صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دختری دوست داره زودتر به اون پسری که در نظرشه برسه باید چی کار کنه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    همه چیز جز امور منفی
    نوشته
    86
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    715

    راهنما دختری دوست داره زودتر به اون پسری که در نظرشه برسه باید چی کار کنه؟




    ممنون میشم جوابمو بدید

    شايد آن روز كه سهراب نوشت: تا شقايق هست زندگي بايد كرد.

    خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.
    بايد اين طور نوشت: چه شقايق باشد، چه گل پيچك و ياس،‌ جاي يك گل خاليست،
    تا نيايد مهدي، زندگي دشوار است.....

  2. صلوات ها 33


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    181
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    959



    سلام

    یعنی از پسری خوشش اومده یا اینکه پسری که مرد آرزوهاش هست ؟

    در هر دو صورت باید اول از همه خدا را واسطه قرار دهد و توکل واقعی به خدا داشته باشد

    اما اینکه چطوری به قول معروف بره خواستگاری پسر !!! والا باید طوری باشه که فکر همه چیز را بکند که خداوند راضی باشد

    می تواند به مادرش بگه مادرش هم به مادر اون پسر یه ندایی چیزی بده که باب آشنایی باز بشه

    -= مهدی جان -==- در انتظارتم =-

    که شد محرم ... و ... یاد مظلوم کربلا که تا قیام قیامت پابرجاست

  5. صلوات ها 29


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    همه چیز در هم
    نوشته
    591
    حضور
    8 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    69
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3955



    به هر حال اون پسر هم بايد دوست داشته باشه به اون دختر برسه .

    اگه اون پسر هم اينو دوست داشته باشه خودش ميره خواستگاري .

    اگه هم دوست نداشته باشه كه ميشه دوست داشتن يه طرفه و مابقي ماجرا ديگه معلومه .


  7. صلوات ها 32


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    520
    حضور
    3 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    77
    صلوات
    3595



    به نظر من كه اصلا دختر نبايد پا پيش بزاره .
    البته با رفتاراي دختر معلوم ميشه كه به طرف علاقه داره ولي اگه پسر واكنشي به رفتارهاي دختر نشون نده و ابراز علاقه و خواستگاري نكنه پس حتما نميخواد يا فكر ازدواج با اونو نميكنه ( البته بستگي به شرايطم داره يه موقع دختر از پسر بالاتره احتمالاين ميره كه پسر جرات خواستگاري از اونو نداره ولي اگه پسري در شان خودش باشه و خيلي خجالتي هم نباشه و واكنشي نشون نده )بهتره دختر ديگه پيگير نشه.

    الهي
    اي كريمي كه بخشنده عطايي , اي حكيمي كه پوشنده خطايي , اي احدي كه در ذات و صفات بي همتايي , اي خالقي كه راهنمايي و اي قادري كه خدايي را سزايي , بذات لا يزال خود , به صفات با كمال خود , به عزت و جلال خود و بعظمت جمال خود , جان ما را صفاي خود ده , دل ما را هواي خود ده , چشم ما را ضياء خود ده و ما را آن ده كه آن به .

  9. صلوات ها 30


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4037



    لازم نیست کاری کنه جز توکل و درخواست صلاح! و هر وقت اون اقا تشریف آورد و رسما خواستگاری نمود میتونه خیلی عاقلانه روش فکر و تحقیق کنه نه این که خواست و احساسش بر اون غلبه کنه و با دید احساسی وارد زندگی شه و بعد ببینه زندگی یه جور دیگه است این آدم همونی هست که من می خواستم! دید باز و عاقلانه برای شروع همین
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  11. صلوات ها 25


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    کامپیوتر، گرافیک، طراحی سایت
    نوشته
    745
    حضور
    1 روز 5 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    2
    گالری
    171
    صلوات
    6203



    سلام

    باید یک نفر را واسطه قرار دهد، و آن واسطه پسر را ترغیب و تشویق به ازدواج با دختر مورد نظر کند، ترجیحا پسر نفهمد که درخواست از جانب دختر بوده و واسطه طوری رفتار کند که انگار دختر از این ماجرا بی خبر است، بعد از ازدواج هم دختر نباید بگوید چون در بعضی موارد این مسئله باعث سرکوفت دختر شده

  13. صلوات ها 27


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    181
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    959



    نقل قول نوشته اصلی توسط razi نمایش پست ها
    سلام

    باید یک نفر را واسطه قرار دهد، و آن واسطه پسر را ترغیب و تشویق به ازدواج با دختر مورد نظر کند، ترجیحا پسر نفهمد که درخواست از جانب دختر بوده و واسطه طوری رفتار کند که انگار دختر از این ماجرا بی خبر است، بعد از ازدواج هم دختر نباید بگوید چون در بعضی موارد این مسئله باعث سرکوفت دختر شده
    دوست گرامی

    بهیچ عنوان این کار درست نیست - اصلا و ابدا
    هرگز نه حودتان کسی را مستقیما تشویق به ازدواج با فرد دیگری کنید و نه هرگز واسطه ای قرار دهید
    به جرات می توانم بگویم تنها درصد بسیار بسیار کمی از کسانی که اینگونه ازدواج کرده اند ازدواج موفقی داشته اند . حالا پدر و مادر انتخاب کنند موضوع فرق می کند اما دیگران هرگز
    ویرایش توسط محمد-1353 : ۱۳۸۹/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۰:۰۷
    -= مهدی جان -==- در انتظارتم =-

    که شد محرم ... و ... یاد مظلوم کربلا که تا قیام قیامت پابرجاست

  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    178



    سلام

    به نظر منم اصلا کار درستی نیست که یکیو واسطه کنه چون فردا اگه اقا پسره فهمید دیگه دختر خانومه کارش زاره
    پس بهترین کار اینه بشینه دعا کنه تا پسره بیاد البته خوب شرایط یه دختر ایجاب میکنه اینجوری باشه و به نظر من این به صلاحشه

  17. صلوات ها 13


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام قاصدک نمایش پست ها
    دختری دوست داره زودتر به اون پسری که در نظرشه برسه باید چی کار کنه؟


    با سلام

    به تايپك 12 اين پست يه نگاهي بندازين


    http://www.askdin.com/showthread.php?t=3983&page=2

    راهنمايي خوبي است


  19. صلوات ها 15


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,068
    حضور
    36 روز 14 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3948



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام قاصدک نمایش پست ها

    دختری دوست داره زودتر به اون پسری که در نظرشه برسه باید چی کار کنه؟

    ممنون میشم جوابمو بدید

    به نام خدا

    زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ كَانَ رَجُلٌ بِالْمَدِينَةِ وَ كَانَ لَهُ جَارِيَةٌ نَفِيسَةٌ فَوَقَعَتْ فِي قَلْبِ رَجُلٍ وَ أُعْجِبَ بِهَا فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ :


    تَعَرَّضْ لِرُؤْيَتِهَا وَ كُلَّمَا رَأَيْتَهَا فَقُلْ

    أَسْأَلُ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ

    فَفَعَلَ فَمَا لَبِثَ إِلَّا يَسِيراً حَتَّى عَرَضَ لِوَلِيِّهَا سَفَرٌ فَجَاءَ إِلَى الرَّجُلِ فَقَالَ يَا فُلَانُ أَنْتَ جَارِي وَ أَوْثَقُ النَّاسِ عِنْدِي وَ قَدْ عَرَضَ لِي سَفَرٌ وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ أُودِعَكَ فُلَانَةَ جَارِيَتِي تَكُونُ عِنْدَكَ فَقَالَ الرَّجُلُ لَيْسَ لِي امْرَأَةٌ وَ لَا مَعِي فِي مَنْزِلِي امْرَأَةٌ فَكَيْفَ تَكُونُ جَارِيَتُكَ عِنْدِي فَقَالَ أُقَوِّمُهَا عَلَيْكَ بِالثَّمَنِ وَ تَضْمَنُهُ لِي تَكُونُ عِنْدَكَ فَإِذَا أَنَا قَدِمْتُ فَبِعْنِيهَا أَشْتَرِيهَا مِنْكَ وَ إِنْ نِلْتَ مِنْهَا نِلْتَ مَا يَحِلُّ لَكَ فَفَعَلَ وَ غَلَّظَ عَلَيْهِ فِي الثَّمَنِ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ

    فَمَكَثَتْ عِنْدَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى قَضَى وَطَرَهُ مِنْهَا ثُمَّ قَدِمَ رَسُولٌ لِبَعْضِ خُلَفَاءِ بَنِي أُمَيَّةَ يَشْتَرِي لَهُ جَوَارِيَ فَكَانَتْ هِيَ فِيمَنْ سُمِّيَ أَنْ يُشْتَرَى فَبَعَثَ الْوَالِي إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ جَارِيَةَ فُلَانٍ قَالَ فُلَانٌ غَائِبٌ فَقَهَرَهُ عَلَى بَيْعِهَا وَ أَعْطَاهُ مِنَ الثَّمَنِ مَا كَانَ فِيهِ رِبْحٌ

    فَلَمَّا أُخِذَتِ الْجَارِيَةُ وَ أُخْرِجَ بِهَا مِنَ الْمَدِينَةِ قَدِمَ مَوْلَاهَا فَأَوَّلُ شَيْ‏ءٍ سَأَلَهُ سَأَلَهُ عَنِ الْجَارِيَةِ كَيْفَ هِيَ فَأَخْبَرَهُ بِخَبَرِهَا وَ أَخْرَجَ إِلَيْهِ الْمَالَ كُلَّهُ الَّذِي قَوَّمَهُ عَلَيْهِ وَ الَّذِي رَبِحَ فَقَالَ هَذَا ثَمَنُهَا فَخُذْهُ فَأَبَى الرَّجُلُ وَ قَالَ لَا آخُذُ إِلَّا مَا قَوَّمْتُ عَلَيْكَ وَ مَا كَانَ مِنْ فَضْلٍ فَخُذْهُ لَكَ هَنِيئاً فَصَنَعَ اللَّهُ لَهُ بِحُسْنِ نِيَّتِهِ

    الكافي ج : 5 ص : 559

    زرعه گفت: مردى در مدينه بود كه كنيز زيبا و كم نظيرى داشت عشق اين كنيز بدل شخصى قرار گرفت شكايت اين عشق و محبت را بحضرت صادق عليه السّلام عرضكرد.

    حضرت فرمود: خود را در سر راه او قرار ده هر وقت او را ديدى بگو «اسأل اللَّه من فضله» از فضل خدا در خواست ميكنم. اين كار را كرد.
    چيزى نگذشت كه براى صاحب كنيز سفرى پيش آمد بهمان مرد مراجعه نموده گفت: تو همسايه من هستى و از همه‏ى مردم بيشتر مورد اعتماد منى برايم سفرى پيش آمده من مايلم كنيز خود فلانى را پيش تو امانت بگذارم.

    آن مرد گفت: من زن ندارم و در خانه‏ام زنى وجود ندارد چطور ممكن است كنيز تو پيش من باشد. گفت: اشكالى ندارد من او را بتو ميفروشم در ضمن تعهد ميكنى كه او را نگهدارى وقتى بر گشتم باز بخودم ميفروشى اگر با او همبستر هم شدى برايت حلال خواهد بود.

    قبول كرد با بهاى گرانى كنيز را خريد. آن مرد بسفر رفت مدتى در مسافرت بود تا بالاخره كارش تمام شد. در اين بين نماينده‏اى از طرف يكى از خلفاى بنى اميه آمد كه براى خليفه كنيز ميخريد او را راهنمائى كردند براى خريدن كنيز فلانى.

    در جواب نماينده خليفه گفت: صاحب كنيز بسفر رفته بزور كنيز را از او خريد از مبلغى كه خريده بود بيشتر داد همين كه كنيز را از مدينه خارج كرد، صاحب سابقش آمد اول چيزى كه پرسيد راجع بكنيز بود كه حالش چطور است. جريان را براى او نقل كرد و تمام پولى كه نماينده خليفه داده بود در اختيار آن مرد گذاشت گفت: اين پولى است كه من گرفته‏ام.

    صاحب كنيز گفت من همان قدر كه قيمت كرده‏ام براى تو مى‏گيرم زيادى مال تو است برادر حلالت باد خداوند بواسطه نيت خوب او هم كنيز را نصيبش كرد و هم سودى برد.
    .
    .
    ویرایش توسط یاسین : ۱۳۸۹/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۱:۰۷

  21. صلوات ها 25


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۸/۲۲, ۲۰:۲۳ : 4

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود