صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیشقراوان سکولاریسم در ایران

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    پیشقراوان سکولاریسم در ایران




    چند روز پیش مقاله ای را می خواندم که به نظرم خیلی جالب بود. به همین دلیل بخشهایی از این مقاله را در این جا قرار می دهم تا علاقه مندان به این مباحث هم بهره ای ببرند.
    پيشقراولان سكولاريسم در ايران‏
    اگر چه ايده سكولاريسم، پديده‏اى غربى و خاستگاه معرفت‏شناختى آن مغرب زمين است، اما پس از پيدايى و نضج گرفتن در ساير ممالك نيز سر بر آورد.
    بديهى است كه اين تفكر براى ورود به جوامع اسلامى به ويژه ايران كه از مكتب غنى تشيّع بهره‏مند است و جدايى دنيا و آخرت در آن مطرود بوده و در بر دارنده آموزه‏هايى چون «من لامعاش له لامعاد له» است، نياز به حاملانى داشته و دارد تا بار اين كالاى وارداتى را بر دوش گرفته و به تبليغ آن در جامعه بپردازند. روشن فكران وابسته از جمله حاملانى هستند که در ادامه به آنها پراخته می شود.

    به طور پراكنده در ايران جريان اقتباس از غرب به دوران شاه اسماعيل و شاه عباس صفوى بر مى‏گردد، ولى دوره منظم غربگرایى پس از شكست‏هاى پى در پى ايران از روسيه و از زمان فتحعلى شاه قاجار شروع شد و تا مشروطه ادامه يافت و از مشروطه به بعد مرحله دوم، يعنى دوران غرب‏زدگى آغاز گرديد كه در زمان رضاخان و محمدرضا پهلوى به اوج خود رسيد.[1]
    [1] - على محمد، نقوى، جامعه‏شناسى غربگرايى، (تهران: امير كبير، 1363) ج 1، ص 40.




    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ در ساعت ۲۱:۵۵
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    با سلام
    و تشکر از کاوه گرامی که تاپیک خوبی را قلم زدند !!در ادامه این سخنان مطلبی را بنده ارائه میدهم که خالی از لطف نیست!!
    همانطور که میدانید
    در قانون اساسی فراماسونری که توسط «جیمز اندرسن» کشیش پروتستان با سابقه یهودی تدوین شد، این طور بیان شده است که در فراماسونری موضوع مذهب و سیاست جایی ندارد و همه مذاهب می توانند وارد فراماسونری شوند به شرط آنکه اصرار به مذهب خود نداشته باشند. به عبارت دیگر، با ترویج پلورالیسم مواجه هستیم.

    موضوع که قابل تامل است ، ترویج اومانیسم است که اینها خود را مروج تربیت انسان می دانند که این تربیت مبتنی بر دین نیست.

    چون فراماسونرها عمدتا بی دین هستند و بخشی از آنها فقط به خدا اعتقاد دارند. یعنی دئیست هستند. حتی فراماسونرهای فرانسوی به خدا هم اعتقاد ندارند. بنابراین حرف G که از علائم فراماسون هاست و حرف اول کلمه God به معنی خداست در علائم لژهای فرانسوی دیده نمی شود.

    ترویج لیبراسیم و سکولاریسم هم از تفکرات اینهاست و در نهایت «جهان وطنی» که شعار یهودی ها است و آنها مطرح می کنند.


    اشاره به اولین لژ فراماسونری ایرانی کنیم
    اولین لژ فراماسونری که در ایران به وجود آمد و همه بر آن اذعان دارند «فراموشخانه میرزا ملکم خان» است.

    ملکم خان در خدمت صهیونیسم بود و هیچ اعتقادی به ادیان ثلاثه ( نه اسلام ، نه مسیحیت نه یهودیت ) نداشت.
    در خاطرات ناصرالدین شاه آمده که در پاریس یا لندن ملکم خان، روچیلد را به دیدن ما آورد و روچیلد در خصوص وضعیت یهودیان از حکومت وقت امتیازاتی می خواستند.

    از نکات مهم در تاریخ میتوان از انتقال قدرت از پهلوی اول به دوم توسط یک فراماسونر به نام محمد علی فروغی انجام
    گرفت یاد کرد .
    در سال 1947 لژ بزرگ تشکیل می شود و در سال 1948 لژ عالی اسکاتی و قریب به 50، 60 لژ فراماسونری در آن زمان در ایران فعال
    بودند که حدود5 هزار نفر عضو داشت که در همه ارکان حکومتی حضور داشتند .
    نمایندگان سنا، مجلس ، رؤسای دانشگاه ها ، وزرای کابینه و حتی در میان بازرگانان و سفرا و غیره.

    وقوع انقلاب اسلامی باعث تعطیل شدن لژهای فراماسونری درایران شد اما تفکر فراماسونری در قالب های لیبرالیسم، پلورالیسم،سکولاریسم , نسبی گرایی و ... ترویج شد و هنوز هم به قوت هر چه تمامتر ترویج می شود.
    ..

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ در ساعت ۰۱:۴۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 7


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    نكته دوم؛ روشن‏فكرى، اصطلاحى است براى ناميدن طرز فكر و تمايلات عقلانى آزاد منشانه اومانيستى و علمى كه در اروپاى سده هيجدهم رايج بود؛ ويژگى عمده اين جريان، ايمان به علم، تجربه، عقل، شكاكيت و نگرش علمى و همراه با ترديد نسبت به مسائل دينى و سنتى و هم چنين نوگرايى و نو انديشى بود. افراط در اعتقاد به اصالت تعقل و تجربه و پرستش علم از ديگر مشخصات عاملين اين جريان بود.[1]
    در اواخر سده نوزدهم و اوايل سده بيستم، زمام‏داران قجرى، اشراف زادگان را براى تحصيل علم به ديار غرب روانه ساختند و در اين ميان تعداد اندكى از آنها با انديشه‏هاى غربى آشنا شدند، آنان شيفته تفكر سده هيجدهم اروپا گشته، بدون توجه به شرايط خاص اروپا، ماهيت كليسا و دوران تاريك قرون وسطايى در مغرب زمين و مهم‏تر از همه تفاوت فاحش شرايط زيستى و فرهنگى مشرق زمين بااوضاع آن ديار، در صدد برآمدند، ايده‏ها، تفكرات و راه‏حل‏هاى سده هيجدهم اروپا را در جهان اسلام پياده نمايند، اينان خود را «منور الفكر» ناميدند كه ويژگى‏هاى عمده‏شان را مى ‏توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
    1. تقليد كوركورانه و بى حد و مرز از غرب؛
    2. ستايش پيشرفت‏هاى غرب در زمينه‏هاى مادى و معنوى؛ 3. اعتقاد به تقليد يا اقتباس راه و روش غرب در همه زمينه‏ ها؛ 4. تلاش در جهت تطبيق نظام‏هاى فرهنگى و اجتماعى ملل اسلامى به نظام‏هاى اجتماعى و فرهنگى غرب؛ 5. مخالفت شديد با مذهب و سنن ملى و ناخشنودى از چيرگى عقايد مذهبى.[2]



    [1] - همان، ص 152

    [2] - همان، ص 152 .
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    19
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    سلام علیکم.
    جناب کاوه!
    میفرمایید که روشنفکری غربزدگی است.
    لطفا روشن کنید که نقطه مقابله روشنفکری در کشور ما چیست؟
    آیا نمیدانید که تمامی انسانها به نوعی روشن فکر به حساب می آیند؟
    آیا نمیدانید که تمامی انسانها به نوعی متحجر به حساب می آیند؟
    آیا نمیدانید اگر در زمانی شرایط بروز هرکدام از خصیصه ها فراهم شود,سر به طغیان گذشته, آدم یا به قول شما منورالفکر یا متحجر میشود؟
    آیا نمیدانید بهتر است در زمانه ای که انسان بالاترین مرتبه های علمی را چه از نظر علوم انسانی و چه علوم مادی بدست آورده,سخن گفتن از این مقولات کمی بچگی کردن است؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    سلام بر رازیانه
    خوش آمدي
    قبل از هر چيز در پاسخ به لحن اين جمله شما «‌
    سخن گفتن از این مقولات کمی بچگی کردن است؟»‌ اين جمله را برايتان مي نويسم . ( تازه رسيدي بركش، ‌لگام اسب سركش‌‌ «‌يعني زبان »‌) .
    اما در پاسخ به پرسشهاي مطرح شده به عرض مي رسانم‌: كه آنچه در بالا آمده بخشهايي از مقاله استادي مريجي است، و نظر شخصي بنده نيست اما به هر حال چند نكته را نبايد فراموش كرد. اينكه روشن فكري،‌خود به گونه هاي متفاوتي و گاه متناقضي تقسيم مي شود. روشن فكري ديني ، روشن فكري مذهبي ، روشن فكري غربي،‌روشن فكري اصيل اسلامي،‌روشن فكري حوزوي و روشن نگري كه خود شاخه اي جدا از روشن فكري به معناي مصطلح است. هر كدام از اين شاخه هايي كه عرض شد از ابزارهاي خاص خود در زمينه نگاه به طبيعت و انسان،‌ جامعه نگري و فرهنگ شناسي،‌نظام هاي علمي و اجتهادي برخوردارند. پس بهتر است نخست كمي با اين مقولات آشنايي حاصل آيد و پس از آن در وادي روشن فكري گام نهاده شود. مطالبي كه شما مطرح كرديد نسبتش با روشن فكري،‌ قياس مع الفارق است.
    از خداوند شادكامي شما را خواستارم .

    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  11. صلوات ها 4


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    اساساً تفكر و انديشه از متفكر و روشن فكر، امرى مطاع و داراى ارج و منزلت است. انديشه‏ اى كه از دل و جان برآمده و براى رفع و يا دفع معضلى از معضلات جامعه ارائه شده باشد، از اين رو، آن دسته از روشن فكرانى كه در راستاى شناخت درد اجتماعى انديشه كرده و معضلات را شناختند، اما در ارائه طريق و رفع آن راه خطا در پيش گرفته‏اند، از آن نظر كه دغدغه اجتماعى داشته‏اند و به شناسايى درد جامعه پرداخته‏اند مورد احترام هستند و خواهند بود، هر چند در ارائه راه ‏حل خطا كرده باشند. اما تفكرى كه از سر تقليد و به تعبيرى تفكرى قلّابى باشد نه تنها درد اجتماعى و معضلات را نشناخته بلكه بر معضلات افزوده است و لذا بايد از چنين تفكراتى دورى كرد و از چنان متفكرانى دورى جست و منورالفكرانى چون ملكم خان و آخوندزاده از اين دسته افرادند و خواهيم ديد كه چگونه به قول يكى از متفكران معاصر، تفكرى قلّابى دارند. با توجه به واقعيت مذكور، سؤال اين است كه چه شرايطى پديد آمد كه افكار منورالفكرانى چون ملكم خان در جامعه مطرح شده و عده‏اى نيز تحت تأثير آن قرار گرفتند؟
    پاسخ اين سؤال را بايد در اوضاع اجتماعى دوران قاجار جست‏وجو كرد، چه اين كه قبل از اين دوران، يعنى دوران صفويه، ايران در وضعيت اجتماعى مطلوبى بوده است؛ «شاردن» جهانگرد فرانسوى در سفرنامه خود در مورد اوضاع اجتماعى و اقتصادى دوران صفويه مى‏ نويسد: آموزش و پرورش جوانان ايرانى خيلى خوب است. اشراف، يعنى متعينان و متشخصان و كودكان و خانواده‏هاى متمكن (چون در ايران طبقه اعيان مطلقاً به معناى حقيقى كلمه وجود ندارد) بسيار خوب پرورش مى‏يابند. در قهوه‏ خانه‏ها مردم به صحبت مى ‏پردازند، زيرا در اين جاهاست كه خبرهاى تازه مطرح مى‏شود و سياسيون با كمال آزادى و بدون هيچ نگرانى از حكومت انتقاد مى ‏كنند. حكومت نيز از گفت‏وگوى مردم نمى‏هراسد، امنيت در سرزمين صفويان حاكم بوده است و مسافران با نشان دادن فرمان شاه مى‏توانستند هر امكانى را كه لازم دارند دريافت كنند. اين امپراتورى كه از لحاظ عظمت، جهان كوچكى به شمار مى‏رود... در فن اكتشاف و هدايت آب هيچ مردمى در جهان به پاى ايرانيان نمى‏رسد، در جهان هرگز ملتى پيدا نمى‏شود كه به مانند ايرانيان در حفر و احداث چشمه‏هاى زيرزمينى و ايجاد مسيرهاى مناسب تحت الارضى مهارت داشته باشند. محال است كه آبدارتر و درخشنده‏ تر از كاشى ايرانى يا ظريف‏ تر و روشن‏تر از نقش و نگارهاى آن چيزى در جهان پيدا شود. محصولات چرم ايران به اندازه‏اى زيبا و مقدار آن خارج از حد و حصر است كه آن را به هندوستان و عثمانى و ديگر ممالك صادر مى‏كنند...[1]


    [1] - موسى نجفى، تاريخ معاصر ايران، (انتشارات آموزش و پرورش، 1380)، ص 39.
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۷/۳۰ در ساعت ۲۱:۴۱
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    اما اين وضعيت با روى كار آمدن فرمانروايان قاجار، رنگ و روى ديگرى پيدا كرد و مردم شاهد بودند كه آن اقتدار و توان‏مندى كشور روز به روز كمتر شده و در نهايت با روى كار آمدن ناصر الدين شاه و دوران حكومت او كشور به بدترين وضع ممكن درآمده چه اين كه دربار ناصرى با خوش‏گذرانى‏ها و سفرهاى پى در پى و بى‏ثمر به اروپا و بار كردن هزينه آن بر ملت و مقروض كردن كشور به دول خارجى، مملكت را به لحاظ اقتصادى فلج كرده است و علاوه بر فقر اقتصادى، امنيت كشور نيز در اثر قراردادهايى نظير رژی[1] و رويتر[2] و... لطمه ديده تاجايى كه مردم مالك محصولات خود نبوده و انگلستان اختيار تام در امور كشاورزى و تنباكو كه مهم‏ترين فراورده كشور بود، داشته است. وضعيت علمى كشور هم مثل وضعيت اقتصادى و امنيتى ناكار آمد بود و دارالفنون نيز به جاى پرورش و تعليم دانش مركز فساد گرديده است. احتشام السلطنه كه خود از نوادگان فتحعلى شاه و از رجال سرشناس قاجاريه است، درباره تحصيلات هشت ساله خود در دارالفنون (كه قشر خاصى از افراد دربار و اشراف زادگان توفيق حضور در آن را داشته) مى‏نويسد:
    آن دوان، دوران خسارت من بوده است و اساساً وجود مدرسه دارالفنون خيانتى بوده و هست چه اين كه جز صفات رذيله چيزى در آن آموخته نمى‏شد، چرا كه وزير علوم و جانشين او اعتضاد السلطنه نير الملك افرادى عشرت طلب و داراى اخلاق فاسد بودند،... ايشان معتقد است: ريشه تمام خرابى و علت عقب افتادگى مملكت ايران را در مدرسه دارالفنون بايد جست‏وجو كرد...[3]

    در ادامه به تفكرات برخى از روشن فكران كه در شكل‏گيرى ايده سكولاريستى در ايران مؤثر بودند اشاره مى‏كنيم.

    الف) ميرزا ملكم خان ناظم الدوله‏
    ميرزا ملكم خان پسر ميرزا يعقوب خان از ارامنه جلفاى اصفهان است كه در سال 1249 (ه ق) در اصفهان متولد شده و در سن ده سالگى به پاريس رفته و در مدارس آن جا به تحصيل علوم پرداخته است. ملكم در سال 1273 مترجم مخصوص مأمور سفارت خانه دولت علّيه در اسلامبول گرديد. او در اين سفر وارد فراموشخانه شده و پس از مراجعت به ايران در سال 1274 هجرى قمرى سال آخر صدارت آقاخان در طهران فراموشخانه كه آنرا فراميسن مى‏ناميدند داير كرده و مردم را به آزادى و جمهورى‏طلبى دعوت مى‏كرده است.[4]
    اگر چه ملكم خود اظهار اسلام و مسلمان بودن مى‏كرد لكن محققان و رجال هم عصر وى او را غير مسلم، مسيحى حتى بى دين مى‏دانند. احتشام السلطنه از رجال قاجار كه از دولت مردان سلطنت ناصرالدين شاه است درباره ملكم مى‏گويد:
    ملكم به اعتقاد من نه مذهب داشت نه وطن نه مسلك، آن پير مرد هشتاد ساله شارلاتان، خودش و فرزندانش عيسوى هستند.[5]


    [1] - براى مطالعه بيشتر ر. ك. به شيخ حسن كربلايى، قرارداد رژى 1890 يا تاريخ انحصار دخانيات در سال 1309.



    [2] - براى مطالعه بيشتر ر. ك. به، خاطرات سياسى ميرزا على خان امين الدوله.

    [3] - سيد محمد مهدى موسوى، خاطرات احتشام السلطنه، (انتشارات زوّار، 1366)، ص 25.



    [4] - احمد خان ملك ساسانى، سياستگران دوره قاجار، (تهران: انتشارات بابك، 1338)، ص 126.

    [5] - سيد محمد مهدى موسوى، خاطرات احتشام السلطنه، (انتشارات زوّار، 1366)،ص 420 .
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  15. صلوات ها 3


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    در ادامه به تفكرات برخى از روشن فكران كه در شكل‏گيرى ايده سكولاريستى در ايران مؤثر بودند اشاره مى‏كنيم.
    الف) ميرزا ملكم خان ناظم الدوله‏
    ميرزا ملكم خان پسر ميرزا يعقوب خان از ارامنه جلفاى اصفهان است كه در سال 1249 (ه ق) در اصفهان متولد شده و در سن ده سالگى به پاريس رفته و در مدارس آن جا به تحصيل علوم پرداخته است. ملكم در سال 1273 مترجم مخصوص مأمور سفارت خانه دولت علّيه در اسلامبول گرديد. او در اين سفر وارد فراموشخانه شده و پس از مراجعت به ايران در سال 1274 هجرى قمرى سال آخر صدارت آقاخان در طهران فراموشخانه كه آنرا فراميسن مى‏ناميدند داير كرده و مردم را به آزادى و جمهورى‏طلبى دعوت مى‏كرده است.[1]
    اگر چه ملكم خود اظهار اسلام و مسلمان بودن مى‏كرد لكن محققان و رجال هم عصر وى او را غير مسلم، مسيحى حتى بى دين مى‏دانند. احتشام السلطنه از رجال قاجار كه از دولت مردان سلطنت ناصرالدين شاه است درباره ملكم مى‏گويد:
    ملكم به اعتقاد من نه مذهب داشت نه وطن نه مسلك، آن پير مرد هشتاد ساله شارلاتان، خودش و فرزندانش عيسوى هستند.[2]
    در كتاب سياستگران دوره قاجار نيز در مورد دين ملكم آمده است كه:
    يك روز به ميرزا حسين خان خبر مى‏دهند كه ملكم خان براى ازدواج با «هانانريت» دختر آراكل بيك ارمنى معروف به توپچى باشى به پطرق خانه ارامنه رفته از مسلمانى به قانون دين مسيح ابا و استغفار كرده و به آيين عيسوى در آمده و در شب يك شنبه 29 جمادى الاول 1281 در كليساى «ايا استفانوس» مراسم نكاح را به قانون مذهب عيسوى انجام داده است. ميرزا حسين خان ملكم را احضار كرده مى‏گويد ساليان دراز دعوى مسلمانى كرده و با خود من به مشاهد متبركه عراق به زيارت آمدى و در معابد و مساجد مسلمانان نمازها كردى حالا به قانون اسلام مرتد مى‏شوى؟ ملكم در جواب مى‏گويد كه من هميشه معتقد به اين مطلب بودم كه «امور دنيا بسته به عقل و تدبير است» لكن امروز مى‏گويم كه كارهاى دنيا بسته دست تقدير مى‏باشد و تقدير براى من اين طور پيش آورده است.[3]
    او به انگيزه بهره‏گيرى از دين و اسلام در راه هدف خود تظاهر به مسلمانى مى‏كرد تا بهانه به دست مخالفان خود ندهد. «فريدون آدميت» اين رويه ملكم را كُند كردن حربه تكفير مخالفان مى‏داند و مى‏گويد:
    در تحليل روانى ملكم بايد گفت ارمنى بودن و سابقه نصرانيت او عقده‏ى روحى در او ايجاد كرده بود. وى كه مروّج تجددخواهى و مدنيت اروپايى بود براى اين كه حربه تكفير مخالفان را كُند كند در تحريراتش كوشش فراوان مى‏كرد كه افكار ترقى خواهى و عدالت اجتماعى را به مبانى دينى تطبيق دهد.[4]


    [1] - احمد خان ملك ساسانى، سياستگران دوره قاجار، (تهران: انتشارات بابك، 1338)، ص 126.

    [2] - سيد محمد مهدى موسوى، خاطرات احتشام السلطنه، (انتشارات زوّار، 1366)،ص 420 .

    [3] - خان ملك ساسانى، پيشين، ص 129.



    [4] - فريدون آدميت، فكر آزادى و مقدمه نهضت مشروطيت، (انتشارات سخن، 1340)، ص 104.


    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  17. صلوات ها 3


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    جالب اين كه خود ملكم نيز بر اين نكته اشاره دارد كه هدف خود را با بهره ‏گيرى از لفافه دينى دنبال مى ‏كند. او در نامه ‏اش به دانشمند انگليسى «ويلفريد بلنت» مى‏نويسد:
    من خود، ارمنى زاده مسيحى هستم، ولى ميان مسلمين پرورش يافتم و وجهه نظرم اسلامى است، در اروپا كه بودم سيستم‏هاى اجتماعى و سياسى و مذهبى مغرب را مطالعه كردم با اصول مذاهب گوناگون دنياى نصرانى و هم چنين تشكيلات سرى و فراماسونرى آشنا گرديدم. طرحى ريختم كه عقل سياست مغرب را با خرد ديانت به هم آميزد چنين دانستم كه تغيير ايران به صورت اروپا كوشش بى‏فايده‏اى است از اين رو فكر ترقى مادى را در لفاف دين، عرضه داشتم تا هم وطنانم آن معانى را نيك دريابند.[1]
    ملكم در بينش سياسى‏اش متأثر از منتسكيو بوده و مبلغ ليبراليسم سده نوزدهم است و كاربست اصول سياسى آن را ناگزير مى‏داند.[2] اما در نوشته‏هايش تحت تأثير فيلسوفانى مانند «جان استوارت ميل» بود او حتى بخشى از كتاب در آزادى استوارت ميل را به فارسى برگرداند.
    ملكم در برابر علما و دين دو موضع دارد در جايى به شدت به آنها حمله مى‏كند. براى نمونه او در رساله نوم و يقظه درباره علما مى‏نويسد:
    دشمن‏ترين اشخاص براى نظم مملكت و تربيت ملت و آزادى آنها طايفه علما و اكابر فناتيك هستند.[3]
    در موضع ديگر تلاش مى‏كند متدينين و علما را تحت تأثير افكار خود قرار دهد كه در اين راه تا حدودى نيز موفق بوده است. از جمله اين علما ولو در درجه دوم (پايين‏تر از مراجع) سيد صادق طباطبايى فرزند سيد محمد طباطبايى از رهبران مشروطه است كه ناظم الاسلام كرمانى در كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان مى‏گويد ملكم تلاش داشت كه با سيد صادق ارتباط برقرار كند، اما توفيقى نداشت تا روزى در منزل سيد همراه يكى از دوستان سيد وارد شد و بين سيد صادق و ميرزا ملكم خان مباحثه‏اى درگرفت كه در نتيجه آن، سيد صادق همه نظريات ملكم را پذيرفت.[4]


    [1] - فريدون آدميت، انديشه ترقى و حكومت قانون عصر سپهسالار، (انتشارات خوارزمى، 1351)، ص 64 و 65.

    [2] - حجت الله اصيل، زندگى و انديشه ميرزا ملكم خان، (تهران: نشر نى، چاپ اول، 1376) ص 87.

    [3] - حجت الله اصيل، پيشين، ص 87.

    [4] - ناظم الاسلام كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان، ج 1 (تهران: انتشارات آگاه، چاپ چهارم، 1362).

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۸:۴۹
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  19. صلوات ها 4


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482




    اما موضع ملكم در برابر دين چنان چه قبلاً نيز اشاره كرديم موضعى فريب كارانه و حملاتش زيركانه و در رنگ و لعاب دينى بود. خودش در ملاقاتى كه در سال 1872 با آخوندزاده داشت در مقام نصيحت برآمده و مى‏گويد:
    تويى كه مى ‏خواهى ريشه عقايد مذهبى مسلمانان را منهدم كنى، بايد از حمله آشكار دورى نمايى و به شيوه‏ هاى دقيق‏ ترى فكركنى.[1]
    و اين روشى است كه خود از آن بهره گرفته است. براى مثال، او تفكر اومانيستى را كه به آدميت ترجمه كرده است ريشه‏اش را به انبيا و اولياى اسلام بر مى‏گرداند و در شماره 5 روزنامه قانون صفحه چهار در اين باره مى ‏گويد:
    اصول آن [آدميت‏] به طور كامل مطابق اسلام و به قسمى مناسب دردهاى حاليه ايران است كه هر مسلمان با شعور به محض اين كه از حقايق آدميت بويى مى‏شنود بى ‏اختيار خود را به اين دايره مى‏اندازد و به اعتقاد بعضى، اين عالم آدميت را انبيا و اولياى اسلام ترتيب داده‏اند.
    صد البته خود مى ‏داند كه ريشه تفكر اومانيستى در غرب است و خود نيز در نامه به «بلنت» بدان اشاره دارد، لكن براى فريب افكار عمومى آنرا به انبيا و اولياى اسلام بر مى‏گرداند.
    سرانجام ايشان با وصيت خود هنگام مرگ پرده از بى دينى خود برداشته و هر آن چه را كه در نهان داشت آشكار كرد و برخلاف احكام و سنت اسلامى [حتى برخلاف احكام مذهب عيسوى ]وصيت كرد كه جسد او را سوزانده و خاكستر آن را براى فرزندانش بفرستند. ابراهيم صفايى در اين باره مى‏گويد:
    ملكم در سن 77 سالگى درگذشت وصيت كرد كه جسد او را سوزانده و خاكستر او را با حواله پنجاه هزار ليره كه از فروش قرارداد لاتارى به جيب زده بود به ورثه‏ اش تحويل دهند.[2]


    بخش هایی از مقاله ، دکتر شمس الله مریجی با تلخیص.

    [1] - موسى نجفى، رهيافتى مقايسه‏اى به جريان انديشه‏هاى اصلاح طلب، مجله انديشه حوزه، شماره 6، سال 6.


    [2] - ابراهيم صفايى، رهبران مشروطه ج 1، ص 53، (تهران: انتشارات جاويدان، 1362).

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۳:۴۴
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود