صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه نیازی به اثبات خدا داریم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167

    چه نیازی به اثبات خدا داریم




    سلام

    لطفاً چند استدلال ساده همراه با مثال در زمینه ی اثبات خدا بیان کنید.

    (در سطح دانش آموزان اول دبیرستان)


    ویرایش توسط ارشاد : ۱۳۸۹/۰۵/۲۹ در ساعت ۲۳:۴۷

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    سلام علیکم
    یک استدلال ساده اما عمیق برای اثبات خدا
    شما یا خودتان ، خودتان را خلق کرده اید یا دیگر شما را آفریده است
    خودتان که نمی توانید خود را خلق کنید چون لازمه اش این است که هم وجود داشته باشید و هم وجود نداشته باشید
    وجود داشته باشید چون می خواهید خالق و آفرینده خود باشید ( خالق معدوم که نمی شود )
    وجود نداشته باشید چون می خواهید خودتان را خلق کنید خوب اگر هستید و وجود دارید می خواهید چه کسی را خلق کنید ؟
    پس این که خود خالق خود باشید امری منتفی است
    باید دیگری خالق شما باشد
    اما همین سوال را راجع به دیگری و خالق شما مطرح می کنیم
    او یا خود خالق خود است و یا افریننده ای غیر از خود دارد خود گه نمی تواند خالق خود باشد و باید آفریننده ای غیر از خود داشته باشد ..
    ..... بالاخره این سوال همین طور ادامه پیدا می کند .....تسلسل هم که باطل است
    پس باید به یک خالق بالذات برسیم که او مخلوق کسی نباشد

    چه نیازی به اثبات خدا داریم

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    تشكر استاد مجيد و ارشاد بزرگوار

    يكي از براهيني كه مي توان براي اثبات خداوند به كار برد برهان فطرت است

    تبيين برهان فطرت

    يكي از راههاي اثبات خدا از طريق روان و فطرت است به اين بيان كه از راه وجود خود انسان، خدا را اثبات كرده‎اند به اين معنا كه گفته‎اند وجود خدا در انسان هست يعني در فطرت و در خلقت هر كسي يك احساسي و يك تمايلي وجود دارد كه اين احساس و تمايل خود به خود انسان را به سوي خدا مي‎كشاند.

    از اين جهت مثل خدا و انسان مثل مغناطيس و آهن است. اين راه فقط اين را مي‎گويد كه يك چنين جاذبه‎اي را من احساس مي‎كنم (چون راه دروني و رواني است)، يك چنين جاذبه‎اي ميان انسان و ميان آن حقيقتي كه نامش خداست وجود دارد. به دليل وجود چنين جاذبه‎اي پس يك چنين حقيقتي است.(1)

    بنابراين در فطرت و سرشت هر انساني به دليل اين حس خداشناسي نهاده شده و سرشت او به گونه‎اي است كه بدون نياز به برهان و دليل بالفطره خداشناس است.

    همان طور كه مقتضاي طبيعت و نهاد موجود زنده احساس گرسنگي و تشنگي و يا گرايش به محبت است، همچنان هم مقتضاي فطرت و سرشت انسان، علم به ذات پاك خداوند و گرايش به سوي او است؛
    و همان طور كه آن احساس براي وجود زنده بديهي است و نياز به توجيه و استدلال ندارد، اين علم هم محتاج به استدلال و اثبات نيست.

    از آنجا كه دليل وجود باري تعالي بسيار ساده است و به واسطة يك مقدمة بديهي، هر انسان وجود باري تعالي را بالفطره درك مي‎كند، گاه براي بعضي درك اين مساله مشكل مي‎شود

    كه آيا اصل ادراك وجود خدا فطري انسان است و بدون نياز به مقدمه‎اي حاصل مي‎شود يا درك او به واسطة مقدمه‎اي است كه ادراك آن مقدمه (امتناع وجود معلول بدون علت) براي نفس انسان بديهي است؟

    ما شواهدي داريم مبني بر اين‎كه خداشناسي بدون نياز به هيچ مقدمه‎اي در سرشت آدمي به وديعت گذاشته شده از جمله:

    1. حس حقيقت جويي يا گرايش به درك حقيقت موجود
    2. گرايش به فضايل انساني و كارهاي خير
    3. تمايل به زيبايي
    4. گرايش به كمال مطلق يا ذات واحدي كه مبدء و همة وجود است و منبع همة كمالات است.

    به هر حال از ابتداي خلقت بشر اين سه غريزة‌ «خداجويي» و «خداخواهي» و «خداپرستي» در نهاد آدمي وجود داشته است.

    گر چه برخي از انسانها در تعيين اين مصداق خداپرستي به خطا رفته‎اند. از جملة آياتي كه دلالت بر فطري بودن «خداشناسي» مي‎كند اين آيه است:

    «هنگامي كه در كشتي سوار مي‎شوند؛ خدا را با اخلاص مي‎خوانند، ولي آنگاه كه (خدا) آنها را به خشكي رساند، (و از غرق و هلاك ) نجات بخشيد ناگهان به پروردگار خود شرك مي‎ورزند».(2)


    در حديثي بسيار زيبا در شرح اين آيه آمده است: شخصي به حضرت صادق (ع) عرض كرد: مرا به خدا راهنمايي كن.

    فرمود: هيچ سوار كشتي شده‎اي؟ گفت:‌ آري. فرمود: هيچ اتفاق افتاده است كه كشتي تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشي و چاره‎اي براي نجات نيابي؟

    گفت: آري. فرمود: آيا دل تو تعلق گرفت به اينكه موجودي هست كه قادر به خلاصي تو باشد، گفت: آري. فرمود:
    « فذلك الشيء هُو الله القادرُ عَلَي الانجاءِ حَيثُ لا مُنجيَ و علَي الاغاثَه لا مُغيث»(3)

    پس آن موجود همانا خداي قادر متعالي است.

    پي نوشت:
    1-مطهري، مرتضي، توحيد، ص 32
    2- عنکبوت /65.
    3- نور الثقلين، ج 1، ص 13..





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    سلام ضمن عرض پوزش ازاینکه وقت شما را گرفتم وبه زحمت افتادید
    ما به این دانش اموزان درکتاب سال دومشان تعریف فطرت را اموزش می
    دهیم لذا بحث فطرت را طرح کردن برای سال اول یک مقدار زود است.
    پس لازم است سراغ گزینه دیگری برویم .لطفا مرا ارشاد فرمایید .
    متشکرم

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33



    نقل قول نوشته اصلی توسط ارشاد نمایش پست ها
    سلام ضمن عرض پوزش ازاینکه وقت شما را گرفتم وبه زحمت افتادید
    ما به این دانش اموزان درکتاب سال دومشان تعریف فطرت را اموزش می
    دهیم لذا بحث فطرت را طرح کردن برای سال اول یک مقدار زود است.
    پس لازم است سراغ گزینه دیگری برویم .لطفا مرا ارشاد فرمایید .
    متشکرم

    باسمه تعالي

    با عرض سلام خدمت دوست گرامي جناب ارشاد

    به نظرم برهان نظم از جمله براهيني است كه با هر سطح علمي قابل ارائه است. اين برهان دو مقدمه دارد.

    مقدمه اول : جهان داراي نظم است.

    مقدمه دوم: هر چيزي كه داراي نظم باشد نياز به ناظم دارد.


    اثبات مقدمه اول براي هر سطح علمي متفاوت است و وابسته به ميزان مطالعات وي و نوع رشته تحصيلي و كاري كه انجام مي دهد دارد.


    براي تبيين برهان نظم ابتدا بايد آن را در مقياس كوچكتري (بسته به نوع اطلاعات فرد) پياده و تبيين كرد. براي مثال براي يك كشاورز از نظم در توليد يك محصول صحبت كرد . براي صعنتگر از نظم موجود در كارش مثال زد. و براي دانش اموزان كه با علوم تجربي آشنايي اجمالي دارند از نظم در چشم، گوش، دستگاه گوارش و ... نظم در حركت ستارگان زمين خورشيد و ....نظم در چرخه طبيعت ..صحبت به ميان آورد.


    مقدمه دوم نيز تابع قاعده علت و معلول است. اين قاعده امري بديهي است و با كوچكترين توجه قابل اثبات است. و حتي نياز به استفاده از كلمات علت و معلول هم نيست. هر نظمي در هر كجا باشد بدون اين كه كسي آن نظم را ايجاد كرده باشد تحقق نخواهد داشت.


    اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    45
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    سلام ،باتشکر از ارائه طریقی که بابیان برهان نظم فرمودید .چنانچه بخواهیم از آیات ساده قرآنی وآحادیث به اثبات موضوع

    بپردازیم .از چه آیات وروایاتی که هم درخور فهم آنها باشد وهم اثبات موضوع شده باشد می توان استفاده کرد لطفا

    ارشاد فرمایید

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط ارشاد نمایش پست ها
    چنانچه بخواهیم از آیات ساده قرآنی وآحادیث به اثبات موضوع بپردازیم .از چه آیات وروایاتی که هم درخور فهم آنها باشد وهم اثبات موضوع شده باشد می توان استفاده کرد لطفا ارشاد فرمایید




    راه ساده خداشناسي، تأمل در نشانه هاي خدا در جهان و به تعبير قرآن كريم «تفكر در آيات الهي» است.(1)

    گويي هر يك از پديده هاي جهان در زمين و آسمان و در وجود انسان، نشاني از مقصود و مطلوب آشنا دارند و عقربه دل را به سوي مركز هستي كه هميشه و در همه جا حضور دارد هدايت مي كنند.

    آري هر نظم هدفمندي نشانه اي از ناظم هدفدار است و چنين نظم هايي در سراسر جهان، مشاهده مي شود و همگي يك نظام كلي را تشكيل مي دهند كه آفريننده حكيمي آن را پديد آورده و همواره دست اندركار اداره آن است.(2)


    بوته گلي كه در باغچه روييده و از ميان خاك و كود، با چهره رنگارنگ و بوي خوش ظاهر گشته است و درخت سيبي كه از دانه كوچكي بر آمده و هر ساله مقادير زيادي سيب خوش رنگ و خوشبو و خوشمزه به بار مي آورد و ساير درختان مختلف با شكل ها و رنگ ها و خواص گوناگون...

    نيز بلبلي كه بر شاخ گل مي سرايد، و جوجه اي كه از تخم بيرون آمده، نوك به زمين مي زند، گوساله اي كه تازه متولد شده پستان مادرش را مي مكد و شيري كه در پستان مادر فراهم شده و براي نوشيدن نوزاد مهيّا گشته است و... همگي نشانه هاي اويند.

    راستي چه هماهنگي عجيب و تدبير شگفت انگيزي در پديد آمدن شير در پستان مادران همزمان با تولّد نوزادان وجود دارد!

    ماهي هايي كه هر ساله براي تخم ريزي كيلومترها راه را براي نخستين بار مي پيمايند(3) و مرغان دريايي كه آشيانه هاي خود را در ميان انبوه گياهان دريايي مي شناسند و حتي براي يك بار هم اشتباهاً به آشيانه ديگري سر نمي زنند و زنبورهاي عسل كه هر صبح از كندوها خارج مي شوند

    و پس از پيمودن راه هاي طولاني براي استفاده از گل هاي معطّر، شامگاهان به كندوهاي خودشان باز مي گردند و... همگي نشانه هاي اويند.(4)


    عجيب تر آنكه هم زنبورهاي عسل و هم گاو و گوسفندهاي شيرده چندين بار بيش از اندازه نيازشان شير و عسل توليد مي كنند تا انسان اين آفريده استثنايي و برگزيده از آنها بهره مند شود!

    اما انسان ناسپاس ولي نعمت آشناي خود را نشناخته مي انگارد و درباره او به جدال و ستيز مي پردازد. در همين بدن انسان، شگفت انگيزترين آثار تدبير حكيمانه ديده مي شود:

    تركيب بدن از جهازات هماهنگ، تركيب هر جهاز از اعضاي مناسب تركيب هر عضو از ميليون ها سلّول زنده خاص با اينكه همگي آنها از يك سلّول مادر پديد آمده اند و تركيب هر سلّول از مواد لازم با نسبت معيّن و قرار گرفتن هر اندام در مناسبترين جاي بدن، و حركات و فعاليت هاي هدفدار اعضاء و جهازات مانند جذب اكسيژن به وسيله ششها و انتقال آن به وسيله گلبولهاي قرمز خون، ساختن قند به اندازه لازم به وسيله كبد، ترميم نسوج آسيب ديده با پيدايش سلول هاي جديد، مبارزه با ميكروب ها و دشمنان مهاجم به وسيله گلبولهاي سفيد و ترشح هرمون هاي مختلف به وسيله غده هاي متعدد كه نقش هاي مهمي را در تنظيم كارهاي حياتي بدن به عهده دارند و... همگي نشانه هاي اويند.(5)


    اين نظام عجيبي كه هزاران دانشمند در طول دهها قرن هنوز نتوانسته اند به درستي به ريزه كاري هاي آن پي ببرند، به وسيله چه كسي برقرار شده است؟

    هر سلّولي يك سيستم كوچك هدفمند است و مجموعه اي از سلول ها عضوي را پديد مي آورند كه سيستم بزرگتر نيز هدفمند است و مجموعه سيستم هاي گوناگون در هم پيچيده سيستم كلي و هدفمند بدن را تشكيل مي دهند

    اما كار به همين جا خاتمه نمي يابد، بلكه سيستم هاي بي شماري از موجودات جاندار و بي جان، يك سيستم عظيم كران نا پيدا را تشكيل مي دهند به نام جهان طبيعت كه تحت تدبير حكيمانه واحدي با كمال نظم و انسجام اداره مي شود... «ذلكم اللّه فاني تؤفكون».(6)


    بديهي است هر قدر دانش بشر گسترش يابد و قوانين و روابط پديده هاي طبيعي، بيشتر كشف شود اسرار و حكمت هاي آفرينش بيشتر آشكار مي گردد، ولي تأمل در همين پديده هاي ساده و نشانه هاي روشن براي دل هاي پاك و نا آلوده كفايت مي كند.(7)


    پي نوشت:
    1- سوره يونس / 11 و آل عمران / 190.
    2- ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 3، ص 214 و ج 20، ص 334 و ج 25، ص 78.
    3- ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 26، ص 390.
    4- ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 11، ص 308-295 و نهج البلاغه، خطبه 165.
    5- امام صادق (ع) توحيد مفضل
    6- سوره انعام / 95.
    7-محمد تقي مصباح يزدي، آموزش عقايد، ص 71-66.



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    قران
    نوشته
    72
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186



    نقل قول نوشته اصلی توسط ارشاد نمایش پست ها
    از چه آیات وروایاتی که هم درخور فهم آنها باشد وهم اثبات موضوع شده باشد می توان استفاده کرد
    با سلام خدمت دوست عزيز ارشاد
    الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (3)ملك
    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ (4)ملك
    همان كسى كه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريد؛ در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضادّ و عيبى نمى‏بينى! بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللى مشاهده مى‏كنى؟! (3)
    بار ديگر(به عالم هستى) نگاه كن، سرانجام چشمانت(در جستجوى خلل و نقصان ناكام مانده) به سوى تو باز مى‏گردد در حالى كه خسته و ناتوان است! (4)
    به اين عالم نگاه كن ببين چه زيبا در حال سير و حركت است چه دقيق كار ميكند هيچ جاي كم و كاستي ندارد
    چه كسي او را اداره و تدبير و تنظيم ميكند ؟؟



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    قران
    نوشته
    72
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186



    با سلام مجدد

    آياتي در باره علت وجود خداوند از قران خدمت ارائه شده
    آين آيات همان برهان نظم نيستتتتتتت بلكه برهان تدبير و اداره (به تعبير خودم ) ميباشد

    هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (29)

    او خدايى است كه همه آنچه را(از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد؛ سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود؛ و او به هر چيز آگاه است. (29بقره)

    هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (6)

    او كسى است كه شما را در رحمِ(مادران)، آن چنان كه مى‏خواهد تصوير مى‏كند. معبودى جز خداوندِ توانا و حكيم، نيست. (آل عمران 6)

    وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها في‏ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (97)

    او كسى است كه ستارگان را براى شما قرار داد، تا در تاريكيهاى خشكى و دريا، به وسيله آنها راه يابيد! ما نشانه‏ها(ى خود) را براى كسانى كه مى‏دانند، (و اهل فكر و انديشه‏اند) بيان داشتيم! (انعام 97)

    اگر كسي در محتواي اين آيات دقت كند بايد بپذيرد كهاين عالم در دست خداوندي عالم و قدرتمند اداره ميشود


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    قران
    نوشته
    72
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    186



    هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (29)

    او خدايى است كه همه آنچه را(از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد؛ سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود؛ و او به هر چيز آگاه است. (29بقره)

    هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (6)

    او كسى است كه شما را در رحمِ(مادران)، آن چنان كه مى‏خواهد تصوير مى‏كند. معبودى جز خداوندِ توانا و حكيم، نيست. (آل عمران 6)

    وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها في‏ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (97)

    او كسى است كه ستارگان را براى شما قرار داد، تا در تاريكيهاى خشكى و دريا، به وسيله آنها راه يابيد! ما نشانه‏ها(ى خود) را براى كسانى كه مى‏دانند، (و اهل فكر و انديشه‏اند) بيان داشتيم! (انعام 97)



  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود