صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر ابوبکر ترسید موسی هم ترسید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    اگر ابوبکر ترسید موسی هم ترسید




    خیل ها درباره آیه 40 توبه می گویندکه ابوبکر ترسید و این فضلی برای او نیست که نزد پیامبر بوده خب موسی هم ترسید چطور اگر موسی بترسید عیب نیست اما اگر ا بوبکر بترسد عیب است ؟
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۱۰/۱۲ در ساعت ۲۲:۳۲
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    اگر ابوبکر ترسید موسی هم ترسید خیل ها درباره آیه 40 توبه می گویندکه ابوبکر ترسید و این فضلی برای او نیست که نزد پیامبر بوده خب موسی هم ترسید چطور اگر موسی بترسید عیب نیست اما اگر ا بوبکر بترسد عیب است ؟
    ایرادی بر ابوبکر نیست از باب ترسیدن چون هر انسانی را در این مواقع خوف در بر میگیرد.

    حضرت موسی پس از شنیدن حکم الهی خوفش از بین رفت و بهمراه هارون به سمت قوم خودش برگشت ولیاین انتظار را نمیتوان از ابوبکر که وحی بر او نازل نمی شده داشت.
    لذااو را در حد یک انسان معمولی در نظر باید داشت و اگر بخواهیم بر عکس بگوئیم یار غار نبی اکرم یعنی یقینی در حد او داشته این هم صحیح نیست.

    آقی حسینی قزوینی مناظره ای داشتند در شبکه المستقبله که این شبکه از آن وهابیون است و سفسطه گری را جلویش گذاشتند و با هوچی گری مدیر شبکه تمرکز ایشان را به هم ریختند
    این مطلب را از عرض بالا میخواهم ذکر کنم

    کار به جائی رسید که تمرکز ایشان به هم خورد و وقتی ابوشواربی وهابی از او میپرسد احمدبن حنبل میگوید هرکس صحابه را سب یا لعن یا قبول ندارد مسلمان نیست ایشان بجای اینکه بگوید تعریف مسلمانی ایمان به خداوند است و نه ایمان به صحابه مطلبی نا مربوط را ذکر میکند.

    متاسفانه منابع روائی اهل سنت و بالاخص حنبلی و حنفی از بنی امیه ریشه دارد و به نقل از دکتر عصام از عایشه ام المومنین است. اینها این یار غار را به حدی جدی تلقی کردند که حکم ارتداد برای کسی صادر میکنند که آنها را رد یا ایرادی برشان بگیرد.

    شیعیان از این مطلب که ابابکر در غار خوف برش مسلط شد و اینکه پیامبر طبق روایت بخاری به جناب ابوبکر میفرماید
    کفری در درونت پنهان گشته و من نمیدانم پس از مرگم شما چه میکنید دلایلی می آورند که این تعصب یار غار را رد میکند والا ایرادی به ایشان وارد نیست.


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 14


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    اگر دقتی به این آیه داشته باشید شاید بحث ترس ابوبکر تا حدی حل شود .
    أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (62، یونس)
    آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند.
    بر مبنای این آیه دوستان خداوند ترس و وحشتی ندارند البته شاید منظور این آیه احوال ایشان در روز قیامت باشد که نه ترس و نه وحشتی ندارند نه دنیا . البته اگر کارشناسان قرانی وارد شوند به یقین بهتر است.

    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    دینی
    نوشته
    398
    حضور
    25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1738



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر دوستان عزیز


    ابتدا باید گفت آن کسی که ترس ابوبکر رو با ترس موسی علیه السلام مقایسه کرده ، کار اشتباهی انجام داده زیرا این دو ترس از دو جنس متفاوت هستند !

    ترس دو منشأ داره :

    1. جهل و ضعف

    2. علم و تدبیر

    مثال :

    در نظر بگیرید که در شبی تاریک در حال قدم زدن در یک کوچه خلوت هستید به ناگاه پرنده ای که گوشه خیابان نشسته بود پر کشیده و از جلوی صورت شما عبور میکند ! مطمئناً در حالت عادی انسان میترسد !

    دلیل این ترس چه بوده ؟ جهل نسبت به عامل ایجاد کننده ترس و ضعف نسبت به کنترل هیجانات !

    چطور نشانه ضعفه : با یه مثال نشون میدم ، در داستانی اومده که یک شب مالک اشتر در حال گذشتن از مسیری بود که به ناگاه پایش بر روی پستان سگی که در کنار ان مسیر دراز کشیده بود رفت و آن سگ به شدت پارس کرد ! اما مالک نترسید !

    درسته که اینجا به نوعی جهل نسبت به عامل ایجاد ترس بوده اما بعلت عدم ضعف در کنترل هیجانات ، مالک نترسیده !

    اما نوع دوم :

    ترسی که از روی علم و تدبیر باشد !

    در نظر بگیرید ، پدری از اینکه پسرش با افراد ناباب رفت و آمد میکند میترسد ! و یا مادری از بی احتیاطی فرزندش در رانندگی !

    آیا این دو ترس از جهل است ؟

    اتفاقاً بر خلاف نوع قبلی درست نشأت گرفته از علم است ، زیرا آن پدر و مادر از عقوبت اعمال فرزندان خود مطلع هستند و این ترس هم که منشأ اقدامات پیش گیرانه خواهد شد نوعی تدبیر ابتدایی است .

    ترس موسی از نوع دوم بوده !

    اگر موسی ترسید ، ترسش از این بود که نکند مأموریت خداوند ناتمام مانده و او نتوانتد رسالت خویش را به درستی به انجام برساند و بدین وسبله هدف خداوند تحقق نیابد !
    که این ترس نه تنها از روی جهل و ضعف نیست که دقیقاً از روی علم و تدبیر است .

    اما ابوبکر . . .


    نهایتاً اینکه وقتی خداوند فرموده :

    أَلَا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(يونس/62)

    نشان دهنده این است که اولیاء خداوند از هر گونه ترسی که نشأت گرفته از جهل و ضعف باشد مبرا هستند .

    این مطلب عیناً در مورد امام عصر علیه السلام نیز صادق است .

    السلام علیک ایها المهذب الخائف . . .

    سلام بر تو ای پاک نهاد هراسان . . .



    یا علی !
    لیت شعری أین استقرّت بک النّوی . . .

    مهدی جان . . .

    کاش میدانستم دلها کجا با تو آرام میگیرد . . . ؟

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    قران
    نوشته
    72
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186



    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    خیل ها درباره آیه 40 توبه می گویندکه ابوبکر ترسید و این فضلی برای او نیست که نزد پیامبر بوده خب موسی هم ترسید چطور اگر موسی بترسید عیب نیست اما اگر ا بوبکر بترسد عیب است ؟
    سلام
    در باره آيه 40 توبه دوستان و برادران اهل سنت بايد پاسخ دهند كه چرا خداوند كه بنا دارد در مواقع حساس و بحراني از مومنان دفاع كند و براي آنها سكينه قلبي نازل كند در مورد خليقه اول چنين اتفاقي نيفتاده است
    چرا خداوند او را در حال ترس و ترديدو نگراني باقي گذاشته و تنها پيامبر را از فيض سكونت قلبي برخوردار كرده است . خداوند پيامبر را كه نترسيده مورد عنايت قرار ميدهد اما يار ترسان او را رها ميكند علت چيست ؟
    مگر خداوند در شرايط حساس جنگ حنين بر رسول خدا و مومنان سكينه نازل نكرد ؟ مگر خداوند در ماجراي صلح حديبيه و اشتباه بزرگ برخي صحابه بر مومنان سكينه نازل نكرد چه شده كه اينجا ابوبكر فراموش ميشود ؟ نكنه دوستان اهل سنت اينجا هم خدا را توجيه ميكنند نه خود را
    به هر حال من و ديگر دوستانم منتظر دريافت پاسخ از علماي بزرگ شما هستيم
    لطفا يكي جواب ما را بدهد


  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    بسم الله الرحمان الرحیم
    با سلام
    -
    آیه در مورد حضرت موسی علیه السلام:(فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى)‏" در اين هنگام موسى احساس ترس خفيفى در دل كرد"
    آیه در مورد جناب ابوبکرإِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا)در آن موقع ترس و وحشت، يار و همسفر پيامبر را فرا گرفت و پيامبر او را دلدارى داد" و گفت: غم مخور خدا با ما است"
    ترس از نعمتهای الهی است که گاهی مقبول و گاهی مذموم است.
    ترس در مورد حضرت موسی علیه السلام ترس مقبول است زیرا" اوجس" از ماده" ايجاس" در اصل از" وجس" (بر وزن حبس) به معنى صداى پنهان گرفته شده است، بنا بر اين" ايجاس" به معنى يك احساس پنهانى و درونى است، و اين تعبير نشان مى ‏دهد كه ترس درونى موسى، سطحى و خفيف بود تازه آن هم به خاطر اين نبود كه براى صحنه رعب‏ انگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد، بلكه از اين بيم داشت كه نكند مردم تحت تاثير اين صحنه واقع شوند، آن چنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد.
    يا اينكه پيش از آنكه موسى مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترك گويند يا از صحنه بيرونشان كنند و حق آشكار نگردد.
    چنان كه در خطبه 6 نهج البلاغه مى ‏خوانيم:
    لم يوجس موسى (ع) خيفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال:
    " موسى ع هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد، بلكه از آن ترسيد كه جاهلان غلبه كنند و دولتهاى ضلال، پيروز شوند".
    به هر حال در اين موقع، نصرت و يارى الهى به سراغ موسى آمد و فرمان وحى وظيفه او را مشخص كرد، چنان كه قرآن مى ‏گويد:" به او گفتيم ترس به خود راه مده تو مسلما برترى"! (قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏).
    اما ترس در آیه ای که در مورد جناب ابوبکر آمده ترس مذموم است
    زیرا أبوبكر اطمينان به وعده الهي و فرمايش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نداشت و الّا محزون نمي شد و احتياج به كلمه «لا تحزن» نداشت.و کلام خدای متعال در مورد پیامبر صلّى اللّه عليه و آله که به همراهش فرمود (لا تحزن ان الله معنا)ْ دلالت بر این دارد که همراهش پیوسته مضطرب و نگران بوده و آرامش نداشته زیرا آوردن فعل مضارع اشاره به اين دارد كه پیامبر صلّى اللّه عليه و آله اين گفته را تكرار كرده است. و در روایات هم این مطلب تایید می شود:

    امام صادق علیه السلام می فرماید: إن رسول الله (صلى الله عليه و آله) أقبل يقول لأبي بكر في الغار: اسكن، فإن الله معنا. و قد أخذته الرعدة و هو لا يسكن، فلما رأى رسول الله (صلى الله عليه و آله) حاله، قال: تريد أن أريك أصحابي من الأنصار في مجالسهم يتحدثون، و أريك جعفرا و أصحابه في البحر يغوصون؟ قال: نعم. فمسح رسول الله (صلى الله عليه و آله) بيده على وجهه، فنظر إلى الأنصار في مجالسهم يتحدثون، و نظر إلى جعفر و أصحابه في البحر يغوصون، فأضمر تلك الساعة أنه ساحر»





    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۳:۳۲

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    باسلام

    حضرت موسی (ع) از جهت مقایسه بین مارخودش ومارجادوگران ترسید بزبان دیگر از قضاوت مردم ترسید که نکند بین مار او و مار جادوگران نتوانند بدرستی قضاوت کنند که مثلا کدامیک درشت تر است !

    والبته که خدای سبحان فرمود که ای موسی نگران نباش که مانمیگذاریم کار به قضاوتی بکشد و عصای موسی که به مار تبدیل شده بود همه مارهای ساحران را بلعید ودوباره به عصای موسی تبدیل گشت و ناگهان همه جادوگران که به علم سحر آگاه بودند دانستند که این سحر نیست و همگی به سجده افتادند ومنقلب و مومن شدند .

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند :

    ....لَمْ يُوجِسْ مُوسَى ع خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَالِ

    حضرت موسى عليه السّلام بر خويش بيمناك نبود،ترس او براى اين بود كه مبادا جاهلان پيروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد.

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۴:۳۲
    اگر  ابوبکر ترسید موسی هم ترسید

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    حزن هميشگي ابوبكر و عدم اعتنا به دستور رسول خدا:
    رسول خدا چندين بار ابوبكر را از حزن و اندوه نهى كرد؛ اما او با بى‌اعتنائى به فرمان پيامبر خدا، به كرّات مرتكب آن شد.
    طبق قواعد زبان عربي، استفاده از فعل مضارع به جاى فعل ماضي، دلالت بر تكرار و دوام آن فعل مى‌كند؛ يعنى آن كار چندين بار تكرار و مدام انجام مى‌شده است. سيوطي در باره استفاده از فعل مضارع به جاى فضل ماضى مى‌گويد:«بيستم: آوردن يك صيغه به جاى صيغه ديگر كه انواع بسيارى دارد. از جمله آن‌ها استعمال صيغه ماضى به جاى مضارع به منظور حتمى بودن وقوع آن قضيه است؛ همانند « اتى امر الله؛ فرمان خدا فرا رسيده است‏» يعنى قيامت؛ به دليل اين كه خداوند بعد از آن فرموده: «فلا تستعجلوه؛ براى آن عجله نكنيد»....
    و عكس آن (استعمال مضارع به جاى ماضي) به منظور دلالت بر دوام و استمرار استفاده مى‌شود؛ انگار كه آن عمل اتفاق مى‌افتد و استمرار پيدا مى‌كند؛ همانند « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُم‏؛ يا مردم را به نيكى دعوت مى‏كنيد، اما خودتان را فراموش مى‏نماييد»... ( الإتقان في علوم القرآن، ج 3، ص 105 ـ 106) ناشر: دار الفكر - لبنان، الطبعة: الأولى، 1416هـ- 1996م.)

    قرطبی ذيل آيه « سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاس‏... (البقرة/142) مى‌گويد: «سَيَقُولُ" بمعنى قال، جعل المستقبل موضع الماضي، دلالة على استدامة ذلك و أنهم يستمرون على ذلك القول»(الجامع لأحكام القرآن، ج‏2، ص: 148 و نیز رک: فتح القدير، ج 1، ص 150 - تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏1، ص: 418)
    در آيه غار نيز خداوند از فعل مضارع «يَقُولُ» در جمله «إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ» به جاى فعل ماضى «قال» استفاده است كرده است. و اين بدان معنا است كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله همواره به ابوبكر مى‌گفته كه «نترس، خداوند با ماست» و اين گفته را مدام تكرار مى‌كرده است؛
    رشيد رضا در ذيل آيه غار مى‌نويسد:«وَقَدْ عَبَّرَ عَنِ الْمَاضِي بِصِيغَةِ الِاسْتِقْبَالِ (يَقُولُ) لِلدَّلَالَةِ عَلَى التَّكْرَارِ الْمُسْتَفَادِ مِنْ بَعْضِ الرِّوَايَاتِ»(المنار، ج 10، ص 369 ناشر: الهيئة المصرية العامة للكتاب، 1990م.).
    خداوند از فعل ماضى (قال) با صيغه مضارع (يقول) استفاده كرده است، تا دلالت بر تكرار (حزن و اندوه ابوبكر) نمايد كه از بعضى از روايات استفاده مى‌شود.



    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۰/۰۸/۱۵ در ساعت ۲۲:۵۲

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    یار غار کیست؟
    ماجراى مصاحبت" ابو بكر" با پيامبر ص در اين سفر و اشارات سر بسته‏اى كه در آيه فوق به اين موضوع شده در ميان مفسران شيعه و اهل تسنن بحثهاى مختلفى برانگيخته است.
    بعضى راه افراط را پوييده‏اند و بعضى راه تفريط را،" فخر رازى" در تفسير خود با تعصب خاصى كوشش كرده كه دوازده فضيلت! براى" ابو بكر" از آيه فوق استنباط كند و براى تكثير عدد، آسمان و ريسمان را به هم بافته، به- طورى كه پرداختن به شرح آن شايد مصداق اتلاف وقت باشد.
    بعضى ديگر نيز اصرار دارند كه مذمتهاى متعددى از آيه استفاده مى‏شود.
    نخست بايد ديد كه آيا كلمه" صاحب" دليل بر فضيلت است؟ ظاهرا چنين نيست زيرا از نظر لغت" صاحب" به معنى" همنشين" و" همسفر" به طور مطلق است، اعم از اينكه اين همنشين و همسفر شخص خوبى باشد يا بدى، چنان كه در آيه 37 سوره" كهف" در داستان آن دو نفر كه يكى با ايمان و خداپرست و ديگرى بى ايمان و مشرك بود مى‏خوانيم:" قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ":" رفيقش به او گفت: آيا به خدايى كه تو را از خاك آفريده كافر شدى"؟
    بعضى نيز اصرار دارند كه ضمير" عليه" در جمله" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ" به" ابو بكر" باز مى‏گردد، زيرا پيامبر ص نياز به سكينه و آرامش نداشت، بنا بر اين نزول سكينه و آرامش براى همسفر او (ابو بكر) بود.
    در حالى كه با توجه به جمله بعد كه مى‏گويد:" وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها":" او را با لشكرى نامرئى يارى كرد" و با توجه به اتحاد مرجع ضميرها روشن مى‏شود كه ضمير" عليه" نيز به پيامبر ص بر مى‏گردد، و اين اشتباه است كه ما تصور كنيم" سكينه" مربوط به موارد حزن و اندوه است، بلكه در قرآن كرارا مى‏خوانيم كه سكينه بر شخص پيامبر نازل گشت هنگامى كه در شرائط سخت و مشكلى قرار داشت، از جمله در آيه 26 همين سوره در جريان جنگ" حنين" مى‏خوانيم:" ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ"" خداوند سكينه و آرامش را در آن شرائط سخت بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و نيز در آيه 26 سوره" فتح" مى‏خوانيم:" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ" در حالى كه در جمله‏هاى قبل در اين دو آيه هيچگونه سخنى از حزن و اندوه به ميان نيامده است بلكه سخن از پيچيدگى اوضاع به ميان آمده.
    در هر حال آيات قرآن نشان مى‏دهد كه نزول سكينه به هنگام مشكلات سخت صورت مى‏گرفته و بدون شك پيامبر ص در" غار ثور" لحظات سختى را مى‏گذراند.
    و عجيبتر اينكه بعضى گفته‏اند جمله" أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها" به" ابو بكر" باز مى‏گردد!! در حالى كه تمام بحث اين آيه بر محور يارى خداوند نسبت به پيامبر دور مى‏زند و قرآن مى‏خواهد روشن كند كه پيامبر ص تنها نيست و اگر ياريش نكنيد خدا ياريش خواهد كرد چگونه كسى را كه تمام بحث بر محور او دور مى‏زند رها ساخته، و به سراغ كسى مى‏روند كه به عنوان تبعى از او بحث شده
    است اين سخن نشان مى‏دهد كه تعصبها مانع از آن شده كه حتى به معنى آيه توجه شود.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود