صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا را نمي بينيم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932

    چرا خدا را نمي بينيم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    چرا خدا را نمي بينيم؟



    دانشجویی به استادش گفت:
    استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!

    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    مذهبی
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    209

    چشمک چرا خدا را نمی بینیم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    پاسخ سوال
    اگر منظور از دیدن، دیدن ظاهری و با چشم باشد خیر، خدا را نمی شود دید، هم به حکم عقل و هم به بیان شرع.
    اما به حکم عقل؛ عملیات دیدن و رؤیت از طریق مواجه شدن شیء خارجی با چشم و ارتعاشات نوریارسال و انعکاس امواج نوری صورت می پذیرد؛ یعنی اولاً: باید جسم خارجیه ای باشد؛ ثانیاً: مواجهه و هم جهتی جسم خارجی با چشم. فلذا چشم ما اشیای پشت سر را نمی بیند، درحالی که خداوند نه جسم است و نه دارای ویژگی ها و خصوصیات جسم (همانند مواجهه). لذا هرگز با چشم سر دیده نخواهد شد.
    اما به حکم شرع: قرآن و روایات صریحاً دیدن خدا را غیر ممکن می دانند.
    الف- قرآن: 1. قال: «لن ترانی»، ای موسی هرگز نمی توانی مرا ببینی.[1]
    2. «لاتدرکه الأبصار»، چشم ها او را نمی بیند.[2]
    ب- روایات: «وامتنع علی عین البصیر»؛ یعنی خداوند هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد.[3]«لم ترک العیون»، چشم ها تو را ندیده اند.[4]
    «لاتدرکه العیون بمشاهدة العیان»، دیده ها هرگز او را آشکار نمی بینند.[5]
    ولی اگر منظور از دیدن، دیدن باطنی و علم و معرفت و شهود اسما و صفات حق تعالی باشد، البته به مقدار ظرفیت و استعداد و توان انسان ها، قابل دیدن باطنی است. چنان که امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «لکن تدرکه القلوب»، قلوب و دل ها او را درک می کنند.[6] و در حدیث دیگر است که حضرت امیر (ع) به ذعلب فرمود: و ای بر تو چشم ها او را نمی بینند، لکن دل ها او را می بینند.[7]
    پی نوشتها:
    [1]. اعراف، 143.
    [2]. انعام، 103.
    [3]. نهج البلاغه، خ 49.
    [4]. نهج البلاغه، خ 109.
    [5]. نهج البلاغه، خ 179.
    [6]. نهج البلاغه، خ 179
    [7]. میزان الحکمة، ج6، ص190، ح 12095

    ویرایش توسط محسنان : ۱۳۸۹/۰۷/۱۹ در ساعت ۲۳:۳۳

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    عقاید، برنامه نویسی
    نوشته
    12
    حضور
    12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    این که انسان توفع داشته باشد که همه چیز را ببیند تا باور داشته باشد، توقع خیلی بالائی است چون خیلی چیزها هست که ما نمی بینیم اما از هر چیزی به آنها بیشتر باور و یقین داریم
    ما اتم را ندیده ایم، مغناطیس، و ... را هم ندیده ایم و اساسا این امور دیدنی نیستند بلکه از راه آثار به آنها پی برده اند
    علاوه بر این ها ، مثل زمان، عدد، مکان و خیلی اشیاء دیگر هم هستند که با دقت عمیق، دیده نمی‌شوند مثلا ما روز را نمی‌بینیم بلکه خورشید را می بینیم که بر روی اشیاء اطراف ما می‌تابد و روشن می‌کند و بعد از چند ساعتی دوباره در سمت مشرق پنهان می‌شود و چیزی به اسم روز،‌سال و نظیر آن دیدنی نیست
    یا مثل ایام هفته، ماه، سال و ... را هم نمی‌بینیم مثلا نمی‌توانیم چهارشنبه را ببینیم ولی در عین حال به همه اینها باور داریم چرا که از روی قرائن قطعی به آنها پی می‌بریم
    در نتیجه باید گفت «خدا دیدنی نیست که بخواهیم او را ببینیم چون اساسا جسم و رنگ و شکل ندارد» و این توقع نابجاست.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط سادات نمایش پست ها
    دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!

    با سلام به دوستان عزیز
    منظور این استاد از یک جهت درست می تواند باشد و آن در صورتی است که روئیت قلبی باشد.یعنی انسانی که گناه و معصیت می کند از خدا دوراست در زندگی خدا رو احساس نمی کند.
    .پشت کردن به این معناست نه اینکه اگر ما به خدا پشت نکنیم او را می بینیم .نه خیر خدا قابل رویت نیست «لا تدرکه الأبصار و هو يدرک الأبصار».( سوره انعام آيه103)
    بلکه با حقايق ايماني و با ديده جان حقيقت را مشاهده مي کند. چنان که در کلمات نوراني اميرالمؤمنين(ع) آمده است آن حضرت در جواب مردي که از او سئوال کرد, آيا خدايت را هنگامي عبادت ديده اي؟ فرمود: خدايي را که نبينم عبادت نمي کنم. آن مرد پرسيد: چگونه او را ديده اي؟ فرمود: «ويلک لا تدرکه العيون بمشاهده الأبصار ولکن رأية القلوب بحقائق الإيمان» (نهج البلاغه، خطبه179) «يعني خداوند را چشم هاي حسي نمي بيند و ادراک نمي کند ليکن دل ها با حقايق ايمان او را ادراک مي کنند.» اين شناخت فطري, حضوري و شهودي است.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۸۹/۱۱/۰۳ در ساعت ۰۷:۴۷
    چرا خدا را نمي بينيم؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    سلام مجدد
    در مورد عدم روئیت الهی هم توضیحی عرض کنم و آنهم اینکه:
    از جمله صفاتي كه حاكي از نقص است مرئي بودن است، زيرا لازمة مرئي بودن اين است كه شرايط لازم براي رؤيت در آن تحقق يابد از قبيل:
    الف ـ در مكان و جهت خاصي قرار گيرد.
    ب ـ در تاريكي قرار نداشته باشد و به اصطلاع نوري بر آن بتابد.
    ج ـ فاصلة معيني ميان بيننده و او وجود داشتهباشد.

    روشن است كه اين شرايط از آثار موجود جسماني و مادي است، نه خداي برتر.
    گذشته از اين، خداي مرئي از دو حالت بيرون نيست: يا مجموع وجود او مرئي است، يا برخي از آن؛ در صورت نخست خداواند، محيط، محاط و محدود خواهدبود، و در صورت دوم داراي اجزاء است. و هر دو، دون شأن خداوند سبحان است. آنچه گفته شد مربوط به رؤيت حسّي و بصري بوده و رؤيت قلبي و شهود باطني كه در پرتو ايمان كامل به دست ميآيد از موضوع بحث بيرون است، و در امكان و بلكه وقوع آن براي اولياي الهي جاي ترديد نيست.

    گذشته از امتناع عقلي رؤيت خداوند با چشم سر، قرآن نيز بصراحت امكان رؤيت را نفي كرده است. وقتي حضرت موسي(ع) (به اصرار بني اسرائيل) از خداوند در خواست رؤيت ميكند، جواب نفي ميشنود، چنانكه ميفرمايد: «رَبَّ أَرِني أَنظُرْ أِليكَ قالَ لَنْ تَراني» اعراف/143: [موسي گفت خدايا خودت را به من بنما تا به تو بنگرم، خدا گفت: هرگز مرا نميبيني].

    ممكن است سؤال شود اگر رؤيت خدا ممكن نيست، پس چرا قرآن ميفرمايد: روز قيامت بندگان شايسته به او مينگرند، چنانكه ميفرمايد: «وُجُوهٌ يَومَئِذٍ ناضِرهٌ * إِلي رَبَّها ناظرهٌ» قيامت/21 ـ 22: [در آن روز چهرههايي شاداب به سوي خدا مينگرند]. پاسخ اين است كه مقصود از نگاه كردن در آية كريمه، انتظار رحمت خداوند است، زيرا در خود آيات دو شاهد بر اين مطلب وجود دارد:
    1ـ نگاه را به چهرهها نسبت ميدهد و ميگويد: صورتهاي شاداب به سوي او مينگرند، و اگر مقصود ديدن خدا بود، لازم بود ديدن به چشمها نسبته دادهشود، نه به صورتها.
    2ـ در اين سوره دربارة دو گروه سخن گفتهشده است: گروهي كه چهره درخشان و شاداب دارند و پاداش آنها را با جملة: «إِلي ربّها ناظره» بيان كردهاست، و گروهي كه چهرهاي گرفته و غمزده دارند و كيفر آنها را با جملة: «تَظُنُّ أنْ يُفْعَلَ بها فاقِرَهٌ» قيامت/25 ذكر كردهاست.
    مقصود از جملة دوم روشن است، و آن اينكه، اين گروه ميدانند كه عذاب كمرشكني متوجه آنها خواهد شد و طبعاً در انتظار چنين عذابي خواهند بود. به قرينة مقابلة ميان اين دو گروه، ميتوان به مقصود از آية نخست دست يافت، و آن اينكه. دارندگان چهره هاي شاداب در انتظار رحمت خدا ميباشند، و اين كه ميگويد به سوي خدا مينگرند كنايه از انتظار رحمت است.

    براي آن در زبان عربي و فارسي شواهد بسياري وجود دارد، در زبان فارسي ميگويند: فلاني چشمش به دست ديگري است، يعني از او انتظار كمك دارد. بعلاوه در تفسير آيات قرآن اصولاً نبايد به يك آيه اكتفا كرد، بلكه بايد آيات مشابهي را كه در همان موضوع وارد شدهاند در يك جا گردآورد و از مجموع آنها به مفهوم حقيقي آيه دست يافت. در موضوع رؤيت نيز اگر مجموع آيات مربوط به آن در قرآن و سنت گردآوري شوند، امتناع رؤيت خداوند از نظر اسلام روشن ميگردد.



    پاورقي:

    : آية الله جعفر سبحاني منشور عقايد اماميه
    ------

    چرا خدا را نمي بينيم؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها

    گذشته از اين، خداي مرئي از دو حالت بيرون نيست: يا مجموع وجود او مرئي است، يا برخي از آن؛ در صورت نخست خداواند، محيط، محاط و محدود خواهدبود، و در صورت دوم داراي اجزاء است. و هر دو، دون شأن خداوند سبحان است. آنچه گفته شد مربوط به رؤيت حسّي و بصري بوده و رؤيت قلبي و شهود باطني كه در پرتو ايمان كامل به دست ميآيد از موضوع بحث بيرون است، و در امكان و بلكه وقوع آن براي اولياي الهي جاي ترديد نيست.


    ------
    سلام
    اگر کسی همین اشکالی که شما بر شهود جسمانی وارد کردید بر شهود قلبی وارد کرد چه می فرمایید ؟
    یعنی اگر گفت : اولیاء یا تمام حق را شاهد می شوند یا خیر که اگر تمام باشد خدا محاط می شود و اگر نه که خدا دارای جزء می شود .
    چه پاسخ می دهید ؟
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۸۹/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۰:۱۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    سلام
    من نمی دانم چرا شهود قلبی و شهود جسمانی را از یک سنخ گرفتید تا شبهه مربوطه در خصوص هر دو ساری باشد.
    در ضمن استدلال جناب عمار در امتناع عقلی رویت خدا وندی تام و کامل بود.
    اما دوستان بین رویت و شهود خلط نکنند.
    همچنین بین درک و رویت و شهود! دوتای اول امتناع عقلی دارند اما شهود خداوند از مسلمات است.


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط ashkan62 نمایش پست ها
    من نمی دانم چرا شهود قلبی و شهود جسمانی را از یک سنخ گرفتید تا شبهه مربوطه در خصوص هر دو ساری باشد. در ضمن استدلال جناب عمار در امتناع عقلی رویت خدا وندی تام و کامل بود. اما دوستان بین رویت و شهود خلط نکنند. همچنین بین درک و رویت و شهود! دوتای اول امتناع عقلی دارند اما شهود خداوند از مسلمات است.
    سلام
    مصادره به مطلوب فرموده اید . همین اصطلاحاتی که می فرمایید شرح داده و فرقشان را بگویید و در قالب آن شبهه را نیز جواب دهید تا ببینیم چه می شود ؟
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام اگر کسی همین اشکالی که شما بر شهود جسمانی وارد کردید بر شهود قلبی وارد کرد چه می فرمایید ؟ یعنی اگر گفت : اولیاء یا تمام حق را شاهد می شوند یا خیر که اگر تمام باشد خدا محاط می شود و اگر نه که خدا دارای جزء می شود . چه پاسخ می دهید ؟ موفق باشید
    سلام
    چون این حقیر شبهه را تقویت کردم لازم می دانم برای مشاهده کنندگان این تایپیک جوابی اجمالی بدهم که اغرای به جهل نکرده باشم و اما جواب :
    آنچه مشهود است از مقام ظاهر یا باطن هرچند خدا نیست ( تا خدا محاط شود ) اما از خدا هم جدا نیست بلکه تجلی و ظهور اوست
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    با سلام
    مصادره به مطلوب؟؟؟؟؟؟؟؟
    نه حامدجان ما اهل صادرات و واردات نیستیم.فتامل
    استعمال لفظ شهود جسمانی تقریبا من باب تسامح است.چرا که به نظر حقیر سنخیت شهود از طیف نورانیت است و روشنگی , حتم شده که بعد از اینکه نسبت به امری معرفت کرده باشید احساس یک نوع روشنایی در وجود خود کرده باشید.گویی پرده ایی کنار رفته و مطلبی هویدا شده باشد(البته این حرف هم من باب تقریب محسوس به مشهود است؛چرا که به نظر حقیر روشنایی (نور)ظاهرترین وجود است.و پرده و حجاب خود نفس ظلمانی ما است, که در مسیر تکامل به فضل خدا نور بر وی عارض شده و آن را نورانی می کند.)
    لذاست که شهودات عارفان فقط برای خودشان حجت است.چون نفس انها فقط معرض آن نور بوده , و هم اوست که متنور شده.
    شهود جسمانی (ما یدرک به الحواس المشترک بین الحیوانات) چون جزء ذات انسان است, نمی توان گفت شهودات, لما ذکر.بنابراین استعمال حواس جسمانی دقیقتر است.
    اما در خصوص درک خداوند عز و جل.لامتناع درک العقول کنه ذاته تبارک و تعالی.و هچنین مشهور است که آنچه شما از خدا در ذهن خود درک می کنید, مخلوق شما بوده و چه طور مخلوق شما می تواند خالق شما باشد.
    و در خصوص رویت خدا هم ادله جناب عمار مکفی است.



  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود