جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟






    كلمه كار در اين جمله به معناي اين است كه خد ا قبل از خلقت چه صفت فعلي را ابراز مي كرده و اين بيمعناست چون وقتي مخلوق نباشد صفت فعل و كار كردن هم معني ندارد. و به همين خاطر استكه امام رضا عليه السّلام مي فرمايند : « الْمَشِيئَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِفَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شَائِياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ » مشيت از صفات فعل خداست پس كسي كه گمان كند خداي متعال پيوسته صفت اراده را ابرازمي كرده ( دائماً‌ كاري مي كرده ) اين فرد موحّد نيست . توضيح اينكه اراده خدايتعالي مساوي با ايجاد شيء است و اگر بگوييم خداي تبارك وتعالي هميشه در حال ارادهكاري بوده يعني چيزي بوده كه اين كار خداي متعال بر آن چيز اعمال شود و اين بدانمعناست كه ( نستجير بالله ) هميشه همراه خداي متعال و همطراز با او كسي بوده است واين مسأله مساوي با شرك است .
    پس با توجّه بهآنچه شما مي گوييد آيا خداي تعالي قبل از خلقت بيكار بوده است ؟
    وقتي مي گوييدبيكار اين معنا پيدا نمي كند مگر آنكه مسبوقِ بر آن ، كاري وجود داشته باشد كه دستبرداشتن از آن كار ، به معناي بيكاري باشد. عمران صابئي همين سؤال را از امام رضاعليهالسّلام پرسيد . وقال عمران يا سيدي أ ليس قد كان ساكتا قبل الخلق لا ينطق ثمنطق ؟
    آيا خدا قبل ازخلقت مخلوقات بيكار بوده است سپس به كار افتاده ؟
    قال الرضا عليهالسّلام لا يكون السكوت إلا عن نطق قبله
    امام رضا عليهالسّلام فرمودند : بيكار بودن معنا پيدا نمي كند مگر اينكه قبل از آن كاري باشد .
    بعد حضرت رضاعليه السّلام براي عمران مثالي مي زنند :
    و المثل في ذلكأنه لا يقال للسراج هو ساكت لا ينطق
    به چراغ نميگويند اين بيكار است
    و لا يقال إنالسراج ليضي‏ء فيما يريد أن يفعل بنا
    و نمي گويند كهچراغ بخاطر اظهار فعلش براي ما مجبور است نور داشته باشد
    لأن الضوء منالسراج ليس بفعل منه و لا كون و إنما هو ليس شي‏ء غيره
    اگر كون و مكانينباشد( مخلوق نباشد ) نور چراغ ديگر صفت فعل او نيست ؛ چون براي كسي نور افشاني نميكند و غير او هم چيزي وجود ندارد( كه اين نور افشاني براي او باشد (
    فلما استضاء لناقلنا قد أضاء لنا حتى استضأنا به
    وقتي ماها وجودداشته باشيم و چراغ براي ما نورافشاني كند مي گوييم او برما نور افشاند و ما از نورآن بهره برديم .
    خلاصه كلام اينكهفيض الهي لايزالي است و به همين علّت يكي از اسماي 99 گانه الهي نور است ولياستفاضه از او معناپيدا نمي كند مگر با خلقت خلق ؛ نستجير بالله مانند چراغ كه نور دارد ولي استفادهاز اين نور معنا پيدا نمي كند مگر با وجود كساني كه اين نور را درك كنند.
    امّا معناي آيهشريفه هم كه مي فرمايد كلّ يوم هو في شان مربوط به بعد از خلقت خلق و بروز صفات فعلاست . اينجاست كه يوم يا همان روز كه كنايه از زمان است معنا پيدا مي كند و گفتيمكه زمان از محدوديتهاي مخلوق است . آري !‌ خداي تعالي بعد از خلقت خلق هرلحظه صفاتفعلش را اظهار مي كند امّا اينكه خداي تعالي قبل از خلقت خلق چه كار مي كرده بيمعناست و بدون وجود مخلوق اصلاً‌ اطلاق كلمه « كاركردن » به خداي متعال بي معناست

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما خدا قبل از خلقت چکار می کرده است؟







    علامۀ طباطبایی در این باره می فرماید:

    قدرت خداوند همان مبدئیت او برای ایجاد و علیت او برای ماسوایش است و این قدرت عین ذات الهی است و لازمۀ این، دوام فیض و استمرار رحمت و عدم انقطاع عطیۀ الهی است، البته از این دوام، عالم طبیعت (1) لازم نمی آید ...(2) و از طرفی عالم امکانی منحصر در عالم مادی نیست از آن رو که در جای خود به اثبات رسیده است که عالم امکانی به عالم مادی و مجرد تقسیم می شود و عالم مجرد به مجرد عقلی و مجرد مثالی تقسیم می شود (3)

    نتیجه این که هر چند فیض الاهی دوام دارد، ازلی و ابدی و همیشگی است ولی ازلیت و ابدیت او ذاتی نیست. بلکه ظلی و سایه ای است؛ یعنی همان گونه که در ذات خود محتاج خداوند است در صفات خود و در ازلیت و ابدیت نیز محتاج اوست.

    از این نکات روشن می شود که فیض و عنایت خداوند علی الدوام و همیشگی بوده، و نمی توان آن را به بعد از خلقت عالم امکانی نسبت داد. به عبارت ساده می توان گفت: خداوند همیشه فیض رسانی می کرده است.


    پاورقی___________________________

    1. که البته عالم زمانی است.


    2. قد تبين في الأبحاث السابقة أن قدرته تعالى هي مبدئيته للإيجاد و عليته لما سواه و هي عين الذات المتعالية و لازم ذلك دوام الفيض و استمرار الرحمة و عدم انقطاع العطية. و لا يلزم من ذلك دوام عالم الطبيعة لأن المجموع ليس شيئا وراء الأجزاء و كل جزء حادث مسبوق بالعدم و لا تكرر في وجود العالم على ما يراه القائلون بالأدوار و الأكوار لعدم الدليل عليه. نهايةالحكمة، ص 326.


    3. همان، ص 315.
    خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    ضمن سپاس از پاسخ دوستان، توجه شما را به پاسخ زیر از مرکز ملی پاسخگویی به پرسشی مشابه نیز جلب میکنم:

    کار خداوند فیض رساندن دائمی به موجودات استزیراخداوند متعال فياض على‏الاطلاق است و فيض او دائمى است و لحظه و آنىقطع نمى شود و بنابراينهيچ زمانى نبوده كه خلقى وفيضى نباشد،زيرا تمام ممكنات با زبان حال خود فرياد احتياج و فقر سر مى‏دهند و بازبان حال عرض نياز به بى‏نياز مطلق مى‏كنند و فيض او نيز دائمى است. اوذاتا داراى تمام كمالات است كه از جمله كمالات او فياضيت و خالقيت ورازقيت است.لازم نيست تمام موجودات او را بشناسيم. چه بسيار از مخلوقات الهى كه اصلا به تصور ما نمى‏آيند و از احوال آنها آگاه نيستيم. همينمقدار عقل ما به ما فتوا مى‏دهد كه كل جهان مادى و طبيعى قديم زمانى است ومسبوق به عدم زمانى نيست و بيش از اين لااقل تاكنون براى ما ناشناخته استو شايد گوشه اى از آن در آينده مكشوف شود.
    آيه شريفه 29 سوره مباركهالرحمن «يسئله من فى السموات و الارض كل يوم هو فى‏شان تمام كسانى كه درآسمانها و زمين هستند از او تقاضا دارند، و او در هر روز در كارى‏نو مشغولاست». از دو بخش تشكيل شده است:

    بخش اول: تمام موجودات به او نياز دارند
    كه اين به اين معنى است كه تمام موجودات در هستى و شوون ذاتى و غير ذاتىخود به او محتاجند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى هستندو در پيدايش و بقاء خود به علت خود يعنى ذات بى نياز پاك نيازمند.

    بخش
    دوم: ذيل آيه است كه «كل يوم هو فى شان هر روز خدا در كار جديدى است». آيا منظور از «يوم» زمان است، پس تفسير آيه اين است كه خداوند تعالى هرزمانى در آفرينش جديدى است و هر زمانى طرحى نو در مى‏اندازد،(1) يا منظوراز «يوم» امرى بالاتر از زمان است كه به علت ضيق تعبير از آن به «يوم» تعبير شده است؟ توضيح اين كه هر حادثه اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه اى. آنچه مربوط به زمان است جزء تاريخ است و آنجه مربوط بهزمانه است در تاريخ و بند زمان نمى‏گنجد و فراتر از زمان مى رود و چونثابت است فراتر از زمان و مكان مى رود. چنانچه واقعه عاشورا يك بعد زمانىدارد و يك بعد زمانه اى و ملكوتى كه فراتر از زمان و مكان است،(2). با اينتفسير احتمال دارد كه منظور از «يوم» زمانه باشد. زيرا پديده مادى كه چنينباشد، كه چهره ملكوتيش فراتر از زمان باشد و در عين حالى كه در زمان ومكان واقع شده است، در زمان و مكان نگنجد از آنها فراتر رود، موجود مجرد وآن هم مجرد على الاطلاق كه هيچ جهت امكان و نقصى در او نيست، و هيچ چهرهزمانى ندارد، لاجرم در ظرف زمان نمى‏گنجد، آرى او در هر زمانى هست اما درزمان نيست و زمانمند نيست و در هر مكانى هست و اما در مكان نمى‏گنجد ومكان‏دار نيست،(3) بنابر اين معناى آيه اين مى‏شود كهخداوندمتعال در هر زمانه‏اى در كارى جديد است و امرى جديد مى آفريند كه هرگزنبوده است و كارهاى او تكرارى نيست، بلكه بدون الگو و ابتكارى است.

    براى تفسير بيشتر آيه به تفاسير ذيل مراجعه كنيد: 1- تفسير نمونه ج: 23 ص: 137 138 و 140141 2- تفسير الميزان متن عربى ج: 19 ص: 115 و 117 3- تفسير الميزان ترجمهفارسى ج: 19 ص: 170 171 و 371 به زبان ساده تر می توان گفت : هر چه ازموجودات مادی فرض کنیم ، ابتدای زمانی خواهد داشت و زمان با ماده به وجودآمد ، اما می توان عالمی فراتر از زمان فرض کرد که در آنجا تغییر ودگرگونی نیست و آن عالم ابتدای زمانی ندارد و به ادیت الهی ، ابدی است . با این تفاوت که خداوند آفریده آن و بی نیاز است و آن عالم نیازمند بهخداوند. پس هیچ زمان و دوره و حتی فارتر از زمان را نمی توان فرض کرد کهخداوند فیض وجود و هستی بخشی نداشته باشد و همان گونه که خداوند ازلی وابدی است ، آفرینش گری او نیز ابدی و ازلی است.
    -----------------------------------------------------------------------
    پى‏نوشت‏ ها :
    (1)
    تفسير نمونه، ج 23، ص 134 و 531)
    (2)
    عرفان وحماسه، آيت الله جوادى آملى، ص 94- 64)
    (3)
    الميزان ج 19 ص 116)


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    پرسش خدا قبل از خلقت چه كار مي كرده است؟




    با سلام
    در جواب این سوال گفته می شود که یکی از صفات خداوند متعال خالقیت است و این یدین معناست که همیشه در حال خلق کردن است و حتی الان هم در حال خلق کردن است و این تصور از خالقیت درست نیست که گفته شود قبلا آفریده دیگر نمی آفریند و این معنای اولی را عده ای از آیات قرآن نیز تایید می کنند مثل آیه:
    و اذ قال ربك للملئكة انى جاعل فى الارض خليفة قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك،قال انى اعلم ما لا تعلمون (بقره/ 30)
    برخى در مورد آيه‏ى پيشين انى جاعل فى الارض خليفه كه درباره‏ى حضرت آدم است، نيز گفته‏اند كه پيش از آدم روى زمين، موجوداتى بوده است‏يا انسانهايى كه منقرض شده‏اند.يا چيزهايى مانند انسان كه در برخى روايات نسناس ناميده شده‏اند و يا جن و چيزهاى ديگر...
    ونیز در روایاتی هم آمده که خداوند قبل از نسل ادم هزار هزار خلقت داشته که آن انسانها زندگی نموده و از دنیا رفته اند وحساب و کتاب شده اند و روایات دیگری نیز در تایید این معنا وجود دارد
    در نتیجه با توجه به آیات و روایات بدست می اید که خداوند همیشه در حال خلق کردن است و خالقیت خداوند محدود به زمانی و مکانی نیست .موفق باشید


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    ان چه من از مباحث فوق فهمیدم این است که صفت فیاضیت به معنی فیض رسانی از صفات ثبوتیه خداوند و عین ذات خداوند است. به بیان دیگر تا بوده است خداوند فیاض بوده است و تا ابد نیز چنین خواهد بود. یعنی هیچ گاه نبوده است که خدا باشد و فیاض نباشد. لازمه ی این سخن این است که اگر خدا بخواهد که تنها باشد و هیچ مخلوقی از هر نوع نداشته باشد بواسطه فیاض بودنش نمی تواند. از سوی دیگر از ازل مخلوق و یا مخلوقاتی بوده اند تا شامل صفت فیاضیت خداوند باشند. یعنی مخلوقات نیز همانند خداوند قدیمند و ازلی!!!
    منتظر توضیحات استادان هستم.
    ضمنا کپی پیست های عریض و طویل ممنوع
    صاف و پوست کنده به مطلب فوق پاسخ داده شود.
    ممنون
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    ان چه من از مباحث فوق فهمیدم این است که صفت فیاضیت به معنی فیض رسانی از صفات ثبوتیه خداوند و عین ذات خداوند است. به بیان دیگر تا بوده است خداوند فیاض بوده است و تا ابد نیز چنین خواهد بود. یعنی هیچ گاه نبوده است که خدا باشد و فیاض نباشد. لازمه ی این سخن این است که اگر خدا بخواهد که تنها باشد و هیچ مخلوقی از هر نوع نداشته باشد بواسطه فیاض بودنش نمی تواند. از سوی دیگر از ازل مخلوق و یا مخلوقاتی بوده اند تا شامل صفت فیاضیت خداوند باشند. یعنی مخلوقات نیز همانند خداوند قدیمند و ازلی!!!
    منتظر توضیحات استادان هستم.
    ضمنا کپی پیست های عریض و طویل ممنوع
    صاف و پوست کنده به مطلب فوق پاسخ داده شود.
    ممنون

    این که گفته می شود، آفریدن لازمه فیاض بودن خدا است ، بدین معنا نیست که او مجبوربه آفریدن است ؛ زیرا در جبر همواره یک نیروی خارج و برتری بر اراده قدرت فاعل غلبه دارد واو را مجبور می کند؛ اما درباره ً خداوند هیچ نیروی دیگری - غیر از او - فرض نمی شود، چه رسد به این که برتر از او باشد تابتواند او را مجبور کند .پس وقتی می گوییم بین فیاض بودن و آفریدن تلازم است ، اختیار و اراده را در آفرینش از او سلب نکرده ایم و در واقع بین فیاض بودن و آفرینش اختیاری و ارادی تلازم است .

  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    پرسش جواب گمنام




    با عرض سلا م
    اين سخن شما به نظر من نگاهي همه جانبه به خداوند متعال و صفات خدا نيست و به عبارت ديگر شما فقط در اين سخن نظرتان به فياضيت خدا محدود گشته است و ما در اين ميان نگاهي ديگر هم داريم و آن نگاهي جامع با تصورتمام صفات خداوند است واين مطلب كه خداوند فیاض بوده است و تا ابد نیز چنین خواهد بود. یعنی هیچ گاه نبوده است که خدا باشد و فیاض نباشد في الجمله درست است ولي بالجمله درست نيست بدين معني كه يكي ديگر از صفات خداون مريد بودن و اراده الهي است و فياضيت همراه با اراده و اختيار درست است ودر آيات قرآن مي خوانيم كه :

    اذا اراد شيئا یقول له کن فیکون
    و نيز لازمه فياضيت الهي اين نيست كه خداوند مجبور به خلق عالم است و ديگر به حكم فياضيت نمي تواند خلق نكند بلكه در نگاهي جامع انسان به اين نتيجه مي رسد كه خداوند هر وقت كه بخواهد مي تواند خلق كند و هر وقت كه نخواهد خلق نمي كند و هيچ وقت صفاتي را كه منتزع از ذات بسيط هستند نمي توانندخود ذات را مجبور و مسلوب الاراده بكنند .
    موفق باشيد.
    ویرایش توسط salman : ۱۳۸۸/۱۰/۲۵ در ساعت ۲۱:۳۳
    يااباصالح المهدي ادركني


    شايد اين جمعه بيايد شايد ...
    پرده از چهره گشايد شايد...


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۰/۰۸, ۱۶:۲۸ : 6

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود