جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواستگارم به دلم ننشسته ، چیکار کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    379
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2419

    پرسش خواستگارم به دلم ننشسته ، چیکار کنم؟




    دیگر داشتیم از هم جدا می شدیم که گفت: یک خواستگار دارم، همه ی مشخصاتش خوب است و هیچ ایرادی به او وارد نیست، همه می گویند قبول کنم اما ...
    به دلم ننشسته
    نمی دونم باید چه کنم؟

    این جمله ای است که بسیاری از جوانان ما در رابطه با شخص مقابل خود می گویند؟ به نظر شما علت چیست؟ و راهکار چه می باشد؟
    .
    .
    شما نظرات تون را بدید نهایتاً من نیز نظر خود را خواهم گفت. ولی در ابتدا منتظر شنیدن نظرات و راهکارهای شما هستم
    نیستـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــم

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط sajedee نمایش پست ها
    دیگر داشتیم از هم جدا می شدیم که گفت: یک خواستگار دارم، همه ی مشخصاتش خوب است و هیچ ایرادی به او وارد نیست، همه می گویند قبول کنم اما ...
    به دلم ننشسته
    اجازه ندهد به زور(خانواده و..) به دل بنشیند چون حتما دل درد می گیرد
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    حضور
    4 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    142



    خوب البته زورکی که نمیشه! ولی این مواقع میگن بله رو بگین تموم شه بعدا خودش میاد تو دل

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    115
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    443



    نقل قول نوشته اصلی توسط sajedee نمایش پست ها
    مشاوره در جیک ثانیه! دیگر داشتیم از هم جدا می شدیم که گفت: یک خواستگار دارم، همه ی مشخصاتش خوب است و هیچ ایرادی به او وارد نیست، همه می گویند قبول کنم اما ... به دلم ننشسته نمی دونم باید چه کنم؟ این جمله ای است که بسیاری از جوانان ما در رابطه با شخص مقابل خود می گویند؟ به نظر شما علت چیست؟ و راهکار چه می باشد؟ . . شما نظرات تون را بدید نهایتاً من نیز نظر خود را خواهم گفت. ولی در ابتدا منتظر شنیدن نظرات و راهکارهای شما هستم
    من فکر میکنم اگه هر دو توی یک خوشه ان بععععله رو بگه بعدا علف به دهنش شیرین میشه


    ویرایش توسط زلال حدیث : ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۸

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    نقل قول نوشته اصلی توسط sajedee نمایش پست ها
    دیگر داشتیم از هم جدا می شدیم که گفت: یک خواستگار دارم، همه ی مشخصاتش خوب است و هیچ ایرادی به او وارد نیست، همه می گویند قبول کنم اما ...
    به دلم ننشسته
    نمی دونم باید چه کنم؟
    با سلام
    دنیای شگفت و تو در توی دل، شناختنی است.
    - از برکت همین شناخت، می توان آن را در مسیر درست، هدایت کرد. گرچه دل، هادی ماست، اما ما هم می توانیم هادی دل شویم.
    دل ما را به این سمت و سو می کشاند، ما هم می توانیم آن را در بستر کشش های مطلوب و حق قرار دهیم. آن را به عنوان یک «ظرف» بشناسیم که محتوای آن، با تصمیم و اراده و انتخاب ما تأمین و پُر می شود.

    قلب پیشوا، قلب پیرو
    کسی به پیشوایی می رسد که پیروی هم کرده باشد.
    در روایات ما، از دل به عنوان پیشوا و هادی یاد شده است.

    امام صادق(ع) فرمود:
    «ان منزله القلب من الجسد، بمنزلة الامام من الناس»1
    جایگاه دل از تن، همچون جایگاه و موقعیت امام از مردم است.
    یعنی، اعضا و اندام انسان از مرکزیت دل فرمان می برند و قلب، فرمانده بدن است (البته قلب در اینجا، مرکز ادراک و تصمیم گیری است، نه تلمبه خانه خون بدن).
    دل، گاهی یقین دارد، گاهی شک.
    گاهی جای محبت است، گاهی جای کینه و نفرت.
    گاهی حالت ایمان و قبول دارد، گاهی در موضع انکار و نفی و ناباوری است.

    گاهی از حالت اطمینان و عزم و ثبات برخوردار است، گاهی وضعیت متزلزل، بی ثبات و در حال تغییر دارد.
    این حالت ها در نحوه اقدام و عمل و تصمیم و رفتار صاحب دل اثر می گذارد.

    پس بجاست که به امور و حالات و شرایط و اوصاف این دل برسیم و از آن غافل نباشیم.
    اینجاست که باید دل را مورد نظارت قرار داد و به شاگردی به حضور عقل و دین فرستاد و راه ورود فرشتگان را به این خانه باز کرد و نوچه های شیطان را از آن بیرون کرد و مواظب حالات دل بود، به تعبیر دیگر کار «دربانی دل» را به عقل و دین سپرد،

    دل های بیمار و مرده
    دل نیز مانند بدن بیمار می شود، اما بیماری آن گاهی پنهان و نامحسوس است و «بیمار دل» چون خود را بیمار حس نمی کند، به فکر درمان هم نمی افتد.
    دل نیز گاهی می میرد.
    دلهای مردگان، از آثار حیات که شور و سوز و احساس و حرکت است، بی بهره می شوند.
    اینجاست که باید دمی مسیحایی آن را زنده کند.
    گاهی هم دل تاریک می شود، و باید چراغی در آن افروخت.
    ولی چگونه؟
    راه درمان بیماری دل یا حیات بخشی به دل های فسرده و مرده چیست؟
    و تیره دلی چگونه زدوده می شود؟
    توصیه حضرت امیر(ع) به فرزندش امام مجتبی(ع) چنین است:
    «احی قلبک بالموعظة... و نوّره بالحکمة»2
    دلت را با «موعظه» زنده کن و آن را با «حکمت» روشنی بخش.

    این که بعضی ها از هر پندی گریزانند و سخنان موعظه آمیز را بر نمی تابند، بادست خود راه خیر و بیدرای و روشنایی را به روی خویش می بندند.

    دل، نیازمند موعظه است،
    و گرنه زنگار غفلت آن را می گیرد، یا واعظ درونی، یا بیرونی.
    و البته واعظ درونی مؤثرتر است و به تعبیر روایات، اگر کسی از درون خود واعظ و پند دهنده ای نداشته باشد، مواعظ دیگران چندان بر او کارساز نیست.

    دل را باید با «پندپذیری» نرم کرد و با «موعظه» شیار زد، تا «بذر حکمت» در آن افشانده شود و بروید.

    اگر قلب، قلب سالمی باشد، «چشم دل» هم خوب می بیند.
    و اگر دل، نمرده باشد، «چشمه پند» از آن می جوشد.
    و اگر قساوت قلب، که ثمره گناهان بسیار است، انسان را به بیماری قلبی مبتلا نساخته باشد، دل می تواند آینه ای باشد که حکمت برآن بتابد و حقیقت از آن بتراود.
    .


    پی نوشت:
    1. میزان الحکمه، ج5، ص216.
    2. نهج البلاغه، نامه 31.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۴:۴۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام

    .
    یعنی، اعضا و اندام انسان از مرکزیت دل فرمان می برند و قلب، فرمانده بدن است (البته قلب در اینجا، مرکز ادراک و تصمیم گیری است، نه تلمبه خانه خون بدن).
    دل، گاهی یقین دارد، گاهی شک.
    گاهی جای محبت است، گاهی جای کینه و نفرت.
    گاهی حالت ایمان و قبول دارد، گاهی در موضع انکار و نفی و ناباوری است.

    گاهی از حالت اطمینان و عزم و ثبات برخوردار است، گاهی وضعیت متزلزل، بی ثبات و در حال تغییر دارد.
    این حالت ها در نحوه اقدام و عمل و تصمیم و رفتار صاحب دل اثر می گذارد.

    پس بجاست که به امور و حالات و شرایط و اوصاف این دل برسیم و از آن غافل نباشیم. :sokhan:

    سلام.
    واقعا چه كار كنيم از دست اين دل...
    چقدر بايد اسير بازيها و خواسته هاش باشيم...
    چه كنيم كه كسي به دل ما بنشيند؟
    چرا به اين راحتي كسي به دل نمي نشيند؟
    چقدر انتخاب سخت است؟
    يادمه استادي داشتم كه ميگفت كليد قلب انسانها به دست خداست و تا او نخواهد به روي كسي باز نخواهد شد.

    پس اين دل را بسپريم به صاحب واقعيش كه خداست...

    بگذاريم كه خودش اون رو به روي كسي كه صلاح ميداند باز كند...
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    دانستن
    نوشته
    124
    حضور
    1 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    685



    من از اين دختر هاي لوس و سوسول خوشم نمي آيد. مشاوره ها هم مي گويند بايد به دل بنشينه و اين هم مهم است ولي ما در كجاي دين و سنت چنين چيزي داشتيم؟!؟!؟!؟!؟!
    اين جور دخترها نه منطق دارند كه با عقل و استدلال پيش بروند نه ايمان قوي.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    379
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2419



    از نظرات دوستان گرامی ممنونم

    اما چه می شود که گاهی تنها پاسخی که در رابطه با شخصی داریم این است که: به دلم ننشست
    چرا برخی اشخاص معتقدند ازدواج کن بعد مهرش به دلت می شینه؟
    و چرا در برخی موارد که این ازدواج صورت می گیرد، واقعاً مهر طرف به دل آن دختر خانم یا آقا پسر می شیند اما گاهی علارغم این که زندگی خوبی دارند ولی همیشه آن دختر خانم یا آقا پسر اظهار نارضایتی می کنند و همچنان می گویند که هر کار می کنم به دلم نمی شینه؟

    همه ی ما در ذهن خود معیارهای برای همسر خود داریم و یا داشته ایم. معیارهای جدای از ایمان، وضعیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... و همواره منتظریم شخصی را ملاقات کنیم که با آن چه ساخته و پرداخته ی ذهن ماست تا حدودی همخوانی داشته باشد.

    ببینید مثلاً شاید شخصی از یک شخصیت محکم و جدی خوشش بیاید، یکی از یک شخصیت آرام، دیگری شخصیتی شلوغ و شیطان را بپسندد و یک نفر فردی رمانتیک و رویایی را دوست بدارد. خلاصه این که هر کسی طالب یک شخصیت خاص است.
    مثلاً همین موردی که در بالا ذکر کردم پس از پرسیدن چند سوال مشخص شد آقای داماد یک طلبه ی موقر و سر و سنگین هستند در حالی که این دختر خانم به دنبال شخصیتی شوخ و بذله گو ( البته با توصیف ایشون کمی زیاد از حد بذله گو!) هستند و عدم مشاهده ی این خصلت در ایشان موجب شده بود که بگوید ایشان به دلم ننشست و از آن جایی که واقعاً هیچ ایرادی به این خواستگار محترم وارد نبوده است صرفاً به همین جمله اکتفا کرده بودند.

    این یک امر عادی است که ما خواه ناخواه در شخصیت ها به دنبال آن چیزی باشیم که بهتر می پسندیم. حالا گاه به دلیل حریم ها و فاصله ها و عدم شناختی که قبل از ازدواج وجود دارد ما به طور کامل پی به شخصیت طرف مقابل نمی بریم و پس از ازدواج متوجه می شویم که ایشان نیز این خصلت (همان خصلتی که به دنبالش بودیم) را دارا هستند بنابراین طبق برخی از تجربه ها، به قول معروف مهرش به دلمان می نشیند و از زندگی خود راضی خواهیم بود. گاهی هم شخص فوق آن خصلت را ندارد اما دیدگاه ما تغییر می کند و همین امر باعث می گردد از زندگی خود راضی باشیم.

    اما در برخی دیگر از موارد ازدواج صورت می گیرد، وی هم خصلت مورد نظر ما را ندارد، دیدگاه ما نیز تغییر نمی کند رفتار ایشان نیز تغییری نمی کند به همین دلیل با وجود داشتن یک زندگی مناسب همیشه ناراضی هستیم.

    حال راهکار چیست؟ به نحوی از خودش، خانواده و یا دوستان نزدیک وی جویا شویم و ببینیم آیا آن چه مد نظر ما است در ایشان وجود دارد؟ شاید وی این خصلت را داشته باشد و ما از آن بی خبر باشیم، در صورتی که این گونه بود می توانیم کمی تامل کنیم و قبل از این که قطعاً نه را بگوییم رفتار وی را بازنگری کنیم شاید همان فردی بود که ما طالبش هستیم.
    اما در صورتی که وی این خصلت را ندارد به قول جناب حامی اجازه ندهیم به زور به دل بنشیند.
    نیستـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــم

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    271



    بله قطعا این به دل ننشستن بعد ها ایجاد گرفتاری میکند مخصوصا که در هر زندگی اصطکاکاتی وجود دارد که اگه زن و شوهر قبلا به دل هم ننشسته باشند این اصطحکاکها بعدا مصیبت میشود

  19. صلوات ها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود