صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرقه هاي ضاله تصوف و دراويش يا همان قطاع طريقان معنويت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066

    فرقه هاي ضاله تصوف و دراويش يا همان قطاع طريقان معنويت




    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله الذي خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ثم الذين کفروا بربهم يعدلون

    اللهم انا نشکو اليک فقد نبينا و غيبه امامنا و شده الزمان علينا و ظهور الفتن بنا و کثره عدونا و قله عددنا

    اللهم انا نسئلک ان تاذن لوليک في اظهار عدلک في عبادک و قتل اعدائک في بلادک .
    اله الحق آمين

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    بسم الله الرحمن الرحیم

    امام رضا علیه السلام می فر مایند : هر کس نزداو از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند از ما نیست و هرکس صوفیه را انکار نماید گویا این که در راه خدا در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با کفار جهاد کرده است .

    امام علي النقي علیه السلام :

    .....فمن ذهب إلي زيارة أحد ٍ منهم حيّاً أو ميّتاً فكأ نّما ذهب إلي زيارةالشيطانِ و عبدةِ الأو ثان ومن أعان أحداً منهم فكانما أعان يزيد و معاوية وأباسفيان.[1]



    هر كس به زيارت يكي از آنان(تصوف)در حال حيات و يا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زيارت شيطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس ياري ايشان كند ،گويا يزيد ومعاويه و ابو سفيان را ياري كرده است.


    حضرت هادي عليه السلام مي فرمايند : ((الصوفية کلهم من مخالفينا و طريقهم مغايرة لطريقنا و ان هم الا نصاري و مجوس الامة اولئک الذين يجهدون في اطفاء نورالله و الله يتم نوره و لو کره الکافرون )) : صوفيان چه آنها که ادعاي پيروي از امت هستند و چه از اهل تسنن، همه مخالفت ما هستند و روش آنها با روش ما مغايراست و آنها نصاري و مجوس اين امت هستند که در خاموش کردن نور اللهي مي کوشند .


    كليني به سند معتبر از « سدير صيرفي» روايت كرده كه :من رورزي از مسجد بيرون ميآمدم و امام باقر (عليه السلام) داخل مسجد مي شد ،دست مرا گرفت رو به كعبه كرد و فرمود:
    .اي سدير!مردم مأمور شدند از جانب خداوند كه بيايند و اين خانه را طواف كنند وبه نزد ما آيند وولايت خود را بر ما عرضه نمايند.
    سپس فرمود:
    اي سدير ! مي خواهي كساني را كه مردم را از دين خدا جلوگيري مي كنند به تو نشان دهم؟آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثوري » (م161هجري) كه در مسجد حلقه زده بودند ،نگريست و فرمود :اينها هستند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشكار ،از دين خدا جلوگيري مي كنند اگر اين پليدان در خانه هاي خود بنشينند و مردم را گمراه نكنند ،مردم به سوي ما مي آيند وما ايشان را از جانب خدا و رسول خبر مي دهيم ».


    شيخ مفيدبه سند صحيح از امام علي النقي (عليه السلام)روايت كرده است كه «محمد ابن حسين بن ابي الخطاب»در خدمت امام علي النقي (عليه السلام)در مسجد النبي بودم كه در آن حال جمعي از اصحاب ان حضرت شرفياب حضور آن حضرت شدند و درميان ايشان « ابو هاشم جعفري » نيز بود كه او مردي بسيار بليغ و با كمال بود ودر نزد آن حضرت مقام و منزلت عظيمي داشت و چون اصحاب در كنارش قرار گرفتند ،بنا گاه جمعي از صوفيه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذكر گرديدند ،حضرت فرمود:
    به اين حيله گران اعتنا نكنيد زيرا جانشينان شياطين و خراب كننده قواعد دين مي باشند . زهد ايشان براي راحتي بدنهايشان و تهّجد و شب زنده داريشان براي صيد كردن عوام است. عمري را در گرسنگي به سر برند تا عوام و ناداني را مانند خرها پالان كنند و زين بر پشت آنها گذارند. ذكر نمي گويند مگر براي فريب مردم و خوراك خود را كم نمي كنند مگر براي پر كردن قدح و ربودن دل احمقان ، با مردم دم از دوستي خدا زنند تا ايشان را به چاه اندازند ،اوراد ايشان رقص و كفزدن و غنا و آوازه خواني است و كسي به سوي انها ميل نكند و تابع ايشان نگردد مگر آنكه از جمله سفيهان و احمقان باشد هر كس به زيارت يكي از آنان در حال حيات و يا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زيارت شيطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس ياري ايشان كند ،گويا يزيد ومعاويه و ابو سفيان را ياري كرده است.»در همان موقع يكي از اصحاب آن حضرت عرض كرد اگر چه آن كس به حقوق شما اقرار داشته باشد ؟! حضرت نگاه تندي به او كرد و فرمود:
    اين سخن را ترك كن ،مگر نمي داني هر كس حق ما را بشنا سد ،مخالفت امر ما نمي كند ،آيا نمي داني ايشان پست ترين طوائف صوفيه ميباشند و اين صوفيان كلشان مخالف ما هستندو طريقه آنها باطل و برخلاف طريقه ماست و اين گروه نصاري و مجوس اين امت هستند و آنان سعي در خاموش كردن نور خدا (محو اسلام) ميكنند و خداوند نور خود را تمام ميكند اگد چه كافران خوش ندارند».

    فقيه و محقق رباني مرحوم مقدس اردبيلي مي نويسد: «ابن حمزه» و برخي ديگر از علماي شيعه از مرحوم «شيخ مفيد» نقل کرده اند که حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره صوفيه چنين فرمودند:

    «احدي به تصوف قائل نمي شود، مگر از روي مکر و خدعه يا ضلالت و گمراهي و يا جهل و حماقت

    ادامه دارد انشاالله

    ویرایش توسط **عبدالله** : ۱۳۸۹/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۰:۴۷
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بررسي حديث امام رضا عليه السلام در مورد صوفيه

    صوفي گري نه پديده اي است جديد و نه فقط در فرقه و گروهي به نام « صوفيان » متجلي مي گردد که اين بيماري اعتقادي و فکري و هم مشکل و معضل و نيز آفت و آسيب از ديرباز وجود داشته و در صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي ظهور و بروز نموده و جامعه اسلامي را با رنج و مشکل و زيان مواجه ساخته است و نه تنها در فرقه صوفيان که در ميان گروه هايي از مسلمانان نيز نفوذ کرده و آنان را بدون آن که خود بخواهند و يا بدانند در دام بعضي از گرايشات عرفان صوفيانه که از جنبه ظاهري شباهتي با برخي از مفاهيم اسلامي داشته و در عين حال هم در حقيقت و هم در محتوا تطابقي بين آنها نبوده و نيست گرفتار ساخته است! رهاکردن اصل و پرداختن به فرع، نفي جلوه هاي دنيايي و در عين حال ضروري و روزمره زندگي که مورد تاکيد و توصيه تعاليم اسلام مي باشد، رهبانيت و انزواگرايي، سطحي نگري و خرافه پرستي و برداشت­هاي فکري و عملي ناصحيح از توكل و صبر و ... از جمله مواردي است که در ميان گروهي از مسلمانان نفوذ کرده است به گونه اي که آنان در غفلت به سر مي برند و نمي دانند که خاستگاه اصلي اين گرايشات ناصحيح افکار صوفيانه است، يعني همان تفکري که با آن مخالف مي باشند، لکن در عمل به برخي از باورها و مفاهيم و گرايشات اجتماعي آن مبتلا و گرفتار شده اند!

    اين رنج و غفلت و مشکل بزرگي که جامعه امروز ما به آن گرفتار است براي حوزه­هاي علميه و پژوهندگان آشنا و مسلط به فرهنگ و معارف اسلامي در هر مکان و با هر مسئوليت به ويژه اهل قلم و تحقيق در عرصه مطبوعات «بينش آفريني» و «آگاه سازي» نسبت به تفکر صوفي­گري و سابقه عملکردهاي باطل و ضداسلامي صوفيان را به صورت يک «تعهد» و «وظيفه ديني» ضروري مي سازد. اولين گام در مسير تحقق اين تعهد براي بينش آفريني و آگاه سازي نسبت به تفکر مغشوش و باطل صوفي­گري و رفتار و کنش­هاي ضداسلامي صوفيان بازگشت به سابقه تاريخي اين فرقه و تبيين ديدگاه­هاي ائمه اطهار(عليهم السلام) درباره افکار واعمال تباه آنان مي باشد. اين گام - که اولين و ضروري ترين گام در مسير تبيين تفکر اين فرقه باطل به شمار مي رودـ زمينه ساز کسب معرفت و شناخت هاي لازم براي پيمودن گام هاي بعدي است که ديدگاه ها و نظرات و سلوک به ظاهر عرفاني آنان را که با اصل اسلام در تضاد و تعارض آشکار مي باشد به نقد و بررسي مي گذارد.

    فقيه و محقق رباني مرحوم مقدس اردبيلي مي نويسد: «ابن حمزه» و برخي ديگر از علماي شيعه از مرحوم «شيخ مفيد» نقل کرده اند که حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره صوفيه چنين فرمودند:

    «احدي به تصوف قائل نمي شود، مگر از روي مکر و خدعه يا ضلالت و گمراهي و يا جهل و حماقت» (1 )

    اين روايت اولا سابقه تاريخي صوفيه را مي نماياند و اگرچه اينان پيش از دوره زندگي و امامت حضرت امام رضا عليه السلام از جمله در دوره امامت امام صادق عليه السلام نيز بوده اند و به نشر تفکرات باطل و گمراهي آفرين خود به صورت پراکنده مي پرداخته اند لکن با استناد به اين روايت و زمان آن که به دوره زندگاني امام رضا عليه السلام از سال 148 هجري قمري تا 202 هجري قمري باز مي گردد سابقه تاريخي تحرکات صوفيان به بيش از 12 قرن پيش عودت داده مي شود .

    ثانيا روايت مزبور ماهيت تفکر صوفي گري و کساني که به آن گرايش مي يابند را با ارائه سه مشخصه نمايان مي سازد.

    مشخصه اول « مکر و نيرنگ »

    امام رضا عليه السلام اعلام مي فرمايد هيچ فردي به تفکر صوفي گري و گرايشات عملي باطلشان قائل و معتقد نمي شود مگر از روي مکر و خدعه . يعني در اين تفکر و رويکرد به ظاهر ديني و در اصل متباين و متضاد با دين مبين اسلام خدعه و نيرنگ نهفته است و معتقدان به آن و عاملان به آداب و رسوم آن نه از روي خلوص و صداقت و درستي که از روي مکر و نيرنگ و براي فريب دادن مردم و دام گستري در مقابل آنان و جلب و جذب تدريجي و بهره برداري هاي ناصواب و ناشايست براي رسيدن به مطامع و منافع شيطاني و ضدانساني به نشر اين تفکر باطل مي پردازند.

    مشخصه دوم « ضلالت و گمراهي »

    براساس رهنمود حضرت امام رضا عليه السلام صوفيان در ضلالت و گمراهي اند و نيز گروهي از مردم نه براي نيل به هدايت و رسيدن به رستگاري و سعادت ابدي که براي ره يافتن به ضلالت و گمراهي و برآوردن خواسته ها و اميال و خواهش هاي نفساني و شيطاني به صوفيه ملحق مي گردند و به عقايد باطل و آداب و رسوم ضداسلامي و آلوده به فسادشان متمايل و راغب مي شوند. اين افراد به خوبي مي دانند که در چه بيراهه گمراهي زا و شقاوت آميزي گام مي نهند و به چه لذت هاي حرام و شهوات و بي بندوباري و هرزگي هايي دست مي آلايند و چگونه دين خود را به دنياي صوفيان گريزان از حق و پيوسته به باطل و فرو رفته در عصيان و سرکشي و معتاد به فسق و فجور و معصيت و گناه مي فروشند!

    مشخصه سوم « جهل و حماقت »

    گروهي از گروندگان به فرقه صوفيه اسير در حلقه هاي اسارت جهل و جمود و حماقت و ناداني مي باشند(3) و فقدان معرفت و شناخت نسبت به تعاليم مقدس اسلام و نداشتن آگاهي هاي لازم درباره آموزه هاي اصيل و زلال اخلاقي و عرفاني اين دين مبين الهي موجب مي گردد که به هر ندايي که از گوشه اي به نام عرفان بلند شود متوجه گردند و هر دعوتي را بپذيرند و در اين ميان صوفيان که در فريبندگي و اغواگري و حق نماياندن هر باطل مهارت خاص دارند و با شگردها و شيوه هاي گوناگون هر خرافه و موهومي را واقعيت نشان مي دهند قشري گرايان جاهل و سطح انديشان احمق و نادان را بسيار سريع به سوي خويش فرا مي خوانند و به صورت «سياهي لشگر» و «طرفداران مطيع و چشم و گوش بسته» و «مداحان و چاپلوسان و ستايشگران» به بهره برداري هاي مکرر و پيوسته مي رسانند! و هم اينان هستند که در محافل و مراسم صوفيان سر بر آستان پير و مرشد مي سايند و از اين فريبکاران و گريختگان از درگاه خدا تمناي شفاعت حق و وصول به بارگاه قدس الهي مي کنند!

    با توجه به آنچه از نظر گذشت مشخص مي گردد که تفکر صوفي گري پديده جديدي نيست و داراي سابقه تاريخي طولاني مي باشد که با استناد به روايت حضرت امام رضا عليه السلام به بيش از 12 قرن پيش مي رسد.

    همچنين با توضيحاتي که از نظر گذشت ديدگاه حضرت امام رضا عليه السلام درباره ماهيت و علل گرايش به تفکر صوفي گري تبيين گرديد و مشخص شد که معتقدان به صوفي گري و عاملان به آداب و رسوم باطل آنان با سه مشخصه و انگيزه مکر و خدعه ضلالت و گمراهي و جهل و حمود به اين دام بزرگ شيطان بيروني و دروني گرفتار مي شوند و به مرور خود به صورت شياطين انسي در گوشه و کنار جامعه به مسلک و شيوه اي دعوت مي کنند که از جنبه اعتقادي و اخلاقي به ترک تعاليم و قوانين و احکام عبادي اسلام منجر مي گردد و خرافات و موهومات و فسق و فساد و بي بندوباري را به نام «عرفان» در جامعه ترويج مي نمايد و حال آن که معارف اصيل عرفاني اسلام که از متن قرآن و انديشه و سيره و عمل ائمه اطهارعليهم السلام برمي خيزد نفي کننده اين موهومات و خرافه ها و فساد و هرزگي ها مي باشد.

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ

    پاورقي :

    1 ـ حديقه الشيعه تاليف مرحوم آيت الله مقدس اردبيلي انتشارات علميه اسلاميه ص 605

    ادامه دارد انشاالله

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    سم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله الذي خلق السماوات و الارض و جعل الظلمات و النور ثم الذين کفروا بربهم يعدلون

    عرفان در كنار عقل و وحی سعادت‌بخش است

    گروه انديشه: عرفان شيعی دارای دارای سه عنصر؛ عقل، تهذيب و وحی است، عرفان به هر سه اين‌ها نياز دارد؛ يعنی عقل بدون وحی كافی نيست و عرفان بدون عقل و وحی هم به گمراهی می‌كشد، عقل، عرفان و وحی بايد با هم باشند تا به رستگاری منتهی شوند.
    محمد فنايی اشكوری، دانشيار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)

    «محمد فنايی اشكوری»، دانشيار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)، در گفت‌وگو با سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، شاخصه‌های عرفان‌های اصيل و كاذب را بررسی كرده و گفت: وقتی به برخی فرق صوفيه نگاه می‌كنيم، درمی‌يابيم كه اعتقاد به خدا، توحيد، نبوت و معاد هست، اما برخی از اجزا و عناصر دين در آن ناديده گرفته و يا مغفول واقع شده يا تصور نادرستی از عناصر و اجزايی از دين وجود دارد كه بايد تصحيح شود. مثلا گرايش‌هايی بوده كه تمايل به عرفان بدون شريعت و فقه داشتند. شخص متدين به دين اسلام هم هست، ولی به احكام ملتزم نيست، يا به احكام اعتقاد ندارد، يا می گويد اين احكام برای عوام الناس است و برای همه نيست، برای خواص نيست. اين نيز خطا و انحراف مسلم و نوعی آسيب است كه بايد تصحيح شود.

    وی عرفان بدون عقل را يكی از شاخصه‌های عرفان كاذب معرفی كرد و افزود: گرايش‌هايی در برخی عرفان‌ها هست كه يكی از تعاليم آن عدم اعتبار و حجيت عقل است؛ به عبارتی بين عرفان و عقل ناسازگاری می‌پندارند. عرفای راستين گفته‌اند عرفان فوق عقل است، نه اين‌كه ضد عقل. آن‌ها ارزش عقل را انكار نكرده‌اند، بلكه به محدوديت آن توجه داده‌اند. غرض آن‌ها اين است كه برتر از عقل راه ديگری وجود دارد كه شهود و كشف بی‌واسطه حقايق است كه از راه تهذيب نفس و عشق به خدا حاصل می‌شود، نه اين‌كه عقل باطل و بی‌اعتبار است، عقل نه تنها معتبر است، بلكه بسيار اهميت دارد و بدون عقل نمی‌توان در معرفت گامی برداشت. اما برخی توهم كرده‌اند كه عقل از اساس باطل و مزاحم است و بايد آن را ناديده گرفت. اين توهمی بيش نيست و خلاف تعاليم قرآنی و روايی ماست كه به عقل جايگاه رفيعی می‌دهد.

    مؤلف كتاب «نيايش عارفان» خاطرنشان كرد: در ادبيات ما بسيار آمده است كه راه عرفان، راه عشق است و راه عشق از عقل جداست و ما بايد يكی از آن‌ها را انتخاب كنيم. حقيقتی در اينجا وجود دارد؛ چون هر انحرافی از يك سوء‌ فهم ايجاد می‌شود. آنچه عرفای راستين گفته‌اند، اين است كه ما عقل داريم و عقل ما حقايق را درك می‌كند، اما كافی نيست. برای نجات و رستگاری نهايی تنها به عقل نمی‌توان اكتفا كرد. عقل مركبی است كه تا جايی ما را می‌برد و بعد از آن ديگر كارايی ندارد. گفته‌اند عقل يكی از ابزارهای معرفتی ماست، اما همه چيز عالم را با اين ابزار نمی‌توان شناخت. اگر بخواهيم به افق‌های ديگری برويم، به چيز ديگری نياز داريم كه از راه تهذيب نفس، از راه توجه به خداوند و عرفان است و اين حرف درستی است.

    اين مدرس حوزه علميه قم تأكيد كرد: عده‌ای به غلط پنداشته‌اند كه معنای حرف فوق اين است كه عقل بی‌اعتبار است و بايد آن را كنار بگذاريم. حق اين است كه اگر عقل را از عرفان جدا كنيم، آن عرفان نيز بی‌اعتبار می‌شود. آری، عرفان شيعی عقل را كافی نمی‌داند، اما آن را لازم و ضروری می‌داند و در كنار آن، وحی را لازم می‌داند؛ چون بدون وحی نمی‌توان به مقصد رسيد، اگر عقل كافی بود، خدا وحی را نمی‌فرستاد.

    مؤلف كتاب «بحران معرفت» در مورد ويژگی برجسته عرفان شيعی اظهار كرد: اين سه عنصر از ويژگی‌های عرفان ناب شيعی است؛ عقل، تهذيب يا سير و سلوك و وحی. ملاصدرا از آن به عرفان، برهان و قرآن تعبير كرده است. ما به هر سه اين‌ها نياز داريم. توجه به قرآن بدون برهان به «ظاهريه» و «مجسمه» می‌رسد. وحی بدون عقل همان است كه وهابيت می‌گويد. عقل بدون وحی نيز كافی نيست. بزرگ‌ترين فلاسفه؛ مثل ارسطو و افلاطون كه قدرت عقلی فراوانی داشتند دارای خطاهای عقلی هستند؛ مثلا ارسطو می‌گويد كه انسان‌ها دو دسته‌اند؛ يك دسته آزاد آفريده شده‌اند و دسته ديگر برده، آن‌ها كه آزادند يونانی، و برده‌ها همه غير يونانی هستند. عقل بدون وحی چنين است!. لشكركشی‌ای كه اسكندر كرد به همين دليل بود و ارسطو معلم خصوصی او بود.
    فنايی اشكوری:
    عرفان بدون اخلاق نيز از عرفان‌های غير اصيل است، در اين گرايش شخص در تنهايی به خيال خود با خدای خود ارتباط دارد، ولی به رابطه‌اش با انسان‌های ديگر بی‌توجه است، گويی در اين عالم فقط او هست و خدا و ديگر هيچ چيز نيست، البته تصوری كه از خدا دارد هم تصور نادرستی است. با انسان‌ها عبوس، بی‌مهر و تند خوست، در عرفان اصيل اسلامی بر اخلاق و خوش رفتاری با ديگر انسان‌ها و خدمت به آن‌ها و احسان و ايثار تأكيد شده است

    فنايی اشكوری تأكيد كرد: عقل بدون وحی كافی نيست، عرفان بدون عقل و وحی هم به گمراهی می‌كشد. در بسياری از عرفان‌نماها عقل غايب است. عرفان شيعی عرفانی است كه هر سه را با هم داشته باشد. اگر شب و روز هم قران بخوانی و در مورد آن تعقل نكنی آن را هرگز نخواهی فهميد. تعقل بدون تهذيب هم كافی نيست. خداوند می‌فرمايد كه اگر شما چهل روز قلب خود را خالص كنيد، حكمت‌های الهی از قلب به زبان جاری می‌شود؛ بنابراين عقل، عرفان و وحی بايد با هم باشند تا به رستگاری منتهی شوند.

    وی در پاسخ به اين سؤال كه آيا معنای اين سخن اين است كه دين يا وحی ناقص است و در كنار آن ما به چيز ديگری بنام عقل نياز داريم؟ تصريح كرد: چيزی كه گفتيم بيرون از دين نيست. خود دين می‌گويد بايد تعقل كنيد. دين می‌گويد كسانی كه تعقل نمی‌كنند از هر جنبده‌ای در روی زمين بدترند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ یَعْقِلُونَ» (سوره مباركه الأنفال، آيه شريفه 22). پس شما اگر به دين پايبند باشيد دين شما را ملزم به بكارگيری عقل می‌كند. هرجا ديديد اين سه با هم سازگارند و عقل شما چيزی را می‌گويد كه از متن وحيانی می‌فهميد و دين چيزی را می‌گويد كه در عرفان مطرح است‌، نشان دهنده اين است كه شما با حرف صحيحی مواجه هستيد، اما اگر اين سه با هم ناسازگار باشند خطايی در آنجا هست. بزرگ‌ترين چالش فكری ما اين است كه از اين سه بدرستی استفاده كنيم تا به فهم درست‌تری از واقع برسيم.

    وی عرفان بدون زندگی را شاخصه ديگری برای شناسايی عرفان‌های كاذب دانست و در اين مورد اظهار كرد: گرايش‌هايی بين برخی مدعيان عرفان هست كه عرفان را ناسازگار با زندگی می‌داند. آن‌ها عرفان انزوا،‌ عرفان فردی محض، عرفان ترك مطلق دنيا و زندگی رياضت‌كشانه را ترويج می‌كنند. اين گرايش به نوعی بی‌توجهی به مسئوليت‌های فردی و اجتماعی شخص می‌انجامد و چنين كسی از كار و كوشش مولد و سودمند دست بر می‌دارد و به عنصری بی‌خاصيت برای جامعه تبديل می‌شود. اين نيز يك انحراف و عدول از عرفان اصيل اسلامی است.

    اين مدرس حوزه و دانشگاه افزود: عرفان بدون اخلاق نيز از عرفان‌های غير اصيل است، در اين گرايش شخص در تنهايی به خيال خود با خدای خود ارتباط دارد، ولی به رابطه‌اش با انسان‌های ديگر بی‌توجه است، گويی در اين عالم فقط او هست و خدا و ديگر هيچ چيز نيست، البته تصوری كه از خدا دارد هم تصور نادرستی است. با انسان‌ها عبوس، بی‌مهر و تند خوست، در عرفان اصيل اسلامی بر اخلاق و خوش رفتاری با ديگر انسان‌ها و خدمت به آن‌ها و احسان و ايثار تأكيد شده است.

    اين محقق عرفان بدون سياست را نيز از آسيب‌های عرفان‌های كاذب دانست و عنوان كرد: برخی عرفان را بازندگی اجتماعی و دخالت در سياست ناسازگار می‌دانند. اين نيز خطاست و سيره پيامبر(ص) و معصومين(ع) خلاف آن است. پيروی از اين سيره بود كه موجب شد حضرت امام خمينی(ره) كه خود از عارفان بالله بود رهبری بزرگ‌ترين انقلاب را در قرن بيستم به عهده گيرد و منشأ مهم‌ترين تحولات سياسی معاصر شود. ايشان در عمل نشان دادند كه نه تنها عرفان ناسازگار با سياست درست نيست، بلكه سياست واقعی بايد در سايه عرفان باشد.

    فنايی اشكوری در پايان خاطرنشان كرد: فهرست آسيب‌ها و لغزش‌ها منحصر به اين موارد نيست، آنچه گفته شد مهم‌ترين خطاها در اين زمينه بود. خلاصه سخن اين است كه در اين بازار، متاع معيوب و فاسد، فراوان‌تر از متاع اصيل و ناب به دست می‌آيد، چه بخواهيم اين را در جوامع موجود مطالعه كنيم، چه بخواهيم در سير تاريخی به آن نگاه كنيم در هر دو صورت به اين نتيجه می‌رسيم كه شكل‌های نادرست و باطل فراوان‌تر و پر رونق‌تر از شكل درست بوده است. «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند».

    برگرفته از خبرگزاری قرآنی



    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    خیلی مهم

    وجود كرامات در صوفيان نشانه‌ حقانيت‌ سلوك آن‌ها نيست

    گروه انديشه: عارفان مسلمان كسانی را كه از راه‌های خلاف شرع به كرامات و انجام كارهای خارق‌العاده دست می‌يابند، كافر و زنديق‌ خوانده‌اند و به طور جد از سالكان خواسته‌اند كه اگر كسی را كه دارای كراماتی يافتيد كه مثلا در آسمان می‏پرد، دل‏باخته او نشويد تا آن‌گاه كه رفتار او را در برابر امر و نهی الهی و رعايت آداب شرعی ببينيد، لذا وجود كرامات در افراد نشانه‌ حقانيت عملكرد و سلوك آن‌ها نيست.

    سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، گفت‌وگويی را حجت‌الاسلام و المسلمين احمدحسين شريفی، استاديار و معاون پژوهشی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی (ره)، در مورد پلوراليسم روشی در عملكرد متصوفه انجام داد.

    وی در بخش اول گفت‌گوی خود گفت: بسياری از صوفيان مسلمان، شريعت، طريقت و حقيقت را مراتب مترتب بر هم دانسته و هيچ‌گونه افتراق و جدايی ميان آنان را نمی‌پذيرند، اما بسياری از آنان بر پلوراليسم روشی تأكيد كرده و شريعت و طريقت را دو راه مستقل می‌دانند، البته راه طريقت را ترجيح داده‌اند.

    نظر علامه طباطبایی به عنوان یک عارف در مورد این نوع‌ عملکرد متصوفه چیست؟

    علامه طباطبائی يكی از مهم‌ترين علل و عوامل انحطاط متصوفه از قرن ششم و هفتم هجری به بعد را همين مسئله می‌دانند و می‌فرمايند: برخی از بزرگان متصوفه، مدعی شدند كه راه خودسازی و شيوه سير و سلوك شيوه خاصی است كه شريعت اسلامی آن را بيان نكرده است. پيروی از همين ديدگاه بود كه آرام آرام آنان را به جايی كشاند كه به طور كلی به شريعت اسلامی بی‌اعتنا شدند و پيوسته به دنبال راه‌های ساده‌تر و سريع‌تری برای ايجاد حالت جذبه و فنا بودند تا جايی كه بسياری از محرمات شرعی را حلال دانستند و به استعمال بنگ و افيون و ساير مواد مخدر روی آوردند و با اين كار خود را به مقام فنا می‌رساندند.

    در حالی كه عقل و شرع حكم می‌كنند كه بهترين و محكم‌ترين وسيله قرب الهی و بلكه تنها وسيله وصول به حقيقت، متابعت از شريعت اسلامی و تعاليم وحيانی است. سؤال اصلی در اين جا اين است كه چگونه ممكن است كه راه‌های بهتر و ساده‌تری برای وصول به حقيقت باشد، اما خداوند آن را از بندگان خود دريغ كند در حالی قرآن می‌فرمايد: و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شئ (نحل، 89)، حال قرآنی كه تبيان كل شیء هست آيا امكان دارد كه قرآن راه وصول به حقيقت را بيان نكرده باشد؟!

    لذا با توجه به اين مقدمات بايد گفت كه اگر حقايقی باطنی وجود دارند كه دارند و اگر راهی‌ برای وصول به آنها وجود دارد كه دارد، اين راه منحصر در راه شريعت است و بس. و راه‌های بشر‌ساخته‌ای كه در اغلب موارد بر اساس هواهای نفسانی و مطابق خواهش‌های حيوانی انسان هستند، راه به جايی نخواهند برد.

    واقعا من نمی‌فهمم كه چگونه است كه اين آقايان، مشاهده‌ زيبارويان و شاهد بازی و رقص و امثال آن را راه وصول به خدا می‌دانند!، مگر سياهان آفريقا و سفيدی دندان آنان آفريده خداوند نيست؟ اگر مطابق نظر آنان باشيم كه بايد بگوييم كه آنان اصلا به سعادت نمی‌رسند! مگر نمی‌توان با مشاهده اين همه زيبايی كه در آسمان‌ها و زمين وجود دارد و اين همه زيبايی كه در گل‌ها و كوه‌ها و درياها وجود دارد، به عظمت خدا پی‌برد؟!

    اگر پلوراليسم روشی در عرفان و سير و سلوك امری مردود و نادرست است پس اين همه كرامات و كارهای خارق العاده‌ای كه از برخی مرتاضان و صوفيان و عارفان ساير ملل و اديان مشاهده می‌كنيم را چگونه بايد توجيه كرد؟

    حقيقت آن است كه روح انسان دارای قدرتی خارق‌العاده و شگفت‌انگيز است. هر انسانی اگر بتواند غرايز حيوانی را سركوب نمايد، می‌تواند از قدرت خارق‌العاده روح خود استفاده كند، سنت الهی در اين عالم به اين صورت است كه هر كس به هر ميزان و به هر انگيزه‌ای كه تلاش كند، از حاصل تلاش خود بهره‌ خواهد برد.

    به عبارت ديگر انسان می‌تواند با انجام رياضت‌های خاصی، اجنه و شياطين را به استخدام و تسخير خود در آورد و با آنان ارتباط برقرار نمايد. اما سخن در اين‌جا اين است كه آيا چنين كارهايی در خدمت سعادت و غايت نهايی انسان هست يا نه ؟ و آيا چنين محصولاتی نشان ‌دهنده حقانيت است؟ به طور قطع می‌گويم هرگز.

    اين مطلبی است كه بسياری از عارفان مسلمان به آن توجه و تصريح كرده‌اند كسانی كه از راه‌های خلاف شرع به كرامات و انجام كارهای خارق‌العاده دست پيدا می‌كنند، كافر و زنديق‌اند و به طور جد از سالكان خواسته‌اند كه اگر كسی را كه دارای كراماتی يافتيد كه مثلا در آسمان می‏پرد، دل‏باخته او نشويد تا آن گاه كه رفتار او را در برابر امر و نهی الهی و رعايت آداب شرعی ببينيد.

    به عنوان مثال، به ابوسعيد ابوالخير گفتند فلان كس بر روی آب می‌رود، كه ابوسعيد در پاسخ گفت: سهل است، قورباغه و گنجشك نيز بر روی آب می‌رود. در‌باره‌ شخص ديگری گفتند كه در هوا می‌پرد، باز هم در پاسخ گفت مگسی نيز بر هوا می‌پرد، درباره شخص ديگری نيز گفتند در يك لحظه از شهری به شهری می‌رود كه باز در پاسخ گفت شيطان نيز در يك نفس از مشرق به مغرب می‌رود.

    ابوسعيد ابوالخير در آخر پس از اين پرسش‌ها و پاسخ‌ها به اطرافيان خود می‌گويد اين امور، قيمتی نيست، بلكه عارف و مرد كسی است كه ميان خلق باشد و داد و ستد كند و در عين حال يك لحظه از خدای خود غافل نباشد.

    با این اوصاف باید گفت که كرامت، نشانه‌ حقانيت نیست، نظر شما چیست؟

    تلقی بسياری از مردمان اين است كه كرامت، نشانه‌ حقانيت است. و حتی بعضا برخی از صوفيان بوده‌اند كه در عمل همين مسأله را القا می‌كردند و در پاسخ نقدهای دينی‌ای كه به عملكردهای آنان می‌شد، با ابراز و اظهار كاری خارق العاده، بر شريعت‌گريزی خود سرپوش می‌گذاشتند.

    نقل می‌كنند كه ابوسعيد ابوالخير، در روز روشن شمعی را روشن كرده بود؛ شخصی به او اعتراض كرد و اين كار را مصداق اسراف معرفی كرد، ابوسعيد به جای پاسخ منطقی دادن به اين نقد و يا پذيرش آن و تشكر از ناقد، با ابراز كرامتی! سر و صورت ناقد را در آتش شمع سوزاند.

    به هر حال، همواره بايد توجه داشت كه گوهرهای واقعی و حقيقی همواره كمياب بوده‌ و به سادگی حاضر نمی‌شوند توانايی‌های معنوی و روحی خود را اظهار كنند. مرحوم علامه‌ بحرالعلوم، از عارفان و عالمان بزرگ عالم اسلام اين نظر را بيان می‌كند، می‌گويد كه استاد عارف، با اظهار خوارق عادات و بيان خفايای عالم شناخته نمی‌شود.

    برگرفته از خبرگزاری قرآنی

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    باز هم بخوانید

    کليني به سند معتبر از « سدير صيرفي» روايت كرده كه :من رورزي از مسجد بيرون ميآمدم و امام باقر (عليه السلام) داخل مسجد مي شد ،دست مرا گرفت رو به كعبه كرد و فرمود:
    .اي سدير!مردم مأمور شدند از جانب خداوند كه بيايند و اين خانه را طواف كنند وبه نزد ما آيند وولايت خود را بر ما عرضه نمايند.
    سپس فرمود:
    اي سدير ! مي خواهي كساني را كه مردم را از دين خدا جلوگيري مي كنند به تو نشان دهم؟آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثوري » (م161هجري) كه در مسجد حلقه زده بودند ،نگريست و فرمود :اينها هستند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشكار ،از دين خدا جلوگيري مي كنند اگر اين پليدان در خانه هاي خود بنشينند و مردم را گمراه نكنند ،مردم به سوي ما مي آيند وما ايشان را از جانب خدا و رسول خبر مي دهيم ».


    شيخ مفيدبه سند صحيح از امام علي النقي (عليه السلام)روايت كرده است كه «محمد ابن حسين بن ابي الخطاب»در خدمت امام علي النقي (عليه السلام)در مسجد النبي بودم كه در آن حال جمعي از اصحاب ان حضرت شرفياب حضور آن حضرت شدند و درميان ايشان « ابو هاشم جعفري » نيز بود كه او مردي بسيار بليغ و با كمال بود ودر نزد آن حضرت مقام و منزلت عظيمي داشت و چون اصحاب در كنارش قرار گرفتند ،بنا گاه جمعي از صوفيه داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذكر گرديدند ،حضرت فرمود:
    به اين حيله گران اعتنا نكنيد زيرا جانشينان شياطين و خراب كننده قواعد دين مي باشند . زهد ايشان براي راحتي بدنهايشان و تهّجد و شب زنده داريشان براي صيد كردن عوام است. عمري را در گرسنگي به سر برند تا عوام و ناداني را مانند خرها پالان كنند و زين بر پشت آنها گذارند. ذكر نمي گويند مگر براي فريب مردم و خوراك خود را كم نمي كنند مگر براي پر كردن قدح و ربودن دل احمقان ، با مردم دم از دوستي خدا زنند تا ايشان را به چاه اندازند ،اوراد ايشان رقص و كفزدن و غنا و آوازه خواني است و كسي به سوي انها ميل نكند و تابع ايشان نگردد مگر آنكه از جمله سفيهان و احمقان باشد هر كس به زيارت يكي از آنان در حال حيات و يا بعد از مرگ برود ،مانند آن است كه به زيارت شيطان و بت پرستان رفته باشد و هر كس ياري ايشان كند ،گويا يزيد ومعاويه و ابو سفيان را ياري كرده است.»در همان موقع يكي از اصحاب آن حضرت عرض كرد اگر چه آن كس به حقوق شما اقرار داشته باشد ؟! حضرت نگاه تندي به او كرد و فرمود:
    اين سخن را ترك كن ،مگر نمي داني هر كس حق ما را بشنا سد ،مخالفت امر ما نمي كند ،آيا نمي داني ايشان پست ترين طوائف صوفيه ميباشند و اين صوفيان كلشان مخالف ما هستندو طريقه آنها باطل و برخلاف طريقه ماست و اين گروه نصاري و مجوس اين امت هستند و آنان سعي در خاموش كردن نور خدا (محو اسلام) ميكنند و خداوند نور خود را تمام ميكند اگد چه كافران خوش ندارند»
    .

    ویرایش توسط **عبدالله** : ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۰:۵۲
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    حال بيائيد به نقطه نظرات اين دشمنان اهل بيت درباره شيطان بپردازيم


    سيد مرتضى رازى از محمد بن حسين بن ابى الخطاب نقل مى کند که گفت: با امام هادى در مسجد النبى بودم، عده اى از اصحاب به خدمتش رسيدند، مدتى بعد جماعتى از صوفيه وارد مسجد شدند و در گوشه اى به حالت دايره اى نشسته و شروع به گفتن لا اله الا الله نمودند. امام هادى عليه السلام فرمود: به اين مردم فريب کار توجه نکنيد، اين ها هم پيمانان شياطين و ويران کننده مبانى دين هستند.
    از جمله تعابير آنها تقدس ابليس و پرسش او به عنوان نماد توحيد است. « ذوالنون مصري » شيطان را يک موجود مخلص پروردگار مطرح کرده است. ابوالعباس قصاب از مشايخ صوفيه مي گويد :سنگ انداختن بر شيطان دور از جوان مردي است. زيرا شيطان مقامي بزرگ در قيامت دارد. غزالي مي گويد : کسي که ابليس را موحّد نداند کافر است. و يا مي گويد : من لم يتعلم التوحيد من ابليس فهو زنديق. يعني کسي که علم توحيد را از شيطان نياموزد زندقه و کافر است

    در صورتي که قرآن کريم نه تنها علت اين سجده نکردن ابليس را توحيد وي ندانسته بلکه با تعابير مختلف وي را سرکش و عصيان گر خوانده وافراد را از پيروي او باز مي دارد.
    -ابليس دشمن آشکار انسان و رانده شده از درگاه خداست.
    -اي فرزندان آدم،مگر از شما عهد نگرفتم که شيطان را نپرستيد که او دشمن آشکار شماست.
    -وقرآن بارها از شيطان نقل مي کند که وي به عزت خداوند قسم ياد کرده که انسان را اغوا کرده واز راه خدا دور کند.
    -ومگر امر و دستور شيطان به فحشا و منکر وفقر وزشتي نيست؟
    -و مگر خداوند به صراحت نفرمود که از گام هاي شيطان پيروي نکنيد که او گام به گام قلب شما را فتح کرده وپاکي را از آن بيرون مي کند؟
    سخنان اهل تصوف نيست مگر اراجيف زينت شده اي که از دهان شياطين انسي بيرون مي آيد.
    وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً... (سوره انعام-133)
    اينچنين در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم که سخنان فريبنده و بى اساس (براى اغفال مردم) به طور سرى (و درگوشى) به يکديگر مى‏گفتند

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحيم

    عتقاد صوفیان درباره ابلیس و دفاع از او در اثار بزرگان صوفیه
    كلمه ابليس در قرآن به معنى موجود خاصى است كه از رحمت خدا رانده شده و گاه معادل شيطان به معناىتمام به كار رفته است، ابليس به سبب اطاعت نكردن از امر خداى از روى استكبار مطرود و مردود از مقام قرب الهى شد و مستحق عذاب ابدى و لعن مى‏باشد و تا روز باز پسين (وقت معلوم) سعى در گمراه ساختن انسان‏ها خواهد كرد، از اين جهت عدو مبين انسان است.

    و نيز در قرآن عدو اللّه خوانده شده و يكى از صفات او رجيم است و در قرآن به انسان‏ها توصيه شده است كه او را دشمن بدارند.

    كلمه ابليس در قرآن كريم 11 بار و داستان سرپيچى او از امر الهى و استكبار او بارها به صورت‏هاى گوناگون بيان شده است، كه در اين باره دانشمندان علم كلام و مفسران به تفصيل سخن گفته‏اند

    موضوع بسيار عجيبى كه در آثار گروهى از بزرگان صوفيه ديده مى‏شود، كوششى است كه در دفاع از ابليس و توجيه نافرمانى او كرده‏اند. در اقوال برخى از صوفيان، عباراتى كه حاكى از هم‏دلى و هم‏دردى با ابليس، حسن نظر به او، كوچك شمردن گناه او و حتى اثبات بى‏گناهى اوست ديده مى‏شود

    از قول حسن بصرى آورده‏اند كه گفت: «ان نور ابليس من نار العزة»؛ و اگر نور خود را به خلق ظاهر كند به خدايى پرستيده مى‏شود.

    ذوالنون مصرى از طاعات و عبادات بى‏تزلزل و كمال اخلاص او در بندگى با تحسين ياد مى‏كند. بايزيد بسطامى بر حال او دل مى‏سوزاند و براى او طلب بخشايش مى‏كند. جنيد بغدادى از استدلال او بر اينكه جز خداى را سجده كردن نارواست در شگفت مى‏ماند. ابوبكر واسطى مى‏گويد: كه راه رفتن را از ابليس بايد آموخت كه در راه خود مرد آمد(1)
    سهل تسترى از سخن گفتن او در علم توحيد به حيرت مى‏افتد(2)شبلى در وقت نزع از اينكه خطاب (لعنتى) با ابليس بوده است بى‏تابى مى‏كرد و بر او رشك مى‏برد(3) ابوالعباس قطاب سنگ انداختن بر ابليس را دور از جوانمردى‏ مى‏شمرد و او را شايسته مقام بزرگ در قيامت مى‏داند(4) ابوالحسن خرقانى از حق‏شناسى و عبرت‏آموزى وى ياد مى‏كند(5) ابوالقاسم كركاني را (خواجه خواجه‏گان) و سرور محجوران مى‏خواند(6)
    خلاصه اينكه: اهل تصوف درباره علت عصيان ابليس توجيهات و تصوراتى ذكر كرده‏اند و فرقه‏هايى مانند يزيديه كه تقديس فوق‏العاده‏اى از ابليس دارند.

    و امّا در آيات كريمه مكرر از شيطان مذمت شده و آنكه او دشمن خدا و پيغمبران و دوستان خداست و امر فرموده كه با او دشمنى نمائيد و در قرآن خود خبر داده كه او وعده فقر مى‏دهد و امر مى‏كند به كارهاى زشت و فحشا، و فرموده عبادت نكنيد شيطان را و مرا عبادت كنيد امّا نزد آقايان صوفيه شيطان مظهر حق است و فعل او فعل خداست و دوستى با او دوستى با خداست و عبادت او عبادت خداست، مانند بت هر دو مظهر هستى مطلق‏اند(7) ايشان مى‏گويند كه ما ابليس را مى‏بينيم و بر وى تسلط داريم و او يار و مددكار ماست. با اينكه خداوند تعالى در قرآن مجيد فرموده:

    «ان الشيطان لكم عدوّ فاتّخذوه عدّوا»؛ «يعنى بدرستى كه شيطان دشمن شماست پس او را دشمن خود بگيريد»(

    تمجيد صوفيان از ابليس:

    شيخ احمد غزالى كه از بزرگان تصوف است، شيطان را «سيد الموحدين» ناميده است و يك روز بالاى منبر به مردم مى‏گفته: «كسى كه از شيطان درس توحيد نياموزد زنديق و كافر است!» و هم او گويد: «شيطان از موسى بن عمران برتر بوده است(9)

    علاوه اينكه مولوى هم در اشعارش لعن بر شيطان بى‏گناه را نادرست مى‏داند آنجا كه مى‏گويد:

    ترك سجده از حسد گيرم كه بود

    اين حسد از عشق خيزد نز جحود

    هر حسد از دوستى خيزد چنين‏

    كه شود با دوست غيرى همنشين‏

    بى‏گنه لعنت كنى ابليس را!

    چون نبينى از خود اين تلبيس را

    مولوى مى‏خواهد بگويد: ابليس بى‏گناه را لعنت نبایدكرد زيرا از شدت عشقى كه به خدا داشت رشگ مى‏برد مسجودى غير از خدا وجود داشته باشد و ملائكه به آدم سجده كنند، لذا خودش سجده نكرد...

    البته در جاي ديگر هم مولوى مى‏گفت: «زيركى ز ابليس و عشق از آدم است، چه شد آنجا عشق را از آدم مى‏دانست و زيركى را از ابليس و اينجا حقرا به ابليس بى‏گناه! مى‏دهد و مى‏گويد از شدت عشق خدا به غير خدا سجده نكرد از اين تناقض گذشته خداوند مى‏فرمايد «ابليس تكبر ورزيد و سجده نكرد و در زمره كارفران درآمد» هنوز هم مولوى مى‏گويد: «بى‏گنه لعنت كنى ابليس را...»

    ۱- اثنی عشریه، ج 2، ص 271

    2- همان، ج 1، ص 258

    3- همان، ج 2، ص 170

    4- همان، ج 2، ص 186

    5- همان، ج 1، ص 130

    6- عين القضاءنا، ج 1، ص 97

    ۷- مناظره دكتر باسياح، ص 68

    8- تحفةالاخيار، ص 222

    9- نهج‏البلاغه خوئى

    10- مثنوى مولوى، ص 172 - 170

    11- بقره آيه 33

    12- ارمغان خانقاه ص

    برگرفته از سايت غدير

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحيم

    طرفداري دشمنان اسلام از صوفيه و دراويش

    آقاي استفان شوارتز تأكيد مي‌كند بر اساس طرح پنتاگون يكي از هفت هدف دنياي غرب براي موفقيت در دنياي اسلام كمك به بازگشت تصوف به اين جوامع است اين همان گونه عرفان خاصي مورد نظر است كه به عنوان جايگزين رقيب براي اسلام راديكال (آنچه كه ما به عنوان اسلام ناب مي‌شناسيم آنها به عنوان انقلاب اسلام راديكال يا اسلام تندرو مي‌شناسند.)


    برادلوتين هم دركنفرانسي كه در بنياد نيكان برگزار شد به دولت بوش پيشنهاد مي‌كند كه براي ارتقاء سطح گفتگوي دنياي اسلام با شيخ محمود هشام كنعاني رهبر بزرگترين گروه صوفيه به مذاكره بنشيند.


    استفان شوارتز خصوصيات صوفيه را بررسي كرده مي‌گويد ايران به عنوان يكي از كانونهاي مهم صوفيه در جهان است كه بيشتر آثار صوفيه به زبان فارسي است و پلوراليسم و ميانه‌روي تصوف چه بسا نقش تعيين كننده‌اي در دوره ‌گذار جهان اسلام داشته باشد. حالا منظور از دوره گذار چيست؟ يعني دوره‌اي كه ما بتوانيم بيداري اسلامي جهان اسلام را سمت و سويي بدهيم كه برويم به سمت يك اسلام بي‌خاصيت به اصطلاح آقايان اسلام راديكال را ببريم به سمت يك اسلام استحاله شده همانطور كه مسيحبت گرفتار بدعت شد پروتستانيسم آمد و مسيحيت را حوزه اصلاح مذهبي از بطن خودش خارج كرد ما را هم دچار يك استحاله‌اي بكنند مسلمانان را به طور عام يعني بحث دنياي اسلام و مكتب اسلام مطرح است اينجا با چه مكانسمي با همان پروتستانيسم اسلامي يعني همان بلايي كه با پروتستانتيسم مسيحيت سر مسيحيت در‌آورند. باپروتستانتيسم اسلامي سر اسلام بياورند و شما بحث اصلاحات را مي‌توانيد در همين قالب ببينيد كه از اسلام ناب به تعبير امام خميني رو برويم به سمت يك اسلام آمريكايي، اسلامي كه مورد نظر نظام كفر و استكبار است. چگونه با همين گونه‌هاي به اصطلاح نو و در باطن كهنه پروتستانتيسم مسيحيت، و به تعبير شهيد مطهري پروتستانتيسم اسلامي دنبال گونه‌اي بدعت در حوزه دين است كه امام از اين بدعت به عنوان التقاء ياد مي‌كند و مرحوم شهيد مطهري مي‌فرمايد كه در اين پروسه آنچه اتفاق خواهد افتاد پيراستن اسلام از آنچه از اسلام است و‌آراستن اسلام به آنچه كه از اسلام نيست ايشان اصلاحات مذهبي يا آن چيزي در رهيافتهاي مكتبي از آن به عنوان بدعت ياد مي‌كنيم اين گونه تعبير مي‌كند.


    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    برخي مشخصه هاي بارز

    كثرت‌گرايي


    كثرت‌گرايي در حوزه ديني يعني چه يعني مي‌گويند شما مي‌خواهيد به صلح برسيد، مي‌خواهيد جامعه امنيت پيدا بكند مي‌خواهيد جامعه روي آرامش و صلح را ببيند بايد دست از اين برداريد كه بگويد ما حق هستيم چون تا زماني كه هر كسي كه بگويد ما حقيم و بر سر حقانيت خودش بايستد دنيا روي آرامش را نخواهد ديد پس بياييم پلوراليسم يا كثرت‌گرايي مذهبي را بپذيريم كثرت‌گرايي مذهبي چيست؟ مي‌گويند هر كس هر ديني دارد آن دين حق است ما مي‌گوييم كثرت‌گرايي مذهبي را در حوزه عملي مي‌پذيريم، پلوراليسم عملي را مي‌پذيريم اما پلوراليسم نظري غير قابل پذيرش است پلوراليسم عملي اسلام پذيرفته و اتفاقاً به بهترين شكل هم پذيرفته است ما فقط در حوزه اسلامي مي‌بينيم كه مكاتب مختلف مذهبي، اديان مختلف الهي، زندگي مسالمت‌آميزي داشته‌اند در جامعه خودمان هم اهل كتاب داراي حقوق شهروندي حقوق سياسي حتي بيشتر از حقوقي كه شهروندان مسلمان در جامعه اسلامي دارند از آن برخوردار هستند ما زردتشتيان را داريم، كليميان را داريم، مسيحيان با دو گرايش ارامنه و آشوري داريم با حداقل آراء نماينده مي‌فرستند مجلس ما پلوراليسم عملي را مي‌پذيريم و در عمل هم اقدام كرده‌ايم اما پلوراليسم نظري قابل پذيرش نيست نمي‌توانيم بپذيريم هم توحيد درست است هم تثليث درست است هم توحيد حق است هم تثليث حق است مثل اينكه كسي ادعا بكند شب است ، ما هم ادعا بكنيم روز است به لحاظ عقلي جمع نقيضين محال است. چرا تأكيد بر پلوراليسم نظري دارند چون از دل پلوراليسم نظري لاادري‌گري در مي‌آيد اباحه‌گري مذهبي ترويج مي‌شود بي‌ديني ترويج مي‌شود و اتفاقاً يكي از نكات محوري كه نظام كفر و نظام ليبرال‌دموكراسي بر آن تأكيد دارد و تشويق مي‌كند در جوامع مذهبي پلوراليسم نظري را به خاطر اينكه در ذات اين پلوراليسم مذهبي لاادري‌گري و اباحه‌گري مذهبي نهفته است.



    اصطلاحات ضد ديني


    بعضي اصطلاحاتي هم كه از گذشته از همين حوزه‌ي صهيونيزم بين‌المللي ازحوزه‌اي صهيونيزم وارد حوزه ديني شد، وارد حوزه عرفي ما شد مثلاً اصطلاحاتي مثل عيسي به دين خود موسي به دين خود دقيقاً اينها اصطلاحاتي ضد ديني است چنين اصطلاحاتي در جامعه ما رواج پيدا كرده مثل اين اصطلاحي كه چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است در حالي كه چه كسي گفته؟ چراغي كه به خانه رواست به مسجد رواتر است اگر اين شعار صهيونيست‌ها در جامعه ما مي‌خواست دنبال شود ماي هيچ بناي رفيع مذهبي از گذشته نداشتيم. شما بناهاي مذهبي ما را ببينيد مسجد جامع را ببينيد دركنارش مردم خانه‌هاي گلي داشتند آن بناي عظيم را بپا كردند اگر مي‌خواستند از آن شعار پيروي بكنند بناي مذهبي نبايد به پا مي‌كردند ترويج اين شعارها را ما نه تنها در امروز بلكه از دو قرن قبل شاهد هستيم حداقل از فصل بيداري سرمايه‌داري يك فصل است از قرن 18 يا 19 شروع مي‌شود كه مرحوم شريعتي از آن به عصر بيداري سرمايه‌داري ياد مي‌كند در آنجا به همين نكته اشاره مي‌كند كه سرمايه‌داري براي موفقيت موانعي كه پيش رو دارد راهكارهاي لازم را پيش‌بيني مي‌كند از اين بحث كه بگذريم با همين پيش‌درآمد كه عرفان اسلامي امروز يكي از پرمشتري‌ترين كالاهاي معنوي است كه بايد به جامعه عرضه شود بحران هويت كه ريشه در بحران معنويت دارد بشر امروز را تشنه‌تر از گذشته نيازمند عرفان حقيقي كرده و لذاست اگر عرفان اسلامي، عرفان حقيقي به جامعه تشنه عرفان ارائه نشود و كام اين جامعه تشنه به سرچشمه زلال عرفان حقيقي اسلامي متصل نشود مطمئن باشيد كه اغيار و رهزنان خواهند آمد كالاهاي بدلي عرضه خواهند كرد يكي از اين كالاهاي بدلي كه در جامعه ما عرضه شده و مي‌شود بحث تصوف است.



    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    رهبانيت


    يكي از شعارهاي محوري تصوف بحث رهبانيت است، ترك دنيا است، دوري گزيني از زندگي دنيا است حالا ببينيد اينجا ما يك گونه‌اي از زهد اسلامي هم داريم كه يكي از مقامات عاليه است براي انسان، يعني انسان براي آباداني دنيا تلاش بكند زحمت بكشد مجاهدت بكند اما خودش از اين دست‌آوردي كه او خلق مي‌كند كمترين بهره را ببرد آن چيزي كه در روايت داريم كه بهترين انسانها كساني هستند كه بيشترين سود رساني را داشته باشند اما كمترين نفع را ببرند دركنارش يك زهد ساختگي هم داريم همچنان كه تصوف به عنوان تارك دنيا تبليغ مي‌كند كه آقا اصلاً براي كار دنيا قدم از قدم برنداريد گام از گام برنداريد اين همان زهد انحرافي است زهد بدلي، زهد تقلبي كه بيشتر بايد به آن توجه كرد.


    عشريه


    يكي از نكاتي كه باز اينها جايگزين احكام روشن در حوزه شريعت اسلامي كردند پرداخت عشريه است. ما در حوزه اسلامي بحثي به نام خمس داريم بحثي به نام زكات داريم زكات براي توزيع عادلانه ثروت، تحقق قسط و عدل اسلام و خمس براي ترويج علوم اسلامي است. اسلام اين افتخار را دارد كه مي‌گويد كسي كه دنبال علم است شما زندگيش را تأمين كنيد او براي تأمين زندگيش مجبور نباشد از تحقيق و پژوهش علمي‌اش باز بماند آن چيز كه دنياي مدرن حالا در اين دويست و سي‌صد سال اخير به آن رسيد به عنوان بورسيه تحصيلي يا تحصيل رايگان كه قطعاً و قطعاً اين را از حوزه اسلامي گرفته‌اند در رهيافت‌هاي مكتبي ما هزار و چهار صد و اندي سال پيش اين حكم اسلامي را گذاشته‌اند كه براي دين‌پژوهي براي فن‌آوري علمي براي تحقيقات علمي براي پيشرفت علمي جامعه شما زندگي عالم و دانشمند و پژوهشگر را تأمين كند تا او فراغت لازم را براي تحقيق و پژوهش خودش پيدا بكند اين از افتخارات احكام اسلامي ما است حالا ببينيد اين تبديل مي‌شود به يك حكم تقلبي و بدلي تحت عنوان عشريه، عشريه كه شما ده درصد كل درآمدت را به قطب بدهي كه او كيفش را بكند.


    فقر


    . نكته ديگري كه اينها رويش تبليغ مي‌كنند بحث فقر است از عقايد ديگر تصوف اين است فقر اختياري را انتخاب مي‌كند اين هم چيزي شبيه به همان زهد بدلي تقلبي است در حالي كه چنين چيزي در حوزه اسلامي وجود ندارد و نكته قابل توجه اين است كه سران اين اقطاب خودشان برخلاف آن چيزي كه براي پيروانشان تبليغ مي‌كنند.


    زندگي‌هاي بسيار مرفه و شاهانه‌اي براي خودشان تدارك مي‌بينند كما اينكه بسياري از اينها ويلاهايشان نقاط مختلف اروپا و بهترين نقاط آب و هواي دنيا است.



    ساقط شدن تكليف


    از نكات ديگر كه اينها تبليغ آن را مي‌كنند ساقط شدن تكليف است مي‌گويند صوفي به مقامي مي‌رسد كه ديگر نيازي نيست كه تكاليفي به جا بياورد. نماز، روزه و ساير احكام اسلامي از آنها ساقط مي‌شود درحالي كه چنين چيزي در حوزه اسلامي نداريم كما اينكه آن كسي مقرب‌تر مي‌شود به درگاه الهي نزديك مي‌شود عارف حقيقي مي‌شود احساس نياز بيشتري به معبود خودش مي‌كند كما اينكه بسياري از عبادات مستحبي ماها براي پيامبر «ص» وجوب پيدا مي‌كند اگر نماز شب براي مسلمانان مستحب است براي پيامبر «ص» واجب مي‌شود و هر كسي كه مقام قرب پيدا بكند احساس نياز بيشتري به معبود و برخورداري و بهره‌مندي ازمنبع لايزال الهي مي‌كند. اما اين توصيه انحرافي جامعه را به اباحه‌گري مذهبي سوق مي‌دهد مي‌گويند شما به يك مقامي مي‌رسيد كه ديگر نيازي نسبت عبادت بكنيد شما ديگر وصل شديد ما چنين چيزي نداريم در حوزه اسلامي ما نمي‌توانيم بگوييم مقام قربش از حضرت رسول «ص» بالاتر بوده آن حضرت بيشترين نياز را به عبادت احساس مي‌كرده زن توصيه‌هاانسان را غافل و به لاادري‌گري ديني سوق مي‌دهد


    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود