صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** آسیب شناسی درون دینی دین و دینداری ***

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349

    *** آسیب شناسی درون دینی دین و دینداری ***




    بسم الله الرحمن الرحیم
    این تاپیک همونطور که از عنوانش پیداست انشاالله مجالیه برای آسیب شناسی درون دینی دین و دینداری، انشاالله که مفید واقع بشه...

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  2. صلوات ها 28


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    با سلام
    قبل از هر چیز امیدوارم دوستان از این لحن گاها تند و رادیکال حقیر ناراحت نشن، گاهی برای انتقال مطلب چاره ای از این نوع لحن نیست، طبیعتا نقدای حقیر در یه بستر خاص مطرح میشه و ممکنه از نظر دوستانی که در فضای دیگه ای تنفس می کنن محل اشکال باشه، به هر ترتیب این اختلافات درون یه گفتمان دینی طبیعیه و وظیفه ی ما هم هست که اینها رو مطرح کنیم و به بحث بذاریم

    مطلب اول راجع به مهجوریت کلام و فلسفه و عرفان در حوزه هاست، کلام و فلسفه و عرفانی که از مباحث اعتقادی بحث می کنن و طبعا مهمترین و شریفترین مباحث در منظومه ی معارف دینی هستن، حقیقت اینه که تمرکز حوزه روی فقهه و فروع فروعات، به تعبیری حوزه در وهله ی اول می خواد فقیه تربیت کنه وکلام و فلسفه و عرفان در حوزه ها مهجوره، اگه طلبه ای به این مسائل علاقه داشته باشه باید با هزار زور و زحمت در کنار درسای اصلی خودش اینا رو کار کنه، البته الان اقبال به این مباحث در بین طلبه ها کمی بیشتر شده و با وجود رشته های تخصصی وضع کمی بهتر شده ولی هنوز هم خیلی خیلی جای کار داره، تازه اینهم بواسطه ی هزار و یک جور فحش و تهمت و فشار و خون دل خوردن کسانی مثل مرحوم علامه و بعد هم معدودی از شاگردان ایشون بوده که وضع کمی بهتر شده، این در حالیه که در جهان مسیحی وضع برعکسه، یعنی اونجا تمرکز بر روی الهیاته، می دونین بزرگترین کتاب تاریخ فلسفه ی غرب(تاریخ فلسفه ی نه جلدی کاپلستون) رو کی نوشته؟ یه روحانی مسیحی! اونهم برای طلبه های مسیحی!، برای اینکه نظر خیل عظیمی از بزرگان تراز اول حوزه رو راجع به این مباحث بدونین من از تاپیک «نسبت دین، فلسفه، و عرفان [از گوهر دین تا نشخوار قی کرده های دیگران...] » فقط نمونه وار چند مورد رو نقل قول می کنم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل:

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۶:۵۲

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  5. صلوات ها 25


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    آیت الله وحید خراسانی:
    ما امام صادق(علیه‌السلام) را نشناختیم
    . اگر جعفــر بــن محمــد (علیه‌السلام) را می‌شناختیم، دنبال این و آن نمی‌رفتیــم، قــی کرده‌های فلاسفه یونان را نشخوار نمی‌کردیــم، زباله‌هــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمی‌کردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم.

    آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی:
    راضی نیستم کسی که در غیر فقه و اصول زحمت بکشد از این شهریه استفاده کند.
    در جلسه‌ای که مدرسین نجف در آن دعوت شده بودند، فرمودند: نجف کارخانه‌ی اجتهاد است، هرکس فلسفه و عرفان را می‌خواهد برود قم، من راضی نیستم این امور مطرح شود.

    شهید ثانی:
    در خاتمه کتاب منیه المرید در باب اقسام علوم می‌فرماید: علوم دیگری باقی ماند که بعضی از آن‌ها مطلقاً حرام است مانند علم سحر، شعبده بازی و بعضی از مسائل فلسفی و بطور کلی هر عملی که موجب پیدایش شک در انسان شود حرام است.

    علامه مامقانی:
    علامه مامقانی (صاحب‌رجال)خطاب به فرزندش می‌فرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایه‌های اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بی‌هدف نیستی.
    غرض من این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتاب‌های این دو علم مراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع می‌کنم (قبل از این که به کمال برسی) چون در بین آن کتب مطالب فریبنده‌ای هست که چه بسا تو را اهل جهنم می‌کند حتی حدیث از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هست که از هرگونه مراجعه به این دو علم منع می‌کند، بلکه غرض من مراجعه به کتب عقاید مرحوم مجلسی(ره) و مانند آن است.

    آیت الله صافی گلپایگانی:
    تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزه‌ها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهی بسیار خطرناک است و اجرای این برنامه‌ها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزه‌ها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است ، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود.

    آیت الله مکارم:
    آیت الله مکارم هم در بخش «کافر و کسانی که در حکم کافرند» از بخش «احکام طهارت»، فتوا دادند که احتیاط در اجتناب از قائلین به وحدت وجوده! (مساله ای که نور چشم عرفاست و اگه این رو بگیرید دیگه عرفانی در کار نیست)

    و...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۲:۵۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    از این دست مطالب فراوونه، دوستان تفصیل مطلب رو در اونجا ببینن، این مطلب نظر خیل عظیمی از بزرگان تراز اول حوزه است که کاملا در رویه ی حوزه تاثیرگذارند، این در حالیه که به قول یکی از بزرگان دغدغه ی جوون امروز ما شک بین سه و چهار نیست بلکه مسائل بنیادی زندگیه، به نظر حقیر کسانی که از مطالب اهل عرفان و حکمت محرومند درکشون از حتی آیات و روایات هم گاها سطحی و قشری و حتی بچه گانه است، دور موندن از لایه های عمیق تر زیست و فهم دینی آفت بزرگیه که در حوزه های دیگه و وجوه دیگه ی زندگی ما هم اثر خودش رو می ذاره که باید در جای خودش دنبال بشه، خوب وقتی طلبه ی ما اونطور که باید روی این مباحث کار نکنه و بلکه اصلا تحت تاثیر این بزرگان، چنین تلقی راجع به این مباحث داشته باشه، خود اون هم از این نظر عوام بار می یاد و اونوقت الگوی فرهنگی و دینی هم که ارائه می ده یه الگوی سطحی و قشری خواهد بود، جوون ما هم که مخاطب اونه متناظر با اون به این شکل تربیت میشه...


    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  9. صلوات ها 18


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    مطلب بعدی راجع به وضعیت خود فقهه، شما زیاد شنیدید که فقه شیعی در برخورد با مقتضیات زمانه پویاست، اما عملا برعکس این رو می بینیم، یعنی عملا مهجوریت این پتانسیل فقه شیعی در مواجهه با مقتضیات زمانه، باعث بروز چالش ها و بن بست هایی در فقه ما شده، به نظر حقیر این مطلب تا حد زیادی ریشه ی بیرون فقهی داره، ریشه های روانشناختی و جامعه شناختی و بستر روانشناختی و جامعه شناختی خاصی که فقیه ما در اون زیست می کنه، به نظر می یاد راه برون رفت از این چالش تزریق نوعی عقل گرایی به فقه و اصول فقه فعلیه، امیدوارم گذر زمان بعضی مسائل رو حل کنه، حقیر در تاپیک «فقه و چالش های معاصر» در این باره مباحثی رو طرح کردم...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۴:۲۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    مطلب بعدی راجع به خارج شدن مولفه های معرفتی و عاطفی از جایگاه خودشون در زندگی دینی خیلی از ماست، الان چقدر از جوونهای ما بطور جدی دنبال مطالعه و تامل در مباحث عمیق دینی هستن؟، یکی از ریشه های مشکل اینجاست که در بسترهای فرهنگی و سیر تربیت ما این تاکید برای کار روی این مولفه های معرفتی اونطور که باید و شاید وجود نداره، بگذریم که همونطور که در بحث از جایگاه کلام و فلسفه و عرفان در حوزه ها گذشت خیلی از طلبه های ما هم خودشون اونطور که باید در این حوزه ها ورود ندارند، دقت کنین که من به هیچ وجه عاطفه ی دینی رو تقبیح نمی کنم ولی صحبت اینه که این عواطف باید در جایگاه درست خودشون باشن، چون داریم به عزاداری اباعبدالله(ع) نزدیک می شیم بد نیست از اونجا مثال بزنم، مثلا یکی از نمودهای این مطلب رو در خیلی از عوام دیندارا در بحث عزاداری های این سالهای اخیر می تونین ببینین...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۷:۱۴

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  13. صلوات ها 19


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    مطلب بعدی راجع به تقدیس و بت ساختن از برخی بزرگان و افراد غیرمعصومه، و یا حداقل بکار بردن تعابیر آنچنانی و...، به نظر حقیر هر چه عقلانیت دینی بیشتر باشه کمتر از این دست مسائل می بینیم، به این تعبیر مرحوم آیت الله بهجت بر روی جلد رساله شون دقت بفرمایید: العبد محمدتقی بهجت، خدا رحمت کنه ایشون رو...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۴:۴۳

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  15. صلوات ها 22


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    عالی بود سید بزرگوار عالی بود




    بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر الناصر و معین

    در حقیقت شوکه شدم این مطالب را خواندم و البته متاسفم که مورد اقبال اساتید بطور اخص و کاربران فهیم این سایت قرار نگرفته.

    آخرین سخنرانی ای که مناز حضرت آیت الله خامنه ای شنیدم تاکید بر تعلیم و تعلم علم کلام در حوزه ها بود و امیدوارم کسانیکه هنوز در تفکرات ضد کلامی سیر میکنند این مطالب را با شنیدن سخن ایشان بدور بریزند و حوزه ها که تنها محلی برای تعلیم و تحقیق علوم کلامی است جانی دوباره بگیرد.

    من لاجرم باید برای تصویر این وخامت موضوعی را مثال بزنم تا کم و کیف کار کمی دست آن کسانیکه دلشان بحال تشیع و مذهب علوی میسوزد بیاید.

    همین الان دوستان در تاپیکی با عنوان اخلاق نسبی یا مطلق در حال بحثند.

    من مبانی تحلیلی این موضوع را از همه دوستان عالم و یا آشنا به فن فلسفه و یا کلام تمنا دارم مورد توجه و عنایت قرار دهند. حتی با یک نگاه سطحی میتوان فهمید این توصیف ها برای اخلاق توصیفیاتی
    جامع که نیستند هیچ دارای نواقص اساسی اند .

    برای یک کسی که تعلیم و تبلیغ علوم دینی میکند این مشکل بزرگی است که مفاهیم اصلی تعئین کننده و اساسی ای همچون آنچه که ذکر شد را نتواند درست ریشه یابی و تحلیل کرده در نتیجه نمیتواند کامل و صحیح اجرا نماید.

    این مطالب را مستند عرض کردم و در اینجا نمیتوانم و جایش هم نیست ادامه بدهم اگر دوستان در تعلل این مطالب شکی دارند بفرمایند تا در جائی مناسب دلایل را خدمتشان ارائه دهم.

    با این توصیفات :

    ضمن تائید فرمایش شما و با آنچه که با مطالعه این تحلیل ها دستگیرم شده بنده اضافه میکنم که در باب کلام ضعف در حوزه کلام از پایه و اصلی ترین مفاهیم کلامی مشهود است

    مثلا از علم اخلاق ابتداعا
    علم از دیدگاه مذهب و دین و انسان معتقد به الهیات چیست ؟
    اخلاق در دیدگاه ادیان و از دیدگاه فلاسفه چیست و تفاوت میان آنها چیست ؟
    آیا اخلاق علم است ؟ به چه دلیل ؟
    الی .....

    ولی مثلا یکی از اساتید بدون عنایت به این مطلب که اخلاق از دیدگاه ادیان با فلاسفه غیر دینی متفاوت است شروع به تحلیل مطلق یا نسبی بودن آن کرده ( یعنی 2 یا 3 مبحث بعد )

    موفق باشید و ادامه بدهید

    یاحق




    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۷/۲۹ در ساعت ۰۸:۲۹
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  17. صلوات ها 15


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    53
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    174



    حق

    سلام و درود بر دوست اندیشمند و گرامی

    اینکه نقد درون دینی انجام می دهید واقعا بسی جای تشکر و سپاس دارد ، یکی از نیازهای مبرم برای ما همین " نقد خود " است که باعث پالایش بیشتر دین متعالی اسلام می شود

    مسائلی که مطرح نمودید بسیار جای بحث و تامل دارد که امیدوارم بتوانیم به نقطه ی خوبی آنها را به پیش ببریم

    ابتدا درباره ی مهجوریت فلسفه و کلام و عرفان در حوزه های دینی - معرفتی عرض کنم که بنده کاملا هم نظر با شما هستم و معتقدم راهی که امثال امام خمینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری و شهید استاد مطهری و استاد محمد تقی شریعتی که دنباله روان صدیق ملاصدرا و میر داماد و ملا سبزواری بودند ، متاسفانه دیگر از آن شتاب اولیه افتاده است

    این بزرگان حون دلها خوردند تا نشان دهند فلسفه و کلام و عرفان نیز حوزه هایی بغایت بزرگتر و عظیم تر از فقه هستند و فقه تمام اسلام نیست. کما اینکه در مباحث کلان دینی صحبت از عالم اسلامی است نه فقیه

    و به تعبیر اقبال لاهوری بزرگ ، در نظریه ی تجدید بنای اسلامی ، باید دوباره تکه تکه های جدا شده و هرکدام به راهی رفته ی اسلام را بهم متصل کنیم و با وحدتی که در صدر اسلام موجود بود ، حیاتی نو به اسلام ببخشیم

    بنده در مطلب کوتاهی در وبلاگ شخصی به این موضوع اشاره کرده ام ( فقیه یا عالم ؟؟؟ ) که خوشحال خواهم شد مطالعه نمایید .


    بسیار متاسف شدم که علمایی نظیر اینهایی که نقل قولشان را نگاشتید چنین نظری دارند و اینچنین فقه را مساوی اسلام می دانند و شعار فقه ما را بس است می دهند.

    یقینا بر هیچ کس پوشیده نیست که فقه اسلامی که به تنهایی هیچگاه نمادی از اسلام نیست

    خود امام خمینی نیز در تدریس فلسفه نظیر سایر هم فکران صدیقش با مشکلات بزرگی در حوزه روبرو بود که حتما شما نیز از انها خبر دارید.

    به هر روی اصل و هدف " عالم " شدن است . نه فقیه شدن و در آن ماندن و آن را کامل و کافی و لازم دانستن.

    ما باید دنبال ساخت عالم اسلامی باشیم نه فقیه


    خدایا مرا از همه ی فضایلی که بکار مردم نیاید محروم ساز


    محراب ( وبلاگ شخصی )

  19. صلوات ها 14


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    53
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    174



    مطلب بعدی اینکه بنده برخلاف شما فکر می کنم متاسفانه گذشت زمان به سردرگمی هم اهالی حوزه و هم جوانان هم نسل ، اضافه خواهد کرد. نا رسایی فقهی که تمام افتخارش به پویا بودنش است از اینجا ناشی می شود که به نام دفاع از اصول ، مقتضیات مسلم جامعه ی امروز را وقعی نمی نهند و اینجاست که زخم کهنه سرباز می کند

    تزریق عقل گرایی با ایجاد بسترهایی برای تبادل افکار دانشجویان با اهالی حوزه بسیار سریعتر اتفاق خواهد افتاد و بنظرم ضرورت بسیار بالایی است که اینکار هرچه سریعتر توسط خود اهالی حوزه و دانشگه انجام شود و منتظر تصمیمات لاجرم اغشته به بوروکراسی و تشریفات نظام نماند.

    این تعامل بسیار سازنده خواهد بود و باعث خواهد شد هر دو طرف بسیار به اندیشه های هم کمک کنند

    باید این فرهنگ سازی را در هر دو حوزه انجام داد که طرف مقابل نادان و نافهم و قدیمی و سنتی یا غرب زده نیست

    همه زیر یک پرچم نفس می کشیم و ان اسلام عزیز است


    با شنیدن نظرات و افکار و دغدغه های اهالی دانشگاه حوزویان ما مطمئن باشید که به فکر این خواهند افتاد که به هر طریقی به سمت فلسفه و کلام و عرفان نیز گام بردارند و این حرکت جهادی بطور عکس می تواند در دانشگاهیان نیز اتفاق افتد و این فضای بی اعتمادی به فقه که در دانشگاه ها و حوزه های فکریش جریان دارد ، تبدیل به خوش بینی شود

    بنده گمان می کنم می توانیم در همین فضای اسک دین و وبلاگ های گوناگون نیز مقدمات چنین بستر هایی را فراهم کنیم تا به برخوردهای حضوری منجر شود که بسیار بسیار ضروری است . بشرطی که نگاه های دو طرف به طرف مقابل نگاهی سرشار از احترام به عقاید افکار باشد و تنها و تنها منطق بر فضا حاکم باشد و انصاف در دور کردن هر نوع پیش فرضی قبل از بحث
    خدایا مرا از همه ی فضایلی که بکار مردم نیاید محروم ساز


    محراب ( وبلاگ شخصی )

  21. صلوات ها 14


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود