صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا على عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مى‏دانست؟؟؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    آيا على عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مى‏دانست؟




    پاسخ:

    حضرت امير عليه السلام در نامه خود به معاويه مى‏نويسد :

    إنّه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر وعمر وعثمان على ما بايعوهم عليه ، فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن يرد ، وإنما الشورى للمهاجرين والأنصار ، فإن اجتمعوا على رجل وسمّوه إماماً كان ذلك للّه رضىً ، فإن خرج من أمرهم خارج بطعن ، أو بدعة ، ردّوه إلى ما خرج منه ، فإن أبى قاتلوه على أتباعه غير سبيل المؤمنين وولاه اللّه ما تولى . نهج البلاغة : الكتاب رقم 6 بعضى به اين نامه استناد كرده و آن را دليل مشروعيت خلافت ابوبكر و عمر دانسته ومى گويند : «در اين نامه إمام صريحاً اجماع مهاجرين و انصار را بر امامت كسى ، باعث مشروعيت آن دانسته ، از جمله آن رامصحح خلافت خود مى‏داند و آن را مورد رضايت خدا وباعث طعن بر مخالفين آن و حتى حلال بودن قتال با آنان مى‏داند»
    مجله نهج البلاغه شماره 5 - 4 صفحه 177 .
    در پاسخ بايد گفت : كه در نامه حضرت امير عليه السلام به معاويه توجه به چند نكته ضرورى است .

    1 - آنچه كه مسلم است ، امام عليه السلام در اين نامه در مقام بيان يك قاعده كلى كلامى نيست ، بلكه در مقام احتجاج با دشمن عنودى است كه معتقد به مشروعيت خلافت خلفاء از طريق بيعت مهاجرين و انصار بود . يعنى از باب استدلال به خصم از راه عقايد و افكار و اعمال خود اوست ، كه از او بعنوان «وجادلهم بالتي هي أحسن» تعبير مى‏شود
    جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب حوار مع الشيخ صالح بن عبد اللّه الدرويش ، تأليف حضرت آيت اللّه سبحانى.
    2 - از آنجا كه قصد مؤلف نهج البلاغه ، نقل بخشهاى بليغ سخنان حضرت بوده ، فلذا بخشى از اين نامه را نقل كرده و ديگر مؤلفان همانند نصر بن مزاحم و ابن قتيبه اين نامه را بصورت مبسوط نقل كرده‏اند و نكاتى در نقل آنان هست كه نشانگر حقيقت ياد شده است .
    3 - در آغاز نامه حضرت عليه السلام آمده : «فإنّ بيعتي بالمدينة لزمتك و أنت بالشام»
    رجوع شود به كتاب : وقعة صفين ، ابن مزاحم المنقري : ص 29 ، با تحقيق عبدالسلام محمد هارون ، چاپ مؤسسة العربيّة الحديثة ، الامامة والسياسة ، ابن قتيبة الدينوري با تحقيق شيري : ج 1 ، ص 113 ، و با تحقيق زيني : ج 1 ، ص 84 ، المناقب ، موفق الخوارزمي متوفاى 568 : ص 202 ، با تحقيق شيخ مالك محمودى ، چاپ جامعه مدرسين قم ، جواهر المطالب ، ابن دمشقي شافعى : ج 1 ، ص 367 ، با تحقيق شيخ محمودى ، چاپ مجمع احياء الثقافة الاسلاميّة ، تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر : ج 59 ، ص 128 با تحقيق على شيرى ، چاپ دارالفكر ، شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد : ج 3 ، ص 75 ، و ج 14 ، ص 35 و 43 . يعنى همانگونه كه بيعت با ابوبكر و عمر در مدينه بود و تو در شام به آن ملتزم گرديدى ، بايد به بيعت من نيز تسليم شوى .
    و اين فرمايش حضرت ، در برابر استدلال سخيف معاويه است كه دليل تسليم نشدن خويش در برابر حضرت را ، سرپيچى مردم شام از بيعت با حضرت عنوان كرده : «وأما قولك أنّ بيعتي لم تصحّ لأنّ أهل الشام لم يدخلوا فيها كيف وإنّما هي بيعة واحدة ، تلزم الحاضر والغائب ، لا يثنى فيها النظر ، ولا يستانف فيها»
    شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد : ج 14 ، ص 43 ، بحار الأنوار : ج 33 ، ص‏82 ، الغدير : ج 10 ، ص 320 ونهج السعادة : ج 4 ، ص 263 .

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12



    باسلام
    حضرت علی براساس روایت زیر به تاییدخلافت سه خلیفه قبل ازخودمیپردازذ:
    «فمشيت عند ذلك إلى أبى‏بكر، فبايعته و نهضت فى تلك الأحداث... فلما احتضر بعث إلى عمر فولاه فسمعنا و أطعنا و بايعنا و ناصحنا...»
    «پس در آن هنگام به طرف أبوبكر رفتم و با او بيعت كردم و در آن حوادث، به همراه او قيام كردم... زمانى كه أبوبكر به حالت احتضار رسيد، ولايت را به عمر سپرد و ما شنيديم و اطاعت كرديم و بيعت نموديم و خيرخواهى نشان داديم»..
    الغارات ثقفى، ص‏302- مستدرك نهج‏البلاغه، شيخ كاشف‏الغطاء، چاپ لبنان، ص‏120-119- همچنين با كمى تفاوت نامه 62، نهج‏البلاغه شرح فيض‏الإسلام منار الهدى، على بحرانى، ص‏373- ناسخ التواريخ، ج‏3، ص‏532.

    شيخ طوسى نيز از علي رضي الله عنه روايت كرده است: زمانى كه در جمع شكست‏خوردگان جمل فرمود: «فبايعت أبابكر كما بايعتموه... فبايعت عمر كما بايعتموه فوفيت له بيعته... فبايعتم عثمان فبايعته و أنا جالس فى بيتى، ثم أتيتمونى غير داع لكم و لا مستكره لأحد منكم، فبايعتمونى كما بايعتم أبابكر و عمر و عثمان، فما جعلكم أحق أن تفوا لأبى‏بكر و عمر و عثمان ببيعتهم منكم ببيعتى؟»
    الأمالى، شيخ طوسى، ج‏2، ص‏121، چاپ نجف.
    پس با أبوبكر بيعت كردم، همانگونه كه شما بيعت كرديد... با عمر نيز بيعت كردم، همانگونه كه بيعت كرديد و در بيعت با او، وفادار بودم... سپس با عثمان بيعت كرديد، من هم با او بيعت كردم، و در حالى كه در خانه‏ام نشسته بودم، به طرف من آمديد در حالى كه من از شما نخواسته بودم و كسى را هم به آن مجبور نساخته بودم. پس با من هم بيعت كرديد، همانطور كه با أبوبكر و عمر و عثمان بيعت نموديد. بنابراين چه چيز شما را وادار كرد كه در بيعت با أبوبكر و عمر و عثمان باوفاتر از بيعت با من باشيد؟

    در نامه ديگر كه توسّط «قيس‏بن سعدبن عباده» فرماندار مصر، به اهل مصر مى‏نويسد:
    «...
    أن بعث محمّدا إليهم فعلّمهم الكتاب والحكمة و السنة و الفرائض، و أدّبهم لكيما يهتدوا، و جمعهم لكيما لا يتفرقوا، وزكاهم لكيما يتطهروا، فلما قضى من ذلك عليه قبضه اللّه إليه فعليه صلوات اللّه وسلامه و رحمته و رضوانه إنه حميد مجيد. ثم إن المسلمين من بعده استخلفوا امرأينمنهم صالحين عملا بالكتاب و أحسنا السيرة و لم يتعديا السنة ثم توفاهما اللّهفرحمهما اللّه».
    «...
    همانا خداوند، محمّد را به سويشان برانگيخت و به آنهاكتاب و حكمت و سنت و واجبات را ياد داد و آنها را تربيت كرد تا هدايت شوند، و آنانرا جمع كرد تا متفرق و گروه‏گروه نشوند، و آنها را پاك گردانيد تا اينكه پاك شدند. زمانى كه رسالتش را به پايان رسانيد، خداوند او را ميراند كه درود و سلام و رحمت ورضوان خدا بر او باد كه به راستى او حميد و مجيد است. سپس مسلمانان بعد از او، دومرد صالح را در بين خودشان به خلافت برگزيدند كه هر دو به كتاب عمل كردند و بسيارنيكو سيرت بودند و از سنت (پيامبر) تجاوز نكردند و آنگاه خداوند هر دوى آنان را نيزميراند كه رحمت خدا بر هر دوشان باد!»..

    الغارات، ج‏1، ص‏210- ناسخالتواريخ، ميرزا تقى سپهر، ج‏3، كتاب 2، ص‏241، چاپ ايران الدرجات الرفيعة،سيّدعلى‏خان شوشترى، ص‏336- إبن‏أبى‏الحديد شيعى در شرح نهج‏البلاغه و نيز شيخمجلسى در مجمع‏البحار خود، با كمى تفاوت: «أميرين صالحين عملا بالكتاب والسنة وأحسنا السيرة و لم يعدوا السنة ثم توفاهما اللّه عز و جل رضى الله عنهما» آورده‏اند.. و در وقعة الصفين، ص‏201 چنين آمده است: «أحسنا السيرة و عدلا فىالأمة»؛ «آن دو رفتار نيكو داشته و در بين امّت، عدالت كردند
    «و كان أفضلهم فى الإسلام كما زعمت و أنصحهم للّه و رسوله الخليفة الصديق و خليفةالفاروق و لعمرى إن مكانهما فى الإسلام لعظيم و إن المصاب بهما لجرح فى الإسلامشديد فيرحمهما اللّه و جزاهما بأحسن ما عملا».
    - «
    در اسلام - همانگونه كهمى‏پندارى - از همه افضل و با خدا و رسولش مخلص‏تر، أبوبكر صديق و عمر فاروق هستندو به جان خودم سوگند كه مرتبه آن دو در اسلام بزرگ است و با وفات ايشان، به اسلامصدمه شديدى رسيده است. خداوند هر دو را رحمت كند و پاداش نيك به آنها دهد
    شرحنهج‏البلاغة، إبن‏ميثم بحرانى، جزء 31، ص‏488، چاپ ايران - در وقعةالصفين با اينتفاوت آمده است: «...و إن المصاب بهما لجرح فى الإسلام شديد رحمهما اللّه و جزاهمابأحسن الجزاء».. (وقعةالصفين، نصربن‏مزاحم، ص‏89)..
    و در مورد أبوبكر رضي الله عنه مى‏فرمايد:
    «
    فاختار المسلمون بعده رجلا منهم،فقارب و سدد بحسب استطاعته على خوف و جد».
    «
    پس مسلمانان بعد از او (يعنىپيامبر) مردى از خودشان را برگزيدند كه به اندازه توانايى‏اش، با ترس و كوشش تمام،قصد درستى و راستى كرد و امور را به درستى پيش برد

    شرح نهج‏البلاغة، ميثمبحرانى، ص‏400
    و إنا نرى أبابكر أحق الناس بها، إنه لصاحب الغار و ثانى اثنين، و إنا لنعرف له سنه، و لقد أمره رسول اللّه بالصلاة و هو حى».
    «همانا ما أبوبكر را شايسته‏ترين مردم به آن (يعنى خلافت) مى‏بينيم؛ زيرا او يار غار پيامبر و همدمش بوده و ما مى‏دانيم كه برايش سنّى است (و از همه ما بزرگتر و ريش‏سفيدتر است) و رسول خدا نيز به او امر كرد كه امام جماعت مردم شود، در حالى كه خود زنده بود»
    شرح نهج‏البلاغة، إبن‏أبى‏الحديد، ج‏1، ص‏332.


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم اله الرحمن الرحیم
    بلی درست است که حضرت علی علیه السلام مجبور شد به نحوی حکومت وقت را تأیید کند ولی وقتی به خطبه شقشقیه در نهج البلاغه نظری داشته باشیم واقعیت امر را چیز دیگری می بینیم.
    در این خطبه از ابی بکر و غصب خلافت او و بازی با خلافت توسط او شکوه میکند.از عمر و شورای 6 نفره کذایی شکوه میکند و همچنین از خلافت عثمان ناله و شکوه دارد.

    به فرازهایی از این خطبه می پردازیم

    اما والله لقد تقصمها فلان(ابن ابی قحافه)و انّه لیعلم انّ محلّی منها محل القطب من الرحا.......فرایت انّ الصبر علی هاتا احجی فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجا......
    ....ابابکر جامه خلافت را بر تن کرد در حالی که می دانستجایگاه من نسبت به حکومت اسلامی چون محور آسیاب است نسبت به آسیاب ....پس از ارزیابی درست صبر و بردباری را خردمندانه تر دیدم پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلو مانده بود.

    شکایت از عمر:
    ....فصیّرها فی حوزة خشناءیغلظ کلمها و یخشن مسّها و یکثر العثار فیها و الاعتذار منها ...... فصبرت علی طول المدة و شدّةالمحنة حتی اذا مضی لسبیله...
    جعلها فی جماعة زعم انّی احدهم ،فیا لله و للشوریمتی اعترض الریب فیّ مع الاول منهم حتّی صرت اقرن علی هذه النظائر.....
    سرانجام اولی حکومت را به راهی در آورد و به دست کسی (عمر) سپرد که مجموعه ای از ،سختگیری ،اشتباه و پوزش طلبی بود .... و من در این مدت طولانی مجنت زا و عذاب آور چاره ای جز شکیبایی نداشتم تا روزگار عمر سپری شد....
    سپس عمر خلافت را در گروهی قرا داد که پنداشت من همسنگ آنان می باشم پناه بر خدا از این شورا ! در کدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد تردید بودم تا امروز با اعضا شورا برابر شوم؟

    الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه ،بین نثلیه و معتلفه ......الی ان انکث علیه فتله و اجهز علیه عمله و کبت به بطنته....
    تا آنکه سومی به خلافت رسید ،دو پهلویش از پرخوری باد کرده همواره بین دستشویی و آشپزخانه سرگردان بود ....آنقدر اسراف کرد که ریسمان بسته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت و شکم بارگی اش نابودش ساخت.

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۸:۵۶
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم قرآن وحدیث
    نوشته
    168
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    742



    این چه مشروعیتی است که بازور حضرت را مجبور به بیعت گرفتند وهمسر جوانش را در مقابلش پهلویش را شکستند
    عشقت رسد به فرياد ازخود به سان حافظ قرآن زبر بخواني در چارده روايت

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12



    باسلام
    راستی چرادربعضی ازقسمتهای نهج البلاغه تناقض وجوددارد.درحایی مولا بااحترام ازابوبکر/عمر/عثمان
    نقل می کندودرجایی ازآنها گلایه می کند؟

    حال توجه شمارابه نکاتی چند معطوف می دارم:

    1- حضرت رسول(ص) دوتا ازدختران خودرا به همسری عثمان درآورده است(زینب ورقیه).به نظر شما باتوجه به اینکه مامعتقدیم ایشان ازآینده امت خبرداشته اند، چرا باهمچنان وصلتهایی موافقت نموده اند؟

    2- یکی ازدختران حضرت علی(ع) به نام امکلثوم همسر عمرمی باشد.آیا اگرواقعا"آن مصیبت ها راشخص عمربرسرمولا آورده بود ایشان موافقت می کردند که دخترش را به قاتل همسرش دهد؟

    3- همانطور که می دانید حضرت علی(ع) ازبانو ام البنی صاحب چهار پسر گردیدبه نامهای :
    عباس(ابوالفضل) - ابوبکر - عمر - عثمان(هرچهارتن روزعاشورا دررکاب امام حسین(ع)شهیدشدند)
    چرا مولا اسم خلفا رابرای پسران خودانتخاب نموده است؟

    4-مادرمادر مادر امام صادق(ع) دخترابوبکر می باشد.

    نتیجه اینکه باآنکه مولا نظراتی درباب خلافت داشته اند اما براساس اسناد ،ریشه های تاریخی واعمال ایشان وسایرائمه به نظر می رسد که درنهایت ایشان خلافت خلفا قبل از خود را پذیرفته اند.

  11. صلوات


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    مطلب آيا على عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مى‏دانست؟؟؟




    آيا على عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مى‏دانست؟
    حضرت امير عليه السلام در نامه خود به معاويه مى‏نويسد :
    إنّه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر وعمر وعثمان على ما بايعوهم عليه ، فلم يكن للشاهد أن يختار ولا للغائب أن يرد ، وإنما الشورى للمهاجرين والأنصار ، فإن اجتمعوا على رجل وسمّوه إماماً كان ذلك للّه رضىً ، فإن خرج من أمرهم خارج بطعن ، أو بدعة ، ردّوه إلى ما خرج منه ، فإن أبى قاتلوه على أتباعه غير سبيل المؤمنين وولاه اللّه ما تولى . نهج البلاغة : الكتاب رقم 6 بعضى به اين نامه استناد كرده و آن را دليل مشروعيت خلافت ابوبكر و عمر دانسته ومى گويند : «در اين نامه إمام صريحاً اجماع مهاجرين و انصار را بر امامت كسى ، باعث مشروعيت آن دانسته ، از جمله آن رامصحح خلافت خود مى‏داند و آن را مورد رضايت خدا وباعث طعن بر مخالفين آن و حتى حلال بودن قتال با آنان مى‏داند»
    مجله نهج البلاغه شماره 5 - 4 صفحه 177.
    در پاسخ بايد گفت : كه در نامه حضرت امير عليه السلام به معاويه توجه به چند نكته ضرورى است .
    1 - آنچه كه مسلم است ، امام عليه السلام در اين نامه در مقام بيان يك قاعده كلى كلامى نيست ، بلكه در مقام احتجاج با دشمن عنودى است كه معتقد به مشروعيت خلافت خلفاء از طريق بيعت مهاجرين و انصار بود . يعنى از باب استدلال به خصم از راه عقايد و افكار و اعمال خود اوست ، كه از او بعنوان «وجادلهم بالتي هي أحسن» تعبير مى‏شود
    جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب حوار مع الشيخ صالح بن عبد اللّه الدرويش ، تأليف حضرت آيت اللّه سبحانى .
    2 - از آنجا كه قصد مؤلف نهج البلاغه ، نقل بخشهاى بليغ سخنان حضرت بوده ، فلذا بخشى از اين نامه را نقل كرده و ديگر مؤلفان همانند نصر بن مزاحم و ابن قتيبه اين نامه را بصورت مبسوط نقل كرده‏اند و نكاتى در نقل آنان هست كه نشانگر حقيقت ياد شده است .
    3 - در آغاز نامه حضرت عليه السلام آمده : «فإنّ بيعتي بالمدينة لزمتك و أنت بالشام»
    رجوع شود به كتاب : وقعة صفين ، ابن مزاحم المنقري : ص 29 ، با تحقيق عبدالسلام محمد هارون ، چاپ مؤسسة العربيّة الحديثة ، الامامة والسياسة ، ابن قتيبة الدينوري با تحقيق شيري : ج 1 ، ص 113 ، و با تحقيق زيني : ج 1 ، ص 84 ، المناقب ، موفق الخوارزمي متوفاى 568 : ص 202 ، با تحقيق شيخ مالك محمودى ، چاپ جامعه مدرسين قم ، جواهر المطالب ، ابن دمشقي شافعى : ج 1 ، ص 367 ، با تحقيق شيخ محمودى ، چاپ مجمع احياء الثقافة الاسلاميّة ، تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر : ج 59 ، ص 128 با تحقيق على شيرى ، چاپ دارالفكر ، شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد : ج 3 ، ص 75 ، و ج 14 ، ص 35 و 43 . يعنى همانگونه كه بيعت با ابوبكر و عمر در مدينه بود و تو در شام به آن ملتزم گرديدى ، بايد به بيعت من نيز تسليم شوى ....ادامه دارد

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ در ساعت ۰۸:۳۶

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فرق وادیان
    نوشته
    173
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    759



    مهمترین دلیل کلام خود امام است:وقتی در تعیین خلیفه سوم ،عثمان به عنوان خلیفه انتخواب شد ،امام رو به آن پنج نفر کرد وفرمود:خوب میدانید که من از همه کس به خلافت شایسته ترم ،به خدا سوگند تا هنگامی که اوضاع مسلمین روبراه باشدودر هم نریزد و به غیر از من به دیگری ستم نشود همچنین مدارا خواهم کرد.
    کتاب سیره پیشوایان ،بخشامام علی(ع)


  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فرق وادیان
    نوشته
    173
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    759



    دلیل دیگر:امیرالمومنین در روزهای نخستین خلافت خود در جمع مردم فرمودند:هان ای مردم!آگاه باشید ،روزی که پیامبر گرامی از میان ما رخت بر بست فکر میکردیم کسی با ما درباره حکومتی که او پی افکنده بود ،نزاع و رقابت نمیکند وبه حق ما چشم نمی دوزد زیرا ما وارثو ولی وعترت او بودیم ،اما بر خلاف انتظار ،گروهی از قوم ما به حق ما تجاوز کرده وخلافت را از ما سلب کردند وحکومت به دست دیگران افتاد... به خدا سوگند اگر ترس از ایجاد شکاف و اختلاف در میان مسلمانان نبود وبیم آن نمی رفت که بار دیگر کفر وبت پرستی به سرزمین اسلام بازگردد واسلام محو ونابود شود با آنان به گونه ای دیگر رفتار میکردم.
    ویرایش توسط مهدی محامدی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ در ساعت ۲۲:۰۳

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فرق وادیان
    نوشته
    173
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    759



    البته دلایل بسیاری در اثبات نا رضایتی امیرالمومنین از حکومت خلفا وجود دارد که بنده به همین ها بسنده میکنم.اگر کسی لازم دانست بقیه را نیز ذکر میکنم.

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط عرفان نمایش پست ها
    آيا على عليه السلام خلافت خلفاء را مشروع مى‏دانست؟


    با سلام

    و تشكر از دوستان

    در مورد سوالي كه مطرح شده است مطالب زيادي مي توان نوشت ولي توجه به اين نكته مهم براي تبيين مساله بهتر خواهد بود

    شايد بهترين دليلي كه براي اين مطلب اورده اند كه مولا خلافت خلفا را مشروع مي دانست اين باشد كه ايشان با خلفا در مسايل حكومت همكاري مي كردند

    ولي بايد بين همكاري علي(ع) با خلفا ومشروع دانستن خلافت انها فرق قايل شد و اين التزام را نمي توان ثابت كرد كه همكاري مولا با خلفا لازمه اش مشروع دانستن خلافت انهاست

    با فرق قايل شدن بين اين دو نكته بهتر مي توان نتيجه در اين بحث گرفت





  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود