صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تسلط شیطان بر پیامبر طبق آیه 68 انعام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    تسلط شیطان بر پیامبر طبق آیه 68 انعام




    اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت پس از توجه با این قوم ستمکار منشین.َ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (68)
    طبق این آیه شیطان می توان بر ذهن پیامبر تسلط پیدا کند و باعث فراموشی او شود و ذهن او را منحرف سازد. حال با این وضعیت و این احتمال خطا ، عصمتی که شیعیان به آن معتقدند چه می شود ؟
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت پس از توجه با این قوم ستمکار منشین.َ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (68)
    طبق این آیه شیطان می توان بر ذهن پیامبر تسلط پیدا کند و باعث فراموشی او شود و ذهن او را منحرف سازد. حال با این وضعیت و این احتمال خطا ، عصمتی که شیعیان به آن معتقدند چه می شود ؟
    با سلام
    جناب هیوای گرامی مفسرم که هستید!!!؟
    لطفا جایگاه خود را مشخص کنید ؟!!!
    اگر سوال میپرسید! ؟پس مطلق گوییتان چیست؟

    لفظ (ما) در كلمه : (اما) زائده است كه نوعى تاكيد و در بعضى از موارد تقليل را مى رساند، و همچنين نونى كه قبل از كاف قرار دارد نون تاكيد است .
    بنابراين اصل اين كلمه (ان ينسك ) بوده و چون كلام در مقام تاكيد بوده و لازم بوده كه نهى ، تشديد و تاكيد شود از اين رو لفظ ما زائده را بر سر (ان ) درآورده و نون تاكيد را هم قبل از كاف قرار داد، و در نتيجه معناى كلام اين شد كه : حتى اگر نهى ما را فراموش كردى و شيطان آنرا از يادت برد و بعدا به يادت آمد، باز هم نمى توانى در امتثال نهى ، سهلانگارى نموده ، همچنان در مجلس آنان بنشينى ، بلكه همينكه يادت آمد بايستى برخيزى ، چون سزاوار مردان با تقوى نيست كه با مسخره كنندگان به آيات خدا همنشين شوند.

    پيغمبر (ص ) معصوم از فراموشى است و خطاب (ينسينك ) در حقيقت خطاب به امت است .
    اين خطابى كه در آيه شريفه است ، خطاب به نبى اكرم (صلى الله عليه وآله و سلم ) است ، و ليكن در حقيقت مقصود، ديگرانند،
    زيرا انبيا (عليهم السلام ) نه تنها از گناهان بلكه حتى از فراموشى احكام خداوندى هم مبرا هستند.
    و ما سابقا در بحثى كه راجع به عصمت انبيا (عليهم السلام ) كرديم ثابت نموديم كه فراموش كردن احكام الهى از آن حضرت عينا مانند مخالفت عملى باعث گمراهى سايرين مى شود و ديگران به عمل آنان احتجاج و از آن اتخاذ سند مى كنند،
    پس همانطورى كه گفتيم ، غرض اصلى از اين خطاب و مخاطبين واقعى آن امت اسلام است .
    سياق آيات مورد بحث هم اين معنا را تاييد مى كند، براى اينكه در آيه بعد روى سخن را به متقين از امت نموده مى فرمايد: (و ما على الذين يتقون من حسابهم من شى ء...) از اين هم روشنتر آيه (و قد نزل عليكم فى الكتاب ان اذا سمعتم آيات الله يكفر بها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا فى حديث غيره انكم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقين و الكافرين فى جهنم جميعا) است ، زيرا اين آيه در مدينه نازل شده و نزول آيه مورد بحث در مكه اتفاق افتاده ، و معلوم است كه مراد از نزل عليكم همان حكمى است كه سابقا آيه مورد بحث آنرا در مكه گوشزد امت نموده ، زيرا غير آيه مورد بحث ، آيه ديگرى كه از همنشينى و شركت در مجالس آنان نهى كرده باشد، نازل نشده است .
    پس اين آيه رسول خدا را تذكر مى دهد به اينكه آن حكمى را كه ما سابقا (در آيه مورد بحث ) به تو نازل كرديم ، گوشزد مردم بكن تا در مجالس مسخره كنندگان شركت نكنند. بنابراين ، ادعاى ما كه گفتيم : گر چه در آيه مورد بحث ، روى سخن با رسول خدا است و ليكن در حقيقت مخاطب ، امت است روشن و مبرهن گرديد، و معلوم شد كه كلام مزبور از قبيل مثل معروف : به در مى گويم ديوار تو بشنو است .

    تفسير الميزان
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۳:۵۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    جناب هیوای گرامی مفسرم که هستید!!!؟
    لطفا جایگاه خود را مشخص کنید ؟!!!
    اگر سوال میپرسید ؟پس مطلق گوییتان چیست؟

    لفظ (ما) در كلمه : (اما) زائده است كه نوعى تاكيد و در بعضى از موارد تقليل را مى رساند، و همچنين نونى كه قبل از كاف قرار دارد نون تاكيد است .
    بنابراين اصل اين كلمه (ان ينسك ) بوده و چون كلام در مقام تاكيد بوده و لازم بوده كه نهى ، تشديد و تاكيد شود از اين رو لفظ ما زائده را بر سر (ان ) درآورده و نون تاكيد را هم قبل از كاف قرار داد، و در نتيجه معناى كلام اين شد كه : حتى اگر نهى ما را فراموش كردى و شيطان آنرا از يادت برد و بعدا به يادت آمد، باز هم نمى توانى در امتثال نهى ، سهلانگارى نموده ، همچنان در مجلس آنان بنشينى ، بلكه همينكه يادت آمد بايستى برخيزى ، چون سزاوار مردان با تقوى نيست كه با مسخره كنندگان به آيات خدا همنشين شوند.

    پيغمبر (ص ) معصوم از فراموشى است و خطاب (ينسينك ) در حقيقت خطاب به امت است .
    اين خطابى كه در آيه شريفه است ، خطاب به نبى اكرم (صلى الله عليه وآله و سلم ) است ، و ليكن در حقيقت مقصود، ديگرانند،
    زيرا انبيا (عليهم السلام ) نه تنها از گناهان بلكه حتى از فراموشى احكام خداوندى هم مبرا هستند.
    و ما سابقا در بحثى كه راجع به عصمت انبيا (عليهم السلام ) كرديم ثابت نموديم كه فراموش كردن احكام الهى از آن حضرت عينا مانند مخالفت عملى باعث گمراهى سايرين مى شود و ديگران به عمل آنان احتجاج و از آن اتخاذ سند مى كنند،
    پس همانطورى كه گفتيم ، غرض اصلى از اين خطاب و مخاطبين واقعى آن امت اسلام است .
    سياق آيات مورد بحث هم اين معنا را تاييد مى كند، براى اينكه در آيه بعد روى سخن را به متقين از امت نموده مى فرمايد: (و ما على الذين يتقون من حسابهم من شى ء...) از اين هم روشنتر آيه (و قد نزل عليكم فى الكتاب ان اذا سمعتم آيات الله يكفر بها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا فى حديث غيره انكم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقين و الكافرين فى جهنم جميعا) است ، زيرا اين آيه در مدينه نازل شده و نزول آيه مورد بحث در مكه اتفاق افتاده ، و معلوم است كه مراد از نزل عليكم همان حكمى است كه سابقا آيه مورد بحث آنرا در مكه گوشزد امت نموده ، زيرا غير آيه مورد بحث ، آيه ديگرى كه از همنشينى و شركت در مجالس آنان نهى كرده باشد، نازل نشده است .
    پس اين آيه رسول خدا را تذكر مى دهد به اينكه آن حكمى را كه ما سابقا (در آيه مورد بحث ) به تو نازل كرديم ، گوشزد مردم بكن تا در مجالس مسخره كنندگان شركت نكنند. بنابراين ، ادعاى ما كه گفتيم : گر چه در آيه مورد بحث ، روى سخن با رسول خدا است و ليكن در حقيقت مخاطب ، امت است روشن و مبرهن گرديد، و معلوم شد كه كلام مزبور از قبيل مثل معروف : به در مى گويم ديوار تو بشنو است .

    تفسير الميزان
    آقا رضا ممنون اما خیلی دلچسب نبود. چون یکدفعه از این بحث رفتی سراغ اینکه پیامبر معصومه درحالی که بحث را خوب جواب ندادی .البته چون ترجمه ای که من نوشته ام ترجمه یکی از شیعیان هستش. و حرف خودم نبود. حرف شما ر به خود نمی گیرم.

    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    339
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    540



    سلام
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=7013
    دوستان قبلا هم در اين لينك در اين باره مناظره اي شد مي توانيد مطالعه كنيد
    حضرت علی رضی الله عنه می فرمایندخداوند) تو را فرمان داده که از او بخواهي تا عطا کند، درخواست رحمت کني تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش کسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفيع و واسطه‏اي پناه ببري
    نهج البلاغه
    نامه ی 31

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    آقا رضا ممنون اما خیلی دلچسب نبود. چون یکدفعه از این بحث رفتی سراغ اینکه پیامبر معصومه درحالی که بحث را خوب جواب ندادی .البته چون ترجمه ای که من نوشته ام ترجمه یکی از شیعیان هستش. و حرف خودم نبود. حرف شما ر به خود نمی گیرم.
    با سلام
    جالب که از زبان شیعیان مطلب میگذارید!!؟؟
    یکی از ترفندهای شبهه افکنها جناب هیوا گرامی !
    ترجمۀ غلط از قرآن و تفسیر به رأی است !!
    امیدوارم که شما از این گروه نباشید!!

    در این راه آیات قرآن را به نفع خود ترجمه و تفسیر میکنند!!

    برای مثال این ترجمه ایست که یک شبهه افکن دروغگو از آیۀ 28 سورۀ آل عمران آورده است:

    مؤمنین نباید غیر مؤمن به اسلام را به دوستی بگیرند مگر از روی ترس و خدا شما را از خودش بر حذر میکند(!) تا از غیر مؤمنین نترسید و از خدا بترسید.

    میبینیم که شبهه افکن سعی کرده با ترجمۀ غلط قرآن را به خودخواهی و دعوت به دورو بودن محکوم کند و همچنین با بکار بردن واژۀ «غیر مؤمن به اسلام» خواسته بگوید روی سخن قرآن در این کلام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیها است و اما معنی حقیقی آیه اینست:

    مؤمنین «کافران» را «به جای مؤمنین» به دوستی «نمیگیرند» و هر کس چنین کند به هیچ وجه از (بندگان) خدا نیست مگر آنکه از (دشمنی و شکنجۀ) آنها بسیار بترسند و خدای یگانه «مواظب» شماست و بازگشت به سوی خداست.

    اختلاف ترجمه را دیدید؟
    کلماتی را که این شبهه افکن غلط ترجمه کرده را با گیومه مشخص کردم تا بیشتر دقت کنید.
    میبینید که اینجا هیچ حرفی از اهل کتاب و ترسیدن از خدا نیست.


    از سوی دیگر شبهه افکنها سعی دارند با تفسیر به رأی مفهوم اسلام را در ذهن جهانیان مخدوش کنند

    اول از همه تفسیر قرآن کار هر کسی نیست و وقتی علما پس از دهها سال تحصیل علم ، کتاب تفسیر مینویسند معلوم میشود که چقدر اینکار دشوار است.

    دوم اینکه هر آیه شأن نزولی دارد

    سوم اینکه برخی آیات محکمات و بعضی متشابهاتند ؛ برخی ناسخ و گروهی منسوخند آیا این آیات را تشخیص میدهید که به تفسیر قرآن میپردازید؟
    یا علی

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۵:۵۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    سجده
    نوشته
    90
    حضور
    6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    512

    راهنما یک تذکر کلی




    باسلام
    من خودم این سوال برا م زیاد پیش اومده ومطمینم برا شما هم این سوال مطرح باشه اینکه چطور میشه حرف صریح قران که خطابش به پیامبر هست رو به سوی امت خواند ؟ وقتی از یکی اساتید پرسیدم جوابی داد که تا حدود خیلی زیادی قانع شدم فرمود وقتی ما صدها دلیل از آیات وروایات داریم که بر مطلبی دلالت میکنه و حالا به کلامی رسیدیم که مخالف اونها هست اون صدها دلیل قطعی رو دور نمی ریزم و این یک دلیل رو بگیریم بلکه هر عقل سالمی به این سمت هدایت میشه که منظور از این یک دلیل چیز دیگه ای هست
    این حرف تو خیلی از شبهات کار ساز هست مثلا اینجا به این صورت که
    وقتی شیعه با دلایل قطعی نقلی(آیات وروایات)وچندین دلیل عقلی عصمت تام پیامبران رو از عصیان , خطا ونسیان ثابت میکنه میفهمیم که اینجا خطاب به امت هست اولا
    و ثانیا از نظر عقلی ذکر شرط برای کاری دلیل بر وجود زمینه آن نیست اگر به پیامبر میفرماید مواظب باش شیطان از یاد تو نبرد دلیل بر این نیست که امکان داشته پیامبر فراموش کند بلکه در این کتاب که قرار است قانونی جهانی تا قیامت باشد منظور تذکر به امت است
    وفقنا الله وایاکم


    ویرایش توسط یاوران منجی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۵:۴۳

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام و تشکر

    امثال این موارد " وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ"از باب (اياك اعنى و اسمعى يا جارة) است و منافى با مقام نبوّت نيست و دلالت بر اين ندارد كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم‏ مخاطب این آیه است. بلکه همانطور که ابن عباس بیان می کند مراد عموم مردم است و این از باب ضرب المثل معروف بین ماست که «به در بگو تا دیوار بشنود »
    يقول ابن عباس: و إن كان المخاطب هو النّبي صلّى اللّه عليه و آله، إلّا أنّ المراد عموم الناس، و هو من قبيل المثل العربي المعروف «إيّاك أعني و اسمعي يا جارة!».
    تشکر

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۹/۰۶/۳۰ در ساعت ۲۲:۵۴

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما نفی فراموشی و تسلط شیطان بر پیامبر




    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت پس از توجه با این قوم ستمکار منشین.َ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (68)
    طبق این آیه شیطان می توان بر ذهن پیامبر تسلط پیدا کند و باعث فراموشی او شود و ذهن او را منحرف سازد. حال با این وضعیت و این احتمال خطا ، عصمتی که شیعیان به آن معتقدند چه می شود ؟
    با سلام و تشکر

    دوستان و کارشناسان مطالب خوبی را اشاره کردند، برای روشن شدن بیشتر مطلب، مفاهیم آیه مذکور و آیات پیرامون و مرتبط با آن را بررسی می کنیم:

    "و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين"(1)؛ و چون شيطان تو را به فراموشى اندازد (از ياد خدا)، پس از ياد آوردن (اين مطلب يا خدا) ديگر با گروه ستمكاران منشين.

    در جزء نخستين همين آيه آمده است: "و اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره"(2)؛ اگر ديدى كسانى در آيات ما فرو رفته‏اند(آن را به استهزاء گرفته‏اند)، از آنان رويگردان تا هنگامى كه گفتگو را تغيير دهند و مطلب ديگرى بگويند.

    توضیح آنکه؛ گرچه ظاهراً، روى سخن در اين آيه به پيامبر اكرم (ص) است، اما در واقع، مقصود، پيروان او هستند كه اگر گرفتار فراموشى شدند و در جلسات آلوده به گناه و استهزاء كفار نسبت به مقدسات شركت كردند، به محض اين كه متوجه مسئله شدند بايد از آن جا برخيزند و بيرون روند؛ زيرا در آيه‏ى بعد آمده: «اگر افراد متقى (از روى فراموشى يا اجبار يا به قصد ارشاد) با آنها بنشينند، چيزى از حساب و گناه بر آنها نيست؛ ولى (اين هم‏نشينى بايد براى) متذكر ساختن كفار (نسبت به خدا و نبوت و معاد) باشد؛ آنهم به اين اميد كه شايد پرهيزكارى پيشه كنند».(3)
    با این توضیح روشن می شود که در این آیه؛ روى سخن با افراد باتقوا و توده‏ى مسلمين است نه شخص پيامبر(ص). در واقع، خطاب این آیه چنانکه دوستان هم اشاره کردند: از باب ضرب المثل معروف « به در مى‏گويم كه ديوار بشنود» است.(4)»

    و این همان مضمون آيه‏ ديگر است كه مى‏فرمايد: "...ان اذا سمعتم ايات الله يكفر بها و يستهزا بها فلا تقعدوا معهم ..."(5)؛ اين كه مي‌فرمايد: هنگامى كه شنيديد كه(اهل مجلسى) به آيات خدا كفر مى‏ورزند يا آنها را مسخره مى‏كنند، با آنان منشينيد، زیرا نشستن در چنين مجالسی، كم‏كم ايمان را از بين مى‏برد و آدمى را به نفاق و كفر مى‏افكند. و عقوبت چنین همنشینی و مجالستی، جز این نیست که: "ان الله جامع الكافرين ‏و المنافقين فى جهنم جميعا".(6)

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________
    1- انعام/68.
    2- همان آیه.
    3- انعام، 69. 4- "رويم به توست اما همسايه! تو بشنو."، تفسير پيام قرآن، ج 7، ص 159.
    5- نساء/140.
    6- همان آیه.

    تسلط شیطان بر پیامبر طبق آیه 68 انعام

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    قران
    نوشته
    72
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186



    باسلام
    كلمات خداوند در قران كريم در هيچ كجا باهم متعارض نيست
    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (82)
    آيا در [معانى‏] قرآن نمى‏انديشند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند.
    از طرف ديگر در باره بندگان پيامبران و مخلصين ميفرمايد هيچ شيطاني بر آنها تسلط نمي يابد
    قَالَ رَبّ‏ِ بمَِا أَغْوَيْتَنىِ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنهَُّمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنهُْمُ الْمُخْلَصِينَ( 39و40)
    گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت، (39)
    مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.»
    و پيامبر اكرم از آنجا كه سيد پيامبران است حتما جزء مخلصين است پس به اعتراف خود شيطان بر پيامبر هيچ راه نفوذي ندارد
    حال كه ميگويد اگر شيطان چيزي را از ياد تو برد معلوم است اين خطاب كنائي است و نه حقيقي و همان طور كه دوستان گفتند اياك اعني و اسمعي يا جاره (ضرب المثل به در ميگن كه ديوار بشنوه )است در معاني بيان داريم كه كنايه بليغ تر از تصريح است (الكنايه ابلغ من التصريح ) و اين آيه نيز براي ماست خطاب به پيامبر

    ویرایش توسط ميثم تمار : ۱۳۸۹/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۷:۲۵

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط هیوا نمایش پست ها
    اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت پس از توجه با این قوم ستمکار منشین.َ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (68) طبق این آیه شیطان می توان بر ذهن پیامبر تسلط پیدا کند و باعث فراموشی او شود و ذهن او را منحرف سازد. حال با این وضعیت و این احتمال خطا ، عصمتی که شیعیان به آن معتقدند چه می شود ؟

    سلام علیکم جمیعا

    هیوای گرامی تسلط بشیطان بر ذهن پیامبر آیا معنای این آیه است؟ ینسینک الشیطان به چه معناست ؟


    فراموشی ای که باعثش شیطان شده. یعنی ترک احسن.

    مثلا الان من باید بگویم هیوای گرامی این حرفها از دقت در قرآن خواند نیست وهابی گری است میگم بله شیطان بر ذهن پیامبر مسلط شده هیوا درست میگوید.

    اگر اینطور است که آیات و سنت الهی کاملا زیر سوال میرود خدای ما قدش میشود 60 ذراع و جسم میگردد و پیامبر هم نسیانگر فراموشکاری که آخر عمر باید صحابه جمع و جورش کنند و بهتر بود اصلا عمر پیامبر میشد که سر زنان پیامبر غیرت داشت چادر میکرد.حال که خدا این قدری است و پیامبر ذناب پس خود ما میشویم همه کاره از ابزار دین استفاده کرده پشت سر هم دیگران را تکفیر و مهدور الدم کرده حکم خود را حکم خدا دانسته اسم سلف را بر میگزینیم.

    هیوای گرامی این معصومیتی که تشیع برای پیامبر و ائمه قائل است مانع از این هناکی معاویه گونه ای میشود. عزیز من برو خدا به راه راست هدایتت کنه بازیچه دست این و آن نشی.

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود