صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نبوت ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149

    چرا نبوت ؟




    سلام
    خدمت دوستان مدت زیادی نیست که افتخار آشنایی با این سایت را دارم
    ولی علت مراجعه من به چنین سایتهایی بدست آوردن پاسخی برای علت اعتقاد به نبوت است
    چنانچه در این سایت مباحثی عقلانی خالص خارج از هرگونه علوم نقلی درباره اثبات نبوت است بنده را راهنمایی کنید
    برای اینکه بیهوده عمر خود را تلف نکنیم
    در نظر داشته باشید که :
    1-به توحید اعتقاد دارم هر چند که برهانهای متعدد فلسفی را خوانده ام و سعی در فهم آنها داشته ام
    ولی فعلا کفه سنگینتر چرایی اعتقاد من به توحید ژنتیک بودن نیاز به خداست.
    2- مباحث مانند آیت اله مصباح یزدی را قانع کننده نمیدانم و گاها در ادله ایشان تناقضاتی را استنباط میکنم
    3- دلایل مطروحه ضد و نقیض نباشد.
    در خاتمه چناچه پاسخ مرا بدهید صمیمانه از مرحمت شما تشکر میکنم
    پس از این درخواست جناب طه بنده را به این قسمت سایت رهنمون شدند که با نگاه به عناوین موضوعات گمشده خود را نیافتم
    حال با تکرار علت مراجعه ام به این سایت که در بالا آورده ام
    سوالات دیگری را هم جهت تبیین ذهن پاسخ دهندگان احتمالی اضافه میکنم
    4-پس از اقرار به توحید نبوت چرا؟
    خداوند را بی نیاز میدانم
    خدا را درکمال می یابم
    خلقت او را هم در کمال میبینم
    خداوند آفریدگار و نگاهدار این جهان است البته این نگاهداری نه مانند راننده ای که هر آن ماشین خلقت کج افتاد آن را هدایت کند یا مانند باغبانی که هر آن باغچه را خشک ببیند آبیاری کند خاری ببیند آن را برکند گلی ببیند آنرا بپرورد چونکه وجودی خارج از او متصور نیست هر چه هست از اوست او نخواهد این جهان نبوده که بخواهد بند بند ذراتش از هم بگسلد نگاهداری او اینگونه است عین آفرینش
    گمراهی یا رستگاری موجودات که انسان هم جزیی از این آفرینش است را جزیی از روند آفرینش میبینم و رستگاری موجودات را نه دلیلی بر خوبی آفرینش و کمال آفریدگار و گمراهی و نابودی موجودات را دلیلی بر نقصان آفرینش یا کژی خالق

    5- اقرار به نبوت یعنی نقص در خلقت
    تنها اقرار به نبوتی که دارم به گونه ای استعاره ای است هر موجود از این جهان چون مخلوق است به گونه ای خبر از خالق خود میدهد پس هر موجود خود یک نبی است پس نبا همه عالم را در بر گرفته


    6- هر تکه از این جهان به خودی خود چون جزیی از این عالم است پس کامل کننده جهان است انسان هم مانند دیگر موجودات کامل کننده این جهان (یعنی نگاهم به جهان و آفرینش بطلمیوسی نیست که این جهان مرکز دارد وانسان گل سر سبد آفرینش است نه جهان مرکز دارد و نه آفرینش مرکز دارد )
    7- در آخر چرا مطرح میکنم و چه نوع پاسخهای میخواهم؟ زیرا بنابر نظر تمامی مراجع و بزرگان دین اصول دین تحقیقی و عقلانی است پس خواهش میکنم پاسخهای علوم نقلی نباشد (چون فعلا من به نبوت اعتقاد ندارم دلایل برگرفته از نبوت برایم محلی از اعراب ندارد مگر آنکه عقلی باشد ) ولی در پاسخهای احتمالیم اگر به گفته قرآن یا بزرگان دین مراجعه کنم به این دلیل است که شما آنان را قبول دارید
    از اطاله کلامم عذر میخواهم چناچه بیانم واضح نبود بگویید پاسخ دهم
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۸۹/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۱:۳۳

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز

    پس از اقرار به توحید نبوت چرا؟


    اقرار به نبوت، یعنی اقرار به این حقیقت که خداوند پیامبرانی را مبعوث کرده و به آنها وحی فرستاده تا ما را به اذن او به پروردگارمان بخوانند.

    انکار این مطلب، یعنی انکار ادعای پیامبران مبنی بر مبعوث شدن آنها از جانب خداوند، که برابر خواهد بود با دروغگو خواندن آنها. در صورت انکار نبوت، بسیاری از آیات قرآن خود به خود انکار می شوند. در جای جای قرآن به مبعوث شدن پیامبران، و سزای کسانی که آنها را تکذیب کردند اشاره شده است.

    و منکر بعضی از آیات مصداق این آیه می شود (سوره 2):

    ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۸۵﴾
    [ولى] باز همين شما هستيد كه يكديگر را مى‏كشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مى‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مى‏كنيد و اگر به اسارت پيش شما آيند به [دادن] فديه آنان را آزاد مى‏كنيد با آنكه [نه تنها كشتن بلكه] بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است آيا شما به پاره‏اى از كتاب [تورات] ايمان مى‏آوريد و به پاره‏اى كفر مى‏ورزيد پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود و روز رستاخيز ايشان را به سخت‏ترين عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (۸۵)

    پس کسی که نبوت را انکار کند، در حقیقت قرآن را انکار کرده است، و حکم منکر قرآن (و کلاً منکر آیات الهی) هم که مشخص است.

    کسی که به اسلام ایمان بیاورد، باید به قرآن ایمان بیاورد، و کسی که به قرآن ایمان بیاورد، باید به نبوت ایمان بیاورد... همانطور که اشاره شد بین لزوم اعتقاد به نبوت و اعتقاد به قرآن رابطه تنگاتنگی وجود دارد، و واجب بودن اقرار به نبوت مغایرتی با عقل ندارد.

    البته این در صورتی است که از منظر اسلامی سؤالتان را مطرح کرده باشید...

    اگر سؤالتان این است که اصلاً از کجا معلوم خداوند پیامبرانی فرستاده باشد، آنگاه قضیه فرق می کند. پس اگر سؤال اصلیتان این است، لطفاً اعلام کنید تا دوستان پاسخ بهتری ارائه کنند.

    با تشکر فراوان
    یا حق

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام
    دوست عزیز آقای بینام
    این پاسخ سوال من نیست
    لطف بفرمایید علاوه بر موضوع سوال
    متن سوال را هم اگر حوصله دارید بخوانید
    متشکرم

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    پیش از آنکه پست قبلی را ارسال کنم مطلب شما 2 شاید هم 3 بار مطالعه کردم.

    چناچه بیانم واضح نبود بگویید پاسخ دهم


    اگر مطلبی که ارائه کردم پاسخ سؤالتان نیست، لطفاً سؤالتان را شفاف تر بیان کنید. مگر علت واجب بودن اعتقاد به نبوت پیامبران را نمی خواهید؟

    با تشکر مجدد
    یا حق
    ویرایش توسط بینام : ۱۳۸۹/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۱:۲۰ دلیل: غلط املایی

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    دوست عزیز
    متشکرم از این همه بردباری
    من میگویم
    1- اگر کسی به توحید اعتقاد داشت دیگر چه لزومی دارد به نبوت معتقد باشد
    2- به نظر من وجود نبوت با اصل توحید تناقض دارد

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    متشکرم از این همه بردباری


    خواهش می کنم.

    1- اگر کسی به توحید اعتقاد داشت دیگر چه لزومی دارد به نبوت معتقد باشد


    پاسخ این مطلب که ارائه شد. اگر ما به خدای یگانه ایمان داشته باشیم، ولی معتقد باشیم که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده است، آنگاه با قرآن مخالفت کرده ایم، که یعنی پیامبر اکرم (ص) را که قرآن را به اذن خداوند در اختیار ما قرار داد قبول نداریم، که در آن صورت یعنی خدایی که قرآن به تصویر می کشد، یعنی الله را قبول نداریم...

    2- به نظر من وجود نبوت با اصل توحید تناقض دارد


    احتمالاً منظورتان به این بخش از مطالب پست اول باز می گردد:

    5- اقرار به نبوت یعنی نقص در خلقت
    تنها اقرار به نبوتی که دارم به گونه ای استعاره ای است هر موجود از این جهان چون مخلوق است به گونه ای خبر از خالق خود میدهد پس هر موجود خود یک نبی است پس نبا همه عالم را در بر گرفته


    آنچه شما به عنوان نبی در نظر گرفته اید، با مفهوم قرآنی نبی فرق دارد. نبی در قرآن یعنی انسانی که خداوند به او وحی می کند تا مردم را به خداوند بخواند. آنچه شما نبی می نامید، آیات و نشانه های الهی است. بله در عقیده اسلامی، همه هستی و همه مخلوقات نشانه های الهی هستند که نشانگر آفریننده می باشند، و خردمند با مشاهده آنها، پند گرفته به وجود پروردگارش پی می برد.

    ولی نبی، به معنای قرآنی کلمه، یعنی کسی که از جانب خداوند مأمور می شود مردم را آگاه و بیدار کند، و اقرار به نبوت، اقرار به این مسئله است.

    از دیدگاه شما، همه هستی خبر از خالق می دهد. خب ما هم همین را می گوییم، با این تفاوت که یک تکه سنگ خودش نمی داند خبر از خالق می دهد. یک کافر خودش نمی داند که خبر از خالق می دهد. ولی یک نبی آگاهانه و به امر خالق خبر از خالق می دهد. تازه جنس خبری که یک کافر یا یک تکه سنگ می دهد کجا و خبری که نبی آگاه می دهد کجا.

    به همین دلیل اقرار به نبوت به معنای قرآنی کلمه با آنچه شما فرمودید تناقضی نداشته، نقص در خلقت هم نیست.

    امیدوارم شفاف عرض کرده باشم.

    با تشکر فراوان
    یا حق
    ویرایش توسط بینام : ۱۳۸۹/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۲:۱۰

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    با سلام و احترام
    جناب بینام
    دوست محترم
    تقاضا دارم محبت فرمایید به دقت متن سوالهایم را دریابید هر چند که بنابر ناشی بودن اینجانب انشا موزونی ندارد
    اعتقاد من به توحید دلیل بر اعتقاد من به هیچ دینی نمیشود و مرا به هیچ دینی رهنمون نمیکند
    و الزاما اعتقاد به توحید همراه و ملازم با اصل نبوت نیست چه رسد به نبوت خاصه و پس از آن اعتقاد به قرآن که فرامین قرآن را گردن نهم
    همانطور که در ابتدا گفتم خلقت این جهان و خاصه زمین و موجودات روی آن و کیفیت زندگی انسانها که نمونه ای از مخلوقات خدا هستند چه در گذشته و چه درحال و چه د رآینده در کل نقصی نداشته اند که نیاز به نبوت باشد برای اصلاح امر جهان

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    با سلام در مورد ضرورت نبوت لازم است بدانیم که:

    از آنجائي كه بشر بدون شك هدفدار آفريده شده و خداوند متعال براي رسيدن انسان به هدف و تكامل نهائي، او را مجهز به نيروي عقل و انديشه نموده است و از طرفي انديشه هاي بشري از شناخت و درك همه نيازمنديهايش ناتوان است چو انسان و انديشه‌هايش به زمان، مكان و مادّه محدود بوده و تأثير پذيريش از عوامل محيطي و هواهاي نفساني كه لا زمه وجود و زيست انسان است اجتناب ناپذير مي باشد.
    از اين رو خداوند متعال براي رسيدن انسان به هدف آفرينش (بر اساس انتخاب و گزينش آزادانه) پيام و راهكارهاي هدايت و سعادت را براي او توسط سفيران و برگزيدگانش كه داراي ويژگي عصمت و مصونيت از گناه و خطا ( براي جلب اعتماد بشر) و اعجاز ( براي اثبات ارتباط خويش با خداوند متعال) هستند فرستاده است كه از اين سفيران به عنوان انبيا (پيام آوران الهي) و از ارسال پيام به عنوان نبّوت ياد شده است.
    توضيح مطلب اينكه براي تصديق مسأله نبوت و رسالت انبيا ابتدا لازم است هر انساني به درون خود مراجعه كند و نيازي را كه انسان را محتاج به وجود پيامبران مي سازد حس كند و در صورت احساس چنين ضرورت و نيازي است كه آمادگي لازم را براي تحقيق و بررسي دربارة انبيا و تصديق رسالت آنها پيدا خواهد كرد. بنابراين به برخي دلائلي كه ضرورت وجود انبياء را كه به نام نبوت عامه در مبحث عقايد از آن ياد مي شود لازم است اشاره نماييم:


    1- انسان و طبيعت: از جمله نيازمنديهاي مبرم انسان دانش بر خورد با پديه هاي مختلف طبيعي مي باشد. هر انساني به روشني تصديق مي كندكه در دنيايي قرار دارد كه همه چيز آن از خوردنيها و آشاميدنيها و خواص پديده هاي مختلف ديگر، براي او مجهول است و مي بايد بداند چه چيزي براي او مفيد است و چگونه بايد از آن بهره ببرد و چه چيز براي او مضر است و چگونه بايد از آن اجتناب نمايد. در اين ميانه دانش تجربي انسان، مانند كودكي است تازه به دوران رسيده كه يافته هايش در مقابل مجهولاتش مانند قطره اي از درياست و نمي تواند منتظر بماند تا منفعت و مضرات مقصود همان رجعتي است كه اول امام حسين (ع) بعد حضرت امير (ع) و بعد حضرت رسول(ص) و بعد باقي ائمه رجوع مي نمايند .
    برگرفته از : 1ـ معاد، استاد مطهري (ره)
    پديده ها از طريق تحقيقات علمي روشن شود، فلذا در درون خود احساس مي‌كند خالقي را كه او و پديده ها را آفريده است. مي بايد براي كاربرد هر يك از پديده ها كه در زندگي انسان نقش مؤثر دارد براي او توضيحي و هدايتي داشته باشد و اين اولين نياز به وجود پيام آوراني از سوي خالق است.

    2ـ انسان و جامعه: بديهي است كه انسان نيز مانند ساير موجودات طبيعي موجودي نا شناخته است چه از نظر جسمي و چه از نظر روحي. فلذا هر انساني در درون خود احساس نيازي عميق به وجود آييني از سوي خالق خود كه به اسرار جسم و جان انسان آگاه است، دارد و اين نياز وقتي خود را بيشتر و گسترده تر نشان مي دهد كه جنگ ها و خونريزي ها و نابسامانيها در حيات انسان به واسطه بي بهره بودن از آييني منطبق با اسرار خلقت انسان از نظر جسمي و روحي زندگي او را تهديد مي كند. در چنين اوضاعي هر انساني در برابر اين سؤال (آيا مي شود خداوند براي انسان در خلقتش رعايت حسن و كمال و حتي نعمتهايي كه نبودن آن اصل زندگي اور ا تهديد نمي كند بلكه تنها باعث زيبايي و حسن اوست بيافريند ولي ضروري ترين نياز كه آيين زندگي است را از او دريغ مي‌كند؟) صادقانه پاسخ مي‌گويد، يقيناً پروردگاري كه از اعطاء محسنات وجود چيزي را فرو گذار نكرده و است از اعطاء ضروريات دريغ نخواهد نمود.

    3- انسان و خانواده:
    نيازمندي انسان به آداب همسر داري و تربيت كودكان و شناخت حقوق متقابل و هزاران نكته تربيتي قصّه‌اي نظير آنچه دربارة جامعه گفته شد دارد و اين بخش از نيازمندي انسان كه به او از جامعه و نزديكتر است هر انسان طالب حقي را متوجه ضرورت هدايت هاي الهي در توفيق يافن انسان براي ايجاد كانوني گرم در خانواده مي‌نمايد. در همه نيازمنديهايي كه بر شمرديم و يا از شمارش آن صرف نظر كرديم نقش دانش بشري همان است كه گفته شد و به هيچ روي پاسخ گوي حتي يك قلم از اين نيازها به طور كامل نيست. بنابراين پس از اعتقاد به خداي عالميان عقيدة به نبوّت از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد. اما در زمينه نبوّت خاصه كه پس از تصديق اصل ضرورت نبوّت انبيا ‌بيان مي شود، كار سهل تر و آسانتر به نتيجه مي رسد و آن نشانه هايي است كه انبيا براي اثبات نبوت خود ارائه مي كنند كه اجمالا معجزات الهي مي باشد به گونه‌اي كه اين معجزات ارتباط آنها را با نيروي لايزال الهي و علم مطلق او به اثبات مي رساند.

    در توضيح بيشتر مطالب بحث نبوّت، مي توانيد به منابع زير مراجعه فرماييد:
    1- نبوت استاد شهيد مطهري( ره)
    2- اصول عقايد، استاد مصباح
    3- الهيات و معارف اسلامي، استاد جعفر سبحاني
    4- 4ـ فلسفه وحي و نبوت، استاد ري شهري


    موفق باشید


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام و احترام
    جناب فنا
    دوست عزیز داشتن هدف برای آفرینش
    نیاز به نبوت را توجیه نمیکند
    خداوند این جهان را بدون نقص آفریده
    توضیح میدهم
    اگر به سیر زندگی فردی موجودات یا تداوم نسل گونه های مختلف از ابتدای خلقت تا الآن توجه فرمایید از تک سلولی های اولیه تا موجودات پیچیده و ما انسانها که جزیی از این خلایق بی شمار هستیم کلا در طول زندگی پر هیاهویمان با مشکلات عدیده از گرسنگی و تشنگی تنازع بقا شکار شدن شکار کردن تولید مثل و یا خطرات سهمگین محیطی از تغییرات آب وهوا زلزله و هر چه که هست مواجهیم چنانچه موافق تدبرات بنابر مکانیسمهایی که خدا در وجود تک تکمان به امانت گذاشته شده توانستیم به نحو احسن استفاده کنیم زنده میمانیم و یا تداوم نسل برای آن موجود مقرر می ماند به طور خلاصه تقریبا همان هدایت تکوینی که شما میفرمایید
    بنابراین آفرینش در هر لحظه کامل است و انسان هم مستثنی نیست اگر انسانی به الکل معتاد شد میمیرد اگر خوراک مسموم خورد میمیرد اگر در جوامعی پرخاشگری بسط یابد آن جامعه مضمحل میشود اگر روابط اجتماعی جامعه ای بر پایه دروغ و عدم صداقت باشد آن جامعه قوام خود را ازدست میدهد یا خود نابود میشود و یا توسط قوم دیگر ازبین میرود
    اگر در جامعه ای بنیان های اجتماعی و اقتصادی مناسب پویا نداشته باشد آن جامعه بی تردید خوار و زبون از درون و بیرون میشود
    ذات این جهان اینگونه است آگر در بدن میکروبی رشد کند وبدن نتواند خود را حفظ کند چه بخاطر تغذیه نامناسب چه با ضعف ژنتیکی نبود سیستم ایمنی مناسب معلولیت جسمی هر چند در ک آن به نظر ظالمانه به نظر میرسد ولی این بدن میمیرد . وهزاران هزار مثال
    اگر دایناسورها نتوانستند خود را با تغییرات اقلیمی وفق دهند از بین میروند هر چند که پیچیدگی اندامشان از عقربها یا کرمهای خاکی بیشتر باشد
    اگر زمین در مسیر یک سیارک بزرگ قرار گیرد حتی اگر بهترین بندگان خدا درآن باشد زمین منهدم میشود این حکم لا یتغیر الهی است
    خداوند برای هر موجود مکانیسم لازم را برای بقا قرار داده اگر از آن بهره نبرد و یا فرصت بهره برداری نداشته باشد آن موجود ازبین میرود.
    از پیش آمد روزگار گونه انسان دارای عقل شده مکانیسمی که به او تواناییهای ویژه بخشیده ولی ناقص یا کامل بودن آن او را محتاج نبوت نمیکند. اگر انسان از عقل خود بهره برد زهی سعادت والا سرنوشت او هم مانند دیگر موجودات
    ببخشید
    جهت جلوگیری از اطاله کلام وخلط بحث به ژنتیک و تکامل نمی پردازم

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب و احترام

    اعتقاد من به توحید دلیل بر اعتقاد من به هیچ دینی نمیشود و مرا به هیچ دینی رهنمون نمیکند


    البته.

    و الزاما اعتقاد به توحید همراه و ملازم با اصل نبوت نیست چه رسد به نبوت خاصه و پس از آن اعتقاد به قرآن که فرامین قرآن را گردن نهم


    همینطور است، ولی وقتی قرآن اعتقاد به نبوت و اعتقاد به خود قرآن را شرط می داند برای سعادت اخروی، پس توحید کافی نیست.

    همانطور که در ابتدا گفتم خلقت این جهان و خاصه زمین و موجودات روی آن و کیفیت زندگی انسانها که نمونه ای از مخلوقات خدا هستند چه در گذشته و چه درحال و چه د رآینده در کل نقصی نداشته اند که نیاز به نبوت باشد برای اصلاح امر جهان


    فکر می کنم حالا گرفتم منظور شما چیست. همانطور که خودتان فرمودید در آفرینش خداوند نقصی وجود ندارد (سوره 67):

    الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾
    همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى (۳)

    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿۴﴾
    باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد (۴)

    فلسفه فرستادن پیامبران اصلاً اصلاح امر جهان نیست (سوره 2):

    لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾
    در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶)

    سوره 3:
    وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۷۶﴾
    و كسانى كه در كفر مى‏كوشند تو را اندوهگين نسازند كه آنان هرگز به خدا هيچ زيانى نمى‏رسانند خداوند مى‏خواهد در آخرت براى آنان بهره‏اى قرار ندهد و براى ايشان عذابى بزرگ است (۱۷۶)

    إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۷۷﴾
    در حقيقت كسانى كه كفر را به [بهاى] ايمان خريدند هرگز به خداوند هيچ زيانى نخواهند رسانيد و براى آنان عذابى دردناك است (۱۷۷)

    اگر به جامعه نگاه کنید، متوجه می شوید که مخلوقات هوشمند نیاز به معلم دارند. در طول زمان ما علومی یافته ایم، و آنها را به فرزندانمان آموزش می دهیم. پس بحث آموزش بین موجودات هوشمند، یک بحث کاملاً عادی بوده، بخشی از نظام خلقت است.

    درباره نبوت هم همینطور است. نبوت بخشی از نظام خلقت است، نه اصلاح کننده آن. یک رخداد بسیار بسیار عادی است. من یقین دارم که اگر در یک سیاره دیگر حیات هوشمندی مشابه زمین وجود داشته باشد، خداوند از میان آنها هم پیامبرانی از جنس خودشان بر می انگیزد تا به عنوان معلم آنها را هدایت کنند.

    همانطور که آب خوردن یک امر عادی است، نبوت هم یک امر عادی است. بحث ناقص بودن یا کامل بودن خلقت مطرح نیست.

    هادی از اسماء خداوند است. اگر کسی منکر نبوت شود، منکر این اسم شده، که یعنی به خداوند افترا زده، و چیزی که به عنوان خدا قبول دارد، الله نیست.

    فرض کنید که من معتقد باشم که عالم یک خالق دارد، و این خالق یک اژدهای هفت سر است!!! آیا این توحید من پذیرفتنی است؟ پس صرف توحید (اعتقاد به یک خالق واحد) کافی نیست، بلکه این مطلب که ما چه موجودی را خدا می دانیم از اهمیت بسیاری برخوردار است.

    دوست عزیز داشتن هدف برای آفرینش
    نیاز به نبوت را توجیه نمیکند
    خداوند این جهان را بدون نقص آفریده...


    خلاصه اینکه اگر نبوت را هم به عنوان یکی از همان امور عادی و کاملی که اشاره کردید بدانید، شبهه حل می شود.

    با تشکر فراوان
    یا حق

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود