صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دليل‌هاى عقلى اثبات‌كننده معاد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    دليل‌هاى عقلى اثبات‌كننده معاد




    دليل‌هاى عقلى اثبات‌كننده معاد



    عدالت خداوند

    حدّ وسط اين استدلال، عدالت خداى تعالى است. شكل قياسى اين استدلال كه معاد مكلّفين و عاملين را اثبات مى‌كند، به صورت زير است:
    مقدّمه 1: خداى تعالى عادل است؛
    مقدّمه 2: فرد عادل ظالم و مظلوم را مساوى قرار نداده، ظالم را بر مظلوم مقدّم ننموده، و حق مظلوم را از ظالم مي‌گيرد1؛
    نـتـيجه: خداى تعالى ظالم و مظلوم را مساوى قرار نداده، ظالم را بر مظلوم مقدّم ننموده، و حق مظلوم را از ظالم مي‌گيرد.
    اكنون قياس استثنايى زير را به آن مي‌افزاييم:
    مقدّمه 1: اگر براى انسان معادى وجود نداشته باشد، تساوى بين ظالم و مظلوم، مقدّم‌بودن ظالم بر مظلوم، و اخلال بر پيگيرى حق مظلوم از ظالم پيش مى‌آيد؛
    مقدّمه 2: خدا منزّه از تساوى بين ظالم و مظلوم، مقدّم‌بودن ظالم بر مظلوم، و اخلال بر پيگيرى حق مظلوم از ظالم است؛
    نـتـيجه: انسان زندگى دائمى و معاد در قيامت دارد تا هر انسانى به آنچه كه استحقاق آن را دارد، برسد.2

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    دليل عادل‌بودن خدا

    ظلم معلول نقص است، يعنى سبب آن يكى از موارد زير است:

    • نادانى؛
    • نياز به ظالم؛
    • شقاوت و خبث ذات؛
    • حسادت.

    در حالى كه هر نوع نقصى از خداى تعالى منتفى است؛ پس خدا عادل مي‌باشد.

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    تقرير ديگر علاّمه طباطبايى (ره) بر اساس آيه «اَم نجعل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات كالمفسدين فى الارض...3»

    انسان همانند ديگر انواع مخلوقات كمالى دارد و كمال او، خارج‌شدن از قوّه به فعل در علم و عمل است، به اين كه اعتقادات حق داشته باشد و كارهاى صالح را انجام دهد؛ پس «الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات» افراد متّقى هستند كه در انسانيّت كامل مي‌باشند و «المفسدين فى الارض» فجّار ناقصى مى‌باشند كه راه انسانيّت را گم كرده‌اند و مقتضاى اين كمال و نقص آن است كه به ازاى كمال، زندگانى خوش و پاكيزه داشته باشند و برعكس.
    از طرفى زندگى اين دنيا بر اساس اسباب و عوامل مادّي بنا شده است و نسبتش به كامل و ناقص يكي است و هر كه بيش‌تر در راه اسباب مادي بكوشد، زندگانى بهترى خواهد داشت و بر عكس و اگر پاداش فقط زندگى همين دنيا باشد، منافى با عنايت و عدالت الهى خواهد بود.

    اِشكال: هر كس در اين دنيا به جزاى كار خويش مي‌رسد. در نتيجه، با جزاى متناسب خود، تسويه بين خوب‌ها و بدها پيش نمى‌آيد.

    چنين نيست؛ زيرا:

    • با چشم خود مى‌بينيم كه چه بسا ظالمين، فاسدين، و مفسدهايى كه تا آخر عمرشان در نهايت عزّت دنيوى و قدرت زندگى مي‌كنند و چه بسا انسان‌هاى خوبى كه تا آخر عمرشان در نهايت سختى و مشكلات به سر مي‌برند.
    • علاوه بر اين، كارهاى مؤمنان و كافران هم درجات مختلفى دارد و بعضى از آن‌ها از مواردى هستند كه نمى‌توان جزاى آن‌ها را در دنيا داد؛ مانند كسى كه هزاران انسان را بكشد يا كسى كه افراد بسيارى را معالجه يا هدايت نمايد، به ويژه پيامبران و اوليا و به ويژه پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه و آله) كه جزايشان غير قابل محاسبه است.
    • علاوه بر اين، كارهاى انسان در حال مرگ و بعد از آن مانند شهادت را نمى‌توان در اين دنيا جزا داد.

    اشكال: اين سخن زمانى صحيح است كه تناسخ محال باشد. در غير اين صورت، بازگشتن‌هاى مكرّر و بدون محدوديّت موجب تكامل جزاى كارهاى خوب و بد مي‌شود.

    تناسخ از مباحثى است كه چند دليل محال‌بودن آن را اثبات مى‌كنند و علاوه بر آن‌، ضرورت دين‌هاى مختلف بر خلاف آن اقتضا مي‌كند.

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    دلايل محال‌بودن تناسخ


    • اگر بدن ديگر نفس دارد، تناسخ موجب اجتماع دو نفس در يک بدن مى‌شود و اين محال است؛ زيرا يک شىء نمى‌تواند دو ذات و نفس داشته باشد و اين همان وحدت كثير و كثرت واحد است، در حالى كه افراد تنها يك نفس را براى خود احساس مى‌كنند و اگر بدن ديگر نفس ندارد، هنگامى كه نفس از بدن قبلى خارج مى‌شود، از قوّه خارج گرديده و به فعليّت مى‌رسد، در حالى كه اگر بخواهد در بدن ديگرى قرار بگيرد، بايد حالت قوّه داشته باشد و حال اين كه در حالت فعليّت قرار دارد؛4 زيرا هنگامى كه نفس در حالت قوّه قرار دارد، قابليّت پيشرفت و تحصيل درجات را دارد؛ امّا هنگامى كه به حالت فعليّت رسيد، در حالت جارى خود باقى مي‌ماند و انتقال از نقص به كمال را نمى‌پذيرد.
    • دنيا همواره به همراه مشكلات و سختي‌ها است و اگر نفس در بدن ديگرى هم قرار بگيرد، باز به آن مشكلات و سختى‌ها دچار مى‌شود و جزاى افراد خوب داده نمى‌شود؛ زيرا جزا، نعمت محض بدون تكليف و مسئوليّت است، در حالى كه نعمت‌هاى دنيوى چنين نيستند.


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    پی‌نوشت‌ها:

    1. زيرا عدل عبارت است از: «اعطاء كل ذى حقّ حقّه».
    2. آيه‌هاى «و لا تحسبنّ الله غافلاً عمّا يَعْمَل الظّالمون اِنّما يؤخّرهم ليوم تَشخصُ فيه الابصار» (سوره ابراهيم، آيه 42)، «اَم نجعل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات كالمفسدين فى الارض ام نجعل المتّقين كالفجّار» (سوره ص، آيه 28)، و «ام حسب الّذين اجترحوا السّيّئات اَن نجعلم كالّذين آمنوا و عملوا الصّالحات سواء محياهُم و مماتهم ساء ما يحكمون و خلق الله السّماوات و الارض بالحقّ و لتُجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لا يُظلمون (سوره جاثيه، آيه 21)» اشاره به همين استدلال دارند.
    3. سوره ص، آيه 28.
    4. علامه طباطبايى (ره) در تفسير تناسخ به اين سبک استدلال اشاره كرده است.



    كلّ این مباحث خلاصه كتاب «بدایة المعارف الالاهیه نوشته آیة الله خرازی» است.

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    باسلام خدمت دوستان خوبم.

    یک قاعده كلي و عقلائي «دفع ضرر محتمل» هم وجود دارد كه از جمله دلائل اثبات معاد است وآن راتقریر مکنم در کنار دلائل خوب کارشناسان.
    بر فرض كه دعوت كنندگان به معاد و معاد باوران هيچ دليلي بر وجود معاد نداشته باشند، در اين صورت تكليف انسان عاقل و خرد ورز با توجّه به دعوت فراواني كه از ناحية پيامبران به معاد رسيده چيست؟
    آيا انسان در مواقعي كه پاي خطري بزرگ در كار است و در مواردي كه احتمال ضرر مهم مي رود نبايد از احتمال خطر و ضرر جلوگيري كند؟
    و به تعبير ديگر، آيا «دفع ضرر محتمل» عقلاً لازم، بلكه واجب نيست؟ انسان هر جا احتمال ضرر و خسارت مادي و دنيوي بدهد با همة وجود براي رفع آن مي كوشد و حتي به گفتة كودكان مُهر صحت مي نهد اگر انسان دروغگو يا كودكي به كسي بگويد عقربي در جامه توست، خرد كامل با پيش بيني و حزم حكم مي كند جامه ات را كاوش كني، مبادا به تو آسيبي وارد آيد: گـر تو را طفلي بگويد كي فلان عقربي در جـامه‎ات ديـدم بدان بي تحاشي جامه را بيرون كني پيروي بر قول هر مجنون كني همچنين اگر به انساني كه قصد گذر از بياباني دراز و تفتيده دارد گفته شود بياباني است بي آب و گياه. براي چند روز بايد آب و غذا آماده كرد، آيا عقل به پيش بيني و حزم حكم نمي كند؟
    قطعاً انسان در اين گونه موارد بيش از آنچه احتمال دارد پيش بيني مي كند. آيا جز اين است كه عقل فرمان به احتياط داده است؟
    بنابراين، وقتي پيامبران بگويند: روزي در پيش داريد به نام «روز عظيم» و «خبر بزرگ» و واقعه اي است تكان دهنده، آيا نبايد سخن اين نخبگان، برجستگان و راستگوترين افراد بشر را پذيرفت؟! آيا آدمي مي پندارد كه به حال خود رها شده است: «أيحسب الإنسانُ أن يُترَك سُديً» قيامت/36. نه تكليفي در كار است نه پاداش و كيفر و قيامتي؟!
    ابن ابي العوجاء و ابن مقفّع در مسجد الحرام به تماشاي مردم نشسته بودند. ابن مقفّع با اشاره به مردمي كه طواف مي‎كردند به دوست خود گفت: در ميان اينان كسي نيست كه نام آدمي شايان او باشد، جز اين شيخ كه نشسته است (مقصودش امام صادق(ع) بود) اما ديگر مردمان گروهي اوباش و اراذل و حيوانند؛ زيرا به اين كار بي فايده (طواف خانه خدا) اشتغال دارند. ابن أبي العوجاء به وي گفت: چرا انسانيت تنها ويژه آن شيخ است نه ديگران ؟! ابن مقفع گفت: زيرا نزد او چيزي ديدم كه نزد ديگران نديدم. آنگاه هر دو خدمت امام صادق(ع) رسيدند. امام(ع) سخن را درباره هدفمند بودن نظام هستي آغاز كرده، فرمود: «إن يكن الأمر علي ما يقول هؤلاء، وهو علي ما يقولون، يعني أهل الطّواف، فقد سلموا وعطبتم و إن يكن الأمر علي ما تقولون، وليس كما تقولون، فقد استويتم وهم» (اصول كافي 1/75، كتاب التوحيد، ح 2)؛ [اگر حقيقت همان است كه اينان مي‎گويند و بي‎ترديد حقيقت همان است كه اينان (گرويدگان به خدا و قيامت) مي‎گويند آنان به سلامت هستند و شما به هلاكت افتاد?ايد، و اگر حق اين است كه شما (منكران خدا و قيامت) مي گوييد و مسلماً اين چنين نيست، در اين صورت شما و آنان يكسانيد و آنان از گرويدن به خدا و باور به قيامت زياني نكرده اند؛ زيرا اگر با مردن نابود مي شويد و هيچ كس بعد از مرگ زنده نمي شود، فرقي بين عادل و ظالم، صالح و طالح نخواهد بود؛ چون در حال عدم تمايزي نيست.]

    پاورقي:

    : آية الله جوادي آملي تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن).



    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    یک دلیل عقلی دیگری راهم که میتوانیم ذکر کنیم این است که فيض و رحمت بيپايان الهي ايجاب ميكند كه فيض دائمي او با مرگ از انسان قطع نشود و تكامل افراد مستعد و شايسته همچنان ادامه يابد. قرآن اين مهم را با تعبير زيبايي بيان ميكند و در سوره زخرف آيه 24 ميفرمايد: و انا الي ربنا لمنقلبون بدون شك، ما در حركت، دگرگوني و انقلاب مداوم روح و نفس، بسوي پروردگار خويش، غايت و هدف جهان هستي، مراتب حيات را پشت سر ميگذاريم و در آخرين سير و آخرين مرتبه به جهان رستاخيز وارد شده و با طي منازل و موافق قيامت به سوي كمال مطلوب ميشتابيم.

    مقاله دلايل معاد مكارم شيرازي.


    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    28
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    51



    با سلام خدمت همه دوستان شاید بتوان گفت مهمترین دلیلی که می توان برضرورت معاد و وجود جهان آخرت ارائه کرد دلیل حکمت خداوند متعال باشد چرا که بر ادله دیگر به نحوی میتوان اشکال کرد ،البته در این برهان نمیخواهیم بگوییم که خداوند حکیم است واگر زندگی به همین دنیا ختم شود کار خداوند لغو است چرا که ممکن است کسی بگوید شما از کجا میدانید لغو بوده شاید خداوند متعال هدفی داشته و ما نمی دانیم . بلکه از جهت دیگری میخواهیم وارد شویم ؛همانطور که حضرت امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث مفصل مطرح می کند میگوییم در انسان حسی به نام میل به جاودانگی وجود دارد ، میل به کمال مطلق دارد ، میل به زندگانی دارد که سراسر آسایش وراحتی باشد ، زندگی که در آن اثری از درد ورنج و عذاب نباشد ،سراسر خوبی وبدون کوچکترین درد و اذیت باشد که تنها در بهشت معنا پیدا می کندچرا که در دنیا ولو بهترین زندگی آن همیشه دردهایی وجود دارد .
    لذا برهان این است که چون در این دنیا این حس ها وگرایش های درونی انسان پاسخی نمی یابند اگر جای دیگری نباشد که این امیال پاسخی مناسب پیدا کنند قرار دادن آنها در وجود انسان توسط خداوند متعال لغو و بیهوده خواهد بود وخداوند متعال هرگز کار لغو و بیهوده انجام نمیدهد .
    در نتیجه برهان ما بر ضرورت واثبات معاد برهان حکمت است ولی با این بیان که در انسان امیالی وجود دارد که جز در جهان آخرت وسرای باقی پاسخی نمی یابند پس اگر جهان آخرتی نباشد این امیال ابتر مانده وقرار دادن آنها در انسان لغو و بیهوده خواهد بود وخداوند هرگز کار لغو وبیهوده انحام نمی دهد؛پس وجود جهان آخرت ضرورت پیدا میکند چون خداوند متعال حکیم است.

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    230
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    282



    با سلام،
    اگر خدا عادل است چرا باید گناهان را با آتش جبران کند؟ اگر کسی سر کس دیگر را کلاه گذاشت چرا باید به نحوی دیگر مجازات شود؟ عدالت آنست که به همان شکل که او فریب داده است به همان شکل خود او فریب بخورد. این می شود عدالت!
    افراد زیادی هستند که بیمار مادرزادی هستند. گفته می شود که این حکمت خداست که این افراد دچار نقص باشند. حالا این چه حکمتی است می گویند نمی دانیم. بعد در جای دیگر برای اثبات خدا می گویند که خدا عادل است و حکمت خدا اقتضا می کند که جهان دیگری در کار باشد. خوب شما که از درک حکمت خدا عاجزید چرا برای خدا تعیین تکلیف می کنید؟

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط naghad نمایش پست ها
    اگر خدا عادل است چرا باید گناهان را با آتش جبران کند؟ اگر کسی سر کس دیگر را کلاه گذاشت چرا باید به نحوی دیگر مجازات شود؟ عدالت آنست که به همان شکل که او فریب داده است به همان شکل خود او فریب بخورد. این می شود عدالت! افراد زیادی هستند که بیمار مادرزادی هستند. گفته می شود که این حکمت خداست که این افراد دچار نقص باشند. حالا این چه حکمتی است می گویند نمی دانیم. بعد در جای دیگر برای اثبات خدا می گویند که خدا عادل است و حکمت خدا اقتضا می کند که جهان دیگری در کار باشد. خوب شما که از درک حکمت خدا عاجزید چرا برای خدا تعیین تکلیف می کنید؟
    سلام
    1- تصور شما در مورد جزا و پاداش صحیح نیست . پاداش و جزای عمل بنابر تصریح قرآن عین عمل است : هل یجزون الا ما کانوا یعملون (اعراف 147 و سبا 33 ) آیا چیزی غیر از آنچه انجام می دهند پاداش داده می شوند ؟ که استفهام انکاری است یعنی جزای آنها چیزی جز عمل خودشان نیست اما از آنجایی که ما صورت برزخی و آخرتی اعمال را نمی شناسیم فکر می کنیم بین عمل و پاداش تناسبی نیست و آخر اینکه جزای بدیها فقط آتش نیست بلکه موارد دیگری هم دارد که در لابلای آیات و روایات بدان اشاره شده است . عدل در جزا بالاتر از این نیست که عین عمل جزایش باشد .
    2- حکم به حکیمانه بودن در این موارد بر اساس اصل حکمت الهی در خلقت است . نگاه صحیح به پدیده ها یک نگاه شبکه ای است یعنی آنرا در تمام روابطی که با سایر پدیده ها دارد باید دید . مثلا همین فرد ناقص اگر در حدی هوشیاری و توانایی داشته باشد که اعمال دینی انجام دهد مطمئنا پاداش او چند برابر دیگران خواهد بود چون روایت فرمود : افضل الاعمال اهمزها برترین اعمال سخت ترین آنهاست دیگر اینکه اطرافیان این شخص با رسیدگی به امورش و بر اساس همین روایت پاداش بزرگی دارند وو
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۵/۱۳ در ساعت ۱۱:۰۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نقد استاد مطهري‌ به‌ نظر استاد زرين‌كوب‌ !!!
    توسط رضا در انجمن تاریخ ایران
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۱۳:۴۰
  2. ما را به جرم عشق مؤاخذه می‌كنند.اما كدام عشق!
    توسط صفورا1111 در انجمن پیام و وصیت نامه شهدا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۷, ۲۲:۴۳
  3. پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۷:۱۶
  4. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۹:۵۳
  5. 666 سايت ‌شيطان‌پرستي در ايران ‌فعاليت مي‌كنند‌
    توسط مدیر فرهنگی در انجمن اخبار و پژوهشهای مذهبی
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۱۷:۳۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود