صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *´`* لطایف قرآنی *´`*

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734

    *´`* لطایف قرآنی *´`*




    *´`* لطایف قرآنی *´`*


    میهمان خجلت زده



    مردی به دیدار كسی رفت. تمام روز را در خانە او ماند تا جایی كه صاحبخانه را از حضور خود ناراحت كرد. چون شب شد و هوا رو به تاریكی نهاد، صاحبخانه چراغی نیاورد.


    میهمان پرسید: چراغ كجاست تا روشن كنیم؟


    صاحبخانه گفت:خداوند می فرماید: ﴿…واذا أظلم علیهم قاموا﴾؛ چون شب جامه تیرگی را بر آنها پوشانید، از جا حركت كردند. (سورە بقره،آیە20)


    پس از این سخن میهمان خجالت زده از خانه بیرون رفت.



    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    سوره سجده دار




    علامه حلی در كودكی نزد دایی خود به درس و بحث مشغول بود اما گاهی به سرشت كودكانه ی خود از درس خواندن خسته می شد

    و از نزد دایی خود فرار می كرد . دایی هم دنبال او می دوید ، و چون سریع تر از علامه می دوید ،به او می رسید ،اما همین كه می خواست او را بگیرد علامه حلی یكی از آیه های سجده دار قرآن را می خواند و دایی مجبور می شد به سجده برود .

    به این ترتیب علامه حلی فرار می كرد.


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  5. صلوات ها 5


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    دیوانه نما

    دیوانه نمای عاقلی را نزد معاویه بردند.معاویه گفت:آیا از قرآن چیزی می دانی؟گفت:می‌دانم و بسیار نیكو هم می‌دانم.معاویه گفت:بخوان.چنین خواند:

    «بسم اللّه الرّحمن الرحیم.اذا جاء نصرالله والفتح و رأیت النّاس یخرجون من دین اللّه افواجاً!!»

    معاویه به قصد مچ گیری فریاد زد:صبر كن صبر كن، غلط خواندی،یخرجون غلط است و یدخلون صحیح است.یعنی مردم را می‌بینی گروه گروه در دین خدا داخل می‌شوند.آن مرد بلافاصله جواب داد:این كه می‌گویی مربوط به زمان پیغمبر(ص) بود نه زمان تو.تا تو حاكم مسلمانان باشی مردم گروه گروه از دین خارج می‌شوند.



    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  7. صلوات ها 5


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    نماز اعرابی


    از عربی پرسیدند: در نماز چه میخوانی؟

    گفت:هجونامه ابولهب(سورە تبّت) و نسبنامە خدا (سورە توحید)(1)


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  9. صلوات ها 4


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    مزاح شیخ و ناصر الدین شاه


    جناب آقای شیخ هادی نجم آبادی از جملە روحانیان محترم تهران بود و به اندازه ای عزت نفس داشت كه بیشتر اوقات علناً در حضور شاگردانش می گفت: «من حتی به سلطان هم اعتنایی ندارم». این سخن كم كم به گوش ناصر الدین شاه رسید. روزی شاه تصمیم گرفت، نزد شیخ برود تا هم به شیخ محبت نماید و هم در این باره شوخی با مزه ای با او كند.

    وقتی سلطان از در وارد شد، شیخ در حال نشسته، سری به علامت احترام پایین آورد، ولی از جایش حركت نكرد. ناصر الدین شاه كه قصد تفریح و نیز طبع شعری داشت، گفت:

    ایـها الشیـخ سخندان حكـیـم
    گفته بودی من ندارم از تو بیم
    می توانم گردنـت كردن دو نیم

    شیخ دستهایش را به نشانە تسلیم بلند كرد و گفت: «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».
    شاه از این حاضر جوابی و قافیه «شیطان رجیم» بسیار خندید و به شیخ صلە كافی و وافی داد.


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  11. صلوات ها 5


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    خویشاوندی خجالت آور



    روزی «عقیل» برادر امام علی(ع) در دمشق نزد معاویه نشسته بود.اتفاقاً آن روز عده‌ای از بزرگان شام و حجاز و عراق در آن مجلس حاضر بودند.

    معاویه به خاطر اینكه عقیل را دست بیاندازد و شرمنده كند گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا آیه «تبّت یدا ابی لهبٍ و تب؛بریده باد هر دو دست ابولهب» را شنیده‌اید؟

    گفتند:بلی.

    معاویه گفت:این ابولهب عموی عقیل است.

    عقیل هم بدون معطلی در جواب گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا این آیه «و أمراته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد؛و همسرش در حالی كه هیزم كش دوزخ است و در گردنش طنابی از لیف خرماست» را شنیده‌اید؟

    گفتند:بلی،

    عقیل گفت:این حمالة الحطب عمّه معاویه است.حاضران از این جواب عقیل خندیدند و معاویه ساكت شد.(2)

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ

    منبع:
    1. مجله بشارت، شماره71
    2. همان، شماره 56
    تنظیم : پایگاه اطلاع رسانی تبیان

    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۸۹/۰۶/۲۳ در ساعت ۱۲:۴۶
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    چند لطیفه ی قرآنی

    1

    امام من و امام تو
    پس از شهادت امام صادق علیه السلام ، ابو حنیفه به مؤمن طاق-که از شاگردان آن حضرت بود- به طعنه گفت:
    امام تو از دنیا رفت.
    مومن طاق فورا گفت:
    اما امامک {...من المنظرین...الی یوم الوقت المعلوم }؛اما پیشوای تو (شیطان) از مهلت یافت‌گان است، تا آن روز معلوم.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    2
    آیه‌ای مناسب با سنگ قبر

    سلطان محمود غزنوی، برای خود قبری ساخت و به یکی از نوکران گفت:
    آیه‌ای مناسب پیدا کن تا بر روی سنگ قبر حکّ کنیم.
    نوکر گفت:
    قربان! بنویسید:
    هذه جهنم التی کنتم توعدون: این همان دوزخی است که به شما وعده داده می‌شد.

    این گور تو چنان که رسول خدای گفت

    یا روضه‌ی بهشت است یا کَنده سعیر


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    3
    پرسش ناراحت کننده
    مردی قطعه زمینی در مجاورت زمین شخص دیگری داشت و هر سال، بخشی از زمین را ضمیمه‌ی زمین خود می‌ساخت. روزی صاحب زمین اولی به دومی گفت: علت نقصان و کاستی زمین چیست؟
    دومی: مگر نشنیده‌ای که خدا می‌گوید:
    او لم یروا انا نأتی الارض نقص‌ها من اطراف‌ها...


    آیا ندیدید که ما پیوسته به سوی زمین می‌آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم می‌کنیم!؟
    اولی گفت: پس علت افزونی زمین تو چیست؟
    دومی:
    {...ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء...}؛ این فضل خداوند است، به هر کس (و شایسته ببیند) می‌دهد.
    اولی: آخر چرا زمین تو هر سال بیشتر می‌شود و زمین من کم؟
    دومی:
    {یایها الذین آمنوا لا تسالوا عن اشیاء إن تبد لکم تسؤکم...}؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید !
    از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند.
    ویرایش توسط رزسفید : ۱۳۸۹/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۲:۵۰

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    4
    و والدی بلا ولد

    مردی فرزند خود را به مکتب خانه فرستاد تا قرآن بیاموزد .
    روزی از فرزندش پرسید:به کدام سوره رسیده‌ای؟
    گفت:
    لا اقسم بهذا البلد و والدی بلا ولد؛((قسم به این شهر که پدرم بی فرزند است.))
    پدر گفت:
    به جان من که ، کسی که تو فرزندش باشی ، واقعا بلا ولد است.

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود