صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات واجب الوجود

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390

    اثبات واجب الوجود




    نظرات دوستان و برهان های ارائه شده همه محترم
    ولی گذشته از همه اینها آیا ممکنه موجودی وجود داشته باشه که اصلاً خالقی نداشته؟؟ پس چه جوری بوجود اومده؟؟ میگین بوجود نیومده و ذاتش مساوی بودنه خب آیا ممکنه موجودی ذاتش برابر بودن باشه؟؟؟
    چطور ممکنه؟؟ چرا فقط همین یه موجود؟؟؟ چرا موجودات دیگه ای نیستن که ذاتشون مساوی بودن باشه؟؟ مگه میشه کسی چنین ذاتی رو برای اون نذاشته باشه و خودش خود به خود این ذات رو داشته؟؟؟
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    نظرات دوستان و برهان های ارائه شده همه محترم ولی گذشته از همه اینها آیا ممکنه موجودی وجود داشته باشه که اصلاً خالقی نداشته؟؟ پس چه جوری بوجود اومده؟؟ میگین بوجود نیومده و ذاتش مساوی بودنه خب آیا ممکنه موجودی ذاتش برابر بودن باشه؟؟؟ چطور ممکنه؟؟ چرا فقط همین یه موجود؟؟؟ چرا موجودات دیگه ای نیستن که ذاتشون مساوی بودن باشه؟؟ مگه میشه کسی چنین ذاتی رو برای اون نذاشته باشه و خودش خود به خود این ذات رو داشته؟؟؟
    به نظر بنده بحث خوبی پیش گرفته شده بهتره سطح بحث رو یه مقدار بالا بیاریم تا سوالات دیگر دوستان هم پاسخ داده بشه. در رابطه با سوالتون باید بگم که ما درک درستی از خداوند نداریم و همین درک نادرست موجب ایجاد سوالاتی از این قبیل می شود. ما نباید خداوند رو مثل سایر موجودات در نظر بگیریم مثلا بگوییم انسانی هست ، درختی هست و خدایی هم هست بلکه خداوند در ابعاد دیگری از این جهان می باشند مثل زمان که در یک بعد دیگر از این جهان است و با موجودات دیگر قابل مقایسه نیست . این سوال که مگر می شود خداوند خالقی نداشته باشد از این ناشی می شود که ما فکر می کنیم خداوند مثل سایر موجودات است و نیاز به مخلوق دارد و قانون علیت را در این بعد هم موثر می دانیم در صورتی که اینچنین نیست . ما با استفاده از برهان امکان و وجوب اثبات می کنیم که این جهان به آفریننده ای نیاز دارد نه اینکه موجودی که نیاز به علت ندارد . در رابطه با اینکه امکان دارد چند خدا داشته باشیم بحث کمال مطلق مطرح می شود که در صورت تمایل دوستان توضیح داده می شود.

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط farkhondei70 نمایش پست ها
    ما با استفاده از برهان امکان و وجوب اثبات می کنیم که این جهان به آفریننده ای نیاز دارد نه اینکه موجودی که نیاز به علت ندارد .
    سلام علیکم

    برهان وجوب و امکان به سوال اول (در مورد اینکه این دنیا که نیاز به واجب الوجود را اثبات می کند )ولی واجب الوجود
    چطور اثبات میشود که خود ممکن الوجود یک واجب الوجود دیگری نباشد را پاسخ می دهد؟

    یا حلیم
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33



    باسمه تعالی


    با سلام و عرض ادب



    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    نظرات دوستان و برهان های ارائه شده همه محترم
    شما هم انسانی محترم و شریف هستید

    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    ولی گذشته از همه اینها آیا ممکنه موجودی وجود داشته باشه که اصلاً خالقی نداشته؟؟ پس چه جوری بوجود اومده؟؟ میگین بوجود نیومده و ذاتش مساوی بودنه خب آیا ممکنه موجودی ذاتش برابر بودن باشه؟؟؟
    چطور ممکنه؟؟
    با عرض پوزش متن را دو قسمت می کنم
    یک قسمت مربوط به مسئله وجود واجب است و قسمت دوم مربوط است به توحید واجب.

    پاسخ سوال اول شما مثبت است. بله موجودی وجود دارد که نیازی به علت ندارد. قانون علیت این نیست که «هر موجودی نیاز به علت دارد». بلکه این است که «هر معلولی نیاز به علت دارد». این قانون بی نیاز به اثبات است و یک قضیه تحلیلی است. بدین معنا که اگر شما موضوع این قضیه را (یعنی معلول بودن) را خوب بشکافید محمول آن (یعنی علت داشتن) از دلش بیرون می آید.

    هر چیزی که ذاتی شیء ای باشد علتی نخواهد داشت. این یک قاعده کلی است. شما به انسان توجه کنید. این انسان دو جهت دارد.
    یک. جهتش وجودش : از این جهت نیازمند علت است چون وجودش ذاتی او نیست بلکه از ناحیه غیر است و خودش نمی تواند به خود وجود دهد. قبلا نبوده و بعد بود شده است.
    دو. جهت انسانیتش: از این جهت نیازمند علت نیست. انسان در انسانیتش یعنی در ناطق بودنش (یعنی قوه ادراک داشتن ) نیاز به علت ندارد . به تعبیر علمی «الذاتی لا یعلل» انسانیت انسان را کسی بهش نداده بلکه ذاتی اوست. به عبارت دیگر به نحوه وجودش این گونه است.

    مثال دیگر: چربی چرب است . در این که چرب است، نیازمند علت نیست . کسی چرب بودن را به او نداده. بلکه خداوند فقط چربی را خلق کرده و در عین حال ذات چربی این است که چرب باشد. اما همین چربی در اصل وجودش نیازمند علت است. چون سابقه عدم دارد. یعنی نبوده و بعد بود شده است.

    مثال دیگر: شوری نمک از خود نمک است . غذا به واسطه نمک شور می شود ولی شوری نمک از ذات خود نمک است. اگر نمکی شور نباشد اصلا نمک نیست.

    حق تعالی وجودش عین ذاتش است. دقیقا مثل شوری برای نمک. مثل چرب بودن برای چربی، مثل انسانیت برای انسان، حالا چرا نیازمند وجودی هستیم که وجودش عین ذاتش است و نیازمند موجود دیگری در وجود یافتنش نیست، چون این ضرورت عقل است. اگر موجودی در عالم نباشد که وجودش عین ذاتش باشد هیچ موجودی در عالم به وجود نخواهد آمد.

    موجودات یا وجود ذاتیشان است یا عارض بر آن ها است. این تقسیم عقلی است و حالت سومی ندارد. اگر وجود عارض بر آن باشد پس باید موجودی باشد که به او وجود داده است. باز آن موجود اگر وجودش ذاتی نباشد مشکل پیش خواهد بود و عقل می آید و می گوید باید موجودی باشد که دیگر نیازی به موجود دیگر نداشته باشد و این یعنی موجودیت عین ذاتش است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    چرا فقط همین یه موجود؟؟؟ چرا موجودات دیگه ای نیستن که ذاتشون مساوی بودن باشه؟؟ مگه میشه کسی چنین ذاتی رو برای اون نذاشته باشه و خودش خود به خود این ذات رو داشته؟؟؟



    قسمت دوم کلام شما مربوط به مسئله توحید است. خوب تا به حال پذیرفتیم که وجودی در عالم داریم که موجودیت عین ذاتش است یعنی وجود عارض بر او نیست.
    اما چرا یک موجود این گونه است نه دو موجود؟

    در مورد توحید واجب برهان هایی زیادی هست. برهان فطرت یکی از آن هاست.

    برهان فطرت هم خداوند را ثابت می کند و هم ثابت می کند که این خدا یکی است. چون که همه انسان ها در حالات خاص قلبشون متوجه به یک حقیقت واحد می شه. تصور کن در هواپیمایی و اعلام کردند که هواپیما در حال سقوطه. همه در آن لحظه متوجه یک حقیقت می شوند نه دو حقیقت . شما در آن لحظه دل و قلبت متوجه یک حقیقت می شود.

    دلایل دیگری نیز است ولی چون متن طولانی است به موقع دیگری وامیگذارم
    ویرایش توسط حاج صالح : ۱۳۸۹/۰۶/۰۹ در ساعت ۰۲:۴۴

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    ولی واجب الوجود چطور اثبات میشود که خود ممکن الوجود یک واجب الوجود دیگری نباشد را پاسخ می دهد؟
    این مسئله به تسلسل ختم می شود و در فلسفه اثبات می شود که تسلسل محال است. به این معنی که این سلسله خالقیت به جایی باید ختم شود و خاتم آن خداست.

  11. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج صالح نمایش پست ها
    چربی چرب است . در این که چرب است، نیازمند علت نیست . کسی چرب بودن را به او نداده. بلکه خداوند فقط چربی را خلق کرده و در عین حال ذات چربی این است که چرب باشد.

    "حاج صالح" عزیز مثال خوبی زدی که من میتونم سوالم رو با این مثال واضح تر مطرح کنم.
    ببین من میگم چرب بودن چربی یا خیس بودن آب یا شوری نمک همش به خواست خداست. خدا این ذات رو برای چربی یا نمک گذاشته. خدا میتونست اراده کنه تا ذات نمک شیرینی باشه. از ویژگی های هر موجودی ویژگی ذاتی اون هست که خالقش اون ویژگی ها رو براش قرار میده. اگه انسان ادراک داره چون خدا خواسته که داشته باشه. خدا اگه میخواست میتونست ادراک رو تو ذات انسان قرار نده و تو ذات حیوان قرار بده.
    یعنی ذات رو هم خالق تعیین میکنه.
    پس چرا برای ذات خدا خالقی وجود نداره؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط farkhondei70 نمایش پست ها
    ما درک درستی از خداوند نداریم و همین درک نادرست موجب ایجاد سوالاتی از این قبیل می شود. ما نباید خداوند رو مثل سایر موجودات در نظر بگیریم مثلا بگوییم انسانی هست ، درختی هست و خدایی هم هست بلکه خداوند در ابعاد دیگری از این جهان می باشند مثل زمان که در یک بعد دیگر از این جهان است و با موجودات دیگر قابل مقایسه نیست

    farkhondei70 عزیز با این وجود در واقع ما خالقی مثل خدا رو فرض کردیم. حالا این خالق میتونه هرچیزی باشه. مثلا چرا فرض نمیکنیم خالق بخشی از طبیعته؟؟ یعنی بخشی از طبیعت هستی و جهان هستی رو بوجود آورده و اداره میکنه. بخشی از طبیعت که هیچ کسی اطلاعی ازش نداره مثل منطقه "مثلث برمودا". نمیدونم چیزی در موردش شنیدین یا نه. در همین حد مجال توضیح هست که منطقه ایه روی دریا که در اون هیچ سیستم الکتریکی و مغناطیسی کار نمیکنه کشتی ها و هواپیماهایی که وارد اون منطقه شدن ناگهان ارتباطشون رو با مرکز از دست دادن و برای همیشه ناپدید شدن.
    خب چرا ما این بخش از هستی رو خدا فرض نمیکنیم؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط farkhondei70 نمایش پست ها
    این مسئله به تسلسل ختم می شود و در فلسفه اثبات می شود که تسلسل محال است. به این معنی که این سلسله خالقیت به جایی باید ختم شود و خاتم آن خداست.

    یعنی چون تسلسل محاله پس ما به ناچار این سلسله رو یه جایی قطعش میکنیم و اونجا رو خدا تصور میکنیم؟؟ آخه این با منطق جور در نمیاد.
    ویرایش توسط architect : ۱۳۸۹/۰۶/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۳
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  12. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    farkhondei70 عزیز با این وجود در واقع ما خالقی مثل خدا رو فرض کردیم. حالا این خالق میتونه هرچیزی باشه. مثلا چرا فرض نمیکنیم خالق بخشی از طبیعته؟؟ یعنی بخشی از طبیعت هستی و جهان هستی رو بوجود آورده و اداره میکنه. بخشی از طبیعت که هیچ کسی اطلاعی ازش نداره مثل منطقه "مثلث برمودا". نمیدونم چیزی در موردش شنیدین یا نه. در همین حد مجال توضیح هست که منطقه ایه روی دریا که در اون هیچ سیستم الکتریکی و مغناطیسی کار نمیکنه کشتی ها و هواپیماهایی که وارد اون منطقه شدن ناگهان ارتباطشون رو با مرکز از دست دادن و برای همیشه ناپدید شدن. خب چرا ما این بخش از هستی رو خدا فرض نمیکنیم؟؟
    خوب ما حالا رسیدیم به اینکه یک خالقی باید وجود داشته باشد و شما هم این رو قبول کردید.
    طبق قاعده سنخیت همواره علت و خالق یک چیز باید دارای کمالات معلول و مخلوق خود باشد و در مرتبه بالاتری آن را داشته باشد.با توجه به این قانون و روشهای فلسفی اثبات می شود که خداوند دارای کمال مطلق است.
    حالا آیا ما می توانیم بگوییم بخشی از طبیعت یا هر چیز دیگری که شروع خلقت به واسطه آن بوده است خداست؟

  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    یعنی چون تسلسل محاله پس ما به ناچار این سلسله رو یه جایی قطعش میکنیم و اونجا رو خدا تصور میکنیم؟؟ آخه این با منطق جور در نمیاد.
    کجای این بحث با منطق جور در نمیاد؟ لطفا بیشتر توضیح بدید تا من هم مطلب رو بهتر تشریح کنم.

  14. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    نقل قول نوشته اصلی توسط farkhondei70 نمایش پست ها
    خوب ما حالا رسیدیم به اینکه یک خالقی باید وجود داشته باشد و شما هم این رو قبول کردید. طبق قاعده سنخیت همواره علت و خالق یک چیز باید دارای کمالات معلول و مخلوق خود باشد و در مرتبه بالاتری آن را داشته باشد.با توجه به این قانون و روشهای فلسفی اثبات می شود که خداوند دارای کمال مطلق است. حالا آیا ما می توانیم بگوییم بخشی از طبیعت یا هر چیز دیگری که شروع خلقت به واسطه آن بوده است خداست؟

    farkhondei70 عزیز وجود خالق برام اثبات شده هست اما مسئله من ویژگی هایی هست که ما به این خالق نسبت دادیم یا شخصیتی که برای اون در نظر گرفتیم.
    خالقمون برای ما شناخته شده نیست چون ما فقط میتونیم تعدادی از صفات خالق رو درک کنیم و اونهایی هم که برای ما علت و توجیه منطقی نداره رو میذاریم به حساب اینکه عقلمون نمیرسه!!!!
    مثلاً ببین من میگم خورشید خالق جهانه.(البته قصد کفرگویی ندارم فقط میخوام با یه مثال منظورم رو بهتر برسونم). خورشید خالقه چون اگه نباشه حیاتی هم وجود نداره. اما این سوال برام بوجود میاد که چرا خورشید همیشه تو آسمون نیست و گاهی غروب میکنه افول میکنه و در جواب میگم که عقلم نمیرسه به این سوال جواب بدم!!!
    حالا حکایت خدا هم همینه. میدونیم خالق باید وجود مطلق باشه اما برامون این سوال پیش میاد که آیا ممکنه چیزی وجود داشته باشه که کسی اونو بوجود نیاورده باشه؟ و در جواب میگیم بله ممکنه ولی عقل ما نمیتونه درک کنه!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط farkhondei70 نمایش پست ها
    کجای این بحث با منطق جور در نمیاد؟ لطفا بیشتر توضیح بدید تا من هم مطلب رو بهتر تشریح کنم.

    ببین مثل حکایت مرغ و تخم مرغه! میخوایم بدونیم اوی مرغ وجود داشته یا تخم مرغ. خب مرغ برای وجود داشتن به تخم مرغ نیاز داره و تخم مرغ برای وجود داشتن به مرغ اگه بخوایم ادامه بدیم میرسیم به تسلسل پس ادامه نمیدیم و این سلسله رو یه جایی قطع میکنیم و میگیم اول مرغ وجود داشته. آیا این جواب صد درصد درسته؟؟
    در مورد جهان هم ما میگیم هر معلولی باید علتی داشته باشه و اون علت خودش معلول یه علت دیگه ست اگه ادامه بدیم به تسلسل میرسه پس یه جایی قطعش میکنیم و میگیم این علت، معلول هیچ علت دیگه ای نیست.
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  15. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج صالح نمایش پست ها
    قسمت دوم کلام شما مربوط به مسئله توحید است. خوب تا به حال پذیرفتیم که وجودی در عالم داریم که موجودیت عین ذاتش است یعنی وجود عارض بر او نیست. اما چرا یک موجود این گونه است نه دو موجود؟ در مورد توحید واجب برهان هایی زیادی هست. برهان فطرت یکی از آن هاست. برهان فطرت هم خداوند را ثابت می کند و هم ثابت می کند که این خدا یکی است. چون که همه انسان ها در حالات خاص قلبشون متوجه به یک حقیقت واحد می شه. تصور کن در هواپیمایی و اعلام کردند که هواپیما در حال سقوطه. همه در آن لحظه متوجه یک حقیقت می شوند نه دو حقیقت . شما در آن لحظه دل و قلبت متوجه یک حقیقت می شود.

    "حاج صالح" عزیز من نخواستم یکتا بودن خدا اثبات بشه. چون این کاملاً مشخصه که خالق باید یکی باشه.
    من در مورد "وجود داشتن بدون بوجود اومدن" پرسیدم. یعنی اگه این امکان هست که موجودی وجود داشته باشه ولی هیچ وقت بوجود نیومده پس چرا این امکان فقط برای همین یک موجود وجود داره؟؟
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود