جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نوشته ای از خودم (قاصدک)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    همه چیز جز امور منفی
    نوشته
    86
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    715

    مطلب نوشته ای از خودم (قاصدک)




    دوست زمینی(1)

    در سکوت شب پر صداست جسمش تنهاست اما روحش در امواج خیالبه دنبال همدمیست
    آری!سر به زانو میبرد گریه را سر میدهد تا طلوع صبح چشمانش دریا میشود خدایا!این گمگشته نصیب که خواهد شد ببرش به دیاری دور تا مرا پیدا کند
    آنقدر راه بر سرش بگذار
    تا جاده ی عشق را پیدا کند
    خدایا او را از من مگیر........






    دوست زمینی(2)

    در تاریکی شب قدم میزند اسبی را می یابد بی درنگ سوار بر اسب میشود از روشنایی چشم جغد پیر به عنوان فانوس استفاده میکند ترسی ندارد در رکاب شب همچنان دست به دعاست
    قطره ای اشک به شوق دل دیوانه ی خود میریزد
    آه!چه دلی دارد یار.............




    تقدیم به شما
    س.آفتاب

    ویرایش توسط او خواهد آمد... : ۱۳۸۹/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۶:۲۴ دلیل: تغییر عنوان

    شايد آن روز كه سهراب نوشت: تا شقايق هست زندگي بايد كرد.

    خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.
    بايد اين طور نوشت: چه شقايق باشد، چه گل پيچك و ياس،‌ جاي يك گل خاليست،
    تا نيايد مهدي، زندگي دشوار است.....

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما می شود آسمانی شد




    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام قاصدک نمایش پست ها
    دوست زمینی(1)

    در سکوت شب پر صداست جسمش تنهاست اما روحش در امواج خیالبه دنبال همدمیست
    آری!سر به زانو میبرد گریه را سر میدهد تا طلوع صبح چشمانش دریا میشود خدایا!این گمگشته نصیب که خواهد شد ببرش به دیاری دور تا مرا پیدا کند
    آنقدر راه بر سرش بگذار
    تا جاده ی عشق را پیدا کند
    خدایا او را از من مگیر........


    سلام و تشکر

    به ما آموخته اند که جسم، شب و روز نمی شناسد و همیشه در زمین همدم مدام دارد و اما این روح است که باید بدنبال مأنوسی از جنس خودش یعنی همدمی آسمانی باشد. و تا با شب و حال و هوایش یعنی تفکر و اندیشه و اشک و تضرع، مأنوس نباشد و به عبارتی ریشه در شب نداشته باشد در شلوغی های روز، زیر دست و پای هوا و هوسها و دنیا خواهی ها تلف می شود.

    و نیز این را می دانیم که حقیقتاً این گمگشته به مقصود نمی رسد مگر انکه در مسیر جاده خداجوئی و حقیقت طلبی، امیدوارانه اما در کمال خوف، گام بردارد و در این سیر به اوج نیاز و عجز و حیرت و سرگشتگی برسد، و آنگاه است که در این اوج ها دو بال به وی می دهند که می تواند به سمت و سوی مقصود و محبوبش پر بکشد.

    موفق باشید ...


    نوشته ای از خودم (قاصدک)

  5. صلوات ها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود