صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پيامبر كدام همسرهايش را طلاق داد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    پيامبر كدام همسرهايش را طلاق داد؟




    همسراني كه پيامبر طلاق داده اند را نامشان را مي خواهم بدانم

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    به نام خدا
    زنانی که پیامبر آنها را طلاق داد یا ایشان را رها کرد و یا از پیامبر جدا شدند بدین قرارند: 1- غزی دختر دودان با کنیه ام شریک که زنی متکبر بود و پیامبر طلاقش داد[1] 2 و 3 و 4– عایشه ، حفصه ، سوده ، بدلیل بد اخلاقی و در مواردی افشای سر پیامبر[2] که با التماس و خواهش های خود و اقوام و خویشانشان پیامبر آنها را بازگرداند 5- عالیه دختر ظبیان، که وقتی مخیر شد بین دنیا و پیامبر دنیا را انتخاب کرد و از پیامبر جدا شد و بعدا با مدری ازدواج کرده فرزند دار شد اما همیشه از اینکه از پیامبر جدا شده ناراحت بود. گویا اینکه توانسته پس از جدایی با کسی ازدواج کند قبل از تحریم ازدواج با همسران پیامبر بوده است.[3] 6- فاطمه دختر شریح که پیامبر را رها کرده و دنیا را گرفت 7- اسماء بنت نعمان که به پیامبر گفت از تو به خدا پناه می برم و پیامبر او را طلاق داد 8- قتیله دختر اشعث بن قیس کندی که پیامبر او را طلاق داده و با عکرمه پسر ابوجهل ازدواج کرد. 9- " عمره" دختر يزيد بن عبيد بن رواس كلابى، برسول خدا خبر رسيد كه او به برص مبتلا است پس با وى همبستر نشده طلاقش داد. 10 – " ليلى" دختر حطيم اوسى كه ناگهانى بر او در آمد و دست خود را بر پشت شانه‏اش زد، پس گفت: من هذا، اكله الاسود،" اين كيست؟ شيرها او را بخورند." گفت: منم دختر حطيم و پدرم خوراك دهنده مرغان، و اكنون نزد تو آمده‏ام تا خود را بر تو عرضه دارم. گفت: تو را پذيرفتم. پس نزد زنانش آمد. پس گفتند: چه بد كارى كردى، تو زنى غيورى و رسول خدا بسيار هوو، راستى بيم داريم كه تو را بد آيد پس بر تو نفرين كند و هلاك شوى، از او بخواه تا عقد را بهم زند، پس نزد پيامبر آمد و خواستار فسخ عقد شد، پس عقد را بهم زد و آن زن داخل باغى از باغهاى مدينه شد و شيرها او را خوردند. [4]
    پیامبر با شماری از همسرانش هرگز همبستر نشد آن جمله بدین قرارند: " خوله" دختر هذيل بن هبيره ثعلبى كه پيش از رسيدن نزد او در راه درگذشت.
    " شراف" دختر دحية بن خليفه كلبى كه نزد آن حضرت فرستاده شد و پيش از ورود درگذشت.
    " سنا" دختر صلت بن حبيب بن حارثه سلمى كه پيش از رسيدن باو مرد.
    " ريحانه" دختر شمعون قريظى كه پيامبر اسلام را بر او عرضه داشت و از كيش يهودى دست برنداشت پس او را براند، سپس اسلام آورد و پيامبر همسرى را باو پيشنهاد كرد و پذيرفت و حجاب بر او زد. پس گفت: اى رسول خدا بلكه مرا بگذار تا كنيزت باشم، و پيوسته كنيزش بود تا وفات كرد.

    [1] - امتاع الاسماع ج 6 ص 46

    [2] - انساب الاشراف بلاذری ج 2 ص 561؛ عیون الاثر ج 2 ص 384

    [3] - شرح الشفا ج 2 ص 386

    [4]- الدر النظیم ، عاملی ، ص 189
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    " اسماء" دختر نعمان كندى از فرزندان" آكل المرار" كه از زيباترين و آراسته ترين زنانش بود، پس زنانش باو گفتند: اگر بخواهى نزد او كامياب باشى، هر گاه بر او در آمدى بخدا پناه بر. پس چون پيامبر در آمد و پرده را انداخت گفت: از تو بخدا پناه مى‏برم. پس روى خويش از او بگرداند و [سپس‏] گفت: [أمن‏] عائذ الله، الحقى باهلك،" پناه برنده بخدا در امان است، به خاندانت ملحق شو." سپس اسماء دختر نعمان كندى را مهاجر بن اميه گرفت، و پس از مهاجر، بعقد قيس بن مكشوح مرادى در آمد.
    " قتيله" دختر قيس بن معدى كرب، خواهر اشعث بن قيس كه پيش از بيرون آمدنش از يمن بقصد مدينه، رسول خدا وفات كرد و عكرمة بن ابى جهل او را بزنى گرفت.
    " جونيه" زنى از كنده غير از اسماء، كه ابو اسيد ساعدى او را بر پیامبر وارد كرد و عايشه و حفصه آرايش و ترتيب كارش را بعهده گرفتند. پس يكى از آن دو به او گفت: راستى‏ رسول خدا از زنى خوشش مي آيد كه هر گاه بر او در آيد و دست خويش را بسوى او دراز كند، بگويد: از تو بخدا پناه مى‏برم، پس چنان كرد، و پيامبر دست خويش را بر روى خود نهاد و رو بدان پوشيده داشت و سه بار گفت: "عذت فعاذت" پناه بردى پس پناه برد."
    سپس بيرون رفت و [ابو] اسيد ساعدى را فرمود كه دو جامه كتان سفيد بدو دهد و او را به خانه‏اش بازگرداند، و چنان گمان برده‏اند كه او از غصه مرد.
    " صفيه" دختر بشامه عنبرى، که پیامبر او را مخير ساخت كه نزدش بماند يا بخانواده‏اش بازگرداند. پس خانواده‏اش را برگزيد و او را بازگردانيد.
    " ضباعه" دختر عامر قيسى كه نزد عبد الله بن جدعان بود، پس طلاقش داد سپس هشام بن مغيره او را عقد كرد و سلمه از او متولد شد پس رسول خدا از سلمه خواستگاريش كرد. سلمه گفت: با خودش مشورت مى‏كنم. گفت: آيا با رسول خدا ازدواج مي كني؟ گفت:‌بله. پس رسول خدا از پيرى وى خبر يافت و از او خوددارى كرد. [1] ناگفته نماند پيامبر با آنكه زينب بنت خزيمه بسيار پير بود و حتي به آن حضرت گفت كه من پيرم و از ازدواج با من بگذر ،‌از آنجا كه به زينب مادر يتميان مي گفتند ،‌پيامبر با او ازدواج كرد تا او را تحت تكفل بگيرد ،‌پس احتمال رد جريان پيامبر و ضباعه كم نيست.

    [1]- ترجمه تاریخ یعقوبی ج 1 ص 454
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۰:۵۴
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    181
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    959



    با عرض تبریک عید سعید فطر

    سلام

    سوالی برایم پیش آمد یا بهتره بگم چند تا سوال !

    اولا در مورد اسما و جونیه به نظر می رسد داستان هر دو یکی بوده درسته ؟
    آیا ممکنه حسادتی از طرف برخی زنان در کار بوده ؟ و در این صورت آیا پیامبر با آنان که چنین حرفی زدند هم برخورد کردند ؟ من یکم درک موضوع برام سخته ... در برخی موارد هم اگه اطلاعات بیشتری باشد خیلی خوبه مثلا غزی که فرمودید متکبر بود یعنی چگونه بود ؟

    بی شک از طلاق های پیامبر عزیز هم می توان درس گرفت


    -= مهدی جان -==- در انتظارتم =-

    که شد محرم ... و ... یاد مظلوم کربلا که تا قیام قیامت پابرجاست

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    جناب محمد-1353 ببخشید که مدتهاس سوال شما بی پاسخ مانده ،حقیقتش این است که دوستان کارشناسان تاریخ، ما را چون مسلم بن عقیل تنها گذاشته و این دست تنهایی بسیار مشکل ساز است گرچه دوست خوبم رضا خیلی خیلی کمک می فرمایند اما انجمن همچنان بدون همراهی کارشناسان به کار خود ادامه می دهد و علت تاخیر در پاسخ شما این است .
    انشاء الله در زمان مناسب پاسخ سوال حضرتعالی داده خواهد شد. در ضمن به دلیل فراوانی سوالات تاریخی و فراموش شدن بعضی از پستها خواهشمند است در صورتی که مدتی طول کشید و پرسش مربوطه بی پاسخ ماند لینک سوال را برای بنده در قالب پیام ارسال بفرمایید.

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ در ساعت ۱۳:۴۰
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482




    همسر دیگر پیامبر که حضرت او را طلاق داد: ريحانة بنت زيد

    بن عمرو بن خنافة بن سمعون بن زيد من بني النضيراست

    و كانت متزوجة رجلا من بني قريظة يقال له الحكم فنسبها بعض الرواة إلى بني قريظة لذلك.

    كانت ريحانة بنت زيد بن عمرو بن خنافة من بني النضير متزوجة رجلا منهم يقال له الحكم. فلما وقع السبي على بني قريظة سباها رسول الله. ص. فأعتقها و تزوجها و ماتت عنده.

    فلما سبيت بنو قريظة عرض السبي على رسول الله فكنت فيمن عرض عليه فأمر بي فعزلت. و كان يكون له صفي من كل غنيمة. فلما عزلت خار الله لي فأرسل بي إلى منزل أم المنذر بنت قيس‏ ثم دخل علي رسول الله فتحييت منه حياء فدعاني فأجلسني بين يديه [فقال: إن اخترت الله و رسوله اختارك رسول الله لنفسه‏].

    فقلت: إني أختار الله و رسوله. فلما أسلمت أعتقني رسول الله و تزوجني و أصدقني اثنتي عشرة أوقية و نشا كما كان يصدق نساءه. و أعرس بي في بيت أم المنذر. و كان يقسم لي كما كان يقسم لنسائه. و ضرب على الحجاب. و كان رسول الله معجبا بها.

    و كانت لا تسأله إلا أعطاها ذلك. و لقد قيل لها: لو كنت سألت رسول الله بني قريظة لأعتقهم. و كانت تقول: لم يخل بي حتى فرق السبي. و لقد كان يخلو بها و يستكثر منها. فلم تزل عنده حتى ماتت مرجعة من حجة الوداع فدفنها بالبقيع. و كان تزويجه إياها في المحرم سنة ست من الهجرة.

    فغارت عليه غيرة شديدة فطلقها تطليقة و هي في موضعها لم تبرح فشق عليها و أكثرت البكاء.

    فدخل عليها رسول الله. ص. و هي على تلك الحال فراجعها. فكانت عنده حتى ماتت عنده قبل أن توفي ص.
    إمتاع الأسماع (1/ 249)، و الإصابة (8/ 87)، و الأعلام (3/ 38).
    الطبقات الكبرى ،ج‏8،ص:103





    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۱:۱۱
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد-1353 نمایش پست ها
    اولا در مورد اسما و جونیه به نظر می رسد داستان هر دو یکی بوده درسته ؟

    باسلام
    بله ظاهرا اسما وجونیه یکی هستند، جونیه کنیه یا لقب پدر اسما بوده که اسماء راهم بااین عنوان معرفی می کردند.ودلیل بنده هم با توجه به این روایت مشخص می شود.

    حافظان اخبار به سلسله سند از حمزة بن ابى اسيد ساعدى ، روايت كرده اند كه وى از پدرش - كه در جنگ بدر شركت داشت - روايت نموده كه گفت : پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - اسماء دختر نعمان جونيه را به همسرى خود در آورد و مرا فرستاد كه او را بياورم .
    حفصه به عايشه گفت :تو براى او حنا ببند!ومن او را آرايش مى كنم !همينطور هم كردند. سپس يكى از آنها به وى گفت : پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - خوشحال مى شود كه وقتى زن بر او وارد گردد بگويد: از تو به خدا پناه مى برم !
    همين كه اسماء بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - وارد گرديد و درب اتاق بسته شد و حضرت پرده را كشيد و دست به طرف او برد، اسماء گفت :
    ((اعوذ باللّه منك ؛ يعنى : از تو به خدا پناه مى برم !)) پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - هم آستين خود را جلو صورت خود گرفت و آن را پوشاند و سه بار فرمود: به خدا پناه بردم ! سپس از اتاق بيرون آمد و به ابو اسيد فرمود: اى ابو اسيد! او را به كسانش برگردان و دو پيراهن كرباسى به او تسليم كن و طلاقش بده .
    اسماء بعد از اين ماجرا، پيوسته مى گفت : اين زن سنگدل مرا فريب داد.
    عبداللّه عمر گفت : هشام بن محمد مى گفت : زهير بن معاويه جعفى روايت كرد كه اسماء از (اين ) غصه مُرد!(1)
    .
    1-اجتهاد در مقابل نصّ،سيّد عبدالحسين شرف الدّين ترجمه : على دوانى،ص17واين روايت را به همين الفاظ، حاكم در شرح حال اسماء دختر نعمان در مستدرك ، جلد چهارم ، صفحه 37 و محمدبن سعد در طبقات ، جلد هشتم ، صفحه 104 و طبرى و ديگران نقل كرده اند.

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ در ساعت ۲۲:۱۷
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد-1353 نمایش پست ها
    آیا ممکنه حسادتی از طرف برخی زنان در کار بوده ؟
    حس حسادت در برخی همسران پیامبر(ص)بوده است که برخی ناسازگاریها را فراهم آورد.از آن جمله است، عایشه به پیامبر(ص) که گفت: «دهانت بوی مغافیر می­دهد، آیا مغافیرورده­ای؟» حضرت فرمود: «خیر نزد زینب شربت عسل خورده­ام. عایشه با این سخن پیامبر(ص) را به سختی انداخت و ایشان خوردن عسل را برخود حرام کرد.[1] که آیه نازل شد:
    «ای پیامبر چرا برای جلب رضایت همسرانت آنچه را خدا بر تو حلال کرده، حرام میکنی؟ . . . »[2]
    البته شأن نزول دیگری برای این آیه مطرح شد.[3] در این حال پیامبر(ص) رازی را با حفصه در میان گذاشت و از او خواست در این مورد با کسی سخن نگوید؛ اما حصفه این راز را با عایشه در میان گذاشت[4] و این افشا کردن راز و توبه نکردن، توطئه این دو زن علیه پیامبر(ص) بود؛[5] اما رفتار پیامبر(ص) با آنها به گونه­ای بود که حتی حاضر نشد، تمام رازی که او افشا کرد، به رخ او بکشد و تنها به قسمتی از آن اشاره کرد.[6] در حقیقت پیامبر(ص) با صبر و تحمل و با تغافل از بیان توطئه آنان بزرگواری خود را بیشتر نشان داد.
    از دیگر نمونه­های ناسازگاری، زمانی که پیامبر(ص) در اتاق عایشه بود، حفصه غذایی برای ایشان آورد، عایشه کاسه غذا را شکست، رسول­خدا بدون هیچ خشمی یکی از کاسه­های عایشه را به جای آن به او داد.[7]
    حفصه و عایشه نسبت به ماریه حساسیت داشتند و از اینکه پیامبر او را بر خود تحریم کرد، بسیار خوشحال شدند؛ به طوری که وقتی پیامبر از حجره حفصه خارج شد، او با مشت به دیوار اتاق عایشه زد و وی را از این خبر مهم آگاه کرد.

    پاورقی
    [1]. همان، ج8ص85 و بلاذری، پیشین، ج1صص424-425.
    [2]. سوره تحریم، آیه1.
    [3]. وقتی حفصه متوجه حضورماریه نزدپیامبرشدناسازگاری کردو سوگندپیامبر مبنی برتحریم ماریه اثر نکرد وحفصه آن را افشاکرد و ابن سعد، پیشین، ج8ص149 و صالحی شامی، پیشین، ج11ص186.
    [4]. ناصر، مکارم؛ تفسیرنمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج24ص275.
    [5]. قرائتی، پیشین، ص54.
    [6]. مکارم، پیشین، ج24ص276.
    [7]. احمد، ابن حنبل؛ مسند احمد، بیروت، دارصادر، ج6ص111.
    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۳:۴۶
    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد-1353 نمایش پست ها
    و در این صورت آیا پیامبر با آنان که چنین حرفی زدند هم برخورد کردند ؟ من یکم درک موضوع برام سخته ... در برخی موارد هم اگه اطلاعات بیشتری باشد خیلی خوبه مثلا غزی که فرمودید متکبر بود یعنی چگونه بود ؟
    اگر پیامبر(ص) از یکی از همسران خود ناسازگاری می­دید، سریع خشم نمی­گرفت. بلکه از راه­های مختلف همچون ترک مراوده و صحبت نکردن موقت و... سعی می­کرد، او را متوجه اشتباه خود کند(1).

    (1). ابن اثیر، پیشین، ج6صص170-171 و مقریزی، پیشین، ج6ص120.

    غربت کده ای که بوی دریا دارد ----- صدخاطره ازغربت زهرا دارد
    برگرد وعلی چشم به راه هست هنوز-- اسراردلش دردل چاه است هنوز
    آن چاه پرازستاره راپیدا کن ---------- آن سینه پاره پاره راپیداکن
    برگرد که بر بهاران می خندند -------- یک عده به انتظارمان می خندند
    اللهم عجل لولیک الفرج

  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    پژوهشگري
    نوشته
    28
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    133



    با عرض سلام خدمت محمد 1353عزیز



    پاسخ به سوال اول:

    درباره جونیه همسر پیامبر اکرم(ص)دودیدگاه وجود دارد:

    دیدگاه اول {یعقوبی می نویسد:جونیه زنی از قبیله کنده بوده وایشان غیر از اسماء می باشد. ابو اسید ساعدی جونیه رابر پیامبر وارد کردامازنان دیگر پیامبر( حفصه وعایشه)بر او حسد ورزیدند به همین دلیل هنگامی که او را آرایش میکردندبه او گفتند هنگامی که پیامبر برتو وارد شد به او بگو از تو به خدا پناه میبرم .پیامبر وقتی این سخن رااز جونیه شنیددست بر صورت خود نهادوفرمود همانابه خدا پناه بردی
    .وسپس بیرون رفت وسرانجام جونیه براثراندوه وغصه مرد}(1).

    دیدگاه دوم {افرادی مانند:واقدی می نویسنداسماء همان جونیه بوده است وچون زیبا روی بوده است حفصه و عایشه بر او رشک میبرند وبه او سفارش میکنند به پیامبر اینگونه بگو...ودرادامه می نویسد اواسماء دختر نعمان بن ابی جون است(2).
    وبنابه گفته هشام بن محمد بن سائب کلبی:پیامبر اسماء دختر نعمان راکه زنی زیباروی بود رابه عقد خویش درآورد.(3)
    واقدی درجایی دیگر می نویسد:هیچ بانویی از همسران پیامبرغیر از جونیه از آن حضرت به خدا پناه نبرد.(4)ودر جای دیگری آورده است پیامبر غیر از جونیه زنی از قبیله کنده رابه همسری نگرفت.(5)

    بنابراینبا توجه به نظر یعقوبی جونیه همسر پیامبربود وبعد از آن دسیسه از غصه مرد.
    و اسماءزن دیگر پیامبرنیز بر اثر دسیسه مشابه از حضرت طلاق گرفت وبه همسری مهاجر بن امیه وسپس قیس بن بن مکشوح مرادی درآمد(6) در نتیجه جونیه و اسماءدو شخص متفاوت با دوداستان مشابه به یکدیگر داشته اند و سرنوشت آنان نیز متفاوت بوده است.

    اما بنا به نظر واقدی این دو نام به شخص واحدی اشاره دارد.


    پاسخ به سوال دوم :

    برخی از زنان پیامبر به دلایل متعددی همچون نداشتن فرزند .زیبایی دیگر زنان.دنیاطلبی و...(7) به دیگر زنانی که این خصوصیات در آنان پر رنگ تر بود حسد می ورزیدند که در مورد مثال فوق زیبایی دلیل بروز حسادت از ناحیه حفصه وعایشه بوده است.


    پاسخ به سوال سوم:

    پیامبر اکرم(ص)در برخورد بااینچنین رفتارهایی از سوی همسران خود برخورد های گوناگونی داشته اند:برخی را طلاق می دادند مانند مثال فوق.وگاهی از آنان به مدت یکماه(8).بیست ونه روز(9) کناره گیری می نمودند . وبرخی را درماندن وطلاق گرفتن مخیر می نمودند.(10)وگاه به زنی که مورد حسادت واقع شده می گفت چرا در جواب دادن کوتاهی کرده ای. مثلا به صفیه که عایشه او رایهودی زاده خطاب قرار داده بود فرمودند:چرا به او جواب ندادی که پدرم هارون وعمویم موسی و شوهرم محمد است(11) که آیه دراین باره نازل شد.(12)ودر موردماجرای جونیه وقتی از پیامبر پرسیدندچه کسی جونیه را به گفتن آن جمله(از تو به خدا پناه میبرم) ترغیب کرده بود.برای اینکه به گونه ای دیگران را ازدخالت در امور زنان خود دور کند وشخص خاصی رانام نبرد فرمودند:آنان همان زنان اطراف یوسف اند و فریب آنان بزرگ است(13)

    جان سخن اینکه پیامبر اکرم(ص)به گونه ای رفتار باهمسران را مدیریت می نمود که هم آنان را از خود راضی نگه میداشت وهم ریشه اختلافات و کدورتها را میخشکاند بطوری که محبوب آنان نیز باقی میماندچرا که وقتی که قرآن آنان را مخیر بین باقی ماندن و ساختن با زندگی ساده پیامبر و طلاق گرفتن وبدست آوردن متاع دنیوی مخیر کرد آنان همگی زندگی با پیامبر را ترجیح دادند((14).



    منابع:



    1.تاریخ یعقوبی.ترجمه ابراهیم آیتی.تهران.علمی وفرهنگی.چاپ ششم.1371ش.ج1.ص455.
    2.طبقات الکبری.واقدی. ترجمه مهدوی دامغانی.تهران.فرهنگ واندیشه.1374ش.ج8.ص148
    3.همان.ص149.
    4.همان.ص148.
    5.همان صص148-149و146
    6.تاریخ یعقوبی.ج1.ص454.
    7.شیوه همسرداری پیامبر(ص)به گزارش قرآن وسنت.احمد عابدینی. تهران.نشر هستی نما.1381ش.صص40و41.
    8.همان.ص52.
    9.همان ص41.
    10.سوره احزاب آیه28و29
    11.شیوه همسر داری پیامبر به گزارش قرآن وسنت.ص46.
    12.سوره حجرات آیه11.
    13.طبقات الکبری. ج8.ص148.
    14.تفسیر القمی.علی بن ابراهیم قمی.موسسه دارالکتاب للطباعه والنشر.ج2.ص172.ذیل آیات 28و29 سوره احزاب.

    پایان هرکتابی،آغازی است برای اندیشیدن آنچه خوانده ایم.

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود