صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلقت انسان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167

    خلقت انسان




    ایا برای رسیدن به این سئوال که:مقصود از هدف خلقت انسان چیست؟ حدیث (کنت کنزاً مخفیاً......)

    کافی است؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط ارشاد نمایش پست ها
    ایا برای رسیدن به این سئوال که:مقصود از هدف خلقت انسان چیست؟ حدیث (کنت کنزاً مخفیاً......) کافی است؟

    با سلام


    اين روايت مي تواند يكي از اهداف خلقت انسان را بيان كند و مي توان هدفهاي ديكري هم براي خلقت انسان شمرد

    لطفا بيشتر توضيح بفرماييد كه منظورتان چيست؟؟


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    باسلام
    دیده شده تا سخن از خلقت انسان می شود به این حدیث استناد می کنند. اماگیر اصلی توی این است که ما هر هدفی

    راکه برای خود انتخاب می کنیم برای برطرف کردن یک نیازی در زندگیمان است .حالا با توجه به بی نیازی خدا ؟چطور می توان توجیه کرد که خدا می خواسته شناخته شود؟ پس این شناخته شدن یک نیاز برای خدا بوده؟

    از پاسخ شما من دراین زمینه بسیار خشنود خواهم شد.

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    با سلام
    مشاهده شده که تا سخن از خلقت انسان می شود استناد به این حدیث می شود. لیکن گیراصلی توی این است که ما تا

    صحبت از هدف می شود متوجه نیازی در زندگی خودمان می شویم که این کار را برای رسیدن به این هدف که بر طرف کننده فلان

    نیاز ما است انجام داده ایم .(برای رفع نیاز). اینجا از حدیث مستفاد میگردد که می خواست شناخته شود(این نیاز است.)
    ازطرف دیگر استدلال می کنیم که خداوند نیازمندی ندارد.
    ازپاسخگویی به این سئوال مرا بسیار خوشحال خواهید نمود.

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فرق وادیان
    نوشته
    173
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    759



    با یک مقدار تفکر مسئله واضح میشود .اولا تمام خلقت ما لطف خداوند است ومی توانست خلق نکند حالا که خلق کرده این خلقت نمیتواند بی هدف باشد چون خداوند کار بیهوده را انجام نمیدهد.ثانیا این که بالفرض خداوند فرموده که شما رو خلق کردم تا شناخته بشم یا این که شما منو عبادت کنید این رو نمیتونیم بگیم یک نیاز بلکه یک هدفه ،خداوند نیاز به شناخت ما نداره بلکه ما نیاز به شناخت او برای شکر ودفع ضرر احتمال آخرت داریم وهم میتونه یه دستور باشه که ما موظف به انجام آن هستیم
    ویرایش توسط مهدی محامدی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ در ساعت ۰۵:۱۰

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فرق وادیان
    نوشته
    173
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    759



    یک توصیه:
    شما باید تفکر در مسائل راجع به خداوند رو یک زمانی بگذارید که ذهن آماده تر است مثل اوقات صبح وبعد از نمازها وترجیحا در مکانهای مناسب مثل مسجدها،چون در این زمانها ومکانها هم ذهن اضطراب کمتری داره هم این که شیطون کم کارتره؟!

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    باسلام
    اینکه جناب محامدی جواب فرموده اند:خدا ازخلقت خودش هدف داشته درست، هدفش چه بوده؟ که خودش شناخته شود .این
    بیانگر نیاز ه که او در خودش تشخیص داده،پس باز این مطلب با بی نیازی تعارض دارد.
    ضمناً فرموده اید برای تفکر درمسائل خدا رازمانی بگذارید که ذهن آماده باشد(من استنباط می کنم شما مرا دارای تعادل فکری
    فرض نکرده اید). این چه حرفیه ،برادر من ذهنم خیلی هم آماده است وتحصیلاتم هم بالاست.استدلال کنید نه این توصیه را؟
    خدا ، انسان ، عشق این سه امانتی است که بردوش انسان سنگینی می کند.

  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    اول؛ مقصود از هدف فاعل چيزي است که فاعل را به انجام فعل وا مي دارد و درباره اهداف انسان آن را «انگيزه» مي گويند. هدف فاعل در افعال انسان همواره جلب منفعت يا رفع ضرر است. آيا هدف فاعل در آفرينش نيز جلب منفعت يا رفع ضرر است؟ در فرهنگ ديني هدف فاعل به اين معني نفي مي شود، زيرا هر آن چه غير اوست، مخلوق خود اوست.
    حضرت علي(ع) مي فرمايد: «فلسفه آفريدگاري اش نه استوار ساختن پايه هاي سلطنت، نه بيم از عواقب زمان، نه ياري جستن به گاه شورش رقيبان و نه افزون خواهي شريکان و کين توزي دشمنان است که در پيشگاه او همگي آفريدگاني پرورده و بندگاني فرمانبردارند» (نهج البلاغه، خطبه 65 - نهج السعاده، ج 2، ص 351).
    دوم؛ نفي هدف در خصوص خداوند متعال در بند اول، به معناي نفي مطلق هدف نيست، بلکه
    مي توان براي افعال الهي از جمله آفرينش با معناي لطيف تر، هدف اثبات کرد. در مورد خداوند متعال هدف و غايت در افعال خارج از ذات الهي نمي باشد [اين همان مطلبي است که فلاسفه گفته اند در فعل الهي علت فاعلي و غايي يکي است] هدف نهايي در خداوند متعال بر مي گردد به آنچه که لازمه ذات الهي و مقتضاي اسماء حسناي الهي و صفات علياي الهي است به زبان فلسفي هدف خود ذات است و به زباني عرفاني اين که خداوند به جهت حب ذاتش - که به هيچ وجه منقصتي براي او نيست - دوست دارد که صفات او تجلي کند و کاري که انجام مي دهد براي خود اوست چون خودش را دوست دارد و در اين جهت نه اين که نفعي عائدش شود - که او از اين نقص بري است - بلکه چون خودش را دوست دارد، آثار خود را دوست دارد و ايجاد مي کند. پس هدف در خداوند متعال زاييده افعال نيست تا خارج از ذات او جست و جو کنيم و گرفتار نيازمندي او شويم بلکه مقدم بر فعل است و اين همان مطلبي است که در فعل الهي علت غايي و علت فاعلي يکي است.
    سوم؛ خداوند متعال براي رسيدن به غايت اصلي - که خويش، لازمه ذات و صفات و اسماء اوست - از مجاري خاص و ويژه اي عمل مي کند که تحت عنوان سنن و قوانين از او ياد مي شود و البته اين به دليل نقص در قدرت و ذات خدا نمي باشد بلکه مجاري از آنجا که مخلوقات الهي اند ناقص اند، مثلا در سنن الهي اگر انسان بايد از خاک آفريده شود بدين خاطر است که انسان مشروط به خاک است و انسان موجود خاکي است، اين جهت از آن انسان است نه از آن قدرت خدا. در اينجا هم اگر خدا مجاري را انجام مي دهد تا به دنبالش کار ديگري انجام دهد به خاطر محدوديت قدرت او نيست بلکه به خاطر اين است که کار دوم مشروط به تقدم کار قبلي است.
    چهارم، مجموعه برخي آيات قرآن کريم [نگا: انعام، 73 ؛ آل عمران، 191 ؛ مؤمنون، 115 ؛ دخان، 38 ؛ انبياء، 16 - 17] حکايتگر اين حقيقتند که آفرينش جهان به حق است يعني داراي هدفي متناسب با مقام الهي است، پوچ، بيهوده و بي هدف نيست و نه تنها بي هدف نيست حتي هدف غير متناسب با مقام الهي هم نيست، هدف متناسب با فاعل است و چون فاعل، کمال مطلق است، هدفش نيز بايد کمال داشته باشد و از آنجا که خود کل و کمال الکل است، هدف نهايي براي تمام افعال الهي و کل آفرينش جز ذات و مقتضيات ذات او نمي باشد (نگا: معارف قرآن، محمد تقي مصباح يزدي، ج 1 - 3، صص 160 - 165).
    پنجم؛ با توجه به بندهاي فوق: هدف از خلقت تجلي اوصاف و اسماء الهي براساس حب به ذات - که امري موجه و معقول است - مي باشد و براساس آيات و روايات تنها مخلوقي که مي تواند چنان آينه اي باشد که اوصاف و اسماء الهي در او منعکس گردد، انسان کامل و خليفه خداوند است (نگا: راهنماشناسي، محمد رضا کاشفي، دفتر ششم، صص 13 - 43).
    از اين رو، ارکان و عناصري که در اين جهان پديد آمده اند براي پديد آمدن نباتات و گياهانند و گياهان پديد آمده اند تا حيوانات پديد آيند و مقصود از پديد آمدن حيوانات پديد آمدن بدن انسان است و هدف از پديد آمدن بدن انسان، خلقت روح انساني و نفس ناطقه است و نفوس ناطقه، مقدمه پديد آمدن ولي کاملند که خليفه خداست (نگا: اسرار الايات، صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي (ملا صدرا) ، ص 190).
    اين که در برخي روايات و آيات هدف از خلقت انسان عبادت تلقي شده است، اين هدف مياني است، نه هدف غايي و نهايي زيرا عبادت آدمي را در عقل عملي و نظري به کمال مي رساند و در پرتو آن به معرفت خداوند نايل مي شود و در نتيجه اين معرفت به خير مطلقش - که تجلي خيريت او در انسان کامل است - بار مي دهد که مقصود اصلي خلقت است (نگا: شرح توحيد الصدوق، قاضي سعيد قمي، ج 1، ص 81).
    يا اين که گاهي در آيات قرآن آزمايش الهي هدف خلقت انسان مطرح شده است [ملک، 2 ؛ کهف، 7] هدف مياني است زيرا اصل آزمايش عبارت است از فراهم کردن زمينه اي براي فعاليت اختياري شخص تا آنچه را پنهان دارد آشکار سازد يا استعدادش را به فعليت برساند، در پرتو آزمايش الهي است که انسان کامل و خليفه خداوند متعال ظهور مي کند و استعداد و اوصاف الهي اش بروز مي نمايد و به همين دليل است که پيامبران الهي همچون حضرت آدم، حضرت ابراهيم، حضرت يونس، حضرت ايوب و حضرت رسول(ص) آن همه محنت ها کشيدند و با بدترين سختي ها، تنگدستي ها، فقرها، فشارها، آزارها و... آزمايش شدند (نگا: بقره، 35 - 38 و 124 ؛ اعراف، 19 - 25 ؛ صافات ، 99 - 113 ؛ انبيا، 87 - 88 و 83 - 84 ؛ حجر، 6 - 8 ؛ اسراء ، 90 - 93 و...).
    براساس بند سوم، لازمه پديد آمدن انسان کاملي که آيينه تمام نماي اوصاف حق باشد اين است که کسان ديگري نيز يا چيزهاي ديگري نيز پديد آيند تا در طي آن پديده ها و مجاري خاص انسان کامل پديدار شود، از اين رو هيچ اشکال ندارد که خلقت ديگران مقصود بالعرض باشد. به عنوان تقريب به ذهن اگر شما بخواهيد يک دانه برليان را از يک معدن استخراج کنيد، زمين را مي خريد، سال ها زحمت مي کشيد تا به معدن برسيد. در ضمن رسيدن به آن برليان به مقداري سرب، مس و طلا هم برخورد مي کنيد. در اينجا هدف برليان است ولي در ضمن، اينها هم به دست مي آيد و سرانجام براي پيدا شدن آن، مقداري زياد خاک و سنگ هم به دست مي آيد و حتي بايد مقداري از آنها را از بين ببريد تا به هدف اصلي برسيد و بعد هم همه آنها را دور بريزيد چون هدف برليان بوده است.
    بلاتشبيه و با حذف جهات نقص مثال به اعتقاد ما پيدايش انسان کامل و خليفه الهي شرايطي مي خواهد، بايد عالم ماده اي باشد چون خدا اراده اش تعلق گرفته بر اين که خليفه الهي همچون وي مختار باشد و اين اختيار که در انسان لازم است و موجب تکامل او مي شود بايد حتما در عالم ماده باشد از سوي ديگر او براي انتخابش بايد بر سر راه ها و گزينه هاي گوناگوني قرار بگيرد و از اين رو راه هدايت و راه ضلالت بايد وجود داشته باشد، براي اين که انسان آبديده شود نيازمند به آزمايش است پس آزمون هاي سخت و سنگين نيز بايد فراهم شود و... بنابراين هدف نهايي خلقت، آن افراد نمونه اند و بقيه طفيلي آن افراد خلق شده است و از همين رو در برخي روايات آمده که همه چيز براي ما (معصومين) آفريده شده است (معارف قرآن، ج 1 - 3 ، صص 167 - 170 ؛ تفسير موضوعي قرآن کريم، جوادي آملي، ج 14، صص 118 - 120 و 268 و 275 به بعد).
    بنابراين:
    اولا، هدف داشتن خداوند با تقرير و تحليلي که بيان شد هيچ منافاتي با خدايي او ندارد، بلکه خدايي اش اقتضاي داشتن هدف را مي کند.
    ثانيا، خداوند در ايجاد انسان کامل و خليفه الله که تجلي اوصاف و اسماء الهي است نيازمند تحسين ديگران نيست هر چند به دليل فعل خويش مي تواند خود تحسين گر خويش باشد و اين هيچ تضادي با مقام و عظمت کبرياييش ندارد.
    ثالثا، تمامي مخلوقات چه برسد به انسان ها لازمه و مقدمه پديد آمدن خليفه الله است و آنها مقصود بالتبع و بالعرضند.
    رابعا، جهان هستي به خود مي بالد که مقدمه و مجرايي قرار گرفته است براي خلقت آيينه تمام نماي الهي [انسان کامل و خليفه الله].
    خامسا، اين راه و مسير و غايت براي تمامي انسانها باز است و همه آدميان بايد هدف زندگي خويش را با هدف خداوند منطبق ساخته و خويش را به اوصاف و اسماء الهي زيبنده سازند و به سوي خلافت الهي گام بردارند.
    سادسا، وظيفه انسان ها براساس مطالب پيش گفته آن است که با اراده، آگاهي، انتخاب و تلاش مستمر، قوا و استعدادهايش را به فعليت درآورد و بدين وسيله از بودن طبيعي و غريزي به شدن انساني و الهي دست يابد و در نهايت به خلافت الهي موفق شود. در واقع خروج از زيست غريزي و پيوستن به فطرت و برافروختن چراغ خودي. براساس آيات قرآن عواملي که مي توانند انسان را در اين مسير و هدف مدد رسانند عبارتند از: علم و تفکر [مجادله، 11 ؛ زمر، 9] ايمان [عصر، 1 - 2 ؛ حجرات، 6 ؛ انعام، 48 ؛ بقره، 257] و عمل صالح [عصر، 1 - 2 ؛ مريم، 96 ؛ يونس؛ 9 و...].

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم
    ارشاد گرامی این مبحث با شکلی دیگر قبلا دوبار از طرف آرشیتکت گرامی مطرح گردیده .
    ولی مضمون آنها چه بوده و چه ارتباطی با این مبحث داشته

    مضمون آنها ارتباط ذات و صفات الهی بود

    و دلیل طرح این مبحث از طرف اهالی علم کلام از جمله ماتریدی ملاصدرا و علامه طباطبائی همین بود که شما مقصودتان است.

    آن ها با بررسی ارتباط ذات و صفات بدنبال دلیل خلقت جهان و انسان بودند و مطالبی را غلط یا درست بیان کردند.

    آنها در این تفکر بودند که اگر بتوان ذات خداوند را شناخت میتوان دلیل خلقت را فهمید.


    لذا مثلا علامه تمام صفات الهی را بجر علم حکمت و حیات در قدرت تصویر کرد لذا از این توصیف اینطوری بر می آید


    که خداوند جهانیان را برای ظهور صفات الهی از ذات الهی بنیان کرده است.

    البته این ظهور از جنس نیاز نبوده است .

    ایرادی که بنده به این نوع تفکر و تحلیل وارد میدانم گذشته از ارتباط موصوفه بین ذات و صفات این مطلب است که :

    فلسفه و منطقی که ما میشناسیم بر پایه عقلی است که از دنیای مادی سرچشمه گرفته و منبع تائید و یا تکذیب هر امری را باید درسطوح مادی و بر مبنا و معیارهای دنیای مادی لازم است بسنجیم.

    از طرفی خداوند رسولانی را برای هدایت ما فرستاد و ما را با معیارهای دنیای معنوی و ارتباطش با دنیای مادی آشنا کرد ولی با اینکه انسان از وجود عالم معنا آگاه شد باز با معیار و فلسفه مادی به تحلیل دنیای معنوی پرداخت و این قیاسی مع الفارغ و اشتباه است.

    این مطلب خیلی واضح و روشن است مثلا

    در ریاضیات عدد 1 برابر 1 است.
    ولی مثلا در کلاس درس دانش آموزان آیا یک برابر یک است خیر چون اگر اینطور باشد یا همه باید مثلا صفر بگیرند یا همه 20 یا نمره ای دیگر و برابر هم

    برای شناخت خداوند لازم است که :

    1 - انسان مشرف به عالم معنی و معیارهای آن عالم باشد حداقل به اندازه آشنائی با عالم ماده
    2- از علم لازم برای شناخت آن عالم بهره مند باشد بحدیکه بتواند خالق آن عالم را بشناسد.

    با توجه به شرایط فوق

    این امر ممکن نیست.

    اگر مطلبی یا پرسشی تا اینجا هست بفرمائید تا ادامه این مبحث را هم ذکر نمایم.


    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    باسلام تشکرمی کنم اما باز ابهام پا بر جاست .به هر حال بایستی یک استلالی بکنیم که ابهام بر طرف گردد.
    شناخت عالم معنا وخصوصیاتش به مانند عالم مادی برایمان میسر نیست.وقتی ازاین شناخت بی بهره شدیم
    شناخت خالق آن هم برایمان میسورنیست .پس چشمهایمان را باید شستو...........؟؟؟یا اینکه خودمان را ببریم
    توی کوچه های آدرس داده فلاسفه گم کنیم؟؟
    بی صبرانه منظر تفضل حضرتعالی به بنده حقیر هستم.
    خدا ، انسان ، عشق این سه امانتی است که بردوش انسان سنگینی می کند.

  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود