکه ولدالزنا بوده اند ولی با ایمان از دنیا رفته اند.
    نکته قابل توجه این است که انسانهای ولدالزنا تمایل و گرایش بیشتری نسبت به گناهان دارند و کشش کمتری به معنویات و مباحث اخلاقی دارند؛ لذا اگر چه برای آنان سخت است اما باز می توانند متدین باشند و بنده با ایمانی از دنیا روند، پس ولدالزنا بودن به معنای جهنمی بودن نیست.
    اما اینکه چرا این انسان ها گرایش بیشتری به بدی ها دارند به خاطر تاثیر نطفه آنان است و خداوند سبحان در این قضیه بی تقصیر است و گناه بچه بر گردن پدر و مادر اوست؛ اما چون خداوند متعال عادل است این مقدار را قطعا جبران می کند و نسبت به آنها توجهی خاص دارد و اگر آنان یک قدم به سمت خداوند بردارند، خداوند حکیم ده ها قدم به سمت آنان بر می دارد تا جبران این کمبود باشد.
    ویرایش توسط فرقان : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۲۰:۴۲

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    فلسفه - فلسفه ی اخلاق - موسیقی - مکانیک - حساب دیفرانسیل
    نوشته
    23
    حضور
    33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    - این روایات می خواهند بگویند که: نوعا چنین اشخاصی با اختیار خودشان وارد جهنم می شوند چون آمادگی بیشتری برای ارتکاب معاصی دارند همان طوری که فرزند بزرگ شده در خانواده بی مبالات به احکام شرع، بیشتر در معرض گناه قرار دارد و در واقع استعداد بیشتری برای روی آوردن به گناه در او وجود دارد.
    نوعا این برخورد را با روایات و آیه ها می بینم. یعنی با گفتن عبارت "این روایت می خواهد بگوید" یا "منظور این بوده است" توضیحاتی داده می شود که با متن صریح آیه و روایت تناقض دارد. درست است که برای تفصبر می توان و باید به مطالب دیگر و آیه و روایات دیگر نیز رجوع شود، ولی این کار در جایی مدخلیت دارد که مضمون کلام گنگ باشد. بنده این کارها را چیزی جز آنچه نامش را ماله کشی می گذارم نمی دانم. و مطابقط دادن متنی تاریخی و ثابت با عقاید و هنجارهای اجتماعی انسان که هر روز در حال تغییر است. حکم بریدن دست در زمان پیغمبر بر خلاف هنجار جامعه ی آن زمان نبوده. حال ما به جای این که حکمی انتخاب کنیم که با شرایط اجتماعی خودمان بخواند سعی می کنیم تفسیری از این حکم بسازیم که به شرایطمان بخورد. در مورد باورهای علمی هم همین امر صادق است. باور عموم و حتی فلاسفه از زمان یونان باستان بر این بوده که آسمان هفت طبقه دارد و این باور در عربستان هم رواج داشته. حال ما سعی می کنیم دلیلی علمی برای این باور غلط بتراشیم. به نظر حقیر این راه بسیار نادرستی ست
    If we can really understand the problem, the answer will come out of it, because the answer is not separate from the problem

    Jiddu Krishnamurti

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    386
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1264

    آیا فرزند نامشروع می تواند به بالاترین درجات کمال دست یابد؟




    با سلام خدمت دوستان عزیز و کارشناسان محترم
    حتما تا به حال احادیث زیادی درباره فرد ولد الزنا شنیده اید، مثل اینکه همه قاتلین ائمه علیهم السلام ولد الزنا بوده اند، و یا احادیثی درباره احکام مربوط به ولد الزنا، مثلا اینکه ولد الزنا نمی تواند امام جماعت یا مرجع شود.
    اما نکته بعدی این است که آیا ولد الزنا می تواند به بالاترین درجات کمال برسد؟ مانند یک عارف واصل یا نمیتواند؟

    به نظر شما چرا ولد الزنا به خاطر گناه پدر و مادر خویش باید از این مزایا محروم شود؟

    با تشکر
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۰۸ در ساعت ۲۱:۳۴
    یک چند در این مدرسه ها گردیدم....از اهل کمال نکته ها پرسیدم

    یک مسئله ای که بوی عشق آید از آن .... درعمر خود از مدرّسی نشنیدم

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل تهذیب ورزش
    نوشته
    133
    حضور
    20 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    549



    با عرض سلام بله میتواند.

    روایتی شنیده ام که امیر المومنین علی (ع) چندین ولدالزنا رو تربیت کرده و به مقام رفیع شهادت رسانده اند.
    .::یار دلارام دل برده از ما آرام و آرام الحمدالله::.

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود