صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه 1: براهین اثبات خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    80
    حضور
    1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    137

    شبهه 1: براهین اثبات خدا




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت همگی
    طبق قولی که به دوستان داده بودم که شبهاتی که خانم یا آقای sasan2012 گذاشته بودند و قرار شده بود که بعد از 40 روز که آنها را تفکیک کنند تا هم سنگین نباشند و هم باعث نشود درست به آنها پرداخته شود ولی این کار رو نکرد من این پست های جدا از هم رو می ذارم ان شاءالله که مفید واقع شود و خیر باشه
    شبهات دینی من(sasan2012) : این شبهات سنگین بوده و خواهشا چنانچه احساس می کنید که در باعث ضعف عقائد شما می شود اکیدا از خواندن آنها اجتناب کنید . با تشکر


    1- در حالی که امروزه تقریبا همه برهانهای خداشناسی به شدت زیر سوال رفته اند و بر بعضی از آنها به طور کامل خط بطلان کشیده شده است ، چگونه می توان هنوز به وجود خدا باور داشت ؟ قوی ترین برهانهای خداشناسی ، برهان نظم و علیت می باشد . این براهین در هزاره های پیشین توسط دانشمندان یونانی و بعد مسیحی ابداع شدند و از همان زمان نیز مورد مخالفت شدید قرار گرفتند . ابوعلی سینا هر دو این نظریات را رد کرده بود . دیوید هیوم 25 سال بر روی این نظریه (برهان نظم) مطالعه کرد و مطالعات خود را تحت کتابی به عنوان محاورات به تألیف در آورد و نهایتا به شکست خود در اثبات این نظریه اعتراف کرد . شهید مطهری نیز در این زمینه تحقیقاتی به عمل آورد که نهایتا به نتیجه قابل ذکری نرسید و در عصر حاضر آیت الله جوادی آملی با قاطعیت می گوید : "هرگز برهان نظم بدون استمداد از براهین دیگر، توان اثبات ذات واجب را ندارد". وقتی که بزرگترین براهین خداشناسی چنین مورد نقض قرار می گیرند ، تکلیف سایر براهین کم اهمیت تر چه می شود . کار اثبات خدا چنان به تنگنا کشیده است که شخصی مانند پاسکال ، نظریه دفع خطر احتمالی را عنوان می کند که بیشتر به سفسطه می ماند تا یک برهان علمی . طبق این نظریه اگر خدایی نباشد( البته تاکید پاسکال بر خدای مسیحی و تثلیث است ) که هیچ ، ولی اگر خدایی باشد و در آن دنیا ما را مؤاخذه کند چه ؟ پس عقل سلیم می گوید که بهتر است خدا را قبول داشته باشیم . یک مسلمان می تواند این نظریه را برای الله به کار ببرد و یک بت پرست برای بت ها و هر کس از هر دینی می تواند این نظریه را برای خدایان و الهگان خود به کار ببرد و حتی یک شیطان پرست نیز می تواند ادعا کند که اگر تابع شیطان نباشید بعد از مرگ احتمالا روح شما را مجازات خواهد کرد پس بهتر است تنها به شیطان پناه ببرید تا از مجازات احتمالی در امان بمانید ! حتی بعضی رو به برهانهای احساس و فطرت و امیال درونی و میل به پرستش و ... می آورند در حالی که هنوز موجودیت فطرت و احساس و... و همچنین ماهیت و خواستگاه آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد و برای اثبات خدا از طریق این براهین ابتدا باید خود فطرت و احساس اثبات شوند و سپس از آنها برای اثبات خدا استفاده کرد . به عنوان مثال یک انسان درستکار ممکن است بگوید احساس می کند که باید به جامعه خدمت کند و آن را اصلاح کند و یا یک بزهکار بگوید احساس می کند که باید از همان جامعه انتقام تمام رنجهایش را بگیرد . هر دو از احساس حرف می زنند ولی نوع احساس آنها تفاوت دارد و مسلما هر دو احساس به طور همزمان و موازی نمی توانند درست باشند .
    ویرایش توسط حرم امن الهی : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۳:۵۶

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    80
    حضور
    1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    137



    من خیلی اطلاعات ندارم ولی یه چیزایی براتون می نویسم ان شا الله که مفید واقع بشه
    جناب ساسان یا هر کسی که آگاه در این باب هست کجای براهین خداشناسی (نظم یا علیت)رد شده که اینو عنوان می کنید می تونید بگید؟
    می تونید متن کامل یا کلیپ سخنی که آقای جوادی که این نظری که گفتید دادن رو بذارید تا بفهمیم منظور ایشون چی بوده
    نظریه پاسکال هم مال پاسکال نیست و مال امام صادق خودمونه و این نظریه هم به طور کامل درسته که براتون می نویسم و دفع احتمالات مخصوصا احتمالات با عقوبات سنگین و با دلایل بسیار امری عقلی است :
    اگر آخرتی وجود نداشت و همه به عدم رسیدیم (اول عدم واقعی رو تصور کنید) هیچ فرقی می کنه که هر کدام چه کار کردیم اینکه هر کدوم از کار خود پشیمان یا خوشحال می شویم مال اینه که هنوز هستیم و به عدم نرسیدیم وگر نه برا ی عدم هیچ چیز فرقی نداره و درکی نداره و اصلا نیست که بخواد درک کنه اصلا عدم واقعی برای ما که موجودیم به طور کامل قابل درک نیست حال اگه آخرتی وجود داشت کی ضرر می کنه "این برهان فقط در موقعی ذکر میشه که
    1. افراد بسیاری اونو تایید کرده باشن
    2. اون افراد به راستگویی و اخلاق نیکو شناخته شده باشندتا ما بدونیم که راست میگن (کسانی نباشن که خودشون دروغ گو هستند و اخلاق ناپسندی دارن چون به راحتی برای اثبات خودشون دروغ میگن)
    به نظر شما به حرف کدوم یک از افراد میشه اعتماد کرد فرد بزهکار یا فرد درستکار
    3. با فطرت به طور کامل هماهنگ باشند
    4. براهین زیاد دیگه ای هم در باب اون وجود داشته باشه ولی کسی نخواد اونا رو بپذیره و برای مواردی مثل شیطان پرستی و ... که هیچ دلیل و برهانی جز همین حرف ندارن صادق نیست پس این اصلا سفسطه نیست بلکه عقلایی است با وجود این برای شما چند برهان می نویسم گه می تونید رد کنید یا از کسی بخواید ردش کنه یه بار دیگه هم برید براهین نظم و مخصوصا علیت رو بخونید و دلیل رد شدن اونا رو برام بنویسید
    اثبات خدا:
    من اثبات ها را به شکلی ساده می نویسم تا همه بتوانند از اون بهره بگیرند.
    این اثباتی که می نویسم شاید یه خورده جدید باشه
    دوست عزیز شما فکر کنید که خدایی وجود نداشت پس چرا هر موجودی دارای محدودیته این محدودیت از کجا اومده و همین طور در مورد قوانین حاکم بر نظام هستی چرا این نظام هستی باید طبق قائده و قانونی فعالیت کنه
    همه این محدودیت ها و قانون ها مثلا اینکه نه شما می توانید من باشید و نه من می توانم شما باشم از چیست یا اینکه چرا قانون جاذبه در مورد اجسام کوچک بسیار کمه در حالی که اگر محدود کننده ای نبود هم شما من بودید و هم اجسام کوچک هم دارای هم جاذبه کم و هم جاذبه زیاد بودند
    اثباتی دیگر:
    شاید درک این اثبات مقداری سخت باشه ولی ان شا الله که کارساز باشه
    دوست عزیز همین که وجودی مثل من یا شما یا حتی موجوداتی دیگر وجود دارند ملزوم وجود یک تعریف برای آنهاست یعنی تا وقتی که برای آنها تعریفی نباشه قابلیت وجودی پندا نمی کنند واین تعاریف هم نیازمند یک معرف است به زبانی ساده تر اینکه هر موجودی دارای ماهیت است نیازمند این است که آن ماهیت قبلا تعریف شده باشد

    حال اگر لزوم وجود خدا مشخص شد به این سمت می رویم که صفات آن را شناخته و بفهمیم که چرا یکی است
    همون طور که در بالا ذکر کردم خدا خود معرف و قانون گذار است که نه برای ما تعریفی دارد و نه تحت قانونی است
    چون اگر دارای این صفات باشد پس خود دارای خدایی دگر است حال به نظر شما ما می توانیم 2واجب الوجود را تصور کنیم که تحت هیچ قانون و محدودیتی نباشند اگر چنین باشه که نمی تونه باشه برطبق اون چیزی که گفتم که اگر قانون و محدودیتی نباشه هم من می تونم شما باشم و نم شما من چون هیچ قانونی نیست و محدودیتی وجود نداره که حد و مرز رو مشخص کنه پس این دو با هم یکی هستند یعنی دومی اولی و اولی دومی است پس باز هم یکی هستند
    ان شا الله که چیزهایی که گفتم تاثیر گذار بوده باشه
    باز هم اگر مشکلی درباره این براهین داشتید بنویسید تا اگر خدا فرصتی داد جواب دهم
    یا حق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    قبل از ورود به بحث از دوستان خواهشي داشتم
    بزرگواران تا جايي كه ممكن است مطالب خود را در پست هاي كوتاه و با تيتر بزرگ بنويسيد تا مشكل مطالعه از طرف كاربران برطرف شود
    ممنون

    واما خدمت دوست بزرگوار جناب ساسان

    نقل قول نوشته اصلی توسط moein252 نمایش پست ها
    در حالی که امروزه تقریبا همه برهانهای خداشناسی به شدت زیر سوال رفته اند و بر بعضی از آنها به طور کامل خط بطلان کشیده شده است ،


    اين جمله شما ادعايي بيش نيست

    كجا برهان صديقين و برهان وجوب و ديگر براهين زير سوال رفته ؟؟؟چه كسي اين براهين را زير سوال برده؟؟؟
    با چه براهيني اين برهانها را زير سوال برده اند؟؟؟ بفرماييد

    خط بطلان بر روي كدام يك از براهين خدا شناسي كشيده شده است ؟؟؟ بفرماييد

    نقل قول نوشته اصلی توسط moein252 نمایش پست ها
    چگونه می توان هنوز به وجود خدا باور داشت ؟


    اعتقاد به خدا با براهين عقلي است و نزديك ترين برهان به انسان برهان فطرت است و انسان بالوجدان درك مي كند كه خالقي او را افريده است و در تنگناهاي دنياي مادي و زماني كه زير پايش سست مي شود بالفطرت درك مي كند كه موجودي است كه تكيه گاهش است

    ان موجودي كه انسانها بالفطرت بدان چنگ مي زنند خداست
    در اين باره بيشتر هم مي توانيم بحث كينم

    نقل قول نوشته اصلی توسط moein252 نمایش پست ها
    قوی ترین برهانهای خداشناسی ، برهان نظم و علیت می باشد


    نمي دانم با چه استدلالي قوي ترين برهان خداشناسي را برهان نظم مي دانيد
    برهان نظم نهايت كاري كه مي كند اثبات خالق براي عالم است در مقابل كساني كه عالم ماده را مخلوق ذي شعوري نمي دانند

    برهان نظم اثبات خالق براي عالم مي كند وهنوز هم مورد بحث محافل علمي است و براهيني در رد و اثبات ان بيان مي شود

    برهان نظم در كنار ديگر براهين به اثبات باري تعالي مي پردازد



  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    520
    حضور
    8 روز 10 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317

    پروردگار (خالق) انسان را آفریده است ولی خدا را انسان آفریده است




    به نظر می رسد از جمیع وجوه عقلی النهایه وجود آفریدگار یا خالق (creator) قابل اثبات است ولی فقط و فقط براهین عقلی ، وجود یک خالق(عام) را می تواند اثبات کند لکن از طریق عقل اثبات خدا (خاص-خدای تعریف شده در ادیان) امکانپذیر نمیباشد.

    توصیفات و تعاریفی که از خدا در طول تاریخ بشر ارائه شده تنها ساخته و پرداخته انسان به منظور رفع برخی نیازها و ایجاد نظامات اجتماعی بوده است . در همه ادیان می بینیم که خداوند تقریبا به شکل یک انسانی تصور می شود که تمامی نقایص و ضعف هایش را از او صلب و تمامی امور متعالی را به اون نسبت داده اند.

    (توضیح اینکه اگر مثلا غورباغه ها قرار بود خدایی در ذهن داشته باشند، خدا را به شکل غورباقه ای متعالی تصور می نمایند)


    حتی نحوه متعالی شدن خدای بشر در طول زمان کاملا مشهود است. به دیگر سخن با متعالی تر شدن تعریف انسان از مفهوم تعالی، خدایش نیز متعالی تر شده است. خدای تورات در 6روز کائنات را خلق میکند و روز هفتم خسته میشود. ولی خدای قرآن در پایان همین واقعه خسته نمیشود! و یا متعالی تر از آن است که با پیامبر کشتی بگیرد.
    عبارت کوتاه و پرمعنای ذیل راهگشاست:

    پروردگار(خالق) انسان را آفریده است ولی خدا را انسان خلق کرده است

    به این ترتیب به نظر میرسد بشر خدا را برای فرار از سوالاتی لاینحل که ندانستنش ایجاد ترس و رنج می نمود ، ابداع نموده است . آمال و آرزوهایش را در پیکره خدایی که تعریف کرده (خدایی که ساخته) تجسم کرده است . و هر آنچه را از علل اتفاقات و حوادث اطرافش که نمیدانسته به خدا نسبت داده است.

    رفته رفته پیامبران و اولیای ادیان با پی بردن به یک کارکرد خاصی از مفاهیم مذکور به ایجاد نظامات اجتماعی و مدیریت توده های مردم با تدوین دین پرداخته اند . تعریف خدا با اوصافی خاص در غالب ادیان در سایه غیرقابل توصیف بودن خالق (جهل انسانها) در عین حال امکان تصور آزادانه ای برای توصیف خدا بوده است که امکان بهره برداری در این جهت را فراهم نموده است. بدین ترتیب نظامات اجتماعی و اخلاقی که به خودی خود قوانین وضعی میتوانست بود توسط اولیای دین به قوانین ثابت و لایتغیر آسمانی پیوند خورده است تا ضمانت اجرایی آن بالا رفته و یک نظام خودکنترلی نیز آن را تقویت نماید.


    به نظر من واقعیت های فوق در کنار نیازها و آرزوهای بشر باعث پایه گذاری ادیان و جایگاه ویژه خدا در آنها شده است. قطعا همه ادیان در صدد اثبات عقلی خدای خود بوده و هستند لکن به همان اندازه که این براهین خدای اسلام را ثابت میکند همان مقدار در اثبات خدای هر دینی توانا خواهد بود .

    بشر امروز نیز از لحاظ علمی تنها کسری از ثانیه (زمانی بسیار بسیار کوچک) بعد از بیگ بنگ را میتواند درک نماید و اینکه خالقی که نظامات کائنات را در لحظه بیگ بنگ خلق نموده ، چگونه خدایی است ،قبلا کجا بوده ، هم اکنون کجاست و ....غیر قابل فهم است. با این توصیف مغالطه اصلی که صورت گرفته و میگیرد این است که براهین مذکور براهین اثبات خالق است نه براهین اثبات خدا
    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ در ساعت ۲۱:۴۸ دلیل: تغيير فونت

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    به نظر می رسد از جمیع وجوه عقلی النهایه وجود آفریدگار یا خالق (creator) قابل اثبات است ولی فقط و فقط براهین عقلی ، وجود یک خالق(عام) را می تواند اثبات کند لکن از طریق عقل اثبات خدا (خاص-خدای تعریف شده در ادیان) امکانپذیر نمیباشد.


    با سلام

    قبل از ورود به بحث تذكر اين نكته لازم به نظر مي رسد كه منظورتان از اديان چيست؟؟
    اگر شما در مورد اديان الهي سخن مي گوييد كه مدعي پيامبراني هستند ما نيز به خداي مقبول انها اشكالاتي وارد مي دانيم و از جمله نهاست مسيحيت

    واگر منظورتان اديان غير الهي است كه مدعي رسالتي هم نيستند كه اصلا مورد تاييد نيستند و قطعا اديان و مكاتب غير الهي و از بحث ما خارج اند

    اين مطلب - خدايي كه اديان در صدد اثبات ان است - با عقل غير قابل اثبات است مطلبي است كه درست نيست

    1:
    دين اسلام اثبات و قبول خدا را به عهده انسان لكن قبل از ورود به دين وانهاده است و اين طور نيست كه به افراد بگويد دين را قبول كنيد تا بعد خدا را برايشان اثبات كند
    پس اثبات خدا توسط دين بيشتر به نقل برمي گردد كه مورد تاييد عقل نيز مي باشد
    با اين حساب مطلب شما با اين عنوان درست به نظر نمي رسد

    2:
    وجود خالق با براهين عقلي قابل اثبات است كه اين مدعاي شماست و مورد قبول ولي اثبات همين خالق براي عالم و انسان مكفي است براي ارسال نبوت و كتب و قوانين براي انسان

    خدايي كه خالق است و جامع جميع صفات سلبيه و ثبوتيه ان هم در نهايت كمال ، را نمي توان بدان معنا دانست كه انسان و عالم را خلق و بي معنا وانهاده است

    از طرفي همين خدا در ادبيات دين معناي خاصي به خود مي گيرد و لسان وحي اموزه هايي دارد كه تكميل مي كند خواسته هاي عقل را

    و مهمتر ان كه عقل نفي نمي كند اين تكمله ها را






  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    520
    حضور
    8 روز 10 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    منظورتان از اديان چيست؟؟
    منظورم همه ادیان است. جهت درک موضوع بررسی روال تاریخی ادیان و ارتباط آنها با مفهوم خدا مدنظر بوده است. فعلا شما دین اسلام را در نظر بگیرید که محل بحث است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    گر شما در مورد اديان الهي سخن مي گوييد كه مدعي پيامبراني هستند ما نيز به خداي مقبول انها اشكالاتي وارد مي دانيم و از جمله نهاست مسيحيت

    یک ایراد عمده این است که ما مسلمین باورها و اصول و ساختار دینی اسلام را که خود به آن معتقدیم به ادیان دیگر تعمیم داده ایم . مثلا نبوت یا حتی واژه پیامبر! همیشه یادمان می رود که مثلا حضرت عیسی از نظر ما پیامبر است نه از نظر مسیحیان . !
    یا عبارت ادیان الهی! جهت اطلاع تنها یک دین وجود دارد که الهی است آن هم اسلام است. هیچ یک از ادیان دیگر خدایشان الله نیست که الهی باشند . ارسال سلسله پیامبران فرضیه ای است که در اسلام مطرح شده است. یعنی ما مسلیمن میگوییم که عیسی و موسی و ...پیامبر بوده اند و محمد را در انتهای نبوت می گذاریم. حال آنکه هیچ یک از این ادیان این موضوع را در باورهای دینی قبول ندارند. و تنها محمد بوده است که ادعای فرستاده بودن از جانب خدایی به نام الله را نموده است. باور مسیحیت خدا را باهمان ماهیت پدر و پسر میداند و یا یهوه خدای یهودیان باورمند الله ما نیست.
    در این مورد کمی تعمق لازم است ولی همانگونه که اشاره کردم فعلا بحثمان را محدود کنیم به اسلام
    بنابراین اختلاف نظر من با جناب طاها و همفکران ایشان از اینجا شروع میشود که :

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين مطلب - خدايي كه اديان در صدد اثبات ان است - با عقل غير قابل اثبات است مطلبي است كه درست نيست


    اختلاف یا مغالطه باز هم بر سر خالق و خدا است. و اینکه عقل فقط خالق را ثابت میکند و نه خدا را


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    ولي اثبات همين خالق براي عالم و انسان مكفي است براي ارسال نبوت و كتب و قوانين براي انسان

    اولا - شما فقط مورد ادعا را مطرح کردید ولی دلیلی برآن اقامه نشده است. اگر ممکن است ادله برای اثبات عقلانی خدا (و نه خالق) را اقامه فرمایند.
    ثانیاً : مگر نه اینکه اثبات وجود خداوند همراه با اصفاتش مستلزم آن است که خداوند جهت ارشاد بندگان وحی و کتاب و نبوت را قرار دهد؟ اگر چنین است انفصال میان پیامبران چگونه توجیه میشود؟ بالاخص در باور ما شیعیان لزوم هدایت و راهنمایی بشر حتی پس از رسول و از طریق ائمه ضرورت داشته ؟ ولی از زمان پیامبر قبل از محمد (عیسی) تا بعثت حضرت رسول حدود 500سال خداوند از فرستادن راهنما اهمال کرده است؟؟؟؟

    ویرایش توسط manmehdiam : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۰۶:۰۱

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    80
    حضور
    1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    137



    بسم الله الرحمن الرحیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها

    توصیفات و تعاریفی که از خدا در طول تاریخ بشر ارائه شده تنها ساخته و پرداخته انسان به منظور رفع برخی نیازها و ایجاد نظامات اجتماعی بوده است . در همه ادیان می بینیم که خداوند تقریبا به شکل یک انسانی تصور می شود که تمامی نقایص و ضعف هایش را از او صلب و تمامی امور متعالی را به اون نسبت داده اند.
    به نظر می رسه که شما خدای ادیان الهی را با خدایان مثلا یونان قدیم اشتباه گرفتید و همین حرفها و نکاتی که عنوان می کنید مربوط به خود ادیان الهی نیست بلکه مربوط به تحریفاتی است که بعدا توسط افرادی که درک درستی از خدا و خالق نداشته اند بدعت گذاری شده
    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    پروردگار(خالق) انسان را آفریده است ولی خدا را انسان خلق کرده است
    به این ترتیب به نظر میرسد بشر خدا را برای فرار از سوالاتی لاینحل که ندانستنش ایجاد ترس و رنج می نمود ، ابداع نموده است . آمال و آرزوهایش را در پیکره خدایی که تعریف کرده (خدایی که ساخته) تجسم کرده است . و هر آنچه را از علل اتفاقات و حوادث اطرافش که نمیدانسته به خدا نسبت داده است.
    باز هم این گفته مربوط به شماست و برای دیدگاه هایی چون یونان یا مصر قدیم دلالت داره و شما چون درک صحیحی از خالق و خدای خود ندارید خالق را چیزی می دانید که در زمانی خلقت را انجام داده و کنار نشسته یا از میان رفته خلقت را الکی ،بی هدف و برای سرگرمی انجام دادهشبهه 1: براهین اثبات خدا و نمی دانسته که چه به سر بشر می آید تا برای او که انتخاب دارد و اختیار و تعقل باید راهنما فرستاد تا راه را از بیراه تشخیص دهد چیزی که حتی پیامبران که این طور که شما نوشتید بی ربط با خالق بوده اند و عقل ناقصی هم داشتند این را فهمیدند حال پیامبران که حتی به هزاران هزار سال پیش بر می گردند متعالی ترند که کار درست رو انجام دادند و سعی کردند مردم رو راهنمایی کنند یا خالق واقعی اگر می گویید این تعریف شما از خدا است که بعدا مثل خدای ادیان دیگر تغییر می کند من به شما می گویم همان طور که خودتان گفتید به مرور زمان این تعریف از خدا متعالی تر می شود پس نه تنها این کاری که گفته شد بلکه کارهای دیگری نیز باید آن خدای متعالی تر انجام دهد نه کار کمتر
    باید نکته ای را نیز در اینجا خدمتتان عرض کنم خدا تحت هیچ گونه قانونی حتی زمان نیست پس در زمان نه از بین می رود و نه به میان می آید
    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    به نظر من واقعیت های فوق در کنار نیازها و آرزوهای بشر باعث پایه گذاری ادیان و جایگاه ویژه خدا در آنها شده است. قطعا همه ادیان در صدد اثبات عقلی خدای خود بوده و هستند لکن به همان اندازه که این براهین خدای اسلام را ثابت میکند همان مقدار در اثبات خدای هر دینی توانا خواهد بود .
    به نظر من هم واقعیت والاتر اینه که بهتره شما حرفهای آقای سروش رو الکی قبول نکنی امروزه براهین محکم عقلی بسیاری در باب لزوم فرستاده شدن پیامبران به طور کاملا عقلانی وجود داره و وقتی پیامبری از جانب حق تعالی باشه دیگه نظر خودش نسبت به خدا رو نمی گه بلکه واقعیت رو عنوان می کنه که نباید با دیدن حرف بعضی ها فقط یک طرفه و از طرف همون گفته قضاوت کرد
    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    بشر امروز نیز از لحاظ علمی تنها کسری از ثانیه (زمانی بسیار بسیار کوچک) بعد از بیگ بنگ را میتواند درک نماید و اینکه خالقی که نظامات کائنات را در لحظه بیگ بنگ خلق نموده ، چگونه خدایی است ،قبلا کجا بوده ، هم اکنون کجاست و ....غیر قابل فهم است. با این توصیف مغالطه اصلی که صورت گرفته و میگیرد این است که براهین مذکور براهین اثبات خالق است نه براهین اثبات خدا
    دقیقا همون طوری که گفتم مثل اینکه شما بی توجه به براهین خدا رو تحت قانون و محدودیتی به نام زمان و علاوه بر اون مکان می دانید که این همون چیزیه که خیلی ها رو به بیراهه می کشونه و این مغالطه اصلی است بقیه چیزهایی که گفتید رو هم می تونید از مطالبی که براتون گذاشتم دریابید درنیافتید بگید براتون روشنش کنم
    پیشنهاد من به شما اینه که برای مطمئن شدن از اینکه خدای شما متعالی تره یا مثلا حضرت علی (ع)نهج البلاغه رو بخونید مخصوصا خطبه اولش
    یاعلی


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    پروردگار(خالق) انسان را آفریده است ولی خدا را انسان خلق کرده است
    این جمله متضمن دور است و باطل.

    دلیل بطلان: آن زمانی که خدا میخواهد انسان را بیافریند پس هنوز انسانی وجود ندارد ومعدوم است
    بعد که انسان میخواهد خدا را خلق کند یعنی خدا که خالق اوست و میخواهد انسان را بیافریند خودش محقق نشده تا انسان را بیافریند .پس نتیجه اینکه در آن واحد هم باید انسان باشد برای محقق کردن خدا و هم باید نباشد جون خدا هنوز او را خلق نکرده .یعنی وجود و عدم انسان در یک جا باید جمع شود و اجتماع نقیضین محال ذاتی است.

    بنابر این دور متضمن اجتماع نقیضین و محال و مستلزم امر محال نیز محال است
    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۹:۲۱
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    نقل قول نوشته اصلی توسط moein252 نمایش پست ها
    هرگز برهان نظم بدون استمداد از براهین دیگر، توان اثبات ذات واجب را ندارد". وقتی که بزرگترین براهین خداشناسی چنین مورد نقض قرار می گیرند ، تکلیف سایر براهین کم اهمیت تر چه می شود . کار اثبات خدا چنان به تنگنا کشیده است که شخصی مانند پاسکال ، نظریه دفع خطر احتمالی را عنوان می کند که بیشتر به سفسطه می ماند
    استدلالهای ادعایی در رد براهین اثبات خدا را بیان کنید .کلی گویی چیزی را ثابت نمیکند.



    اولا چه کسی قائل است برهان نظم بزرگترین برهان اثبات خداست. گوینده حتما براهین دیگر را ندیده است.

    ثانیا برهان نظم نه، بلکه دلیل نظم زیرا در برهان باید تمام مقدمات عقلی باشد ولی در دلیل نظم یک مقدمه تجربی و دیگری عقلی است.

    ثالثا از کجا آوردید ،دفع ضرر محتمل سفسطه است.سفسطه یعنی چه ؟آنرا ثابت کنید.

    رابعا برای تمامی منابع شناختی انسان ( عقل ،نقل،فطرت،کشف شهود،تجربه)دلیل بر اثبات وجود خدا هست و کاملا روشن و واضح است .ولی کسی که خدا را انکار میکند اگر میتواند استدلال بر عدم خداوند بیاورد. سراپا گوشیم.َ
    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۹:۳۵
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    520
    حضور
    8 روز 10 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    نقل قول نوشته اصلی توسط زمزم نمایش پست ها
    ین جمله متضمن دور است و باطل. دلیل بطلان: آن زمانی که خدا میخواهد انسان را بیافریند پس هنوز انسانی وجود ندارد ومعدوم است

    بزرگوار! به نظر میرسد که حضرتعالی و سایر دوستان قصد ندارند به نکته ظریفی که در این بین راهزنی میکند و عقلها را می رباید تن دردهید.
    اگر اندک دقت میفرمودید در جمله ای که من نوشته ام در این استدلال دور باطل نمی افتادید که در نگاه اول در حد مزاح به نظر میرسد تا استدلال.
    یک تفاوتی بین این دو جمله است:
    1-خدا انسان را خلق کرده است ولی خدا را انسان خلق کرده است.
    2- آفریدگار(خالق) انسان را خلق کرده است ولی خدا را انسان خلق نموده است.

    بزرگترین اشتباه و معالطه که اساس برهان های اقامه شده بر حقانیت خدای دین بر آن نهاده شده است. بر پایه عدم تفکیک بین این دو بوده است. جمله اول روشن است که دور باطل خواهد بود. ولی جمله دوم همان است که درک آن مارا به ساحل نجات خواهد رساند.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود