جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رد و ابطال فرقه بهائیت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514

    مطلب رد و ابطال فرقه بهائیت




    با سلام


    گرچه رد و ابطال فرقه بهائیت نیاز به مجال مفصلی دارد اما سعی می کنیم به طور خلاصه از دو راه، بی اساسی این فرقه را ثابت کنیم:
    الف- بررسی چگونگی پیدایش بهائیت.
    ب- نگاهی به عقاید و باورهای بهائیت.
    الف- بررسی چگونگی پیدایش بهائیت:
    بررسی تاریخچه این فرقه نشان می دهد که این فرقه پیش از آنکه یک فرقه دینی باشد، یک فرقه ی سیاسی بوده است.
    چنانکه می دانید بهائیت انشعابی از بابیگری و بابیگری، انشعابی از شیخیگری است. در اوایل قرن 19، شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی ادعا کردند که رابطه مستقیم با امام زمان (عج) دارند و رابط بین ایشان و مردم هستند. ایندو راه ورسم شیخی را پدید آوردند و پیروانی پیدا کردند .
    پس از سید کاظم رشتی، سید علی محمد شیرازی (محمد باب) ادعای بابیت امام زمان (عج) کرد. سپس خود را امام زمان (عج) نامید و بعدها مدعی نبوت شد و سرانجام در تبریز محاکمه، زندان و اعدام شد.
    از آنجا که بابیان، شورش هایی علیه دولت وقت ایران به راه انداخته بودند و تا سر حد سوء قصد به ناصر الدین شاه پیش رفته بودند، کشور های خارجی به ویژه روسیه، حمایت بسیاری از این گروه به عمل می آوردند و همین حمایت ها بود که منشاء ظهور میرزا حسینعلی معروف به بهاء الله و پیدایش فرقه بهائیت پس از مرگ محمد باب شد. شواهد فراوانی درباره رابطه بهاء الله با دولت روسیه و حمایت بی شائبه روسیه از وی وجود دارد از جمله:
    یک بار زمانی که در دوره حکومت محمد شاه، وی حکم اعدام بهاء الله را صادر کرد، کارمندان و سردمداران روس تلاش کردند وی را پیش از اجرای دستور شاه، به روسیه فراری دهند که البته با درگذشت شاه، رفع خطر شد.


    بار دیگر زمانی که بهاء الله خبر ناکامی بابیان در ترور ناصر الدین شاه را شنید، به مقر سفارت روس فرار کرد و "کینیاز دالگورکی" سفیر وقت روسیه در ایران، را به یاری خواست. دالگورکی برای نجات بهاء الله، نهایت تلاش خود را مبذول داشت و در نتیجهء تلاشهای وی بود که بهاء اعدام نشد و صرفا به عراق تبعید شد[1].
    جالب آن است که بهاء بعدا به افتخار امپراطور روس، "نیکلاویچ الکساندردوم" لوحی نازل کرد که در آن چنین آمده: "یکی از سفرای تو هنگامی که در زندان تهران، در غل و زنجیر بودم، مرا یاری کرد. به همین جهت خداوند برای تو مقامی نوشته که جز او هیچکس نمی تواند به آن احاطه پیدا کند[2]!
    ." ناگفته پیداست که وجود چنین مقام والایی نزد خدا برای امپراطوری که فجایع فراوانی در جنگهای ایران و روسیه و نیز در جنگ با سایر کشورها صورت داده، بسیار جای تعجب است.
    ذکر این نکته نیز لازم است که کشورهای استعماری دیگری چون انگلیس و فرانسه نیز به دنبال برقرار ارتباط با بهاء بودند، اما وی تا پایان به حکومت روس وفادار ماند.


    جالب است بدانید در زمان حاضر نیز این فرقه مورد حمایت بسیاری از کشورهای استعمار گر به ویژه اسرائیل است. این موارد و شواهد فراوان دیگر به روشنی نشان می دهد که این فرقه، یک فرقه کاملا سیاسی بود که با حمایت بیگانگان و برای مبارزه با حکومت وقت ایران شکل گرفت و رشد و نمو یافت. به نظر شما، آیا چنین فرقه ای می تواند، به عنوان یک دین الهی که انسان را به سعادت ابدی رهنمون می سازد، به حساب آید؟!
    ب- نگاهی به عقاید و باورهای بهائیت:
    صرفنظر از منشا پیدایش بهائیت، اندک تاملی در عقاید این فرقه، بی پایگی آنرا بر ملا می سازد. عقایدی که بسیاری از آنها نه با عقل سازگار است و نه با اعتقادات ضروری دین مبین اسلام.
    اشاره ای کوتاه به برخی از عقاید بهاء الله و فرقه بهائیت خالی از لطف نخواهد بود:
    بهاء الله خود را "من یظهره الله" می خواند.
    این ادعا آنقدر عجیب بود که حتی بعضی از بابیان در رد آن رسایلی نگاشتند و عجیبتر آن است که اکثر این نویسندگان پس از ابراز مخالفت با بهاء به قتل رسیدند. بهاء الله در جای دیگر خود را خدای واحد زندانی می خواند و می گوید: "لا اله الا انا المسجون الفریه" و در جایی دیگر خود را "فعال ما یشاء" قلمداد می کند.


    بهائیت، خاتمیت پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) را نفی می کند. در حالیکه به تصریح آیه های سورهء احزاب، حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر الهی است و پس از او پیامبر دیگری نخواهد آمد.


    بسیاری از احکام شرعی که بهائیت آنرا تبلیغ می کند، در تضاد کامل با آیات قرآن و روایات معصومین (ع) است. احکامی نظیر:
    - نماز جماعت باطل است، مگر در نماز میت!
    - قبله، مرقد بهاء الله در عکا است!
    - روزه 19 روز است که قبل از عید نوروز شروع و به عید نوروز ختم می شود!
    - هر کس خانه ای را عمدا به آتش کشید، او را در آتش بسوزانید!
    - حج تنها بر مردان واجب است و در خانه ای صورت می گیرد که بهاء الله در آن اقامت داشته و یا در خانه ای که سید علی باب در شیراز در آن سکنی داشته است.
    - حکم خداوند درباره هر زناکاری اعم از مرد و زن، پرداخت 9 مثقال طلا به بیت المال است.!
    - همه چیز نجس است غیر از آن چه "الله اطهر" بر آن خوانده شود!
    - واجب است هر 19 سال، اثاثیه خانه را عوض کنید.!
    - نماز آیات واجب نیست!
    - عید فطر همان نوروز است.!


    علاوه بر موارد مذکور، مطالعه نوشته ها و گفته های بهاء، پایه گذار بهائیت، ساختگی بودن این فرقه را بیش از پیش آشکار می سازد. بهاء تلاش می کرد همانند قرآن جملات خود را به زبان عربی بگوید اما غافل از آنکه در بسیاری از گفته ها و نوشته هایش، ابتدائی ترین قواعد دستوری و صرف و نحو عرب رعایت نمی شود. خنده دار آن است که وی برای دفاع از اشتباهات دستوری خود می گوید: "صرف و نحو را باید با نوشته های من سنجید نه نوشته های مرا با صرف و نحو!!" افزون بر اغلاط دستوری، گفته های وی آکنده از مطالب مبهم و پیچیده و مشوشی است که پیروان وی نیز قادر به ارائه تفسیر و تبیین واضحی از آن نیستند.
    به عنوان نمونه به این عبارت توجه کنید:
    " در حسن بجستانی مشاهده نما وقتی در عراق بین یدی حاضر و در امر نقطه اولی –روح ما سواه فداه- شبهاتی بر او دارد، چنانچه تلقاء وجه معروض دان و جواب بالمواجهه از لسان مطهر احدیة استماع نمود و از جمله اعتراضاتی که بر نقطه اولی نموده آنکه آن حضرت در جمیع کتب منزله حروف حی را به اوصاف لا تحصی وصف نموده اند و من یکی از آن نفوس محسوبم و...!!!" علاوه بر عبارات مبهم، کژ گوییهای بهاء الله نیز شنیدنی است. از جمله:
    الف- وی در کتاب "ایقان" می نویسد که مس، اگر از خطر یبوست در امان بماند، پس از گذشت هفتاد سال، خود به طلا تبدیل می شود.!
    ب- وی در "لوح حکما"، فیثاغورث را معاصر و شاگرد حضرت سلیمان معرفی می کند. در حالیکه همه محققان تاریخ اتفاق دارند که حضرت سلیمان حدود چهار صد سال پیش از فیثاغورث می زیسته است.
    ج- نا آگاهی وی از قرآن نیز در پاره ای از نوشته های وی مشهود است. چنانچه در نوشته ای اشاره می کند که در قرآن آمده: "کم من آیة یمرون علیها و هم عنها معرضون" در حالیکه صحیح آیه چنین است که: "و کاین من آیه فی السماوات و الارض یمرون علیها و هم عنها معرضون[3].
    به نظر شما آیا عقل و وجدان می پذیرد چنین فردی با این همه اعتقادات متناقض، باطل و مبهم و اشتباهات، کژ گویی ها که تنها به بخش اندکی از آنها اشاره شد، پیشوای فرقه ای به نام بهائیت قرار گیرد و بخواهد دین جدیدی را ارائه و اشاعه دهد.!!


    برای مطالعه بیشتر، به کتابهای ذیل نیز می توانید مراجعه کنید:
    بهائیت چگونه به وجود آمد، نور الدین چهاراهی، نشر آفرینش.
    ماجرای باب و بها، مصطفی حسینی طباطبایی، روزنه اسلام، 1380.
    تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی، مهر فام، دهم 1382.
    پای سخنان پدر، محمد حعفر امامی، اسوه، اول 1372.

    [1]ر.ک: قرن بدیع ج 2 صص 33-34

    [2] ر.ک: قرن بدیع ج 2 صص 48-49

    [3] یوسف: 105
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود