جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا همسران پيامبر با هم دعوا كرده اند؟‌كدامشان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    آيا همسران پيامبر با هم دعوا كرده اند؟‌كدامشان




    كدام يك از همسران پيامبر با هم دعوا كرده اند ؟‌چرا ؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    سخن حق - مطالعه-نوشتن
    نوشته
    887
    حضور
    23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    نقل قول نوشته اصلی توسط آرزومند نمایش پست ها
    كدام يك از همسران پيامبر با هم دعوا كرده اند ؟‌چرا ؟
    سلام و درود

    شما فرمودید کدام یک

    مگر یک نفر میتونه باخودش دعوا کنه

    اساتید شفاف سازی کنند که آیا بین همسران پیامبر اختلاف منجر به درگیری بوده یانه !!

    یا علی
    قضاوت :
    به نام خالق عشق ،* به نام تجلي عشق (انسان) ، *به نام دلتنگي و بي قراري عاشق ،* به نام پذيرنده ي عشق (انسان) ،* به نام خاكي كه عشق در آن بارور شد (انسان)، *به نام آنكه بار آسمان ها و زمين را بدوش مي كشد(انسان) ،* و به نام عشق و همه ي عشق آفرينان
    «قضاوت»
    «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    باسلام به شما دوستان:

    امروزه وقتی مشکلات فردی را که دو همسر دارد، بررسی می کنیم و جلو دیدگان خود مجسم می نماییم، به راحتی مشکلات فردی را که نُه همسر دارد خواهیم فهمید. گاه همسران با یکدیگر نزاع می کنند، گاهی هر یک با شوهر خود به جنگ می پردازد، گاه همسرانبا یکدیگر متّحد می شوند و بر ضد شوهر توطئه چینی می کنند، گاهی حسادت ها، دروغ پردازی ها و ... خانه و کاشانه را به آتش می کشد و گاه سر و صدای حاصل از نزاع ها به بیرون از خانه درز می کند و آبروی شوهر و خانواده را به خطر می اندازد.
    گاهی نزاع ها به دادگاه کشیده می شود و تقاضای طلاق، پرداخت یا خودداری از پرداخت مهریه مطرح می گردد و در این بین اموری از قبیل رعایت نکردن حق همسر، کتک زدن وی و ... مطرح می شود.
    شوهرانی که همسران متعدد دارند معمولاً این مشکلات را با شیوه های گوناگون حل می کنند.
    اما باید دید پیامبر(ص) که همسر، نُه همسر داشته، چه مشکلاتی داشته و برای حل آنها از چه راهکارهایی استفاده کرده است؟
    مشکلات چند همسری پیامبر(ص) از مشکلات چند همسری زمان ما کمتر نبود. زیرا بین آن زنان، عایشه بود که بعدها جنگ جمل به فرماندهی خود برپا کرد که بزرگانی چون طلحه و زبیر و مروان از افراد آن بودند.
    نیز از همسران، ام سلمه بود که به تنهایی با بچه کوچکش سوار بر شتر از مکه راهی مدینه شد و اگر عثمان بن ابی طلحه پید0ا نمی شد، ام سلمه به تنهایی این مسیر را طی می کرد و شجاعت کم نظیر خود را بر همگان آشکار می نمود. همسر دیگر، جوریه دختر حارث، رئیس قبیله بنی المصطلق بود یا صفیه دختر حیّی بن اخطب و نیز حفصه دختر عمر بن خطاب که هر یک برای خود شخصیت و موقعیتی داشتند، بنابراین مشکلات پیامبر بیش از این است که بتوان آنها را برشمرد.
    نزاع های همسرانبا یکدیگر

    نقل های فراوانی حکایت از اختلاف و درگیری همسران پیامبر(ص) با هم دارد، از جمله:
    1ـ در شأن نزول آیات 1 تا 4 سوره تحریم گفته های متعددی نقل شده است، از جمله اینکه پیامبر اکرم پس از نماز صبح به حجره های همسرانش سر می زد. نزد یکی از همسرانپیامبر (زینب، سوده، ام سلمه و حفصه را نام برده اند) ظرف عسلی بود که برایش هدیه آورده بودند. او برای از آن عسل شربتی درست می کرد. وقتی رسول خدا وارد می شد تا سلام کند و برود، پیامبر را نگه می داشت تا به او شربت بدهد.
    عایشه حسادت کرد و به همسراندیگر پیامبر گفت: وقتی رسول اللّه نزد شما آمد تا سلام کند، بینی خود را بگیرید و بگویید: دهانت بوی مغافیر می دهد، تا پیامبر از این کار دست بردارد و آن زن برای رسول خدا خودشیرینی نکند.
    2 ـ در شأن نزول آیه یازده سوره حجرات که مؤمنان را از مسخره کردن یکدیگر باز می دارد آمده است:
    این آیه در مورد حفصه و عایشه نقل شده است که ام سلمه را مسخره کردند. او با پارچه سفیدی دو کشاله ران خود را می بست و دو طرف پارچه از پشتش آویزان بود. عایشه گفت: ببینید چه چیزی مانند زبان سگ از پشت او آویزان است!
    نیز گفته شده که عایشه، ام سلمه را به خاطر کوتاهیِ قدش مسخره می کرد!
    این دو نمونه از نزاع برخی همسران پیامبربا هم بود، و نمونه های متعدد دیگری در تاریخ نقل شده است.
    3 ـ ابن عباس در ذیل همین آیه نقل کرده است: روزی صفیه گریان نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: عایشه مرا سرزنش کرد و گفت: ای یهودی، فرزند یهودی.
    4 ـ در تفسیر قمی ذیل آیه 6 سوره حجرات آمده است: سبب نزولش این بود که عایشه به پیامبر(ص) گفت: ابراهیم فرزند تو نیست بلکه فرزند جریح مصری است که هر روز نزد ماریه می رود و ... .
    اختلافات و نزاع ها تا این حدّ بالا بوده استپیامبر را تا این اندازه آزار می دادند که فرزند او را به دیگری منسوب می کردند و خادمه حضرت را به روابط نامشروع متهم می نمودند.
    5 ـ روزی پیامبر(ص) در اتاق عایشه بود که خدمتگزار صفیه، ظرف غذایی را برای رسول خدا آورد، عایشه محکم بر دست خادم زد و کاسه افتاد و دو نیم شد و غذا بر زمین ریخت ... پیامبر کاسه سالمی از اتاق عایشه برداشت و به خدمتگزار داد.
    6 ـ در کافی از امام باقر(ع) نقل شده است که زنی از انصار نزد رسول اکرم آمد و عرض کرد: زن هیچ گاه به خواستگاری مرد نمی رود ولی من زن بی شوهری هستم. آیا نیازی به من داری؟... حفصه به آن زن گفت: چقدر بی حیایی!پیامبر فرمود: حفصه! بس کن، او بهتر از تو است! ...
    7 ـ در مورد همین زن که خودش را به پیامبر(ص) بخشید نقل شده که عایشه گفت: زنان را چه شده است که خود را بدون مهریه می بخشند؟!
    8 ـ در یکی از سفرهای حج که همسران پیامبر همراه وی بودند، در بین راه شتر صفیه از رفتن ایستاد و او شروع به گریه کرد ... وقتی صبحگاهان شد پیامبر به زینب دختر جحش گفت: خواهرت صفیه را بر شترت سوار می کنی؟ زینب با تعجب گفت: من زن یهودی تو را میهمان کنم؟!
    اینکه یک زن حاضر نشود در سفر و در حال اضطرار به هووی خود کمک کند، حتی درخواست عاطفی پیامبر «آیا خواهرت را بر شترت سوار می کنی» بر وی اثر نگذارد دلالت می کند که نزاع های همسران پیامبر شدید بوده است. در موارد پیشین، بیشتر اسم عایشه مطرح بود و در تاریخ، او بیش از دیگران مطرح است. ممکن است تصور شود نزاع ها معمولاً بین عایشه و سایر زنان بوده ولی قصه زینب (که از زنان خوب پیامبر است) با صفیه که او نیز از زنان خوب و مهربان است، نشان می دهد که نزاع ها عمیق تر از آن است که نقل شده، می توان گفت برخی از آنان به خون دیگری تشنه بودند!
    ناسازگاری های زنان پیامبر گاهی به تهمت های شدید، گاه به شکستن ظرف یکدیگر، گاهی به زیر پا گذاشتن سخن پیامبر و آزردن شدید حضرت منجر می شد.
    ادامه دارد...
    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۷/۱۹ در ساعت ۲۳:۵۵

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    باسلام مجدد.

    نزاع های زنان پیامبر با حضرت

    همسران پیامبر(ص) نه تنها با همدیگر بلکه با رسول خدا نیز نزاع می کردند:
    1 ـ رسول اکرم(ص) هر روز اوقات فراغت را نزد یکی از همسرانش می گذراند تا رعایت عدالت بشود. روزی که نوبت حفصه بود، نزد او رفت، ولی حفصه اجازه خواست برای کاری نزد پدرش برود. در نبودِ او، حضرت، ماریه قبطیه ـ که مادر ابراهیم و خدمتگزار حضرت بود و به همین جهت روز مشخصی سهم نداشت ـ نزد خود خواند. حفصه برگشت و وقتی فهمید ماریه نزد پیامبر است بنای ناسازگاری گذاشت و گفت: در روز من و در حجره من و با غیر من؟! هرگز! ... .
    2 ـ رازی پیامبر با برخی همسرانش ـ حفصه یا عایشه ـ در میان گذاشت و خواست فاش نشود. از آنان تعهد گرفت سرّ را با کسی در میان نگذارند، ولی سرّ را فاش کردند و خداوند پیامبر را در جریان قرار داد.
    3 ـ هنگامی که پیامبر در غزوه خیبر پیروز شد و بر گنج هایی دست یافت، همسرانش ـ یا برخی از آنان ـ گفتند: از آنچه به دست آورده ای به ما بده. پیامبر فرمود: بین مسلمانان آن طوری که خداوند دستور داده بود تقسیم کردم. زنان غضبناک شدند و گفتند: شاید فکر می کنی اگر ما را طلاق دهی، هم طرازهایی از قوم خود پیدا نمی کنیم که ما را به همسری برگزینند؟
    4 ـ آیه چهارم سوره تحریم، مربوط به حفصه و عایشه است و به آنان می گوید: «دل هایتان از حق بازگشته، اگر توبه کنید، برایتان بهتر است»؛ مفسران از قول ابن عباس داستان مفصلی را نقل کرده اند، که از عمر بن خطاب، پدر حفصه نقل می کند: نزد حفصه رفتم و از او پرسیدم: آیا با سخن رسول اللّه مخالفت می نمایید و با او صبح تا شب قهر می کنید؟ حفصه گفت: بله. گفتم: هر کسی چنین کند، در زیان و خسران است.
    ابن عباس نقل کرده است: روزی رسول اللّه با حفصه نشسته بود، بین آنان نزاعی رخ داد، پیامبر فرمود: می خواهی بین من و خودت، شخصی را داور قرار دهی؟ گفت: بله. حضرت به دنبال عُمر (پدر حفصه) فرستاد. وقتی عمر آمد، پیامبر به حفصه فرمود: سخن بگو. حفصه گفت: شما بگو، ولی حق را بگو. عمر دستش را بلند کرد و به صورت دخترش زد و دوباره دست بلند کرد و به صورت دخترش زد. پیامبر فرمود: ای عمر، دست نگه دار ... .
    نزاع هایی در بیت نبوت که به دیگران کشیده می شد

    برای طولانی نشدن بحث فقط به برخی حوادث که به بیرون از خانه پیامبر سرایت کرده است اشاره می کنیم:
    1ـ نزاع پیامبر و حفصه که حضرت، به دنبال عمر فرستاد تا بین آنان داوری کند و به کتک خوردن حفصه از دست پدرش انجامید.
    2ـ ابن عباس در ذیل آیه 4 سوره تحریم داستان مفصلی را نقل می کند. قسمتی از آن به نقل از عمر چنین است:
    «منزل من در منطقه عوالی و همسایه ام مردی از انصار بود. به طور مرتب روزی او و روزی من خدمت پیامبر می رفتیم تا از وحی و اخبار روز و ... آگاه شویم. در آن روزها منتظر حمله قبیله غسّان بودیم که با ما جنگ کنند. روزی همسایه، درِ خانه را زد، بیرون آمدم، گفت: اتفاق مهمی افتاده است. گفتم: قبیله غسّان آمده اند؟! گفت: مهم تر از آن ... پیامبر همسرانش را طلاق داده است!
    پیش خود گفتم: حفصه زیان کرد. انتظار داشتم چنین اتفاقی بیفتد. پس از نماز آماده شدم و نزد حفصه رفتم، دیدم می گرید. گفتم: پیامبر طلاق تان داده؟ گفت: نمی دانم. اکنون در مشربه ام ابراهیم است. حرکت کردم. به خدمتکار پیغمبر گفتم: برای من اجازه ورود بگیر. غلام بازگشت و گفت: پیامبر سکوت کرد و اجازه نداد. به مسجد آمدم. ناگهان افرادی را اطراف خود دیدم که همه می گریند. من هم بین آنان نشستم. باز به سراغ غلام رفتم. اذن خواستم و او برگشت و گفت: پیامبر سکوت کرد و چیزی نفرمود. برگشتم. ناگهان غلام مرا خواند و گفت: وارد شو، اجازه داد. وارد شدم و حضرت را دیدم که بر حصیری دراز کشیده بود، گفتم: زنانت را طلاق داده ای؟ فرمود: نه. گفتم: اللّه اکبر: ...»
    بله. حادثه بسیار مهمی که از هجوم قبیله غسّان مهم تر است، رخداد مهمی که مسجدیان را گریان می سازد، حادثه ای که عمر چند بار به خاطر آن اجازه ورود می گیرد، پیشامدی که پیامبر رحمت و رأفت را چنان ناراحت می کند که از همسران خود جدا می شود، اوج نزاع های برخی زنان پیامبر با او را نشان می دهد.
    راهکارهای پیامبر برای رویارویی با مشکلات همسران

    مسلّم است پیامبر اکرم(ص) راهکارهای منفی و خلاف اخلاق و انصافی را که امروزه بین برخی مردان متداول است به کار نمی برد. هیچ گاه برای رام ساختن همسران خویش، از زدن، آبرو بردن، مهریه را گرو گذاشتن، تهمت زدن و ... استفاده نمی کرد. حتی شنیده نشده که از مقام های ذاتی یا اعتباری خویش استفاده کند، مثلاً هیچ گاه به یکی از همسران خود نگفت چون پیامبر هستم، مخالفت شما با من، مخالفت با پیامبر خداست، بنابراین به ارتداد منجر می شود و احکام خاص مرتد را دارد یا هیچ گاه نگفت: چون حاکم مدینه هستم و در مدینه حکومت اسلامی تشکیل داده ام مخالفت شما مخالفت با حاکم اسلام است و حکمش محاربه با خدا و فساد روی زمین است یا هیچ گاه نفرمود چون دارای سن بیشتر و سابقه سیاسی اجتماعی بیشتری هستم یا فرشتگان بر من وحی می آورند، از شما آگاه ترم و باید از گفته های من پیروی کنید یا چون پیامبر خدا و راستگو هستم، پس شک و شبهه در کار و سخن من، شک در صداقت و راستگویی من می باشد.
    پیامبر در این زمینه ها با همسر مانند دو انسان عادی با هم برخورد داشتند.
    در مفاتیح الجنان در فضیلت شب نیمه ماه شعبان آمده است: حضرت صادق(ع) فرمود: شب نیمه شعبانی، رسول خدا نزد عایشه بود. نصف شب، حضرت از رختخواب برخاست و برای عبادت رفت. چون عایشه بیدار شد و فهمید که پیغمبر از رختخواب بیرون رفته، غیرت زنانگی، او را فرا گرفت و گمان کرد حضرت پیش یکی دیگر از زنانش رفته است. برخاست و چادر خود را به خود پیچید و رسول خدا را در حجره های زنان دیگرش جستجو می کرد. ناگهان نظرش به حضرت افتاد که در سجده است و مثل تکه پارچه ای خود را به زمین چسبانده است. نزدیک حضرت شد و شنید که در سجده با خدا نجوا می کند. همین که رسول خدا خواست برگردد، عایشه به سرعت خود را به اتاق رساند و خوابید. پیامبر که آمد، دید عایشه نفس نفس می زند، فرمود: نفس نفس زدن برای چیست؟ آیا ندانسته ای که امشب چه شبی است؟ شب نیمه شعبان است که در آن روزی ها قسمت می شود و اجل ها نوشته می شود و روندگان به حج معلوم می گردند و ... .
    عایشه حتی وقتی حضرت را در سجده می بیند، مطمئن نمی شود و می ایستد سجده ها و مناجات های حضرت تمام شود اما نه پیامبر بدین سبب بر عایشه ایراد گرفتند و نه دیگران. بلکه با تحمل، مدارا، رفع شبهه نمودن با یک جمله (که امشب چه فضایلی دارد) و با چشم پوشی، زندگی خود را اداره می کرد.
    پیامبر از راهکارهای مثبت کمال بهره برداری را می کرد. عطوفت و مهربانی پیامبر همراه با مدیریت خوب حضرت و نادیده گرفتن اشتباه همسران و گذشت، از ایشان موجودی ساخته بود که همه زنانش او را دوست می داشتند، به گونه ای که وقتی از روی احساسات، طلاق را مطرح کردند و پیامبر موافقت کرد و آیه نازل شد، همه پشیمان شدند و ماندن در بیت ایشان را بر هر چیز دیگر ترجیح دادند. به نمونه هایی از این مهربانی ها و مدیریت ها توجه کنید:
    1ـ آنگاه که شتر صفیه در راه حج از رفتن باز ایستاد و صفیه شروع به گریه کرد، پیامبر با دست خویش اشک های او را پاک کرد. گریه صفیه شدت یافت و حضرت او را دلداری داد تا آرام شود. ولی بیشتر گریه کرد. حضرت فرمود که گریه نکند و به مردم دستور داد همان جا فرود آیند در حالی که تصمیم به فرود آمدن در آن مکان را نداشت.
    2ـ زمانی که حفصه و عایشه بر صفیه فخرفروشی کردند که ما دخترعموهای پیامبر هستیم و از تو برتریم، حضرت به صفیه فرمود: چرا نگفتی چطور شما از من بهترید در حالی که من پدرم هارون، عمویم موسی و شوهرم محمد است؟!
    3ـ پس از اهانت زینب به صفیه و سوار نکردن صفیه بر شتر ـ که بیان شد ـ پیامبر به طور موقت با زینب قطع رابطه کرد تا تنبیه شود و به اشتباه خود پی ببرد اما پس از آن پیامبر به اتاق زینب رفت و آنجا را مرتب کرد و این گونه عطوفت و مهربانی خود را نشان داد.
    4ـ صفیه نقل کرده: تاکنون نیکوسیرت تر از رسول اللّه نیافته ام. شبی مرا پشت سر خود روی شترش سوار کرده بود. داشتم خسته می شدم. رسول خدا با دستش مرا گرفت تا نیفتم و آسیبی نبینم و گفت: مقداری صبر کن، تحمل کن، کم کم می رسیم.
    5ـ وقتی پس از فتح خیبر، بلال، صفیه و دخترعمویش را به اسارت گرفته بود، آنان را از کنار کشته های یهودیان عبور داد و چشم شان به جنازه ها افتاد. حضرت، بلال را توبیخ کرد و فرمود: ای بلال! آیا مهربانی از تو رفته است که دو زن را از کنار کشته هایشان عبور می دهی؟!
    6ـ هنگامی که حفصه با پیامبر نزاع کرد و قرار بر داوری شد، رسول خدا به دنبال عمر فرستاد که بخشی از آن گذشت. عمر همین که اهانت و بی ادبی دخترش را دید، او را کتک زد! اما پیامبر(ص) عمر را از زدن نهی کرد. عمر رو به دخترش کرد و گفت: ای دشمن خدا! پیامبر، غیر حق نمی گوید، سوگند به کسی که او را مبعوث کرد، اگر مجلس او نبود و او مرا منع نمی کرد، آنقدر تو را می زدم تا بمیری!!
    عمر که پدر حفصه است و برای قضاوت آمده است، سخن ناپسند دخترش را تحمل نمی کند اما پیامبر چندین ساله، همه گفتارها، کنایه ها، بی ادبی های او و برخی دیگر از همسرانش را تحمل می نماید!
    «فبما رحمة مِن اللّه لِنْتَ لهم و لو کنت فَظّا غلیظ القلب لانفَضّوا مِنْ حولک؛
    پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پرمهر] شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، از پیرامون تو پراکنده می شدند.»
    این کار، از عهده هر کسی برنمی آید! توان بالای بردباری که بدی را با نیکویی پاسخ دهد، در حیطه قدرت افراد معمولی نیست: «و ما یلقّاها الاّ الذین صبروا و ما یلقّاها الاّ ذو حظ عظیم؛
    این خصلت را جز کسانی که شکیبا بوده اند نمی یابند و آن را جز «صاحب بهره ای بزرگ» (از ایمان و تقوا) نخواهد یافت.»
    امید که اندکی از اخلاق پیامبر در وجود ما پیدا شود تا صف های طولانی نزاع و مرافعه در دادگاهها کاهش یابد و کمی طعم شیرین زندگی را بچشیم.
    [/font]
    [/size]

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    قال تعالی :" فان الله اعد للمحسنات منكن اجرا عظيما "



    حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ قَالَ حَدَّثَنِي أَخِي عَنْ سُلَيْمَانَ عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ نِسَاءَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كُنَّ حِزْبَيْنِ فَحِزْبٌ فِيهِ عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ وَصَفِيَّةُ وَسَوْدَةُ وَالْحِزْبُ الْآخَرُ أُمُّ سَلَمَةَ وَسَائِرُ نِسَاءِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ....
    رواه البخاري




    بخاري در صحيح خود آورده زنان رسول الله(ص) دو حزب بودند يكي حزب عايشه وحفصه وصفيه وسوده و حزب ديگر زنان كه (البته برترين آنها خديجة) وام المؤمنين ام سلمة وماريه قبطيه و رضي الله عنهم.......


    حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَيْلٍ عَنْ عُمَارَةَ عَنْ أَبِي زُرْعَةَ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَتَى جِبْرِيلُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ خَدِيجَةُ قَدْ أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فِيهِ إِدَامٌ أَوْ طَعَامٌ أَوْ شَرَابٌ فَإِذَا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عَلَيْهَا السَّلَامَ مِنْ رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَلَا نَصَبَ وَقَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ خَلِيلٍ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أُخْتُ خَدِيجَةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِيجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَالَةَ قَالَتْ فَغِرْتُ فَقُلْتُ مَا تَذْكُرُ مِنْ عَجُوزٍ مِنْ عَجَائِزِ قُرَيْشٍ !!! حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ !!!هَلَكَتْ فِي الدَّهْرِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ خَيْرًا مِنْهَا



    عائشه مى گويد: هاله خواهر خديجه اجازه شرفيابى به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بياد خديجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدايا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پير زنى از پير زنان قريش كه دندانهايش افتاده بود ياد مى كند، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.



    حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا حُمَيْدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ مَا غِرْتُ عَلَى امْرَأَةٍ مَا غِرْتُ عَلَى خَدِيجَةَ مِنْ كَثْرَةِ ذِكْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِيَّاهَا قَالَتْ وَتَزَوَّجَنِي بَعْدَهَا بِثَلَاثِ سِنِينَ وَأَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَوْ جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلَام أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ

    حَدَّثَنِي عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَنٍ حَدَّثَنَا أَبِي حَدَّثَنَا حَفْصٌ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ مَا غِرْتُ عَلَى أَحَدٍ مِنْ نِسَاءِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا غِرْتُ عَلَى خَدِيجَةَ وَمَا رَأَيْتُهَا وَلَكِنْ كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُكْثِرُ ذِكْرَهَا وَرُبَّمَا ذَبَحَ الشَّاةَ ثُمَّ يُقَطِّعُهَا أَعْضَاءً ثُمَّ يَبْعَثُهَا فِي صَدَائِقِ خَدِيجَةَ فَرُبَّمَا قُلْتُ لَهُ كَأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ فِي الدُّنْيَا امْرَأَةٌ إِلَّا خَدِيجَةُ فَيَقُولُ إِنَّهَا كَانَتْ وَكَانَتْ وَكَانَ لِي مِنْهَا وَلَدٌ





    عايشه مى گويد: بر هيچ زنى آن قدر حسد نورزيدم كه بر خديجه حسد ورزيدم، او را درك نكردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنيا رفته بود، ولى حسدم به اين سبب بود كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) او را بيشتر ياد مى‏كرد و خداوند او را به خانه اى بهشتى از طلا و درّ و ياقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندى را ذبح مى‏نمود براى دوستان خديجه هديه مى‏فرستاد.



    بخاري در صحيح خود وهمچنين امام احمد حنبل در مسند و تر مذي و ابن ماجه در سنن خود آورده اند كه عايشه ميگفت: من نسبت به هيچ زني به اندازه خديجه رشك نبردم. زيرا پيامبر بسيار از او ياد ميكردوبر او درود ميفرستاد به آنحضرت گفتم چرا اينقدر از يك پير زن از پير زنهاي قريش ياد ميكني كه مرده و هيچ اثري از او باقي نمانده و خدا زني بهتر از او به تو عطا نموده(منظورش اين بود كه من دختر باكره بودم واو زني سالمند) اين حرف را كه زدم چهره رسول الله(ص) تغيير كرد كه جز به هنگام وحي آنطور تغيير نميكرد. بعد فرمودند :نه هرگز خداوند بهتر از او به من نداده است وقتي كه مر دم به من كافر شدند او ايمان آورد و وقتي مردم مرا تكذيب كر دند او تصديقم نمود و وقتي مردم مرا از خود راندند با اموالش ياريم كرد وخداي عزو جل از او به من فرزند داد(سيدة النساء فاطمة) در حالي كه از ديگر زنان محرومم كرد.

    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۸۹/۰۷/۲۰ در ساعت ۱۱:۱۶

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    4
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    ـ رسول اکرم(ص) هر روز اوقات فراغت را نزد یکی از همسرانش می گذراند تا رعایت عدالت بشود. روزی که نوبت حفصه بود، نزد او رفت، ولی حفصه اجازه خواست برای کاری نزد پدرش برود. در نبودِ او، حضرت، ماریه قبطیه ـ که مادر ابراهیم و خدمتگزار حضرت بود و به همین جهت روز مشخصی سهم نداشت ـ نزد خود خواند. حفصه برگشت و وقتی فهمید ماریه نزد پیامبر است بنای ناسازگاری گذاشت و گفت: در روز من و در حجره من و با غیر من؟! هرگز! ... .


    سوال: با توجه به گفته شما این نتیجه گرفته می شود که ماریه کنیز حفضه یا عایشه بوده که بنده کنیز عایشه بوده را شنیدم و به دلیل اینکه کنیز این خانم بوده ناراحت شده و گرنه در اسلام داریم که هرزمان که خواستیم با کنیز خودمان نزدیکی کنیم حال می خواهم بدانم که این موضوع چقدر صحت دارد و با ذکر منبع برای من موضوع را روشن کنید ؟ با تشکر


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    214



    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید3000 نمایش پست ها
    ـ رسول اکرم(ص) هر روز اوقات فراغت را نزد یکی از همسرانش می گذراند تا رعایت عدالت بشود. روزی که نوبت حفصه بود، نزد او رفت، ولی حفصه اجازه خواست برای کاری نزد پدرش برود. در نبودِ او، حضرت، ماریه قبطیه ـ که مادر ابراهیم و خدمتگزار حضرت بود و به همین جهت روز مشخصی سهم نداشت ـ نزد خود خواند. حفصه برگشت و وقتی فهمید ماریه نزد پیامبر است بنای ناسازگاری گذاشت و گفت: در روز من و در حجره من و با غیر من؟! هرگز! ... .


    سوال: با توجه به گفته شما این نتیجه گرفته می شود که ماریه کنیز حفضه یا عایشه بوده که بنده کنیز عایشه بوده را شنیدم و به دلیل اینکه کنیز این خانم بوده ناراحت شده و گرنه در اسلام داریم که هرزمان که خواستیم با کنیز خودمان نزدیکی کنیم حال می خواهم بدانم که این موضوع چقدر صحت دارد و با ذکر منبع برای من موضوع را روشن کنید ؟ با تشکر
    سلام
    ماریه قبطیه، از زنان پیامبر گرامی اسلام که در قریه «حفن» از توابع الصنا مصر، متولد شد.
    پدرش شمعون نام داشت. سال ششم هجری، بعد از قرارداد «حدیبیه» پیغمبر اسلام به فکر تبلیغ اسلام به خارج شبه جزیره عربستان و رسالت جهانی خود شد و بدین منظور تصمیم گرفت نامه هایی به سران جهان آن روز و زمامداران کشورهای مختلف بنویسد و افرادی را بفرستد و آنها را به اسلام، دعوت کند.
    از این رو، نامه ای به مقوقس قبطی پادشاه مصر و حاکم اسکندریه نوشت. گویند این نامه هم اکنون، در موزه های مصر و اروپا موجود است. این نامه که به مقوقس رسید، از فرستاده پیغمبر، سئوالاتی درباره اوصاف و خصوصیات حضرت نمود و بعد پاسخ نامه را نوشت و با هدایایی از جمله مقداری لباس، غلام، کنیز و استر بود، برای پیامبر فرستاد. این کنیزان "ماریه" و خواهرش "سیرین" بودند.
    پیغمبر، ماریه را به زوجیت خود برگزید و سیرین را به حسان بن ثابت داد.
    ماریه فرزندی آورد به نام ابراهیم که شدیدا مورد علاقه پیغمبر بود و فقط 18 ماه زنده بود و در همان کودکی وفات کرد. بعد از فوت ابراهیم، پیامبر فرمود: چشم میگرید و دل محزون می شود ولی هرگز سخنی که موجب غضب خداوند باشد، نمی گویم. ماریه از زنان خوب پیغمبر و مورد عنایت حضرت و علاقمند به حضرت فاطمه و علی علیه السلام بود و به همین جهت مورد آزار و سخنان و سرزنش زنهای دیگر بود. پیغمبر برای آسایش او خانه اش را در باغچه ای کنار مدینه تهیه کرد که به آن "مشربه ام ابراهیم" گویند.
    ماریه قبطیه، بعد از وفات رسول خدا در زمان خلافت عمربن الخطاب سال 16 هـ ق از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

    منبع
    زندگانی حضرت محمد (رسولی محلاتی)


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید مهران نمایش پست ها
    كدام يك از همسران پيامبر با هم دعوا كرده اند ؟‌چرا ؟
    اینکه زنان پیامبر با هم حسادت می کردند همانگونه که دوستان اشاره کردند در تفاسیر و شان نزول قرآن امده است و نمی توان منکر ان بود. البته اینکه تا چه حد این داستانها واقعی باشد و ... هم جای بحث است. چراکه در شان نزول برخی آیات چندین شان اورده شده است و نمی توان به همه انها اعتماد کرد. حتی داستانها گاهی انقدر عجیب و غیر باور نکردنی است که پذیرش داستان با خلق و خوی پیامبر نیز در تضاد است.
    اما من می خواهم بدانم فارغ از این مباحث چه فرقی دارد که با هم دعوا کرده باشند یا نکرده باشند؟ چه مشکلی را از شما حل می کند؟
    به قول حداد عادل : این علوم که شما دنبال ان هستید علوم لا ینفع است که دانستن آن نه بدرد دنیایتان می خورد و نه بدرد اخرتتان!
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    علاقه
    موتور سواری در کوهستان
    نوشته
    29
    حضور
    2 روز 12 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    104



    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    اینکه زنان پیامبر با هم حسادت می کردند همانگونه که دوستان اشاره کردند در تفاسیر و شان نزول قرآن امده است و نمی توان منکر ان بود. البته اینکه تا چه حد این داستانها واقعی باشد و ... هم جای بحث است. چراکه در شان نزول برخی آیات چندین شان اورده شده است و نمی توان به همه انها اعتماد کرد. حتی داستانها گاهی انقدر عجیب و غیر باور نکردنی است که پذیرش داستان با خلق و خوی پیامبر نیز در تضاد است.
    اما من می خواهم بدانم فارغ از این مباحث چه فرقی دارد که با هم دعوا کرده باشند یا نکرده باشند؟ چه مشکلی را از شما حل می کند؟
    به قول حداد عادل : این علوم که شما دنبال ان هستید علوم لا ینفع است که دانستن آن نه بدرد دنیایتان می خورد و نه بدرد اخرتتان!
    اتفاقا خیلی هم بدرد می خورد لااقل ثابت می کند که اینها با هم دعوا داشتن پس ادعای اهل سنت که میگن همه صحابه به هم خوب بودن باطل می شود.

  19. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راه‌كارهای پیشرفت اسلام ناب در انقلاب اسلامی
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی ایران
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۹, ۱۶:۲۸
  2. پاسخ: 46
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۱۸, ۱۶:۴۵
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۷, ۲۲:۱۳
  4. زن رزمي‌كار محجبه (جنگ نرم با حجاب)
    توسط حامی در انجمن عفاف و حجاب
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۰۸:۲۲
  5. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۰۵:۳۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود