صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حافظ , خوب یا بد؟؟؟؟؟!!!!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا , نوشتن
    نوشته
    104
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    449

    حافظ , خوب یا بد؟؟؟؟؟!!!!!!




    سلام دوستان لطفا در مورد حافظ مارو روشن کنید یعنی حافظ خوبه یا بد ؟؟؟؟
    1_یکی از روحانیون از اقای حسن زاده املی این سخن را نقل کرد بدین شرح :
    وارد مکتبی از عرفان نشدم مگر اینکه ان را اول در کتاب حافظ خواندم......
    2_ خودم با همین دو چشمم و دو گوشم در ماه رمضان از تلویزیون سخنرانی اقای مکارم را شنیدم بدین شرح:
    شاعرانی هستند که خط جبری گرایی را دنبال می کنند و بعدش دو بیت از حافظ نقل کرد:
    من اگر خارم اگر گل چمن ارایی هست ...................................
    در پس پرده طوطی صفتم داشته اند انچه استاد ازل گفت بگو می گویم
    ((و یکی دو خطی در این مورد صحبت کردند که دقیقا یادم نیست ))
    و در ادامه فرمودند این شاعر و شاعرانی از این دست از این بحث جبری گرایی دنبال چیزی بودند که ان را ذکر نمی کنم.
    خوب در واقع این یک معما شد برای من که حافظ برای چه دنبال جبری گرایی بود؟
    ان هم حافظی که بزرگان ما اورا می ستاییند نه تنها ما بلکه کم نیستند گوته هایی که او را می ستاییند
    الان شما می گویید خوب این ها دو بحث جداست عرفان حافظ یک چیز و این پرداختن به جبری گری یک چیز و از طرف دیگر حافظ که معصوم نبود! ولی خداییش برای من عامه من چه جوری حافظ خوب و حافظ بد را تشخیص دهم ؟
    لطفا جواب این قسمت جبری را بدهید که بد جور ذهنم را مشغول کرده؟
    ویرایش توسط عبدالله معراج : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۱۰:۲۷
    مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    شعار من این است :زود قضاوت نکنیم و متحجر نباشیم

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا , نوشتن
    نوشته
    104
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    449



    کارشناسان که جواب نمی دهند البته ما دیگه عادت کردیم دوستان لا اقل شما چیزی بگویید
    مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    شعار من این است :زود قضاوت نکنیم و متحجر نباشیم

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    سلام دوست عزيز.
    در مسئله جبرگرايي من فكر ميكنم بي انصافي باشد كه چنين چيزي را به حافظ نسبت بدهيم . عمر خيام جبر گرا بود اما حافظ خير .اشعار حافظ داراي مفاهيم كنايي و استعاره اي است و تفسير آنها كار هر كسي نيست و نمي توان از ظاهر شعر اين طور استنباط كرد كه جبر گرا بوده است.

    ما از برون در شده مغرور صد فريب
    تا خود درون پرده چه تدبير مي كنند

    توصيه ميكنم كتاب "عرفان حافظ " شهيد مطهري را مطالعه بفرماييد.
    از اساتيد هم خواهش ميكنم اگر در اين زمينه اطلاعاتي دارند ما را هم بي نصيب نگذارند. يا حق.
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    سلام دوستان لطفا در مورد حافظ مارو روشن کنید یعنی حافظ خوبه یا بد ؟؟؟؟


    چه اهمیتی دارد؟ مهم اجتناب از حرام، انجام واجبات و مستحبات، و کلاً تزکیه نفس است. تا کسی این کار را نکند توانایی درک اسرار را نمی یابد. اسرار الهی و عرفانی قابل بیان نیستند، که کسی با خواندن کتاب یا شعری آنها را دریابد. معرفت الهی پاداشی است که نصیب سالک می شود.

    کسی که سلوک ندارد، با خواندن این متون نه تنها چیزی در نمی یابد، بلکه ممکن است گمراه هم بشود. چرا که قدرت درک مفاهیم را نداشته، خودش آنها را تفسیر می کند، و این تفسیر یا غلط است، یا مصداق گاه باشد که کودکی نادان... می باشد.

    البته من به شخصه تا وقتی که قرآن (و روایات معصومین (ع)) هستند، از مطالعه دیگر کتب و منابع (با نیت کسب علم الهی) خودداری می کنم. چرا که معصومین (ع) فرمودند علم نوری است که خداوند به دل مؤمن می اندازد. همچنین فرمودند به آنچه می دانید عمل کنید، تا آنچه نمی دانید به شما داده شود.

    آنچه می دانیم مشخص است، واجبات، مستحبات، کلاً تزکیه نفس... تعجب می کنم از کسانی که نماز صبحشان قضا می شود، ولی اشعار حافظ خوانده، تفسیر کرده، چیزهایی سر هم کرده، خود را عارف می پندارند!!!

    مبادا تا به چیزی که می دانیم عمل نکرده ایم، دنبال لقمه های بزرگتر از دهانمان برویم... تجربه من می گوید هرکس این کار را کرد، گمراه شد. به هر حال بنده مخلص خدا در طلب روزی حرص ندارد... چه روزی مادی، چه روزی معنوی. راضی بودن به رضای خداوند خیلی گسترده تر از تحمل بلایای مادی است.

    با تشکر فراوان
    یا حق
    ویرایش توسط بینام : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۱۳:۰۱

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    علم
    نوشته
    230
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    1194



    سلام

    به نظر من بد نیست به این تاپیک مراجع کنید.


    http://www.askdin.com/showthread.php?t=6708&langid=2

    و این وبلاگ

    http://asrar1900.blogfa.com/
    ویرایش توسط AsRaR : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۱۷:۲۰
    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا

    با سپاس از معراج گرامی از طرح این مبحث
    متاسفانه بعضی از بزرگترها هنوز بدلیل اینکه حافظ دربین اشعری ها ( مذهب تسنن - جبری نگرها ) بدنیا آمده و زیسته او را اشعری میدانند .

    میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست --- توخود در این میانه حائلی حافظ از میان برخیز.

    در این بیت خواجه به صراحت تمام مسئله رد جبر و مختار بودن انسان را توصیف میکن ( حداقل در مورد خودش به اثبات میرساند )

    مسئله جبر و اختیار بسیار ساده است انسان در انتخاب مختار و پس از این اختیار و انتخاب در مقدرات مجبور است این مسئله ای است که خواجه بارها در ابیاتی مربوط به سیر و سلوک و تزکیه نفس آنرا توصیف میکند.

    یک عارف اساسا نمی تواند اشعری باشد و یک اشعری نمی تواند عارف.

    پس حافظ به هیچ عنوان اشعری مسلک نبوده.
    در توصیف واعضان اشعری
    واعضان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
    چون به خلوت میرسند آن کار دیگر میکنند

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31674



    سلام
    من که نه حافظ رو قبول دارم و نه جناب حسن زاده آملی رو

    الان هم وقت برای دلیل آوردن ندارم
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۸:۳۳

  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    نوشته
    55
    حضور
    18 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    398



    من كه شخصا عاشق اشعار زيباي حافظم .به نظر من هم اصلا درست نيست بعد از گذشت اينهمه سال با توجه به چند شعر يا گفته هايي از ايشون بخوايم جواب اين سوالو بديم كه حافظ خوبه يا بد ؟!

    گاهي ما وقتي به يه مراتبي نميرسيم برخي حرفهايي كه يك شخص عارف ميزنه برامون عجيبه و حتي بد ميدونيم (منصور حلاج بر دار رفت چون گفت انا الحق ولي منظور او از انا الحق واقعا چي بود ؟!)در صورتيكه اون شعر و ابيات وقتي از زبان يك عارف گفته ميشه شايد مقصود ديگري رو اون عارف دنبال ميكنه ولي ما با توسل به ظاهر شعر يا يك بيت خاص ميخوايم قضاوت كنيم .

    برداشت ما و حكم دادن ما از اين شخصيت فقط ديدن ظاهره حتما همه دوستان شعر زيباي موسي و شبان مولانارو خوندن .

    هر كسي به اندازه فهمش با خداي خودش رابطه برقرارميكنه و صحبت ميكنه نبايد تو احوال شخصيه ديگران زياد وارد شد

    ابن سينا مي گويد: «اسرار تصوف و عرفان مورد انکار ناآشنايان و مورد اعتراف و تعظيم آشنايان مي باشد» و در جاي ديگري مي گويد: «محتواي اين فن (عرفان) براي غافلا ن مايه تمسخر و خنده است و براي آگاهان سرمايه عبرت».
    ویرایش توسط شقايق : ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۹:۵۶
    تا به كي ناله و فرياد كه آن يار كجـاســت
    همه آفاق پر از يار شد اغيــار كجـاســت

    هر كه بيدار بود , دولت ديدار برد
    دوست در جلوه ولي عاشق بيدار كجاست


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شقايق نمایش پست ها
    ابن سينا مي گويد: «اسرار تصوف و عرفان مورد انکار ناآشنايان و مورد اعتراف و تعظيم آشنايان مي باشد» و در جاي ديگري مي گويد: «محتواي اين فن (عرفان) براي غافلا ن مايه تمسخر و خنده است و براي آگاهان سرمايه عبرت».
    سپاسگذارم شقایق گرامی

    اما مطلبی را که مد نظر معراج بزرگوار است اول مطرح کنم بعد دوستان نظراتشان را در آن باب ذکر نمایند یا نظرات دیگر اساتید را در این باب.

    حضرت حافظ در بین فرقه اشعری بدنیا آمد و اشعریه معتقدند که انسان بدلیل اینکه مخلوق خالقی محیط بر تمام احوال انسانی هستند هر آنچه که انجام میدهند در مسیر قالبی از پیش تعئین شده از طرف خدا برای آنهاست لذا چون انسان در آن قالب مقدر شده قرار دارد از هرآنچه که انجام میدهد مقصر نیست و مجبور به جبر الهی است.

    بطور خلاصه بخواهیم ببیان کنیم چون صفت خداوند عالم ما لم یعلم ( والله یعلم مابین ایدیهم و ما خلفهم ولایحیطون بشی ء من علمه الا بما شاء وسع الکرسی السموات والارض ) و اوست که به محی و ممیت است و مالک دو عالم و اوست که مقدرات را معین میسازد پس انسان لاجرم در این قاعده مجبور به جبری است که از پیش برایش تعئین شده و انسان کاری را انجام نمی دهد مگر اینکه خداوند آنرا از قبل میدانسته و چون این علم بوده انسان ابزاری مجبور است در دستان مقدر آفرین الهی.

    این فلسفه هم صحیح است و هم منحرف شده از وسط کار. بطوریکه این ابهام را بقوت و دلیل کامل میتوان گفت که دست ساز فریب شیطان است برای اینکه انسان را غیر مسئول سازد با معنای مجبور بودن پس انسان هر آنچه که انجام دهد از طرف خدا دانسته و خود را مبرا از هرگونه گناهی کند.

    در پاسخ به اشعریها یک جمله کافیست و آن اینکه اگر انسان تا این حد مجبور بود پس دلیلی برای فرستادن اینهمه پیامبر و کتب الهی برای هدایت نبود.

    حافظ که استاد بلامنازع عرفان است از جمله رد کنندگان این عقیده است و رد این ادعا رادر قالب شعری روان با خمیر مایه و اصالت کلام عارفین بالحق بارها مطرح نموده و بیان این عقاید از طرف حافظ با نصی صریح مساوی بود با مهدور الدم شدنش.

    عزیزان این خط سوالی را ادامه بدهند.

    باسپاس فراوان

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  18. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا , نوشتن
    نوشته
    104
    حضور
    1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    449



    bina88سلام
    متشکرم از لطف شما و اینکه دقیقا منظورم را میفهمید
    دوستان من خودم از شیفتگان حافظم ولیکن بعضی دوستان منظورم را دقیق نگرفتند

    مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    شعار من این است :زود قضاوت نکنیم و متحجر نباشیم

  19. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا باید سراغ اخلاق رفت؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن ضرورت فراگیری علم اخلاق
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۰۶, ۲۳:۲۶
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱, ۰۱:۰۴
  3. خواست خدا یا سهل انگاری ما؟؟؟؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن قضا و قدر
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۹, ۲۱:۲۲
  4. فرق علم فلسفه با علم کلام چیست؟؟؟؟؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن کلیات آشنائی با علم کلام
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۱۱, ۱۴:۱۰
  5. در کدام خانواده؟؟؟؟؟
    توسط حرم امن الهی در انجمن جبر و اختیار
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۵:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود