صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تطبیق احوالات اجنه با احکام نظام خلقت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    این مهمتر از علاقه مندیِ:از آدمای الکی مومن مــتـــنــــفــــــــرم!
    نوشته
    2,130
    حضور
    2 روز 3 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    197
    صلوات
    13520

    تطبیق احوالات اجنه با احکام نظام خلقت؟




    سلام


    ببخشید میشه درمورد اینکه اجنه غیب میشن و در همون لحظه یه جای دیگه ظاهر میشن یا اینکه با همون سرعتی که دارن به جایی که میخوان میرن توضیح بدین ؟

    ممنون و التماس دعا
    ویرایش توسط رزسفید : ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۹:۱۹
    اگه توی مدت محدودی که در خدمتتون بودم، کوتاهی، بدی، توهین و یا ... کردم
    شما به بزرگی خودتون ببخشید و حلال کنید
    بعضی مواقع آدم لبریز می شه و نمی دونه چی کار می کنه و چی می گه
    شما ببخشید :)


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..یا ستار..

    با سلام..


    یک نکته ای که دوستان را دچار اشتباه می کند ؛بحث بر سر مادی و جسمانی می باشد..

    خود جسم یک جوهر طبیعی می باشد که جهات می پذیرد ؛ولی همین جسم می تواند ؛مادی باشد و یا نباشد؛نتیجتا اجسام عالم ماده همه اجسامی مادی هستند ؛مانند سنگ ؛خاک و غیره و اجسامی نیز می باشند که مادی نیستند مانند صورتهای عالم مثال و یا برزخ که همه جسمانی می باشند ؛ولی جسم مثالی هستند ؛به عبارتی شکل و بعد در انجا وجود دارد ولی ؛نظام بعدی ان جوری دیگر است؛به عبارتی اجسام ان نظام اجسامی بدون ماده می باشند ,وصور محض می باشند...


    البته جنیان ؛این طور که گفته اند از عالم مثال هستند یعنی جسم مثالی هستند ؛که البته به علت چونین امری است که می توانند در ادراک ما حضور یابند ؛چون خیال یکی از مراتب نفس می باشد که صورتهای مثالی را انسان در ان می سازد ؛بدون ماده...


    نتیجتا جنیان جسمانی هستند ومجرد از ماده ...

    اما اینکه غیب می دانند ؛یا نه این امر در زمان قبل از حضرت ادم تا ولادت حضرت عیسی ؛صادق بود به عبارتی انها به علت تجردی که داشتند در اسمانها طیران می کردند (اسمانها هم جسمانی است ولی مادی نیست) و با استارق سمع برخی از حوادث اینده را می شنیدند ولی بعد از ولادت پیامبر اکرم ؛به اسمان دوم هم نتوانستند راه پیدا نمایند ؛نتیجتا انها غیب را تا ورود اوامر حق به عالم مثال قبل از فعلیت در عالم ماده تا حدودی مطلع می گردند ،البته ان هم عمومیت ندارد ؛چون ملائک با پرتاب شهاب ها این امر را نیز تا قبل از ظهور تدابیر خلق در عالم ماده از انها گرفته اند...


    نتیجتا اجنه نمی توانند از حوادث اینده خبر دهند مگر در استانه حدوث حوادث در استانه ظهور از عالم مثال به عالم شهود...البته استثنا نیز در بین انها می باشد..


    یا حق








    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    در طی الارض منشا علت غیر مادی است؛به عبارتی ان شخصی که تخت ملکه سبا را در طرفه العینی برای سلیمان حاضر کرد ؛از علت غیر مادی کمک گرفت ،این به معنی حکومت بر یک قانون وتحت سیطره دراوردن ان است؛البته در این جابجایی اصلا یک شئ نیز از جای خودش حرکت نکرد؛چون منشا علت غیر مادی است ؛نتیجتا نمی تواند در ماده سریان نماید ؛وگرنه همه چیز به هم می ریخت...


    متوجه منظورتان از به هم ریختن همه چیز نمی شوم. اگر طی الارض فیزیکی که به آن اشاره کردم اتفاق بیافتد، چیزی به هم نمی ریزد. دلیلی هم نمی بینم که علت غیر مادی، در ماده اثر نگذارد... لطفاً دلایلتان را بیان کنید.

    البته خود انرژی هم مادی است ؛و سریان در ماده دارد ؛در حالی که اصل قضیه منشا علت است ؛که غیر مادی بوده ؛واز افقی بالا بر مادون خود نزول نماید ؛البته افق که می گویم ؛منظور مرتبه می باشد نه حد فاصله...


    مهم این است که نتیجه آن، جابجایی یک شئ از نقطه ای به نقطه دیگر است، که رویدادی مادی است... یعنی می گویید تخت ملکه سبا از مکان خودش به مکان جدیدی منتقل نشد؟

    البته شاید بشود شئ ای را به انرژی تبدیل نمود و انرا انتقال داد ؛ودوباره انرا به جسم اولیه اش بر گرداند ؛که البته جسم دوم هیچگاه جسم اول نخواهد بود...


    نخواهد بود؟ به چه علت؟

    نتیجتا برای انتقال جسم مادی نیاز به دسترسی می باشد وانهم دسترسی وسیطره به حقیقت جسم مادی که البته خارج از مکان و زمان می باشد...


    همانطور که عرض کردم، برای این کار باید ساختار فضا - زمان را شکافت...

    انجام این عمل با ابزارهای مادی، نیاز به فن آوری و انرژی بسیار بالایی دارد. ولی کسی که اسم اعظم خداوند را در اختیار دارد، می تواند به اذن او در ماده کائنات تصرف کرده، کارهایی را که می خواهد انجام دهد.

    یعنی آن شخصی که تخت ملکه سبا را آورد، نمی توانست در ساختار فضا - زمان شکاف ایجاد کند؟

    آورده شدن تخت ملکه سبا یک پدیده فیزیکی است، و فیزیکی بودن آن منافاتی با معجزه بودن آن ندارد. چرا که این اتفاق توسط یک انسان، آن هم بدون هیچ ابزار مادی رخ داده است.

    کل این جهان قائم به علت غیر مادی است، چطور فکر می کنید علت غیر مادی توانایی سریان در آن را ندارد؟

    البته بنده مطمئن نیستم منظور از سریان در ماده دقیقاً چیست... اگر می شود بیشتر توضیح دهید.

    در رابطه با اجنه، دوستمان جناب بلوچ بوی به نکته خوبی اشاره کردند، در آیه مربوطه، آن جن توانایی کاری را که آن شخص کرد نداشت... پس معلوم می شود ایشان تخت را به شیوه ای آوردند که جن فاقد توانایی و دانش آن بود. از آیه اینطور برداشت می شود که عمل جن مدتی زمان نیاز داشت، ولی عمل آن بزرگوار نیازی به زمان نداشت (فراتر از فضا - زمان رخ می داد). با استنداد به این مطلب می توان نتیجه گرفت اجنه از جایی به جای دیگر حرکت می کنند، نه طی الارض به معنای فیزیکی کلمه.

    با تشکر
    یا حق

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    با سلام..

    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب :gol:



    متوجه منظورتان از به هم ریختن همه چیز نمی شوم. اگر طی الارض فیزیکی که به آن اشاره کردم اتفاق بیافتد، چیزی به هم نمی ریزد. دلیلی هم نمی بینم که علت غیر مادی، در ماده اثر نگذارد... لطفاً دلایلتان را بیان کنید.



    جناب بینام..

    ببیند دوست عزیز ؛حرکت تخت یاباید با ابزار مادی انجام گیرد یا با مسببات غیر مادی ؛علل مادی که نمی تواند همچین کاری را انجام دهد ؛چون علل مادی خود منحصر در احکام مادی هستند ؛و مقوم بر احکام ان ؛نتیجتا برای رسیدن به هدف باید از سلسله احکام مادی عبور نمایند که البته چونین عملی باعث جابجایی خیلی از ویژگیهای مواد دیگر می گردد ؛...

    در ثانی نگفتم علل غیر مادی بر ماده اثر نمی گذارد؛مگر نفس و روح شما در بدن مادی شما اثر نمی گذارد ،البته همه حرکات و فعلیات شما منشا از روح شما دارد ؛ولی این روح به هیچ عنوان در بدن مادی شما سریان پیدا نمی کند؛به عبارنی دو نظام مختلف با احکام مغایر با هم ترکیب نمی شوند؛ترکیب فقط در عالم برخورد یا همان عالم ماده می باشد؛در حالی که عالم مجردات حضور را می طلبد؛نه ترکیب.نتیجتا ماده لیاقت حضور را نخواهد داشت ولی ترکیب پذیر با نوع خود می باشد...




    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    مهم این است که نتیجه آن، جابجایی یک شئ از نقطه ای به نقطه دیگر است، که رویدادی مادی است... یعنی می گویید تخت ملکه سبا از مکان خودش به مکان جدیدی منتقل نشد؟





    برای انتقال یک جسم مادی نیاز به علت است ،حال یا این علت منشایی مادی دارد یا غیر مادی ؛منشا مادی در حالی که خود مقوم به احکام مادی می باشد نمی تواند سیطره به حدود فاصله نماید ؛به عبارتی برای جابجایی از طریق علل مادی نیاز به علل معد دیگری نیز هست از قبیل بودن فاصله متعارف و غلبه به موانع مورد نظر در مسیر حرکت و برداشتن موانع مورد نظر ؛که همه اینها برخورد در ماده را می طلبد یعنی جابجایی برخی از علل مادی از جایشان برای حرکت تخت ؛پس در حرکت تخت در عالم مادی با ید همه موارد و موانع دیگر مادی را جابجا نمود در حالی که وقتی منشا علت غیر مادی باشد ؛سیطره و حکومت کردن دیگر نیاز به جابجایی موارد فوق نیست ؛...

    پس در جایی که حکومت از علل غیر مادی نشات بگیرد ؛اصلا لازم نیست ؛تخت حرکت کند،بلکه شخص می تواند به فاصله بین تخت و حضرت سلیمان حکومت کند و فاصله مورد نظر را تحت سیطره خود در اورد وانرا در هم بپیچاند ؛البته با همان قوانین تکوینی و حقیقی ؛که در عالم کن فیکون اتفاق می افتد...

    البته حدیثی نیز از حضرت صادق ع می باشد که شخص مورد نظر فاصله بین تخت وسلیمان را با اسم اعظم به یکدیگر نزدیک کرد و در یک ان تخت پیش حضرت سلیمان حاضر گشت؛البته باید در ظنر گرفت که علل مادی سریان در احکام مادی ندارند نتیجتا شخص مورد نظر از افقی بالا بر فاصله مورد نظر حکومت کرد و فاصله مورد نظر را تحت سیطره قانون بالا در اورد ،نتیجتا کسی متوجه عمل مذکور نگشت..




    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    نخواهد بود؟ به چه علت؟ :gig:



    شما وقتی یک لیوان را به واسطه یک لیوان دیگر پر می کنید ؛و دوباره انرا به لیوان اولیه می ریزید ،این اب ؛همان اب ابتدایی نیست؛دقت می کنید ...

    پس اگر فرضا جسمی مادی را به انرژی تبدیل نمود ؛ووباره انرا به جسم مورد نظر برگرداند ؛ان جسم دوم عین و خود جسم اولی نیست بلکه مثل جسم دومی می باشد ،...

    این در حالی است که در علل غیر مادی بحث زمان وحرکت منتفی است ...



    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    همانطور که عرض کردم، برای این کار باید ساختار فضا - زمان را شکافت...

    انجام این عمل با ابزارهای مادی، نیاز به فن آوری و انرژی بسیار بالایی دارد. ولی کسی که اسم اعظم خداوند را در اختیار دارد، می تواند به اذن او در ماده کائنات تصرف کرده، کارهایی را که می خواهد انجام دهد.

    یعنی آن شخصی که تخت ملکه سبا را آورد، نمی توانست در ساختار فضا - زمان شکاف ایجاد کند؟

    آورده شدن تخت ملکه سبا یک پدیده فیزیکی است، و فیزیکی بودن آن منافاتی با معجزه بودن آن ندارد. چرا که این اتفاق توسط یک انسان، آن هم بدون هیچ ابزار مادی رخ داده است.

    کل این جهان قائم به علت غیر مادی است، چطور فکر می کنید علت غیر مادی توانایی سریان در آن را ندارد؟

    البته بنده مطمئن نیستم منظور از سریان در ماده دقیقاً چیست... اگر می شود بیشتر توضیح دهید.

    در رابطه با اجنه، دوستمان جناب بلوچ بوی به نکته خوبی اشاره کردند، در آیه مربوطه، آن جن توانایی کاری را که آن شخص کرد نداشت... پس معلوم می شود ایشان تخت را به شیوه ای آوردند که جن فاقد توانایی و دانش آن بود. از آیه اینطور برداشت می شود که عمل جن مدتی زمان نیاز داشت، ولی عمل آن بزرگوار نیازی به زمان نداشت (فراتر از فضا - زمان رخ می داد). با استنداد به این مطلب می توان نتیجه گرفت اجنه از جایی به جای دیگر حرکت می کنند، نه طی الارض به معنای فیزیکی کلمه.

    با تشکر
    یا حق



    شما نمی توانید در حالی که منحصر در احکام مادی هستید ،خارج از ان عملی را انجام دهید این از واضحات است ؛به عبارتی زمان و حرکت از لوازم جسم مادی و جهان ان می باشد ؛پس شکستن ساختار مادی و رسیدن به لازمان از توهمات اشخاص نشات می گیرد ،...

    توجه داشته باشید که در هر عالمی مسببات بر حسب قوانین ان نظام چیده شده است ؛پس نمی توان در حالی که در نظام مربوط هستید از علل خارج از ان استفاده نمایید...این همان سریان یک نظام به نظام دیگر می باشد که گفتم محال است...


    به عنوان مثال؛شما نمی توانید نظام برزخ را با نظام جهان مادی ترکیب کنید ؛ویا انرا به جهان مادی سریان دهید ؛یعنی یک نظام با حفظ ذات واحکام خود نمی تواند ؛به نظامی دیگر تبدیل گردد ؛این به انقلاب در ذات می انجامد ،...


    اما ان چیزی که جناب بلوچ بوی گفتند مربوط به مراتب و وسعت حکومت بر قوانین می باشد..

    به عبارتی سیطره اشخاص بر عالم مادی همه در یک درجه و وسعت نیست ؛یک شخصی ممکن است فقط به عالم مثال سیطره داشته باشد ؛و شخصی دیگر بر حقیقت عالم مثال سیطره داشته باشد ؛پس غایت فعل یکی است ولی روش رسیدن فعل به غایت یکی نیست بلکه انکه وسعت بیشتری در کمال داشته باشد ،نتیجتا تسلط بیشتری دارد ؛پس افراد بر حسب درجه وجودی خود می توانند یک عمل را به طرق مختلف به انجام برسانند ،یعنی وسعت روی وسعت و کمال روی کمال ؛علمی از کتاب کجا و همه کتاب کجا...

    پس اصل مطلب این شد که غایت فعل برای هر دو یکی است ؛ولی روش رسیدن به غایت بر حسب وسعت سیطره و تسلط فرق می کند ،نتیجا اینکه یکی دیر تر بیاورد ودیگری زودتر ،دلالتی بر اینکه انجام فعل در زمان باشد ندارد ؛بلکه نحوه تسلط و قدرت وعلم شخص را می رساند...

    برای نزدیکی به ذهن ؛یک وقت شما تدریج در تحصیل علم را دارید ،یک وقت علم به تدریج ان تحصیل را دارید ؛که اولی در عالم مادی است ودیگری در عالم غیر مادی می باشد...


    و اخر اینکه طی الارض همان سیطره بر فاصله مادی است ؛حال می خواهد انتقال باشد یا حرکت در هر حال اجنه بر حسب نظامشان که ماده ندارد ؛می توانند چونین عملی را انجام دهند ...


    یاحق






    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و تشکر به خاطر پاسخگویی شما

    ببیند دوست عزیز ؛حرکت تخت یاباید با ابزار مادی انجام گیرد یا با مسببات غیر مادی ؛علل مادی که نمی تواند همچین کاری را انجام دهد


    علل مادی می تواند چنین کاری بکند... علم روز این را تأیید می کند. ولی در این مورد به خصوص، معجزه رخ داده، و آن بزرگوار با علل غیر مادی این کار را انجام داده اند.

    ؛چون علل مادی خود منحصر در احکام مادی هستند ؛و مقوم بر احکام ان ؛نتیجتا برای رسیدن به هدف باید از سلسله احکام مادی عبور نمایند که البته چونین عملی باعث جابجایی خیلی از ویژگیهای مواد دیگر می گردد ؛...


    خیر، اگر این عمل تمیز انجام شود، بر مواد دیگر اثر نمی گذارد، و صرفاً شکافت فضا - زمان در محدوده جسم مورد نظر کافی است.

    در ثانی نگفتم علل غیر مادی بر ماده اثر نمی گذارد؛مگر نفس و روح شما در بدن مادی شما اثر نمی گذارد ،البته همه حرکات و فعلیات شما منشا از روح شما دارد ؛ولی این روح به هیچ عنوان در بدن مادی شما سریان پیدا نمی کند؛


    ...

    به عبارتی دو نظام مختلف با احکام مغایر با هم ترکیب نمی شوند؛ترکیب فقط در عالم برخورد یا همان عالم ماده می باشد؛در حالی که عالم مجردات حضور را می طلبد؛نه ترکیب.نتیجتا ماده لیاقت حضور را نخواهد داشت ولی ترکیب پذیر با نوع خود می باشد...
    احکام مغایر؟ خداوند در قرآن می فرماید (سوره 67):

    الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾
    همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى (۳)

    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿۴﴾
    باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد (۴)

    آسمان بالاتر، ذات آسمان پایین تر است. یعنی ملکوت آسمان، چیزی جز ذات آن نبوده، و مرتبه ای از وجود می باشد که به خالق (ذات مطلق) نزدیکتر است. طبقه طبقه بودن هفت آسمان، دلالت بر این موضوع دارد. پس ما با دو نظام مغایر روبرو نیستیم. چرا که طبق خود قرآن، در خلقت خداوند اختلافی وجود ندارد، و خلقت خداوند همانطور که از ظاهر آیه پیداست، تمام طبقات آسمان را در بر می گیرد.

    پس ما با ذاتهای مخالف یکدیگر روبرو نیستیم، چرا که ذات مطلق واحد بوده، و از چنین ذاتی اختلافات صادر نمی شود. در حقیقت جز یک ذات وجود ندارد، و بقیه تجلیات آن هستند که هر کدام از نظر مرتبه وجودی، از میزان مشخصی تقرب نسبت به آن برخوردارند.

    برای انتقال یک جسم مادی نیاز به علت است ،حال یا این علت منشایی مادی دارد یا غیر مادی ؛منشا مادی در حالی که خود مقوم به احکام مادی می باشد نمی تواند سیطره به حدود فاصله نماید ؛به عبارتی برای جابجایی از طریق علل مادی نیاز به علل معد دیگری نیز هست از قبیل بودن فاصله متعارف و غلبه به موانع مورد نظر در مسیر حرکت و برداشتن موانع مورد نظر ؛که همه اینها برخورد در ماده را می طلبد یعنی جابجایی برخی از علل مادی از جایشان برای حرکت تخت ؛پس در حرکت تخت در عالم مادی با ید همه موارد و موانع دیگر مادی را جابجا نمود در حالی که وقتی منشا علت غیر مادی باشد ؛سیطره و حکومت کردن دیگر نیاز به جابجایی موارد فوق نیست ؛...


    دقیقاً مشکل همین جاست. وقتی در سطح ملکوت آسمانها عملی رخ دهد، آن عمل به طور کامل در عالم پایینتر تجلی پیدا می کند. و این تجلی پیدا کردن، نباید اختلافی در خلقت خداوند ایجاد کند، در غیر این صورت آیه مربوطه نقض می شود. پس آن بزرگوار، معجزه را در عالم بالاتر انجام داد، ولی این عمل به طور کامل در عالم ماده تجلی پیدا کرد، و این تجلی پیدا کردن، نمی تواند با قوانین عالم ماده اختلافی پیدا کند.

    بله، آن بزرگوار، ساختار فضا - زمان را شخصاً نشکافت، و با دست مبارک خودش موانع را بر نداشت، بلکه در سطحی بالاتر عمل کرد. ولی نتیجه عمل او در سطح بالاتر، در سطح پایین تر تجلی پیدا کرد، و به خاطر حکمت خداوند، این تجلی نمی توانست قوانین عالم ماده را نقض کند.

    پس در جایی که حکومت از علل غیر مادی نشات بگیرد ؛اصلا لازم نیست ؛تخت حرکت کند،بلکه شخص می تواند به فاصله بین تخت و حضرت سلیمان حکومت کند و فاصله مورد نظر را تحت سیطره خود در اورد وانرا در هم بپیچاند ؛البته با همان قوانین تکوینی و حقیقی ؛که در عالم کن فیکون اتفاق می افتد...


    با علل غیر مادی، کاری مادی انجام شده است. تخت باید حرکت کرده باشد، چرا که در جای نخستش ناپدید، و در جای جدید ظاهر شده است. این عمل در فیزیک حرکت نام دارد... خودتان می گویید فاصله مورد نظر را تحت سیطره خود درآورده، آن را پیچانده است. تحت سیطره درآوردن، همان تصرف در ماده کائنات است، و پیچاندن فاصله، چیزی جز تغییر در ساختار فضا - زمان نیست. فاصله یعنی فضا، و فضا با زمان مرتبت است.

    البته حدیثی نیز از حضرت صادق ع می باشد که شخص مورد نظر فاصله بین تخت وسلیمان را با اسم اعظم به یکدیگر نزدیک کرد و در یک ان تخت پیش حضرت سلیمان حاضر گشت؛


    وقتی این حدیث را می خوانم، چیزی جز کیهان شناسی نوین در نظرم تداعی نمی شود. نزدیک کردن فاصله دو نقطه، نیاز به دستکاری در ساختار فضا - زمان دارد.

    البته باید در نظر گرفت که علل مادی سریان در احکام مادی ندارند نتیجتا شخص مورد نظر از افقی بالا بر فاصله مورد نظر حکومت کرد و فاصله مورد نظر را تحت سیطره قانون بالا در اورد ،نتیجتا کسی متوجه عمل مذکور نگشت..


    البته آن چیزی هم که عرض کردم با حکومت کردن بر فاصله از افقی بالا منافات ندارد. کل عرض بنده این است که این حکومت، نمی تواند قوانین ماده را نقض کند. چرا که افق بالاتری که به آن اشاره کردید، ذات افق پایین تر است.

    شما وقتی یک لیوان را به واسطه یک لیوان دیگر پر می کنید ؛و دوباره انرا به لیوان اولیه می ریزید ،این اب ؛همان اب ابتدایی نیست؛دقت می کنید ...


    این آب، همان آب ابتدایی نیست، زیرا ترتیب قرار گرفتن ذرات تشکیل دهنده آن عوض شده است. ولی اگر این ذرات با ترتیب اولیه قرار بگیرند، این آب دقیقاً همان آب خواهد بود.

    پس اگر فرضا جسمی مادی را به انرژی تبدیل نمود ؛ووباره انرا به جسم مورد نظر برگرداند ؛ان جسم دوم عین و خود جسم اولی نیست بلکه مثل جسم دومی می باشد ،...


    مشروط بر اینکه ترتیب قرار گرفتن ذرات تغییر کند.

    این در حالی است که در علل غیر مادی بحث زمان وحرکت منتفی است ...


    شما نمی توانید در حالی که منحصر در احکام مادی هستید ،خارج از ان عملی را انجام دهید این از واضحات است ؛به عبارتی زمان و حرکت از لوازم جسم مادی و جهان ان می باشد ؛پس شکستن ساختار مادی و رسیدن به لازمان از توهمات اشخاص نشات می گیرد ،...


    جالب است بدانید که طبق آخرین تئوری های کیهان شناسی، زمان در سطح ذرات بنیادین (جهان کوانتومی)، مفهوم پیشین را نداشته، و گذشته و حال و آینده بی معنی می شوند. نوعی لازمانی بر آنجا حاکم است. همچنین، پدیده ای به نام ابرمکان در آنجا مطرح است، به نحوی که یک ذره بنیادین ممکن است در آن واحد، در چند نقطه قرار داشته باشد، که نوعی لامکانی است، و تمام این ادعاها اساس ریاضی و منطقی دارند.

    می دانید چرا؟ زیرا عالم ماده در سطح کوانتومی، به ملکوتش بسیار نزدیک است.

    توجه داشته باشید که در هر عالمی مسببات بر حسب قوانین ان نظام چیده شده است ؛پس نمی توان در حالی که در نظام مربوط هستید از علل خارج از ان استفاده نمایید...این همان سریان یک نظام به نظام دیگر می باشد که گفتم محال است...


    مگر آن بزرگوار با استفاده از جسم مادی خودش تخت را آورد؟ البته به این نکته پیشتر اشاره شد.

    به عنوان مثال؛شما نمی توانید نظام برزخ را با نظام جهان مادی ترکیب کنید ؛ویا انرا به جهان مادی سریان دهید ؛یعنی یک نظام با حفظ ذات واحکام خود نمی تواند ؛به نظامی دیگر تبدیل گردد ؛این به انقلاب در ذات می انجامد ،...


    ولی وقتی عملی در سطح برزخ انجام شود، در جهان مادی هم تجلی پیدا می کند. این است راز آن آیه که می فرماید آتش بر کافران احاطه دارد. با وجود اینکه کافران هنوز نمرده اند، ولی آتش بر دلهای آنها احاطه دارد، و این موضوع خودش را در جهان ماده، با کور دلی و گنگی آنها در درک آیات، نشان داده تجلی پیدا می کند.

    و اخر اینکه طی الارض همان سیطره بر فاصله مادی است


    اینکه همان عرض بنده است. فاصله مادی، چیزی جز ساختار فضا - زمان نیست.

    در آخر سؤالی دارم، مسائلی که مطرح کردید، دقیقاً عقاید چند فیلسوف یا عارف خاص است، یا برداشت شما از گفته های برخی فلاسفه و عرفاست؟

    با تشکر مجدد
    یا حق

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..یا ستار..

    جناب بینام..

    شما می خواهید روابط و تدابیر حقیقی در عالم را با قوانین فیزیکی و جرمی حل وفصل کنید ولی این راه در موارد غیر مرتبط با این علم به ترکستان می انجامد ؛به عبارتی فیزیک وریاضی خود محصول عالم مادی است و جز بحث در مورد قالب مادی اجسام مانند فلزات و غیره و همچونین خصوصیات و ویژگیهای ان چیزی برای گفتن ندارد ؛..


    نقل:

    علل مادی می تواند چنین کاری بکند... علم روز این را تأیید می کند. ولی در این مورد به خصوص، معجزه رخ داده، و آن بزرگوار با علل غیر مادی این کار را انجام داده اند.

    چونین چیزی جز یک توهم نیست به عبارتی علل مادی فقط می تواند در احکام مادی سریان نماید ؛و احکام مادی چیزی خارج از زمان ومکان نیست ؛نتیجتا بحث زمان-فضا و همه احکام ان خود در بطن قوانین مادی است و از اجزاء ان ؛ انوقت چگونه می تواند خارج از خودش(مکان وزمان) تحقق پیدا نماید!!!این یک فرضیه است یا مصداقی نیز دارد....


    نقل:
    خیر، اگر این عمل تمیز انجام شود، بر مواد دیگر اثر نمی گذارد، و صرفاً شکافت فضا - زمان در محدوده جسم مورد نظر کافی است.

    علم تجربی و طبیعی به مرحله اولیه این نظریه نیز نمی تواند برسد چه برسد به تحقق ان در خارج ؛و عالم واقع ...اصل شکافت فضا-زمان اصلا چیزی خارج از خودش نیست ؛به عبارتی زمان و فضا از ملزومات جهان مادی است و داخل در ان است؛پس همه احکام ان نیز تحت ان واقع است نه خارج از ان...


    نقل:

    الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾


    دوست عزیز شما منظور بنده را متوجه نمی شود ؛بنده گفتم هر مرتبه از وجود احکامی دارد مختص همان مرتبه و با احکام و ویزگیهای دیگر مراتب مغایر است؛این چه ربطی به ان چیزی داشت که شما اوردید ؛ایه مورد نظر مغایرت کلی را نفی می کند ؛به عبارتی این ایه می گوید هیچ یک از نظامها تداخلی در امور نظام دیگر ندارد ؛یعنی هر مخلوقی دارای غایتی است که برای ان افریده شده است ؛وهیچ یک از نظامها ان غایت را به هم نمی زند ؛نه اینکه همه اسمانها و زمین یک نظام دارند ؛به تفسیر المیزان و دیگر تفاسیر رجوع نمایید....


    پس بنده نگفتم ذات نظام ها با متضاد هستند بلکه مغایر هستند ؛ما یک مغایرت ذاتی داریم یعنی تضاد در ذات مثل وجود وعدم ویک مغایرت غیر ذاتی داریم مانند شوری و شیرینی و غیره که با هم قابل جمع می باشد ؛که البته مغایرت غیر ذاتی که تنافی هم نیستند را تفاوت نیز می گویند ؛توجه نمی کنید مغایرت در خصوصیا ت یک نظام ارتباطی با تضاد با نظامهای دیگر ندارد...


    نقل:

    بله، آن بزرگوار، ساختار فضا - زمان را شخصاً نشکافت، و با دست مبارک خودش موانع را بر نداشت، بلکه در سطحی بالاتر عمل کرد. ..

    اصل شکافت ساختار فضا زمان و رسیدن به لازمان یک نظریه اشتباه می باشد ؛چون شکافتن را احکامی خارج از زمان و فضا نمی یابید..

    علل غیز مادی ؛مسببات مادی را نقض نمی کند ؛بلکه مغایر با احکام ان است؛به عبارتی علل غیر مادی از مسیری دیگر وارد عمل می شوند ؛البته بدون اینکه قوانین وروابط مادی را به هم بزنند ؛..

    به عنوان مثال مثال:

    یک وقت شخص از طریق علل مادی بهبودی می یابد مانند تاثیر قرص بر بهبودی عضو شخص..

    یک باز این بهبودی از طریق روح می باشد ،یعنی شخص از طریق یک علت روحی بهبودی می یابد ؛...

    البته هیچ یک از علل نافی علل نظام دیگر نیست...



    نقل:

    با علل غیر مادی، کاری مادی انجام شده است. تخت باید حرکت کرده باشد، چرا که در جای نخستش ناپدید، و در جای جدید ظاهر شده است. این عمل در فیزیک حرکت نام دارد... خودتان می گویید فاصله مورد نظر را تحت سیطره خود درآورده، آن را پیچانده است. تحت سیطره درآوردن، همان تصرف در ماده کائنات است، و پیچاندن فاصله، چیزی جز تغییر در ساختار فضا - زمان نیست.

    دوست عزیز من نمی دانم چرا شما دست از سر این فرضیه بر نمی دارید اگر مصداقی در خارج دارد بفرمایید وگرنه اصل این فرضیه ؛بر اساس انچه گفتید نشدنی است..

    در ثانی طی کردن یک حد فاصله متعارف فقط در عالمی امکان پذیر است که مکان ساز است ؛یعنی شما برای حرکت از مبدا به مقصد باید جزء به جزء از یک مرحله به مرحله بعدی بروید تا به مقصد برسید ایم از احکام عالم مادی است؛یعنی کسی که از پله اول می خواهد به پله صدم برسد باید حد فاصله بین انها را طی نماید ؛ولی درجهان مجردات این موراد منتفی است ؛به عبارتی نظام مغایر با چونین احکامی است ...و ان پیچاندنی که بنده گفتم منظور تحت تسلط در اوردن حد فاصله بین دو شئ می باشد ؛به عبارتی شما می توانید قانون مادی در حد فاصله متعارف بین دو شئ را به تسلط خود در اورید ؛و هر طور که می خواهید به ان حکومت کنید ؛پس شخص می تواند امر کند به زمین مادی و ان فرو رود و و شئ مورد نظر در محل مورد نظر ظهور پیدا کند ؛این نوع سلطه را امام معصوم برای ان شخص بیان نموده اند ؛یعنی فرو رفتن زمین بین دو سلیمان وتخت...ولی گفتم به علت اینکه منشا علت غیر مادی و خارج از زمان ومکان بود ؛اشخاص اصلا متوجه فرو رفتن زمین نگشتند...کمی دقت کنید...




    نقل:

    وقتی این حدیث را می خوانم، چیزی جز کیهان شناسی نوین در نظرم تداعی نمی شود. نزدیک کردن فاصله دو نقطه، نیاز به دستکاری در ساختار فضا - زمان دارد.

    کیهان شناسی نوین و ابعاد دوازده گانه کیهانی همه داخل در حوزه زمان و مکان که فضا نیز دایر مدار مکان می باشد قرار دارند ؛و عمل فرو رفتن زمین در این حوزه مادی ملزم با زمان است ،نتیجتا چونین تداعی ای درست نیست ...



    نقل:
    این آب، همان آب ابتدایی نیست، زیرا ترتیب قرار گرفتن ذرات تشکیل دهنده آن عوض شده است. ولی اگر این ذرات با ترتیب اولیه قرار بگیرند، این آب دقیقاً همان آب خواهد بود.

    نخیر حتی اگر شما همه نظم ذرات را نیز در جای خود قرار دهید باز خود جسم نیست ؛به عبارتی شما یک عدمی بین جسم ایجاد کرده اید ودوباره انرا خلق نموده اید ؛در حالی که جسم بین خودش و عدمش قرار نمی گیرد ؛به عبارتی نمی شود شئ بودن شئ را از خودش گرفت..

    اینها همه با دلایل قاطع در مبحث اعاده معدوم و ابطال ان به اثبات رسده است ؛حتی بالاتر از این ،دو جسم که از هر نظر مانند هم باشند ولی در دو مکتن مختلف باشند باز مانند هم هستند ؛نه عین هم چون مکان ان دو فرق می کند در هر حال برای برگرداندن جسم باید زمان ومکان مقوم به وجود انرا نیز برگرداند...


    نقل:
    جالب است بدانید که طبق آخرین تئوری های کیهان شناسی، زمان در سطح ذرات بنیادین (جهان کوانتومی)، مفهوم پیشین را نداشته، و گذشته و حال و آینده بی معنی می شوند. نوعی لازمانی بر آنجا حاکم است. همچنین، پدیده ای به نام ابرمکان در آنجا مطرح است، به نحوی که یک ذره بنیادین ممکن است در آن واحد، در چند نقطه قرار داشته باشد، که نوعی لامکانی است، و تمام این ادعاها اساس ریاضی و منطقی دارند.

    می دانید چرا؟ زیرا عالم ماده در سطح کوانتومی، به ملکوتش بسیار نزدیک است

    شما وقتی بحث از ذره وجرم می کنید ،نمی توانید زمان را از ان خارج نمایید ؛نتیجتا در عالم خارج تقسیم ذرات تا یک حدودی میسر است ؛ولی در عالم وهم وعقل است که جسم می تواند به بی نهایت تقسیم گردد...

    همه فرضیه فوق از اصل اشتباه می باشد به عبارتی جمع بین ذره وجرم لازمانی و لامکانی باعث تناقض می گردد و ارتفاع نقیضین انها از محالات عقلی است...

    دوست عزیز خود ذره در هر انی مکانی می سازد که مغایر با مکان ان بعدی است ؛و اینکه یک ذره در یک ان در چند مکان باشد ؛مستلزم ان است ؛که در یک ان چندین مکان را انتقال دهد؛و این یعنی اینکه اصلا ذره در هیچ یک از مکانهای فوق نیست ؛چون این امر مستلزم چندمکان با یک ذره می باشد ؛این در حالی است که خود ذره چیزی جز مکان نیست...



    نقل:

    ولی وقتی عملی در سطح برزخ انجام شود، در جهان مادی هم تجلی پیدا می کند. این است راز آن آیه که می فرماید آتش بر کافران احاطه دارد. با وجود اینکه کافران هنوز نمرده اند، ولی آتش بر دلهای آنها احاطه دارد، و این موضوع خودش را در جهان ماده، با کور دلی و گنگی آنها در درک آیات، نشان داده تجلی پیدا می کند.

    جناب بینام بنده حرف از سریان و انتقال دو نظام در هم می زنم نه تجلی ؛ما با تجلی کاری نداریم بحث ما بر سر مخلوط نشدن دو نظام می باشد...نظامهای خلقت را نمی توان با هم ترکیب کرد مخلوط کرد ؛سریان داد ؛به هم اویخت ؛ اینها محال است...

    این یعنی اینکه بهشت عرضش برابر اسمانها وزمین می باشد ؛در حالی که نه کاری به زمین ما دارد (تداخل و برخورد ندارد)نه دوزخ دارد ونه عالم اجنه و غیره...





    نقل:

    در آخر سؤالی دارم، مسائلی که مطرح کردید، دقیقاً عقاید چند فیلسوف یا عارف خاص است، یا برداشت شما از گفته های برخی فلاسفه و عرفاست؟

    با تشکر مجدد


    جناب بینام گفته های بنده بر گرفته از قران و ایات حق می باشد البته با استناد به سخنان بزرگان و انتزاع مشترکات انها...چه در تفسیر چه در علوم عقلی...بنده از خودم چیزی نمی گویم مگر در معنای سخنان مورد پذیرش از طرف اشخاص دانا و متبحر ان فن و علم...

    بنده هم نظریات علمی را خوانده ام وهم دلایل عقلی و منطقی را ؛البته متاسفانه برخی از علوم طبیعی به طرح فرضیاتی پرداخته اند که خارج از احکام و موضوعات ان علم می باشد ؛برای همین در موارد مختلفه به تناقض بین احکام ان منجر شده است ؛این در حالی است که موضوع هر علمی با علم دیگر فرق می کند و به تبع مسائل و اصولی که ان علم بر روی ان بنا شده است ؛برگرفته از موضوع ان می باشد ؛و وارد نمودن مسائل حیطه یک علم به علمی دیگر در موارد غیر مرتبط باعث اشتباهات زیادی در مسائل بعدی ان می گردد....


    شما وقتی کتبی مثل ؛شرح مبسوط منظومه یا اصول فلسفه و روش رئالیسم و بدایع ونهایه و برخی دیگر از کتب معتبر عقلی و تفسیری را بخوانید ؛و با دقت مطالب را تعمق نمایید ؛کم کم صحت و سقم مسائل عقلی در موارد مختلفه به دستتان می اید ؛مانند همین فرضیاتی که برخی علوم طبیعی در خارج از موضوعات خود مطرح می کنند...

    ببنید ما علوم عقلی را برای فهم بهتر مسائل دینی تفهم می کنیم ؛مانند اینکه کسی برای فهم مطالب ادبی باید دستور زبان ان را یاد بگیرد ؛نه اینکه خود علوم عقلی منشا دین باشند...


    در هر حال ورود مسائلی که در حیطه یک علم نمی باشد ؛از مسائلی است بغرنج ؛که دامنگیر برخی از علوم نوین امروزی گشته است؛..


    یا حق..







    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب و تشکر فراوان

    شما می خواهید روابط و تدابیر حقیقی در عالم را با قوانین فیزیکی و جرمی حل وفصل کنید ولی این راه در موارد غیر مرتبط با این علم به ترکستان می انجامد ؛به عبارتی فیزیک وریاضی خود محصول عالم مادی است و جز بحث در مورد قالب مادی اجسام مانند فلزات و غیره و همچونین خصوصیات و ویژگیهای ان چیزی برای گفتن ندارد ؛..


    خیر، بنده چنین قصدی نداشتم و هرگز ادعا نکردم که آن بزرگوار با استفاده از وسائل مادی دست به این معجزه زد که حالا با علوم فیزیک و ریاضی آن را توجیه کنیم. علوم نوین، ساختار عالم ماده را توضیح می دهند، و بحث من این است که معجزات، ساختار عالم ماده را به هم نمی زنند، در غیر این صورت آیه مربوطه نقض می شود. در ادامه توضیحات بیشتری خواهم داد.

    چونین چیزی جز یک توهم نیست به عبارتی علل مادی فقط می تواند در احکام مادی سریان نماید ؛و احکام مادی چیزی خارج از زمان ومکان نیست ؛نتیجتا بحث زمان-فضا و همه احکام ان خود در بطن قوانین مادی است و از اجزاء ان ؛ انوقت چگونه می تواند خارج از خودش(مکان وزمان) تحقق پیدا نماید!!!این یک فرضیه است یا مصداقی نیز دارد....


    چه چیزی جز یک توهم نیست؟ اینکه فضا - زمان را می توان شکافت و طی الارض کرد؟ این که یک مسئله ثابت شده علمی است... و برای رد آن نیاز به فرمولهای معتبر ریاضی می باشد. شما از کجا به این نتیجه رسیدید که طی الارض فیزیکی که علم روز به آن اشاره می کند خارج از فضا زمان تحقق پیدا می کند؟؟؟

    علم تجربی و طبیعی به مرحله اولیه این نظریه نیز نمی تواند برسد چه برسد به تحقق ان در خارج ؛و عالم واقع ...اصل شکافت فضا-زمان اصلا چیزی خارج از خودش نیست ؛به عبارتی زمان و فضا از ملزومات جهان مادی است و داخل در ان است؛پس همه احکام ان نیز تحت ان واقع است نه خارج از ان...


    علم هم نمی گوید شکافت فضا - زمان، رویدادی روحانی است. بلکه کاملاً مادی است. در ضمن مصادیق این تئوری در شتاب دهنده های ذرات مشاهده شده است. پس آنطور که شما فکر می کنید باد هوا نیست.

    دوست عزیز شما منظور بنده را متوجه نمی شود ؛بنده گفتم هر مرتبه از وجود احکامی دارد مختص همان مرتبه و با احکام و ویزگیهای دیگر مراتب مغایر است؛این چه ربطی به ان چیزی داشت که شما اوردید ؛ایه مورد نظر مغایرت کلی را نفی می کند ؛به عبارتی این ایه می گوید هیچ یک از نظامها تداخلی در امور نظام دیگر ندارد ؛یعنی هر مخلوقی دارای غایتی است که برای ان افریده شده است ؛وهیچ یک از نظامها ان غایت را به هم نمی زند ؛نه اینکه همه اسمانها و زمین یک نظام دارند ؛به تفسیر المیزان و دیگر تفاسیر رجوع نمایید....


    من از صحبت شما این برداشت را می کنم که معجزات، قوانین عالم ماده را نقض می کنند، که این با ظاهر آشکار آیه تضاد دارد. یعنی، مشاهده کننده، با دیدن معجزه، می پندارد که در ساختار عالم ماده خلل و بی نظمی رخ داده است. ولی من معتقدم چنین چیزی نیست، و احکام عالم ماده هم بر اساس حکمت خداوند استوارند، و خداوند هرگز حکمت خودش را باطل نمی کند.

    پس بنده نگفتم ذات نظام ها با متضاد هستند بلکه مغایر هستند ؛ما یک مغایرت ذاتی داریم یعنی تضاد در ذات مثل وجود وعدم ویک مغایرت غیر ذاتی داریم مانند شوری و شیرینی و غیره که با هم قابل جمع می باشد ؛که البته مغایرت غیر ذاتی که تنافی هم نیستند را تفاوت نیز می گویند ؛توجه نمی کنید مغایرت در خصوصیا ت یک نظام ارتباطی با تضاد با نظامهای دیگر ندارد...


    نمی فهمم.

    اصل شکافت ساختار فضا زمان و رسیدن به لازمان یک نظریه اشتباه می باشد ؛چون شکافتن را احکامی خارج از زمان و فضا نمی یابید..


    متوجه نشدید، برای رسیدن به لازمان اصلاً نیازی به شکافت فضا - زمان نیست... لازمان در سطح کوانتومی همین حالا بر قرار است. در ضمن من نمی دانم شما با استناد به چه چیزی نظریات علمی که پشتوانه ریاضی دارند را سر خود رد می کنید...

    علل غیز مادی ؛مسببات مادی را نقض نمی کند ؛بلکه مغایر با احکام ان است؛به عبارتی علل غیر مادی از مسیری دیگر وارد عمل می شوند ؛البته بدون اینکه قوانین وروابط مادی را به هم بزنند ؛..


    خوب منم همین رو می گم!!!

    یک وقت شخص از طریق علل مادی بهبودی می یابد مانند تاثیر قرص بر بهبودی عضو شخص..

    یک باز این بهبودی از طریق روح می باشد ،یعنی شخص از طریق یک علت روحی بهبودی می یابد ؛...

    البته هیچ یک از علل نافی علل نظام دیگر نیست...


    دقیقاً!!! و در بهبودی از طریق روح، در عالم ماده، یعنی در جسم شخص، دقیقاً همان تحولات که باید برای بهبودی رخ دهند، روی می دهند. به همین ترتیب، وقتی آن بزرگوار دست به معجزه زده، تخت را می آورد، در عالم ماده، آن رخدادهایی که باید روی دهند تا این نتیجه حاصل شود، روی می دهند.

    دوست عزیز من نمی دانم چرا شما دست از سر این فرضیه بر نمی دارید اگر مصداقی در خارج دارد بفرمایید وگرنه اصل این فرضیه ؛بر اساس انچه گفتید نشدنی است..


    مصداق خارجی آن، تئوری های روز دنیا هستند. کاملاً شدنی است. من نمی دانم چرا شما مخالفت می کنید. خداوند رخدادها را بر اساس حکمتش انجام می دهد، و وقتی آن بزرگوار معجزه می کند، این معجزه باید از طریق حکمت خداوند اتفاق بیافتد. درست مثل مثال شفا که خودتان زدید. حکمت خداوند بر این قرار گرفته که چنین انتقالی، با شکافت فضا - زمان رخ دهد. درست همانطور که درمان سرطان، با ناپدید شدن تومور سرطانی اتفاق می افتد. خیلی روشن است.

    در ثانی طی کردن یک حد فاصله متعارف فقط در عالمی امکان پذیر است که مکان ساز است ؛یعنی شما برای حرکت از مبدا به مقصد باید جزء به جزء از یک مرحله به مرحله بعدی بروید تا به مقصد برسید ایم از احکام عالم مادی است؛یعنی کسی که از پله اول می خواهد به پله صدم برسد باید حد فاصله بین انها را طی نماید ؛ولی درجهان مجردات این موراد منتفی است ؛به عبارتی نظام مغایر با چونین احکامی است ...و ان پیچاندنی که بنده گفتم منظور تحت تسلط در اوردن حد فاصله بین دو شئ می باشد ؛به عبارتی شما می توانید قانون مادی در حد فاصله متعارف بین دو شئ را به تسلط خود در اورید ؛و هر طور که می خواهید به ان حکومت کنید ؛پس شخص می تواند امر کند به زمین مادی و ان فرو رود و و شئ مورد نظر در محل مورد نظر ظهور پیدا کند ؛این نوع سلطه را امام معصوم برای ان شخص بیان نموده اند ؛یعنی فرو رفتن زمین بین دو سلیمان وتخت...ولی گفتم به علت اینکه منشا علت غیر مادی و خارج از زمان ومکان بود ؛اشخاص اصلا متوجه فرو رفتن زمین نگشتند...کمی دقت کنید...


    ولی امر کسی که حاکم شده است، نمی تواند حکمت خداوند درباره ساختار عالم ماده را نقض کند. تمام بحث من همین است. شما جوری صحبت می کنید که گویا کسی که از افق بالاتر بر عالم ماده تسلط پیدا کرده، می تواند هر کاری بکند... در حالی که اعمال او نمی تواند محال عقلی ایجاد کند. باید عمل او ارتباطی با احکام عالم ماده داشته باشد.

    این ادعا درست مثل این است که بگوییم شخص حاکم شده قادر است کاری بکند که تا مدتی، دو با دو بشود پنج! بعضی از امور کاملاً نشدنی هستند، به طوری که اگر فرض کنیم آن اتفاق رخ می دهد، کلاً نظام عالم به هم می ریزد.

    در این مورد بخصوص، عرض بنده این است که علم می گوید چنین معجزه ای اینگونه ممکن است، و در واقع اثبات می کند که طی الارض مغایرتی با نظام ماده نداشته، محال عقلی نیست. حالا شما می گویید ربطی به شکافت فضا - زمان ندارد. فرض که اینطور باشد... عرض بنده این است که به هر حال ربطی به حکمی از عالم ماده دارد. دقت کنید.

    ادامه در پست بعدی...

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    کیهان شناسی نوین و ابعاد دوازده گانه کیهانی همه داخل در حوزه زمان و مکان که فضا نیز دایر مدار مکان می باشد قرار دارند ؛و عمل فرو رفتن زمین در این حوزه مادی ملزم با زمان است ،نتیجتا چونین تداعی ای درست نیست ...


    شما اطلاع درستی از کیهان شناسی نوین ندارید. همانطور که عرض کردم، کیهان شناسی نوین می گوید در سطح ذرات بنیادین، ساختار فضا - زمان متفاوت بوده، زمان به معنایی که شما در ذهن دارید اصلاً مطرح نیست. و این مسئله کاملاً علمی است.

    نخیر حتی اگر شما همه نظم ذرات را نیز در جای خود قرار دهید باز خود جسم نیست ؛به عبارتی شما یک عدمی بین جسم ایجاد کرده اید ودوباره انرا خلق نموده اید ؛در حالی که جسم بین خودش و عدمش قرار نمی گیرد ؛به عبارتی نمی شود شئ بودن شئ را از خودش گرفت..


    تبدیل یک شئ به انرژی، و تشکیل مجدد آن، عدم محسوب نمی شود. تحول نام دارد.

    اینها همه با دلایل قاطع در مبحث اعاده معدوم و ابطال ان به اثبات رسده است ؛حتی بالاتر از این ،دو جسم که از هر نظر مانند هم باشند ولی در دو مکتن مختلف باشند باز مانند هم هستند ؛نه عین هم چون مکان ان دو فرق می کند در هر حال برای برگرداندن جسم باید زمان ومکان مقوم به وجود انرا نیز برگرداند...


    با این حساب، تخت بلقیس، مدام در حال تبدیل شدن به تختی دیگر بوده، چرا که زمان همواره بر آن می گذرد. نه تنها تخت بلقیس، بلکه این موضوع درباره همه چیز صادق است.

    شما وقتی بحث از ذره وجرم می کنید ،نمی توانید زمان را از ان خارج نمایید ؛نتیجتا در عالم خارج تقسیم ذرات تا یک حدودی میسر است ؛ولی در عالم وهم وعقل است که جسم می تواند به بی نهایت تقسیم گردد...


    این دو مسئله چه ربطی به هم دارند؟ در ثانی، من زمان را از آن خارج نکردم، بلکه مفهوم حقیقی زمان از نظر علمی را مطرح کردم.

    همه فرضیه فوق از اصل اشتباه می باشد به عبارتی جمع بین ذره وجرم لازمانی و لامکانی باعث تناقض می گردد و ارتفاع نقیضین انها از محالات عقلی است...


    ببخشید، فرضیه فوق آخرین تئوری روز دنیا درباره ساختار عالم ماده است که مبنای ریاضی دارد...

    دوست عزیز خود ذره در هر انی مکانی می سازد که مغایر با مکان ان بعدی است ؛و اینکه یک ذره در یک ان در چند مکان باشد ؛مستلزم ان است ؛که در یک ان چندین مکان را انتقال دهد؛و این یعنی اینکه اصلا ذره در هیچ یک از مکانهای فوق نیست ؛چون این امر مستلزم چندمکان با یک ذره می باشد ؛این در حالی است که خود ذره چیزی جز مکان نیست...


    مشکل شما این است که فکر می کنید ذرات بنیادین، گلوله های توپر هستند، در حالی که این نظریه سالهاست که منسوخ شده است. اتفاقاً در همین تئوری ها آمده که گاهی اوقات، ذره در هیچ جای بخصوصی قرار ندارد. اینها محالات عقلی نیست، تئوری هایی عمیق، با پشتوانه محکم ریاضی است. محال عقلی هم که به ریاضی راهی ندارد.

    جناب بینام بنده حرف از سریان و انتقال دو نظام در هم می زنم نه تجلی ؛ما با تجلی کاری نداریم بحث ما بر سر مخلوط نشدن دو نظام می باشد...نظامهای خلقت را نمی توان با هم ترکیب کرد مخلوط کرد ؛سریان داد ؛به هم اویخت ؛ اینها محال است...


    بنده هم نگفتم آن بزرگوار دو نظام را با هم ترکیب کرده، کل عرض بنده این است که رویداد عالم بالاتر، در عالم پایینتر متجلی می شود، و این تجلی، ناچاراً از حکمت خداوند که همان احکام عالم پایین تر است، تبعیت می کند. به همین دلیل است که انتقال تخت بلقیس، باید یک توضیح علمی داشته باشد. مسلماً علم هرگز نمی تواند توضیح دهد که آن بزرگوار، چگونه دست به این عمل زد. چرا که علم مادی بر ملکوت آسمانها کور است. ولی روند مادی این رخداد، از نظر علمی (منطق مادی، که یکی از شاخه های آن ریاضی است) باید قابل توضیح باشد.

    این یعنی اینکه بهشت عرضش برابر اسمانها وزمین می باشد ؛در حالی که نه کاری به زمین ما دارد (تداخل و برخورد ندارد)نه دوزخ دارد ونه عالم اجنه و غیره...


    دقیقاً. اگر بپذیریم که عوالم بالاتر با عوالم پایین تر ترکیب شده، تداخل و برخورد دارند، آنگاه به نوعی مجبور به پذیرش وحدت وجود هم خواهیم بود، که این اعتقاد باطل است.

    بنده هم نظریات علمی را خوانده ام وهم دلایل عقلی و منطقی را ؛البته متاسفانه برخی از علوم طبیعی به طرح فرضیاتی پرداخته اند که خارج از احکام و موضوعات ان علم می باشد ؛برای همین در موارد مختلفه به تناقض بین احکام ان منجر شده است ؛این در حالی است که موضوع هر علمی با علم دیگر فرق می کند و به تبع مسائل و اصولی که ان علم بر روی ان بنا شده است ؛برگرفته از موضوع ان می باشد ؛و وارد نمودن مسائل حیطه یک علم به علمی دیگر در موارد غیر مرتبط باعث اشتباهات زیادی در مسائل بعدی ان می گردد....


    امیدوارم منظورتان از برخی علوم طبیعی، تئوری کوانتوم و غیره نباشد. روش علمی اجازه چنین کاری را نمی دهد. وقتی علمی وارد حیطه ای می شود، یعنی به آن حیطه مربوط می شود. در ضمن نظریه پردازان کیهان شناسی هیچ علاقه ای به دخالت در امور دین ندارند، و صرفاً مسائلی که مطرح می کنند، کاملاً مادی است و اکثراً ملحد یا وحدت وجودی هستند. همین استیون هاوکنیگ خودمان به تازگی اعلام کرد که بعد از عمری تحقیق به این نتیجه رسیده که عالم نیازی به خالق ندارد، و قوانین فیزیک خودشان گویای همه چیز هستند. همین خودش نشان می دهد با چه قوم و قبیله ای طرفیم!

    ولی، نظریات آنها پشتوانه ریاضی داشته، در آزمایشات و اختراعات مورد استفاده قرار می گیرند. پس وقتی می گویند ممکن است ذره ای در آن واحد چند جا باشد، یا اصلاً هیچ جا نباشد، و اینکه در سطح کوانتومی گذشته، حال، و آینده معنا ندارد، این گفته ها صحیح است، مگر آنکه با منطق ریاضی خلاف آن ثابت شود. البته به خاطر مشاهداتی که این تئوری ها را تأیید کرده اند، رد شدن آنها تقریباً غیر قابل تصور است.

    ببنید ما علوم عقلی را برای فهم بهتر مسائل دینی تفهم می کنیم ؛مانند اینکه کسی برای فهم مطالب ادبی باید دستور زبان ان را یاد بگیرد ؛نه اینکه خود علوم عقلی منشا دین باشند...


    کلاً می فرمایید، یا از عرایض بنده برداشت کردید که من علوم عقلی را منشاء دین می دانم؟!

    در هر حال ورود مسائلی که در حیطه یک علم نمی باشد ؛از مسائلی است بغرنج ؛که دامنگیر برخی از علوم نوین امروزی گشته است؛..


    شرمنده، ولی این ادعای شما فاقد پشتوانه است. همانطور که عرض کردم چنین اتفاقی رخ نداده، و هر آنچه که تئوری کوانتوم (و تئوری های مشتق از آن) می گوید، کاملاً در حیطه آن است.

    در نهایت، من حس می کنم که ما داریم یک موضوع واحد را با دو زبان مختلف بیان می کنیم، و از آنجا که زبان یکدیگر را نمی فهمیم، فکر می کنیم که هر کدام از طرفین، دارد بر ضد دیگری صحبت می کند...

    شما فرمودید که عالم ها با هم تداخل ندارند. بنده پذیرفتم. بنده عرض کردم قوانین عالم ماده نقض نمی شوند، شما پذیرفتید... خوب اختلاف نظر کجاست؟


    با تشکر مجدد
    یا حق

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    ..با سلام..

    دوست عزیز..

    جناب بینام..

    فقط می خواهید مطلب بنویسید حال به هر صورت که باشد؛وکاری به صحت وسقم هم ندارید

    دوست عزیز ؛حضرت عالی می خواهید روابط و مسببات حقیقی در امور را از زیر میکروسکوپ های ازمایشگاه فیزیک و دستگاههای مادی در اورید و این نشدنی می باشد ..

    به نظر مطالب را اصلا متوجه نمی شوید ؛بعضا مشکل از شما هم نیست چون با موارد مربوطه بیگانه هستید!


    می گویید:

    ولی، نظریات آنها پشتوانه ریاضی داشته، در آزمایشات و اختراعات مورد استفاده قرار می گیرند. پس وقتی می گویند ممکن است ذره ای در آن واحد چند جا باشد، یا اصلاً هیچ جا نباشد، و اینکه در سطح کوانتومی گذشته، حال، و آینده معنا ندارد، این گفته ها صحیح است، مگر آنکه با منطق ریاضی خلاف آن ثابت شود. البته به خاطر مشاهداتی که این تئوری ها را تأیید کرده اند، رد شدن آنها تقریباً غیر قابل تصور است.


    ما از چه چیزی صحبت می کنیم شما از کجا ؛..چیزی که جرم نداشته باشد ولی اثر داشته باشد در فیزیک همان انرژی است ؛وابته اثر ان دیده می شود ولی خودش در زیر وسایل دیده نمی شود..!حال چیزی که ذره باشد و از تقسیم نیز به دست امده باشد ,و جرم هم نداشته باشد چیست خدا می داند...

    شما با چه دلیلی این تئو ریها ی خیالی را قبول می کنید؛اصل مطلب که همان وسایل و دستگاههای ازمایشگاهی می باشد روی هواست چه برسد به نظریات انها...

    خود منطق ریاضی هیچ وقت به مطلق نمی رسد تماما با حدود و ضریب سر و کار دارد ؛چه برسد که بخواهی انرا در فیزیک بر اجسام نیز حمل نمایید ؛و حرکت انها را با ان توجیه نمایید..

    ببنید شما اگر این مطالب را برای شخصی که با ریاضیات سر و کار نداشته باشد بگویید ؛ممکن است خیلی هم شما را بستاید ؛ولی برای کسی که با مباحث ریاضی و فرموله کردن ان برای حرکات ذرات سرو کار داشته است ؛سخن جالبی نیست...

    یک مثال ساده برای شما بزنم:

    شما فرض کنید موجودات دو بعدی ای وجود دارد ؛حال یک موجود سه بعدی وارد دنیای انها می شود ؛البته موجود سه بعدی در حالی که مقوم به ارتفاع می باشد نمی تواند ؛منطبق با جهان دو بعدی گردد؛نتیجتا موجودات دو بعدی فصل مشترک ان با دنیای خود را ؛تفهم می کنند ؛وخیال می کنند این موجود همان موجود سه بعدی است ؛ولی موجود دو بعدی هیچ گاه ارتفاع را درک نخواهد کرد ؛...

    البته این موضوع در تفهم و تمثل جن و ملائک خیلی به درد می خورد ؛...


    شخص و ازمایشگاههش و همه وسایل ان و مواد مورد ازمایش موجودات دو بعدی هستند ؛حال از ابزار دو بعدی بخوهید که ارتفاع را برای شما قابل درک کنند؛این یک توهم است...


    همه سخن شما این است که ساختار مادی و روابط و امور حقیقی و علل مادی در معجزه به هم نمی ریزد ؛من هم گفتم نمی ریزد ؛ولی قانون بالا به این روابط از سبیلی دیگر تصرف می کند ؛و قوانین مادی زیر را به دست می گیرد ؛واین منشا علت هیچ وقت در ازمایشگاه به دست نخواهد امد؛چون منشا خارج از تدابیر مادی است و وسایل ازمایشگاه انرا درک نمی کند......چون منشا علت از سنخ تشخیص ابزار مادی نیست...


    نتیجتا شما برای اژدها شدن عصای موسی و حرکت تخت سلیمان ؛در ازمایشگاه فیزیک نمی توانی بنشینی و ازمایش انجام بدهی شاید ؛منشا علت را به دست اوری..یعنی این امر از طریق روابط معمولی و عادی و علل مادی خارج است ؛یعنی شما از طریق سلسله علل مادی به ان نمی توانید برسید......


    نتیجتا عالم مادی عالم برخورد می باشد ؛در حالی که عالم معجزه عالم حضور وقدرت ؛حال شما ماده را می خواهی با عالم غیر مادی سرایت دهی این را فقط ازمایشگاه فیزیک درک کرده است؛...ازمایش مادی بر احکام مادی استوار است و نتیجه ای غیر از احکام ان به شما نمی دهد..این از بدیهیات است ؛بندگان خدا علامه طباطبایی و مطهری برای رد شبهات ماتریالیسمها و ازمایشگا هها و تئوریکهای مادی انها کلی استدلال کرده اند....


    سخن اخر اینکه شما برای ما یک مصداق از ازمایش های فوق بیاورید که در مجامع علمی ثبت شده باشد ؛ تونل زمان و غیرهم همه یک خیال است تا واقعیت و هیچ وقت بشر در ازمایشگاه مادی خود به ورای انچه محسوس است نخواهد رسید ....این از اموری بدیهی است ورد ان از مضحکات عقلی...


    با تشکر









    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    149
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    185



    سلام دوستان این مبحث خیلی دارد جنجالی می شود ما برای بحث دوستانه آمده ایم
    آقای علوی حرف های شما را (از نظر بنده) 30 درصد قبول دارم و لی بیشتر حق با آقای بینام است
    به خدا قسم هیچ علمی به علم اسلام و قرآن نمیرسد و علوم شیمی و فیزیک در مقابل کتاب های ما مسلمانان صفر هستند
    بحث جن هم یک بحث پیچیده نیست و کارهایی که جن ها می کنند هیچ پیچیدگی با مقایسه با کار های انسان ندارند درست است بعضی از ویژگی های آنان از ما بیشتر است ولی هیچ کار غیر عادی انجام نمیدهد و علوم آنها پایه ای غیر منطقی ندارد این موجود ماننده سایر موجودات زنده است فقط ماننده انسان ها از عقل و شهور و درک و... برخوردارند .

    با تشکر

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود