جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    103
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    671

    راهنما یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...




    یه روز یه ترک بود …

    یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...

    اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
    شجاع بود و نترس.
    در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد
    او برای مردم ایران ، آزادی می خواست
    و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.
    مکه براي شما...فکه براي من...بالي نمي خواهم...اين پوتين هاي کهنه هم مي تواند مرا به آسمان ببرد...
    شهيد سيد مرتضي آويني

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    103
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    671



    یه روز یه رشتی بود…


    یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...

    اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
    او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
    اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
    و برای همین در برابر ستم ایستاد
    آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.
    مکه براي شما...فکه براي من...بالي نمي خواهم...اين پوتين هاي کهنه هم مي تواند مرا به آسمان ببرد...
    شهيد سيد مرتضي آويني

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    103
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    671



    یه روز یه اصفهانی بود…

    یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...

    اسمش حسین خرازی
    وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
    کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
    آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.
    مکه براي شما...فکه براي من...بالي نمي خواهم...اين پوتين هاي کهنه هم مي تواند مرا به آسمان ببرد...
    شهيد سيد مرتضي آويني

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    103
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    671



    یه روز یه ...

    یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...

    ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و … !
    تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
    و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند
    و از آن پس “یه روز یه … بود” را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به “جوک ها ” و “طعنه ها” و “تمسخرها” سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی

    منبع:

    http://mobarezclip.ir
    ویرایش توسط شهید ابراهیم هادی : ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ در ساعت ۱۹:۰۷
    مکه براي شما...فکه براي من...بالي نمي خواهم...اين پوتين هاي کهنه هم مي تواند مرا به آسمان ببرد...
    شهيد سيد مرتضي آويني

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با اجازتون از این مطلب زیباتون در یه انجمن دیگه استفاده کردم و البته گفتم از کجا گرفتم.

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    103
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    671



    سلام خواهش میکنم
    حتما استفاده کنید چون خود من هم از یه جای دیگه گرفتم یعنی:http://mobarezclip.ir
    مکه براي شما...فکه براي من...بالي نمي خواهم...اين پوتين هاي کهنه هم مي تواند مرا به آسمان ببرد...
    شهيد سيد مرتضي آويني

  13. صلوات ها 8


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود