صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شيرين ترين نمازي كه خواندم.

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932

    شيرين ترين نمازي كه خواندم.




    یک وقتی ما( حاج آقا قرائتی) در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است.

    گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفتم برویم به راننده بگوییم نگه‌دار، گفت راننده بخاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفتم التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفتم تو به او بگو، گفت گفتم که نگه نمی‌دارد، بنشین! حالا بعداً قضا می‌کنی.
    دیدم خورشید غروب نکرده است و گفتم بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، گفتم که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.


    می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد، زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن یک آیه دارد می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم. شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد، گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک خورده نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت عباس آقا، راننده، ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید در آینه هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کشید کنار گفت نماز بخوان آقاجان، آفرین، چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی وایسا او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، برای نماز جامعه نمی‌ایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست. دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد من پیاده شدم و شروع کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند او گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر باهمتی، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت یکی یکی آنهایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت یک مرتبه دیدم پشت سرم یک مشت دارند نماز می‌خوانند. گفت شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم. شيرين ترين نمازي كه خواندم.
    ویرایش توسط مشکاة : ۱۳۹۱/۰۱/۲۵ در ساعت ۰۷:۴۲ دلیل: جزئی
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  2. صلوات ها 56


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    8 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    320



    اشک شوق تو چشمام حلقه زد
    آفرین به قلب پاک این دختر
    ویرایش توسط masoud_hm : ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ در ساعت ۱۰:۵۴ دلیل: اشتباه تایپی

  5. صلوات ها 29


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    (در این سایت)رفع ابهام
    نوشته
    22
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    131



    واقعا که داستان زیبایی بود
    من اینو ور میدارم میبرم یه وبسایت دیگه نمایش میذارم با اجازه (اهم)

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    ورزش
    نوشته
    224
    حضور
    10 روز 6 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    146
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    960



    خدایا شیرینی نماز رو به هممون بچشون تا تلخی گناه به مذاقمون شیرین نیاد.آمین
    ممنون از تلنگر

  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    48
    حضور
    4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    147
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    328



    با سلام

    هفت شهر عشق را.....

    ما کجا و ....

    یا علی
    در ره منزل لیلی که خطر هاست به جان

    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن،زیست،کلام،رزمی،فلسفه
    نوشته
    175
    حضور
    1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1339



    سلام
    یه پیشنهاد !:
    همینجا هر کسی شیرین ترین خاطره نمازشو تعریف کنه؟!

    البته اگر سرکار سادات اجازه بدن؟؟؟



    الهي بحق الحسين واخيه وجده و اَبيه و اُمه و بنيه و شيعته و مواليه،نجنا من الهم الذي نحن فيه .


  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط علامه حلی نمایش پست ها
    سلام
    یه پیشنهاد !:
    همینجا هر کسی شیرین ترین خاطره نمازشو تعریف کنه؟!

    البته اگر سرکار سادات اجازه بدن؟؟؟



    با سلام.

    خواهش میکنم. اجازه ما هم دست شماست. بسم الله.
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن،زیست،کلام،رزمی،فلسفه
    نوشته
    175
    حضور
    1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1339



    سلام
    چی شد! مادرم میگه صحبت نکن کارارو گردنت میذارن!؟ خوب دیگه خودم پیشنهاد دادم اولم خودم باید بگم!!!

    نماز شیرین!!! نمیدونم ،همش شیرینه،مگه نماز تلخم داریم؟! آهان یکیش یادم اومد البته این برای من تلخ بود!؟ حالا اینو بگم تا شیرینه یادم بیاد!؟
    نزدیک 20 ساعت راه بود . وقتی از قطار پیاده شدم،خیلی خسته شده بودم، از یک طرف خستگی،و از طرف دیگه سنگینی لباس امانمو بریده بود!تازه 2 روز بود که ملبس شده بودم،از محمود وند مستقیم با یه پیکاپ رفتم دهلاویه،تا اذان چیزی نمونده بود ! تا رسیدم سیدی اومد جلو همچین با من احوال پرسی کرد که انگار چند ساله باهم رفیقیم! بعدا فهمیدم طرف نور بالا میزنه!به زور منو برد بالای بام یادمان شهید چمران گفت امروز تو نماز میخونی!؟هر چی گفتم سید بی خیال ما شو ،فایده نداشت.با هر زحمتی بود ،ایستادیم جلو،نمیدونم چند نفر بودن1000 یا 2000 اما همشون چادر داشتن!نماز اول رو با نیم کیلو عرق خوندیم! نماز دوم واویلا بود!رکعت سوم مکبر گفت یا ولی العافیه،من که حواسم جمع بود اعتنا نکردم اما رکعت چهارم هر چی یا ولی العافیه،السلام،الحمدلله، فایده نداشت حاج آقا نیت نماز پنج رکعتی داشت. خلاصه وقتی سلام نماز پنج رکعتی رو دادم،صدای هزار تا زن!!! غوغا شده بود! انگار آسمون رو سرم خراب شده!تا یک ساعت از جام تکون نخوردم،هنوز که هنوزه خجالت اون روز یادمه!

    خودمونیم الآن که فکرشو میکنم کلی می خندم(الآن شیرینه)

    الهي بحق الحسين واخيه وجده و اَبيه و اُمه و بنيه و شيعته و مواليه،نجنا من الهم الذي نحن فيه .


  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن،زیست،کلام،رزمی،فلسفه
    نوشته
    175
    حضور
    1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1339



    شرمنده تاپیک رو از حالت عرفانی درآوردم.


    سال چهارمو طلبگی بودم،یادم نمیاد تو اون سال نمازی رو از اول وقت عقب انداخته باشم.

    سوار مینی بوس داشتم میرفتم گرگان،نزدیک اذان بود،به آق قلا (سنی نشین)نرسیده بودیم،باران شدیدی می بارید،مونده بودم چه کار کنم!؟دلو زدم به دریا کنار جاده پیاده شدم،اون نزدیکی یه روستا بود ،رفتم طرف روستا،یه خونه بدون اولویتی نظرمو جلب کرد ، تو حیاط صدا زدم :کسی نیست؟ جوونی اومد دم در ،بهش گفتم میتونم وضو بگیرم،بنده خدا تعجب کرد!گفت بفرما.

    بعد وضو پیرمردی اومد بیرون فهمیده بود که قصد نماز دارم به اصرار منو برد داخل خونه،جانماز پهن کردو رفت از حیاط یه سنگ پیدا کرد .بعد از نماز هم پذیرایی مفصلی شدم.فهمیدم که او از مریدان امیرالمومنین است.



    اون نماز هیچ وقت یادم نمیره

    الهي بحق الحسين واخيه وجده و اَبيه و اُمه و بنيه و شيعته و مواليه،نجنا من الهم الذي نحن فيه .


  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    کسب روزی حلال
    نوشته
    458
    حضور
    7 روز 4 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    1768

    شیرین ترین نماز تاریخ بشریت




    شیرین ترین نماز از زبان دکتر سنگری
    امام حسین (ع) در کربلا پنج نماز داشته اند که این پنج نماز خیلی قابل تامل هستند........

    نماز سوم ابا عبد الله در کربلا، نماز شب عاشورا است .من نمی دانم این نماز چه بوده و چگونه امام و یارانشان نماز خواندند که می گویند دلنشین ترین موسیقی از خیمه های ابا عبد الله و یارانشان در ان شب شنیده می شد.فرشتگان بهت زده به این نماز نگاه می کردند گاهی وقتها گریه بود ،گاهی ارامش .گاهی وقتها بعد از نماز صدای خنده ها بلند می شد .نمی دانیم این نماز چه بوده است .خداوند از این دست نمازها به ما ببخشد که واقعا عاشقانه نماز بخوانیم واز خواندن ان لذت ببریم .
    برای نمازی که شب عاشورا خواندند ،امام حضرت ابو الفضل (ع) را فرستادند با دشمن صحبت کند و از انها شب را مهلت بگیرد .فرمودند :انی احب الصلوه و تلاوه القران.من نماز خواندن و قران خواندن را دوست دارم .من عاشق نماز هستم .این نکته را ابا عبد الله در غروب روز تاسوعا مطرح کردند.

    ویرایش توسط اشک قلم : ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ در ساعت ۰۲:۵۰
    به گرد دروغ آنکه گردد بسی
    از او راست باور ندارد کسی

    فردوسی پاکزاد

    پروردگارا صبر ما را بیشتر از طاقت مسئولین سازمان سنجش قرار بده

  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود