صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علّتِ نياوردن هر معجزه اى توسط انبیاء الهی چیست؟آیا این نوعی عجز نیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما علّتِ نياوردن هر معجزه اى توسط انبیاء الهی چیست؟آیا این نوعی عجز نیست؟




    با سلام خدمت همه دوستان



    گروهی چنین شبهه ای را در جامعه طرح کرده اند که: در قـرآن كـريـم آمـده اسـت كه گاه مردم از پيامبر اسلام (ص)معجزه اى مى خواستند و آن حضرت به خواست آنان تن درنمى داد؛ چنان كه در آيه زير مى خوانيم:

    (وَ قـالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الاَْرْضِ يَنْبُوعاًَ اَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الاَْنْهارَ خِلالَها تَفْجيراًَ اَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً اَوْ تَاءْتِىَ بِاللّهِ وَالْمَلائِكَةِ قَبيلاًَ اَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ اَوْ تَرْقى فِى السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبّى هَلْ كُنْتُ اِلاّ بَشَراً رَسُولاً)؛(1) و گفتند: (ما هرگز به تو ايمان نمى آوريم تا اين كه چشمه اى جوشان از اين سرزمين [خشك و سـوزان] بـراى مـا ظاهر سازى؛ يا باغى از نخل و انگور از آنِ تو باشد و نهرها در لابه لاى آن جـارى كـنـى؛ يـا قـطعه هاى [سنگ هاى] آسمان را ـ آن چنان كه مى پندارى ـ بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ يا براى تو خانه اى پر نقش و نگار از طـلا بـاشـد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى آوريم مگر آن كه نـامـه اى بـر مـا فرود آورى كه آن را بخوانيم!) بگو: (منزّه است پروردگارم [از اين سخنان گزاف]! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!)

    حال این سؤالات مطرح می شود که دلیل آنکه انبیاء الهی به آوردن هر معجزه ای تن نمی دانند چیست؟ آیا این نشان از ناتوانی و عجز ایشان نبوده است؟ و ...

    پاسخ شبهه: هدف از ارائه معجزه، شناسانيدن پيامبران خدا و اتمام حجّت بر مردم است، نه سر گرم کردن مردم با کارهای خارق العاده؛ و بوضوح در مـوارد مـورد نظر،(درخواست های مردم) دیده می شود که هدف درخواست كنندگان چيزى جز روشن شدن حقيقت و راهيابى به حق و هـدايـت بـوده اسـت، طـبـيـعـى اسـت كـه بـه درخـواسـت آنـان پـاسـخ داده نـشـده اسـت.

    بـه عـنوان مثال، درخواست هاى مذكور در آيات سوره اسراء را مى بينيم كه مخاطبان در پى شناخت حق نبوده انـد، بلكه خواسته هايى براى منافع مادى خود در سرداشته اند و آرزوى چشمه هاى جوشان در سرزمين مكّه و ايجاد نخلستان و خانه هايى پر از نقش و نگار طلايى را در قالب درخواست معجزه مطرح كرده اند.

    در حقيقت درخواست آنان گونه اى معامله بوده است؛ زيرا گفته اند: اگر مى خواهى ايمان آوريم، بـايـد ايـن كـارهـا را انـجـام دهـى. برخى از درخواست هاى آنان نيز ناممكن بوده است؛ مانند آمدن پرودرگار يا فرشتگان و سرانجام، برخى از درخواست ها، مانند سقوط آسمان بر سر آنان، غیر عقلائى و بر خلاف حکمت و مصلحت الهی بوده است.

    بـنـابـرايـن ، از آيـات مـذكـور و نـظـايـر آن هـا(2) بـر مـى آيد كه هدف درخواست كنندگان معجزه در همه جا حقيقت جويى نبوده است، ولى آنگاه كه مردم براى راه يافتن به حقيقت، درخواست معجزه كرده اند، پيامبر اکرم (ص) به خواسته آنان تن در داده است؛ چنان كه معجزه هايى بسيار از آن حـضـرت، در تـاريـخ ثـبـت اسـت كـه بـسـيـارى از آن هـا بـا نقل متواتر به دست ما رسيده اند و در رأس همه، معجزه جاويدان آن حضرت، يعنى قرآن كريم جـاى دارد. پـيـامبران ديگر نيز معجزه هايى گوناگون و پرشمار داشتند كه قرآن مجيد از آن ها ياد كرده است.(3)

    موفق باشید ...

    پاورقی_____________________________________
    1) اسراء، 90 ـ 93.
    2) ر.ك : انعام (6)، آيه 37 و هود (11)، آيه 12.
    3) ر.ک: مباحث تکمیلی عقائد، ج 2، مرکز تحقیقات اسلامی.
    علّتِ نياوردن هر معجزه اى توسط انبیاء الهی چیست؟آیا این نوعی عجز نیست؟

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    54
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    126



    یکی از دلایلی که انبیاء تمایل زیادی به آوردن معجزه نداشته اند خارق العاده بودن این افعال است.
    مسلما پسندیده تر است که انسان ها بر اساس تعقل و تفکر در مورد شخصیت و گفتار انبیاء ایمان بیاورند که بزرگ ترین اعجاز است آنگاه که می بینیم شخصی که هرگز تعلیم ندیده است سخنانی به میان می آورد که ادیبان متحیر و دانشمندان متعجب می گردند.
    خداوند حکیم است و کارهای حکیمانه را دوست دارد تمام نظام این عالم را خود او ترسیم نموده است حال اعجاز فیزیکی کاری جز خرق قوانین حکیمانه نیست هر چند که حکمتی ثانویه در آن خوابیده باشد اما ((ابا الله ان یجری الامور بغیر اسبابها))خداوند دوست ندارد کارها به غیر اسبابشان صورت پذیرند.
    بر خلاف تفکر رایج معجزات فیزیکی اثر مقطعی و کمی دارند در غیر این صورت با آنهمه معجزات رنگارنگ حضرت موسی(ع) پیروان وی باید به جای عهد شکنی های مکرر قدیس از دنیا می رفتند!
    نکته دیگر آن که هر معجزه ای برای دوره خودش مناسب است و این دوره نیازمند معجزه جاودان خاتم الانبیاست و گرنه دیوید کاپرفیلد و مرتاضان هندی و ... هم کارهای خارق العاده انجام می دهند.

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم

    با سپاس از استاد صدیق گرامی و تحلیل عالیشان
    البته اینها باید بدانند که
    معجزه بر اسلاس نوع عجز انسان در فهم معارف الهی نازل میگردد. یعنی هدف از معجزه کاملا تبئین شده و جهت دار است برای کسانیکه میخواهند ایمان بیاورند و برای ایمان آوردنشان نیاز بر آن نوع اعجاز است.

    اگر انسان بر عجز خود در یقین و ایمان به خداوند آگاه باشد و راه ایمان آوردن را در نزول معجزه و دلیل و بینه ای بداند خداوند آنرا بدون شک ایجاد میکند چراکه خداوند آسمانها و زمین را برای انسانها خلق کرده ولی این قوم نه تنها با جهل خود آشنا نبودند بلکه ایراداتی که میگرفتند همانطوریکه صدیق گرامی فرمودند ایراداتی به منظور کسب نفع دنیوی بود و خداوند به تمام امور آگاه است.

    یاعلیم.
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    دين-عرفان
    نوشته
    43
    حضور
    1 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    143



    با سلام
    من هم نظر بينا گرامي را دارم. و ديگر اينكه اگر خداوند به پيامبر اجازه معجزه مي داد و اين حضرت معجزه مي اوردند و مردمي قبول نمي كردند دچار عذاب الهي مي شدند زيرا با وجود معجزه كه خود انتظار داشتند و ايمان اوردنشان را منوط به ان مي كردند سر باز مي زدند و در قران بارها اشاره شده است كه اگر معجزه هم اورده شود اينان ايمان نخواهند اورد و در واقع خداوند لطف كرده كه اين كار را نكرده است چرا كه اگر معجزه اورده مي شد و قبول نمي كردند مشمول عذاب سختتري مي شدند.در ضمن انقدر قران خود معجزه بود و اگر قرار بود كسي ايمان بياورد با همين اعجاز هم ايمان مي اورد و طلب معجزه ديگري نمي كرد.
    جان من سهل است جان جانم اوست

    دردمند و خسته ام درمانم اوست

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    با سلام وعرض ادب.
    در ادامه جواب های خوب وکامل بالا دانستن این نکات خوب است که:

    چون معجزه شاهد صدقي است براي اين كه ديگران به پيامبري مدّعي نبوت و رسالت ايمان بياورند و تصديقش نمايند. خداوند در ارسال هر پيامبري به تناسب شرايط و موقعيت ها يك يا چند معجزه در اختيارش قرار داد تا مردم با توجه به آن مطمئن بشوند كه پيامبر است. معجزه دليلي گويا براي اثبات ادعاي پيامبر است.
    قرآن از اين به بينات يا دلايل و شواهد روشن ياد كرده است (لقد ارسلنا رسلنا بالبينات).
    با اين سخن مي توان نتيجه گرفت:
    اوّلاً: معجزه كاري است كه در اختيار خداست و با اذن خدا در اختيار پيامبرش قرار مي گيرد.
    ثانياً: فلسفه وجودي معجزه براي شناخت پيامبر و هدايت بشر است كه براي طالب حقيقت، ارائه مي شود و براي طالب حق ارائه يك مورد معجزه از سوي پيامبر كافي است و نيازي به موارد ديگر ندارد.
    حال برخي از منكران از پيامبر(ص)، مي خواستند كه براي آنان معجزات ديگري ارائه نمايد،‌ ولي با پاسخ منفي پيامبر رو به رو شدند.
    علت منفي بودن پاسخ را مي توان در چند چيز بدين شرح جست و جو نمود:
    1ـ اعجاز به قدر كافي انجام شده بود و ديگر ضرورتي براي آوردن معجزة جديد وجود نداشت و با اين وجود آنان با مشاهدة معجزات جديد بناي ايمان آوردن نداشتند.
    2ـ برخي از خواسته هاي منكران محال عقلي بود. طبيعي است كه معجزه در محالات عقلي راه ندارد.
    3ـ برخي از خواسته هاي منكران به گونه اي بود كه اگر عمل مي شد، با فلسفة اعجاز منافات داشت. توضيح اين كه فلسفه اعجاز اين بود كه به صداقت مدّعي نبوت و رسالت ايمان آورده شود و مردم هدايت شوند؛ در حالي كه برخي به پيامبر مي گفتند: اگر به راستي تو پيامبر و فرستادة‌ خدا هستي، از خدا بخواه تا سنگي از آسمان بر سرِ ما فرود آيد. با اجابت خواستة منكران، آنان هلاك مي شدند، نه اين كه ايمان آوردند.
    4ـ برخي از خواسته هاي آنان به مقامي مربوط مي شد كه شايستگي آن را نداشتند، مثلاً مي‌گفتند: ما ايمان نمي آوريم مگر آن كه آن چه بر پيامبران نازل شد، بر ما نازل شود. طبيعي است كه نايل شدن به مقام دريافت و فهم وحي كار هر كسي نيست، بلكه مي بايست، لياقت‌هاي لازم را داشته باشد، تا خداوند او را به اين مقام برساند.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط شیخ هادی : ۱۳۸۹/۰۷/۱۵ در ساعت ۲۳:۴۰

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    41
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    40



    سلام و تشکر از استارتر
    1-چرا تیتر موضوع با مضمون متفاوت است
    2-این سوال برای من هم به وجود آمده کاش شبهه را کاملتر بیان می کردید تا به جواب کامل تر و قانع کننده تری دست یابیم با اجازه من چند سوال یا نکته را بیان می کنم
    3-ابتدا معنی کامل آیات 90 تا 93 سوره اسرا را با قرآنی که من دارم می نویسم با آنچه که شما نقل کردید اندکی متفاوت است : و گفتند تا از زمين چشمه‏اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد (90)يا [بايد] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى
    (91)يا چنانكه ادعا مى‏كنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى (92) اگر قسمتی که پر رنگ کردم را در نظر بگیرید معانی دیگری می توان از آیه استنباط کرد
    4- اما موضوع مهمتر و اساسی تر برای من این است که جواب شما در شرایطی مورد قبول می تواند باشد که فقط این آیه و این نوع درخواست معجزه از مشرکان در قرآن آمده بود

    اما مثلا اگر به آیات دیگر نظیر آیه 109 سوره انعام نظر بیندازیم متوجه می شویم که صورت مسئله متفاوت است
    معنی آیه ((
    و با سخت‏ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه‏اى براى آنان بيايد حتما بدان مى‏گروند بگو معجزات تنها در اختيار خداست و شما چه مى‏دانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمى‏آورند (109) ))
    ادامه را کپی پیست می کنم ((طفره‌آميز بودنِ اين پاسخ _ كه اگر معجزه هم بيايد، باز ايمان نمي‌آوريد _ آشكار است. مخالفان و شكاكان بالاخره از كجا بايد مطمئن شوند كه محمد راست مي‌گويد؟ به خداي حضرت محمد بايد گفت: شما به وظيفه‌تان (فرستادن معجزه) عمل كنيد، آنگاه اگر كسي ايمان نياورد، خودش مسئول است. شما چگونه مي‌خواهيد بدون اتمام حجت، مخالفان را در روز قيامت مجازات كنيد؟






    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۹۱/۰۲/۲۵ در ساعت ۱۰:۰۶ دلیل: انتقال جمله به پست بعد

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    41
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    40



    در مورد آیات مشابه دیگر نیز سوالاتی دارم که به امید خدا در پستهای بعد می گویم به نظرم یک به یک جلو بریم بهتره
    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۹۱/۰۲/۲۵ در ساعت ۱۰:۰۶ دلیل: تبديل پست اسپم به غير اسپم با استفاده از نوشته کاربر

  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با سلام خدمت همه دوستان



    گروهی چنین شبهه ای را در جامعه طرح کرده اند که: در قـرآن كـريـم آمـده اسـت كه گاه مردم از پيامبر اسلام (ص)معجزه اى مى خواستند و آن حضرت به خواست آنان تن درنمى داد؛ چنان كه در آيه زير مى خوانيم:

    (وَ قـالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الاَْرْضِ يَنْبُوعاًَ اَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الاَْنْهارَ خِلالَها تَفْجيراًَ اَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً اَوْ تَاءْتِىَ بِاللّهِ وَالْمَلائِكَةِ قَبيلاًَ اَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ اَوْ تَرْقى فِى السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبّى هَلْ كُنْتُ اِلاّ بَشَراً رَسُولاً)؛(1) و گفتند: (ما هرگز به تو ايمان نمى آوريم تا اين كه چشمه اى جوشان از اين سرزمين [خشك و سـوزان] بـراى مـا ظاهر سازى؛ يا باغى از نخل و انگور از آنِ تو باشد و نهرها در لابه لاى آن جـارى كـنـى؛ يـا قـطعه هاى [سنگ هاى] آسمان را ـ آن چنان كه مى پندارى ـ بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ يا براى تو خانه اى پر نقش و نگار از طـلا بـاشـد؛ يا به آسمان بالا روى؛ حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى آوريم مگر آن كه نـامـه اى بـر مـا فرود آورى كه آن را بخوانيم!) بگو: (منزّه است پروردگارم [از اين سخنان گزاف]! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!)

    حال این سؤالات مطرح می شود که دلیل آنکه انبیاء الهی به آوردن هر معجزه ای تن نمی دانند چیست؟ آیا این نشان از ناتوانی و عجز ایشان نبوده است؟ و ...

    پاسخ شبهه: هدف از ارائه معجزه، شناسانيدن پيامبران خدا و اتمام حجّت بر مردم است، نه سر گرم کردن مردم با کارهای خارق العاده؛ و بوضوح در مـوارد مـورد نظر،(درخواست های مردم) دیده می شود که هدف درخواست كنندگان چيزى جز روشن شدن حقيقت و راهيابى به حق و هـدايـت بـوده اسـت، طـبـيـعـى اسـت كـه بـه درخـواسـت آنـان پـاسـخ داده نـشـده اسـت.

    بـه عـنوان مثال، درخواست هاى مذكور در آيات سوره اسراء را مى بينيم كه مخاطبان در پى شناخت حق نبوده انـد، بلكه خواسته هايى براى منافع مادى خود در سرداشته اند و آرزوى چشمه هاى جوشان در سرزمين مكّه و ايجاد نخلستان و خانه هايى پر از نقش و نگار طلايى را در قالب درخواست معجزه مطرح كرده اند.

    در حقيقت درخواست آنان گونه اى معامله بوده است؛ زيرا گفته اند: اگر مى خواهى ايمان آوريم، بـايـد ايـن كـارهـا را انـجـام دهـى. برخى از درخواست هاى آنان نيز ناممكن بوده است؛ مانند آمدن پرودرگار يا فرشتگان و سرانجام، برخى از درخواست ها، مانند سقوط آسمان بر سر آنان، غیر عقلائى و بر خلاف حکمت و مصلحت الهی بوده است.

    بـنـابـرايـن ، از آيـات مـذكـور و نـظـايـر آن هـا(2) بـر مـى آيد كه هدف درخواست كنندگان معجزه در همه جا حقيقت جويى نبوده است، ولى آنگاه كه مردم براى راه يافتن به حقيقت، درخواست معجزه كرده اند، پيامبر اکرم (ص) به خواسته آنان تن در داده است؛ چنان كه معجزه هايى بسيار از آن حـضـرت، در تـاريـخ ثـبـت اسـت كـه بـسـيـارى از آن هـا بـا نقل متواتر به دست ما رسيده اند و در رأس همه، معجزه جاويدان آن حضرت، يعنى قرآن كريم جـاى دارد. پـيـامبران ديگر نيز معجزه هايى گوناگون و پرشمار داشتند كه قرآن مجيد از آن ها ياد كرده است.(3)

    موفق باشید ...

    پاورقی_____________________________________
    1) اسراء، 90 ـ 93.
    2) ر.ك : انعام (6)، آيه 37 و هود (11)، آيه 12.
    3) ر.ک: مباحث تکمیلی عقائد، ج 2، مرکز تحقیقات اسلامی.
    پاسخ1:
    شما برای اثبات این سخن خود باید اثبات کنید تمام افرادی که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر اجابت نکردند(و هم چنین افرادی که این در خواست و عدم اجابت پیامبر را شنیده اند) برایشان اتمام حجت صورت پذیرفته بود و حتی یک نفر هم نبود که برایش اتمام حجت صورت نپذیرفته باشد (مثلا تحدی قران را نشنیده باشد یا شق القمر را ندیده باشد یا به دلایل عقلی ای اعجاز قران و... را قبول نداشته باشد).
    پاسخ2:
    شما چگونه اثبات می کنید که دلیل عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه اتمام حجت(در قبل) برای آنها بوده است احتمال دارد که به دلیل عدم توانایی بر معجزه پیامبر این درخواست را اجابت نکردند .
    پاسخ 3:
    همانطور که خود می گویید یکی از تفاوتهای مهم معجزات انبیا از سایر اعمال خارق العاده این است که هر عمل خارق العاده ای در هر زمانی به او گفته شود توسط پیامبر اجابت می شود بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان که محصور در عمل خاص و زمان خاص است ؛
    اکنون محتمل است که آن مشرکین با اینکه اعجاز قران را دیده بودند برای اینکه حقیقتا بفهمند که پیامبر مرتاض نیست وعملش به کار خاصی محصور نمی باشد از او درخواست معجزه کرده اندتا به عدم حصر در زمان و عمل خاص برسند که با جواب منفی پیامبر روبه رو گردیدند.
    پاسخ4:
    بر فرض اثبات تمام این موارد از جانب شما باز دوباره اشکالاتی که به نقلهای تاریخی کردیم دوباره اینجا تکرار می شود.
    ویرایش توسط velayat : ۱۳۹۱/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۱:۳۶
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    436
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1050



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ1: شما برای اثبات این سخن خود باید اثبات کنید تمام افرادی که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر اجابت نکردند(و هم چنین افرادی که این در خواست و عدم اجابت پیامبر را شنیده اند) برایشان اتمام حجت صورت پذیرفته بود و حتی یک نفر هم نبود که برایش اتمام حجت صورت نپذیرفته باشد (مثلا تحدی قران را نشنیده باشد یا شق القمر را ندیده باشد یا به دلایل عقلی ای اعجاز قران و... را قبول نداشته باشد).
    باسمه تعالی، سلام بر شما

    جناب ولایت، بر اساس منطق قرآن، هر کسی با پیامبر خداوند مواجه شده است، با پیامبری مواجه شده است که همراه با بینات آشکار است، پس، قطعا بر تمام کفاری که با پیامبر مواجه می شدند، و در شناخت و قبول راهشان صداقت داشته اند، حجت تمام شده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ2: شما چگونه اثبات می کنید که دلیل عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه اتمام حجت(در قبل) برای آنها بوده است احتمال دارد که به دلیل عدم توانایی بر معجزه پیامبر این درخواست را اجابت نکردند .
    اینکه خداوند، حجت را بر این کفار تمام کرده است، منافاتی با این ندارد که عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه، مسایل دیگری بوده باشد، اگر هم اینها می خواستند به خود پیامبر به عنوان یک فرستاده ایمان آورده باشند، عدم توانایی خود پیامبر، از حیث بشر بودنش، دلیلی بر اجابت نکردن (آنان به درخواست پیامبر) نمی تواند باشد، و چنین دلیلی کاملا دلیل بی مورد و اشتباهی است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ 3: همانطور که خود می گویید یکی از تفاوتهای مهم معجزات انبیا از سایر اعمال خارق العاده این است که هر عمل خارق العاده ای در هر زمانی به او گفته شود توسط پیامبر اجابت می شود بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان که محصور در عمل خاص و زمان خاص است ؛ اکنون محتمل است که آن مشرکین با اینکه اعجاز قران را دیده بودند برای اینکه حقیقتا بفهمند که پیامبر مرتاض نیست وعملش به کار خاصی محصور نمی باشد از او درخواست معجزه کرده اندتا به عدم حصر در زمان و عمل خاص برسند که با جواب منفی پیامبر روبه رو گردیدند.
    چه کسی گفته است، پیامبران الهی، در خواست هر عمل خارق العاده ای، در هر زمانی را اجابت می کنند؟؟؟

    بله، اینکه پیامبران الهی معجزات متنوعی داشته اند، منافاتی با این مسأله ندارد که درخواست هر در خواست کننده ای را اجابت نکنند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ4: بر فرض اثبات تمام این موارد از جانب شما باز دوباره اشکالاتی که به نقلهای تاریخی کردیم دوباره اینجا تکرار می شود.
    دایره اثبات هر گزاره ای به حسب خودش تعریف می شود، اشکالات جنابعالی، کاملا بی اساس است.
    ویرایش توسط هشام : ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ در ساعت ۰۰:۰۳

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط هشام نمایش پست ها

    باسمه تعالی، سلام بر شما


    جناب ولایت، بر اساس منطق قرآن، هر کسی با پیامبر خداوند مواجه شده است، با پیامبری مواجه شده است که همراه با بینات آشکار است، پس، قطعا بر تمام کفاری که با پیامبر مواجه می شدند، و در شناخت و قبول راهشان صداقت داشته اند، حجت تمام شده است.
    سلام
    نگاه کنید اشکال مهم به پیامبر بودن حضرت محمد است ولی شما در این پاسخ پیامبر بودن حضرت محمد را پیش فرض گرفته اید و بعد پاسخ داده اید
    یعنی کسی که این اشکال را مطرح می کند می گوید حضرت محمد از طرف خدانیست بعد شما با پیامبر بودن پیامبر دارید جواب می هید؟؟؟؟؟؟؟؟حاشا
    اقای هشام دقت کنید متکلمین یکی از تفاوتهای کارهای ساحران با معجزه انبیا را چنین معرفی می کنند:
    عدم اختصاص معجزه انبیا به زمانی خاص(یا شی خاص) برخلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران
    (نوشته شده در کتاب معجزه در قلمرو عقل و دین اقای قراملکی،ص79)
    اگر شما این تفاوت را قبول دارید من با شما بحث می کنم وگره با شما بحثی ندارم
    اما طبق این تفاوت شما اگر دیدی فردی فقط معجزه اش محصور در یک شی خاص یا در یک زمان خاص است می فهمی که ان فرد مرتاض است و گرنه می فهمی پیامبر است
    و چون پیامبر معجزاتش محصور در یک شی خاص بود یا در یک زمان خاص بود پس مرتاض است نه پیامبر
    نقل قول نوشته اصلی توسط هشام نمایش پست ها

    اینکه خداوند، حجت را بر این کفار تمام کرده است، منافاتی با این ندارد که عدم اجابت در خواست درخواست کنندگان معجزه، مسایل دیگری بوده باشد، اگر هم اینها می خواستند به خود پیامبر به عنوان یک فرستاده ایمان آورده باشند، عدم توانایی خود پیامبر، از حیث بشر بودنش، دلیلی بر اجابت نکردن (آنان به درخواست پیامبر) نمی تواند باشد، و چنین دلیلی کاملا دلیل بی مورد و اشتباهی است.
    دوباره پیش فرض گرفته اید که خدا عمل خارق العاده حضرت محمد را فرستاده
    نگاه کنید شما وجه اشکال بنده را نگرفتید
    بنده می گویم اگر ما اثبات کنیم که حضرت محمد ص توانایی بر یک سری از اعمال خارق العاده ندارد دیگر پیامبر نیست(با توجه به تفاوت مذکور)
    خب حالا می بینیم پیامبر یک سری از اعمال خارق العاده را اجابت نکرد
    2 فرض در جلوی ما هست
    یا می توانسته اجابت کنه و به خاطر اتمام حجت سابق اجابت نکرده
    یا نمی توانسته اجابت کنه فلذا اجابت نکرده
    اگر فرض اول باشد منافاتی با پیامبری حضرت محمد ص ندارد ولی اگر فرض دوم باشد منافات وجود دارد
    و من می گویم تا شما فرض اول را اثبات نکردید هر دو احتمال وجود دارد و اذا جا الاحتمال بطل الاستدلال

    نقل قول نوشته اصلی توسط هشام نمایش پست ها


    چه کسی گفته است، پیامبران الهی، در خواست هر عمل خارق العاده ای، در هر زمانی، را اجابت می کنند؟؟؟بله، اینکه پیامبران الهی معجزات متنوعی داشته اند، منافاتی با این مسأله ندارد که درخواست هر در خواست کننده ای را اجابت نکنند.
    گفته شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط هشام نمایش پست ها

    دایره اثبات هر گزاره ای به حسب خودش تعریف می شود، اشکالات جنابعالی، کاملا بی اساس است.
    شما که اصلا جواب نامربوطی به اشکال بنده دادید
    بعد خواهشا ادعا نکنید که اشکالات شما بی اساس است
    بحث علمی بکنید خیلی بهتر و معقول تر است
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  20. صلوات


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود