صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گوشه هايى از فجايع تلخ در تاریخ شیعه !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب گوشه هايى از فجايع تلخ در تاریخ شیعه !




    با سلام

    شیخ مفید رحمة الله، پرچم دار آزادی اندیشه

    چرا شيخ مفيد(ره) در آثار خويش بر موضوعات حساسيّت برانگيز و بلكه در نهايت حساسيّت، انگشت مى گذارد و در مورد بعضى از آن ها با صراحت و قاطعيّت تمام چنان اظهار نظر مى كند كه چه بسا باعث ناراحتى بعضى از مردمان مى شود؛ آيا نمى توانست مسائل را با احتياط بيش تر و سربسته چنان مطرح كند كه واكنش منفى عده اى را به دنبال نداشته باشد و از طرح بسيارى از مسائل كه چه بسا چندان اهميّتى ندارد - چنان كه بعضى مى گويند و پيشنهاد حذف آن را از كتاب هاى وى مطرح مى كنند - اجتناب مى ورزيد؟!
    اين دقيقاً همان پرسشى است كه مى خواهيم در اين كتاب به دور از هرگونه پيش داورى يا جانب دارى احساساتى و پيراسته از هرگونه تعصب گروهى و فرقه اى - كه آفت پژوهش هاى علمى است - بدان پاسخ دهيم . براى پاسخ بدين پرسش بحث را به شرح زير پى مى گيريم:
    هر اندازه متون و منابع و ابزارهاى شناختِ احوال، ويژگى ها و ابعاد وجودى يك شخصيّت فراوان و بسيار باشد، پژوهش گر را از شناخت محيطى كه آن شخصيّت در آن زندگى كرده و حوادثى كه با آن ها مواجه بوده و قضايايى كه بر فضايى كه در آن تنفس، زندگى و حركت كرده، سايه انداخته است، بى نياز نمى كند؛ خصوصاً اگر اين قضايا مربوط باشد به فكر و انديشه، عقيده و آزادى آن هم از نوعى كه با روح و وجدان آن شخصيّت تماس مستقيم و در تكوين و ساخت فكرى، عقيدتى و عاطفى او دخالت تمام دارد و به ويژه اگر اين شخصيّت از لحاظ آگاهى، شعور و احساسات و عواطف و از حيث مسئوليّت پذيرى در برخورد با آن قضايا و موضع گيرى آگاهانه و مسئولانه در قبال آن، سرآمد دوران باشد .
    ما كه در صدديم تا گوشه اى از شخصيّت شيخ مفيد را بشناسيم، بايد پيش از هر چيز، بر آن بخش از اين مسائل نظر اندازيم كه بيان گر مشكلات بزرگ و معركه هاى دشوارى است كه آزادى بيان، انديشه و عقيده به شكل خاص، در آن دوره از آن گذر كرده و نيز گوشه اى از تيره بختى و مظلوميّتِ آزاديخواهان و پرچم داران آزادى و مشكلات و مصايبى را كه در اين راه متحمل شدند آشكار مى كند . به ويژه آن بخش كه به بيان ارتباط عاطفى با مسائل اهل بيت(ع) على الخصوص حادثه عاشورا و عيد غدير، مربوط مى شود .

    دوره اى كه شيخ مفيد(ره) در آن به سر مى برد از سال 338 هجرى قمرى شروع و تا سال 413 هجرى قمرى، يعنى حدود 76 سال ادامه داشت .
    ما در اين پژوهش از سال 349 هجرى قمرى تا سال 408 هجرى قمرى، يعنى حدود شصت سال را به دو دليل برگزيده ايم:
    1 . با بررسى اين دوره مى توانيم بخش اعظم زندگى شيخ مفيد(ره) را كه در آن با آگاهى و مسئوليّت با حوادث برخورد كرده، مورد بررسى قرار دهيم .



    2 . چنان چه حادثه عاشورا و عيد غدير را از زمانى كه در بغداد پايتخت خلافت اسلامى رخ داده؛ يعنى از سال 352 هجرى قمرى، مورد بررسى قراردهيم، خواهيم ديد كه اين برهه پر است از حوادث و مشكلات و مصايب فراوان خصوصاً كه شيعه در اين دوره، در محله هاى كرخ و باب الطاق بغداد مشكلات و بلاياى فراوانى متحمل شده اند؛ زيرا اين دو منطقه شيعه نشين، صحنه بسيارى از مصايب و بلايا بود و ده ها بار دچارآتش سوزى و مورد يورش و تهاجم قرار گرفت تا چه رسد به قتل و سوزاندن مردان، زنان و كودكان، فقط به جرم اين كه مردم مى خواستند همه ساله عواطف و احساسات صادقانه خود را در قبال فاجعه عاشورا بيان دارند و محبت خود را به اهل بيت پيامبر(ع) و وفاى به عهد خود به پيمان ولايت در روز غديرخم اظهار نمايند .


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    قربانيان بى گناه

    در اين پژوهش كوتاه به بيان سى مورد از حوادثى كه در خلال اين دوره شصت ساله رخ داده است بسنده خواهيم كرد .
    اين نكته را نيز بيان مى داريم كه تمامى متونى كه در اين باره آورده ايم، از مورخانى است كه نه تنها با شيعيان و رافضيان - چنان كه براى بعضى خوشايند است - تعاطف و ملايمت نمى ورزند، بلكه شديداً نسبت به اينان بغض و كينه دارند و ظالمانه و با شيوه اى كينه توزانه هيچ فرصتى را از دست نمى دهند مگر اين كه با عيب جويى و بدگويى از شيعيان، انواع تهمت هاى باطل را نثار آنان كرده، با صراحت تمام مطالبى بر زبان مى آورند كه بيان گر زشتى و سوء عقيده اينان باشد .


    در اين نمونه هاى سى گانه خواهيم ديد كه اين مورخان تصريح يا اشاره دارند كه 23 مورد شيعه قربانى و مخالفانشان متجاوز و آغازگر تهاجم، قتال و اعمال قبيح و شكننده اى بودند كه حرث و نسل را از بين مى برد .
    هدف مهاجمان از ارتكاب اقدامات ناشايست اين بود كه شيعيان را از اظهار احساسات و عواطف صادقانه خود در برابر فداكارى امام حسين(ع) در روز عاشورا و ولايت على و اهل بيت(ع) به مناسبت روز غدير باز دارند .

    نمونه ها

    اينك مى پردازيم به بيان اين موارد سى گانه بر حسب ترتيب تاريخى آن ها:


    1 . در سال 349 هجرى قمرى: درگيرى وحشتناكى بين شيعه و سنّى در بغداد روى داد . نماز در مساجد تعطيل شد مگر در مسجد «براثا» كه رافضيان بدان پناه مى بردند .
    بنى هاشم اين فتنه را برانگيختند .

    معزالدولة بن بويه، آنان را بازداشت كرد . در نتيجه فتنه فرو نشست و فرداى آن روز، از زندان آزاد شدند .
    بنابراين، فتنه گران، بنى هاشم بودند .
    روشن است كه منظور مورخان از بنى هاشم، بنى عباس است و اين دلالت بر عمق كينه و كراهت آنان از شيعه است .



    ادامه دارد!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ در ساعت ۰۱:۵۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521





    2 . در سال 353 هجرى قمرى: روز عاشورا هم چون سال اوّل تا ظهر در بغداد گرامى داشته شد . در نتيجه بين اهل سنّت و رافضيان آشوب عظيمى رخ داد و گروهى مجروح شد و اموال مردم به غارت رفت .
    از اين متن به دست مى آيد كه مراسم روز عاشورا تا ظهر به حال عادى ادامه داشت، سپس اين فتنه روى داد .

    اين مطلب نيز روشن است كه برهم زدن مراسم به مصلحت شيعيان - كه آن را برپا كرده بودند - نبود . همين امر بيان مى دارد كه ديگران يورش بردندو اين فتنه را به پا كردند .
    از سوى ديگر، گفتار ابن تغرى بردى كه به دنبال مى آيد، اشاره دارد كه سنيان عادت داشتند كه در موقع برپايى مراسم از سوى شيعيان دست به تحركاتى بر ضدّ آنان بزنند؛ امّا در سال 354 هجرى قمرى به سبب ترس از معزالدوله دست به اين تحركات نزدند .



    3 . سال 354 هجرى قمرى: در اين سال نيز مانند سال گذشته مراسم عزادارى عاشورا در بغداد برپا شد؛ امّا سنّيان به دليل ترس از معزالدوله دست به تحرك و اقدامى بر ضدّ شيعيان نزدند .
    اين سخن ابن تغرى بردى است؛ امّا ابن كثير حنبلى تصريح دارد كه در اين سال نيز بين سنّى هاى حنبلى و شيعه در بغداد درگيرى هايى صورت گرفت .

    او مى گويد:
    رافضيان در روز دهم محرم اين سال هم چون سال هاى پيش مراسم عزادارى و بدعت هاى خود را برپا كردند، بازارها تعطيل شد . .
    زنان نقاب از چهره برداشتند و با موهاى پريشان از خانه ها بيرون آمدندو در كوچه و بازار در ماتم حسين(ع) نوحه سر دادند و بر سر و صورت خود زدند . اين گونه كارها تكلف است و در اسلام بدان نيازى نيست .
    اگر چنين كارهايى پسنديده بود، همانا كه برترين مردم در طول قرن ها و رئيس امت مسلمان و بهترين آن ها، چنين مى كردند، چه آنان اولايند كه:
    ولو كان خيراً ما سبقونا إليه، در حالى كه اهل سنّت پيروى مى كنند نه بدعت گذارى .
    اهل سنّت بر رافضيان چيره شدند و به طور ناگهانى به مسجد آنان، (مسجد براثا كه لانه رافضيان بود) حمله بردندو بعضى از كسانى را كه از اين قوم در آن بودند كشتند .
    بنابراين، معلوم مى شود كه سنّيان مسجد شيعه را به طور ناگهانى مورد هجوم و يورش خود قرار دادند و كسانى را كه در آن بودند، كشتند .
    ما نمى خواهيم در اين جا در صحت استدلال ابن كثير در مورد عدم جواز برپايى مراسم عزادارى عاشورا، با وى مناقشه كنيم؛ امّا بر آنيم كه خواننده گرامى را به كتابى راهنمايى كنيم كه علّامه امينى با عنوان سيرتنا وسنتنا درباره مجالس عزادارى سيّدالشهدا و نيز مجالس سوگوارى يى كه از سوى شخص رسول اكرم(ص) برگزار مى شد، تأليف كرده است .
    علّامه امينى در اين كتاب متون فراوانى از ده ها منبع مورد اعتماد جمع آورى كرده كه بر جواز برپايى چنين مراسمى دلالت دارد .
    تذكر ديگرى نيز يادآور مى شويم و آن اين كه: شخص ابن كثير به بدعت روز غار و روز مصعب بن زبير از سوى اهل سنت تصريح كرده است .
    اين مطلب را به زودى خواهيم آورد .

    ادامه دارد!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    4 . در سال 355 هجرى قمرى: آن گاه كه سپاهيان خراسان با ركن الدوله جنگيدند، گروهى از آنان تكبير گويان وارد شهر شدند، گويا با كافران مى جنگيدند و هر كس را به زى ديلم يافتند، كشتند و مى گفتند: اينان رافضيان هستند .
    بنابراين، آنان معتقد بودند كه: ريختن خون رافضيان حلال است و صرف نسبت دادن رفض به مردمانى، قتل و كشتار آنان را توجيه مى كند .



    5 . در سال 361 هجرى قمرى: آن گاه كه مردم از خبر حمله روم به جزيره، نصيبين و ديار بكر آگاه شدند، براى جنگ با آنان مجهز و آماده گشتند . چون همگان براى جنگ آماده شدند، بين رافضيان و اهل سنّت، فتنه شديدى درگرفت .
    اهل سنّت خانه هاى رافضيان را در محله كرخ به آتش كشيدند و گفتند: تمامى شر از سوى شماست .
    اين متن آشكارا دلالت دارد كه اهل سنّت بر ضدّ شيعيان شوريدند و آنان را متهم كردند كه شما منبع تمامى شر و فساديد! نمى دانيم كه چگونه شيعيان منبع تمامى شر و فسادند و در تجاوز روميان به جزيره، نصيبين و ديار بكر چه گناهى مرتكب شده اند؟
    ادامه دارد!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    6 . در سال 362 هجرى قمرى: به دليل تجاوز روميان بر ضدّ مسلمانان رافضيان در بغداد مجالس سوگوارى برگزار نكردند . در اين سال عزالدوله بختياربن بويه در واسط بود و سبكتكين حاجب بغداد . وى به اهل سنّت گرايش داشت . از اين رو رافضيان را از برگزارى مجالس منع كرد .
    ملاحظه مى فرماييد كه سبكتكين نفوذ و شوكت خود را به كار مى گيرد تا مردم را از آزادىِ بيانِ عواطف و احساسات و انجام مراسم دينى و شعاير مذهبى بازدارد .



    جنايت وحشتناك


    7 . در سال 362 هجرى قمرى: محله كرخ بغداد، در آتش سوخت . علت آن بود كه: صاحب المعونه، مردى از عامّه (اهل سنّت) را كتك زد و او مرد .
    عامّه و گروهى از تركان بر ضدّ او شوريدند . وى از دست آنان فرار كردو وارد خانه اى شد .
    او را دست گير كردندو كشتند آن گاه جسدش را آتش زدند . وزير، ابوالفضل شيرازى كه در سنّى گرى تعصب شديدى داشت، سوار بر مركب شد و حاجب خود را به سوى مردم كرخ گسيل داشت .
    وى خانه هاى آنان را آتش زد .
    بخش بزرگى از خانه ها و اموال مردم در آتش سوخت . از آن جمله بود: سى صد دكان، 33مسجد، هفده هزار نفر .
    به نظر ابن خلدون، اين رقم به بيست هزار نفر مى رسد .
    عبارت ابن جوزى چنين است:
    صاحب المعونه در ماه رمضان در محله كرخ كشته شد . آن گاه ابوالفضل شيرازى - كه معزالدوله وى را به جانشينى وزير انتخاب كرده بود - كسى را فرستاد كه از بازار مال فروشان تا بازار ماهى فروشان را آتش زد .
    اموال فراوان و نيز گروه زيادى از مردان، زنان و كودكانى كه در خانه ها و حمام ها بودند، در آتش سوختند .
    هفده هزار نفر، سى صد دكان، 320 خانه كه اجاره ماهيانه آن 43000 دينار مى شد و از جمله 33باب مسجد در آتش سوخت .

    آن گاه كه ابو احمد موسوى، نقيب طالبيان به وزير مذكور اعتراض كرد و بين آن دو مناظره اى در مورد آن چه كه بر شيعه وارد شده بود درگرفت، نتيجه اين اقدامات آن شد كه: وزير وى را از نقابت عزل كرد .
    نمى خواهيم اقدام صاحب المعونه را در قتل آن مرد تأييد يا رد كنيم، بلكه مى خواهيم فرض كنيم كه وى در اين اقدام خود، كارِ به جايى كرد . هم چنان كه بر آن نيستيم كه عامه را در كشتن قاتل تبرئه كنيم، بلكه به عنوان جدل فرض مى كنيم كه آنان اشتباه كردند و هم آنان متجاوز بودند،
    آن چه مى خواهيم بيان كنيم اين مطلب است كه: بنگريد به اين آقاى وزير كه خود را امين جان و مال و آبروى مردم قرار داده، گناه كاران را نمى طلبد تا آنان را مجازات و به كيفر اعمال نادرست آنان برساند و حتى حاضر نمى شود كه تحقيق كند تا ببيند حق با كدام طرف است؟!
    بلكه وى بدون هيچ گونه تحقيقى در اين باره، بى گناه را به جرم جنايت كار مؤاخذه كرده و هفده هزار يا بيست هزار انسان را در آتش مى سوزاند؟!
    ما نمى دانيم كه چگونه جايز است كه چنين اقدام وحشيانه اى انجام دهد؟
    همين طور كه نمى دانيم با چه مجوزى مساجد، خانه ها، اموال و دكان هاى مردم را به آتش كشيد؟!
    آن گاه كسى را كه به اين اقدام ناشايست وى اعتراض كرد، با عزل از نقابت مسلمانان پاداش داد؟!

    اگر وى اين اقدامات را به دليل تعصب شديدى كه در سنّى گرى داشت انجام داد، آيا چنين فردى صلاحيّت لازم براى عهده دار شدن امور مسلمانان را دارد؟! و آيا مى تواند امين خون، مال و آبروى مردم مسلمان باشد؟!
    اگر وزير اين گونه با مردم بى گناه برخورد مى كند، پس كسانى كه دچار مصايب و مشكلات مى شوند و با ظلم و ستم و تعدى ستم گران روبه رو مى گردند، به چه كسى پناه برند؟! ما پاسخ اين پرسش را نمى دانيم شايد تنها جناب وزير است كه مى تواند بدان پاسخ دهد .

    ادامه دارد...
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نمايشى از جمل

    8 . ابن اثير در حوادث سال 363 هجرى قمرى مى گويد
    ابوتغلب بن حمران وقتى به نزديكى بغداد رسيد عيّاران در شهر و اهل شر و فساد در ناحيه غربى آن شورش كردند .
    بين شيعه و سنى فتنه بزرگى درگرفت . ساكنان سوق الطعام - كه سنّى مذهب بودند - زنى را بر شتر نشاندند و او را عايشه ناميدند، يكى خود را طلحه و ديگرى زبير ناميد و با گروه مقابل به جنگ پرداختند و مى گفتند: با ياران على بن ابى طالب مى جنگيم .
    سخنان ديگرى نيز از همين قبيل بر زبان آوردند . اين در حالى بود كه ناحيه شرقى شهر در امن و امان به سر مى برد؛ امّا ناحيه غربى آن آشوب زده بود . .
    ابن خلدون نيز بدين حادثه اشاره كرده است . اين نمايش شرم آور و ننگين، بار ديگر در سال 375 هجرى قمرى و آن گونه كه به دست مى آيد در همين روز عاشورا تكرار شد .
    ابن خلدون تصريح كرده كه آشوب طلبان مى خواستند با اين كار خود، وزير را به خشم آورند .



    ما نمى دانيم چگونه راضى شدند كه نقش باغيان و سركشان از فرمان امام عادل را بازى كنند و معركه اى براى وزير خويش مثال آورند و نقش كسانى را بازى كنند كه - همان گونه كه معلوم است و همگان مى دانند - در آن معركه جان باختند و به سختى شكست خوردند .
    بار ديگر از اين جريان سخن خواهيم گفت .

    9. در اواخر سال 363 هجرى قمرى: حادثه ديگرى به وقوع پيوست كه از حادثه قبلى وضع بهترى نداشت . ابن اثير در اين باره مى گويد:
    عامّه اهل سنّت به قصد يارى سبكتكين برآشفتند؛ زيرا وى سنى مذهب بود . سبكتكين آنان را خلعت داد و كسانى را به عنوان سركرده و فرمانده بر آنان گماشت . آنان بر شيعيان تاختند و با آنان جنگيدند و خون ها بر زمين ريخت .
    محله كرخ براى بار دوم سوخت و اهل سنّت پيروز شدند .
    ابن كثير مى گويد:
    اهل سنّت بر شيعه غالب شدند و كرخ را براى بار دوم آتش زدند؛ زيرا اين جا محله رافضيان بود .
    در اين باره به اين مطلب اشاره مى كنيم:
    اوّلين چيزى كه در اين جا نظرمان را به خود جلب مى كند، اين است كه: يارى سبكتكين از سوى اهل سنّت به اين برمى گردد كه وى سنّى مذهب بود و نه به دليل عدالت، استقامت و انصاف و دادِ وى .
    اين متن تصريح دارد كه چون اهل سنّت اين اهتمام سبكتكين را در مورد خود مشاهده كردند و خويش را قدرتمند يافتند و از سوى ديگر به مناصب دولتى نايل آمدند، نه تنها شكر خداى را به جاى نياوردند و در جهت نشر و گسترش امنيت و عدالت در جامعه اقدام نكردند، بلكه طغيان ورزيدند و دست به تجاوز زدند، بر شيعيان تاختند و با آنان جنگيدند و خون هايى را به ناحق بر زمين ريختند، خانه هاى شيعيان و اموال آنان را در محله كرخ به آتش كشيدند، بدون اين كه هيچ گونه توجيه يا دليل قانع كننده اى داشته باشند .
    آن چه در اين جا تعجب ما را برمى انگيزد، تعليل ابن كثير است كه در بيان سبب به آتش كشيدن محله كرخ مى گويد: «زيرا اين جا محله رافضيان بود . » آيا همين كه محله رافضيان - به قول وى - بود، مى تواند موجب به آتش كشيدن آن باشد و آيا هيچ حرمتى براى آن باقى نمى ماند؟!

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۲:۳۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    10 . در سال 364 هجرى قمرى: گروه هايى از عيّاران تشكيل شد كه از رسيدن آب به محله كرخ جلوگيرى كردند .
    در ميان آنان فرماندهى بود معروف به اسود الزبد .
    همان گونه كه روشن است، مردم محله كرخ در آن زمان، به تمامى شيعه امامى بودند و در ميان آنان يك نفر سنّى هم زندگى نمى كرد .
    قطع آب از امورى است كه نه عقل بدان رضايت مى دهد و نه وجدان، اين در مورد كافران و مشركان است چه رسد به مسلمانان و مؤمنان خصوصاً كه در ميان آنان كودكان شيرخوار، زنان، خردسالان و پيران سال خورده اى هم باشند .

    11 . در همين سال (364 هجرى قمرى): ابن بقيه معروف به ابن ابى عقيل صاحب شرطه (رئيس پليس) كه از سوى سبكتكين اين منصب را عهده دار بود، پيروز شد .
    وى كه از اهل سنّت بود، گروهى از شيعيان را كشت و خود محكوم به قتل شد . او را در ميدان محله كرخ در ميان مردم كشتند .
    همين امر موجب گرديد تا عيّاران بر شدت شورش و فتنه انگيزى خود بيفزايندو فساد و تباهى دوباره فراگير شود .

    بازرگانان بر جان و مال خويش هراسان شدند . .
    ملاحظه مى فرماييد كه صاحب شرطه (رئيس پليس) كه امين خون، مال و ناموس مردمان است، خود، آنان را به خاك و خون مى كشد و نه يك يا دو تن، بلكه گروهى را تنها به اين جرم مى كشد كه از نظر مذهبى مخالف اويند و حتى با مجازات اين مجرم، اضطراب و آشوب جامعه را فرامى گيرد و مردم در مورد جان و مال خود دچار خوف و هراس مى شوند .

    ادامه دارد...
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    12 . در سال 367 هجرى قمرى: به عضد الدوله گفته شد: به سبب مرض طاعون و فتنه هايى كه به دليل رافضى گرى و سنّى مذهب بودن بين مردمان درگرفته، و آتش سوزى ها و جريان سيل ها، جمعيّت بغداد بسياركم شده است .
    او گفت: همين قصه پردازان و واعظان مردمان را تحريك مى كنند . سپس مقرر كرد كه در تمام بغداد نه احدى قصه پردازى كندونه احدى مردمان را موعظه كند و نه احدى به نام صحابه از مردم گدايى كند .



    روشن است كه قطعاً قصه پردازان از رافضيان نبودند . هم چنين گدايى به نام فاطمه و على(ع)، نه احدى را تحريك مى كرد و نه عصبيّت مردمان را برمى انگيخت؛ زيرا همگان دست كم از ديدگاه عقيدتى، بر لزوم گرامى داشت، محبت و احترام اهل بيت(ع) اتفاق نظر داشته و دارند .



    پس روشن مى شود كه كسانى بودند كه به قصد تحريك شيعيان و ايجاد تشنج و تنش در جامعه، به نام بعضى از صحابه كه با على(ع) جنگيده بودند، مثل: معاويه، طلحه و زبير، گدايى مى كردند .
    اين كارشان هيچ توجيهى جز فتنه انگيزى و بيمارى درونى و بى تقوايى نداشت .
    نتيجه اين شد كه به سبب اين فتنه انگيزى ها و ساير عواملى كه در متن بدان اشاره شده، جمعيّت بغداد بسيار كاهش يابد
    ادامه دارد...
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    يك نمايش ديگر

    13 . در سال 375 هجرى قمرى: در روز عاشورا، بنا بر عادت رافضيان، بدعت زشت برپايى مراسم انجام شد .

    در بغداد، بين اهل سنّت و رافضيان فتنه عظيمى درگرفت . هردو گروه كم خرد بودند يا بى عقل و به دور از سداد .


    علت درگيرى آن بود كه گروهى از اهل سنّت، زنى را بر شترى سوار كردند و او را عايشه ناميدند و يكى را طلحه و يكى ديگر را زبير و گفتند: با ياران على مى جنگيم . در نتيجه اين فتنه گروه زيادى از دو طرف كشته شدند .

    بنگريد به شيوه اين مورخ در بيان و عرضه حادثه و زشتى گفته هاى وى در مورد رافضيان - به تعبير وى - فقط و فقط بدين سبب كه در مذهب و اجتهاد با او اختلاف نظر دارند .
    شگفتى ما از اين تهاجم زشت وى است كه هر دو گروه را برابر مى داند؛ زيرا فرق زيادى است بين كسى كه عملى انجام مى دهد كه از ديدگاه شرعى، آن را مشروع و پذيرفته شده مى داندو از نظر وى اقدامى است انسانى و حق مسلّم و برخوردى با جنبه عقيدتى و فكرى ندارد و اين مشروعيّت را با بسيارى از دلايل و براهين قانع كننده اى كه در زمينه احتجاج كافى مى داند، اثبات كرده است و كسى كه خود را مبتدع و جنايت كار مى بيند و در اقدام خويش از موضع حقد و كينه و تعصب و به منظور جريحه دار كردن عواطف ديگران و تجاوز بر آزادى ها و كرامت هاى آنان حركت مى كند .

    ميل داريم در اين جا به ابن كثير كه اين سخن را گفته، يادآور شويم كه خود وى پيش از اين گفت: اهل سنت پيروى مى كنند، نه بدعت گذارى، امّا خودش در اين جا اقرار دارد كه آنان اهل بدعتند و نه اهل پيروى . به زودى مطالبى در اين باره خواهيم آورد .

    من نمى دانم آيا در اين نمايش، جريان حَوْأَب (و پارس سگانِ حوأب) و نيز ساير مسائلى را كه در واقعه جَمَل روى داد، بازسازى كردند يا نه؟!


    14 . سال 382 هجرى قمرى: در دهم محرّم اين سال، وزير ابوالحسن على بن محمّد كوكبى معروف به ابن المعلم كه بر سلطان چيره شده بود به اهل كرخ و باب الطاق؛ يعنى، رافضيان، دستور داد كه چيزى از آن بدعت ها را انجام ندهند .
    ابن المعلم مى خواهد از موضع قدرت بر رافضيان فشار آورد و بدين وسيله آنان را از برپايى شعاير مذهبى و بيان و اظهار عواطف و احساسات خويش در قبال اهل بيت و خاندان پيامبر(ص) بازدارد!
    ادامه دارد...
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۳:۱۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    علت درگيرى آن بود كه گروهى از اهل سنّت، زنى را بر شترى سوار كردند و او را عايشه ناميدند و يكى را طلحه و يكى ديگر را زبير و گفتند: با ياران على مى جنگيم . در نتيجه اين فتنه گروه زيادى از دو طرف كشته شدند . بنگريد به شيوه اين مورخ در بيان و عرضه حادثه و زشتى گفته هاى وى در مورد رافضيان - به تعبير وى - فقط و فقط بدين سبب كه در مذهب و اجتهاد با او اختلاف نظر دارند . شگفتى ما از اين تهاجم زشت وى است كه هر دو گروه را برابر مى داند؛ زيرا فرق زيادى است بين كسى كه عملى انجام مى دهد كه از ديدگاه شرعى، آن را مشروع و پذيرفته شده مى داندو از نظر وى اقدامى است انسانى و حق مسلّم و برخوردى با جنبه عقيدتى و فكرى ندارد و اين مشروعيّت را با بسيارى از دلايل و براهين قانع كننده اى كه در زمينه احتجاج كافى مى داند، اثبات كرده است و كسى كه خود را مبتدع و جنايت كار مى بيند و در اقدام خويش از موضع حقد و كينه و تعصب و به منظور جريحه دار كردن عواطف ديگران و تجاوز بر آزادى ها و كرامت هاى آنان حركت مى كند .
    سلام علیکم
    با عرض معذرت از استاد بزرگوار
    خواهشی دارم و آن اینکه اگر مقدور بود تا فجایع این اواخر این مبحث را ادامه دهید.

    متاسفانه موج شیعه ستیزی در ممالک اسلامی این دهه های اخیر بیشتر شده و این درحالی است که همین اهل سنت افراطی حنبلی و حنفی در کشورهای عربی - پاکستان و افغانستان بالاخص دارندمیبینند که هم مذهبشان بدست اسرائیلیان کشته میشوند ولی بجای مدد به آنها
    1- بهشان خیانت می کنند
    2- بجای جنگ با دشمن خودشان حداقل کشتار شیعیان را سرلوحه کار خود قرار داده اند.

    در نتیجه این موضوع کاملا واضح است که کشتار شیعیان با این دیدگاه و مرام و مسلک در حقیقت توسط مشرکین خودفروش و ذلیل غربیها صورت میگیرد.

    علمای آنها هم متاسفانه همچون مترسکی کوک کرده متحد الشکل فتوا صادر میکنند.

    لذا این کلام وزین را اگر مقدور بود تا این اواخر به ادامه دهید.

    عجرکم عندالله خیرا.

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود