صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا از اول بوده؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3

    چرا خدا از اول بوده؟




    سلام بر شما
    لطفا به صورت منطقی و گام به گام به سوالاتم پاسخ دهید
    سوال *)به چه دلیلی خدا از اول بوده و ما حادث شده ایم؟
    سوال **)چرا خدا خلق کرده؟ اگر بگویید چون تجلی می کند تا اشکار شود فکر میکنید خود خدا دوست داشت یکی مثل خودش پیدا میشد و او را می آفرید و برای او دست و پا و چشم قرار میداد و او را محتاج نان شب خودش میکرد تا خالق هویدا شود؟
    اگر هم بگویید این خلقت متوجه مخلوق است در این صورت دو سوال پیش می آید
    سوال اول)
    روی چه حسابی خدا آفریدگار شده و ما آفریده؟
    سوال دوم)
    تکلیف کسی که خدا او را ناخواسته آفریده و نمی خواهد این راهی که برای او مقدر شده تا به کمال مورد نظر خدا برسد چیست؟
    تکلیف کسی که نمی خواهد وجود داشته باشد چه میشود؟ چون خدا می خواهد پس مجبور است که باشد؟
    باخودکشی هم که انسان از این دنیا به آن دنیا می رود و در نابود شدن و نیست شدن او تاثیری ندارد
    ----------
    در بعضی از آموزه های مولوی و ابن عربی و امثالهم آمده که نفس دو ساحتی است و ساحتی مخلوق است ولی ساحت دوم نامخلوق و از اول بوده و تا آخر هم خواهد بود
    برای مثال بعضی از عرفا چنین سخنانی گفته اند
    (خدا در مقام ظهور عین هر شی است ولی در ذات اشیا عین انها نیست)
    (خدا جز به جمعش بین ضدین شناخته نشد)
    برای پاسخ به سوالاتم تعالیم امثال این عرفا توانسته مرا قانع کند و تا حدی در این مورد مطالعاتی داشته ام با فرض قبول داشتن دو ساحتی بودن نفس لطفا به سوال ** یعنی چرا خدا افریده پاسخ دهید
    با تشکر
    ویرایش توسط karbar : ۱۳۸۹/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۹:۵۴

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    دين-عرفان
    نوشته
    43
    حضور
    1 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    143



    سلام دوست عزیز
    باید گفت که انسان نمی تواند همه معانی خداوند را درک کند.شما و ما انسانها یک عقل و سیستم تجزیه و تحلیل داریم ولی باید توجه کرد که همه چیز را نمی توان با این سیستم تجزیه و تحلیل کرد.اگر قرار باشد انسان همه معانی را بداند انگاه دیگر انسان نیست کسی که به همه چیز احاطه دارد خداوند است و ما هم بسیاری از معانی افعال او را نمی دانیم. چون توان ما یک حدی است.وقتی شما این سولات را می پرسید در سوال خود هدفی دارید. بنابراین شما که فقط یک بنده ناتوان خدا هستید از پرسیدن خود هدفی دارید ولی خداوند از فعل خود هدفی نداشته باشد!ببینید سوال پرسیدن خوب است ولی باید توجه کرد گاهی هم نباید چون و چرا کرد و باید تسلیم شد وقتی خدا به ابراهیم گفت که اسماعیل را قربانی کن چون و چرا نکرد تسلیم امر خدا بود.مطمئن باشید برای این سولات جوابی نخواهید یافت یعنی معنای حقیقی انها را نخواهید فهمید و هر چه را که پاسخ دهند فقط حدس و نظر ما است.شما اگر بخواهید دنبال این سولات بروید تمامی ندارد به فرض که فهمیدید که چرا خدا از اول بوده بعد می گویید چرا خدا قیامت را قرار داد چرا همه به بهشت نروند چرا خدا ما را ازمایش می کند چرا خدا گفته عبادت کنید چرا انسان را از اول کامل نیافرید چرا فرشته ها را افرید و .... به جای این سوالات باید تسلیم وی بود و تکبر و سرکشی نکرد باید عاشقانه و خاضعانه گفت خداوند می داند انچه را که ما نمی دانیم.سوال هم جایی دارد جاییکه یافتن جواب ان میسر باشد و بعد از فهمیدن گره ای از کار انسان باز شود.خیلی وقتها سوالات ما در واقع هوس خدایی کردن است.
    جان من سهل است جان جانم اوست

    دردمند و خسته ام درمانم اوست

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحيم

    اجازه بدهيد قبل از پاسخ عرض کنم که بعضي از شبهه ها از وسوسه شيطان است.مثلا اگر شما بخواهيد با سماجت به خورشيد خيره شويد تا ببينيد که چه چيزي در درون خورشيد است قطعا نه تنها چيزي نخواهيد ديد بلکه به کوري هم خواهد انجاميد.
    و اين ايراد متوجه چشم شماست نه خورشيد.چون چشم انسان توانائي ديدن ماهيت نوراني شديد خورشيد را ندارد.
    حال چه رسد به ذات نور او که خورشيد کمترين آفريده اوست.
    نکته دوم اينکه اين خذعبالاتي که صوفيان و دراويش با بازي با کلمات سوار مي کنند را زياد جدي نگيريد.

    و اما جواب شما در حد امکان

    1-- هر علتي را معلولي است پس اگر ما حادث شده ايم قطعا خلق ما خالقي مي طلبد که آن وجود نبايد خود خلق شده باشد چوت در آن صورت نمي تواند خلق کند.اما اين که شما مي فرمائيد چرا بايد او اول باشد و من مخلوق عين شبهه شيطاني است که هدفش ايجاد گردنکشي است که خودش روز اول کرد و گفت فبما اغويتني.پس بهوش باشيد.

    2-- چرا خدا خلق مي کند --شما نمي توانيد به عنوان مثال به يک شخص سخي بگوئيد چرا وقتي يک نيازمند روي زمين افتاده و نياز به کمک دارد چرا کمکش مي کني؟خب بزرگواري او اين چنين اقتضا مي کند که اين کار را انجام دهد.
    به عبارتي خالقيت خدا که يک از صفات کمال اوست ايطور اقتضا مي کند که وقتي ظرف وجودي يک موجود استحقاق به وجود امدن را داشته باشد ذات خالق او را خلق خواهد کرد.
    حال اينکه بعد از آن ان موجود چه راهي را در پيش بگيرد اين مربوط به قاعده جبر و اختيار مي شود .
    هدف از خلقت انسان بي شمار است پس اگر خلق تا خدا را بشناسد اين هم از لطف الهي است چرا که بالاترين نعمت شناخت خداست.

    تکليف کسي که خدا ناخواسته او را آفريده---- اين سئوال شما از بيخ و بن اشتباه است مثل اينکه ما بگوييم به دليل اين که 2 ضرب در دو مي شود 5 پس چرا 2 به اضافه دو مي شود 4
    چون يک قسمت از سئوال اشتباه است پس کل سئوال به مشکل مي خورد.
    کدام فعل ذات حق نعوذ به ناخواسته و تصادفي است؟
    بنده اگر عرضه بندگي را ندارد و بيشتر به حيوان بودن ميل دارد زياد عجله نکند وقتي ساعت مرگش رسيد به همان جائي که دوست دارد منتقل خواهد شد.

    دوباره هم عرض مي کنم در مبحث فرق بين شبهه عقل و القاي شيطان مطالعه بفرمائيد
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    قبول دارید که ما باید آفریننده ای داشته باشیم؟ چرا که ما نمیتوانیم خود را به دنیا آوریم ،جلو مرگ خود را بگیریم و .....
    ما خالقی داریم که وجودش فراتر از ماست چون اگر مانند خود ما نیازمند بود نمی توانست ما را بیافریند پس باید وجودی بسیار والاتر از ما داشته باشد.- عقل میگوید علت باید اعلی ،اجل و اشرف از معلول باشد-
    ما در یک مقطع زمانی خاص به دنیا می آییم و به تدریج در طول زمان رشد میکنیم پس موجودی زمان مند هستیم حال باید خالق ما موجودی زمان مند نباشد .طبق عقل که در بالا ذکر شد.
    خداوند به وسیله خلق موجودات زمانی خالق زمان است پس خودش زمان ندارد وقتی زمان برایش نباشد اولیت و آخریت زمانی برایش قابل فرض نیست همیشه بوده و خواهد بود .
    این مسأله نیز برمیگردد به ذات خداوند که واجب الوجود است یعنی موجودی که ضرورت دارد که وجود داشته باشد اگر چنین نباشد واجب الوجود نیست بلکه ممکن الوجود است یعنی وجود برایش ضروری نیست پس زمان مند هم می تواند باشد پس دیگر نمیتواند خالق موجودات زمانی باشد

    ر.ک. نهایةالحکمة،علامه طباطبایی،مرحله دوازدهم.

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۷:۲۶
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    نقل قول نوشته اصلی توسط karbar نمایش پست ها
    تکلیف کسی که خدا او را ناخواسته آفریده و نمی خواهد این راهی که برای او مقدر شده تا به کمال مورد نظر خدا برسد چیست؟ تکلیف کسی که نمی خواهد وجود داشته باشد چه میشود؟ چون خدا می خواهد پس مجبور است که باشد؟ باخودکشی هم که انسان از این دنیا به آن دنیا می رود و در نابود شدن و نیست شدن او تاثیری ندارد ----------


    بسم الله الرحمن الرحیم
    انسان در مرحله تکون و خلقش هنوز چیزی نیست که قابلیت اینکه بپرسی دوست دارد خلق شود یا خیر؟ را ندارد مثلا شما از یک دانه گندم سوال میپرسی که آیا دوست داری تو را در خاک بکارم تا رشد کنی بعد گندم شوی و آرد شوی و در شکم انسان بروی؟
    پدر و مادر از چه راهی بفهمند که جنین آیا دوست دارد به دنیا بیاید یا خیر؟
    بنابراین نطفه انسان و بذر گندم شأنیت پرسیدن و انتخاب را ندارد _ البته باید متذکر شوم قبل از ولوج روح ،جنین نفس نباتی دارد لذا این دو مثال باهم ذکر شد_
    حال که این جنین رشد کرد انسان شد و ویژگی های یک انسان که مهمترینش اختیار است در او متبلور شد حالا دیگر میتواند انتخاب راه کند در انتخاب صحیح پاداش گیرد و در غیر صحیح عقاب شود .
    بنابر این اگر انسان اختیار از خود نداشته باشد ، جبرا کاری را انجام دهد چیزی بر او نیست و یا بیهوش باشد و نماز نخواند یا دیوانه باشد به هر حال به گونه ای باشد که عنصر عقل و اختیار را نداشته باشد تکلیفی بر او نیست فلسفه تمام احکام و شرایع و پاداش و عذاب همانا اختیار آدمی است

    نکته دیگر اینکه چنانچه آدمی بر طبق فطرت پاک و آنچه خداوند مقرر نموده است در زندگی پیش رود همیشه زنده بودن رادوست دارد . حب ذات و داشتن زندگی جاوید مسأله ای است که حتی یکی از فلسفه های وجود معاد را میتوان به همین مسأله اشاره کرد
    اینکه نخواهد به زندگی ادامه دهد و یا بخواهد خودکشی کند حتما به واسطه تبعیت از هوای نفس و خروج از مسیر پاک فطرت است


    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۷:۴۶
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  11. صلوات ها 4


  12. #6
    zillax مهمان



    بنام یزدان بخشاینده ی مهربان

    کی گفته که خداوند بزرگ تجلی می کند تا آشکار شود !؟
    آشکار شود که چه بشود !؟
    او با عقل و منطق و اندیشه و با نشانه هایش از قبیل نشانه هایی که در زندگی است و مومنان آنها را می فهمند و نشانه هایی که بوسیله ی پیامبران و اوصیا آشکار می کند و نشانه هایی که کتاب و نوشته های اوست
    او آشکار شدن یا نشدن ندارد! آشکار شدن او همین معناست

    اما چرا او از اول بود
    این سوال مدتی ملکه ی ذهن من بود
    اول باید ببینیم که خداوند به وجود آمده است
    اگر بوجود آمده است از چه به وجود آمده است
    اگر بوجود آمده باشد که دیگر خدا نیست!
    یا کسی او را بوجود آورده یا همینجوری دست طبیعت او را بوجود آورده است!
    که این دو در باور یکتا پرستی غلط است
    در باورهای دیگر هرچیزی ممکن است از جمله زئوس و اینا!
    تصور کنید که خداوند چیزی نیافریده است
    اگر آفرینش را کار خاص او نه دیگری بدانیم
    پس خداوند به وجود نیامده است بلکه بوده و پیش از او هیچ نبوده جز اینکه عزت و شکوه و بسیاری چیزهای مربوط به او که ممکن است فیزیکی هم باشند همراه او از ازل بوده اند
    همانطور که گفتم در باور غیر توحیدی همه چیز ممکن است
    اما این که چرا او از اول بوده این از آن سوالاتی است که ایمان توحیدی پاسخش یکی است و غیر آن هم پاسخش متفاوت است
    و کسی واقعا نمی داند که چرا او اول وجود داشته
    ولی او وجود داشته و پیش از او چیزی کسی نبوده و این رو به چه اراده ای نسبت بدهیم ؟ به اراده ی خود خداوند یا به اراده کسی که نیست !؟
    دقت کنید که طبیعت ساخته ی خداوند است و شیطان گولتان نزند که طبیعت خداوند را بوجود آورده ! بلکه این خداوند است که پیش از طبیعت بوده و آن را بوجود آورده است.
    خداوند آفریدگار شده است چون آفریده است یعنی ساخته است و اگر نمی ساخت یعنی این چیزها را نمی ساخت آفریدگار نبود گرچه قدرت آفریدن در ذات او که از جایی نیامده است وجود داشت
    خداوند کامل است یعنی از اول کامل بوده است نه اینکه مثلا بعدا فهمیده که خداست و غیر از او کسی نیست و می تونه آفریدگار باشه و از اینا!!
    به یاد داشته باشیم که خود ما روزی نطفه ای بودیم یعنی یک ذره کوچک که با ذره کوچک مادر ترکیب شد و ما شکل گرفته و دنیا آمدیم و کره زمین رو آباد کردیم و یان امکاناتو با آزمون و خطا و هوشی که داشتیم درست کردیم و الان نشستیم و باهم از پشت رایانه گفتگو می کنیم!
    اما خداوند کامل بوده چون اگر بگوییم او ناقص بوده خوب خیلی وقت پیش میلیاردها سال پیش باید نابود می شد! اما او ازلی و جاوید است و او عمدا ما را فعلا محدود و عمر دار آفریده است و در بهشت و دوزخ همه جاودانه می شوند و طبق قول مسلم و راست او همیشه تا همیشه خواهیم بود.
    اما اینکه خدا ناخواسته کسی او را آفریده
    باید به خداوند اعتماد کرد و این اعتماد می تواند با مطالعه ی کتابهای او راهنمایی و هدایت او به دست بی آید و وای بر کسی که خداوند او را هدایت نکند و چنین شخصی در اصطلاح بدبخت و شقی است
    خدایی که آفریده خودش مهربان است و بنابراین صلاح او را می داند چون اگر خداوند مسئولیت آفرینش بنده را که ناچار است بپذیرد, نپذیرد, پس او ستمگر و نامهربان است و خوب این برای او بسیار بد و البته احمقانه است !
    و خدایی که کامل است هرگز چنین نقصانی نمی کند
    پس او نسب به آفریدگانش مسئولیت پذیر و دلسوز است
    اما راهی که او برای کمال به بنده اش می خواد, راهی است مطابق شخصیت بنده و همچنین صلاح او در آن راه است
    آدمها باهم متفاوتند مثلا یکی صلاحش این است که بسیار عبادت او کند و دیگری صلاحش این نیست و حتی صلاحش نیست که او را عبادت کند! چون خداوند این را از او نمی خواهد
    دوستان به خاطر این سخنم بر من خرده خواهند گرفت ولی این مطلب را من از حدیثی بیان می کنم که اگر بخواهند برایشان می آورم/
    پس صلاح هرکس و راه سعادت و کمال او با دیگران متفاوت است ولی خوب اگر کسی این صلاح را از خداوند که ویژه ی خودش است را نخواهد تکلیفش معلوم است!
    پس باید پیدا کنیم ببینیم صلاح ما و راه سعادت و شخصیت ما چیست که بر پایه ی آن ساخته شده ایم ؟
    تکلیف کسی که نمی خواهد باشد این است :
    نبودن شاید برای او صلاح نباشند
    مثلا خود من بارها به فکر نیست کردن خودم بودم
    و دوبار هم عملا خودکشی کردم
    ولی خوب
    الان زنده ام و از زندگی راضیم
    گرچه در شکنجه روحی از محیط زندگی , ناراضی هستم
    ولی امید به خداوند دارم
    امیدی که هر لحظه برآورده می شود!
    حالا می فهمم که وجود من هم برای خودم و هم برای دیگران مفید و شاید بسیار مفید است !
    و به خاطر این خوشحالم که نمردم و از نعمت زندگی برخوردارم و هنوز هم نمی خواهم بمیرم ولی خوب یک روز می میرم و این دیگر تصمیم خداوند است که بیشتر از آن لحظه زنده نمانم
    الان می فهمم که دلیل آفرینش من چیست! و از این کار راضی هستم
    پس دیدید که تکلیف کسی که می خواست (و الان نمی خواهد) که نباشد چه بوده و چیست!
    باید به خداوند امید ببندیم و دنبال او برویم و دنبال او نمی توانیم برویم مگر اینکه نشانه های او را که در بالا گفتم پیروی کنیم
    چون ما خدا را نمی بینیم که دنبال او برویم و صدای او را نمی شنویم که به حرفهای او گوش بدهیم! و این حکمت و خواست اوست که اینگونه باشد و ما تسلیم او میشویم اگر او را دوست داریم.
    خودکشی اگر لازم و ناچار و ظالمانه نسبت به خود نباشد ایرادی ندارد و خداوند آن را خواهد بخشید
    اما جان ما همچنان که در بالا گفتم از روی حکمت و مهربان و صلاح خداوند به ما داده شده است
    پس تلاش کنیم با پیروی از او امید را در خود بیشتر کنیم تا مجبور نباشیم که خودمان را بین ببریم
    چون خودکشی ناامیدی از خداوند است و خداوند امیدش را از بندگانش دریغ نمی کند پس این کار گناه کبیره است و مثل این است که تو فرد بیگناهی را بی دلیل و تفریحی و از روی ستم بکشی
    اما این که از این دنیا به آن دنیا می رود این دروغ است
    اصلا یک دنیا وجود دارد و یک آخرت
    من نمی دانم چه کسی جهان را دو بعدی کرده است!
    دنیا یعنی زندگی تا قبل از قیامت و آخرت یعنی زندگی بعد از قیامت
    آن دنیایی در کار نیست!
    وقتی می میریم روح از بدن خارج می شود ولی در اصل روح ما نمی میرد
    روح ما که خودمانیم زنده است و جاوید
    ما وقتی می میریم بدنمان می میرد ولی روحمان می بیند و می شنود و در حالی که دیگران روی سر و صورت خود می زنند که او مرد ما که صدایشان را می شنویم و آنها را می بینیم می گوییم که بابا من نمردم!
    ولی بعدا می فهمیم که این همان حس مرگ است که طور دیگر در موردش فکر می کردیم!
    این رو من از روی تجربه کسانی که مرده اند و بعد به خواب آمده اند و آن را بازگوی کرده اند می گویم نه اینکه خودم تجربه اش کرده باشم!
    پس با خودکشی به آن دنیا نمی رویم ولی از زندگی کردن محروم می شویم و چه بسا که به دوزخ برویم و چیزهای وحشتناک ببینیم
    باید هر انسانی امید زندگی و امید به پروردگار جهان و ایمان واقعی به او را داشته باشد و به وجود آوردن این امید و باور کار علما و مبلغین و روحانیون است که البته بسیاری فعلا به کار دنیا مشغولند! مثل خا...
    اما چطور می گویید که نیست شدن او اثری ندارد ؟
    وقتی او خودش را کشته یعنی او خودش را کشته !
    چه در زندگی پیش از مرگ و چه در زندگی پس از مرگ
    خودکشی به معنای نیست شدن و حذف شدن نیست
    پس او در دنیا نابود می شود ولی نزد خداوند و فرشتگان سخت مهم و گران می آید و چه چیز مهمتر از اینکه خداوند را آزرده کنیم ؟
    دیگران چند روزی عزاداری می کنند و خرما و حلوا می دهند و صلوات می فرستند و می گویند بدبخت جاش تو جهنمه چون خودشو کشت و آبروش رفت و ...!
    اما اینور یعنی پس از این عمل ما می مانیم و اینکه چرا چنین کردیم و اگر پاسخی نداشته باشیم که 99 درصد و شاید 100 درصد نداریم باید چه کنیم ؟ آیا این تاثیر نداشتن است !؟

    اینهم پاسخی به دوستانی که به ایشون جواب دادن :
    هر پرسش و شبهه ای وسوسه ی شیطان نیست
    چون شیطان تلاش می کند انسان را گمراه و نادان و بی خبر کند
    ولی شبهه و پرسش انسان را به تفکر و دانایی هدایت می کند
    و این چطور می تواند وسوسه شیطان رجیم باشد ! بلکه این هدایت پروردگار کریم است
    اما اینکه گفتید انسان نمی تواند همه معانی خداوند را درک کند این غلط است
    چون اگر نتواند پس چگونه می تواند او را به کمال بشناسد و دلش از شک و شبهه خالی شود!؟
    ائمه مگر خداوند را ناقص می شناختند که می توانستند به راحتی آب خوردن مخالفان را توجیه کرده و حتی آنها را مومن کنند !؟
    چیزی که شما می گویید - خوب دقت کنید - ذات خداوند متعال است که هرگز شناخته نمی شود و خود امام جعفر صادق (د) وقتی صحبت به تفکر درباره ی ذات باریتعالی می رسید سکوت می کرد چون این را نمی فهمید
    بقیه ی نظرات را در بالا پاسخ دادم
    سپاس از توجه شما

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    54
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    126



    نقل قول نوشته اصلی توسط karbar نمایش پست ها
    به چه دلیلی خدا از اول بوده و ما حادث شده ایم؟
    با سلام
    وقتي از اول و آخر و ديگر مقولات زماني صحبت مي کنيم در واقع وارد حيطه مخلوقات شده ايم چه آنکه زمان مساوي است با حرکت و جهان منهاي حرکت زمان نخواهد داشت و حرکت و زمان از مختصات جهان مادي و مخلوق است پس گفتن اينکه خدا از اول بوده است تنها به جهت نا تواني ما از درک واجب الوجود است.
    اما يک مطلب را که لازم است بدان اشاره کنيم اينکه عقل ما نيز آفريده خداست و در روايت آمده است :کيف يجري عليه ما هو اجراه - چگونه ممکن است آنچه خداوند خلق نموده بتواند بر خداوند اشراف يافته و هر آنچه به حيطه الهي مربوط است را درک کند.
    ما قائل به تعطيلي عقل نيستيم اما دانستن حد و حدود عقل مي تواند راهگشا باشد چرا که هر قدر عقل تلاش کند نمي تواند به کنه ذات الهي پي ببرد.


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط زمزم نمایش پست ها
    نکته دیگر اینکه چنانچه آدمی بر طبق فطرت پاک و آنچه خداوند مقرر نموده است در زندگی پیش رود همیشه زنده بودن رادوست دارد . حب ذات و داشتن زندگی جاوید مسأله ای است که حتی یکی از فلسفه های وجود معاد را میتوان به همین مسأله اشاره کرد
    اینکه نخواهد به زندگی ادامه دهد و یا بخواهد خودکشی کند حتما به واسطه تبعیت از هوای نفس و خروج از مسیر پاک فطرت است
    در این شکی نیست که خدا هر مخلوقی را به خودش تحمیل کرده(بعبارتی مخلوقات را به خودشان تحمیل کرده)در نتیجه این علاقه ها هم به مخلوقات تحمیل شده
    برای مثال فکر میکنید گوسفندی گوسفندان انتخاب خودشان بوده؟ همه اینها جبری است
    انصافا خود خدا این را می پسندید که یکی مثل خودش پیدا میشد و او را به صورت گوسفند می آفرید و بعد به گوسفند بدبخت میگفت من به تو لطف کرده ام ؟ گوسفند بیچاره که با کسی کاری نداشت حالا می بایست قربانی خواسته های خدا شود

    ما همیشه زنده بودن را دوست داریم؟
    ما که نبودیم و در نتیجه به چیزی هم علاقه مند نمی بودیم بعد از آفرینش خدا این علائق را در ما قرار داده
    کسی که نیست به چیزی هم علاقه مند نیست پس به زندگی جاوید هم علاقه ای نمی داشت

    کسی که نیست به بهشت و جهنم و خدا چه کار دارد؟ خدا آفریده و علاقه به بهشت و ترس از جهنم را در ما قرار داده و هر مخلوقی را به نوعی گرفتار کرده است و اسم این را هم نعمت گذاشته
    هر مخلوقی به دنبال برآوردن نیازهای تحمیل شده به خودش هست
    آمدن مخلوقات با خودشان نبوده و نیازهائی را هم که دارند دست خودشان نیست و اتفاق هائی هم که برای آنها رخ میدهد دست خودشان نیست ولی شاید با دید خوش بینانه ای این فرآیند را نوعی نعمت دانست؟
    خدا با خلقتش نیست ها را غافلگیر میکند و انها را به جبر خود گرفتار میکنه و در آخر اسم این را هم نعمت میگذارد
    جرم مخلوقات چیست که گرفتار این جبر می شوند؟
    انسان در آخر به بهشت می رود تا از چیزهائی که خودش نمی خواسته و بهش تحمیل شده لذت ببرد؟مثل حورالعین؟

  17. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3



    در حال بررسی پاسخ ها هستم معتقدم خدائی که به ما معنی ظلم و عدالت را فهمانده امکان ندارد که خودش ظلم کند ولی دست از سوال پرسیدن هم بر نمی دارم
    ویرایش توسط karbar : ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ در ساعت ۱۷:۴۰

  18. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    کامپیوتر، گرافیک، طراحی سایت
    نوشته
    745
    حضور
    1 روز 5 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    171
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط زمزم نمایش پست ها
    خداوند به وسیله خلق موجودات زمانی خالق زمان است پس خودش زمان ندارد وقتی زمان برایش نباشد اولیت و آخریت زمانی برایش قابل فرض نیست همیشه بوده و خواهد بود .
    این مسأله نیز برمیگردد به ذات خداوند که واجب الوجود است یعنی موجودی که ضرورت دارد که وجود داشته باشد اگر چنین نباشد واجب الوجود نیست بلکه ممکن الوجود است یعنی وجود برایش ضروری نیست پس زمان مند هم می تواند باشد پس دیگر نمیتواند خالق موجودات زمانی باشد

    من این را نفهمیدم یعنی چی؟ میشه بیشتر توضیح بدید؟

  19. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود