صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روزه خواری در ملاعام/سنگسار

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25

    روزه خواری در ملاعام/سنگسار




    سلام به همه دوستان عزیزم.خوب هستین؟لطف کنید سوالم رو پاسخ بدین.
    1.برای روزه خوار در ملاعام 74ضربه شلاق در نظر گرفته شده.حتی یکی از روحانیون عزیز حکم کرده اند که در صورت تکرار روزه خواری در ملاعام تا سه بار حکم اعدام برای متخلف در نظر گرفته بشه.سوالی که برای من پیش اومده اینه که آیا تعیین این مجازاتها مبنای قرآنی و سنت و حدیث داره؟اگر جواب بله است کدام آیه و حدیث و سنت؟و اگه جواب نه هستش پس بر چه اساسی چنین حکمی داده شده؟آیا نتیجه اجماع مراجع و بزرگان دین هستش؟آیا جزو احکام ثانویه و وضع شده توسط حاکم اسلامی هستش؟کدام مراجع؟
    2.یکی از اشکالاتی که به دین عزیزمون اسلام گرفته میشه و بارها در بحث و مباحثه با بی دینان مورد تمسخر قرار گرفته ام بحث «سنگسار» هستش.سوال من اینه که آیا واقعن سنگسار جزو قوانین اسلامی هستش یا به صورت بدعت وارد دین مبین اسلام شده؟اگه جزوی از اسلام هست بر مبنای کدوم آیه قرآن،سنت یا حدیث؟اگر هم نیست چگونه وارد احکام اسلامی شده؟و چرا در حالیکه بسیاری از بزرگان دین اسلام در ایران زندگی میکنند و میدونند که این حکم،حکمی اسلامی نیست از اجرای اون جلوگیری نمی کنند؟
    از همه دوستان خواهش میکنم بدون به انحراف کشیدن بحث و دادن توضیحات اضافه در این زمینه فقط به سوال مطرح شده پاسخ بدن و بعد در آینده هر چقدر که خواستن تو سر و کله هم بزنن!

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط جیگیلی نمایش پست ها
    حتی یکی از روحانیون عزیز حکم کرده اند که در صورت تکرار روزه خواری در ملاعام تا سه بار حکم اعدام برای متخلف در نظر گرفته بشه.سوالی

    سلام.
    منبع؟!!!
    كدام روحاني؟!!!


    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25

    ندارد




    دوست عزیز و خوبم.متاسفانه برای این گفته منبعی ندارم و از اطرافیان شنیدم که چنین حکمی بیان شده و اون شخص هم اسم روحانی موردنظر رو نمی دونست.حال ما فرض رو بر این میذاریم که این گفته تنها یک شایعه بوده و چنین حکمی داده نشده است.میشود لطف کنید و سوال یک را با فاکتور گرفتن از این جمله و همینطور سوال دوم رو پاسخ بدین؟
    مرسی

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081

    پاسخ




    سلام خدمت دوست جدیدمان به شما خوشامد می گویم

    پاسخ سئوال دوم شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط جیگیلی نمایش پست ها
    .یکی از اشکالاتی که به دین عزیزمون اسلام گرفته میشه و بارها در بحث و مباحثه با بی دینان مورد تمسخر قرار گرفته ام بحث «سنگسار» هستش.سوال من اینه که آیا واقعن سنگسار جزو قوانین اسلامی هستش یا به صورت بدعت وارد دین مبین اسلام شده؟اگه جزوی از اسلام هست بر مبنای کدوم آیه قرآن،سنت یا حدیث؟اگر هم نیست چگونه وارد احکام اسلامی شده؟و چرا در حالیکه بسیاری از بزرگان دین اسلام در ایران زندگی میکنند و میدونند که این حکم،حکمی اسلامی نیست از اجرای اون جلوگیری نمی کنند؟
    اینست :

    سياست كيفري اسلام داراي دو نوع درمان براي دو مرحله ويژه از وضعيت جامعه است:

    الف) پيش بيني مجازات‏هاي خفيف با شرايط اجراي آسان‏تر.

    جرائمي كه حاكي از وخامت شديد اوضاع اجتماعي نبوده و در شرايط عادي جامعه رخ مي‏دهد، در اين دسته قرار مي‏گيرد. اين دسته از مجازات‏ها، جرائمي است كه اختيارات قضات در اين نوع جرائم وسيع‏تر بوده و مي‏توانند با در نظر گرفتن شخصيت مجرم و اوضاع واحوال ارتكاب جرم، تصميم مقتضي را در برخورد با وي اتّخاذ نمايند.(1)

    ب) پيش بيني مجازات‏هاي شديد:
    اعمال اين مجازات‏ها منوط به شرايط و قيدهاي فراوان است، به نحوي كه گاه به ندرت فراهم مي‏شود. اين نوع مجازات ها از نوع درمان هاي سخت است كه تنها در شرايط خاص به كار گرفته مي شوند.


    اين نوع درمان در جائي تجويز مي‏شود كه بزهكاري در آن به وضع حادّ و بغرنجي رسيده، پرده‏هاي عفت دريده شده و ارتكاب جرائم در ملأ عام قبحي ندارد. در كدام جامعه زنا واقع مي‏شود، در حالي كه چهار نفر مرد عادل شاهد وقوع آن باشند؟ چنين جامعه‏اي قطعاً دچار بيماري چنان شديدي شده كه مداواي آن از راه‏هاي عادي ممكن نيست و نياز به شوك دارد. در جامعه‏اي كه خون بي گناهي را به ناحق بر زمين مي‏ريزند، كدام اهرم قوي مي‏تواند از وقوع مجدد اين بيماري خطرناك جلوگيري كند؟

    گرفتن اموال مجرم، سلب آزادي او، اصلاح و در مان مجرم، يا سازگار كردن او با جامعه، همه اين امور در جاي خود لازم و مفيد هستند، اما براي حفظ امنيت و حيات جامعه كافي نيست.

    اسلام، سلب زندگي مجرم را هدف قرار نداده است. سياست كيفري اسلام بيش‏تر تهديد به مجازات است، تا اجراي آن، از اين رو مثلاً براي اجراي حد سرقت، شرايط فراواني گذاشته كه جمع شدن همه آن‏ها بسيار بعيد است. همين طور در زنا، لواط و جرايم عفافي، شرايطي را بيان مي‏كند كه مشخص مي‏كند هدف اسلام بيش‏تر جلوگيري از اشاعه فحشا و علني شدن بزهكاري در جامعه است تا اجراي مجازات. حد سنگسارنيز از اين نوع مجازات مي باشد.

    بنا بر اين شايد برخي از اين مجازات ها مانند سنگسار، سنگين به نظر برسند ولي اسلام راه هاي اثبات آن را چنان محدود كرده است كه در عملاً بسيار به ندرت اتفاق مي افتد. در عين اين كه وحشت از آن به عنوان يك عامل بازدارنده قوي و موثر روي افراد منحرف اثر خود را خواهد گذاشت.

    توجه به اين نكته لازم است كه حد سنگسار در جائي نيست كه عمل زناي محصنه (زن شوهر دار) اتفاق افتد ، بلكه در جائي است كه به صورت علني و آشكار اتفاق افتد ، به گونه اي كه چهار نفر با چشمان خود به شكل روشن و آشكار آن را ديده باشند.

    در مورد اصل ثبوت زنا، بر اساس آيه 15 سوره نساء ، شهادت چهار شاهد عادل شرط شده است. از سوي ديگر براي شهادت شهود، شرايطي تعيين شده است از قبيل ديدن با چشم و تعيين چگونگي آنو عدم قناعت به قرائن و هماهنگي شهادت شهود و مانند آن، كه اثبات جرم را سخت تر مي كند.
    روشن است كه با اين شرايط تنها افراد بي باك و بي پروا كه هيچ قيد و بندي را نمي پذيرند ، مجرم شناخته مي شوند و بديهي است كه بايد قانون با اين چنين اشخاصي برخورد سخت و نهائي داشته و به شديدترين مجازات گرفتار شوند تا عبرت ديگران گردند و جامعه سالم بماند.

    از نكات پيش معلوم مي شود كه پس از اثبات جرم، به هر طريقي كه شده ، بايد مجازات اجراء شود و در هنگام اجراي مجازات كه مربوط به اجتماع مي شود ، نبايد عاطفه، محبت و احساسات جايگزين عقل و سلامت جامعه شود، بلكه تا آن جا كه پاي مجازات الهي در ميان است و به مصلحت عامه بشريت است بايد حكم اجراء شود، چنان كه خداوند متعال در حكم زناي غيرمحصنه مي فرمايد: "هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد و نبايد رافت (و محبت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراي حكم الهي مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهي از مومنان مجازاتشان را مشاهده كنند.(2)
    بنابراين اجراي حكم سنگسار با عدالت الهي منافاتي ندارد زيرا هم چنان كه گفتيم اين نوع مجازات ها بيشتر نقش عوامل باز دارنده را دارند تا اين نوع جرائم شيوع پيدا نكند ودر عمل هم شارع مقدس در حد امكان از اجراي چنين مجازاتي خودداري مي كند ، چون معمولاً شرايط تحقق آن به وجود نمي آيد مگر اين كه جامعه به وضع حادي رسيده باشد كه در اين صورت چاره اي جز انجام حدود و مجازات هاي اسلامي نيست. مانند بريدن دست يا پاي عفوني يا شيمي درماني سخت براي مريضي كه راههاي سبك تر را طي كرده ، اما نتيجه اي نداده است . روشن است كه بريدن يك عضو از بدن اگرچه بسيار سخت است ، اما براي سلامت كل بدن و عدم سرايت عفونت به بخش هاي ديگر بدن لازم و ضروري است.
    طريقه رجم (سنگسار) نيز اين است كه حاكم به آن مرد يا زن دستور مي‏دهد كه با آب سدر و كافور و آب مطلق غسل كند و كفن بپوشد. بعد او را سنگسار مي‏كنند و بر او نماز مي‏خوانند و دفنش مي‌نمايند.
    مورد ديگر: اگر پيرمرد يا پيرزني كه محصن هستند زنا بكنند، حكم آن‌ها ابتدا تازيانه و بعد رجم است.(3)

    در قرآن، آيه‌اي كه صريحاً دلالت بر رجم بكند نيامده؛ ولي از طريق شيعه و سنّي حدّ رجم از حدود مجازات‌هاي مسلّم شمرده شده است. مثلاً در مسند احمد حنبل آمده است: ابن عباس گفت عمر بن خطاب خليفه دوم، رجم (سنگسار) را از حدود الهي مي‌دانست و مي‌گفت شخصي را پيامبر(ص) رجم كرد و ما هم بعد از ايشان سنگسار كرديم. (اين مطلب گر چه در قرآن نيامده) ولي اگر نمي‌ترسيدم كه مردم بگويند: عمر در كتاب خدا مطالبي را اضافه كرده است، در گوشه‌اي از قرآن حدّ رجم را مي‌نوشتم... و پيامبر (ص) نيز فرمود: به زودي بعد از شما مردمي خواهند آمد كه مسائلي از قبيل رجم، دجال، شفاعت، عذاب قبر و خروج از آتش جهنم را منكر خواهند شد.(4)
    از طريق شيعه نيز عبدالله بن سنان مي‌گويد: امام صادق(ع) فرمود: رجم "حد الله الاكبر" است و جَلْد (تازيانه) "حدّ الله اصغر" است. پس هنگامي كه مرد محصن زنا كند رجم مي‌شود.(5)
    امّا اين كه چرا حكم سنگسار در قرآن نيامده، با اين‌كه اين حكم بين تمامي مسلمين قطعي است و پيامبر و خلفا و اميرالمؤمنين(ع) اين حكم را اجرا كرده‌اند؟
    در پاسخ بايدگفت: برخي از احكام و بسياري از جزئيات در قرآن نيامده است، گر چه در بطن و حقيقت قرآن هست. در چنين مواردي سنّت قطعي پيامبر (اگر صحيح به دست ما رسيده باشد)، بيانگر بطن قرآن است.

    پي نوشت‏ها:
    1. كتاب نقد، ش 15 - 14، ص 143 - 140.
    2. سوره نور آيه 20.
    3 . امام خميني، تحرير الوسيلة، ج 2، ص 425.
    4 . مسند احمد حنبل، ج 1، ص 23.
    5 . كافي، ج 7 ، ص 177.

    ویرایش توسط عاشق : ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۴:۲۱
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط جیگیلی نمایش پست ها
    سوالی که برای من پیش اومده اینه که آیا تعیین این مجازاتها مبنای قرآنی و سنت و حدیث داره؟اگر جواب بله است کدام آیه و حدیث و سنت؟و اگه جواب نه هستش پس بر چه اساسی چنین حکمی داده شده؟آیا نتیجه اجماع مراجع و بزرگان دین هستش؟آیا جزو احکام ثانویه و وضع شده توسط حاکم اسلامی هستش؟کدام مراجع؟
    با سلام مجدد خدمت دوست جدید جناب جیگیلی

    جواب این سئوال هم تا حد زیادی از پاسخ داده شده به پرسش دوم شما روشن می شود اما جهت توضیح بیشتر راجع به موضوع و منابع قرآنی و حدیثی آن عرض می کنم که :

    شلاق یک نوع مجازات بدنی است که به موجب آن بدن مجرم از طریق نواختن ضربه به وسیله شلاق مورد درد و عذاب قرار داده می­شود.
    شلاق در اسلام به عنوان یک حکم امضایی مورد پذیرش قرار گرفته و اکنون در حقوق ایران به عنوان یکی از مجازات­های اصلی شایع و مهم در قبال برخی از جرایم حدی ( زنای غیر‌محصنه، تفخیذ، مساحقه، قوادی و شرب خمر ) و تعدادی از جرایم تعزیری و بازدارنده وجود دارد.

    در قرآن کریم برای چند نوع جرم مجازات شلاق یا جلد در نظر گرفته است :

    1) صد ضربه تازيانه، كيفر هر يك از زن و مرد زناكار غيرمحصن:
    الزّانية والزّانى فاجلدوا كلّ واحد مّنهما مائة جلدة ....
    نور (24) 2
    2) هشتاد ضربه شلّاق، كيفر نسبت‏دهندگان زنا (قذف‏كنندگان) به زنان پاك‏دامن، بدون ارائه چهار شاهد:
    و الّذين يرمون المحصنات ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة ....
    نور (24) 4
    3) پنجاه ضربه تازيانه، كيفر كنيز زناكار، در صورت شوهر داشتن (محصنه بودن):
    ... فمن مّا ملكت أيمانكم مّن فتياتكم المؤمنات ... فإذا أحصنّ فإن أتين بفحشة فعليهنّ نصف ما على المحصنت من العذاب .... «1»

    نساء (4) 25

    .....

    هر چند قرآن از در اثبات حکم کافی است اما بسیاری از روایات نیز در اجرای این حکم در باب حدود از اهل بیت علیهم السلام صادر شده است که به عنوان نمونه یکی را نقل می کنم و برای دیدن بقیه شما را به باب حدود کتاب وسائل الشیعه ارجاع می دهم :

    ابن ابى عمير از برخى اصحاب از امام صادق(ع) در باره مرد لواط كار روايت كرده است:
    ان عليه الرجم ان كان محصنا و عليه الجلد ان لم يكن محصنا.((وسائل الشیعه باب 3 از ابواب حد لواط))

    اگر محصن باشد سنگسار می شود و اگر محصن نباشد باید تازیانه بخورد.


    لازم به ذکر است اجرای حدود در اسلام قطعی است و روایات زیادی در این باب رسیده که اجرای حدود تعطیل بردار نیست:
    «ان امراة انت امیرالمؤمنین علیه السلام فاقرت عنده بالزنا اربع مرات، قال فرفع راسه الی السماء قال اللهم انه قد ثبت علیها اربع شهادات و انک قد قلت لنبیک یا محمد صلی الله علیه و آله من عطل حدا من حدودی فقد عاندنی و طلب بذلک مضادتی » . (وسائل الشیعه)
    زنی به حضور امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و چهار مرتبه اقرار به زنا کرد و سرانجام زنای او ثابت شد. حضرت به رجم محکومش می کنند و دستور می دهند مردم جمع شوند. حضرت موقعی که می خواهند اجرای حد کنند، سرشان را بلند می کنند به طرف آسمان و می فرمایند: خدایا این شخص چهار مرتبه اقرار به زنا کرده و حد بر او ثابت شده است. حضرت در مقام مناجات با خدا، عرض می کند: خدایا تو به پیغمبرت دستور دادی و در دین اسلام و احکام دین که به پیغمبرت نازل کردی این گونه فرمودی. کسی که حدی از حدود تو را تعطیل کند، در مقام عناد با خدا برآمده، و در مقام ضدیت با خدا برآمده است. بنابراین، من حد الهی را درباره این زن اجرا می کنم. تعبیر بسیار مهم و دقیق است. کسی که حدی از حدود خدا را تعطیل کند، در مقام ضدیت با خدا برآمده و با خدا دشمنی کرده است. تعطیل حد یعنی معاندت، عناد و ضدیت با خدا. چه کسی می تواند در مقام ضدیت با خدا برآید؟ پس نباید بگوییم مصلحت نیست، کدام مصلحت؟ دین خداست و دین خدا که تعطیل بردار نیست.
    روایت دیگری در این زمینه وارد شده است. در این روایت، از امام صادق علیه السلام نقل می شود:
    «قال من اخذ سارقا فعفا عنه فذلک له فاذا رفع الی الامام قطعه فان قال الذی سرق له انا اهبه له لم یدعه الی الامام حتی یقطعه اذا رفعه الیه و انما الهبة قبل ان یرفع الی الامام و ذلک قول الله عزوجل "و الحافظون لحدود الله" فاذا انتهی الحد الی الامام فلیس لاحد ان یترکه (وسائل الشیعه )
    » صاحب مال و کسی که مسروق منه است، می تواند از سارق گذشت کند، به شرط این که از او شکایت نکرده باشد، اما پس از این که شکایت از او شد و حاکم شرع خواست او را محاکمه کند و حکم دهد، دیگر آن شخص صاحب مال حق گذشت ندارد و نمی تواند بگوید: من گذشت کردم. می فرماید: اگر به حاکم شرع رسید دیگر گذشت او فایده ندارد، باید دستش قطع شود. امام علیه السلام می فرماید: امام، حاکم شرع و قاضی عهده دار حفظ حدود الهی اند. وقتی شاکی به امام یا قاضی شکایت کرد و زمانی که قاضی در حال بررسی پرونده و صدور حکم است، هیچ کس حق اعتراض و یا گذشت ندارد. دیگر اینجا مصلحت اندیشی نیست، حتی اگر خود صاحب حق گذشت کند، فایده ندارد. این هم یک جهت که اجرای حدود تعطیل بردار نیست.

    برای اطلاعات بیشتر نیز می توانید این مقاله را مطالعه نمایید

    موفق و پیروز باشید

    ویرایش توسط عاشق : ۱۳۸۹/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۰:۱۹
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق نمایش پست ها
    حضرت موقعی که می خواهند اجرای حد کنند، سرشان را بلند می کنند به طرف آسمان و می فرمایند: خدایا این شخص چهار مرتبه اقرار به زنا کرده و حد بر او ثابت شده است. حضرت در مقام مناجات با خدا، عرض می کند: خدایا تو به پیغمبرت دستور دادی و در دین اسلام و احکام دین که به پیغمبرت نازل کردی این گونه فرمودی. کسی که حدی از حدود تو را تعطیل کند، در مقام عناد با خدا برآمده، و در مقام ضدیت با خدا برآمده است. بنابراین، من حد الهی را درباره این زن اجرا می کنم. تعبیر بسیار مهم و دقیق است. کسی که حدی از حدود خدا را تعطیل کند، در مقام ضدیت با خدا برآمده و با خدا دشمنی کرده است. تعطیل حد یعنی معاندت، عناد و ضدیت با خدا. چه کسی می تواند در مقام ضدیت با خدا برآید؟ پس نباید بگوییم مصلحت نیست، کدام مصلحت؟ دین خداست و دین خدا که تعطیل بردار نیست. روایت دیگری در این زمینه وارد ش
    مخلص کلام این است که شخصی که در ملاء عام به قصد ضدیت با خدا روزه می خورد می توان حد بر او جاری کرد.

    جناب عاشق این استفتائات برداشته شده از وسائل الشیعه است تا چه حدی در صحت روایت اطمینان هست که حدودی در این حد را بر اساس آن صادر می کنند؟

    ضمنا حد عناد با خداوند در ملاء عام سنگسار نیست.

    البته می دانم توی وسائل الشیعه فرقی بین سنگسار - گردن زدن - از ارتفاع به پائین انداختن - آتش زدن - یکی مجرم را بگیرد دیگری شکمش را بدرد و ... نیست.


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25



    دوست عزیز و خوبم عاشق جان.اطلاعاتی که در مورد فلسفه مجازاتها در اسلام دادید رو مطالعه کردم،اون مقاله ای که بهش لینک دادید رو هم خوندم و لذت بردم.
    ببینید،من اصلن با مجازاتهای اسلامی و دینی هیچ مشکلی ندارم و گمانم بر اینه که بدون هیچگونه تعارف و ملاحظه ای باید احکام خداوند در روی زمین اجرا بشه و به بهانه های واهی نباید جلوی اجرای احکام مخصوصن حدود اسلامی رو گرفت.چون همونطوری که میدونید حدود الهی از جمله مجازاتهایی هستش که هیچکس حق کم و زیاد کردنش رو نداره و تغییر و تعطیلش فقط در حوزه اختیارات خداونده متعال هستش.اما حرفه من اینه که ما مسلمانان واقعی که به اسلام محمدی باور داریم و نه اسلام آمریکایی،وظیفه مون اینه که فقط به احکامی که واقعن از جانب خدا در قرآن یا در سیره و روش عملی پیامبر و ائمه معصومین یا در گفته و سخنانشون اومده،عمل کنیم و اگه چیزی در یکی از این منابع نیومده دلیلی برای عمل کردن به اون وجود نداره.
    مثلن،در حال حاضر برای روزه خوار در ملاعام مجازات 74 ضربه شلاق در نظر گرفته شده.من معتقدم که اگه خداوند چنین دستوری رو در کلام خودش بیان کرده یا به دست مبارک پیامبر انجام شده،پس حجت بر منِ مسلمان تموم شده و موظفم بهش عمل کنم اما اگه این حکمی هستش که توسط برخی جعل شده و هیچگونه پشتوانه قرآنی و حدیثی و سنتی ای نداره پس من حق انجامش رو ندارم حتی اگه خودم به خاطر این نافرمانی مجازات بشم.میخوام بدونم که اگه من روزه خواری رو دیدم و خواستم اونو تحویل مراجع قانونی بدم تا مجازات بشه آیا این کارم مورد تایید خدا و رسول خدا هست یا اینکه خدای ناکرده ممکنه فردای قیامت بفهمم که این دستور خدا و خواست خدا نبوده و مجبور بشم برای کارم عذاب و تازیانه الهی رو تحمل کنم؟من فقط بحثم اینه.همین.
    ممنون میشم که دوستان عزیز پاسخم رو بدن.البته چون از نوشته های عاشق جان لذت میبرم و ایشون فعلن تنها کسیه که محبت میکنه و جواب منو میده از ایشون انتظار بیشتری برای پاسخگویی دارم.دوستون دارم

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    مخلص کلام این است که شخصی که در ملاء عام به قصد ضدیت با خدا روزه می خورد می توان حد بر او جاری کرد. جناب عاشق این استفتائات برداشته شده از وسائل الشیعه است تا چه حدی در صحت روایت اطمینان هست که حدودی در این حد را بر اساس آن صادر می کنند؟ ضمنا حد عناد با خداوند در ملاء عام سنگسار نیست. البته می دانم توی وسائل الشیعه فرقی بین سنگسار - گردن زدن - از ارتفاع به پائین انداختن - آتش زدن - یکی مجرم را بگیرد دیگری شکمش را بدرد و ... نیست.
    با سلام خدمت جناب bina88 عزیز امیدوارم طاعات و عبادات شما ، مقبول حق تعالی قرار گیرد.

    مولا علی علیه السلام در این روایتی که حقیر نقل کردم در مناجات با خداوند فرمودند که چون از لحاظ شرعی شرایط اجرای حد محقق شده است اجرا نکردن آن ضدیت با خداوند است لذا من حتما آنرا انجام خواهم داد ...

    لذا

    1- این مسئله استفتاء از وسائل الشیعه نیست و حکم سنگسار و حدود دیگر از این روایت برداشت نشده است تا با بررسی سند این روایت مشکل حل شود .

    2- بررسی اسناد روایات به عهده حقیر و جنابعالی نیست بلکه به عهده فقیه و مرجع بزرگواری است که با تخصص کامل در این زمینه مسئله را بررسی می کند که حتما در فتوای خود از روایات صحیح السند استفاده خواهد نمود.

    3- بند آخر فرمایش جنابعالی را متوجه نشدم !
    وسائل الشیعه کتابی روایی است که فقهای محترم از روایات آن برای استخراج حکم الهی کمک می گیرند و مسلما احکام هر جرمی متناسب با همان جرم در آن وجود دارد و برخی مواردی که ذکر فرمودید جزء مجازات های اسلامی نیست .

    موفق و پیروز باشید
    ویرایش توسط عاشق : ۱۳۸۹/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۳:۲۷
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط جیگیلی نمایش پست ها
    مثلن،در حال حاضر برای روزه خوار در ملاعام مجازات 74 ضربه شلاق در نظر گرفته شده.من معتقدم که اگه خداوند چنین دستوری رو در کلام خودش بیان کرده یا به دست مبارک پیامبر انجام شده،پس حجت بر منِ مسلمان تموم شده و موظفم بهش عمل کنم اما اگه این حکمی هستش که توسط برخی جعل شده و هیچگونه پشتوانه قرآنی و حدیثی و سنتی ای نداره پس من حق انجامش رو ندارم حتی اگه خودم به خاطر این نافرمانی مجازات بشم.میخوام بدونم که اگه من روزه خواری رو دیدم و خواستم اونو تحویل مراجع قانونی بدم تا مجازات بشه آیا این کارم مورد تایید خدا و رسول خدا هست یا اینکه خدای ناکرده ممکنه فردای قیامت بفهمم که این دستور خدا و خواست خدا نبوده و مجبور بشم برای کارم عذاب و تازیانه الهی رو تحمل کنم؟من فقط بحثم اینه.همین.
    با سلام خدمت شما و بقیه دوستانی که زحمت مطالعه تاپیک را می کشند

    جناب جیگیلی

    ما مسلمانان و شیعیان در عصر غیبت دو راه بیشتر نداریم یا خودمان احکام اسلامی را با مراجعه به منابع اصیل آن استخراج کنیم یا به افراد متخصصی که از میان خودمان این کار را انجام می دهند، اعتماد نماییم .

    مسیر اول مسیری بسیار دشوار است که هر کسی مانند من نمی تواند این مسیر را طی کند چرا که نیاز به تحمل مشقات بسیاری در جهت تحصیل و تخصص مقدماتی در زمینه حدود ده علم مختلف دارد تا زمینه اجتهاد یعنی توانایی استنباط و استخراج احکام الهی فراهم شود.

    ناچار بیشتر ماها باید مسیر دوم را انتخاب کنیم و به افرادی به نام مرجع تقلید اعتماد نماییم تا این عزیزان با مراجعه به متون و اسناد اصیل اسلامی(یعنی قرآن و سنت)، حکم دینی مربوط به جامعه و افراد آنرا استخراج نمایند.

    حال که ما به مرجع خود اعتماد کردیم و به اصطلاح مقلد او شدیم هر حکمی که او بدهد مطمئنا همان حکمی است که وظیفه انجام آنرا ، دین ما یعنی اسلام بر عهده ما قرار داده است .

    این راجع به اصل حکم جلد یا شلاق زدن بود که بیان کردم

    اما برخی از جزئیات آن را علم حقوق و قانون مجازات اسلامی مصوب شورای نگهبان ( مجموعه فقهاء و حقوقدانانی که موظفند حکمی خلاف اسلام قانون نگردد) مشخص می کند یعنی مثلا قاضی محترم بر اساس قانون رسمی کشور تعیین می نماید که تعداد تازیانه ها چقدر باشد.

    اما اینکه وظیفه شما در قبال روزه خوار چیست آنرا هم فقه و قانون کشوری مستند به فقه اسلامی روشن کرده است لازم است با تحقق شرایط ، نهی از منکر کنید و در صورت لزوم به افراد مسئول گزارش دهید تا جلوی اشاعه منکر در جامعه گرفته شود و بیش از این وظیفه دیگری ندارید.

    موفق و مؤید باشید



    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم
    عبادات شما هم مقبول درگاه احدیت

    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق نمایش پست ها
    1- این مسئله استفتاء از وسائل الشیعه نیست و حکم سنگسار و حدود دیگر از این روایت برداشت نشده است تا با بررسی سند این روایت مشکل حل شود .
    بله این مسئله از وسائل الشیعه نیست.
    از قرآن هم نیست.
    سنت نبوی هم نیست.
    در دوران عمر و همینطور حضرت علی این مسئله پیش آمده ولی شکلی که مطرح گردیده بر اساس آنچه بود که در جمرات مسلمین انجام می دهند .
    یعنی بر شیطان سنگ میزنند.

    ولی آن شخصی که سنگسار میشود حتی اگر حیوان یا بدتر هم باشد شیطان نیست.
    شما می دانید این مطلب را بر چه اساسی تبدیل به حد کرده اند ؟

    در مورد وسائل الشیعه نوع قصاص را همه نوع ذکر کرده بود تمام آن مواردی که در بالا ذکر کردم با چند مورد دیگر.

    ومورد استفتاء بعضی از علماء از جمله آقای منتظری هم قرار گرفته همین مطلب.

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود